| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
71
|
241
|
91/2/17 (14:22)
|
|
||
|
|
7
|
52
|
91/1/16 (10:34)
|
|
||
|
|
57
|
305
|
91/1/15 (19:03)
|
|
||
|
|
4
|
65
|
90/10/15 (22:00)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/2/23 (19:05)
|
|
||
|
|
18
|
94
|
89/11/30 (11:12)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
89/10/25 (23:00)
|
|
||
|
|
4
|
33
|
89/10/21 (16:57)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/4/23 (18:32)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
88/6/25 (22:20)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/1/22 (13:09)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
87/12/15 (19:29)
|
|
||
|
|
5
|
23
|
87/10/16 (14:43)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
87/10/10 (15:50)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
87/8/6 (11:43)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/4/21 (01:18)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
87/3/28 (01:19)
|
|
||
|
|
5
|
75
|
86/11/23 (11:08)
|
|
||
|
|
3
|
38
|
86/11/22 (21:28)
|
|
||
|
|
6
|
30
|
86/11/19 (11:02)
|
|
سلام
این زندگی نامه سردار می باشه كه خودم جمع كردم اما عكس نمی دونستم چجوری باید بزارم
یا علی
در بیست و نهمین بهار انقلاب اسلامی بر آن شدیم با مروری بر تاریخ چگونگی شكل گیری و پیدایش نهضت مبارزه تا به سرانجام رسیدن این حركت عظیم مردمی به رهبری بنیان گذار جمهوری اسلامی بپردازیم.
از همین روی با نگاهی گذرا بر تاریخ معاصر ، به بررسی و موشكافی زندگی نامه مردی بر آمدیم كه از سرمایه های این مبارزه و انقلاب بزرگ كه وجود ایشان برگی از مبارزات و رشادت های مردان انقلاب است بپردازیم .
مردی بزرگ كه راه همرزمان خویش را ادامه داد
و
اكنون سربلند و استوار بر تارك تاریخ پر افتخار انقلاب جمهوری اسلامی ایران می درخشد .
علی اكبر هاشمی رفسنجانی
امید آن كه این انقلاب به صاحب واقعی آن ، همانا امام زمان (عج ) تقدیم و در سایه وجود آن عزیز همام انقلابی جهانی بر پا و جهان از شر ظلم و استكبار رهایی یابد
علی اکبر دومین فرزند از 9 فرزند میرزا علی - یک روحانی کشاورز – است. او متولد 1313 هجری شمسی در بهرمان (به معنی یاقوت سرخ )، یکی از دهات قدیمی نوق – از جلگههای رفسنجان است.
نام خانوادگی هاشمی-با آن که سید نیست – به دلیل اینکه نام جد پدری وی حاج هاشم بوده ،انتخاب شده است.
در پنج سالگی به مكتب خانه رفت . درس رسمی مدرسه را به همراه گلستان و قرآن یاد گرفت، در سال 1327 هم زمان با ملی شدن صنعت نفت14 ساله بود كه به پیشنهاد پسرعمویش، محمد، تصمیم گرفتند همراه كاروان جهت تحصیل علوم دینی به قم آمد و پس از مدتی توانست از آیت الله بروجردی شهریه طلبگی بگیرد.
اما او كه دو چیز-مذهب وتجارت- را از پدر به ارث برده بود به مسایل سیاسی علاقه فراوان داشت و به دنیای مبارزه کشیده شد.
در همین دوران ، او که علاقه فراوانی به حضرت به امام خمینی (ره) پیدا کرده بود از شاگردان امام گردید و در حوزه علمیه قم دروس مختلف را در محضر استادانی بزرگوار چون آیات عظام بروجردی، امام خمینی (ره )، داماد، گلپایگانی، شریعتمداری، حایری یزدی، نجفی مرعشی، علامه طباطبائی، زاهدی و منتظری آموخت.
هاشمی که در سال 1337 ازدواج کرده است اینگونه نقل می کند که :
((در سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجتالاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهرهمند بودند. همسرم از خانوادهای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزهها دارد. ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان – زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم – گذاشته شد.))
در سال 1338 با همكاری شهید باهنر در دوران طلبگی اقدام به راه اندازی مجله مكتب تشیع کرد ،ایشان درباره این نشریه میگوید:
«در پوشش مكتب تشیّع موفق به ایجاد یك شبكه فرهنگی – سیاسی فراگیر در كشور شدیم. پس از باز شدن فضای سیاسی بعد از شهریور 1320، گروههای ملیگرا و تودهای، میداندار مسائل سیاسی و اجتماعی در مطبوعات بودند و فضا برای مذهبیها بسیار تنگ بود. در این نشریه مسائل اجتماعی و سیاسی به شكل نو و بدیع توسط بهترین متفكران اسلامی عرضه میشد.»
درسال 1342خدمت سربازی برای طلبه ها اجباری گشت ایشان در 21 فروردین سال 1342 پس از حادثه فیضیه دستگیر و جزء اولین طلاب به سربازی اعزام شد. وی در پادگان به عنوان اولین اقدام طی یك بحث رودرو با فرمانده پادگان، اعزام طلاب به سربازی را صریحاً محكوم كرد و با اینكه هنوز بیشتر از سه روز از شروع سربازی اجباری نمیگذشت، فرمانده لشكر او را به اسم میشناخت. در آن دوران در پادگانها رسم بر این بود كه سربازان را به صورت دستهجمعی و گهگاه عریان به حمام میبردند.این سنت غلط و همچنین اجبار تراشیدن محاسن با تیغ و فحاشی به سربازان با اعتراض هاشمی رسماً توسط تیمسار پیروزنیا لغو شد. ایشان از بیم اینكه امام برای رهایی طلاب امتیازی به رژیم بدهند، طی نامهای با عنوان معظم له خاطر نشان كرد كه پادگان برای طلاب دنیای جدیدی است و هیچ مشكلی وجود ندارد و اگر طلاب به طور گسترده در سربازخانهها شركت كنند، ارتش عوض خواهد شد. در عصر عاشورای سال 42 فرمانده نیروی زمینی ارتش وارد پادگان شد و به محض ورود، دستجات وعظ و عزاداری را كه توسط طلاب سرباز هدایت میشدند، مشاهده كرد و معترضانه گفت: «طلبهها پادگانها را به مسجد تبدیل كردهاند.» سپس دستور داد مجالس وعظ و روضهخوانی تعطیل شود. هاشمی رفسنجانی پس از فاجعه خونین 15 خرداد و احساس خطر، در 21 خرداد 1342 با اخذ مرخصی از پادگان خارج شد و دیگر مراجعت نكرد.در حقیقت او از سربازخانه فرار كرد و به اجبار مخفی شود .
در مبارزات و فاصله بین دستگیری هایش، چاپخانه ای را تأسیس کرد که کتابهایی در زمینه اسلام و تاریخ ایران به چاپ می رساند. خود وی نیز چندین کتاب نوشت از جمله كتاب :
«سرگذشت فلسطین یا كارنامه سیاه استعمار» تألیف اكرم زعیتر را در مدت چهار ماه ترجمه وبا افزودن مقدمهای كه در واقع منشور اعتراضیهای بر سلطه داخلی و استعمار خارجی و نمایاندن وضع مسلمانان و به ویژه مظلومان فلسطین بود منتشر كرد که با توجه به ارتباط رژیم شاه با اسرائیل ، ممنوع الچاپ بود.كتاب سرگذشت فلسطین اثر عمیقی در بین روشنفكران و مبارزان آن روزگار بجا گذاشت. برای نمونه مرحوم دكتر مصدق به یكی از دوستان خود نوشت: «از كتاب سرگذشت فلسطین بسیار استفاده نمودم و حیفم آمد كه این كتاب در گوشهای بماند و مورد استفاده قرار نگیرد.» وی همچنین مبلغی را هم برای خرید و پخش این كتاب اختصاص داد.
همچنین هاشمی کتاب «امیر کبیر ، قهرمان مبارزه با استعمار» رادر اسفند سال 46 و در همین ایام به رشته تحریر در آورد.
در نیمه دوم سال 43 بدنبال تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی و دیگر افراد تبعه آمریكا موسوم به كاپیتولاسیون، آتش مبارزه گرمتر شد. هاشمی توانست با تهیه صورت مذاكرات لایحه مزبور، امام را در جریان ریز مسائل قرار بدهد. امام(ره) نیز به شدت شاه، آمریكا و اسرائیل را مورد حمله قرار دادند كه در نیمه شب 13 آبان 1343 نیروهای امنیتی منزل امام را در قم محاصره و پس از دستگیری، معظم له را به تركیه تبعید كردند. پس از تبعید حضرت امام (ره)، هاشمی و یارانش ابتدا نشریه بعثت و بعدها نشریه انتقام را با مشی صریح مخالفت با رژیم پهلوی منتشر كردند و در 29 بهمن سال 1343 به همراه جمعی از علماء و فضلاء در اعتراض به جو اختناق و تبعید حضرت امام خمینی(ره) نامه سرگشادهای با عنوان نخستوزیر وقت (هویدا) تهیه و امضاء نمودند و در پایان درخواست كردند در اسرع وقت رهبر شیعیان جهان را به قم عودت دهند. جالب توجه اینكه در این نامه سرگشاده برای اولین بار از امام(ره) به عنوان رهبر شیعیان جهان یاد میشود كه دارای بار سیاسی عمیقی است. سپس در نامه سرگشاده دیگری با عنوان هویدا و با امضاء فضلا و محصلین كرمانی، نسبت به عدم رعایت شئونات روحانیت از سوی دولت و تصویب مصوبههای مغایر با نظر مراجع تقلید شیعه و اعمال سانسور و تبعید حضرت امام (ره) اعتراض نمود.
در اسفند ماه سال 1343، به اتهام اقدام علیه امنیت كشور دستگیر و پنج ماه در زندان ماند. در زندان و در طی این سال ها کمک های مالی کلانی برای پیشبرد اهداف آزادی خواهان مذهبی انجام داد .كه در 14 تیرماه 1344 با فشار علما و مراجع بزرگ از زندان آزاد شد.در ششم دی ماه 1344 وارد نجفآباد شد. علیرغم ممنوعالمنبر بودن، به منبر رفت و در پایان یك سخنرانی حماسی برای سلامتی امام خمینی(ره) دعا كرد و بلافاصله پس از پایین آمدن از منبر توسط شهربانی دستگیر و به ساواك هدایت شد.
مهمترین حضور هاشمی در مجامع دانشجویی در آذر 1349 در دانشكده فنی دانشگاه تهران است. ایشان در این جلسه شدیداً استعمار را مورد حمله قرار دادند و از دانشجویان خواستند با درس خواندن، ایران را از وجود كارشناسان خارجی بینیاز كنند. حضور ایشان در مجامع دانشجویی با استقبال بینظیر و كم سابقه مواجه شد.
یكی از منابع ساواك استقبال از او در دانشكده فنی را این چنین گزارش داده بود: " تعداد دانشجویانی كه در آمفی تئائر جمع شده بودند، حدود 700 الی 800 نفر بودند كه پس از پایان سخنرانی مشارالیه شدیداً برای او ابراز احساسات كرده و كف میزدند به طوری كه تاكنون چنین استقبالی از هیچ یك از سخنرانان بعمل نیامده است"
ساواك در تاریخ 14/7/1350 و به بهانه نامه ارسالی به حضرت امام خمینی(ره) مبادرت به دستگیری وی كرد كه با فشار علما در تاریخ 5/2/1351 آزاد شد هاشمی هنوز باگروههای مبارز شناخته شده و ناشناس همكاری میكرد ، دیری نپایید كه پیشنهاد تبعید و سپس حكم دستگیری وی صادر شد. سه ماه از غیبت او میگذشت، بدون اینكه ساواك بتواند كوچكترین اثری از وی بدست بیاورد. بالاخره ساواك ایشان را در تاریخ 6/6/1351 توسط شهربانی كرمان در رفسنجان دستگیر كرد و به ساواك محل تحویل داده شد و پس از یك روز به همراه مأمورین مسلح به تهران و در تاریخ 14/6/5113تحویل زندان قزل قلعه شد. ساواک نتوانست دلیل مستندی ارائه نمایند، ناچار با قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران به قید وجه التزام مبلغ 50 هزارریال در تاریخ 19/6/51 هاشمی را آزاد کرد.
سال 1352 و 1353 با تعطیلی جلسات سخنرانی، توانست بدون اطلاع ساواك دوبار از كشور خارج شده و با مبارزان خارج از كشور ملاقات كند . ساواك بدلیل بیاطلاعی از محتوای آنها نتوانست پروندهای در این خصوص تشكیل دهد. سكوت تاكتیكی هاشمی با توجه به سوابق مبارزاتی شجاعانه وی در این دو سال شدیداً ساواك را به واهمه انداخت. بیم ساواك از فعالیتهای احتمالی سرّی و همچنین مسافرت به خارج از كشور باعث شد كه هاشمی در تاریخ 1/9/1354 دستگیر شود. و به مدت طولانی تا پاییز 1357 در زندان بسر برد.
بعد از انقلاب و در سال 1359 اقدام به صحبت و راضی كردن كارگران شركت نفت به شكستن اعتصاب برای تامین سوخت داخلی کرد .
بعد از پیروزی انقلاب هاشمی در دیدار با امام (ره) عنوان كرد كه همه به این نتیجه رسیدهایم كه نقص اساسی ما نداشتن حزب است. امام كه تا آن زمان موافق تأسیس حزب نبودند، با ملاحظه نقش احزاب در آن زمان موافقت كردند. بدینسان مجوز تشكیل حزب جمهوری اسلامی صادر شد. هاشمی که عضوشورای انقلاب بود حزب جمهوری اسلامی را بنیان نهاد .
هنوز 4 ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود كه وی در تاریخ 4/3/1358مورد سوء قصد و ترور قرار گرفت. امام (ره) به شكرانه سلامت او پیام تاریخی را صادر كرد كه نشانگر عمق علاقه امام(ره) به هاشمی است. معظم له در پیام خود فرمودند:
((جناب حجتالاسلام مجاهد متعهد هاشمی عزیز! مرحوم مدرس كه به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.))
انتخاب حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی از سوی امام (ره) جهت قرائت حكم نخستوزیری مرحوم بازرگان در كنار پیام امام به مناسبت سلامتی وی جایگاه ویژه ایشان نزد امام را مشخص ساخت.
بعد از استعفای دولت موقت و برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری سرپرستی وزارت كشور را عهده دار شد.
در سال 1359 به همراه شهید چمران، نماینده امام در شورای عالی دفاع و فرمانده ستاد جنگ های نامنظم شد و همزمان به مجلس رفت در دوران جنگمدتی قائم مقام فرماندهی كل قوا بود.
و اما جنگ...
تا سال 1368، سه دوره متوالی نماینده مردم تهران شد. پس از جنگ، دو دوره متوالی رئیس جمهور شد. در این دو دوره، علاقه و توجه اصلی او به فعالیت های عمرانی بود.
حکم تنفیذ اولین دوره ریاست جمهوری او توسط مقام معظم رهبری که - این دوبزرگ برای اولین بار در درس خارج فقه مرحوم آیتالله داماد با هم برخورد و سپس این دوستی در یك سفر مشترك برای زیارت عتبات عالیات در عراق مستحكمتر شد. بعد از این سفر آیتالله خامنهای كه در مشهد تحصیل میكردند، به قم منتقل شدند و این باعث شد كه مراودتها ادامه یابد. دوستی این دو به خاطر همفكری كامل و همكاری مبارزاتی عمیقتر شد و اوج آن در حضور مشترك در جمعیت سرّی موسوم به «اصلاح حوزه» بود كه پس از كشف، باعث تعقیب، متواری شدن و زندگی مشترك آنها در خفا شد- بدین شرح است: «اینجانب، ضمن سپاس مجدد از الطاف نهان و آشکار حضرت حق تعالی (جلّت عظمته)، به پیروی از ملت عظیم الشأن و با معرفت به مقام و مرتبت یاور صمیمی امام و شخصیت برجسته ی نظام جمهوری اسلامی و بازوی توانا و زبان گویای آن، جناب آقای هاشمی رفسنجانی (دامت تأییداته)، رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می کنم».
و در دوره دوم نیزبدین ترتیب :
«اینجانب ضمن تبریک به ملت عزیزمان برای این حُسنِ انتخاب، و با معرفت به مقام و مرتبت والای شخصیت برجسته و چهره منوّر نظام جمهوری اسلامی و رکن رکین انقلاب و بازوی توانا و زبان گویای آن، جناب آقای هاشمی رفسنجانی دام علاه، رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می کنم».
در این دو دوره، علاقه و توجه اصلی او به فعالیت های عمرانی بود.به همین دلیل و پاس خدمات برجسته به عنوان سردار سازندگی نائل آمد .
«نکته ی دیگر این است که بحمدالله کشور در طریق رشد و توسعه حرکت می کند. این یک امر محسوس است. حقیقتاً کار سازندگی در کشور، جدّی گرفته شده است و هر کس که این موضوع را انکار کند، بلاشک بی انصافی کرده است؛ چون مملکت به شکل تعجّب برانگیز و تحسین آمیزی به سمت سازندگی حرکت می کند».
وی این دو دوره را اینگونه باز می خواند که:
"این دوره ی هشت ساله برای کشور، یک دوره ی بسیار پرکار و پرتلاش و پرعاید، و حقیقتاً دوره ی بازسازی بود. بازسازی برای ما یک آرزو بود.
من فراموش نمی کنم، روزهای بعد از جنگ در آن جلسه ای که به دستور امام تشکیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهای بزرگی را در آن نوشته ها آوردیم، بحث کردیم و تصور کردیم، که ان شاءالله در طول چندین سال انجام بگیرد. آنچه که در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است؛ و حقیقتاً کشور بازسازی شد".
او می گفت:
«ما می خواهیم سازندگی شود و کشور رونق اقتصادی و پیشرفت مادّی پیدا کند و از لحاظ اقتصادی رشد کند، تا بتواند به عدالت اجتماعی نزدیک شود و فقیر نداشته باشیم؛ تا دیگر، طبقات محروم در جامعه، احساس محرومیت نکنند و محروم نباشند؛ تا منطقه ی محروم در کشور نداشته باشیم و فاصله بین فقیر و غنی، روز به روز کمتر شود».
و
«رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسأله اول نیست. آنچه در درجه اول است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد».
او پس از سال 76 به انتخاب رهبر انقلاب به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت پس از واگذاری ریاست جمهوری به منتخب مردم در خرداد 76 در تاریخ 12/5/76 به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ساختمان قدس مستقر شد و كار جدید را به امید سربلندی نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز نمود.
ایشان در تاریخ 25/10/1376 طی نامهای به آیت الله خامنهای نوشت: «با عنایت به بند یك اصل 110 قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تهیه پیش نویس تعاریف و عناوین سیاستهای كلی، كمیسیونی را تشكیل داد. این كمیسیون پس از بحث و بررسی پیرامون موضوعات مختلف از جمله پیشنهادهای بعضی از اعضای مجمع، نهایتاً طی 17 جلسه عناوین سیاستهای كلی نظام را تهیه و به مجمع ارائه نمود و اعضای مجمع نیز با بررسی كامل موضوعات و بحثهای طولانی برای رعایت اصل اختصار در تعیین عناوین در نهایت طی 12 جلسه به جمعبندی دست یافتند.
به هر حال سیاستهای كلی نظام پس از تصویب در مجمع تشخیص مصلحت جهت تصویب نهایی برای رهبر معظم انقلاب ارسال شد و معظم له نیز در
تاریخ 15/10/1377 طی نامهای به آیتالله هاشمی رفسنجانی، مصوبه را «حاكی از تعمق در موضوع و بسیار خوب» خواندند و از مجمع خواستند«عناوین دارای الویت» را تعیین كنند.و تاكنون در این پست به خدمت خود ادامه می دهد.
و این برگی بود از تاریخ انقلاب و زندگی مردی از این نهضت پر شكوه و عظیم...
خدا رحمت کند قیصر امین پور را ،عجب زیبا گفته:
دردهای من
جامه نیستند
تا زتن درآورم
چامه وچکامه نیستند
تا به رشته سخن درآورم
نعره نیستند
تا زنای جان برآورم
دردهای من نگفتنی است دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
دردمردم زمانه است
مردمی که چین پوســـتینشان
مردمی که روی آســـــتینشان
مردمی که نام هـــــــــــایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده سرودنم
درد میکند
معاون سابق وزیر اطلاعات مطرح كرد:
پشتپرده نامه جنجالی هاشمیرفسنجانی به رهبر انقلاب از زبان علی هاشمی
خبرگزاری فارس: معاون سابق وزیر اطلاعات واقعیتهای تامل برانگیزی درباره هدف هاشمی رفسنجانی از نوشتن و انتشار فوری نامه جنجالیاش به رهبر معظم انقلاب افشا كردهاست.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8910180836