| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
1
|
91/1/28 (10:08)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/11/7 (16:23)
|
|
||
|
|
10
|
27
|
88/11/26 (12:33)
|
|
||
|
|
5
|
65
|
88/1/27 (15:30)
|
|
||
|
|
4
|
46
|
87/7/8 (23:52)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
87/6/5 (18:16)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
87/6/5 (18:15)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
86/7/21 (19:08)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
85/11/19 (21:56)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
85/8/25 (19:15)
|
|
||
|
|
1
|
32
|
85/7/16 (16:46)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
85/6/31 (06:22)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
85/6/28 (21:51)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
85/6/5 (14:33)
|
|
||
|
|
2
|
32
|
85/6/5 (10:24)
|
|
||
|
|
3
|
49
|
85/6/4 (10:36)
|
|
اولین خاطره مربوط میشه به حال و هوای مصطفی تو جبهه و بین بچه ها . یکی از همرزمان مصطفی گفتند که : قبل از عملیات ها همیشه برنامه توسل برپا بود و مصطفی همیشه جلودار بود و دستی در برپایی اون ها داشت . می گفت خوب بلد بود چطور بچه ها رو هوایی کنه . می گفت : هیچ کس مثل مصطفی نمی تونست بچه ها رو وصل کنه و همین طور انرژی ای که بچه ها برای عملیات حاصل می کردن از همین جور توسلات بود که مصطفی در این خیر عظیم هم جلودار بود .
کس دیگری می گفت از قول خود شهید که : وقتی در قم طلبه بوده 5 شنبه ها کارگری می کرده و غروب هر پنجشنبه که از کار بر می گشته پیاده راه می افتاده سمت جمکران . در طول راه فقط می گفته یابن الحسن و در ضمن مثل دیوونه ها پابرهنه می رفته و می دویده ( حتما دیوونه های حضرت رو دیدید ، از همون دیوونه ها که ... ) .
می دونید چی می خوام بگم ، نمی دونم تا حالا آبی که از چشمه میاد بیرون رو توی دستتون گرفتید و تماشاش کردید یا نه . اما بذارید بگم : آبی که از چشمه میاد بیرون ، از دل زمین ، با بقیه آب ها فرق می کنه ، خیلی زلاله ، خیلی هم شفافه . وقتی توی دستت می گیری هیچ چیزی غیر از شفافیت و زلالی نمی بینی . مصطفی و مثل اون ها همون آبی هستند که گلچین شدند . از چشمه ی همون توسل ها ، همون یابن الحسن ها ، اون ها از چشمه ی ائمه اومدن و جوشیدن . از عمق زمین خدا . از عمق ...