userinfo close

  ,

رابیندرانات تاگور


rabindranat_tagore

تاسیس: 27 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نسترن م - معاونان
در كوهستان آرامش موج برمی دارد تا بلندای خودش را نظاره كند در بركه حركت آرام می گیرد تا در عمق خود اندیشه كند ...
 

عنوان بحث

مریم وزیری , mrym_vzr
مریم وزیری - 17:05 1390/05/1

شاعرانه

کنار پیچ خیابان زنی که ناباور

نشسته.سفره ی شعرش پر از هوای سفر

 

و یک غزل که به آخر رسید و شد بن بست

شبیه کوچه ی بیمار،کور،لال و کر

 

عروسک نگه اش در پی نگاهی ناب

و روزهای قشنگی که بود ابری و تر

 

و زن که خسته نگاهش به سفره می افتد

که خالی است ندارد درون خود دیگر

 

نه شور و شوق غزل نه هوای شعری نو

تهی ست از تب شعری که خوانده در دفتر

 

هنوز هم به زمین شاعرانه می نگرد

همان دو بیت قشنگش که مانده بی یاور

 

و حال اخر شعرم دوباره زنده شده

غبار خاطره های کبود یک مادر

 

چقدر لحظه ی نابی ست ناگهان یک زن

کنار مرگ خودش میپرد از این دفتر

 

و حال صفحه ی اخر،زنی که می میرد

و سفره ای که تهی بود در تمام سفر

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.