userinfo close

  ,

قورتولوش


qurtulush

تاسیس: 20 آبان 1388  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بهار احمدی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
238
276
90/6/24 (15:52)
7
78
90/4/6 (12:33)
36
134
90/2/4 (16:42)
3
17
89/11/4 (16:51)
13
135
89/10/24 (17:59)
101
462
89/5/10 (20:11)
126
296
89/3/24 (11:28)
0
10
89/2/9 (10:54)
2
23
89/1/9 (20:56)
1
8
88/12/4 (17:18)
8
54
88/11/14 (15:21)
2
59
88/10/27 (19:05)
8
35
88/10/22 (18:55)
4
32
88/10/22 (18:54)

عنوان بحث

نسیم بهارلی  , baharli
نسیم بهارلی - 12:20 1388/10/15

نظری بر فیلم "تكم چی" ساخته یدالله صمدی


  مهندس ابراهیم رشیدی  ( ساوالان )

روز دوم فروردین ساعت 22 فیلم سینمایی تكم چی از شبكه استانی اردبیل پخش شد. "علیرضا احدی" فیلم نامه نویس، "مجید مظفری" تهیه كننده و "یدالله صمدی" كارگردان این مجموعه می باشد. قبل از هر چیزی باید بگویم كه در جهنم شوونیستی ایران كه از هر امكانی برای نابودی فرهنگ آذربایجان استفاد می شود، ساخت و پخش چنین فیلمی جای تقدیر و تشكر دارد؛ ولی این فیلم از برخی جهات قابل ملاحضه می باشد. "تكم" یعنی بز نری كه پیشاپیش گله حركت می كند. یكی از رسوم كهن آذربایجان كه هنوز هم در منطقه موغان، اردبیل و مشگین اجرا می شود تكم گردانی است. تكم چی در اسفند ماه عروسك بزی زرد مو را در دست گرفته و با گرداندن آن شروع به خواندن شعر هایی می كند كه حكایت از آمدن بهار و پایان سرماست و مردم هدایایی به این پیام آوران بهار می دهند.

خلاصه فیلم:

دختری اردبیلی به نام آلما در دانشكده هنر تهران مشغول تحصیل است. او از ترك بودنش خجالت می كشد و همیشه كتمان می كند. تا این جای فیلم واقعیت تلخ، انسان مسخ شده آذربایجانی است. انسانی كه هیچ چیز از فرهنگ و هویت خود نمی داند، یعنی اجازه نمی دهند كه بداند! در اولین تماس با افراد سایر فرهنگ ها از بی هویتی خود خجالت می كشد و وقتی كه افراد بی فرهنگ تر از او مسخره اش می كنند چیزی برای اثبات هویتش ندارد، این خجالت و فرار از خویشتن را درونی می سازد. از نظر من حتی آنهایی كه امروز به زبان خود درس می خوانند و توفیق آشنایی با تاریخچه فرهنگی خود را دارند، باید از اینكه عضوی از این كوره فرهنگ سوزی هستند خجالت بكشند. پدر آلما برای كار به تهران می آید. این حاصل سانترالیسم بی رحم سرمایه گذاری در مناطق فارس نشین ایران است، كه پدران ریش سفید ما برای كار آواره شهر های آنها می شوند. اماحضور پدر باعث سر افكندگی آلما در پیش دوستانش می شود. پدر كه تكم چی زادگاه خود است، در قهوه خانه مشغول اجرای این رسم اساطیری آذربایجان می شود. آلما به این دلیل كه پدرش باعث آبرو ریزی است با او دعوا می كند و پدر به وطن باز می گردد، ولی آراز پسر عموی آلما به دعوت استاد نقاشی در جشنواره فرهنگ عامه، مراسم تكم گردانی را به نمایش می گذارد.

ملاحظات فیلم:

انتخاب اسامی آلما، جئیران و آراز برای شخصیت های فیلم نشانگر فهم نویسنده از فرهنگ آذربایجان است و قابل تقدیر می باشد. مانند همه فیلم هایی كه با حضور مشترك دو عنصر فارس و ترك ساخته می شود حاج خانم (رئیس انجمن خیریه) و بانوی پیر مهربانی كه آلما از او نگهداری می كند فارس است و آراز و حیدر (مخابراتچی ترك) عقب مانده ذهنی هستند. این دیدگاه فیلم لایق سرزنش می باشد. پیش داوری و تصورات قالبی نژاد پرستان حاكم بر ایران سازندگان فیلم را رها نمی كند. پدر آلما هنگامیكه دم در منتظر آلماست چاقوی خود را در آورده و مشغول پوست كندن تكه چوبی می شود(چرا؟) بانوی پیر با وجود بیماری باز هم به زیارت می رود، ولی پدر آلما به خاطر كار، جشن مبعوث رسول را رها می سازد.

هنگامیكه استاد نقاشی از آلما می پرسد«شما ترك هستید؟» همه هم كلاسی ها می خندند و استاد دوباره می گوید« ببخشید شما آذری هستید؟» و حكایت همیشگی ترك و آذری تكرار می شود. بجا بود استادی كه از فرهنگ بومی صحبت می كرد، جمله ای در ملامت هم كلاسهای بی فرهنگ آلما می گفت.

آلما در قسمت پایانی فیلم زمانیكه در جشنواره مقابل دروبین قرار گرفت چنین گفت: فرهنگ، گویش و لباس مناطق مختلف برای مردم مثلاً تهران جالب است، ولی چون آنها از تاریخچه آن رسم یا فرهنگ اطلاعی ندارند، نمی توانند آنرا بفمند.

 ما در اینجا دو قسمت جمله آلما را توضیح می دهیم. ابتدا با پدیده ای بنام اگزوتیسم روبرو هستیم معنای لغوی اگزوتیسم علاقمند به خصوصیات طبیعی (مثلاً آب و هوا  یا گیاهان و غیره) و یا ویژگی های زندگی مردمان كشور های خارجی است؛ لیكن این كلمه در مورد هر كشور خارجی استعمال نمی شود. مثلاً فرانسوی ها زندگی انگلیسی ها را اگزوتیك نمی خوانند، چون آنها را هم شأن خود می دانند. اگزوتیسم معمولاًدر مورد جوامعی با فرهنگ و تمدن پست اما با برخی خصوصیات "جالب " بكار می رود. مثلاً اروپاییان فرهنگ آفریقا را " جالب" می دانند. وقتی آلما می گوید این فرهنگ ها برای مردم تهران "جالب" است، یعنی پَست، ولی با استثناهایی شگفت.

اینك بحث اصلی ما در مورد تكم است، برای اطلاع میلیون ها "آلما"ی وطنم كه از تاریخ این رسم اطلاعی ندارند. استاد نقاشی در توضیح تكم گفت «تكم گردانی از رسم های همه مناطق ایران مخصوصاً شمال شرق و شمال غرب است.» این قسمت توضیحات فیلم غلط است و نیاز به تصحیح دارد. در اساطیر ترك ها زمستان پایان خلقت است. سرمای سخت بر همه جهان سیطره یافته است. پیرزنی(قاری) در بالای آسمانهاست و مدام موهای سفیدش را تكان می دهد و برف ( قار ) می ریزد. طبیعت پیر می شود و همه جا سفید می پوشد. گرگ مقدس مأمور كشتن پیرزن (قاری) برف ریز می شود و ضرب المثل عامیانه "قورد قارییا یئریكلر"(گرگ هوس خوردن پیرزن را دارد) شكل می گیرد، پایان خلقت است و چیزی به قیامت نمانده و ضرب المثل "قوردلا قیامته قالماق"( با گرگ به قیامت[پایان خلقت] ماندن) هنوز هم به افرادی كه بسیار پیر هستند، بكار می رود و گرگ پیر(قوجا قورد)مؤفق می شود تا خلقت را نجات دهد. اولین حیوانی كه برای یافتن علف بیرون می رود بز است، كه "میر علی سیدوف" از آن در كتاب "یاز بایرامی" به عنوان سمبل بهار یاد می كند؛ باستانی پاریزی در صفحه 401 و 402 كتاب"كوچ هفت پیچ" می نویسد: یكی از كهن ترین متون دوره اشكانی منظومه ای به زبان اشكانی با عنوان درخت آسوریك است. این كتاب در حقیقت ماجرای جدال لفظی بین درخت خرما و یك بز است. پروفسور زهتابی و دكتر علی كمالی در صفحه 82 كتاب "تئلیم خان" این منظومه را متعلق به دوره سومری می دانند كه در آن بز سمبل دامپروران كوهستان (اقوام التصاقی زبان) و خرما سمبل كشاورزان سامی زبان است و در این منظوم بز به عنوان سمبل اقوام التصاقی زبان می باشد. "عبدالقادر اینان" در كتاب "شامانیزم" تصاویر بز بر روی سفالینه ها را به اعتقادات اساطیری مربوط به ادوار بسیار دور نسبت داده و می نویسد: در بین خلق های ترك، بز رمز بهار، محصول و نعمت می باشد. در بین تعداد زیادی از خلق های ترك بخصوص در بین "قوواها" در مراسمی كه در پیوند با جمع خانوادگی برگزار می گردد، از بز زرد مو استفاده می شود. میر علی سیدوف رنگ زرد این بز را مظهر خورشید و ‌آمدن بهار می داند. ایشان در صفحه 442 كتاب "آذربایجان خالقینین سوی كؤكونو دوشونر كن" می نویسد در روایت های تركمن و قزاق اسطوره بز كمی با هم متفاوت است و اگر دقیق تر بگوییم نقش اسطوروی بز در روایت قزاق بیشتر نمایان است. برگرداننده این كتاب به الفبای عربی آقای "رحیم شاوانلی" در پاورقی همین مبحث اضافه می كند «بز در میان ترك هایی كه در ایران امروزی ساكن هستند حالت مقدس داشته است، طایفه بزرگ تركان خراسان چاپیشلی (چاپیش یعنی بزغاله) نام دارد.» حال با توضیحات فوق چگونه استاد هنر دانشگاه، تكم گردانی را از رسم های همه مناطق ایران می داند؟ و چرا بجای تركان خراسان و تركان آذربایجان از لغات شمال شرق و شمال غرب استفاد می كند؟ این سوالی است كه باید تهیه كنندگان فیلم پاسخ دهند.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
eyvaz taha , babektaha
eyvaz taha - 14:35 1388/10/16
8

به بهانه پخش فیلم "تکم چی" از شبکه سه ایران؛ پساپرده های فیلم حاکی از سیاست های نژاد پرستانه ی فارس هاست



اویرنجی : "آلما" از ترک بودنش خجالت می کشد، از شغل پدرش خجالت می کشد، هویتش را نمی شناسد و پنهان می کند و در مقابل سوال استادش که می پرسد: آیا شما ترک هستید؟ با خنده ی همکلاسی هایش روبرو می شود.

آلما سرگذشت آلمای "تکم چی" نیست که سرگذشت هزاران و صدها هزاران دختر و پسر ترک و کرد و عرب و بلوچ ایران است. فیلم تکم چی ساخته ی یداله صمدی در ابتدا سعی دارد آلما را در غالب دختری که هویت خود را نمی شناسد نشان داده و به مردم بگوید که هویت هر فرد محترم و قابل ستایش هست. اما از چه رو معلوم نیست که این فیلم در پسا پرده های خود باز از سیاست شونیسمی فارس ها در امان نمی ماند. توجه به نکات ریز این فیلم سیاست تحقیر و به باد فراموشی سپردن زبان و فرهنگ ترکان ایران را عریان می سازد.

ابراهیم رشیدی از فعالان حرکت ملی آذربایجان در نقد این فیلم می نویسد: " انتخاب اسامی آلما، جئیران و آراز برای شخصیت های فیلم نشانگر فهم نویسنده از فرهنگ آذربایجان است و قابل تقدیر می باشد. مانند همه فیلم هایی كه با حضور مشترك دو عنصر فارس و ترك ساخته می شود حاج خانم (رئیس انجمن خیریه) و بانوی پیر مهربانی كه آلما از او نگهداری می كند فارس است و آراز و حیدر (مخابراتچی ترك) عقب مانده ذهنی هستند. این دیدگاه فیلم لایق سرزنش می باشد. پیش داوری و تصورات قالبی نژاد پرستان حاكم بر ایران سازندگان فیلم را رها نمی كند. پدر آلما هنگامیكه دم در منتظر آلماست چاقوی خود را در آورده و مشغول پوست كندن تكه چوبی می شود(چرا؟) بانوی پیر با وجود بیماری باز هم به زیارت می رود، ولی پدر آلما به خاطر كار، جشن مبعوث رسول را رها می سازد."

وی در بخش دیگر به متن فیلم اشاره می کند در همان جا که استاد آلما از او سوال می کند؛ آیا شما ترک هستید؟ زبان به نقد می گشاید: " هنگامیكه استاد نقاشی از آلما می پرسد«شما ترك هستید؟» همه هم كلاسی ها می خندند و استاد دوباره می گوید «ببخشید شما آذری هستید؟» و حكایت همیشگی ترك و آذری تكرار می شود. بجا بود استادی كه از فرهنگ بومی صحبت می كرد، جمله ای در ملامت هم كلاسهای بی فرهنگ آلما می گفت."

رشیدی به قسمت پایانی دیالوگ می پردازد و می نویسد: " آلما در قسمت پایانی فیلم زمانیكه در جشنواره مقابل دروبین قرار گرفت چنین گفت: فرهنگ، گویش و لباس مناطق مختلف برای مردم مثلاً تهران جالب است، ولی چون آنها از تاریخچه آن رسم یا فرهنگ اطلاعی ندارند، نمی توانند آنرا بفمند.

 ما در اینجا دو قسمت جمله آلما را توضیح می دهیم. ابتدا با پدیده ای بنام اگزوتیسم روبرو هستیم معنای لغوی اگزوتیسم علاقمند به خصوصیات طبیعی (مثلاً آب و هوا  یا گیاهان و غیره) و یا ویژگی های زندگی مردمان كشور های خارجی است؛ لیكن این كلمه در مورد هر كشور خارجی استعمال نمی شود. مثلاً فرانسوی ها زندگی انگلیسی ها را اگزوتیك نمی خوانند، چون آنها را هم شأن خود می دانند. اگزوتیسم معمولاًدر مورد جوامعی با فرهنگ و تمدن پست اما با برخی خصوصیات "جالب " بكار می رود. مثلاً اروپاییان فرهنگ آفریقا را "جالب" می دانند. وقتی آلما می گوید این فرهنگ ها برای مردم تهران "جالب" است، یعنی پَست، ولی با استثناهایی شگفت."

eyvaz taha , babektaha
eyvaz taha - 14:27 1388/10/16
7
mən də bu filmə baxdım və çoxlu gərçekləri gördüm
doğrudan da bizim millətdə elə insanlarimiz vardiki ayaxlari tehrana açilanan sonra day özlüklərinən çixilar
məyə şovonismin bunan başqa bir isteyi var ki birin biraz tehqir elemeylə özlüyün dansin?
محمد پورعبدالله , umudsuz
6

Yaşa Nəsim Xanım. Var ol səni. Faydalandım

آیدین گوربولاق , diliyasak
آیدین گوربولاق - 20:48 1388/10/15
5
ساغول وطنداشیم
چوخ گؤزل و آیرینتیلی آنلاتمیشدین بونا گؤره تشکـّور ائلیرم
آما بیلیرسیز نه وار دوستوم!
بیز بیر شونیستی، بوغولماق قورخوسوندان ال ایاق ووران و ظالیم دیکتاتور حاکیملرین باسقی سی آلتیندا عؤمور سووروق
بونا گؤره ده بو ظالیملردن هئچ گؤزلدیغیمیز شئی یوخدور
سیز گؤزل نوکته لره ال قویموسوز بو فیلمده
منجه ایندی بیزیم میللتیمیز آییلیب و چوخ گوجلودور
بونا گؤره ده بیز بو میللتین اؤز گوونین آرتیرماق اوچون چالیشمالی و اونلاری اؤزلرینین نه قدر داها کولتورلو و باشاریلی اولدوقلارین آپ آچیق اؤزلرینه دئملییق
بیر اؤرنک وئریم
سیز بیر فیلمدن آنلایان اولاراق، بیر باشقاسی بیر باشقا سئکتؤرده اولدوغو شکیلده بو میللتین باشاریلارین بوغازیمیزین سون گوجو ایله باغیریب و میللتیمیزه چاتدیرمالییق
بو میللتین چوخو بئله دوشونور کی فارسلارین دئدیکلری دوغرودور آنجاق  دئدیکلری بیزی سیخیر
بیز بو دوشونجه نی دئیشملییق
یاشاسین میللتیم
یاشاسین آذربایجانیم
علی شاهی , shahy
علی شاهی - 20:41 1388/10/15
4

سلام

هرچند فیلمنامه نویس فیلم کسی غیر از آقای صمدیست اما بعضی از دیالوگهای فیلم از فیلمسازی مثل صمدی که در زمان ساخت سارای جمله زیبایی در مورد زبان ترکی گفته بود ( جمله ای با این مفهوم که زبان فارسی توانائی و ظرفیت ترجمه و انعکاس زیبائیهای زبان ترکی را ندارد ) بعید است . آقای صمدی خود اهل مراغه و عاشق فرهنگ تورکیست اما نمیدانم چرا این فیلمش نمیتواند بازگو کننده واقعیتهای فرهنگی تورکها باشد ، شاید یکی از دلایل این امر دوری ایشان از تورکها و دلیل دیگرش هم عقب ماندنشان از جوانان تورکیست که زیر و روی فرهنگ خود را در این سالها کاملا و با سرعت بالائی شناخته اند و این میتواند برای نخبگان تورک که نمیتوانند پا به پای پیشرفت جوانان تورک حرکت کنند تلنگری باشد تا سرعت خود را  افزایش دهند _ شاید هم لازمست جهت خود را عوض کنند .

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.