| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
امام امت قدس سره از 22 بهمن همچون 15 خرداد، 17 شهریور، 12 فروردین و ... به عنوان «ایام الله» یاد كردند. و درباره چنین
ایامى فرمودند: «بر ملتشریف ماست كه این ایام الله را - كه هدیههایى از عالم غیب ربوبى است - با جان و دل حفظ و با چنگ و
دندان نگهدارى كنند» .
علامه طباطبایى در تفسیر گرانقدر المیزان مىنویسند: «با این كه تمام روزها و تمام چیزها از آن خداى متعال است، ولى اختصاص دادن روزهایى به نام «ایام الله» یا یوم الله به خاطر آن است كه فرمان و امر خدا در آن روزها چنان آشكار است كه براى فرمان جز خدا، هیچ گونه ظهورى باقى نمىماند، ایام الله زمانها و شرایطى است كه فرمان خدا و آیات و نشانههاى وحدانیت و سلطه الهى آشكار شده، یا مىشود; مثل روز مرگ كه قدرت و سلطه «آخرت» در آن روز آشكار مىشود و اسباب دنیوى از تاثیر مىافتد، یا روز «قیامت» كه هیچ كس براى دیگرى مالك هیچ چیز نیست، و در آن روز فرمان از آن خداست. یا مثل ایامى كه خداوند در آنها قوم «نوح» ، «عاد» و «ثمود» را به هلاكت رسانده، كه در امثال این گونه روزها، قهر و غلبه الهى آشكار شده و معلوم مىگردد كه تمامى عزت متعلق به خدا است.
ممكن است كه منظور از ایام الله ایامى باشد كه نعمتهاى خداى متعال آشكار است; مثل روز خروج نوح و اصحابش از كشتى با
سلام و سلامتى و بركتهاى الهى یا روز نجات دادن ابراهیم از آتش یا غیر اینها ... از حوادث و ایامى كه جز به خدا نمىتوان به
دیگرى نسبت داد، اینها روزهاى خاص خدائى (ایام الله) است ...» .
پس ایام الله روزهاى بزرگ و تاریخى و سرنوشتسازى است كه در تاریخ یك ملتیا در سرنوشتیك نسل یا كلا در سرگذشت
«انسان» پیش مىآید.
نهضت امام خمینی از آغاز متكی و مبتنی بر نهضت امام حسین علیه السلام بود. واقعه 15 خرداد سال 1342 هجری شمسی درماه محرم و دو روز پس از عاشورا واقع شده بود. این بار هم تاسوعا و عاشورای دیگری پس از 15سال فرا رسیده و ملت آماده بود تا با شعار كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا- حماسه عاشورا را بار دیگر در برابر یزید زمان تكرار كند .
در عراق امام در یك مملكت غریب و بعنوان مرجع شیعه، براى تداوم مبارزه و قیام، با دو مشكل اساسى مواجه بود.از یكطرف ایجاد ارتباط و سازماندهى از راه دور بسیار پر مخاطره و دشوار مىنمود و از سوى دیگر، جو عمومى نجف، كمتر مستعد حركات انقلابى و سیاسى بود و امام با آن اخلاق خاصى كه داشتند حال كه به عنوان میهمان بر سایر مراجع و روحانیون با سابقه نجف وارد شده بودند براى جلودارى و پیشتازى با موانعى روبرو مىشدند ولى با وجود همه موانع و مشكلات ،حضرت امام هم در بعد نظرى و هم عملى انقلابیون را سازماندهى كرد و انقلاب را در این مسیر پر مخاطره، به طرف اهداف نهایى آن، با موفقیت هدایت نمود و ما در اینجا اجمالا به هر دو جنبه تلاشهاى نظرى و عملى امام اشارهاى مىكنیم:
الف) ولایت فقیه مبناى نظرى انقلاب
در این دوره، محور اقدامات امام عمدتا تبلیغاتى، آموزشى و تربیتى است در این راستا درس ولایت فقیه كه در سال 48 آغاز مىشود بسیار تعیین كننده است.خواستههاى سیاسى 15 خرداد نمىتوانست از حد اجراى قانون اساسى فراتر رود و اجراى قانون اساسى در حد نهائیش استقرار مشروطه سلطنتى بود.چون انقلاب مشروطیت از تركیب دو نیروى اسلام خواهى و غربگرایى بوجود آمده بود، قانون اساسى آن بهر حال التقاطى بود و در عمل نیز لیبرالها و قدرت طلبها با حمایت اجانب در عمل هر چه خواستند كردند.
اما در این مرحله حضرت امام با احیاء مجدد نظریه ولایت فقیه و آن استنباط و استنتاجى كه خود از آن به عمل آوردند یك پشتوانه فقهى، فلسفى و سیاسى براى انقلاب فراهم كردند و انرژى قیام 15 خرداد را تا مرحله براندازى شاهنشاهى و استقرار حكومت اسلامى پیشبردند.اگر علماى شیعه نظرا پس از غیبت كبرا به ولایت فقیه و حكومت اسلامى معتقد بودند ولى عملا دیده نشد كه كسى به صراحت و شجاعت امام آنرا تا این حد پیش ببرد.
ب) اقدامات امام براى تداوم انقلاب در بعد عملى
حضرت امام بر اتحاد و وحدت حوزه نجف و سوق دادن آنها به سوى اصلاح و انقلاب نظر داشت.دغدغه اصلى ایشان ایران بود و اینكه جوانههاى تازه شكوفا شده حركت 15 خرداد پژمرده نشوند و یاران و شاگردان ایشان در قم و سایر نقاط ایران كه پرچم مبارزه را بر دوش داشتند از پا نیفتند.
شرایط مبارزه در ایران روز بروز سختتر مىشود.سیاست گریزان و مصلحت اندیشان، شكست ظاهرى 15 خرداد را مستمسك خوبى براى اشتباه بودن آن قرار داده بودند و انقلابیون حوزهها و روحانیون انقلابى در درون حوزه براى تداوم و گسترش امواجى كه امام ایجاد كرده بود مشكلاتى داشتند.
در سطح مردم و جامعه نیز شاه از یك سو بمدد پول نفت، چشمها و گوشها را مىبست وتشویق مىكرد و از سوى دیگر بمدد ارتش و ساواك و سایر نیروهاى انتظامیش زبانها را مىبرید و تهدید مىكرد.مراكز فساد و فحشاء، انواع سرگرمىها، برنامههاى منحرف كننده سینما و تلویزیون و نظایر آنها نیز ابزارى براى تخدیر جوانان بود.در این میان عدهاى از جوانان كه شورى داشتند تحت تاثیر انواع و اقسام فلسفههاى فكرى چپى و راستى و التقاطى قرار گرفته بودند و در اثر تبلیغات انحراف دشمن در ذهنشان رفته بود كه اسلام به علت فقدان ابزارهاى لازم، توان اصلاح جامعه و ایجاد انقلاب اجتماعى را ندارد و دلیلش نیز عدم موفقیت در قیام 15 خرداد است.
طى این دوره، شاه براى تحكیم پایههاى قدرتش چند نمایش داد:
از جمله جشن بیست و پنجمین سالگرد سلطنتخودش، جشن تاجگذارى، جشنهاى 2500 ساله و سرانجام جشن پنجاهمین سالگرد سلطنت پهلوى در سال 1355.
در مقابل این نمایشات و دیگر اقدامات اقتصادى و سیاسى شاه، حضرت امام با صدور اعلامیه یا ارتباط خصوصى با روحانیون، دانشجویان و مردم به انحاء مختلف، سازماندهى و تشكل مبارزه را تداوم مىبخشید و به آن روح مىداد و از شبكه سنتى حوزه هزار ساله شیعه بخوبى بهره مىبرد.موتور محرك اقتدار و اقدامات شاه در این مدت، در آمد رو بتزاید نفتبود كه بوسیله آن، ابزارهاى ساواك، ارتش، تبلیغات، رادیو و تلویزیون را براى فریب دادن و سركوب كردن مردم به حركات در مىآورد.
( منبع:چارچوبى براى تحلیل و شناخت انقلاب اسلامى در ایران، ص 77 ، حمدباقر حشمتزاده)
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
مفهوم انقلاب
مطالعه نظاممند مفهوم جدید انقلاب، از قرن نوزدهم میلادی آغاز شد.
در فرهنگهای سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف میکنند: «سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جایگزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی» یا
«سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جایگزین کردن آن با نظام
اجتماعی جدید».
در برخی موارد هم برای تعریف عام انقلاب که هر نوع تحول اساسی را در بربگیرد، آن را چنین تعریف میکنند: «هر نوع تحول کلی و اساسی».