| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
ضمنا خیلی هم از نظر علمی عقب افتاده نیستیم بلکه الانه از نظر علمی پیشترفت کرده ایم
این را هم باید در ذهن داشته باشیم که زمانی که نه از جغرافیای غرب و نه از شرق خبری بود ما در همه چیز بودیم انهم دانشمندانی که در چندین علم تبحر و صاحب نظر بودند
پس ما بودیم زمانی که انها حتی وجود خارجی نداشتند
اما چرا اینجور شد ما عقب رفیتم و آنها شدن همه چیز دنیا و علم
پیشرفت اروپائیان و آمریكائیان به اقرار و اعتراف محققین و تاریخ نویسان بزرگ غربی از بركت وجود اسلام بوده است; چنانكه «گوستاولوبون » از دانشمندان بزرگ و بنام اروپا می نویسد:
«برخی از دانشمندان می گویند: برای اروپای مسیحی ننگ است كه بیرون آمدن از دوران توحش خود را مرهون تمدن یك قوم كافری مانند مسلمانان بدانند و البته چنین ننگی را به سختی باید پذیرفت . به طور خلاصه می گویم: تمدن اسلامی در جهان تاثیر عظیم و شگفت انگیزی داشته است و مسلمانان بودند كه ملت های وحشی نابود كننده دولت روم را به وسیله اخلاق خود اصلاح كردند و همین مسلمانان بودند كه درهایی از معارف علمی و ادبی و فلسفی را كه اروپا اطلاعی از آن ها نداشت، بر روی ما باز كردند و در مدت ششصد سال استاد ما اروپاییان بودند .»
«ویل دورانت » مورخ بزرگ اروپا می گوید:
«پیدایش و اضمحلال تمدن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است . اسلام طی پنج قرن، از سال 81 هجری تا 597 هجری، (700 تا 1200م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حكومت، تصفیه اخلاق و رفتار، تكامل سطح زندگی، وضع قوانین منصفانه انسانی، . . . ادبیات، دانشوری، علوم، طب و فلسفه، پیشاهنگ جهان بود . »
آنچه میتوان از اینا فهمید این است که همه در این مورد که عقب ماندن مسلمانان باشند سهیم اند
هم دولت ها و هم ملت ها و در این میان هم استعمار و ممالک خارجی از این فرصت توانسته اند از آب گل الود ماهی بگیرند
علت اصلی هم خود مسلمانان هستند و نه دیگران
الان ممالک اسلامی البته به ظاهر اسلامی را ببینید چی ها بر سر مردم خود به وسیله دولت های غربی میارند
ادامه پست شماره 57
زندگی انسان را بهتر می كند، پس چرا جوامع اسلامی پیشرفت چندانی نمی كنند؟
در جای دیگر می گوید:
«دنیای اسلام در جهان مسیحی، نفوذهای گوناگون داشت . اروپای مسیحی غذاها، شربت ها، دارو، درمان، اسلحه، استفاده از نشان های مخصوص خانوادگی، سلیقه و ذوق هنری، ابزار، فنون صنعت، تجارت، قوانین و راه های دریانوردی را از اسلام فرا گرفت و غالبا لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس كرد . . . علمای اسلامی ریاضیات، طبیعیات، شیمی، ستاره شناسی و پزشكی یونان را حفظ كرده و به كمال رسانیدند و این میراث یونان را كه بسیار غنی تر شده بود، به اروپا انتقال دادند . فیلسوفان اسلامی، تالیفات ارسطو را برای اروپای مسیحی حفظ و ضمنا ترجمه كردند . ابن سینا و ابن رشد از مشرق زمین، بر فلاسفه مدرسی ارپا، پرتو افكندند و صلاحیتشان چون یونانیان مورد اعتماد بود . . . این نفوذ اسلامی از راه بازرگانی و جنگ های صلیبی و ترجمه هزاران كتاب از عربی به لاتین و مسافرت های دانشورانی از قبیل «ژربرت » ، «مایكل اسكات » ، «ادلاردباثی » به اسپانیای مسلمان انجام گرفت . (4) »
با توجه به مطالب فوق می گوییم: اگر اسلام دلیل عقب ماندگی كشورهای اسلامی بود، چگونه در قرن های متمادی علت اصلی پیشرف ملت های مسلمان قرار داشت؟ پس چرائی عقب ماندگی كشورهای اسلامی را باید در مسائل دیگری جست وجو كرد كه ما اكنون دو عامل اساسی كه باعث انحطاط و عقب ماندگی جوامع اسلامی شده است را مطرح می كنیم:
1 . عدم اجرای دستورات عالی اسلام و وجود حاكمان نالایق
اگر به دین اسلام حقیقتا عمل شود، هم زندگی دنیوی و هم حیات اخروی انسان، آباد می گردد . باید اذعان كرد كه ریشه اصلی عقب ماندگی كشورهای اسلامی در درجه اول، عدم به كارگیری دستورات و تعالیم عالی اسلام بوده است . در طول تاریخ، انسان های بی لیاقت، هوس ران و خود فروخته كه خود را حاكم مسلمانان می دانستند، با هزار نیرنگ و حیله و ستم بر مردم حكومت كردند و سرنوشت ملت های مسلمان را بازیچه قرار می دادند و بدون توجه به دستورات دین و گاهی به سهل انگاری در اجرای دستورات اسلامی و به اصطلاح امروز با تسامح و تساهل بی حد و حساب، راه تضعیف مبانی دین و انحراف و تباهی را در جامعه هموار می كردند .
این نوع حكومت ها و خلافت ها باعث تفرقه و ایجاد رخنه در صفوف مسلمین و از هم گسیختگی و فرومایگی جامعه اسلامی گردیدند . آن ها جامعه اسلامی را به فحشا و فساد اخلاقی مشغول ساخته و نگذاشتند جوانان با استعداد و نخبگان مؤمن كشورهای اسلامی به ترقی و تعالی ملت های خود بیندیشند .
2 . عوامل بیگانه
از صدر اسلام، همواره اسلام، دشمنان سرسختی در خارج یا داخل داشته و دارد . یهودیان، مسیحیان، مجوسیان و زنادقه ای كه در میان مسلمین بوده اند، در تحریف حقایق اسلامی به وسیله جعل و وضع احادیث یا ایجاد فرقه ها و لااقل در دامن زدن به اختلافات میان مسلمین، تاثیر زیادی داشته اند .
در تاریخ اسلام، حركت ها و نهضت های زیادی دیده می شود كه از طرف دشمنان اسلام و مسلمین به منظور تضعیف، یا محو اسلام پیدا شده است (5) .
همچنین، مورد هجوم واقع شدن جهان اسلام از طرف دشمنان - كه جنگ های صلیبی و حمله مغول نمونه بارز این حملات است - تاثیر فراوانی در انحطاط مسلمین داشته است . از همه خطرناكتر، استعمار غرب كه با توطئه ها و حیله های رنگارنگ و فراوان، از جمله تحمیل حاكمان بی لیاقت، خود فروخته، فرومایه، شهوت ران و هواپرست، نفوذ خود را به اركان مختلف جهان اسلام گسترش داد و خون مسلمانان را مكید و كمر آن ها را در زیر فشار ظلم و تعدی خم كرد و افكار و اخلاق اسلامی را از بین برد و مسلمین را زیر استعمار و سلطه خود قرار داد .
اما بحمد الله بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی، به رهبری امام خمینی قدس سره و فداكاری مردم شریف، اصیل و ولایت مدار ایران عزیز، حیاتی دوباره به مسلمین بخشیده شد و انقلاب اسلامی موجب رهایی ایران از یوغ استعمارگران و بیگانگان و آگاهی و اتحاد مسلمین گردید و اینك به بركت همین بیداری و وحدت مسلمین، پیشرفت های چشمگیری در زمینه های مختلف در سطح بین المللی به سود اسلام و مسلمین در حال شكل گیری است .
پرسش: اگر دین، زندگی انسان را بهتر می كند، پس چرا جوامع اسلامی پیشرفت چندانی نمی كنند؟
پاسخ: باید توجه داشت كه اسلام و مسلمین قرن ها در علوم و فنون، صنعت و فلسفه، هنر و اخلاق، سلاح سازی، دارو و درمان، ریاضیات، طبیعیات و شیمی، هیات، طب و نظامات عالی اجتماعی، بر جهانیان برتری داشتند و دیگران از خرمن فیض آن ها توشه می گرفتند .
پیشرفت اروپائیان و آمریكائیان به اقرار و اعتراف محققین و تاریخ نویسان بزرگ غربی از بركت وجود اسلام بوده است; چنانكه «گوستاولوبون » از دانشمندان بزرگ و بنام اروپا می نویسد:
«برخی از دانشمندان می گویند: برای اروپای مسیحی ننگ است كه بیرون آمدن از دوران توحش خود را مرهون تمدن یك قوم كافری مانند مسلمانان بدانند و البته چنین ننگی را به سختی باید پذیرفت . به طور خلاصه می گویم: تمدن اسلامی در جهان تاثیر عظیم و شگفت انگیزی داشته است و مسلمانان بودند كه ملت های وحشی نابود كننده دولت روم را به وسیله اخلاق خود اصلاح كردند و همین مسلمانان بودند كه درهایی از معارف علمی و ادبی و فلسفی را كه اروپا اطلاعی از آن ها نداشت، بر روی ما باز كردند و در مدت ششصد سال استاد ما اروپاییان بودند . (2) »
«ویل دورانت » مورخ بزرگ اروپا می گوید:
«پیدایش و اضمحلال تمدن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است . اسلام طی پنج قرن، از سال 81 هجری تا 597 هجری، (700 تا 1200م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حكومت، تصفیه اخلاق و رفتار، تكامل سطح زندگی، وضع قوانین منصفانه انسانی، . . . ادبیات، دانشوری، علوم، طب و فلسفه، پیشاهنگ جهان بود . (3) »
شاید باور نکنید
... نفوذ و روحیّات و افکار «شرق» روح تاریک مردم قرون گذشته «غرب» را روشن ساخته و آنها را به جهان وسیعترى هدایت کرده است ... «پروفسور گیپ»
یکی از مباحث و دردهایی که متاسفانه نه تنها قابل مشاهده بلکه قابل لمس است و هر انسان آزاده ای آن را به عنوان درد در دلش داره جریان عقب ماندن مسلمین با آن همه مفاخر و دانشمندانی که در گذشته شاهدش بودهَ می باشد.
البته در این مورد خبر داشتن از گذشته فخرآور بیشتر انسان را غمگین میکند اما آیا صرف این غمگینی میتواند ما را از دانستن حقایق بازدارد
متاسفانه به دلایلی از جمله وجود حاکمانی نه از جنس مردم باعث برون رفت جامعه و علم در ممالک اسلامی شده است تازه هر وقت تاریخ معاصر این کشورهای به اصطلاح اسلامی را مورد مطالعه قرار دهیم چیزهایی به گوش آدمی زادی میرسد که نه تنها مورد نظر اسلام نبوده و نیست بلکه کلا در مخالفت اسلام و مسلمین بوده است نمونه اش را در پست
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/qoranasemani/topicid/2150685
آورردمان شاالله این بحث را ادامه خواهم داد البته با عنایت و لطف خداوند متعال
شما دوستان گرامی هم با نظراتتون بنده را در این مورد یاری کیند.
امروز غالب مردم مشرق زمین یک نوع، «احساس حقارت» ناراحت کننده اى ـ در خود ـ در برابر غربیها دارند.
و به دنبال این احساس حقارت; چشم امید خود را به دروازه هاى غرب ـ همان جا که به خیال آنها یک «جنس برتر»! زندگى مى کند ـ دوخته، و دروازه کشورهاى خود را با حرص و ولع زننده اى به روى فرآورده هاى تمدن غربى - از هر قبیل گشوده اند.
گویا غرب هم «این نقطه ضعف روانى» را احساس کرده، و لذا «وازده هاى مصنوعات» خود و «ته مانده» داروها و کالاهاى نامرغوب دیگر، حتى لباسهاى کهنه خود را به شرق مى فرستد. از همه بدتر این که راه «فاضلاب و کثافات تمدن» خود را نیز به شرق گشوده است. این فضلاب ها همان فیلمهاى بدآموز سکسى و گانگستر بازى، همان موادّ مخدّره، همان هیپى ها و همان بیتلها هستند که در سراسر مشرق زمین رخنه کرده و فضاى پاک این محیط ها را به قدر کافى «متعفن و آلوده» ساخته اند.
اگر این احساس حقارت در آغاز معلول تفوق صنعتى «غرب» بوده، امروز عامل اصلى عقب افتادگى «شرق» است.
زیرا مسلم است مردمى که خود احساس حقارت مى کنند هرگز به پا نمى خیزند و هیچ گاه کوششى براى تجدید حیات خود نخواهند کرد.
علائم این «عقده حقارت» در تمام شؤون زندگى شرقیها امروز به چشم مى خورد: از محیط خانه گرفته تا محل کسب و کار، دستگاههاى ادارى و مطبوعات، همه و همه تحت تأثیر مرگبار این عقده واقع شده اند براى نمونه:
ما غالباً از پوشیدن لباسهاى ملّى و محلّى خود خجالت مى کشیم و آن را نشانه عقب افتادگى مى دانیم، به عکس سعى داریم از انواع مدهاى زشت و زیبا و احیاناً مضحک و بد ترکیب و بى قواره به نام «مدهاى اروپایى و آمریکایى» تقلید نماییم.
با این که هیچ دلیلى ندارد که آن نوع لباسها کوچکترین مزیتى بر لباسهاى خودمان داشته باشد.
و اگر فى المثل کسى یک خوراک شرقى پاکیزه و لذیذ خورده باشد زیاد براى او مهمّ نیست ولى هستند کسانى که مثلا از خوردن یک «خوراک خرچنگ»! بدلیل آن که یکى از خوراکهاى اروپایى است احساس «سرافرازى» در خود مى نمایند.
ما آثار پرشکوه و با عظمت باستانى فراوان داریم، ولى همین آثار آن گاه در نظر ما جلوه مى کنند که مثلا مستر «فلان» از «سانفرانسیسکو»! به تماشاى آن بیاید.
خلاصه باید عظمت این آثار هم به امضاى غربیها برسد، و آنها بگویند این آثار شما آثار گرانبهایى است، و الاّ اینها هم نشانه عقب افتادگى خواهد بود، چون بوى کهنگى مى دهند و چه بهتر که فراموش شوند.
در انتخاب اسم مؤسسات و شرکتهاى تجارتى، اتوبوس رانى و ... حتى مغازه هاى کوچک دنبال اسمهاى خارجى (اگر چه ظاهرش خارجى باشد و در باطن بى معنا) مى رویم.
در نامگذارى کودکان خود نیز از نام یک پیشواى بزرگ علمى، مذهبى و یا سیاسى و اجتماعى از گذشتگان خود، احساس «غرور و افتخار» نمى کنیم، ولى از یک نام خارجى گر چه نام یک فرد بى سرو پا باشد استقبال مى نماییم، و به این ترتیب نسل جدیدى روى کار مى آید به کلى مفاخر گذشته خود را فراموش خواهد نمود.
در سیاست داخلى و خارجى بیشتر سعى داریم کارى کنیم که آنها ما را «مترقّى!» و کشور ما را «کشور توسعه یافته» بدانند، مثل این که از خودمان شک داریم و آنها باید تصدیق کنند.
حتى در مسائل اصیل مذهبى و تاریخ زندگى پیشوایان بزرگ اسلام میل داریم غربیهاى مسیحى پاى آن را امضا کنند و مثلا درس «خداشناسى» را «کریسى موریسن» آمریکایى و درس عظمت پیامبر اسلام را «کارلایل انگلیسى»به ما بدهد!
غالب مطبوعات ما بزرگترین الهام بخش این حقارتند.
مثلا همان روزنامه اى که با شعارهاى ریاکارانه و پر طمطراق: «رستاخیر ملى; ایرانى، جنس ایرانى بخر»! وارد میدان شده، همه هفته در صفحه خانواده و در مجله زنانش! خوانندگان عزیز خود را با شرح و تفصیل آخرین مدهاى پائیزه و بهاره، زمستانه و تابستانه اروپایى و آمریکایى «مفتخر» مى سازد (گویا این ها همه از اجناس اصیل ایرانى است که ایرانیان موظّفند آن را بخرند) و به این ترتیب خوانندگان گرامى آنها نه تنها جنس ایرانى نمى خرند، دوخت و مد ایرانى را هم نمى خرند و اگر دستشان برسد حتماً لباسهاى خود را در دوزندگیهاى پاریس هم مى دوزند.
نه تنها «این» قسمت از مطالب مطبوعات ما نشانه «آن» عقده حقارت است، بلکه رپورتاژها، مسابقات، رمانها و سایر بخشهاى آن هم معرف این نوع بیمارى است.
جالب توجّه این که چندى قبل در یک آگهى مربوط به یک نوع «بیسکویت» این موضوع به چشم مى خورد که صاحبان کارخانه «بیسکویت سازى مزبور اصرار، بلکه التماس کرده بودند که همه مردم باور کنند که بیسکویتهاى کارخانه آنها «حتماً و قطعاً» زیر نظر دو کارشناس خارجى «مسیو فلان» و «مستر بهمان» تهیه مى گردد.
یعنى اینها نیز فهمیده اند که بیسکویتهاى نامرغوب را هم مى شود به این عنوان در حلقوم ملّتى که احساس حقارت از در و دیوار اجتماعشان مى بارد فرو کرد!
مسلماً این یک نوع «بیمارى» یا لااقل «نقطه ضعف روانى» است که امروز سایه شوم خود را بر سراسر مشرق زمین افکنده و مى رود که شرق را با تمام سوابق تمدّن درخشانش به صورت یک جامعه طفیلى، و بى روح درآورد و در جوامع غربى هضم و نابود کند.
بدیهى است تا غربیها داراى چنان روحیه اى هستند، و ما داراى چنین روحیه اى، تفوق اقتصادى و صنعتى آنها بر ما ادامه خواهد یافت، و مردم مشرق زمین «چه بخواهند و چه نخواهند» سرنوشتشان به دست غربیها تعیین خواهد شد، گو این که سند استقلالشان را غربیها هزار بار امضا کرده باشند.
آنچه در کشورهاى جنوب شرقى آسیا (مانند ویتنام) و کشورهاى آفریقایى (مانند کنگو) مى گذرد شاهد زنده این موضوع است.
شاید عده اى از فرنگى مآبهاى ما از شنیدن این حقایق تلخ و دردناک ناراحت شوند ولى با این حال باید این حقایق را بى پرده گفت، و همه را از خطر بزرگى که تمدن کهن و اصالت شرق را تهدید مى کند آگاه ساخت.
نه تنها باید دردها و نقطه هاى ضعف را به همه بگوییم بلکه باید همه متفکران و اندیشمندان و علاقه مندان تجدید عظمت گذشته شرق، طرحهاى جامع و عملى مؤثرى براى پایان دادن به این وضع دردناک بریزند.
اهمیت نظام اداری در پیشرفت و تكامل ملت ها بر كسی پوشیده نیست. مدیریت یكی از عوامل بنیادی در پیشرفت تمدن غربی میباشد و ضعف آن علت عقبماندگی برخی كشورها قلمداد میگردد. مدیریت، یكی از عوامل پیشرفت تمدن اسلامی كه به بشریت اندیشههای والایی در رشتههای مختلف علوم و فنون ارائه نموده است. مدیریت از جمله دانش هایی است كه اسلام را در جامعهای پرآشوب و ناآشنا با مدیریت مطرح نمود.
نهجالبلاغه و سیرة دلانگیز امام (ع) دو منبع اساسی برای ماست.
نهجالبلاغه
سرشار از اندیشههای مدیریتی و سیاسی و علوم و فنون و سرچشمههای مدیریتی است. نهجالبلاغه
كتابی است كه از آن حكمت، موعظه، توحید، شجاعت، زهد و همت بلند آموخته میشود.
ازنهجالبلاغه چنین فهمیده میشود كه این كتاب بعد از نگارش در سال 400 هجری به
یكی از مهمترین منابع اندیشه اسلامی بعد از قرآن و حدیث پیامبر (ص) تبدیل شد و در
این میان عهدنامه مالك اشتر یكی از مهمترین آنها بشمار میآید كه به اصیلترین و
پربارترین سند مدیریتی و سیاسی در تاریخ اندیشه اسلامی بدل گشت.
این فرمان نه تنها
منبع اندیشه مدیریت اسلامی محسوب میشود بلكه منبعی برای هر اندیشه مدیریتی است و
در پیرامون این عهدنامه میتوان گفت:
امام علی (ع) بلیغانه و موجز، جدیدترین شیوههای مدیریت را در آزمون كارگزاران و تشویق و مراقبت آنها بیان نموده است آنجا كه به یكی از كارگزارانش سفارش میكند، در كار كارگزارانت نظارت كن و آنها را بیازمای... و بخاطر دوستی و سفارش، آنها را پست مده و از میان آنها باتجربهها و اهل حیا را انتخاب كن... آنگاه حقوقشان را بیفزای.
سلیم الحسنی استاد دانشگاه منچستر در سال 2006 در یک اثر پژوهشی با عنوان «1001 نوآوری میراث مسلمانان در جهان ما» به بررسی دستاوردهای علمی مسلمانان در سال های 600 تا 1600 میلادی پرداخته است.
این استاد عراقی نشان می دهد که چگونه دانشمندان مسلمان در علومی چون ستاره شناسی، جبر و مثلثات، نظریه اعداد، هندسه، فیزیک، جغرافیا، شیمی، پزشکی، داروسازی، مهندسی، هنر، ادبیات و حتی آموزش و پرورش در گستره ای از اسپانیا تا نزدیکی های چین سرآمد این رشتهها بوده اند.
نیم نگاهی به پیشینه علمی دنیای غرب نشان می دهد که آنها دانش امروزشان را بر زمین غصبی دنیای شرق و به خصوص جهان اسلام بنا کرده اند. پیشرفت ستودنی دنیای غرب با استفاده از مواد اولیه دانشمندان مسلمانی است که در هزاره نخست پیدایش اسلام به این بالندگی دست یافته بودند.
اگر
واقعا اسلام سبب بدبختی کشورهای مسلمان نشین است, پس باید تاریخ نیز به آن گواهی دهد
و مسلمانان را در همه عصرها و دوران ها بدبخت و بیچاره و عقب مانده نشان دهد.
اما با نگاهی اجمالی به تاریخ اسلام, دوران نسبتا طولانی رشد و پیشرفت مسلمانان چنان رخ می نمایاند که هیچ رقیبی برای او دیده نمی شود.
حقیقت اینه که اصلا اسلام رو قبول ندارند آقای ملک عبدالله!