| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
آیا قیام مختار مورد تأئید امامان معصوم(ع)بوده است؟؟؟
چرا مختار به یاری امام حسین(ع)نشتافت؟؟؟و دهها سوال دیگر؟؟؟
انتظار می رود برای روشن شدن مسأله قیام مختار، دوستان در این بحث شركت فرمایند تا از مطالب ایشان استفاده كنیم و این موضوع برای همگان روشن شود.
با سلام
همانطور كه در اول این بحث نیز اشاره شده است یکی از سوالات نسبتاً مهمی که در رابطه با شخصیت مختار ثقفی،مطرح است این است که چرا مختار سقفی در زمان قیام امام حسین(ع) به یاری ایشان نرفته ولی بعداً از قاتلان آن حضرت انتقام گرفته است؟
با مراجعه به منابع تاریخی پاسخ این سوال روشن خواهد شد:
بر اساس گواهی تـاریـخ و تـصـریـح شـیـخ مـفـیـد و طـبـری، پـس از آن کـه مـسـلم بـن عـقیل وارد کوفه شد، مستقیما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامی داشت و رسما از او اعلام حمایت و پشتیبانی کرد.(1)
بلاذری مینویسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2) اما با ورود مزوّرانه و غـیـرمـنتظره ابن زیاد به کوفه، ناگهان اوضاع به هم ریخت و مسلم صلاح دید از خانه مختار بـه خـانـه هـانـی بـن عـروه، کـه مرد مقتدر و با نفوذ شیـعـه در کوفه بـود، نقل مکان کند.
مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بیعت با مسلم، به منطقه خطرنیّه و اطراف کوفه برای جمع آوری افراد و گرفتن بیعت برای مسلم حرکت کرد. اما با دگرگونی اوضاع کوفه و تسلیم مردم در مقابل ابن زیاد، دوباره به کوفه بازگشت.
ابن زیـاد دسـتور داد که دعوت کنندگان امام حسین(علیه السلام) و حامیان مختار با او بیعت کنند، وگرنه دستگیـر و اعدام میشوند. ابن اثیر نوشته است: هنگام دستگیری مسلم و هانی، مختار در کوفه نبود و او برای جذب نیرو به اطراف شهر رفته بود و وقتی خبر ناگوار دستگیری مسلم را شـنـیـد، بـا جمعی از افراد و یارانش به کوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نیروهای مسلح ابن زیاد بـرخـورد کـرد و در پـی یـک گـفت و گوی لفظی شدید، بین آنان و مختار و افرادش، درگیری پـیـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح کـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زیرا مقاومت را به صـلاح نـدیـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترک گویند تا ببینند چه پیش خواهد آمد.(3)
ابن زیاد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هانی، به شدت در جست و جوی مختار بـود و برای دستگیری او جایزهای معیّن کرد.(4)
دستگیری مختار توسط ابن زیاد
یکی از دوستان مختار بـه نـام هانی بن جبّه، نزد عمرو بن حریث، نماینده ابن زیاد رفت و ماجرای مخفی شدن مختار را به عمرو اطلاع داد. عمرو به آن شخص گفت: به مختار بگوید مواظب خود باشد که تحت تعقیب است و در خطر میباشد.
مختار به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت. وقـتـی چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانی که به یاری پسر عقیل شتافتی؟ "مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(5)
ابن زیاد که عصبانی بود، عصای خود را محکم به صورت مختار کوبید، به طوری که از نـاحیه یک چشم صدمه دید. عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بـه وی پناهنده شده است. ابن زیاد کمی آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را میزدم." و دستور داد مختار را به زندان افکندند.
همچنان در زندان بود تا امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید.(6)
با توجه به این مطالب مشخص می شود که اوضاع کوفه در هنگام قیام امام حسین(ع)،بگونه ای بود که مختار نتوانست در قیام امام حسین(ع) شرکت کند.
پی نوشتها:
1 - الارشاد، ص 205؛ تاریخ طبری، ج 5، ص 355
2- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
3- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 169.
4- تـاریـخ طـبـری، ج 5، ص 381؛ کـامـل ابـن اثـیـر، ج 4، ص 36.
5- مقتل الحسین(ع) ، ابی مخنف، ص 268-270.
6- انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 116؛ مقتل ابی مخنف، ص 271؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 249.
اقدامات مختار
مهمترین
اقدام مختار، مقابله با سپاه شام بود که درسال 67 هـ ق بین سپاه او به
فرماندهی "ابراهیم بن اشتر" و سپاه شام به فرماندهی "عبیدالله بن زیاد"
صورت گرفت که در این جریان بعضی از اصلی ترین سرکردگان و رهبران شام که
مدتها در جنگهای مختلف عراق، شرکت داشتند، مثل عبیدالله بن زیاد، حصین بن
نمیرسکونی، شرجیل بن ذی الکلاع، همگی کشته شدند و بقیه سپاه نیز شکست خورده
و فراری و در شهر «موصل» آواره شدند.
احوالات مختار ثقفی
مختار
را به مدح و ذم توصیف کرده اند. به علت خونخواهی حسین بن علی و یارانش
بسیار او را ستوده اند، آن چنانکه از امام باقر علیه السلام: مختار را
دشنام ندهید، او قاتلان ما را کشت و خونخواهی ما نمود و....، و از طرفی،
بعضی آن را «کذاب» گویند و اتهاماتی چون ادعای «نبوت» برای خودش و ادعای
«مهدویت» برای محمدبن حنفیه و تاسیس فرقه کیسانیه به او زده
اند که اغلب این نسبت ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه که در تاریخ
نقل شده مهم ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است که او بر پیکر امویان و
زبیریان وارد کرده است. عبدالله ابن زبیر که به گفته خود از چهل سال قبل
دشمنی اهل بیت پیامبر را بر دل داشت، نمی توانست نسبت به مختار که برای
حاکم کردن اهل بیت علیهم السلام، اینهمه کوشید بی تفاوت بماند. تکلیف بنی
امیه که روشن است (برای آگاهی کامل مراجعه به کتب مربوطه شود). مختار مردی
باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبد زیاد داشت و به گفته همسرش او از
بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور "مصعب بن زبیر"
زندانی و بعد به قتل رسید.
ابواسحاق
مختار ثقفی معروف به "مختار ثقفی" از دلاوران و بزرگان عرب که به خونخواهی
امام سوم شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام و یاران او قیام کرد. وی در
سال 1 هجرت بدنیا آمد، پدرش ابوعبیدبن مسعود ثقفی که در وقعه «یوم الحجر»
درعراق به قتل رسید و مادرش "دومه" بنت وهب بود. مختار از مردم شهر طائف
(مکه) و از قبیله بنی ثقیف بود که در خلافت عمربن الخطاب، همراه پدرش به
مدینه رفت. او در خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام، با آن حضرت در عراق
بود و بعد از شهادت حضرت، در بصره ساکن شد. در زمانیکه امام حسن مجتبی علیه
السلام (امام دوم شیعیان) در ساباط مدائن جراحت برداشت و در خانه سعدبن مسعود ثقفی عموی مختار که
از زمان امام علی و به فرمان آن حضرت، فرماندار مدائن بود پیشنهاد کرد که
امام مجتبی را دستگیر و نزد معاویه بفرستد تا از وعده های مالی فراوان
معاویه، بهره مند شوند، ولی "سعد" به شدت با مختار برخورد و پشنهاد او را
رد کرد و مختار ساکت شد.
این اولین سابقه مختار
در تاریخ اسلام است که به او نسبت داده اند اینکه گفته شده که به همین دلیل
مختار در نزد شیعیان، از «عثمانیه» بود تا اینکه بعدها به شیعیان پیوست،
ساختگی است زیرا مختار قبل از واقعه کربلا سال 61 هـ ق، یکی از شیعیان مردم
کوفه بود. زمانی که مسلم بن عقیل نماینده امام حسین علیه السلام به کوفه
فرستاده شد در منزل او اقامت کرد. در حمله مسلم بن عقیل به دربار "عبیدالله
بن زیاد" و شهادت مسلم، مختار از کوفه بیرون رفته بود و بعد از برگشت توسط
عبیدالله دستگیر و زندانی شد. او در تمام ایامی که حادثه کربلا اتفاق
افتاد در زندان بود. سال 64 هجری قمری، بعد از مرگ یزیدبن
معاویه (عبدالله بن زبیر) حاکم مکه از مختار دعوت به همکاری کرد. مختار با
شروطی با او بیعت و بعد از اینکه شهر کوفه به دست «زبیری ها» افتاد او به
کوفه بازگشت.
قیام مختار و اهل بیت (ع)
مختار از مشهورترین شخصیت های عرب است که تاریخ اسلام به خودش دیده و نقش زیادی در حوادث مهم سیاسی – اجتماعی داشته است. زمانی که مسلم بن عقیل (ع) به کوفه آمد تا برای حضرت ابا عبدالله (ع) بیعت بگیرد، او اولین نفری بود که با مسلم (ع) پیمان بست.
ابو اسحاق، مختار بن ابی عبید ملقب به کیسان، در سال اول هجری به دنیا آمد،(1) وی از طایفه «ثقیف» از اعراب طائف بود که در میان اعراب معروف به شجاعت، سلحشوری، سخاوت و جوانمردی بودند.(2)مختار از دوران کودکی، دارای عقل و هوش سرشار و فردی حاضر جواب، زیرک و بلند همت بود و در سختی های زندگی و کوران حوادث، همیشه سربلند بود.(3)سیزده سال بیشتر نداشت که همراه پدرش در جنگ با ایرانیان «قسّ الطائف»، شرکت نمود.(4)
وی از مشهورترین شخصیت های عرب است که تاریخ اسلام به خودش دیده و نقش زیادی در حوادث مهم سیاسی – اجتماعی داشته است. در سال ۶۱، زمانی که مسلم بن عقیل (ع) به کوفه آمد تا برای حضرت ابا عبدالله (ع) بیعت بگیرد، او اولین نفری بود که با مسلم (ع) پیمان بست، سپس خانه اش را در اختیار مسلم قرار داد تا در آنجا، مسلم از مردم بیعت بگیرد.(5)
پس از ورود ابن زیاد به کوفه و فراری شدن مردم از دور مسلم، مختار به همراه عده ای دیگر از بزرگان کوفه به زندان افتادند، ولی پس از جریان کربلا، با وساطت شوهر خواهرش؛ عبدالله بن عمر -فرزند خلیفه سوم- که در میان مردم به عنوان صحابی رسول الله (ص) و فقیه، مشهور بود، نزد یزید از زندان آزاد شد. پس از اطلاع یافتن از آمادگی مردم کوفه، در سال ۶۴ هجری از مکه وارد کوفه شد. در این زمان قیام توابین با شکست روبرو شده بود.(6)مختار پس از شکست قیام توابین، در تاریخ چهارشنبه ۱۶ ربیع الثانی سال ۶۶ هجری با شعار یا لثاراث الحسین (ع) و بر اساس کتاب خدا، سنت رسول الله (ص)، طلب خون امام حسین و یاری مظلومان قیام کرد و همه قاتلین جریان کربلا و کسانی که در آن واقعه نقش داشتند را به سزای عملشان رساند؛ یا به قتل رساند و یا آواره کرد و خانه آن ها را ویران نمود تا غم های دل اهل بیت (ع) و محبّین ایشان تا حدودی تسکین یابد.(7)
از مجموع قرائن و روایات به دست می آید که خروج و قیام مختار، مورد رضایت خداوند و چهارده معصوم بوده است و شواهد زیادی بیانگر این امر است. مثلا یکی از قرائن این است؛ زمانی که میثم به همراه مختار در زندان به سر می برد، میثم به او خبر داد که او بر علیه قاتلین کربلا قیام خواهد نمود، بی شک اگر قیام او مورد رضایت اهل بیت (ع)نبود، میثم این امر را به مختار گوشزد می کرد. از ظاهر برخی دیگر از روایات به دست می آید که قیام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد (ع)بوده است(8). از جمله این روایات، اجازه ای است که وی از محمد بن حنفیه گرفته است. ممکن است گفته شود اجازه از محمد حنفیه دلیل بر رضایت ائمه از قیام او متار نمی شود، ولی با توجه به اینکه از طرفی، مختار می دانست هر گونه حکومت و سیاستی جز به فرمان معصوم صحیح نیست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین کاری را صادر نمی کند، و عدم اذن مستقیم از امام(ع) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است؛ او برای گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفیه می رود، در این دیدار محمد بن حنفیه او را به تقوا سفارش می کند و با رعایت شرایط تقیه، سخنانی می گوید که مختار از آن، اجازه برای قیام میفهمد.(9)و با توجه به شخصیت معنوی محمد بن حنفیه، می توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد بوده است.
منابع:
(1)میرخواند محمد بن شرف الدین؛ روضة الصفا، ج۳، ص ۲۰۸.
(2) ثقفی، ابواسحاق؛ الغارات،ج۲، ص ۵۱۷.
(3) ذوب الناظر؛ ابن نما به نقل از بحارالانوار، ج۴۵، ص ۳۵۰.
(4)مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص ۳۵۰.
(5) روضة الصفا، ج۳، ص ۲۰۸.
(6) اخطب خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج۲، ص ۲۰۲.
(7)بحارالانوار، ج۴۵، ص ۳۳۳.
(8) خوئی، سید ابوالقاسم؛ معجم رجال الحدیث،ج۱۹، ص ۱۰۹.
(9)انساب الاشراف، بلاذری، مکتبة المثنی، ب، ج۵، ص ۲۱۸.
مختار در زمان جنگ در زندان به سر میبرد اما بعد از آزادی قاتلین امام و یارانش انهار به قتل رسانید .