| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روز غدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند لغویون عید را از مشتقات ماده "ع و د" به معنای بازگشت می دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی می دارند حیاتی كه در هجوم خزان به سردی می گراید و در بیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می رود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی بزرگداشت بازگشت حیات معنوی انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی است كه وی به خویشتن باز گردد و گمشده اش را دریابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمی بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصی های وجودش را ذوب می كند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خوبشتن است .و هم از طرف شرع مشخص شده است.غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمرده اند اشاره می شود فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل می كند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی روز غدیر بزرگترین عید امت من است حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست فرمودند بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است گفتم كدام روز است فرمود روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم عرض كردم قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید فرمودند انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب می كردند امر می كردند كه آن روز را جشن بگیرند وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه می شود در می یابیم كه پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت كرده اند امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.
غدیر
واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.
عن النبى(ص) فى احتجاجه یوم الغدیر:
على تفسیر كتاب الله، و الداعى الیه، الا و ان الحلال و الحرام اكثر من ان
احصیهما و اعرفهما،
فآمر بالحلال و انهى عن الحرام فى مقام واحد، فامرت ان آخذ البیعة علیكم و الصفقة
منكم،
بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امیر المؤمنین و الائمة من بعده، معاشر
الناس
تدبروا و افهموا آیاته، و انظروا فى محكماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن یبین
لكم زواجره، و
لا یوضع لكم عن تفسیره الا الذى انا آخذ بیده.
وسایل الشیعه: 18، 142، ح 43.
پیامبر اكرم (ص) روز عید غدیر فرمود:
على(ع) تفسیر كتاب خدا، و دعوت كننده به سوى خداست، آگاه باشید كه حلال و حرام
بیش از آنست كه من معرفى و به آنها امر و نهى كنم و بشمارم. پس دستور داشتم كه از
شما
عهد و پیمان بگیرم كه آنچه را در مورد على امیرمؤمنان، و پیشوایان بعد او از طرف
خداوند
بزرگ آوردم، بپذیرید.
اى مردم! اندیشه كنید و آیات الهى را بفهمید، در محكمات آن دقت كنید و متشابهات
آن را
دنبال نكنید. به خدا قسم هرگز كسى نداهاى قرآن را نمىتواند بیان كند و تفسیر آن را
روشن كند، جز آن كسى كه من دست او را گرفتهام (و او را معرفى كردم).
فصیحان عرب که در غدیر بودند، مثل عمر و حسان بن ثابت و حارث بن نعمان، از کلمه مولا همان فهمیدند که مقصود پیامبر(ص) بود وعرف از آن می فهمید; یعنی همان معنای صاحب و سرپرست و اولی وسزاوارتر. اگر مولا به معنی دوستی و ناصر بوده، مقصودپیامبر(ص) هم همین باشد و فصیحان عرب هم از کلمه مولا و«...الست اولی بکم من انفسکم » همین را فهمیدند، دیگر بیعت برای چه؟
بخ بخ عمر چه معنی داشت؟ تشویق و ترغیب پیامبر بر تهنیت گفتن به حضرت علی(ع) برای چه مقصود بود؟ چرا این مطلب جزئی را درغدیر و صحرای سوزان و در برابر 100000 نفر جمعیت در آخر عمر ودر برگشت از سفر حج با ایراد خطبه طولانی و این همه مقدمات وآداب اعلام کند؟
افزون بر این، اگر مولا به معنی دوستی بود، یاس کفار چه معنی داشت؟ اکمال دین و رضایت خدا بر اسلام برای چه بود؟
مضافا
اگر ولی به معنی محب و ناصر باشد مطلبی جدید و مهم نیست; زیرا در طول 23 سال بعثت در
آیاتی مثل «انماالمومنون اخوه » و «المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض » و «اشداءعلی
الکفار و رحماء بینهم » و... مسلمانان را بر محبت و یاری و تعاون و مساعدت به همدیگر
سفارش فرموده و حضرت علی(ع) هم یکی از مومنان و از مصادیق این آیات است . پس دوستی
مطلب جدیدی نیست تا به چنین زمینه سازی گسترده ای در صحرای غدیرنیاز باشد و پس از آن
تبریک و بخ بخ عمر و... را به دنبال داشته باشد.
سرانجام باید گفت: بر فرض محال که مولا به معنی محب و ناصرباشد، چرا مسلمانان و کسانی چون عمر و... در طول 25 سال حضرت را یاری نکردند و دوستدارش نبودند; بلکه حتی وسیله آزار و خشم او و فاطمه(س) را فراهم کردند. چرا اصحاب پیامبر(ص) و کسانی که در غدیر بودند، حضرت را تنها گذاشتند و به یاری اونیامدند؟ چرا اسباب آزار و اندوه او را فراهم آوردند؟
غدیر در قرآن
آیه تبلیغ و حدیث غدیر:
«یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس »(مائده 66)
ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بود برسان،و اگر این ابلاغ را انجام ندهی، رسالت خود را به طور کامل ابلاغ نکرده ای; و خداوند تو را از مردم بدخواه حفظ می کند.
همه مفسران شیعه معتقدند آیه فوق در غدیر خم درباره نصب علی(ع) نازل شده است و حدود 360 تن از دانشمندان اهل سنت نیزاین مطلب را پذیرفته اند. نامهای برخی از مفسران و مآخذ ومدارک اهل سنت چنین است:
1- واحدی در کتاب اسباب النزول ص 150 می گوید:
ان آیه (یا ایهاالرسول...) نزلت فی یوم غدیر فی علی بن ابیطالب.
2- سیوطی در کتاب الدرالمنثور ج 2، ص 298 می نویسد: ان آیه(یا ایهاالرسول... ) نزلت فی یوم غدیر فی علی بن ابیطالب.
3- فخر رازی در تفسیر خود، ج 3، ص 636 ... می فرماید:
مفسران 10 وجه و سبب برای نزول این آیه بیان کرده اند. سپس درادامه می گوید:«العاشر نزلت هذه الایه فی فضل علی بن ابی طالب، و لما نزلت هذه الایه، اخذ بیده و قال "من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقیه عمر فقال هنیئا لک یابن ابی طالب،اصبحت مولای و مولا کل مومن و مومنه."
آنگاه که این آیه نازل شدپیامبر اسلام(ص) دست حضرت علی(ع) را گرفت و فرمود: هرکه من مولاو سرپرست و حاکم او هستم، علی هم مولای اوست. خداوندا، دوست بدار هرکه علی را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد. سپس عمر با حضرت علی(ع) ملاقات کرد و بعد از تبریک، گفت:تو مولای من و مولای مرد و زن مومن هستی.
تالیف رسالات گوناگون جان شیفته امین شریعت را خشنود ساخت، پس تصمیم گرفت مدینه فاضله اسلامی را به امت اسلامی عرضه کند و داستان سال دهم هجرت رادر خاطره ها زنده سازد. زمانی که استعمارگران با حیله های خاص خود امپراطوری عثمانی را از بین بردند، او چنان اندیشید که هرگز نباید به دولت های غارتگر اجازه داد جایگزین دولت به ظاهر اسلامی عثمانی شوند در دیدگاه او بهتر آن بود که امت اسلام، پس از زوال دولت 623 ساله عثمانی و چشیدن تلخی های بسیار، نظام مدینه فاضله اسلامی را - که در آن اصل بنیادی غدیر مطرح است. - تجربه کند، نظامی که پیامبر(ص) جز به آن سفارش نفرموده است.
علامه امینی با تالیف «الغدیر» خاطرات عصر نبوی را تجدید کرد; عصری که سروری از آن امت قرآنی بود، رسول اکرم(ص) رهبری آن را بر عهده داشت و خود علی بن ابی طالب(ع) را جانشین خویش قرار داد.
امینی، احیاگر سنت نبوی، با «الغدیر» جلوه های شوکت و عظمت امت اسلامی را در خاطره ها زنده کرد و اصل اصیل و محور حکومت قرآنی، غدیر خم، را یادآور شد.
دکتر سید جعفر شهیدی - که خود در نجف و تهران از یاران آن فرزانه بود، نقل می کند که، روزی علامه امینی به من گفت: «برای تالیف «الغدیر» ده هزار جلد کتاب خوانده ام.»
وی در ادامه می گوید: «او مردی گزافه گو نبود. وقتی می گفت کتابی را خوانده ام، بدرستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یادداشت برداشته بود.»