| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
کلیاتی در باره قرآن كریم و نام های قرآن كریم
1. 1.قرآن
نام
مشهور کتاب آسمانی ما قران است و ۶۶ بار در آن بکار رفته است مانند: لو
انزلناه هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله (حشر:۲۱)
اگر این قران را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خاشع می
شود و از خوف خدا می شکافد.
قران از ریشه قراء هم بمعنای قرائت و
خواندن است و هم بمعنای جمع کردن. اگر از مفهوم قرائت گرفته شده باشد در
این صورت کلمه اسم خواهد بود برای آنچه خوانده می شود و اگر از مفهوم
جمع کردن باشد نام مجموعه ای خواهد بود که حروف- کلمات- آیات و سوره ها در
آن گرد آمده یا احکام - حقایق- معارف و تعالیم عالی دینی که در کتابهای
پیشین پراکنده بود در آن جمع شده است.
2. كتاب
واژه کتاب بمعنای مکتوب( نوشته شده) پس از واژه قران بیش از دیگر اسم ها
بکار رفته است مانند آیه : الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل
له عوجا (کهف:۱) ستایش مخصوص خدایی است که این کتاب ( آسمانی ) را بر بنده
( برگزیده) اش نازل کرد و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد .
3.فرقان
فرقان
در اصل بمعنای چیزی است که حق را از باطل جدا می کند و وسیله شناسایی این
دو می باشد: تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا
(فرقان:۱) زوال ناپذیر است کسی که قران را بر بنده اش نازل کرد تا بیم
دهتده جهانیان باشد.
توصیف قران به این نام به این دلیل است که قران
وسیله شناخت حق از باطل در مسیر زندگی فرد و اجتماع و معیار محکمی در
زمینه افکار- عقاید- قوانین- احکام- آداب و اخلاق است. البته باید توجه
داشت که فرقان اسم خاص قران نیست و به کتاب آسمانی حضرت موسی ع نیز اطلاق
شده است: ولقد آتینا موسی و هارون الفرقان (انبیاء:۴۸) و ما به موسی و
هارون فرقان دادیم.
4. ذكر
در بعضی از آیات قران شریف ذکر ( یاد آورنده ) نامیده شده است: انا نحن نزلنا الذکر... (حجر:۹) ما ذکر ( قران ) را نازل کردیم. اطلاق این نام بر قران بدان دلیل است که قران حقایقی را که بشر با فطرت الهی خود دریافته و در مکنون وجودی او قرار دارد متذکر می شود.
در قرآن بیش از 750 آیه وجود دارد كه در آنها به پدیده هاى طبیعى اشاره شده است. این آیات پیامهاى مهمى براى علماى مسلمان در بردارند. به عقیده ما نكات مهم این پیامها به قرار زیر است:
الف) در این قبیل آیات مطالعه تمامى ابعاد طبیعت و كشف اسرار خلقت مورد تاكید قرار گرفته است:
«قل انظروا ماذا فى السموات والارض...» (یونس، 101)
(بگو بنگرید كه چه چیزهایى در آسمانها و زمین است...)
ب) در قرآن آمده كه هر چیزى در این جهان قانونمند و با هدف است و خللى در خلقت وجود ندارد:
«و خلق كل شى ء فقدره تقدیرا» (كافرون، 2)
(و همه چیز را آفرید و آن را به اندازه كرد، اندازه دقیق.)
ج) قرآن از ما دعوت مى كند كه به شناخت قوانین طبیعت و بهره بردارى از آنها در جهت رفاه انسان ها بپردازیم و از حدود الهى تجاوز نكنیم:
«و سخرلكم ما فى السموات و ما فى الارض جمیعا منه » (جاثیه، 13)
(و همه آنچه را كه در آسمانها و زمین است مسخر شما قرار داده.)
د) از نظر قرآن علوم مختلف تجلیات گوناگون جهانى هستند كه بوسیله یك خدا خلق شده و اداره مى شود. بنابراین تركیب آنها باید به یك تصویر واحد از جهان منتهى شود.
ه) یكى از مهمترین چیزهایى كه ما از قرآن در مورد علم مى آموزیم جهان بینى و معرفت شناسى است. قرآن به ما ابزار شناخت طبیعت را مى آموزد و ما را ازموانع و آفات شناخت آگاه مى سازد.
به طور خلاصه مهمترین درسهائى كه ما از «آیات علمى » قرآن مى آموزیم عبارتند از:
1) ما باید با استفاده از حواس و عقل خود به شناخت طبیعت بپردازیم و این را براى سعادت و اعتلاى امت اسلامى یك اولویت بدانیم.
2) قرآن مجید اصول جهان بینى و معرفت شناسى رابه ما مى آموزد.
منابع:
سیدمحمدحسین طباطبائى، قرآن در اسلام، ص 94
در چندین جا، ایشان در مورد امام زمان(ع) بحث کردهاند، اما تعدادش را به شمارش نیاورده اند. آیه ای هست در جلد 5 المیزان در مورد اینکه خداوند می فرماید، باید این ظلم ها رفع بشود و زندگی راحتی را درک کنید. تا این مسائل هست آن ظاهر نمی شود، تا آنجا که می گوید، زمانی این چنین بود و الان هم اینچنین است. بعد آن احادیث خاصی که در ملاحم (نشانهها) و خبرهای آخرالزمان ذکر می شود از سلمان پیامبر اکرم(ص) در مکه ایستاده بودند و آن حدیث را بیان کردند. از همه نزدیک تر به پیامبر اسلام(ص) سلمان بود. بعد سلمان می گوید: آیا اینچنین خواهد بود؟ (که ـ در آخرالزمان ـ امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند) حضرت می فرمایند، از این هم بالاتر. نه تنها امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند، بلکه امر به منکر و نهی از معروف می کنند. وضع زنها و حکّام و تجارت و ارتباط بین پدر و اولاد و... در آن حدیث آمده است.