userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa

مطالب جالب و خواندنی و دیدنی و...

دوستان و اعضای محترم کلوب


در این دنیای واقعی و البته مجازی انسان با ماجراها و مطالبی رو برو میشود که ذکر آن و  بازگو و اصطلاحا  تذکره آن برای دیگرن خالی از لطف نیست...
در این مبحث بر آنیم که دوستان و اعضای گرام به ذکر آن برای دیگران باشند تا شاید در لابلای همین مبحث و مطالب انسان به چیزی برخورد که براش تازه گی و عبرت دآمیز و سرنوشت ساز باشد.

التماس دعا از همه عزیزان


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پریسا  , persiyano_125
پریسا - 20:39 1390/10/14
399
روح انسان پرتوى از جلوه نورانى خداست.

از این‏رو، میل روح به منشأ و كانون هستى، گرایشى طبیعى و فطرى است.
انسان به هنگام دعا و نیایش، به درك و پذیرش موقعیت الهى خویش در هستى و خواهش و كشش روح به اتصال و ارتباط با خداى هستى مى‏رسد.
دعا حالت بیدارى و هوشیارى كامل و بینایى تام نسبت به خداست، به گونه‏اى كه فرد بدون هیچ شك و تردیدى عاشقانه به سوى محبوب رو مى‏آورد و بر خلاف مواقع دیگر، از محسوسات، شنیدنى‏ها و دیدنى‏هاى دیگر غافل است.
قرآن و فهم آن نیز زمینه همدلى، همزبانى و همدردى را مى‏طلبد و این زمینه در یك فضاى آكنده از محبت و عشق مى‏تواند وجود پیدا كند.

پس مى‏توان گفت:

زبان قرآن همان زبان عشق است؛ زیرا قرآن، پیام خداى معشوق به انسان‏هاى عاشق است.


متعالى‏ترین جلوه‏هاى قلبى هر انسان نیز در همین اظهار عشق است و بس:

درد عشق تو كمند لطف ماست

زیر هر یا ربّ تو لبیك ماست.

روى آوردن به قرآن و دعا زمینه‏ساز پرواز روح و فراخواندن خود به سوى خداست.

بازسازى لذت این لحظات و شیرینى این ارتقا و احضار دوباره این موقعیت در ذهن یا قلب با «ذكر رب» صورت مى‏گیرد.

«ذكرش، دوام اتصال حالت دعاست.» جان كلام آنكه «لقاء رب» را باید با «ذكر كثیر» جاودانه نمود و از این طریق عزّت،

رضایت و آرامش ابدى را دریافت.


پریسا  , persiyano_125
پریسا - 23:04 1390/09/13
398
http://up9.iranblog.com/images/ule8lssffjp1qewwsh.gif



مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع):اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از دیدگاه امامان معصوم (ع) دریابیم، كافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه كنیم. در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل كاروان امام حسین (ع) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فریاد كرد، امام حسین (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدایت، سوار مركب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه می خواهند. در این ماجرا دو نكته مهم وجود دارد یكی آنكه امام به حضرت عباس می فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس (ع) دارد، زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی گوید و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماینده خود عباس (ع) را به اردوی دشمن می فرستد. روز عاشورا هنگامی كه حضرت عباس (ع) از ا سب بر روی زمین افتاد، امام حسین (ع) فرمودند:‌(الان انكسر ظهری و قلت حیاتی) یعنی (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتیبانی از امام حسین (ع) است. امام زمان (ع)، در قسمتی از زیارتنامه ای كه برای شهدای كربلا ایراد كردند، حضرت عباس (ع) را چنین مورد خطاب قرار می دهند: السلام علی ابی الفضل العباس بن امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له،‌الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید بن الرقاد الجهنی و حكیم بن طفیل الطائی.
امام زین العابدین (ع) به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاری شد. سپس فرمود:‌هیچ روزی بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زیرا در آن روز عموی پیامبر، شیر خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر هیچ روزی سخت از روز جنگ موته نبود، زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر جعفر بن ابی طالب كشته شد . سپس امام زین العابدین (ع) فرمود: هیچ روزی همچون روز مصیبت حضرت امام حسین (ع) نیست كه سی هزار تن در مقابل امام حسین (ع) ایستادند و می پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر یك از آنها می خواستند از طریق ریختن خون امام حسین (ع) به نزد پروردگار می انداخت و ایشان را موعظه می فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روی ظلم وجور و دشمنی به شهادت رساندند. آنگاه امام زین العابدین (ع) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ایثار كرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.




پریسا  , persiyano_125
پریسا - 22:44 1390/09/3
397

جمله ای زیبا از دعای کمیل:


وَطاعَتُهُ غِنىً اِرْحَمْ مَنْ رَاءْسُ مالِهِ الرَّجاَّءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاَّءُ

و طاعتش توانگرى است ترحم فرما بر كسى كه سرمایه اش امید و ساز و برگش گریه و زارى است



پریسا  , persiyano_125
پریسا - 10:54 1390/07/15
396

http://up98.org/upload/server1/01/t/nd406nhn1v37nuzw92me.gif



لجه ای از دریای کلام گهر بار هشتمین پیشوا

قال الامام علی ابن موسی الرضا علیه السلام :


لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل،
وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.


ثروت، انباشته نمى گردد مگر با این پنج خصلت:
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن.


(وسائل الشّیعه: ج ۲۱، ص ۵۶۱، ح ۲۷۸۷۳.)

پریسا  , persiyano_125
پریسا - 10:03 1390/07/8
395
http://up98.org/upload/server1/01/t/nd406nhn1v37nuzw92me.gif

«در رتبه زن و مرد هیچ تفاوتی نیست مگر در تقوایشان.»
مردان این سخن را برنتافتند، شمشیر کشیدند. اما اندیشه قامت راست کرد به احترام پیامبری که دست دخترش را بوسید، به نشانه کرامت انسانی زن.پیامبری که درباره کرامت این نشانه الهی فرموده اند:

«هر که را دختری است، خداوند یاری دهنده او، برکت بخش به او و آمرزنده او خواهد بود.»

(مستدرک الوسائل، ج 15 ، ص 116 ، ح 17702 )




پریسا  , persiyano_125
پریسا - 18:30 1390/06/26
394


بیمارى و درد

بخشى از دعاى شماره 15 از صحیفه سجادیه :
بیمارى و درد، نعمت و تحفه اى از جانب خداست تا به آن وسیله گناهان گرانبار شما را سبك سازد.


پریسا  , persiyano_125
پریسا - 23:24 1390/05/21
393


دیدگاه قرآن درباره قضا و قدر


نظر امام هادی (ع) درباره رابطه قدرت بنده و خداوند

......................

عین حال باید بدانی آنچه به تو تملیک می کند در عین اینکه به تو تملیک می کند، خودش مالک اوست. تو را به هر چه قادر می سازد باز تحت قدرت خود اوست و از تحت قدرت او خارج نمی شود.


خلاصه مضمون حدیث این است که هر اثری در عین اینکه به مؤثر خود مستند است، به خداوند مستند است، اگر آن اثر را به فاعل و مؤثر عادی و طبیعی وی نسبت دهیم، او را به فاعل غیر قائم بالذات او نسبت داده ایم و اگر به خداوند نسبت دهیم، او را به فاعل قائم بالذات او نسبت داده ایم. خداوند به موجودات خاصیت تأثیر و امکان تأثیر می دهد و عطا می کند. اما عطا و تملیک الهی با عطا و تملیک بشر که چیزی را به کس دیگر تملیک می کند یا می بخشد متفاوت است. تملیک یا اعطای بشر چیزی را، مستلزم خروج آن شی ء است از ملک تملیک کننده یا بخشنده، و تا از ملکیت او خارج نشود به ملکیت دیگری درنمی آید. اما تملیک و اعطای خداوند با حفظ و بقای مالکیت خداوند منافات ندارد، بلکه شأنی از شؤون و مظهری از مظاهر مالکیت خداوند است. خداوند به همه اشیاء تأثیر و اثر می بخشد و تملیک می کند و در عین حال، خود مالک بالاستقلال همه تأثیرها و اثرهاست


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 18:05 1390/05/17
392

آیا درست است که مهریّة حضرت حوّا(ع) سه بار صلوات بر محمد و آل محمد بود؟

در روایات چیزی در این باره که مهریّة حضرت حوّا سه صلوات بر محمد و آلش باشد نیافته ایم. لیکن از پیامبر اسلام (ص) روایتی نقل شده است بدین مضمون:"وقتی خداوند دنیا را خلق کرد، در آن طلا و نقره وجود نداشت. بعد از هبوط حضرت آدم و حوا، طلا و جواهر خلق شد و خدا این ها را مهریة‌حضرت حوا قرار داد"

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:26 1390/05/17
391
می دانیم كه پس از پیغمبر، اختلافات و حوادثی میان مسلمین پدید آمد كه پاره ای از آنها سبب شد در زمینه آن، احادیثی جعل و بدین وسیله موضوع، تثبیت شود كه اهمّ آنها از این قرار است:
الف: موضوع خلافت و جانشینی پیغمبر كه جمعی به نص رسول اكرم وگروهی به حسب شورا می دانستند
ب: روی كار آمدن معاویه، به دست آویز خونخواهی از كشندگان عثمان (خلیفه سوم)

ج: موضوع خوارج و تشكیل اصول اعتقادی به خلاف مبانی عامه كه برای تشیید مبانی اعتقادی خویش، دست به جعل حدیث زده و احیاناً كسانی نیز علیه آنان حدیث جعل می كردند؛ چنانكه مهلب بن ابی صفره، برای ضعیف ساختن خوارج، به جعل حدیث علیه آنان دست زد
د: تشعبات مذهبی و آرا و معتقدات فرق منشعبه از قبیل زیدیه، معتزله، حنابله، ظاهریه، مجسمه، غلات، كرامیه، اشاعره، متصوفه، باطنیه
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 09:46 1390/05/14
390
 آیا به گفته دكتر شریعتی غسل جنابت درزمان قبل از اسلام نیز بین عربها بوده وفرهنگ بوده یا نه؟

 چند نكته شایان توجه است:
      1. با جستجویی که انجام شد، متاسفانه به مطلب قطعی در این باره در کتاب های دکتر شریعتی، دست نیافتیم، هر چند در برخی نوشته ها چنین مطلبی از ایشان نقل شده، اما مستند نیست.
      2. وجود چنین عملی مانند نماز، حج و ... پیش از اسلام ، امری غریب نیست، زیرا اسلام در مقابل آداب و رسوم جاری در دوران جاهلیت چند نوع برخورد داشته است: برخی آداب را به شدت طرد كرده است: مانند شراب خواری و .. .برخی آداب و رسوم عرضی را با قیودی امضا كرده است مانند تجارت بدون ربا.
      برخی از آداب را كه از جمله تشریعات شرعی از ادیان پیشین بوده ، مانند روزه، حج، نماز و ... با دادن تغییراتی تآیید كرده است.
      خلاصه اینكه: خواننده محترم توجه دارند كه این طور نیست كه تمام احكام اسلامی جدید باشد بلكه در همه شرایع پیشین، سنت الهی چنین بوده كه بسیاری از احكام شریعت سابق حفظ می شد، برخی تحریفات اصلاح و برخی از احكام دیگر تغییر می یافت و حكم جدید نازل می شد و حتی بسیاری از عرفیات بین مردم كه با فطرت و عقل سلیم منافات نداشته امضا و تأیید می شد. پس منطقی است كه احكام جنابت از شرایع پیشین بوده باشد و در بین عربها رایج بوده باشد. همچنان که براساس روایات باید این عمل از باقیمانده شریعت حضرت ابراهیم(ع) در بین اعراب بوده است.

      در برخی از منابع تاریخی به این مطلب اشاره شده که برخی از احکام شریعت حضرت ابراهیم(ع) یعنی حنیفیت تا پیش از بعثت رسول خدا(ص) باقیمانده بود اما در آنها نیز تغییراتی ایجاد شده بود. اعمالی از قبیل غسل جنابت، حج، ختنه، کفن و دفن مردگان و... در بین آنها بوده است (تاریخ اسلام، مهدی پیشوایی، نشر معارف، ص 80).
      به این روایت توجه کنید: ابی بصیر از امام باقر(ع) روایت می کند که فرمود: «سرپرستی خانه خدا و اقامه حج و امور دینی مردم بین فرزندان اسماعیل(ع) از نسلی به نسل دیگر می رسید و آنان تا زمان عدنان بر این عنوان بودند پس از مدتی طولانی دلهاشان سخت شد و فاسد شدند ودر دین مسایل جدیدی وارد کردند... و هنوز بسیاری از مناسک حنیفیت در میانشان باقی بود مانند حرمت دختران و مادران و حج و تلبیه و غسل جنابت و...» (بحارالانوار، مجلسی، ج 15، ص 170).
      از امام صادق(ع) هم روایت شده که اعراب قبل از اسلام غسل جنابت داشتند و این از آثار دین حنیف بود (بحارالانوار، ج 10، ص 180).


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 11:18 1390/05/11
389
آتش‏نشانان روزه کله‏گنجشکی بگیرند!!

یک مفتی وهابی در فتوایی اعلام کرد آتش‏نشانان می‏توانند روزه خود را در هنگام ظهر افطار کنند.


آتش‏نشانان روزه کله‏گنجشکی بگیرند!!

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ «عبدالمحسن العبیكان» از مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان در فتوایی که روز گذشته صادر کرد اعلام نمود: آتش‏نشانانی که به دلیل مشقت کاری و اطفای حریق مجبورند به محل ماموریت اعزام شوند می‏توانند روزه خود را افطار کنند.

مشاور دیوان پادشاهی عربستان تاکید کرد: کسانی که این شغل و دیگر کارهای مشقت‏بار دارند، می‏توانند روزه خود را هنگام ظهر افطار کنند.

وی در ادامه با استدلال به آیه قرآنی (وما جعل علیكم فی الدین من حرج) و اصل فقهی (عند الضرورة تباح المحرمات) افطار را برای این افراد جایز اعلام کرد.

گفتنی است این مفتی وهابی پیش چندی پیش در همین رابطه روزه نگرفتن هنگام قطع برق را مباح اعلام کرده بود.

این در حالی است که مطابق فقه اصیل اسلامی، روزه بر کسی که به مشقت واقعی می‏افتد یا اساساً قادر به روزه‏داری نیست واجب نبوده، و چنین فردی تنها باید "کفاره عذر" بدهد، یا روزه‏اش را در زمان توانایی قضا نماید. اما رویگردانی علمای وهابی از فقه اصیل و مکتب اهل‏بیت(ع) آنان را به این فتواهای بی‏ربط گرفتار ساخته و موجبات وهن احکام و تمسخر دین را نیز فراهم کرده‏اند.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 19:31 1390/05/8
388

حضرت آیت الله جوادی آملی گفت:
 در خیلی از موارد شخصی می‌گوید كه ببخشید، اشتباه شده است، چیزی كه جلوی این گونه از اشتباهات را بگیرد همین دعا است؛ ما اگر بتوانیم با دعا مشكل عدّه‌ای را حل كنیم خیلی ها نجات پیدا می‌كنند.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:49 1390/05/8
387

ماه خدا

چرا در میان این ماهها، فقط ماه مبارک، به خدا اختصاص داده شده؟ و چرا ماه دیگری را به خدا نسبت نمی‌دهند؟

شکی نیست در اینکه چیزی را در عالم وجود نمی‌توان تصور کرد که از آن خدا و مخلوق او نباشد و به پروردگار بزرگ نسبت داده نشود ولی گاهی، از نظر اهمیت و عظمت مطلب، تنها آن را، به خدا نسبت می‌دهند، مثل اینکه می‌گویند ماه خدا، خانه خدا، بنده خدا، کتاب خدا... که از آن استفاده می‌شود که در آنه یک نوع خصوصیتی در کار است چنانکه مادری به فرزندش می‌گوید: «مادر! به کتاب بابا یا به میز و صندلی بابا دست نزن!» با اینکه هر چه در خانه هست، مال باباست ولی می‌خواهد با این عبارت بفهماند که در آن چیز، یک نوع اختصاصی به ـ پدر ـ هست که در ‎غیر آن نیست.
در اسلام نمونه‌های بسیاری هست که در بعضی از چیزها، یک نوع برگزیدگی و اختصاصی نسبت به خداوند تبارک و تعالی دیده می‌شود، چنانکه از پیامبر اکرم  (صلی الله علیه و آله) روایت شده که: خداوند از میان مخلوقاتش برگزیدهایی برای خود مقرر فرموده؛ از بقعه‌ها از شبها و روزها از ماهها و از بندگانش و از برگزیده‌های بندگانش برگزیده‌هایی.
اما برگزیده او از بقعه‌ها مکه و مدینه و بیت المقدس است و از شبها، شبهای، شب قدر و شبهای عیدین (دو عید فطر و قربان) و از روزها، روزهای جمعه و اعیاد و از ماهها رجب، شعبان و ماه رمضان.
و اما برگزیده او از بندگانش پس فرزندان آدم و برگزیده او از فرزندان آدم کسانی هستند که آنها را با علم و آگاهی از میان آنها برگزیده؛ زیرا خداوند ـ عزوجل ـ چون مخلوقات خود را برگزید، فرزندان آدم را (از میان آنان) برگزید، سپس از فرزندان آدم، عرب را، آنگاه از عرب، مضر را، سپس از مضر، قریش را، آنگاه از قریش، هاشم را؛ از هاشم، من و اهل بیتم را برگزید...


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:36 1390/05/6
386

علت صلوات فرستادن بر نبی مكرم اسلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات فرستادن هنگام ذكر شدن نام پیامبر اكرم(ص) مستحب مؤكد است، فرستادن صلوات به صورت مطلق هم در هر جا كه باشد مستحب است و دارای فضیلت

باید دانست ابراز احساسات از ویژگی های موجودات «حساس» است و در این میان انسان بیشتر از سایر موجودات در پی پیدا کردن راهی جهت ابراز احساسات درونی و اظهار علاقه به دیگران و به خصوص بزرگان می باشد.

برای این منظور از روش های مختلف «هورا، سوت، کف زدن، دست تکان دادن و...» استفاده می شود.

 آنچه در فرهنگ اسلامی به روشنی قابل مشاهده است محتوا دادن به رفتارهای طبیعی و اجتماعی انسان است، لذا اعلان اذان را جایگزین ناقوس کلیسا کرد. سلام کردن را جایگزین برداشتن کلاه کرد و صلوات را نشانه ابراز احساسات و اعلام بیعت و ارادت كرد.



یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 20:06 1390/05/4
385
در فواید استعاذه

سوم: انتساب به دوستان

استعاذه، انتساب است به احباب، جهت آن که دوستانِ حق سبحانه و تعالی از اکابرِ انبیا چون نوح و یوسف و موسی علیه السلام و حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم استعاذه فرموده اند، چنانچه کتاب کریم از آن خبر می دهد. پس تصدی (انجام) این عمل، دلیلِ متابعت و محبَّت ایشان خواهد بود و بی شُبهه، تشبُّه نمودن (شبیه شدن)، بدین زمره بزرگوار، [مقدمه و] رابطه ای برای پیوستن به سِلک احرار و ابرار (آزادگان و نیکان) که گفته اند: کسی که خود را به قومی شبیه سازد، پس او از آنها خواهد بود. هم چنین داعیه تَشَبُّه بدون مُجانِسَتِ (تشابه) معنوی که سبب جذب می باشد، صورت نمی گیرد و استعاذه اولیا و انبیا با آن که شیطان را بر ایشان دست نیست، جهت کَسرِ نفس (تواضع و فروتنی) و اعِلای کلمه اللّه و تعظیم امرِ الهی و تعلیم دیگران خواهد بود.
چهارم: دعای اجابت شده

استعاذه، دعایی است به اجابت مقرون. آورده اند که: استعاذه از دعاهای مستجابه است و این دعا هرگاه از روی ضراعَت (تضرع) و مسکَنت (بیچارگی در برابر خدا) اتفاق افتد، کَرَم الهی، اقتضای قبولِ آن دارد و چه فایده بهتر از این که بنده به دعایی که بی شُبهه (بدون شک) محلِّ اجابت دارد اشتغال نماید و به مفتاح تَضَرُّع و استکانَت، ابوابِ مقاصد بر روی دلِ محزون بگشاید.
پنجم: ایمنی از آفت ه

استعاذه، سبب ایمن شدن از آفت هاست به واسطه آن که معنی او پناه گرفتن است به خدای، و صدور این عمل از غایتِ خشوع و نهایتِ خضوع می باشد و به حَسبِ واقع اگر مخلوقی را کسی مُلتَجا سازد و پناه به یکی از اهل ذوجاه (آبرومند) بَرَد، آن کس از رویِ حَمیَّت، (غیرت) او را به حمایت گرفته، ضایع نخواهد گذاشت و حَسبُ المقدور، رعایتِ جانبَش نموده، طریقه رفعِ مکاره از او و رسیدنِ منافع به او، در نظر خواهد داشت، و در حراست و حفاظت او، از دشمن به تقصیر خود راضی نخواهد بود. پس چون بنده از روی نیاز، التجا به آستانه کریمِ بنده نواز آورده، رقعه (برگه) بیچارگی و درماندگی به موقفِ عرض رسانَد و به زبانِ افتقار (نیاز) و انکسار، از روی صدقِ عقیده، صورت حال بدین منوال ادا نماید که:
جز آستانِ توام در جهان پناهی نیست            سرِ مرا به جز این در حواله گاهی نیست

غالب، آن است که حضرتِ اکرم الاکرمین، او را به ظِلِّ ظلیل (سایه بلند پایه) عنایت درآورده، در امان آبادِ عافیت جای خواهد داد و از مخافات (ترس) اعدا محفوظ و به کرامات اولیا، محظوظ (بهره مند) خواهد ساخت که گفته اند:
محال است اگر سر برین در نَهی                  که باز آیدت دستِ حاجتْ تُهی


ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری ، صفحه 25
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.