userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 19:14 1388/11/13

معجزات قرآن

بنام خدا

در این بحث معجزات گوناگون قرآن را در زمینه های مختلف(علمی، اخلاقی، اجتماعی و . . .) بیان كرده به بحث و بررسی بگذارید.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 22:31 1389/09/6
58

معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی!

عمر دنیا  و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) -  سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:

"بگو: آیا شما به آن كس كه زمین را در دو روز آفرید كافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می كنند.

این در حالی است كه عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).

اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه كنیم هیچ كمبودی دیده نمی شود!

عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم كنید.

جواب 3 بدست می آید.

این بدان معناست كه علم امروز نیز به این مسئله رسیده كه عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!

سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:

سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و كوبنده ی شب! و تو نمی دانی كوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"

 در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است كه چاله را ایجاد می كند.

نسبیت عام پیش بینی می كند كه سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اكثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.

امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد كه كسی به جایی می كوبد! (ستاره ی كوبنده).

باور ندارید؟ گوش كنید!

قرآن در آسمان ستاره ای كوبنده را معرفی می كند كه ثاقب است. (چاله ایجاد می كند).

كلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شك نمی گذارد!

بیگ بنگ – بیگ كرانچ و انبساط دنیا:

سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:

"آسمان ها روزی دوباره شكاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"

سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:

 

"در آن روز كه آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه كه آفرینش را آغاز كردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"

با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتی بعد به كمك تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ كرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور كه دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).

قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یك غنچه ی گل رز تشبیه می كند و بیان می دارد كه با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!

و روزی همانطور كه این دنیا را باز كرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ كرانچ).

و این سخن حقیقت است!

التماس دعا

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 15:53 1389/06/31
57

در آیات مربوط به علم الهی می توان نمونه از اعجازشناختی را دید

خداوند در آیه پنجم سوره مبارکه سجده میفرماید:

یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلىَ الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فىِ یَوْمٍ كاَنَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ

اوست كه امر عالم را (به نظام احسن و اكمل) از آسمان تا زمین تدبیر مى‏كند سپس در روزى كه مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است باز (حقایق و ارواح) به سوى او بالا مى‏رود

 (آیه 5 سوره سجده)

در معنی این آیه دست کم 2 فضای ذهنی به چشم می خورد:

1)فضای مربوط به حرکت تدبیر از آسمان بع زمین

2)فضای مروط به عروج ان

عبارت "الف سنه مما تعدون" نشان میدهد هدف از این تلفیقف تلفیق و کاهش دوره تدبیر عالم به مقیاس بشری هست.

همچنین خداوند در آیه 4 سوره مبارکه حدید میفرماید:

هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فىِ سِتَّةِ أَیَّامٍ ثمُ‏َّ اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْشِ  یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فىِ الْأَرْضِ وَ مَا یخَْرُجُ مِنهَْا وَ مَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا یَعْرُجُ فِیهَا  وَ هُوَ مَعَكمُ‏ْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ  وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

اوست خدایى كه آسمانها و زمین را در شش روز (و شش مرتبه كلى ظهور وجود) بیافرید آن گاه بر عرش (تدبیر عالم) قرار گرفت، او هر چه در زمین فرو رود و هر چه از آن برآید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه به آن بالا رود همه را مى‏داند و هر كجا باشید او با شماست و خدا به هر چه كنید بیناست.

نکته قالب توجه در این آیه این هست در این به موردی که متعلق علم الهی هست اشاره شده است.

در پست بعدی در مورد متعلق علم الهب بحث را ادامه خواهیم داد.

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:45 1389/06/20
56
نقل قول از : سید ...

تبیین قرآن باگزاره هاوفرضیه های تجربی وساینس ونسبت دادن علت وچرایی احکام وعلوم قرآن به این نوع گزاره ها،اشتباه وخطربزرگی درعلم تفسیراست که درصورت اثبات فرضیه ای خلاف فرضیه مذکوردرزمانی دیگر،دفاع ازحقانیت وصداقت قرآن رابسیاردشوارمینماید.ازآنجاکه قیدابطال پذیری ازخصوصیات ولوازم علوم تجربی وساینس میباشدوبارهانیزشاهدابطال گزاره های تجربی وساینس توسط تجربه دیگری بوده ایم،حالا هم نمیتوان به این نوع گزاره هااعتمادکرد.ازکجامعلوم همین گزاره ها هم فرداروزی باتجربه ای دیگرابطال نگردد؟پس درحیطه تفسیرآیات که تنهابا گزاره های واقعی ویقینی امکان پذیراست تمسک به گزاره های تجربی وغیریقینی وابطال پذیرقطعاتوجیهی ندار.

دوست گرامی خوشحال میشویم حداقل محل شاهدی برای گفتار و ادعاتون می آوردید تا بحث هم مستند می شد و هم راهگشا

بالاخره تشریف بیارید دانسته و نادانسته هامون را جمع کنیم و به مقصود و هدفی برسیم

ضمنا مفسر اصلی قران ائمه و ان کسانی هستند که قران از آنها با عنوان "راسخون" نام می برد هستند.
موفق باشید
سید حسینی , asemanenazdik
سید حسینی - 11:39 1389/06/20
55
تبیین قرآن باگزاره هاوفرضیه های تجربی وساینس ونسبت دادن علت وچرایی احکام وعلوم قرآن به این نوع گزاره ها،اشتباه وخطربزرگی درعلم تفسیراست که درصورت اثبات فرضیه ای خلاف فرضیه مذکوردرزمانی دیگر،دفاع ازحقانیت وصداقت قرآن رابسیاردشوارمینماید.ازآنجاکه قیدابطال پذیری ازخصوصیات ولوازم علوم تجربی وساینس میباشدوبارهانیزشاهدابطال گزاره های تجربی وساینس توسط تجربه دیگری بوده ایم،حالا هم نمیتوان به این نوع گزاره هااعتمادکرد.ازکجامعلوم همین گزاره ها هم فرداروزی باتجربه ای دیگرابطال نگردد؟پس درحیطه تفسیرآیات که تنهابا گزاره های واقعی ویقینی امکان پذیراست تمسک به گزاره های تجربی وغیریقینی وابطال پذیرقطعاتوجیهی ندار.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:38 1389/06/20
54
هر پیامبری برای اثبات پیامبری خود معجزه یا معجزاتی داشته است. واژه «معجزه» به معنی: "ناتوان کننده" است. و به معجزات انبیاء به این خاطر معجزه اطلاق شده که "دیگران نمی توانسته اند مانند آن انجام بدهند و شکست می خورده اند.

نوع معجزه یا معجزات هر پیامبری به شرایط دوران وی بستگی داشته است.

 مثلاً دوران حضرت صالح مردم کوه می تراشیده اند و در آن ساختمان می ساخته اند. به این خاطر معجزه وی  شکافتن کوه و درآوردن شترِ زنده از آن بوده است.

 دوران حضرت سـلـیـمـان عصر آهنگری و ریخته گری بوده است. به این خاطر یکی از معجزات حضرت سلیمان کار با آهـن بوده است. وی آهن را بدون اینکه حرارت بدهـد ذوب می کرده و بدون اینکه قالب ریزی کند اسباب و وسایل و قطعات ظریف و پیچیده می ساخته است (یعنی با دست آنها را شکل می داده است).

 موسی در دوران سحر زندگی می کرده است. و معجزات وی متناسب با کار ساحران بوده است. مثلاً چوب را اژدها می کرده یا از زمین چشمه جاری می کرده است.

دوران حضرت عیسی عصر پزشکی بوده است. به این خاطر معجزات وی در کادر مسائل پزشکی بوده است. وی نابینا را با یک لمس بینا می کرده، و بیماری پیسی مادرزادی را با یک لمس شفا می داده، و مرده را زنده می کرده است.

 دوران حضرت محمد (کـه بعد از وی نیز شامل می شود) عصر علم و ادبیات بوده است. به این خاطر معجزه وی در زمینه علم و ادبیات بـوده است.

 و اولین واژه ای که بر محمد نازل شده نیز واژه «اِقرأ» بوده است که فعل امر از قرائت است. قرائت در اصل بمعنی: "بترتیب چیدن و پیش رفتن" است. در معنی دوم خود از جمله به معـنی: "خواندن" بکار رفته است (که در خواندن حروف و واژه ها بترتیب چیده می شوند). و قرائت نیز بطور ضمنی و تلـویحی و توضیحی به معنی: " آموختن، مطالعه کن، با سواد شدن"، و مفاهیمی از این قبیل بکار رفته است (چنانکه در زبان فارسی نیز چنین است. یعنی وقتی می خواهیم به کسی بگوئیم: با سواد شو، با فرهنگ شو، بیاموز، تحصیل کن، و مواردی از این قبیل، می گوئیم بخوان!). بنابر این اولین واژه ای کـه به محمد وحی شده نیز مربوط به علم و ادبیات بوده است.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:55 1389/06/9
53


چرا قرآن گوشت خوک را حرام شمرده است؟


قرآن کریم، انواع غذاها را که برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقه ی او را نیز ارضاء کرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی می کند.





















قرآن کریم، انواع غذاها را که برای جسم و روح انسان مفید بوده و ذائقه ی او را نیز ارضاء کرده حلال شمرده است، و از طرفی انسان را از خوردن غذاهای مضر و پلید نهی می کند.

ممنوعیت از غذاهای غیربهداشتی و تنفرآمیز یکی از خدمات دین الهی به بشریت است، زیرا در شرایطی که میکروب کشف نشده بود و اثرات غذاهای پلید در بوجود آوردن بیماری ها روشن نبود، آنها را ممنوع اعلام کرده و این خدمت بزرگی در جهت سلامتی انسان ها می باشد.

یکی از حیوان هایی که مصرف گوشت آن در فهرست غذاهای حرام قرار گرفته است گوشت خوک می باشد که در قرآن از آن به «لحم خنزیر» یاد شده است:

{إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ...} ؛

خدا، تنها (خوردن) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به هنگام سربریدن نام غیرخدا بران بانگ زده شده حرام کرده است.

که مضمون این آیه، در چهار سوره ی قرآن آمده است و علت تاکید قرآن بر این مطلب، همان اهمیت موضوع و خطرات جسمی و روحی مصرف گوشت خوک و نیز آلودگی جامعه ی بشری به آن است به طوری که هنوز در برخی کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا گوشت خوک جزء غذاهای رسمی آنها قرار دارد.

حال می خواهم به حکمت حرام شمردن گوشت خوک بپردازیم :

برخی صاحب نظران در مورد حرمت گوشت خوک به برخی از حکمت های قرآن اشاره کرده اند که بعضی از آن موارد را در اینجا می آوریم و برای آگاهی بیشتر از این موضوع منابعی را جهت مطالعه معرفی می کنیم:

در مورد فلسفه ی حرمت گوشت خوک از دو جهت می توان سخن گفت:

الف) تأثیرات روحی و روانی گوشت خوک:

خوک حتی نزد اروپائیان که از گوشت آن می خورند سمبل بی غیرتی است وحیوانی کثیف است. خوک در امور جنسی فوق العاده بی تفاوت و لا أبالی است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات که از نظر علمی ثابت شده است، تاثیراین غذا در خصوص لاأبالی گری در مسائل جنسی مشهود است.

یکی از نویسندگان می نویسد: خوک غیرت ناموسی ندارد و جفت خود را درمعرض خوک های نر دیگر قرار می دهد و حتی از این کار لذت هم می برد، که این صفات در گوشتش هم تاثیراتی دارد از این جهت اشخاصی که از آن تغذیه می کند همان صفات و اخلاق رذیله را پیدا می کنند.

ب) ضررهای بهداشتی و بیماری هایی که توسط خوک به انسان منتقل می شود: برخی بیماری ها هستند که از جمله عوامل ابتلای به آنها گوشت خوک است و استفاده از گوشت خوک در ایجاد آنها موثر است:

۱) اسهال خونی؛

۲) یرقان عفونی؛

۳) انتامیب هیستولتیک، که انسان را به اسهال آمیبی مبتلا می نماید؛

۴) بیماری شبه باد سرخ که در انسان به صورت لکه های سرخ و دردناک توأم با سوزش شدید روی دست ها ظاهر می شود؛

تصلب مشرایین ـ دردهای مفصلی و مسمومیت ها و علت آن میزان زیاد چربی و اسیداوریک موجود در گوشت خوک می باشد

۵) خوک از خوردن چیزهای پلید حتی مدفوع خودش باکی ندارد لذا معده اش لانة اقسام میکروب هاست که به گوشت و خون و شیرش هم سرایت می کند.

اما برخی بیماری ها تنها علت آن، خوردن گوشت خوک است از جمله:

۱) »کرم کدوی خوک» که درعضلات و مغز خوک یافت می شود که انسان را دچارنارسائی هایی در دستگاه گوارش می کند.

۲) »تری شینوز» این نیز کرم دیگری است که باعث خراشیدن و التهاب جداره امعاء و پیدایش جوش ها و دمل های پراکنده در تمام بدن و درد شدید عضلانی و سختی تنفس و ناتوانی در سخن گفتن و جویدن غذا و ... می شود که تا به حال درمانی برایش پیدا نشده است

۳) استفاده از گوشت خوک، به علت ثقیل الهضم بودن معده را به زحمت می اندازد.

ناگفته نماند که در کشورهای اسلامی در اثر مبارزه ی جدی اسلام، گوشت این حیوان مصرف نمی شود و لذا پیامدهای آن نیز کمتر به چشم می آید، اما در کشورهای غربی اروپا، آمریکا این ممنوعیت اعمال نمی شود ولی با این حال بسیاری از مردم از مصرف آن دوری می گزینند؛ حتی در برخی از کشورها مثل برخی قسمت های روسیه در اثر شیوع بیماری های مربوط به

گوشت خوک (کرم ترکین یا ترشین) مصرف گوشت آن را ممنوع اعلام کرده اند و همچنین بیماری کرم کدوی خوک به صورت گسترده در جهان منتشر شده و در کشورهای اسلامی که گوشت خوک مصرف نمی کنند به ندرت دیده می شود.

● نتیجه

حکمت تحریم گوشت خوک را می توان پیشگیری از زیان مترتب بر گوشت خوک شمرد ولی این ضررهای بهداشتی و اخلاقی فقط می تواند به عنوان فلسفه و حکمت این حکم مطرح شود ـ نه علت انحصاری آن ـ و هنوز باید منتظر کشفیات جدید علمی در این باره باشیم.پس حرام ها و حلال های خداوند دارای مصلحت ها و حکمت هایی است که با پیشرفت علوم بدان ها بیشتر پی می بریم. به عبارت دیگر قرآن به برخی نکات اشاره می کند که علوم پزشکی و عقل آدمیان درصدر اسلم آنها را کشف نکرده بود که نمونه ی آن همین تحریم گوشت خوک است که برخی از مضرات و حکمت های آن اشاره شد.

break.gif









منابع جهت مطالعه بیشتر:
- تفاسیر قرآن ذیل آیه های یاد شده از جمله نمونه، ج ۱، ص ۵۸۶.
- پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی.
- طب در قرآن، دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز.
- اسلام پزشک بی دارو، احمد امین شیرازی.
- آموزه های تندرستی در قرآن، حسن رضا رضایی.
- بقره / ۱۷۳، مائده / ۳، انعام / ۱۴۵، نحل / ۱۱۵.
- تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۸۶.
فلسفة احکام، احمد اهتمام، ص ۱۶۲، به نقل از پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، ص ۳۲۱، ج ۲.
- طب در قرآن، دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر قرقوز، ص ۱۴۶ ـ ۱۴۷.
- فلسفة احکام، ص ۱۶۱ ـ ۱۶۲.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:30 1389/06/9
52
باده نوشی و اعجاز قرآن


الکل و شراب به طور شگفت انگیزی بر مغز و اعصاب تأثیر می گذارد و باعث اختلال در کار آن ها و التهاب بخش های مختلف آن می گردد.





















الکل و شراب به طور شگفت انگیزی بر مغز و اعصاب تأثیر می گذارد و باعث اختلال در کار آن ها و التهاب بخش های مختلف آن می گردد. علاوه بر اعصاب، بیماری های گوارشی چندی از قبیل خراش غشاهای مخاطی دهان و حلق، التهاب مری، سرطان مری، التهاب حاد معده و سرطان آن، التهاب لوزالمعده، تأثیر مستقیم بر کبد و ایجاد اختلال در جذب مواد غذایی در روده ها، از جمله آثار زیانبار دیگری در بخشی گوارشی بدن است.

با طلوع خورشید عالم تاب اسلام بر پهن دشت جوامع بشری بسیاری از عادات و روش های زشت و نادرست از عرصه جوامع اسلامی برداشته شد.

توصیه های قرآن و سنت سرشار از این تحریم ها و تأکیدهاست که عمل به آن علاوه بر بهره مندی از اجر معنوی، سامان دهنده مسایل جسمی و روحی بشر نیز می باشد.

یکی از این عادات ناپسند که از دیر باز و قبل از حضور اسلام در شبه جزیره عربستان رایج بود شرابخواری و مصرف الکل است. هر چند جوامع به اصطلاح متمدن، امروز نیز در این بلای جسم و جان سوز غوطه ور هستند و هر ساله آمارهای تکان دهنده ای از آثار تخریبی آن در میان جوامع به گوش می رسد، لیکن اسلام با توصیه های اعجازگونه خود در زمانی که حتی شراب را با نفع و فایده می دیدند پیروان خویش را از آن نهی کرد و فرمود:


«یا ایها الذین ءامنوا لاتقربوا الصلوه و انتم سکری حتی تعلموا ما تقولون؛ ای اهل ایمان در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید.»(نساء/۴۳)

یکی از قوی ترین جنبه های اعجاز علمی قرآن تحریم شراب است که بشر صدها سال از مضرات آن آگاه نبوده است

و در آیه ای دیگر، شراب را پلید و از عمل شیطان دانسته و می فرماید:

«یا ایها الذین ءامنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون ...؛ ای اهل ایمان، شراب و قمار و بت پرستی و تیرهای گروبندی، پلید و از عمل شیطان اند پس، از آن ها دوری کنید تا رستگار شوید...» (مانده/ ۹۰) همگام با این آیات، روایات معصومین نیز بر شدت زشتی آن اشاره داشته و آن را «ام الخباثت» (۱) (ریشه و مادر زشتی ها) دانسته و دائم الخمر را همردیف بت پرست (۲) معرفی می کنند.

در روایتی دیگر نوشنده و نوشاننده، خریدار و فروشنده و خلاصه تمامی کسانی که در بساط این منکر شریک اند را لعنت می نماید.»(۳)

حال این سؤال مطرح می شود که قرآن که بعضی از روش های اعراب قبل از اسلام را تأیید می کند و یا بسیاری از امور را که برای جسم و روح ضررهایی دارد در حد مکروه نهی می کند چگونه است که چنین تحریم سختی را برای این مسئله روا می دارد؟

انسان عصر نزول به یقین مضرات عمیق شراب را نمی دانسته و به برکت رشد علم و صنعت، بسیاری از این آثار ناگوار کشف شده است.

ارنست رنان مورخ فرانسوی در این باره می نویسد:

«دین اسلام پیروان خویش را از بلاهای چندی از جمله شراب و خوک و لعاب دهان سگ نجات داده است.»(۴)

بنابراین یکی از قوی ترین جنبه های اعجاز علمی قرآن تحریم شراب است که بشر صدها سال از مضرات آن آگاه نبوده است که اکنون بطور گذرا و در حد اجمال به بخشی از آن ها که اثبات کننده مدعا باشد اشاره می کنیم:

شراب عقل را زایل می کند و آدمی را از حوزه انسانیت خارج می سازد. در حوزه مسایل اجتماعی، روحیه جرم و جنایت را دامن می زند و زمینه تصادفات، قتل ها و خودکشی را فراهم می سازد که آمارهای منتشره مؤسسات تحقیقاتی غربی گواه این مدعا است.(۵)

زیان های اقتصادی که از سوی مشکلات و دردهای جسمی حاصل از الکلیزم بر فرد و جامعه وارد می شود بخشی دیگر از آثار الکل است علاوه بر آن، ضررهای معنوی شرابخواری نیز قابل توجه است. دوری از معنویت و اخلاق انسانی که به از هم گسیختگی بنیان خانواده و روابط عاطفی والدین و فرزندان می گردد بخشی دیگر از این مسئله است اما آنچه پزشکان اسلامی و غیراسلامی بر روی آن متمرکز شدند آثار زیانبار الکل از نظر علم پزشکی است که به تفصیل حقایقی را در این زمینه مطرح کرده اند و ما فهرست وار به آن اشاره می کنیم.

الکل و شراب بطور شگفت انگیزی بر مغز و اعصاب تأثیر می گذارد و باعث اختلال در کار آن ها و التهاب بخش های مختلف آن می گردد.

علاوه بر اعصاب، بیماری های گوارشی چندی از قبیل خراش غشاهای مخاطی دهان و حلق، التهاب مری، سرطان مری، التهاب حاد معده و سرطان آن، التهاب لوزالمعده، تأثیر مستقیم بر کبد و ایجاد اختلال در جذب مواد غذایی در روده ها، از جمله آثار زیانبار دیگری در بخشی گوارشی بدن است.

الکل فعالیت های جنسی را تحت تأثیر قرارمی دهد و اختلال هایی در روند جنسی و اعضای تناسلی بوجود می آورد. نقش الکل در ایجاد سرطان نیز از موارد دیگر آثار زیان بار این پدیده شوم است.

در تحقیقی که توسط دکتر «لورمی» به عمل آمده است مشخص گردیده که ۵۱بیمار از ۵۸بیمار مبتلا به سرطان لوزه، زبان و حنجره از معتادان به الکل بوده اند.(۶)

شراب همچنین تأثیر عمیقی بر فرزندانی می گذارد که والدین آن ها معتاد بوده اند.

یکی از پزشکان آلمان ثابت کرده که تأثیر الکل تا سه نسل به طور حتمی باقی است به شرط این که این سه نسل الکلی نباشد.(۷) آنچه گفته شد فقط بخشی از آثار زیانبار کشف شده الکل و نشان دهنده اعجاز حکم کوتاه قرآن در تحریم شراب است.

break.gif









نویسنده: علی اسعدی
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
۱-مستدرک الوسایل، ج۱، ص .۱۳۹
۲-بحارالانوار، ج ۶۵، ص .۱۶۴
۳-نهج الفصاحه، ص ۶۲۷، حدیث .۲۲۲۹
۴- فلسفه احکام، ص۱۵۶؛ اسلام پزشک بی دارو، ص۴۶، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص.۳۳۵
۵- بخشی از این آمارها را می توان در کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص۳۳۵ ملاحظه کرد.
۶- طب در قرآن، دکتر عبدالحمید دیاب، دکتر احمد قرقوز، ترجمه علی چراغی، ص۴۱-.۱۵۸
۷- اسلام پزشک بی دارو، ص۴۴، نقل از علوم جنایی، ص۸۶۳، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص.۳۴۶





تبیان ( www.tebyan.net )
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 22:08 1389/05/29
51
رابطه خدا با فرشتگان:

فرشتگان دریافت کننده وحی الهی هستند تا آنان سریع و به فوریت فرمان الهی را اجرا نمایند «اذیوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا ...» (انفال/12)

هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی فرمود: من با شما هستم، پس مردمی را که ایمان آوردند ثابت قدم بدارید.

فرشته امین وحی – حضرت جبرائیل علیه السلام- همان چیزی را که خداوند به وی وحی    می فرمود به پیامبراکرم(ص) می رساند و آیه «فاوحی الی عبده ما اوحید» (نجم/10) می تواند ناظر به همین معنا بوده باشد و مفهوم وحی در این آیه با مدلول تنزیل در آیه «و انه لتنزیل رب العالمین، نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین (شعرا/194-192)

قرآن فرودآورده پروردگار جهانیان است که روح الامین(فرشته وحی) آن را بر دل تو فرود آورده تا از بیم دهندگان باشی.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:16 1389/05/26
50

برای جاودانی بودن قرآن کریم ودین مبین اسلام، دلایل فراوانی وجود دارد،که بعضی از آن ها عبارتند از:

1 - تازگی و اثربخشی قرآن در همه زمان ها.قرآن کتابی است که برای یک زمان نازل نشده است و الا باگذشت زمان، همه رازهای آن کشف می شد و جاذبه و تازگی و اثر بخشی خودش را از دست می داد; حال آن که می بینیم زمینه تدبر و تفکر و کشف جدید،همیشه برای این دریای بی کران و مفاهیم بلند آن وجود دارد.

این نکته ای است که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وامامان معصوم علیهم السلام آن را توضیح داده اند. پیامبراکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «مثل قرآن،مثل خورشید و ماه است و همانند آن دوهمیشه در جریان است.» (پس با گذشت زمان کهنه نمی شود.)

امام رضاعلیه السلام نقل کرده اند که از امام جعفرصادق علیه السلام پرسیدند: «چه سری است که هرچه زمان بیشتری برقرآن می گذرد وهرچه بیشتر تلاوت می شود، برطراوت وتازگی اش افزوده می گردد؟»فرمودند: برای این که قرآن تنها برای یک زمان و نه زمان دیگر و برای یک مردم و نه مردم دیگر، نازل نشده، بلکه برای همه زمان ها و همه مردم نازل شده است.»بنابراین، خداوند متعال قرآن را طوری ساخته که در هر زمان و با وجود همه اختلاف هایی که در اندیشه های مردم به چشم می خورد، برزمان ها و افکار پیشی گیرد ودر هر عصری، مفاهیم تازه ای از معارف بلندآن کشف شود. (1)

2 - احکام اسلام در فطرت و نهاد بشر جای دارد; لذا ماندگار است.

قرآن کریم، احکام الهی را در نهاد بشرمی داند و می فرماید: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها»;(روم، 30) «توجه خویش را به سوی دین حق گرایانه، پایدار و استوار کن; به همان فطرتی که خدا مردم را بر آن آفریده است.» پس طبق این آیه شریفه، احکام قرآن منطبق برفطرت بشر بوده، همیشه باقی است.

3 - احکام اسلام و قرآن بیان کننده همه خواسته های بشر است.

قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء و هدی ورحمة و بشری للمسلمین »; (نحل، 89) «واین کتاب را که روشنگر هرچیز است و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگری است، برتو نازل کردیم.»

هرچند که قرآن کریم، کتاب تربیت و انسان سازی است ولی در آن همه چیز بیان شده ودر آیات مختلفش پرده از روی قسمت های حساسی از علوم و دانش برداشته است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند در قرآن هرچیزی را بیان کرده است; به خدا سوگند،چیزی که نیاز مردم بوده است، کم نگذاردتاکسی نگوید: «اگر فلان مطلب درست بود، درقرآن نازل می شد.» آگاه باشید همه نیازمندی های بشر را خدا در آن نازل کرده است.» (2)

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «دراین (قرآن) اخبار شما و اخبارگذشته ها و اخبار آینده ها و اخبار آسمان وزمین است و اگر کسی که علمش را می داند،شما را به آن چه در قرآن است، خبر دهد، تعجب خواهید کرد.» (3)


پی نوشتها:

1 - آشنایی با قرآن ، استاد شهید مطهری، ج 1 و 2،ص 29، صدرا.

2 - نورالثقلین، ج 3، ص 74.

3 - اصول کافی، ج 2، ص 564، دارالتعارف.


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:42 1389/05/26
49
قصه‌های قرآنی دو اعجاز شگفت‌انگیز دارد، یكی حوادث و صحنه‌های شگفت‌انگیز و اعجاز‌آمیز و دیگری نظم و اسلوب اعجازگونه قرآنی در پس روایت‌های آسمانی است پس هم در بطن حقیقت و هم در متن واقعیت می‌توان معجزه الهی را یافت.
A0896545.jpg
بسیاری از مفاهیم قرآنی در قالب قصه بیان شده و این موضوع اهمیت شیوه روایی قصه در انتقال پیام‌های ارزشمند، الهی و انسانی كتاب آسمانی مسلمانان، قرآن را بیش از پیش یادآوری می‌كند. البته در قرآن موضوعات فراوانی مطرح شده كه مضامین اصلی آن را می‌توان به 4 بخش تقسیم كرد.
بخشی از آن در ارتباط با اصول عقاید است كه شامل اصول سه‌گانه توحید، رسالت و معاد و مسائل مربوط به آن‌ها مانند نهی از شرك و نفاق، توجه دادن به آیات الهی و شگفتی‌های آفاق و اَنفس می‌شود. بخش دیگری از مفاهیم قرآن به احكام فقهی مانند عبارات، معاملات، حدود، دیات، قصاص، مسایل مربوط به خانواده، غنایم و انفال مربوط می‌شود و همچنین حكمت‌ها و توصیه‌های اخلاقی و اجتماعی مانند ارشاد و موعظه از دیگر بخش‌های كتاب آسمانی قرآن است، اما قصص انبیا، داستان‌هایی غیر از پیامبران، وقایع تاریخی عصر رسالت پیامبر اسلام (ص)، شرایع پیشین و كتاب‌های آسمانی از جمله بخش‌های تاثیرگذار قرآن كریم است كه در این نوشتار به اهمیت و جایگاه آن در انتقال مفاهیم قرآنی اشاره می‌شود. در قرآن مجید داستان‌های گوناگون از سرگذشت و سرنوشت پیامبران و غیرپیامبران آمده است. كه در این میان، داستان‌های مربوط به پیامبران، بیش‌ترین آیات داستانی قرآن را به خود اختصاص داده است.
در قرآن‌كریم نام 25 پیامبر؛ آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی، هارون، ذوالكفل، داوود، سلیمان، الیاس، الیسع، یونس، زكریا، یحیی، عیسی و محمد (ص) آمده است. داستان‌های ذوالقرنین، اصحاب كهف، عُزیر، اصحاب القریه (روستای انطاكیه)، اصحاب الجنه، صاحب دو باغ، اصحاب السبت، دو برادر ثروتمند و فقیر، داستان ملائكه و جن‌های غیرانبیای قرآن است. بنابراین با نگاهی به قرآن در می‌یابیم كه داستان در قرآن به گونه‌های مختلف از جمله داستان‌های انبیاء و غیرانبیاء، داستان‌های غیبی درباره جن و ملك و عوالم دیگر، دیده می‌شود.
درباره تعداد داستان‌های قرآن اختلاف نظر وجود دارد. برخی چون ابواسحاق نیشابوری، تعداد داستان‌های قرآن را تا حدود 116 قصه برشمرده اند و برای بیان داستان‌های قرآن می‌توان از دو شیوه تاریخی و ترتیب قرآنی استفاده كرد. در كتاب‌های قصص‌الانبیای راوندی، قصص‌الانبیای ابن كثیر، قصص‌الانبیای عبدالوهاب نجار ، قصه‌های قرآن محمد احمد جاد المولی (ترجمه مصطفی زمانی)، قصص قرآن رسولی كلانی، داستان پیامبران سیدعلی موسوی گرمارودی و بسیاری از كتاب‌های تاریخی دیگر از سبك تاریخی استفاده شده است. یعنی قصه‌ها را به ترتیب وقوع و دوره‌های ظهور انبیاء نقل كرده‌اند كه این داستان‌ها با طرح قصه آفرینش و حضرت آدم (ع) آغاز و با بیان وقایع زندگی پیامبر اسلام (ص) در صدر اسلام ختم می‌شود كه شرح و تفصیل بیشتری درباره پیامبران اولوالعزم وجود دارد. سبك دیگر، ترتیب قرآنی است، در این شیوه، عموماً سبك تفسیر قرآن است و قصه‌ها بر حسب ترتیب درج در سوره‌ها نقل و بیان می‌شود. دراین شیوه به بررسی داستان‌ها با شأن نزول سوره‌ها و آیات و هدف اصلی آن و نیز ترتیب نزول آن‌ها توجه می‌شود. موارد یادشده نشان می‌دهد در كتاب آسمانی قرآن بسیاری از مطالب برای تاثیر بیشتر در قالب داستان و قصه بیان می‌شود تا پیام‌های دینی به زبانی قابل فهم و مورد طبع به مردم رسانده شود.
قرآن برای تبیین و ابلاغ اهداف دینی خویش نظیر اثبات توحید و رسالت و وحی، وحدت دینی، اصلاح جامعه و دعوت مردم به سوی حق و عدالت از شیوه داستان بهره‌برداری كرده است. داستان علاوه بر جذابیت بالا و تاثیرگذاری بر شنوندگان و خوانندگان، اهداف هنری را هم مورد توجه قرار می‌دهد؛ و این امر هم طبیعی است چرا كه اگر دعوت های آسمانی و دینی با زبانی صورت گیرد كه مردم بیشتر آن را بپسندند و بهتر بفهمند مورد پذیرش واقعی آنان قرار خواهد گرفت. در این میان، داستان‌نویسی یكی از شاخه‌های مهم و موثر و رایج هنر است. انسان ذاتاً به سوی قصه جذب می‌شود و از داستان‌ها و حوادث شگفت و به خصوص وقایع و سرگذشت‌های دنباله‌دار لذت می‌برد و هر چه شگفت‌تر، جاذبه آن هم بیشتر خواهد بود، داستان به عنوان وسیله‌ای برای جلب توجه و جذب افراد، امری مورد توجه و كاربرد فراوان دارد. در قرآن كریم و تعالیم انبیای الهی و كتاب‌های آسمانی و آموزش‌های دینی قالب داستان برای القای پیام و تاثیر تربیتی مورد توجه است. بخش عمده‌ای از قرآن، تاریخ انبیاء و قصص و سرگذشت امت‌های قبلی و حوادث عبرت‌آموز پیشینیان است .هدف عمده قرآن توجه دادن به درس‌های تاریخ و عبرت آموزی وقایع و حوادث است. از جمله موارد؛ وقتی سرگذشت بلعم باعورا و موضع گیری‌های مخالفان او را در برابر حضرت موسی(ع) بیان می‌كند او را به سگ تشبیه كرده است و مثل دروغگویان و مكذبین، به این گونه شرح می‌دهد و می‌گوید:«داستان‌ها را برای مردم بگو، شاید تفكر كنند.»
از سویی دیگر، از آن جایی كه داستان یا قصه با فطرت آدمی سر و كار دارد و كودك شور و شوق خاصی از شنیدن داستان نشان می‌دهد و از والدین خویش می‌خواهد كه برایش داستان تعریف كنند، داستان و قصه اگرچه مورد پسند فطرت و ذات آدمی است، دارای زبانی است كه گوینده یا نویسنده می‌تواند از هدف و مقصود خویش را به زبانی ساده و روشن بیان كند و اگر مطلبی به زبان داستانی برای دیگران بازگو شود با پسند خواننده و شنونده سازگارتر خواهد بود. پس داستان‌نویسی كاری با ارزش خواهد بود كه داستان‌نویس با ذوق سرشار و قلم شیوای خویش بسیاری از مطالب را به دیگران عرضه كند و هر چه در داستان نكات هنری بیشتر رعایت شود بر جذابیت و گیرایی داستان خواهد افزود .در تعریف امروز، قصه یعنی اثری ادبی كه نتیجه تخیل قصه‌پرداز در باب اشخاص و حوادث بر پایه نظمی هنری و بلاغی است، خواه آن اشخاص و حوادث اساساً ساختگی باشد و خواه به وجود واقعی آن ها چیزی افزوده یا از آن‌ها چیز ی كاسته شده باشد و یا در چینش و ترتیب طبیعی آن‌ها تصرفی صورت گرفته باشد. پس قصه‌های قرآنی، باز گو كننده حقایق مسلم تاریخی هستند و هرگز برابر با نقل وقایع و حوادث تاریخی به صورت مطلق و محض نیست. عامل تفاوت تاریخ‌نگاری و قصه‌گویی در قرآن، ویژگی‌های فنی و هنری قصص قرآنی است. در داستان‌های قرآنی خواننده خود را در آن رویدادها و حوادث حس می‌كند و در پایان از آن‌ها عبرت می‌گیرد و از جنبه‌های موعظه و نصیحت هم بهره‌مند می‌شود. به عبارت دیگر، داستان‌های قرآنی در مخاطب اثر فراوان می‌گذارد و عواطف و احساسات فرد را بر می‌انگیزد و همراه با رویدادها و شخصیت‌های داستان به رشد و تعالی می‌رسد، چون در قصه‌های قرآنی، نوآوری در عرضه مطالب، زیبایی ساختاری و قدرت تعبیر بسیار قوی و محكم وجود دارد. در قصه‌های وحی از نقطه آغاز تا پایان تصاویر عرضه شده در هر مرحله قابل تجزیه و تفكیك هستند و نهایت جلوه‌های هنری در بیان تصاویر به زیبایی نمایان است. در این زمینه، زیباترین و كامل‌ترین تصاویر هنری در قصه یوسف به نمایش گذاشته می‌شود. در این قصه تعبیر وحی، عقیدتی، تربیتی و حركتی ممتاز و برجسته است همچنین وجود نظم و انسجام در قصه‌های قرآنی وجود یك نوع اعجاز بسیار قوی را بیان می‌كند. همه حوادث و اشخاص و اشیاء در درون آن، واقعی هستند نظم حاكم بر آن‌ها رنگ آسمانی دارد و از توان بشر بیرون است. اگر اندیشمندان و آرای گوناگون، هنرشناس و گوهر سنج باشد، به شكوه و جلال قصه‌های قرآنی پی خواهند برد و در برابر آن سر تسلیم فرود خواهند آورد، چرا كه قصه‌های قرآنی دو اعجاز شگفت‌انگیز دارد، یكی حوادث و صحنه‌های شگفت‌انگیز و اعجازآمیز و دیگری نظم و اسلوب اعجازگونه قرآنی. پس هم در بطن حقیقت و هم در متن واقعیت می‌توان معجزه الهی را یافت.

نویسنده: علی‌الله سلیمی
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:27 1389/05/25
48

وجوه اعجاز قرآن کریم فراوان است اما به لحاظ علوم تجربی آیاتی در قرآن یافت می‌شود که موجب شگفتی فراوان است از جمله این آیات:

 الف: جاذبه عمومی [1]

 ب: قانون زوجیت عمومی [2]

 ج: نور خورشید از خود او و نور ماه اقتباس است [3]

  د: حرکت خورشید [4]

  ه: امکان تسخیر فضا [5]

   و: نقش باد در جابجایی ابرها [6]

    ذ: ابرهای بارور حامل باران هستند [7]

    ح: در ارتفاع اکسیژن کم است [8]

    ط: رابطه صاعقه با برخورد ابرها و…[9]

     ی: خلقت همه اشیاء از آب [10]

     ک: خلقت انسان از نطفه که ماده‌ای مخلوط است [11]

 


 

[1]سوره رعد،آیه 2

 [2]سوره ذاریات، آیه 49

[3]سوره نوح، آیات 16 و 15.

 [4]سوره یاسین، آیه 38

 [5]سوره الرحمن، آیه 33

 [6]سوره اعراف، آیه 57.

  [7]سوره حجر، آیه 22.

  [8]سوره انعام، آیه 125

  [9]سوره نور، آیه 43

  [10]سوره نور، آیه 45

  [11]سوره دهر، آیه 2

و آیات فراوان دیگر که برای شرح و تفصیل شما را به کتاب ”مقایسه میان تورات انجیل قرآن و علم“ نوشته دکتر موریس بوکای و ترجمه ذبیح الله دبیر ارجاع می‌دهیم.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:34 1389/05/23
47

جذابیّت همیشگی قرآن

افزون بر زیبایی مضمون، قرآن در برخورداری از زیبایی های لفظی نیز کتاب بی نظیری است. شاهکارهای بزرگ ادبی جهان هرقدر هم زیبا باشند، در اثر تکرار و گذشت زمانْ رو به کهنگی می گذارند و از جاذبه های شان کاسته می شود، ولی در نتیجه گذشت زمان و بررسی بیش تر، نه تنها از شیوایی و دل پذیری قرآن کریم کاسته نمی شود، بلکه روز به روز بر طراوت و دل نشینی آن افزوده می گردد. استاد فرزانه، شهید مطهری رحمه الله در این باره می نویسد: «عجیب این است که زیبایی قرآن، زمان و مکان را درنوردیده و پشت سر گذاشته است. ... زیبایی قرآن، نه زمان می شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص ... هرچه زمان می گذرد و به هر اندازه ملت های مختلف با قرآن آشنا می شوند، بیش از پیش مجذوب زیبایی قرآن می شوند». حضرت علی علیه السلام هم در اشاره به این بُعد از اعجاز قرآن می فرمایند:«تکرار قرآن، هرگز موجب کهنگی آن نمی شود و زیاد شنیدن و گوش دادن به آن هم سبب خستگی گوش ها نمی گردد».

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:27 1389/05/19
46

معجزه قرآن در مورد تسبیح همه موجودات

خداوند عزوجل در آیه ۴۴ سوره اسراء می فرمایدتُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا) ” آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. ” این آیات مبارک ما را با مسئله ای آشنا می کند که آن را درک نمی کنیم، اما وجود دارد و ما همچون مؤمنان به هر آنچه که در کتاب خدا آمده است، ایمان داریم. اما چگونه می توان کسی را که به این کتاب آسمانی ایمان ندارد، قانع کنیم؟

معجزه قرآن در رابطه با موجودات و تحقیق آن

کسی که در این آیه تأمل کند در می یابد که همه مخلوقات اعم از انسان، درخت، ستاره و …. پروردگارشان را تسبیح می گویند؛ اما خداوند بلند مرتبه می گوید: (وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ) اما تسبیح آنها را درک نمی کنند و نمی گوید ( اما تسبیح آنها را نمی شنوند) بنابراین ما ممکن است که تسبیح این مخلوقات را بشنویم، اما نمی توانیم آنها را ترجمه کنیم و نمی توانیم آن را درک کنیم . زیرا درک کردن پس از شنیدن است.
به عبارت دیگر به انسان می گوییم که تو آنچه را که می گوییم، درک نمی کنی. این یعنی ما مقابل او صحبت می کنیم و انسان می شنود، ولی آنچه را که می گوییم نمی فهمد. از اینجا استنتاج می کنیم که خداوند بلند مرتبه در این آیات به وضوح به امکان شنیدن صدای تسبیحی که از هر چیز اطراف ما صادر می شود، اشاره می کند، ولی ما معنی آنچه را که می گویند، درک نمی کنیم و ممکن نیست که این صداها را بفهمیم یا درک کنیم.

هر چیزی در هستی صحبت کرده و امواج صوتی صادر می کند. اما گیاهان و درختان صداهای مشخصی دارند که در صداهای دیگر تأثیر گذار است و این همان چیزی است که تحقیقات جدید علم گیاه شناسی آن را کشف کرده است و این آن چیزی است که اندیشمندان امروز کشف کردند. علما دریافتند که از برخی گیاهان امواج و فرکانسهای صوتی در جاهایی که انسان می شنود، صادر می کند که از ۲۰ تا ۲۰ هزار فرکانس در ثانیه متفاوت است. اما امواج صوتی گیاهان بسیار ضعیف است و شنیدن آن جز با تقویت و هزار برابر کردن امکانپذیر نیست
علما دریافتند که برخی از ستارگان نیز از خود صداهایی صادر می کنند . ستاره نوترونی که خداوند آن را طارق نامیده صدایی شبیه پتک صادر می کند. سوراخهای سیاه همچنین صداهایی صادر می کنند. طی دوره ای ممکن است علما صدایی را که هستی پس از ولادتش آن را صادر می کرد، ثبت کنند.
اما بیشتر اکتشافات عجیب است، هسته های زنده امواج صوتی صادر می کنند و این بر همه هسته ها مطابقت دارد. واضح ترین پژواک از هسته قلب ما صادر می شود . دکتر جیمزوسکی استاد شیمی دانشگا کالیفرنیا با استفاده از کامپیوتر کشف کرد که همه هسته ها صداهایی صادر می کنند که هر کدام با دیگری متفاوت است.
دلفینها، جیرجیرکها، پرندگان، زنبورها و بقیه کائنات زنده صداهایی از خود صادر می کنند. علما کشف کردند که ویروسها نیز امواج صوتی از خود صادر می کنند . از این رو آنها در تلاشند که راه جدیدی برای کشف زودهنگام بیماری با پیروی از صدای میکروبها و ویروسها در جسم بیابند.
ژنهای وراثتی درون جسم ما نیز امواج صوتی صادر می کنند که آنها شب و روز خدا را تسبیح می گویند و یا از تسبیح خدا تأثیر می پذیرند. ای خواننده گرامی گمان می کنم که تسبیح خداوند بلند مرتبه در نظام فعالیت این ژنهای وراثتی که بر زندگی و بیماری ما حکم می کند، تأثیر گذارد؛ یعنی ممکن است که تسبیح آنها وسیله ای برای شفای امراض و بیماریهای مختلف باشد که البته خداوند دانا تر است
با پیشرفت علم کشف شده است که ذره ها پژواکهای صوتی صادر می کنند. بنابراین هر چیزی خدا را تسبیح می گوید؛ همانگونه که قرآن نیز نسبت به آن ما را با خبر کرده بود. این از ادله های علمی در راستی این کتاب آسمانی و پیشینه علمی آن به شمار می رود. علما امروز معتقدند که هر
چیزی در هستی صدای خاصی دارد و می گویند: ” این توانایی و قدرت بسیار عجیب است که بر هر مکانی سیطره می یابد و بر هر چیزی که آن را می بینیم یا احسای می کنیم تأثیر گذار است.”
آیا این توانایی، قدرت خداوند که خالق هستی بوده، نیست؟ چرا این صداها صداهای تسبیح و خضوع برای خداوند و شکر نعمتهای او نباشند؟
ای خواننده عزیز به تو می گویم: هر چیزی شب و روز خدا را تسبیح می کند، پس چرا تو یاد خدا و تسبیح او را فراموش کنی؟ چرا هر کلامت تسبیح خداوند نباشد؟ آیا فکر می کنی که تسبیح خداوند در هر روز تنها ۱۰۰ بار کافی است؟ وقتی ویروس که کوچکترین موجود هستی است، وقتی که این ویروسی که نمی بینی خدا را تسبیح می گوید، آیا ما به تسبیح خداوند محق تر نیستیم مایی که ادعای ایمان می کنیم؟
از این رو بهترین کلمه برای خداوند از نظر حضرت محمد (ص) ” سبحان الله و بحمده ” است . هر کسی که هر روز ۱۰۰ مرتبه بخواند خطاهای او اگر چه به اندازه کف دریا باشند، پاک می شود و راست گفت خداوند بلند مرتبه که فرمود: (وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا)[الإسراء: ۴۴].” آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید . او بردبار و آمرزنده است. ” ( اسراء: ۴۴)
از خداوند بلند مرتبه می خواهیم که ما را از تسبیح کنندگان گرداند.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:24 1389/05/19
45
خداوند متعال، 14 قرن پیش، قرآن را به عنوان کتابی برای راهنمایی انسان ها فرو فرستاد. ا مردم را به پیروی از این کتاب فراخواند تا به درستی و راستی رهنمون شوند. کتابی که از اولین روز وحی تا روز قضا، یگانه راهنمای انسان خواهد ماند. سبک بی نظیر قرآن و حکمت برتر موجود در آن، مدرک آشکاری است بر الهی بودن آن. به علاوه، قرآن خصوصیات اعجاب انگیزی دارد که اثبات می کند وحی و کلام خداوند سبحان است. یکی از این خصوصیات این حقیقت است که تعدادی از این واقعیات علمی – که ما تنها از طریق تکنولوژی قرن 20 توانسته ایم کشف کنیم – حدود 1400 سال پیش در قرآن عنوان شده است. البته قرآن کتاب علمی نیست . با این وجود، بسیاری از حقایق علمی – که به روش بسیار مختصر و عمیق در آیات آن آمده است – امروزه با تکنولوژِی قرن 20 کشف شده است. این حقایق در زمان نزول قرآن برای مردم ناشناخته بود و این مطلب باز هم نشانه ای بر این که قرآن کلام خداوند بزرگ است.

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 18:48 1389/05/17
44

قرآن و حیرت دانشمندان


اذا ضاقت بک الدنیا فقل .. یا الله
اگر دنیا برای تو تنگ شده است پس بگو .. یا الله

عظمة المخلوق ..تدل على ابداع و عظمة الخالق
عظمت و بزرگی مخلوق دلیلی است بر خلاقیت و عظمت و شکوه خالق

ترجمه آیه
خداوند از اینکه (برای تفهیم و توضیح موضوعی جهت هدایت بندگان) به پشه یا بالای آن (نا چیزتر ازآن) مََثَل بزند پروایی ندارد (از مقام اقدسش کاسته نمی شود) مؤمنان می دانند که آن مثال هر چه باشد) از جانب پروردگارشان و بر اساس حق (مصلحت) است ولی آنها که کفر را برگزیده اند می پرسند «خداوند چه منظوری از این مَثل دارد؟» بسیاری را از همین طریق گمراه وبسیاری را هدایت می فرماید البته جز نافرمانان را بدان گمراه نسازد.

امام صادق (ع) در باره آفرینش این حیوان کوچک می فرماید: «خداوند به پشه مَثل زده است با اینکه از نظر جسم بسیار کوچک است ولی از نظر ساختمان همان دستگاه هایی را دارد که بزرگترین حیوان خشکی دارا است و علاوه بر آن دو عضو دیگر (شاخک ها و بال ها) در پشه است که در بزرگترین حیوان خشکی نیست خداوند می خواهد با این مثال ظرافت آفرینش را برای مؤمنان بیان کند.» بحارالانوار ج ٩ ص ٦٤

امیر مؤمنان علی (ع) در نهج البلاغه بیان عجیبی در این زمینه دارد می فرماید: «اگر همه ی موجودات زنده جهان... جمع شوند و دست به دست هم بدهند هرگز توانایی بر ایجاد پشه ای ندارند بلکه عقول آنها در راه یافتن به اسرار آفرینش این حیوان متحیر می ماند نیروهایشان ناتوان و خسته شده پایان می گیرد و سرانجام بعد از تلاش شکست خورده اعتراف می نمایند که در برابر آفرینش پشه ای در مانده اند و به عجز خود اقرار می کنند و حتی به ناتوانی شان از نابود ساختن آن.» نهج البلاغه خطبه ١٨٦
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.