| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
ایاک نعبدو ایاک نستعین
جناب اقای محمد با سلام و عرض ادب
ممنون از پاسخ
راستش از رویت پاسخ شما کمی متعجب شدم ...احتمال میدهم که شما در زمان پاسخ گوئی کمی ناراحت و ...بوده اید چراکه به راستی اینکه بخواهیم نسبت به برخی مسائل در اینجا گرو کشی و در بوته نقد و ...قرار دهیم و بحث را منفعل کنیم کمی به دور از انصاف و اخلاق مباحثه است که قائدتا میدانید که بحث و مباحثه خود شرایط و مراحل خود را میپذیرد ...ایا ما ااینجا در صدد نقد اعمال برگرفته در زمانهای ماضی هستیم (قوه قضائیه )؟...یا بنده به عنوان کارشناس این مبحث هستم ؟...به نظرم این فرار به جلو بود ...بنده از شما خواستم که چون کارشناس نیستم اگر مطلبی است مستندا ارائه شود و پشت ان تدلیل قرار بگیرد تا تحلیل و احساسی پاسخگو بودن ...مثلا دو عنوان که شما روی ان مانور دادیددر خواست کردیم که سند انرا ارائه دهید :::
(در پست 323 نوشته اید که :::
(دستگاه ولایت فقیه مسئول برپایی و نظارت بر برپایی و اجرای دستورات اسلام در حکومت اسلامیه. در اختیارات این فقیه میخوانیم که برای حفظ نظام اسلامی و شرایطی که نظام در خطر باشه ولی فقیه اجازه ی تغییر احکام اولیه اسلامی رو هم داره! سوال بنده اینه، با تغییر حکم صریح و قطعی اسلام چه اسلامی در جامعه برپا خواهد شد؟ ایا غیر از یک اسلام سلیقه ای با توجیه حفظ نظام اسلامی خواهیم داشت؟ و آیا چنین چیزی در حکومت پیامبر و حضرت علی وجود داشته؟
قیودی هم ذکر فرمودن در این مورد:
1- به طور دلخواهی و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.
2- مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است، نه شخص ولی فقیه.
3- تنها مصالحی را میتواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.)
بنده هم سئوال کردم این دستگاه ولایت فقیه که از ان سه نتیجه استخراج شده است ( مخصوصا بند اول )از کدام منبع است ؟؟؟؟ که نوشته اید :::
(بنده در سایت حوزه ی علمیه در جواب یک پرسشگر و پاسخ ارائه شده به اون شخص این اختیارات رو مشاهده کردم.)
یا درخواست کردیم منبع شما در مورد سخنرانی ایت الله مکارم از کجاست ؟(نوشته اید):::
(سخنرانی آقای مکارم تا جایی که از متن بر می آید در مورد اختیارات ولی فقیه است نه رئیس جمهور! و اقای مکارم اشاره دارند که ولایت فقیه رو میشناسند و آنرا تدریس کرده اند. یک بار با دقت بخوانید که بحث بر سر دخالت رهبری و ریاست کل قواست.)
جناب محمد به راستی من مزاح میکنم یا شما در حدی هستید که منابع رو هم قابل نمی دانید رائه کنید ، تا چه رسد به (پتروگ بایندوریان ) ...
جالب است میفرمائید
عمل به تکلیف شرعی بسته به شخص اجرا کننده، به خودی خود مدیر و مسئول پدید میاورد )
ایا این کلام یک انتقاد است یا یک شعار ...مگر قران نخوانده اید که می فرماید :
یا ایهاالذین امنو اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم فان تنز عتم فی شی فردوه الی الله و الرسول ....(سوره مبارکه نسا ایه 59) اگر این سخن شما انتقاد نیست ...پس این دستور الهی مبنی بر 1- خدا 2- رسول 3- ائمه ...چه تعبیر و یا تفسیر دیگری دارد که ما به عنوان یک مسلمان باید تکلیف خود را انجام دهیم ...ایا غیر از این است ؟؟؟؟ جالبهکه دین را انطور که میخواهیم تفسیر میکنیم و نوشته اید : ( تمام اینها طبق کدام مجوزی غیر از مجوز اسلامی از نوع جمهوری اسلامی اتفاق افتاد دوست عزیز؟ ) دوست گرامی :
به یاد ایه ای از قران کریم افتادم که در (سوره مبارکه بقره ایه 194 :همه حرمت ها دارای قصاص میباشند )
یا در (سوره مبارکه بقره ایه 178 و 179 _قصاص مایه زندگی است )
و جالب اینکه خداوند متعال برای شایعه ومیزان مجازات اندر (سوره احزاب ایه 60و 61 ) دستور دارد...
یا نگاه حضرت علی (علیه السلام ) به حکومت اسلامی و خبر ان برای ایندگان و ابراز محبت ایشان(نهج البلاغه)
و در انتها نتیجه گیری کرده ای :
(البته باید در چنین بحثی محدوده ی دخالت همین روحانیت مورد بررسی قرار بگیرد که روحانی تا چه اندازه اجازه ی دخالت دارد که حتی آیت الله خمینی هم بهش اشاره داشتند که باید بیشتر و بیشتر بشود این محدوده!)
البت میدانید که مبحث ما در مورد این نتیجه گیری شما نبود ...که خوب ما برای ان هم جواب داریم ...(میبینید که بحث را بی جهت چنان باز میکنید وانواع و اقسام مطالب را میگوئید که به هیچ کدام از انها نمی رسیم ...من فکر میکنم اینطور بحث کردن در ادامه چیزی جز دلزدگی ندارد برای همین دوستانی که با شما وارد بحث شدند ادامه انرا بی نتیجه دانستند چراکه پراکندگی ان و تفهیم یک طرف به دیگران و اصرار بران زیاد است ...بد نیست اول مصادیق رو روشن و ایضا واضح به سئوالها پاسخ دهید و بعد اعلام کنید ::
(باقی پستتون چیزی برای پاسخ دادن نداشت و بیشتر به پند و نصیحت شبیه بود تا بحث)
و اما حرف اخر .......
جناب محمد نوشته ای::(در ضمن بنده هیچ توجهی به ایدئولوژی ولایت فقیه طبق نظر آقای خمینی و دیگر افراد ندارم.)
لازم به توضییح است که چه جالب ...شما به ماهیت کاری نداری به کیفیت کار دارید ...وقتی ماهیت چیزی را نمی دانید چطور با کیفیت ان در مخالفت هستید کمی این جمله شما عجیب نیست ؟؟؟
این اصرار شما که میگوئید که اقای خمینی در مورد حکومت و ولایت فقیه قصد اهتزار و دوری داشتند ...این اصرار را نمی فهمم شاید مسند تاریخی شما کمی مجهول است بد نیست سند تاریخی انرا هم به ما ارائه کنید که ما بفهمیم ...و این سئوال را داشته باشیم که چرا اقای خمینی نظریه (حکومت اسلامی و ولایت فقیه ) را چرا سال 42 ارائه دادند؟؟ و اصلا بدانیم چرا وقتی به ایران امدند یک سره به قم رفتند تا دولت موقت کار خود را انجام دهد؟؟ ...و چرا وقتی از پاریس به ایران می امدنند پیش نویس قانون اساسی که توسط یاران ایشان در پاریس تهیه شده است (اقای دکتر حبیبی) در ان به حکومت اسلامی و و لایت فقیه تصریح شده است ؟؟؟
جناب محمدلطفا با سند استد لال کنید ...
پیروز و سربلند
بنام خدای بصیرت و لطافت
جناب محمد با سلام
اولا بنده حقیر (به زعم درخواستی شما )یک متخصص در باب ولایت فقیه نیستم ...پس این اصل در بحث و مناظره از طرف شما محفوظ است که نسبت به پاسخ های من اشکال ،انرا رد ، یا شکل دیگری برخورد کنید ...چرا که به حق معتقدم که در شکل کلی ان دوستان دیگرتوان جوابگوئی را دارند حال اگر فاصله ای می افتد نه در شکل کار نقص از اطلاعات انهاست شاید وقت انرا به شکلی پیدا نکرد ه اند ،که خوب خودشان بهتر می توانند جوابگو باشند ....
و اما ...........................
در پست 323 فرموده باشید که :
دستگاه ولایت فقیه مسئول برپایی و نظارت بر برپایی و اجرای دستورات اسلام در حکومت اسلامیه. در اختیارات این فقیه میخوانیم که برای حفظ نظام اسلامی و شرایطی که نظام در خطر باشه ولی فقیه اجازه ی تغییر احکام اولیه اسلامی رو هم داره! سوال بنده اینه، با تغییر حکم صریح و قطعی اسلام چه اسلامی در جامعه برپا خواهد شد؟ ایا غیر از یک اسلام سلیقه ای با توجیه حفظ نظام اسلامی خواهیم داشت؟ و آیا چنین چیزی در حکومت پیامبر و حضرت علی وجود داشته؟
__جناب اقای محمد در متن نوشتاری شما چند مطلب قابل تامل است که خواستم نسبت به ان پاسخ دهم
در اینجا باید این مطلب را اشاره کنم که دستورات اسلام و اجرای ان دستگاه و مسئول و مدیر نمی خواهد و تا حال هم نخواسته بلکه تکلیف شرعی ما است و برقراری و برپائی ان هم همینطور (اصل هشتم قانون اساسی )
اولا میشه بفرمائیید این (اختیارات فقیه )منبع ان را از کدام مرجع فقهی استخراج کردید ...که بنده نسبت به گرایش شما بیشتر واقف بشم .
وبعد اینکه ان شرایط خاص را برای ما عنوان کنید که در (دور فلک)چرخش و تغییر احکام چطور میسر میشود ؟؟؟؟
یعنی اینکه سی سال است که از برپائی حکومت اسلامی به رهبری (اقای خمینی ) میگذرد ...هشت سال این مملکت با شرایط سخت و خطر ناک جنگ برخورد داشت ،بعد هم زمان فوت اقای خمینی ،بعد جنگ امریکا و عراق و غیره ....سی سال محاصره اقتصادی ،نظامی ، و غیره
سئوال: میشه بفرمائید در دوران رهبری این دو بزرگوار ( اقای خمینی و اقای خامنه ای ) ان تغییر شرایط فقهی اسلامی کی رخ داده است ؟؟امکان دارد ما ندانیم و شما نمو نه ای برای ما بگوئیید ؟؟
مثلا اگر کسی در دنیا نسبت به پیامبر اکرم و ائمه اطهار جسارت کرد حکم او طبق موازین شرع چیست ؟؟وایااقای خمینی انرا تغییر داد؟
اگر کسی سلاح به دست گرفت و در جامعه اسلامی مسلمانان را به جهت (فتنه ) هلاک کرد حکم قرانی ان چیست ؟؟وایا نظام اسلامی حکم شرعی و قططی قران را تغییر به سلیقه یا رای داد؟
اگر احکام قطعی اسلام مثل (قصاص و حجاب و ...نقض و برعلیه ان قیام شد ...حکم مرجع فقهی چیست و حاکم شرع چه دستوری داده است (می دانید که همه اینها در تاریخ انقلاب مستندا موجود است و حتی در تاریخ اسلام که شما از ان سئوال کردید )
واما ....
نوشته اید ( اسلام سلیقه ای )
اجازه بدهید شما را هدایت کنم به این مطلب که تفکر حکومت اسلامی و ترجیحا (اسلام ناب محمدی )در دنیا چه حالت و مو قعیتی دارد ...(البت منظور نظرم شاخص های تفکر حکومت اسلامی و ایضا ولایت فقیه اقای خمینی در جهان است ...توجه دارید شاخص )
اسلام و تفکر ایت الله خمینی در کشور ترکیه در زمان سکولار های نظامی و در زمان حال
اسلام و تفکر ایت الله خمینی در لبنان و فلسطین
اسلام و تفکر ایت الله خمینی در قاره امریکا
اسلام و تفکر ایت الله خمینی در قاره افریقا
وعاشقان اسلام ناب در کشور های اندونزی و ......
ایا دستورات سلیقه ای و اسلام گریزانه انها موجب جذب و اشاعه تفکر ایت الله شده است ؟؟؟
در اخر میخواستم شما رو رهنمون بدم به قسمتی از وصیت نامه سیاسی الهی اقای خمینی :
اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با بکار بستن ان سعادت فرزندان خود را در دنیا و اخرت
و به بالاترین وجه تامین می کند و قدرت ان را دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد
و انسانها را بکمال مطلوب خود برساند و مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیر توحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی
و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت دارد .....(وصیت نامه سیاسی اقای خمینی (بند 2)
امیدوارم بقیه این بند را خودتان مطالعه کنید ...چون فکر میکنم تا قسمتی از سئوالهای خودرا دران پیدا کنید ...
در ضمن میخواستم اضافه کنم که در پست شماره 324 سخنان اقای مکارم در مورد اختیارات رئیس جمهور ایراد شده ...اگر اینطور نیست بفرمائیید منبع ان کجاست ...
پیروز و سربلند
نائب رئیس: آقای مکارم ، به عنوان مخالف دوم بفرمائید صحبت کنید.
مکارم شیرازی : بسم الله الرحمن الرحیم. بنده فکر می کنم مساله ی فرماندهی کل قوا ، هم یک بحث کلی دارد و هم یک بحث خصوصی. امروز بعداز ظهر در این موارد یادداشتی می نوشتم برای اینکه این اصل به عقیده ی قاصر من ، یک اصل سرنوشت سازی است و این اصل را خیلی مهم می دانم و فکر می کنم سرنوشت قانون اساسی ما تا حد زیادی به این اصل پیوسته است و تقاضایم این هست که آقایان هم صحبت بفرمایند. یک خرده روی این اصل با دقت بیشتری مطالعه و بررسی بفرمایند تا بهتر به جلو برویم. ما با وجودی که سابقه ی صحبت کردن خیلی زیاد دارم ، ولی فکر کردم در این اصل سرنوشت ساز، منحرف از مسیر نشوم و آن سخنانی که دارم ، بنویسم ، مخصوصا راجع به رهبری کل قوا ، و قسمتی هم کلیاتی است که منطبق می شود روی مساله ی رهبری کل قوا و میدانم این عرایضم برای بعضی از برادران عزیز شاید یک مقدار ناگوار باشد. تقاضا و خواهش می کنم به عنوان اینکه این اصل ، اصل سرنوشت سازی است و برای اینکه آزادی را هم رعایت کرده باشیم، اجازه بفرمائید من عرایضم را از این به بعد از روی نوشته بخوانم.
خدایا تو میدانی من به خاطر حمایت از آئین تو و بندگان تو این سخنان را می گویم . من می دانم اگر به مصلحت شخصی بیاندیشم ، باید حداقل در اینجا سکوت اختیار کنم ، زیرا حداقل آن این است که بعضی از دوستان حاضر از من می رنجند ، ولی من انشاالله از آن افرادی نیستم که بخاطر حفظ مصالح شخصی ، چشم از مصالح دین تو و بندگان تو بپوشم. ( همهمه ی نمایندگان )
نائیب رئیس ( بهشتی ) : از دوستان خواهش می کنم نظم جلسه را رعایت کنند . ایشان خواهش کرده بودند اجازه بدهید صحبتشان را بفرمایند.
مکارم شیرازی: بنده مطالبی یادداشت کرده ام که بخوانم . اگر اجازه میدهید میخوانم ، چون به عقیده ی من سرنوشت قانون اساسی به این اصل وابسته است. ( همهمه ی نمایندگان )
ربانی املشی: من نمی دانم چرا دوستان همهمه می کنند و نسبت به حرفهای آقای مکارم حساسیت نشان می دهند. اجازه بدهید صحبت هایشان را بگویند.
نائب رئیس: بار دیگر خواهش می کنم نظم جلسه را رعایت فرمائید. آقای مکارم ادامه بدهید.
مکارم شیرازی: اگر حوصله بفرمائید و تا آخر گوش بدهید ، خواهید این مطالب ، مطالب بدی نیست ، و من بی حساب و بی گدار به آب نمی زنم و صحبت نمی کنم.
هاشمی نژاد: اکثریت دوستان معتقدند که این سخنرانی ایشان سو اثر دارد.
مکارم شیرازی: نخوانم؟ چشم ، اگر اجازه نمی دهید نمی خوانم ، من به نظر شما و اکثریت احترام می گذارم. ( عده ای از نمایندگان: بخوانید آقا ، بخوانید ) چشم ، ولی من انشاالله از آن افرادی نیستم که بخاطر حفظ مصالح شخصی چشم از مصالح دین تو بپوشم. من این کار را نوعی شرک و بت پرستی می دانم. من آنچه را تشخیص داده ام ( میان خودم و میان تو ) ، میگویم ؛ این شنوندگان و برادران عزیز هر چه می خواهند فکر کنند من آماده ی پذیرا شدن هرگونه پاسخی در این راه ، از این دوستانم هستم. من میدانم هر یک از آقایان حاضر در گوشه ای از این مملک صاحب نفوذ و احترامند، نباید آنها را رنجیده خاطر کرد، ولی رضای تو بالاتر از همه ی اینها است و توحید از این ملاحظات دور است « کلما شغلک عن الله فهو صنمک » ، « هر چیز تو را از خدا دور کند، بت تو است » من این اصل را یک اصل سرنوشت ساز می دانم . من فکر می کنم اگر این اصل به همین صورت تصویب شود، آینده ی قانون اساسی در خطر است، آینده ی انقلاب و آینده ی خون شهیدان در خطر است ، و چیزی نمی گذرد که فاتحه ی بقیه ی اصول مفید و سازنده ی این قانون نیز خوانده خواهد شد ، به همین دلیل سکوت را جایز نمی بینم.عزیزان و سروران من، دلایل خودم را می گویم و از شما تقاضا دارم این اصل را اصلاح کنید و مورد تجدیدنظر قرار دهید. اما دلایل مخالفت من با این بند ، پنج چیز است.
1- من به ولایت فقیه روز اول رای موافق داده ام، الان هم می دهم و تا ابد
رای خواهم داد. ولی راه پیاده کردن ولی فقیه این نیست. هیچکس نمی تواند
بگوید بنده ولایت فقیه را نمی فهمم. تا حدود سی سال است در حوزه های علمی
هستم و حدود دوازده سال است که در حوزه ی علمیه ی قم درس خارج یعنی دروس
عالی میگویم. چند بار ولایت فقیه را درس گفته ام ، بنابراین از ولایت فقیه
حتما چیزی می فهمم. بر همین اساس صریحا می گویم ما از نظر اسلامی دو
وظیفه در این قانون اساسی داریم. اول اینکه قانونی بر ضد قوانین اسلام
تصویب نشود . این هدف بحمدالله در اصل شورای نگهبان به خوبی تامین شد و
دیروز هم با تاکید مجدد روی آن رای موافق دادیم. دوم اینکه رئیس جمهور که
در راس تمام قدرتهای اجرایی قرار دارد اگر فقیه و مجتهد در مسائل اسلامی
نیست، باید ماذون از طرف فقیه باشد. یعنی به عبارت کاملا روشن وقتی رئیس
جمهور را مردم انتخاب کردند و رهبر پای آن صحه گذارد، باید کارهای مملک به
دست او سپرده شود. اما اینکه رئیس جمهور هم منتخب مردم و هم مورد قبول
فقیه و رهبر باشد…
فاتحی: آقا، ذات نایافته از هستی بخش – کی تواند که شود هستی بخش؟
نائب رئیس: آقای فاتحی چه کسی به شما اجازه ی صحبت میدهد؟ چرا نظم جلسه را رعایت نمی کنید ؟ من به شما اخطار نظامنامه ای می دهم.
فاتحی: اگر او فرمانده کل قوا نبود، چگونه این قدرت را به رئیس جمهور می دهد که قدرت و حکومت را خدا به فقیه داده ، نه مردم و نه ما ، ما از خودمان چیزی نمی گوئیم ، این خداست که این قدرت را به فقیه داده. ( عده ای از نمایندگان: آقای فاتحی چرا به نظم جلسه توجه نمی کنید؟ بگذارید حرفشان را بزنند )
مکارم شیرازی: اگر اجازه بدهید مطلب بعد از این روشن می شود.
نائب رئیس: آقای مکارم شما ادامه بدهید.
به نام انسان و آزادی 
هیچ دوستی که پیرو ولایت فقیه باشد در این بحث وجود ندارد که پاسخگو باشد ؟
اگر که نیست ما جمع بندی کنیم
پاینده ایران گهواره عقل و خرد
به نام ایران و خاکش 
باید بگم که این حقیر قصد جسارتی نداشتم که تصور میره چنین برداشت شده خب میدونی وظیفه ما هدایت شما و دیگران نیست چه خوبه خودت تحقیق کنی نه اینکه اینطور با چن کلام من و امثال من نتیجه گیری کنی
گرامی همان طور که گفتم قصد کسب اطلاعات بیشتر است و کسی قصد هدایت کسی را ندارد و اصلا این بحث در کلوب به همین دلیل ایجاد شده است مگه اینکه شما علت دیگری را بگویید ؟؟؟؟
من تحقیقات خودم را انجام داده ام و حال قصد محک اطلاعات را با سایر دوستان داریم و نتیجه گیری ما هم پیرامون همین تحقیقات است نه بیشتر !
و می دانی و میدانم که شما ها و امثال شما با کلامهای ما اصلا به نتیجه و توافق نخواهد رسید
لطفا شما کلام خودتان را بگویید اگر به نتیجه نرسیدیم آن وقت قضاوت فرمایید اینگونه قضاوت پیش از اتفاق که عاقلانه نیست ؟!
شما در این بحث شرکت نموده اید تا با افکار خود بحث را به بیراهه ببرید
موضوع بحث در باب ولایت فقیه است که در اولین پست بنده به صراحت به این موضوع پرداختم و این شما و دوست دیگری بودند که پست هایتان اصلا مربوط به موضوع به صورت مستقیم نیست و بدون پاسخ به پست من تنها بحث را بیراهه بردید پس عادلانه قضاوت کنید !
و بگفته خداوند سائیلین چند دسته اند و خیلی کمن اونایی که ذهن را پاک و بدون تفکر شرکت کنند تا چیزی یاد بگیرند کسی که بنام ایران و خاکش اغاز گر می شود اخر خودت بگو چه برداشتی میتوان کرد
برداشتی که میشود کرد این است که بنده به کشورم احترام زیادی قائل هستم و تمام کارهایی که انجام میدهم هم برای همین خاک و پیشرفت آن انجام میدهم چرا که به این خاک تعلق دارم و امیدوارم در همین خاک هم دفن شوم
اصلا نگفتم تا شما پاسخ بدهید
جناب شما در مورد بنده صحبت میکنید بعد هم میگویید پاسخ ندهید ؟؟!!
شما در مورد من صحبت نفرمایید تا من هم جوابی ندهم اما شما سخن میرانید و مرا ملزم به پاسخگویی میکنید
اصلا و بدان من نیز بفرموده قران میگم شما با دین و عقیده خودت و من نیز با عقیده خود
ما که نگفتیم شما از دین خود برگرد تنها قصد بحث کردن داریم مثل اینکه یادتان رفته اسم این قسمت بحث است ! اگر تمایلی به بحث ندارید میتوانید به اینجا وارد نشوید !
چون خداوند قران را باین روشنی و بین فرستاده اگه یکمی خودتو در برابر قران قرار بدی مشکلات حل میشه ........
همان طور که گفتم بسیار تمایل دارم تا پیرامون همین کتاب قرآن بحث کنیم تا روشنی آن مشخص شود !
در مورد فقه هم که فرمودی زحمت بکش مطالعه ای بفرما تا متوجه بشی فقیه کیست و کارش چیست ؟
التماس دعا از سایر دوستان .........
به اندازه کافی مطالعه کردم شما چون معتقد به چیز دیگری بودید بهتر بود توضیح میدادید
در جای جای قران اومده اکثر مردم ایمان بیار نیستن ....
خب دلیلش هم میگفت خیلی خوب میشد !
اکثرهم عقل را بکار نمیبرند ...و نمیدانند عقل چیست ....
و ازین اکثر ها زیاد اومده ....
کاش شما هم به این گفته عمل کنید .
اگه به کتاب خدا و لایت چنگ بزنیم دیگر دچار هیچ لغزشی نمیشیم ...
اگر خدا کتابی داشته باشد حتما !
میرسد روزی که فریاد برخواهیم اورد خدایا ما را بدنیا باز گردان تا اشتباهاتمون رو جبران کنیم ...
ولی دیر است ....
دیگه این هم مربوط به شما مسلمین میشود
پاینده ایران گهواره عقل و خرد
به نام ایران و خاکش 
قرآن کتابی هدایت گر است که در حوزه تفکرات یک سری انسانهای محدود در حوزه های زمانی و مکانی و شرایطی خاص نیست .
قرآن فراگیری و شمول بیشتری دارد تا سفارش و توصیه های انسانی .
سفارشات و مصلحت سنجی های انسانی کارکرد زمانی و مکانی و شرایطی دارند و تعمیم آنها به همه اعصار شاید ظلم باشد در صورتیکه قرآن کلام خدایی است که برای همه اعصار آن را هدایت انسان ها قرار داد
نمیدانم اصلا این پست شما مربوط به من بود یا خیر اما شما در مورد قرآن سخن گفتید و بحث پیرامون قرآن هم بسیار مفصل است که میتوانیم به بحث در مورد آن بپردازیم و به صورت کلی نمیشود اظهار نظر کرد .
پاینده ایران گهواره عقل و خرد
به نام ایران و خاکش 
جنابان و عزیزان باید گفته بشه بکل به بیراهه رفته اید شما اصلا فقاهت را نفهمیده اید
اول گرامی یکم یواش تر تا باهم نتیجه بگیریم این طور برچسب زدن شایسته شما نیست میخواهیم گفتگویی دوستانه داشته باشیم برای کسب اطلاعات بیشتر نه دعوا و بحث جنجالی !
گرامی شما که فقاهت را فهمیده ایید به ما هم مختصر توضیح بدهید تا آشنا شویم با کلیت مسئله و اینکه به نظر شما فقاهت به درد کجای زندگی ما میخورد و به چه دلیل شما بر آن معتقدید ؟
اگه اینطور بود باید میفهمیدید که فقیه هیچگاه دچار این لغزشها نمیشه اخه کدوم ادم بی سوادی که از اصول اولیه فقه اطلاع نداره میاد نقد بکنه ...
همگان معتقدند انسان جایز الخطاست چطور انقدر مطمئن هستید که فقیه دچار لغزش نمیشود ؟ مگر معجزه است ؟ خب بنده و همفکران بنده اصلا بی سواد جناب با سواد اصول اولیه فقه را توضیح بدهید تا بعد ما نقد کنیم
با توجه به حرفهای شما پس اولین دیکتاتور خداست و بعد پیامبرانش و حالا هم ادامه دهنده این سلاسه .....
لطفا حرفهای من را که مورد نظر شماست را نقل مستقیم کنید ، بنده اصلا نگفتم که معتقد به خدا و پیغمبر هستم که بخواهم دیکتاتور بخوانم یا خیر که اگر مایل به باز کردن این موضوع باشید به آن خواهیم پرداخت
چون خدا هم دستوراتی داده که اجازه نقد نداریم چرا ؟
ابتدا من باید معتقد به الهی بودن پیامبران بکنم و بعد دستورات آن ها را دستورات خدا بدانم و عدم نقد را به چالش بکشم در غیر این صورت سخن شما منطقی نیست .
چون عقل ناقص من و شما اصلا باین حرفا قد نمیده
عقل من و شما ناقص نیست بلکه همواره رو به پیشرفت و تکامل است و این صفت مثبت آن است و نقص نیست بلکه به خاطر قدرت تکاملیش در هر زمینه ایی که تحقیق شود پیشرفت میکند و این جامعه مدرن امروز مدیون همین عقل انسانی است وگرنه باید تا الان از بیماری های مختلف و ... مرده بودیم این یک سفسطست که به این دلیل آن را ناقص بنامیم و برای اینکار شما ابتدا کلمه نقص را معنی کنید و باید گفت هر چیزی که قابلیت تغییر کردن را نداشته باشد دچار ضعف است
شاید داری میگی خب من که عاقلم
عاقل یعنی از روی عقل و خرد عمل کردن که هر کس خود و اطرافیان و عملش عاقل بودن یا نبودن را میتوانند تا حدودی تشخیص دهند و من چنین ادعایی نکردم
اره جون خودت
آقا چرا از جان من مایه میزارید ؟
عاقلی اگه اینطوره مگه نباید یه ادم عاقل نقد کنه یا نظر بده یا تصمیم بگیره
بله درسته
خب واسه من عقل رو معنی کن
نمیشود به طور صد در صد کلمه ایی را معنی کرد ولی آن چیز که مورد قبول عامه است این است که عقل یک عضوی از بدن مانند مغز و ... نیست بلکه یک نیروی درونی مربوط به قسمتی از فعالیت های مغز میشود که با توجه به قدرت اختیار مبنای عمل و رفتار ما است و میتوانند کنترل کننده باشد و قصد من هم تعریف فلسفی عقل نیست
و بگو ببینم شما ها که اینگونه بی اساس سخن میرانید عاقلید ........
لطفا سخنانی که بی اساس است را نقل مستقیم کنید
و بدان کسی که دو خط مینوسه و میخونه اصلا مشخص نیست چیزی میدونه بلکه باید بعمل ببنده وگرنه با دانستن چنتا اصطلاح و مواد قانون ادم دانا نمیشه
درسته کسی چنین ادعایی هم نکرد
مگه نخوندی خداوند فرموده خری که بارهایش کتاب است دانا نیست .....
خوب فرمودند
پاینده ایران گهواره عقل و خرد
به نام ایران و خاکش 
جناب عاشق و رضا اگر شما قصد پاسخ به بنده را دارید باید به صورت کامل و ریز به ریز پاسخگو باشید
نه اینکه به صورت کلی نقل قول کنید که اصلا معلوم نیست جواب چه خطی را داده اید
به همین منظور من در هر کلوبی که بحث میکنم از روش پاسخگویی جمله به جمله استفاده میکنیم به این شکل که گفتار شما را نقل میکنم در یک سطر و در سطر زیر آن با خطی متمایز ( درشت ) پاسخ شما را میدهم تا به این شکل به یک نتیجه ایی برسیم وگرنه این بحث بی فایده خواهد بود در حالی که قصد من واقعا یک گفتگوی دوستانه و سازنده هست امیدوارم شما هم اینطوری باشید .
در پست بعدی پاسخ شما را میدهم.
به نظر من تا زمانیکه قرآن را معطل بگذاریم و رو به وصیت نامه و سفارشنامه این بزرگ و آن عالیمقام باشیم وضع به همین منوال خواهد بود و تفرقه ها همواره گسترش خواهند یافت .
من با استناد به کلام الهی معتقدم که " واعتصموا بحبل الله جمیعا "
قرآن کتابی هدایت گر است که در حوزه تفکرات یک سری انسانهای محدود در حوزه های زمانی و مکانی و شرایطی خاص نیست .
قرآن فراگیری و شمول بیشتری دارد تا سفارش و توصیه های انسانی .
سفارشات و مصلحت سنجی های انسانی کارکرد زمانی و مکانی و شرایطی دارند و تعمیم آنها به همه اعصار شاید ظلم باشد در صورتیکه قرآن کلام خدایی است که برای همه اعصار آن را هدایت انسان ها قرار داد
والسلام علی من اتبع الهدی