userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

حسن اشراقی , hasaneshrag
حسن اشراقی - 18:35 1388/10/19

آیا امكان دارد خدا مخلوقات خود را بدون راهنما رها نماید؟

 

 آیا  خدائی كه خالق كائنات است برنامه ای برای هدایت بشر فرستاده است یا خیر؟

آیا امكان دارد خدا مخلوقات خود را بدون راهنما رها نماید؟

از دوستانی كه شبهاتی درباره اسلام و قرآن دارند انتظار دارم بدون تعصب و عناد نظرات خود را راجع به این سوال بیان فرماین

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
24
خداوند زمین را خالی از حجت نگذاشته است
و این میتونه جوابی برای سوال بحث باشه
چه زمانهایی که نبی فرستاده و چه ائمه هدی را
پس اینکه برخی ادعایی خلاف این را می خواهند ترویج دهند سخت در خطا هستند

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:04 1389/11/16
23

بسیارى از علماى سیر و سلوک عقیده دارند که رهروان راه کمال و فضیلت و تقوا و اخلاق و قرب الى اللّه باید زیر نظر استادى کار کنند; همان گونه که در بحث گذشته از رساله سیر و سلوک منسوب به محقّق بحرالعلوم و رساله لبّ اللّباب تقریرات مرحوم علاّمه طباطبایى نقل کردیم که فصل بیست و یکم وظائف سالک الى اللّه را کار کردن زیر نظر مربّى و استاد شمرده اند، اعم از استادان خاصّ الهى که پیشوایان معصومند و استادان عام که بزرگان پوینده این راهند.

ولى آگاهان ذى فن هشدار مى دهند که رهروان راه تقوا و تهذیب نفس نباید به آسانى خود را به این و آن بسپارند، و تا کسى را به قدر کافى آزمایش نکنند و از صلاحیّت علمى و دینى آنها آگاه نگردند، خود را در اختیار آنان قرار ندهند، و حتّى به ظاهر شدن کارهاى خارق العاده و خبر از اسرار پنهانى یا مربوط به آینده و حتّى عبور از روى آب و آتش قناعت نکنند، چرا که صدور این گونه اعمال از مرتاضان غیر مهذّب نیز امکان پذیر است.

بعضى از آنان لزوم رجوع به استاد را فقط در ابتداى کار لازم دانسته اند، امّا پس از پیمودن مراحل قابل ملاحظه اى دیگر همراهى آنها را لازم نمى دانند; ولى بهره گیرى از استاد خاص یعنى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در تمام مراحل لازم است.

به هر حال، گاه براى لزوم انتخاب استاد و ارشاد کننده طریق، به آیه «فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکْرِ اِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ; از آگاهان بپرسید اگر نمى دانید!»    (سوره انبیاء، آیه 7) استدلال کرده اند که سخن از تعلیم مى گوید نه از تربیت; ولى از آنجا که تربیت در بسیارى از موارد متّکى بر تعلیم است، بى شک باید در این گونه موارد از آگاهان کمک گرفت، و این معنى با انتخاب یک فرد خاص براى نظارت بر اعمال و اخلاق او، تفاوت روشنى دارد.

و گاه در اینجا از داستان موسى و خضر که در قرآن بطور مشروح آمده کمک گرفته مى شود، چرا که موسى با آن که پیامبر اولوالعزم بود، بى نیاز از خضر نبود، و بخشى از راه را به کمک او پیمود; آنها مى گویند:

طىّ این مرحله بى همرهى خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهى



مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
22
خداوند متعال قبل از نبی و امام به ما عقل داده است
این بزرگواران رهنما راه بوده اند تا ما سره را از ناسره تمییز دهیم
این راه ادامه داشت تا اینکه بعد پیامبر اسلام ختمی مرتبت این جایگاه به امامان ما برسه و در نهایت به دلایلی امام عصر از نظرها غایب باشه و فقهای در غیاب آن حضرت احکام متشرعه اسلام را پیاده سازند تا خودش بیاید به اذن خداوند متعال امور را در دست بگیرد
پس زمین هیچ وقت از وجود راهنما و بندگان راستین خداوند خالی نبوده و نیست
به امید ظهور
به امید ظهور نزدیک
التماس دعا



یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 23:45 1389/11/10
21
این بحث جوابش این است که خداوند زمین را خالی از حجت نمیذارد
هر زمانی خداوند حجت و امامی مربوط به آن را دارد
الان هم صاحبنا امام عصر روحی و ارواحنا دارای این حجیت هست
پس اگر کسی نیمی خواهد چیزی را قبول کند دیگر جای بحث و شبهه نیست

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:59 1389/04/12
20
با سلام به دوستان گرامی
در مورد بحث باید گفت اساسا خداوند برنامه ای برای برای هدایت و در اصل رساندن بنده خود به سر منزل گاه اصلی و مقصود خود داشته است
فرستادن انبیا از سوی خداوند متعال خود نمونه بارزی از این برنامه است
پیامبرانی که از جنس بشر بوده اند اما با کمال تر از دیگران که واسطه در بین انسانها و خداوند بوده اند تا بشر را به راه درست و انچه که مقصود خداوند متعال بوده است را برسانند
پس جواب سوال مطروحه در مبحث مثبت است و الا با حکمت و آفرینش در تضاد خواهد بود آفرینش انسان


مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
19
عضو محترم
خانم الی یاس
پست شما به علت عدم رعایت قوانین کلوب قرآن سفره آسمانی حذف شد.
امیدواریم در پست های دیگر  قوانین کلوب را مراعات فرمایید.
"مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان"
التماس دعا
عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 09:01 1389/04/10
18
نقل قول از : الی یاس

نه     امکان نداره ،اما قطعا اون راهنما کسایی مثل احمدی نژاد و خامنه ای و مصباح نیستند، که خونخوار ،ظالم ،قدرت طلب و دنیا پرستند


  باسلام 
« وعباد الرحمان الذین یمشون علی الارص هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »
(
و بندگان خدای بخشاینده کسانی هستند که در زمین به آرامیو فروتنی راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را
( با سخنان ناروا )  مخاطب قرار میدهندسلام می گویند( سخنی مسالمت آمیز و دور از خشونت می گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند. ) ) 
« سوره فرقان آیه 63 »

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:34 1389/04/9
17

حكمت نبوت ـ نبوت پیامبر اسلام(ص) (قسمت دوم)

... و علاوه بر این، اگر كسی مدعی حقی بر دیگری است، قاضی نمی‌تواند به او بگوید دلیلی كه می‌آوری باید مطابق میل خصم باشد.

و به انتخاب او تعیین گردد، اگر چنین بود هیچ كس نمی‌توانست حق خود را ثابت كند. «و اما درخواست چهارم » (احضار خدا و فرشتگان) نشدنی و محال است، و نیازی به توضیح ندارد، زیرا كه آفریدگار، مانند آفریده نیست كه بیاید، برود، حركت كند، و در برابر چیزی قرار گیرد تا قابل احضار باشد... ببینم تو در طائف و مكه دارای زمین و باغ و مستغلات و كارمند نیستی؟

پیامبر: عبدالله؛ چرا آیا خودت شخصاً به كارهای آنجا رسیدگی می‌كنی یا نماینده‌ای داری؟

ـ : نماینده دارم.

پیامبر: اگر كارمندان به نماینده‌ات بگویند، در صورتی ما نمایندگی تو را می‌پذیریم كه شخصاً عبدالله همراه شما باشد صحیح است؟

ـ: نه.

پیامبر: بنابراین این نمایندگان تو برای اثبات نمایندگی خویش باید چه كنند؟ آیا چنین نیست كه اگر از طرف تو نشانه درستی كه دلالت بر صدق تو كند همراه داشته باشند، بر كارمندان لازم است آنها را تصدیق كنند؟

ـ : چرا، همینطور است.

پیامبر: حالا اگر كارمندان، نماینده تو را نپذیرند و نماینده‌ات برگردد و بگوید اینها مایل هستند خودت همراه من بیائی «و تا نیائی نمی‌روم» آیا نماینده مخالف تو  شمرده نمی‌شود؟ و تو به او نمی‌‌‌گوئی كه تو تنها نماینده من هستی نه مشاور و فرمانده من؟

ـ :چرا.

پیامبر: چگونه درخواستی را كه از زارعین و نماینده خود صحیح نمی‌دانی، خودت از نماینده خداوند داری، این دلیل قاطعی است كه تمام درخواستهای تو را باطل می‌سازد. «و اما در مورد درخواست پنجم»‌ (داشتن خانه‌ای زرین)، خبر داری كه «پادشاه» مصر خانه‌هائی از طلا دارد؟

عبدالله: آری.

پیامبر: او با داشتن آن خانه‌ها پیامبرشد؟

ـ : نه.

پیامبر: به همین دلیل خانه‌های زرّین دلیل نبوت محمد هم نمی‌شود و محمد نادانی تو را غنیمت نمی‌‌شمرد تا به این گونه دلیلها نبوت خود را ثابت كند.

«و اما در مورد درخواست ششم» (بالا رفتن به آسمان و آوردن نامه) بالا رفتن به آسمان از پائین آمدن مشكل تر است، و تو گفتی اگر من به آسمان هم بالا روم ایمان نمی‌آوری (مگر پس از بازگشت) وقتی بالا رفتنم سبب ایمان تو نشود، بازگشتم هم همانطور است. علاوه بر این تو گفتی باید نامه‌ای هم از خدا بیاوری، و پس از انجام تمام درخواستها باز هم نمی‌دانم رسالت تو را می‌پذیرم یا نه. بنابراین با اعتراف خودت، تو آدم لجبازی هستی كه با روشن شدن حقیقت هم حاضر به پذیرفتن آن نیستی، پس تنها داروی شفا بخش تو شمشیر مجاهدین است...

خداوند برای پاسخ تمام سئوال‌های تو، یك جمله به من وحی كرد كه بگو:
«سبحان ربی هل كنت الا بشرا رسولا؛ منزه است خدای من، من فقط انسانی هستم فرستاده خدا»


از ساحت قدس پروردگارم دور است كه به خواسته‌های افراد نادان، جامه عمل بپوشد، من هم انسانی مانند شما هستم كه عنوان نمایندگی خدا را دارم،  و بر من لازم نیست جز دلیلی كه او به عنوان سند نبوت به من داده، دلیل دیگری بیاورم... [1]

------------------ پی نوشت-----------------------------------------
[1] . بحارالانوار، ج 9 ص، 269 ـ 280 (تلخیص شده).

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:32 1389/04/9
16
حكمت نبوت ـ نبوت پیامبر اسلام(ص)


در ابتدای بعثت، روزی پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در صحن كعبه نشسته بود، جماعتی از اشراف و بزرگان قریش مانند ابوالبختری، ابوجهل و عاص‌ ابن وائل و... وارد مسجد شدند. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ مشغول یاد ‌دادن قرآن، و قوانین اسلام به چند نفر از یاران خود بود.

اشراف با دیدن پیامبر و یاران، به خود گفتند كم‌كم كار محمد بالا گرفته و فوق‌العاده مهم شده، خوب است برویم او را سرزنش كنیم و با او بحث نمائیم و با باطل نمودن آن چه آورده، او را نزد یارانش خوار و شرمسار نمائیم شاید با این وسیله، دست از گمراهی و عصیان و سركشی خود بردارد. اگر از این راه هم نشد، چاره‌اش شمشیر است.

ابوجهل: بسیار خوب، ولی چه كسی می‌تواند با او بحث كند؟

عبدالله بن ابی امیه: من، آیا تو مرا به عنوان همتای نیرومند او در بحث قبول نداری؟

ابوجهل: چرا؟

همگی با هم به طرف پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ حركت كردند، عبدالله شروع به سخن كرد و گفت: محمد تو ادعای خیلی بزرگی می‌كنی، و گفتار حیرت انگیزی داری، می‌پنداری تو فرستاد‌ة آفریدگار جهان هستی، ولی برای آفریدگار جهان شایسته نیست كه كسی مانند تو را به عنوان رسالت انتخاب كند، زیرا تو هم مانند ما بشری هستی كه می‌خوری و می‌آشامی  و در بازارها راه میروی.[1] نگاه كن ببین پادشاه روم و ایران، برای سفارت، كسی را انتخاب می‌كنند كه دارای ثروت كلان، اهمیت اجتماعی فوق العاده، دارای كاخها، خانه‌ها، خیمه‌ها، و دارای چندین برده و خدمتكار باشد. آفریدگار جهان كه از این شاه‌ها مهمتر است، اینها بنده‌های او هستند و بنابراین او تو را با این فقر و تنگدستی به عنوان پیامبر انتخاب نمی‌كند و با این وضع اگر تو سفیر او بودی، حتماًً فرشته‌ای همراهت می‌فرستاد تا ادعای تو را تصدیق كند، و ما آن فرشته را می‌دیدیم.[2] بلكه اساساً اگر خدا می‌خواست پیامبر بفرستد، فرشته‌‌ای را برای رسالت انتخاب می‌كرد [3] نه بشری مانند خود ما، تو را كسی جادو كرده و از این جهت خیال می‌كنی كه پیامبری، ولی واقع این طور نیست.

پیامبر: حرف دیگری هم داری؟

عبدالله: آری، اگر خدا می‌خواست برای ما پیامبری بفرستد، حتماً ثروتمندترین، و پرنفوذ‌ترین افراد ما را انتخاب می‌كرد، نه تو را. این قرآن كه به پندار تو، خداوند بر تو نازل كرده، چرا بر مرد بزرگ و با شخصیتی از مكه، مانند: ولید بن مغیره و یا از طائف، مانند: عروة بن مسعود فرود نیامده؟

پیامبر: حرف دیگری هم داری؟

عبدالله: آری، ما هرگز گفته‌های تو را باور نمی‌كنیم مگر اینكه در مكه چشمه آبی جاری سازی. همانطور كه می‌دانی سراسر این سرزمین را كوه و سنگ فرا گرفته ، اگر می‌خواهی ما به تو ایمان بیاوریم این سنگها را از این سرزمین بردار، و چاههای متعددی حفر كن، و چشمه‌های آبی در مكه جاری ساز كه ما بی‌اندازه به آن محتاجیم.[4] یا باید باغی از خرما و انگور داشته باشی كه مورد استفاده خودت و ما قرار گیرد، و در این باغها جوی‌های آب روان نمائی.یا آسمان را پاره پاره كنی و بر سر ما فروریزی. یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما حاضر سازی بطوری كه ما آنها را مشاهده كنیم. یا خانه‌ای از طلا داشته باشی. یا به آسمان بالا روی، ولی بالا رفتن ترا هم باور نمی‌كنیم مگر اینكه نامه‌ای از خداوند بیاوری با این مضمون:

«این نامه از خداوند با اقتدار حكیم است، به عبدالله بن امیه و كسانی كه با او هستند، من لازم دانم، شما به فرستادة من محمد، ایمان بیاورید و گفتارش تصدیق كنید كه او از پیش من آمده است». ولی پس از انجام تمام این كارها كه گفتم، باز هم نمی‌دانم كه شخص من رسالت تو را می‌پذیرد یا نه. بلكه اگر ما را به آسمان هم بالاببری و درهای آنرا باز و ما را در آن وارد سازی می‌گوئیم چشم بندی، و یا جادو كرده‌ای[5]

پیامبر: سخن دیگری نداری؟

عبدالله: این همه ایراد گرفتم كافی نیست؟ نه، دیگر سخنی ندارم، در پاسخ این ایرادها آن چه به نظرت می‌رسد بگو، و از آن چه در دل داری، پرده بردار...

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ، در اینجا خداوند را مخاطب قرار داده، چنین فرمود: «خدایا تو همه آوازها را می‌شنوی، و همه چیز را می‌دانی، می‌دانی كه بندگانت چه گفتند». خداوند آیاتی بر او نازل كرد و پیامبر رو به عبدالله فرمود: «اینكه گفتی من بشری مانند شما هستم، غذا می‌خورم، راه می‌‌‌روم درست است، ولی امر رسالت به دست خدا است، چه می‌شود كرد، خدا مرا شایسته پیامبری دیده، وبه رسالت انتخاب كرده است». اینكه گفتی پادشاهان، سفراء متشخص و ثروتمند انتخاب می‌كنند، چرا خدا مرا انتخاب كرده «معلوم می‌شود اصلاًً هدف رسالت را نمی‌فهمی» خداوند من فقیر را انتخاب كرده، تا قدرت خود را به ما نشان دهد، كه چگونه شما با داشتن تجهیزات كافی و نیرو نمی‌توانید چرا نابود كنید و از نفوذ من در جامعه جلوگیری نمائید. او بزودی مرا بر شما پیروز  می‌كند، گروهی از شما را خواهم كشت و گروهی را در بند خواهم كشید و سپس شهر‌های شما را تحت كنترل من در می‌آورد... اینكه گفتی اگر پیامبر بودی فرشته‌ای همرا‌هت می‌آمد كه رسالت تو را گواهی كند، بلكه اگر خدا بخواهد پیامبر بفرستد، فرشته‌ای می‌فرستد «این ایراد هم درست نیست، زیرا شما نمی‌توانید فرشته را ببینید، و بر فرض، قدرت دیدن فرشته را پیدا كنید می‌گوئید آن فرشته نیست، بلكه بشری مانند ما است، چون در این به صورت لازم است بصورت انسانی بر شما ظاهر شود تا بتوانید با او تماس بگیرید و سخنش را بشنوید، و مقصود او را بفهمید، بنابراین آن وقت از كجا می‌فهمید كه او راست می‌گوید؟ بلكه خداوند انسانی را به عنوان پیامبری انتخاب می‌كند، و به او معجزاتی می‌دهد كه انسانهای دیگری كه مانند او هستند به هیچ وجه توانائی انجام آن معجزات را ندارند، و این گواهی علمی خداوند بر پیامبری او است اگر فرشته‌ای بر شما ظاهر می‌شد و معجزاتی انجام می‌داد از آنجا كه ماهیتش با شما تفاوت داشت، نمی‌توانستید باور كنید كه این معجزات مستند به خدا است، و خداوند با دادن این معجزات رسالت او را عملاً گواهی نموده است... اما این‌كه گفتی من در نتیجة جادو گرفتار تخیل نبوت شده‌ام، خود می‌دانید قدرت تشخیص و تفكر من بهتر از شما است، آیا تا به حال از ابتدای كودكی من تا كنون كه چهل سال دارم، دنائت، دروغ، جنایت، خطا در سخن، نابخردی در عقیده، از من مشاهده كرده‌اید؟ اما اینكه ایراد گرفتی كه چرا قرآن بر مردی متشخص از مكه  یا طائف نارل نشده؟ خدا مانند تو برای ثروت و ثروتمندی ارزش قائل نیست «هر كس كه شایستگی واقعی داشته باشد او را رهبر جامعه قرار می‌دهد» «و اما  خواسته‌هائی را كه به عنوان سند نبوت از من تقاضا كردی، این خواسته‌ها‌ چند نوع است»: نوع اول : اموری كه بر فرض، انجام دهم دلیل نبوت من نمی‌شود و پیامبر خدا نمی‌تواند نادانی مردم را غنیمت بشمرد و به ادله‌ای رسالت خود را ثابت كند كه واقعاًً دلالتی ندارند.

نوع دوم: موجب نابودی تو است، و دلیل آوردن، برای گرایش به مذهب است، نه برای نابود كردن مردم.

نوع سوم: تحقق آن از نظر عقل امكان پذیر نیست.

نوع چهارم: اموری كه ثابت می‌كند تو آدم لجبازی هستی كه به هیچ وجه حاضر نیستی حقیقت را بپذیری، و كسی كه به این بیماری مبتلا باشد، داروی آن  بلای آسمانی، و یا دوزخ و یا شمشیر دوستان خدا است. امّا مطلب اولی را كه به عنوان سند نبوت از من می‌خواستی (جاری ساختن چشمه) از سئوالت پیدا است كه دلیل ارتباط انسان را با خدا نمی‌دانی، گیرم كه من چنین كاری كردم، این دلیل نبوت من است؟

ـ : نه.

پیامبر: خود تو، در طائف باغها داری، آیا قسمتی از این باغها پیش از این كه به این صورت درآید زمین‌های سخت و ناهموار و بی آب نبود كه با فعالیت‌های تو هموار شد و چشمه‌های آب در آن جاری گردید؟!

ـ : چرا.

پیامبر: مانند تو كسانی دیگر هم هستند كه نظیر باغ‌های تو را احداث كرده باشند؟

ـ : آری.

پیامبر: با چنین عملی تو و آنها پیامبر شدید؟

ـ : نه.

پیامبر: بنابراین جاری ساختن چشمه، سند نبوت محمد نمی‌تواند باشد، و این گفته تو در واقع مانند این است كه بگوئی ما به تو گرایش پیدا نمی‌كنیم مگر این كه بلند شوی و راه بروی، یا مانند مردم غذا بخوری. و اما درخواست دوم (كه من دارای باغ خرما و انگور باشم) آیا تو و رفقایت در طائف چنین باغ‌هائی ندارید؟... و آیا با داشتن چنین باغ‌ها شما پیامبر شدید؟

عبدالله: نه.

پیامبر: بنابراین چرا از پیامبر به عنوان دلیل ارتباط با خدا، چیزهائی را می‌خواهید كه بر فرض انجام دادن دلالت بر صدق او نمی‌كند بلكه دلیل كذب اوست، چون به اموری استدلال می‌كند، كه از نظر علمی نمی‌توان با آن استدلال كرد. «و اما درخواست سوم» (فرو ریختن آسمان) موجب نابودی شما ـ و بلكه دیگران ـ می‌گردد،  و پیامبر خدا، مهرش به تو بیش از این است، او تو را نابود نمی‌كند، بلكه با دلیل، حقیقت را به تو ثابت می‌نماید. ولی دلیل اثبات نبوت معجزه، به انتخاب مردم نیست چون مردم مصالح و مفاسد نمی‌دانند... گاه كارهای محال و نشدنی را انتخاب می‌كنند. سپس: فرمود آیا طبیب، داروی بیماران را به انتخاب خود آنها واگذار می‌كند؟، مسلم اینطور نیست، بلكه آن داروئی كه خود صلاح می‌داند می‌دهد، بیمار، بخواهد یا نخواهد.

---------- پی نوشت ----------------------------------
[1] . و قالوما لهذا الرسول یأكل الطعام و یمشی فی الاسواق (فرقان 7).
[2] . لولا انزل الیه ملك فیكون معه نذیرا (فرقان7).
[3] . ولو شاء الله لانزل ملائكه (مؤمنون 24) لقالوا لوشاء ربنا لانزل ملائكه (فصلت14).
[4] . این خواسته و خواسته بعد بطور اجمال در سورة اسراء آیة90 و 93 آمده است.
[5] . ولو فتحنا علیهم بابا من السماء فظلوا فیه یعرجون اقالوا انما سكرت ابصار‌نا بل قوم مسحورون (حجر 15).


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 18:21 1389/04/7
15
سلام دوستان
  با اینكه اصلی ترین مسئله ای كه معاندین با دین اسلام باید پاسخگوی آن باشند این سؤال است. اما آنها چون جوابی برای این مسئله ندارند ترجیح می دهند سكوت كنند و وارد این بحث نشوند.
  ولی اگر واقعاً اعتقادشان بر این است كه احكام اسلام رهگشای مسائل دنیوی و اخروی انسانها نیست، در این بحث وارد شوند و دلائل خود را مبنی بر اینكه این احكام از سوی باریتعالی نیست ارائه دهند.


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 09:20 1389/04/1
14

         با سلام         خداوند که خالق کائنات است دفترچه ی راهنمای بشر ( که قرآن کریم باشد ) را  به همراه او فرستاده( سوره بقره آیه 185)  که اگر طبق آن عمل کند سالم می ماند  و به بهترین صورت از دستگاههای خلقت استفاده می کند و به سعاذت می رسد و امکان ندارد که مخلوقات خود را بدون راهنما رها کند به فرموده ی خود قرآن کریم ( ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی  :
پروردگار ما همان است که خلقت هر چیزی را به او داد و سپس هدایتش کرد « سوره طه آیه 50 » ) همه ی مخلوقات را در مسیر
هدایتی مخصوص به خودشان قرار داد و انسان که اشرف مخاوقاتش است را نیز بدون هدایت رها نفرمود و دو نوع هدایت گر
برای او قرار داد یک هدایت گر باطنی که عقل اوست و یک هدایت گر ظاهری که پیامبران و ائمه معصومین علیهم صلوات الله
اجمعین می باشند.

 

موج . , aliganbary
موج . - 11:50 1388/11/6
13
نقل قول از : منتظر مهدی .

با عرض سلام

خیر امکان ندارد، زیرا خدا برای هر موجودی طبق نیازهایش راه برآوردن نیاز را قرار داده است،مثلا برای حیوانات که فقط نیازهای مادی دارند غریزه را قرار داده است،اما برای انسان که دارای دو بعد معنوی و حیوانی است علاوه برراهنمای عقل و فطرت راهنمای بیرونی یعنی ارسال رسل را قرار داده است زیرا راهنمای عقل و فطرت برای هدایت انسان بسوی حقیقت کافی نیستند.

همچنانکه وقتی ما گلی را می کاریم بفکر آب دادن آن هستیم ،اما خدا که ما را آفریده است چطور نیازهای روحی او را نادیده بگیرد در حالی که خدا حکیم است و از شخص حکیم قبیح است که موجودی را که خود بوجود آورده است با عدم بر آوردن حاجاتش او را در ورطه سقوط و هلاکت قرار دهد.


منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 18:41 1388/11/5
12

با عرض سلام

خیر امکان ندارد، زیرا خدا برای هر موجودی طبق نیازهایش راه برآوردن نیاز را قرار داده است،مثلا برای حیوانات که فقط نیازهای مادی دارند غریزه را قرار داده است،اما برای انسان که دارای دو بعد معنوی و حیوانی است علاوه برراهنمای عقل و فطرت راهنمای بیرونی یعنی ارسال رسل را قرار داده است زیرا راهنمای عقل و فطرت برای هدایت انسان بسوی حقیقت کافی نیستند.

همچنانکه وقتی ما گلی را می کاریم بفکر آب دادن آن هستیم ،اما خدا که ما را آفریده است چطور نیازهای روحی او را نادیده بگیرد در حالی که خدا حکیم است و از شخص حکیم قبیح است که موجودی را که خود بوجود آورده است با عدم بر آوردن حاجاتش او را در ورطه سقوط و هلاکت قرار دهد.

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 14:16 1388/11/5
11

سلام

همانطور كه دوستان اشاره كردند و هر عقل سلیمی هم به آن یقین دارد، مسلماً خداوند بندگان خود را بدون راهنما و هدایتگر رها ننموده و برنامه ای برای سعادت و كمال آنها به توسط فرستادگان و برگزیدگانی از میان خودشان بعنوان مأمور ابلاغ و اجرا، فرستاده. و به عقیده ی ما مسلمانان این برنامه قرآن كریم است كه راه سعادت را روشن می نماید.

 

 

فرشته   , sooshiyanet_sh
فرشته - 11:14 1388/10/26
10
سلام به دوستان عزیز. از همکاریتون توی این بحثا واقعا تشکر میکنم. این بحثا و گفتگوهای شما برای کسایی مثه من شبیه درس میمونه. بازم ممنونم و امیدوارم این کار بتونه چشم اونایی که نمیخوان حقیقتو ببینن آخر یه روز باز کنه 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.