| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
به نظر شما شهادت حضرت زهرا (س) چقدر به واقعیت نزدیک است ؟؟؟؟ آیا واقعا حضرت فاطمه (س) با همین شرح داستانهایی که شنیده ایم به شهادت رسیده اند ؟؟؟
تواضع و همدلی با شوهر
از دیگر ویژگیهای یك بانوی مسلمان، همراهی و همدلی با شوهر است.
فاطمه زهرا (س ) برای گرم نگه داشتن كانون خانواده، و استحكام روابط بین اعضای آن، همواره كنار همسر و پشتیبان اوست.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) برای همدلی بیشتر در نظام خانواده به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رفتند تا رهنمودی بگیرند.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را به كارهای درون خانه گماشت و كارهای بیرون را به علی(علیه السلام) واگذار كرد.
بعد از این رهنمود شایسته، حضرت زهرا(سلام الله علیها) با خوشحالی اظهار داشت: «فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِكْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ؛ (1) جز خداوند متعال كسی نمیداند كه از این تقسیم كار چقدر خوشحال شدم؛ زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا از انجام كارهایی كه مربوط به مردان است، بازداشت.»
حضرت زهرا(سلام الله علیها) چنان به همسر گرامی خود علاقمند بود و با آن حضرت همدلی داشت كه بعد از وقایع تلخ ماجرای سقیفه و فدك كه دل زهرا(سلام الله علیها) را شكستند و به خانهاش حمله كردند، آن گاه كه حضرت علی(علیه السلام) وارد منزل شد و فرمود: «فاطمه جان! ابوبكر و عمر در پشت در اجازه ملاقات میخواهند؟ نظرت دراین باره چیست؟
حضرت با آن همه خون دلی كه از آنان داشت، با كمال تواضع فرمود: «الْبَیْتُ بَیْتُكَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ افْعَلْ مَا تَشَاءُ؛ (2) [علی جان!] خانه خانه توست و من همسر تو هستم؛ هرآنچه میخواهی انجام بده!»
1.بحار الانوار، ج43، باب 4، ح1
2. كتاب سلیم بن قیس، ص868، ح48
حضرت آیت الله جوادی آملی با تبیین چگونگی نزول جبرئیل بر حضرت صدیقه کبری(س)، این امر را غیرمنافی با اختصاص نزول احکام شریعت بر انبیای الهی دانست.
راسخون : حضرت آیت الله جوادی آملی با تبیین چگونگی نزول جبرئیل بر حضرت صدیقه کبری(س)، این امر را غیرمنافی با اختصاص نزول احکام شریعت بر انبیای الهی دانست.
به گزارش راسخون به نقل از رسا حضرت آیت الله جوادی آملی در درس خارج فقه خود با توجه به نزدیکی ایام فاطمیه به بیان بخشی از کمالات حضرت زهرا (س) پرداخت.
این مفسر قرآن کریم با اشاره به وجود آیات برجسته در هر سوره از قرآن کریم بیان داشت: خود قرآن کریم نیز جریاناتی دارد که برخی از آن جریانات به منزله غُرر (نکات برجسته) کل قرآن است. داستان مباهله، آیه تطهیر و سوره هل اتی از این قبیل است و در تمامی آنها وجود مبارک حضرت زهرا (س) حضور فعال دارند.
وی افزود: اگر حضرت در تمام این قصه ها حضور دارد بنابراین می توان روایاتی که درباره نزول جبرئیل بر آن حضرت است را هم به دیده قبول نگاه کرد.
این مفسر قرآن کریم در ادامه با بیان نکاتی پیرامون آیه های قرآن کریم، به وعده الهی مبنی بر اعطای پاداش به مومنان عالم و عامل اشاره کرد و با تقسیم بندی نعمت های الهی به دنیوی و اخروی، تعلیم الهی را یکی از این نعمت ها دانست و اظهار داشت: این تعلیم یک تعلیم خاص است و غیر از «یعلمهم الکتاب و الحکمه» است که با لسان پیامبر (ص) به عموم جامعه این فیض را می رساند. اما در اینجا خدا معلم میشود و اگر او چیزی را تعلیم کند دیگر اشتباه و سهو و خبط و امثال ذلک در آن راه ندارد.
وی این تعلیم را به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم دانست و اضافه کرد: در تعلیم مستقیم نیز گاهی تعلیم با صعود عبد سالک است و گاهی با نزول فیض الهی به عبد سالک.
حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم، نزول فرشتگان بر مومنان را یکی دیگر از نعمتهای الهی خواند و گفت: بخشی دیگر از آیات این است که اگر کسی با تقوا بود و منحرف نشد، فرشتگان بر او نازل می شوند «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَة».
وی افزود: حضرت صدیقه کبری (س) جامع تمامی این مراحل کمالات علمی و عملی بود. اینکه در برخی روایات وجود مبارک امام صادق (ع) فرمود جبرئیل بر جده ما نازل می شد و مطلبی را با ایشان در میان میگذاشت در حالیکه جبرئیل بر همه انبیا نازل نمیشد و تنها بر برخی انبیای برجسته وارد می شد، حال اینکه جبرئیل بر حضرت زهرا(س) نازل می شود نشانه عظمت و جلال و شکوه آن حضرت است.
استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه به بیان توضیحاتی پیرامون نزول فرشتگان بر مومنان پرداخت و بیان داشت: اگر چیزی جزو شریعت و قوانین کلی باشد نزول فرشتگان در مورد این مسائل مخصوص انبیا است، اما اگر فرشته ای نازل شود و در مدار شریعت دستور خاصی بدهد، مثلا فلان نماز را بخوان و یا فلان ذکر را بگو، این دیگر نیاز به نبوت ندارد چرا که حکم کلی نیست بلکه دستور خاصی نسبت به یک شخص است که اگر آن را بدون دستور خاص و به قصد قربت هم انجام بدهیم ثواب دارد چون به قصد ورود نیست.
وی اضافه کرد: بنابراین اگر در روایات آمده که امام صادق(ع) فرمود جبرئیل بر جده ما، فاطمه زهرا (س) نازل شد و دو رکعت نماز به او یاد داد، این امر قابل قبول است زیرا این شریعت و حکم کلی نیست تا اختصاص به انبیا داشته باشد، بلکه این دستور خاصی است که با اطلاقات و عمومات هماهنگ است.
این مفسر قرآن کریم در پایان با اشاره به وجود ادعیه مورد عنایت همه ائمه و معصومین همانند صحیفه سجادیه، به ذکر نماز و دعایی از صحیفه فاطمیه پرداخت که بنابر روایت به وسیله جبرئیل به آن حضرت آموخته شد بود و مومنان را به انجام این اعمال دعوت کرد.
گفتنی است، بنابر روایت وارد شده، این نماز دو رکعت است که در رکعت اول یک حمد و صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم یک حمد و صد مرتبه سوره اخلاص خوانده می شود، و مشروح این نماز و دعای بعد از آن در کتاب صحیفه فاطمیه، صفحه 24 وجود دارد.
خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .
.
.
.
چه تعبیری خدا در نقطه دارد/ که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س) / همین اندازه کوثر نقطه دارد . . .
(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)
.
.
.
نمایان شد ز خط آتش و دود / که جرم فاطمه حب علی بود
پس از زهرا علی بی همزبان شد / اسیر امتی نامهربان شد . . .
.
.
.
عمریست رهین منت زهرائیم / مشهور شده به عزت زهرائیم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید / ماپیر غلام حضرت زهرائیم . . .
.
.
.
کدامین شب از آن شب تیره تر بود / که زهرا حایل دیوار و در بود
شبی کاندر هجوم تیغ بیداد / سرت را سینه زهرا سپر بود . . .
یا فاطمه (س)
.
.
.
ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
.
.
.
یتیمان جز دو چشم تر ندارند / به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد / که طفلان علی مادر ندارند . . .
خطبه 202نهج البلاغه (درد دل با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به هنگام دفن فاطمه علیها السّلام)
شكوه ها از ستمكارى امّت
سلام بر تو اى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است
اى پیامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه علیها السّلام كم شده، و توان خویشتندارى ندارم امّا براى من كه سختى جدایى تو را دیده، و سنگینى مصیبت تو را كشیدم، شكیبایى ممكن است. این من بودم كه با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت، جان گرامى تو میان سینه و گردنم پرواز كرد «پس همه ما از خداییم و به خدا باز مى گردیم». پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزیند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى یا خسته دلى سلام نمى كند. اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نیست، و اگر در كنار قبرت مى نشینم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.
کجای آیه مباهله، مربوط به حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد؟
«تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكم» بچههایمان را میآوریم، بچههایتان را بیاورید. «وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُم» زنهایمان را میآوریم و زنهایتان را بیاورید. «وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُم» جانمان را میآوریم ...
شیعه و سنی گفتهاند كه مراد از بچهها حسن و حسین علیهم السلام بوده و مراد از نساءنا فاطمه سلام الله علیها بود. و اینكه جانمان را میآوریم، علی بن ابیطالب است.
در اینجا شیعه و سنی گفتند كه مراد از «نسائنا» حضرت زهراست. سورهی آل عمران آیهی 61.
پیغمبر، زهرا و علی بن ابیطالب و امام حسن و امام حسین، این چهار بزرگوار را همراه خودش آورد. مسیحیها جمعیتی بودند و دیدند پیغمبر یك زن و یك مرد و دو بچه آورده است. نگاه كردند و زن و بچهی پیغمبر را دیدند، نزد بزرگشان رفتند، گفتند: بنا بوده به هم نفرین كنیم. ما یك جمعیتی آمدهایم، پیغمبر با پنج نفر آمده است.
بزرگشان گفت : او اگر زن و بچهاش را آورده است، پیداست به كارش عقیده دارد، چون هیچ كس زن و بچهاش را در معرض خطر نمیگذارد. پیداست این ایمان دارد. پس عقب بنشینید و حیا كنید و كنار بروید.
سوره هل اتی وحضرت زهرا(س)
تفسیر کشّاف از ابن عباس نقل می کند: امام حسن وامام حسین (علیهما سلام ) مریض شده بودندپیامبر اکرم (ص)که از مریضی ایشان با خبر شده بود به امیر مومنان فرمود اگر برای آنها نذر کنید امید است که بهبود یابند .
حضرت علی و فاطمه الزهرا وامام حسن وامام حسین (علیهم السلام ) و فضه نذر کردند که اگر آنها سلامت خود را بدست اوردند سه روز روزه بگیرند .
پس انها شفا یافتند وایشان طبق نظر خود روزه گرفتند امیر مومنان (علیه السلام )از شمعون خیبری یهودی مقداری جو قرض کرد .حضرت زهرا (سلام الله علیها ) آنها را آرد کرد و چند قرص نان پخت تا با آن افطار کنند ، پس مسکینی به انها وارد شد سپس یتیمی وپس اسیری (که خود ان داستان را میدانید ) که ایه ویطمعمن الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا (سوره انسان آیه 8)نازل شد.
در تفسیر آیات چهارم و پنجم سوره روم که در آن حق تعالی فرموده است:
«... یومئذ یفرح المؤمنون¤ بنصرالله ینصرمن یشاء...» «در آن روز مؤمنان بخاطر یاری خداوند خوشحال خواهند شد و او هرکس را بخواهد یاری می دهد.»
شیخ صدوق از رسول خدا(ص) روایت می کند که حضرت از جبرئیل سؤال کرد: حبیب من جبرئیل، چرا فاطمه در آسمانها به «منصوره» و در زمین به «فاطمه» نام گرفت؟ جبرئیل فرمود «او در زمین فاطمه نامیده شد زیرا که شیعیان او از آتش جهنم و دشمنانش از محبت او دور شدند و در آسمانها نیز منصوره نامیده شد، (به خاطر یاری نمودن مؤمنان در قیامت) آنچنانکه مراد از قول خدا در آیات «یومئذ یفرح المؤمنون بنصرالله ینصرمن یشاء» یاری فاطمه(س) به محبان و دوستدارانش در قیامت است.
همچنین شبیه این روایت تفسیری را فرات کوفی نیز در تفسیر خود از حضرت صادق(ع) نقل کرده است.
تضعیف شعائر فاطمیه تضعیف مذهب است.
سبك شمردن شهادت صدیقهی كبری ، استخفاف به امیرالمؤمنین و كوتاهی و تقصیر در حق خاتم النبیین است .
طبق شواهدی که استاد بنده آقای حسینی قزوینی در موسسه تحقیقاتی ولیعصر انجام دادند به این سوال و در حقیقت شبهه این طور جواب داده اند:
اولا: امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره مینویسد :
عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.
تفسیر آلوسی :3/124 .
نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد ، نشانگر این است كه واكنش علی (ع) در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم شیعه وجود داشته است .
ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند ، عثمان هیچ واكنشی از خود نشان نداد .
به طور قطع بهترین آموزه های تربیتی و اخلاقی و مطمئن ترین روش های سلوکی برای انسانهای مشتاق کمال و تشنگان هدایت و جویندگان سرچشمه زلال معرفت، دیدگاه های اولیاء الهی و در رأس آنان حضرات چهارده معصوم(ع) است. زیرا قلوب مطهر آنها از دریای بی کران وحی و الهام پروردگار روشنایی گرفته و تراوش های ذهنی ایشان از هرگونه خطا و اشتباهی مصون است
فاطمه(س) افتخار خاندان وحی است. زنی که فضائل او همطراز فضائل بی نهایت پیغمبر اکرم(ص) و خاندان عصمت و طهارت بود.
امام صادق(ع) می فرمایند:
فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص) بیش از ۷۵ روز زنده نماند. غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی درپی به حضورش می آمد و او را در عزای پدر سلامت باد می گفت و تسلی بخش خاطر غمین زهرا(س) بود. گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن می گفت و گاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه اش وارد می گردید، خبر می داد و امیرالمؤمنین(ع) نیز آنچه جبرئیل املاء می کرد، همه را به رشته تحریر درمی آورد. مجموعه این سخنان است که به مصحف فاطمه(س) موسوم گردید.
(اصول کافی ج ۱ ص ۳۴۹ و ج ۲ ص ۳۵۵)
آیا ماجرای حمله به خانه حضرت زهرا(س) در منابع اهل سنّت هم نقل شده است،یا اینکه فقط شیعیان چنین مطلبی را نقل کرده اند؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: درمورد حمله به خانه وحی و جسارت به یگانه دختر پیامبراكرم(ص) منابع بسیاری از اهل سنّت به آن اشاره كرده اند،وقدر متیقن از این منابع تهدید به آتش زدن است؛هرجند در برخی منابع به آتش زدن هم اشاره شده است: 1ـ بلاذری میگوید: ابوبكر كسی را دنبال علی فرستاد تا بیاید و بیعت كند ولی حضرت علی(ع) نیامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالی كه آتش به همراه داشت، به سوی خانه علی رفت. فاطمه(س) عمر را در خانه ملاقات كرد و گفت: ای پسر خطاب! آیا میخواهی خانه ما راآتش بزنی؟! عمر بن خطاب گفت: بله! این كار من از دین پدر تو محكمتر است. (انساب الاشراف، ج 1، ص586،چاپ مصر}. 2. ابن عبد ربّه میگوید: آنان كه از بیعت سرباز زدند عبارتند از: علی، عباس، زبیر و سعد بن عباده. علی، عباس و زبیر در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بیرون بیایند. ابوبكر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را دید و گفت: ای پسر خطاب! آیا آمده ای خانه ما را آتش بزنی؟! عمر گفت: بله، مگر این كه بیعت كنید، (العقد الفرید، ج 5، ص 12، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقیق محمدسعید العربان، 1953 و 1372). 3. ابن قتیبه دینوری آورده است: ابوبكر عمر را به سوی كسانی كه بیعت نكردند و در خانه علی تحصّن كردند، فرستاد. عمر به خانه علی آمد و صدا زد ولی كسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنكه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت كنید ویا خانه را بر سر آنانكه در آن هستند آتش میزنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. همه بیرون آمدند ولی علی بیرون نیامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آیا نمیخواهی از علی كه از بیعت سرباز زده بیعت بگیری؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو علی رابیاور. قنفذ آمد و علی به او گفت: چه كار داری؟ قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را میخواهد. علی به او گفت: زود بر پیامبر دروغ بستید. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر گریه طولانی كرد. عمر گفت: علی را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت كن. علی گفت: سبحان الله، آنچه را كه از آن او نیست برای خودش ادعا كرده است. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر بازهم بسیار گریه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهی با او همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتی فاطمه صدای آنها را شنید، با صدای بلند فریاد كرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چهها كه نكشیدیم. وقتی كه گروه مهاجم گریه فاطمه را شنیدند. تعدای از آنها در حالی كه گریه میكردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولی عمر و عدهای ماندند. علی را بیرون آوردند وگفتند بیعت كن. علی گفت: اگر بیعت نكنم چه میكنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را میزنیم، (الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30، تحقیق استاد علی شیری، منشورات رضی). 4.طبری(متوفی310ه ق) می نویسد:زمانی كه طلحه،زبیر،وعده ای از مهاجرین درخانه علی جمع شده بودند،عمربن خطاب به آنجا رفت وگفت:به خدا قسم!بایذ برای بیعت خارج شوید والا خانه را برسر شما به آتش می كشم.{تاریخ الامم والملوك؛طبری،ج2،ص443،چاپ بیروت}. 5.عمررضا كحاله،ازعلمای معاصراهل تسنن،دراعلام النساء؛درحرف فاء،ذیل نام«فاطمه بنت محمد(ص)»با ذكرسند چنین می گوید:«عمر روانه منزل فاطمه شد وفریاد كشید(وآنان را به خارج شدن از خانه،برای بیعت با ابوبكرفرا خواند)،آنان ازبیرون آمدن خودداری كردند.دراین هنگام عمر هیزم طلبید وگفت:قسم به آن كس كه جان عمر دردست اوست یا ازخانه خارج شوید ویا اینكه خانه را با اهلش به آتش می كشم! شخصی به عمر گفت:ای ابا حفص دراین خانه فاطمه است!! عمر گفت:اگرچه فاطمه باش. * ابن ابی الحدید هم درشرح نهج البلاغه به این موضوع اشاره كرده است:جلد دوم ،صفحه 57و56چاپ بیروت، روایات وسخنان علمای اهل سنت پیرامون این موضوع بسیار است كه آوردن همه اینها در اینجا ممكن نیست. درپایان به اعتراف ابوبكر به اشتباهش كه درمنابع اهل سنت آمده است ذكر می كنم: ابوبكر درروزهای آخر عمر خود صراحتاً به اشتباه خود در مورد هجوم به خانه حضرت زهرا(س)اعتراف نمود،وگفت:«ای كاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم وآنجا را به حال خود وا می گذاشتم؛اگرچه درآنجا علیه من پیمان جنگ بسته می شد». منابعی كه این اعتراف را ذكر كرده اند: - ابن جریرطبری،تاریخ الامم والملوك،ج2ص619. - مسعودی،مروج الذهب،ج2ص194. - طبرانی،المعجم الكبیر،ج1ص62. - ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج2ص46. - متقی هندی،كنزالعمال،ج5ص631. - دهلوی هندی،ازالة الخلفا،ج2ص29. ومنابع دیگر. |
افسانه یا واقعیّت؟
اخیراً
یك فرد ناآگاه از تاریخ صحیح اسلام در منطقه سیستان و بلوچستان مقاله اى
درباره دخت گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله)نوشته و نام آن را «افسانه
شهادت فاطمه زهرا(علیها السلام)» گذارده است. در این مقاله پس از ذكر مناقب
و فضایل آن حضرت، خواسته است شهادت و بى حرمتى را كه درباره آن حضرت انجام
گرفته، منكر شود و بعضى دیگر، در سخنرانى هاى خود بر آن تأكید دارند.
از
آنجا كه بخشى از این مقاله، تحریف روشن تاریخ اسلام است، ما را بر آن داشت
كه به گوشه اى از این تحریف و بیان بخشى از این حقایق بپردازیم تا ثابت
شود شهادت بانوى اسلام یك واقعیّت انكارناپذیر تاریخى است و اگر آنها چنین
بحثى را آغاز نكرده بودند، ما در این شرایط، آن را دنبال نمى كردیم.
در این نوشتار امور ذیل را پى مى گیریم:
1. حضرت زهرا(علیها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
2. احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنت.
3. هتك حرمت خانه آن حضرت.
به
امید آنكه با تشریح این نقاط سه گانه، نویسنده مقاله، در برابر حقیقت سر
تسلیم فرود آورد. و از نوشته خود نادم و پشیمان گردد و به جبران كار خود
بپردازد.
این نكته حائز اهمیت است كه تمام مطالب این نوشتار از منابع معروف اهل سنّت گرفته شده است.
1. حضرت زهرا(علیها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
دخت
گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) از مقام والایى برخوردار بود. سخنان
رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) در حقّ دخترش حاكى از عصمت و پیراستگى او
از گناه است، آنجا كه درباره او مى فرماید:
حضرت زهرا(علیها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)
«فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنی(1);
فاطمه پاره تن من است، هر كس او را به خشم آورد مرا خشمگین كرده است».
ناگفته پیداست كه خشم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مایه اذیت و ناراحتى
اوست و
سزاى چنان شخصى در قرآن كریم چنین بیان شده است: