| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
با نام آنکه بیناست و ما را میبیند و بر کارهای ما واقف می باشد
از امام زمان (عج) روایتیست که در آخر زمان حلال ها حرام و حرامات حلال میشوند این بدان معناست که ما برای راحتی و .... فاتحه دین را میخوانیم و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مینمایم
نظرات شما در مورد این مو ضوع چیست و چگونه میشود تا جای امکان از این واقعه جلوگیری نمود و اصولا تغیرات داده شده خوب بوده که آقا آن را برمیگرداند؟
حکم جهاد علیه کفار بعد از اعلان جنگ آنها نسبت به رسالت حضرت بود و در دفاع بود نه برای تشکیل حکومت
سلام
جهاد مبارزه ای برای گسترش اسلام است كه كسی غیر از معصوم(ع) نمی تواند حكمی برای آن صادر كند و فقط برای مردان است.
دفاع مبارزه ای است كه در دفاع از وطن و دین و . . . انجام می گیرد و بر هر كسی واجب است و نیاز به اذن معصوم ندارد.
با سلام .
دوست عزیز اقا حامد . اگر مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم می بود چرا خداوند در قرآن به پیامبر دستور جنگ با مشرکان و کفار می دهد ؟ و اگر به خاطر مقبولیت بود چرا پیامبر خودش را خسته می کرد و این همه جنگ برای چه بود ؟ خوب مردم نمی خواستند . چرا پیامبر زور می گفت . اگر به خاطر مردم است اکثر مردم از بیشتر احکام خوششان نمی آید و مقبول آنها نیست پس چرا اسلام زور می گوید و اجازه نمی دهد که مردم در عمل به احکام آزاد باشند ؟؟ مردم دوست دارن که در جامعه ربا خواری باشه ، شراب خواری باشه ، بی حجابی باشه و خیلی کارهای دیگری که بیشتر مردم دوست دارن ولی اسلام و به قولی حکومت اسلامی اجازه نمی دهد چرا که مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم نیست . چرا که حکومت اسلامی یک حکومت الهی است که قوانین اون را خداوند وضع کرده که باید همه قبول کنند و حکومت بشری نیست که به دلخواه مردم قانون وضع بکنند .
لطفا دقت کنید .
آخه دوست عزیز ااستدلال اگر میکنید چیزی بگوئید که مرغ پخته را بخنده نیندازد
حکم جهاد علیه کفار بعد از اعلان جنگ آنها نسبت به رسالت حضرت بود و در دفاع بود نه برای تشکیل حکومت
تشکیل حکومت الهی در مدینه پس ار بیعت اکثر قبایل مدینه بود، اندکی تاریخ اسلام را مطالعه بفرمائید
ثانیا بایدی در قبول دین وجود ندارد که چون الهیست همه باید بپذیرند، این دیگر چه استدلالیست، در پذیرش دین اکراه میگذارید شما؟؟
بحث ما در ایجاد حکومت نه اجرای قوانین،اول اثبات بفرمائید که باید بزور شمشیر مردم را مجبور به قبول حکومت اسلام کرد بعد بدین بحث می پردازیم
بجای این پریشان گویی ها ، به سوالات بنده با منطق و ایتدلال پاسخ دهید وگرنه ادامه بحث جایز نیست
یا علی مدد
با سلام و احترام
دوست من آقا حامد
ادبیات شما و بکار بردن بعضی کلمات حاکی از عدم فهم مباحث و گاها سخیف و بدون تامل است .
اینکه دوستان کلامی را یا جمله ای را میگویند که با یاده های ذهنی شما همخوانی ندارد می بایست با دلیل و منطق پاسخ داده شود نه با تمسخر توام با ناسزا گویی
حقیر ضمن احترام به نظر شما خواهش می کنم ازین به بعد در مباحث عفت کلام را سر لوحه کنید تا مباحث به جدل و ...نکشد
با تشکر
بسم الله الرحمن الرحیم المبدی
دوست عزیز اندکی تفکر بهتر از 70 سال عبادت
باز هم شما مساله رسلت و حکومت را که 2 امر جداگانه می باشند جمع بستید
در رسالت و ولایت و امثالهم مشروعیت از تائیدات الهیست که چه مردم شخص را بپذیرند و چه نه ،رسول و یا نبی است.
اما در حکومت ، مشروعیت تابع مقبولیت در بین مردم است چرا که اگر شما را نخواهند بر که حکومت میکنید؟؟
اما اینکه حکومت از جانب خداوند است بله.بدین صورت که محبوبیت را در دل مردم می افکند و این محبوبیت عامل مقبولیت می شود و حاکم مشروعیت میگیرد بواسطه مقبولیت در بین مردم.
حال بر فرض اگر حضرت رسول الله در بین مردم برای رهبری حکومت مقبولیت نمی داشتند آیا بزور شمشیر میبایست حاکم میشدند؟؟؟؟ بدین توجیه که من مشروعیت الهی دارم و برحقم.
مگر از علی بر حق تر کسی بود ، ولی علی صبر کرد تا بسراغش بیایند(یعنی مقبولیت عامه که پایه مشروعیت حاکم است فراهم شود) در حالی که همواره ولایت مشروعه الهی را دارا بود .
حال فرض بگیریم طبق فرمایش حضرت عالی مشروعیت حکومت از الله است و شخصی که قصد تشکیل حکوت دارد باید ببیند که آیا خدا راضیست یا نه.
این مورد درباره معصوم مشکلی ندارد ، اما غیر معصوم چطور باید صحت این قضیه را تحقیق کند؟؟؟
اما سوال دیگر اینکه ، مگر انبیائی چون یعقوب و ایوب و .... مشروعیت الهی نداشتند و برای تشکیل حکومت برحق نبودند؟؟ پس چرا اقدامی برای تشکیل حکومت انجام نداند ؟؟!!!
با سلام و احترام
اول . علی علیه السلام صاحب و به قول شما از همه برحقتر در مورد حکومت بود بود اما دوست من این بر حق بودن را از چه کسی گرفته است ؟از مردم؟ مردم که هنوز به وی گرایش پیدا نکرده بودند؟طبیعیست که مشروعیت حکومت امری جدای از مقبولیت مردم و از آن خداوند است وگرنه در کلام ائمه غصب کلامی(العیاذ بالله) بیهوده بود!
دوم.صبر علی علیه السلام نه بخاطر نداشتن مشروعیت! که بخاطر نداشتن مقبولیت مردمی بود و بلافاصله پس از پیدا کردن مقبولیت مردم و گرایش مردم به وی دست به تشکیل حکومت زد
سوم.در مورد پیامبرانی که ذکر فرمودید دقیقا نکته مورد نظر ما مورد غفلت واقع شده است .دوست من این دو رسول بودند و مردم را به دین خداوند دعوت می کردند اما در برنامه ایشان که خداوند برایشان ترسیم کرده بود امری بنا بر تشکیل حکومت نبود و این خود گواه بر تفاوت رسالت و حاکمیت از طرف خداوند است.
سلام
ما وقتی كلمه ای را بیان می كنیم معانی مختلفی می تواند داشته باشد. چون معانی نسبی هستند و برای انتقال بهترِ منظورمان باید كلمات را دقیقتر بیان كنیم.
مشروعیت جنبه های مختلفی می تواند داشته باشد. حكومت پیامبران و ائمه مشروعیت الهی داشته و دارد. ولی آیا این از طرف مردم تحت حكومت هم مورد قبول واقع شده یا نه مسئله ای جداست. حكومت حضرت علی (ع) بعد از پیامبر(ص) مشروعیت الهی داشته ولی از طرف مردم تا مدتی به مشروعیت شناخته نشده بود. و وقتی مردم، مشروعیتشان را قبول كردند این بار معاویه (لع) سر به مخالفت گذاشت.
و در مرتبه ی بعدی كشوها و دول دیگر هستند كه این حكومت را به مشروعیت بشناسند یا نه.
پس می توانیم مشروعیت حكومتی را به انواع زیر تقسیم كنیم:
1. مشروعیت الهی.
2. مشروعیت از طرف مردم تحت حكومت.
3. مشروعیت از طرف كشورهای دیگر.
با سلام .
دوست عزیز اقا حامد . اگر مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم می بود چرا خداوند در قرآن به پیامبر دستور جنگ با مشرکان و کفار می دهد ؟ و اگر به خاطر مقبولیت بود چرا پیامبر خودش را خسته می کرد و این همه جنگ برای چه بود ؟ خوب مردم نمی خواستند . چرا پیامبر زور می گفت . اگر به خاطر مردم است اکثر مردم از بیشتر احکام خوششان نمی آید و مقبول آنها نیست پس چرا اسلام زور می گوید و اجازه نمی دهد که مردم در عمل به احکام آزاد باشند ؟؟ مردم دوست دارن که در جامعه ربا خواری باشه ، شراب خواری باشه ، بی حجابی باشه و خیلی کارهای دیگری که بیشتر مردم دوست دارن ولی اسلام و به قولی حکومت اسلامی اجازه نمی دهد چرا که مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم نیست . چرا که حکومت اسلامی یک حکومت الهی است که قوانین اون را خداوند وضع کرده که باید همه قبول کنند و حکومت بشری نیست که به دلخواه مردم قانون وضع بکنند .
لطفا دقت کنید .
آخه دوست عزیز ااستدلال اگر میکنید چیزی بگوئید که مرغ پخته را بخنده نیندازد
حکم جهاد علیه کفار بعد از اعلان جنگ آنها نسبت به رسالت حضرت بود و در دفاع بود نه برای تشکیل حکومت
تشکیل حکومت الهی در مدینه پس ار بیعت اکثر قبایل مدینه بود، اندکی تاریخ اسلام را مطالعه بفرمائید
ثانیا بایدی در قبول دین وجود ندارد که چون الهیست همه باید بپذیرند، این دیگر چه استدلالیست، در پذیرش دین اکراه میگذارید شما؟؟
بحث ما در ایجاد حکومت نه اجرای قوانین،اول اثبات بفرمائید که باید بزور شمشیر مردم را مجبور به قبول حکومت اسلام کرد بعد بدین بحث می پردازیم
بجای این پریشان گویی ها ، به سوالات بنده با منطق و ایتدلال پاسخ دهید وگرنه ادامه بحث جایز نیست
یا علی مدد
دوست عزیز می دونید چیه شما خودتون رو یکمی زیادی عالم می دونید . چون که جهاد اونجایی معنی داره که برای دفاع باشه چرا که هیچ موقعی برای دفاع از جان خود خداوند حکم وجوب رو نمی دادند . جهاد که یکی از فرع دین است برای جهاد ابتدایی است نه دفاع . دفاع را جهاد نمی گویند .
اگر بایدی ندارد چرا خداوند اسلام را نزد خود دین مورد قبول نام می برد ؟؟ چرا خداوند در قرآن دستور اطاعت از خود و پیامبر را می دهد ؟ حتماً می دونید که این امرها وجوب را می رسونه . یعنی بایدی دین .
خودتون می فرمایید که بعد از اعلام جنگ از طرف کفار حکم جهاد اومده . پس با زور شمشیر نبوده بلکه پیامبر از خود دفاع کرده .
ببخشید جواب منطقی را برای به شخص منطقی می دن . چرا که شما جواب منطقی نمی دهید. شما هر وقت با منطق رد جواب ما کردین جواب منطقی هم می شنوید .
در ضمن به مرغه بگو زیاد نخنده چون ممکنه گوشتش بریزه 
با سلام .
دوست عزیز اقا حامد . اگر مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم می بود چرا خداوند در قرآن به پیامبر دستور جنگ با مشرکان و کفار می دهد ؟ و اگر به خاطر مقبولیت بود چرا پیامبر خودش را خسته می کرد و این همه جنگ برای چه بود ؟ خوب مردم نمی خواستند . چرا پیامبر زور می گفت . اگر به خاطر مردم است اکثر مردم از بیشتر احکام خوششان نمی آید و مقبول آنها نیست پس چرا اسلام زور می گوید و اجازه نمی دهد که مردم در عمل به احکام آزاد باشند ؟؟ مردم دوست دارن که در جامعه ربا خواری باشه ، شراب خواری باشه ، بی حجابی باشه و خیلی کارهای دیگری که بیشتر مردم دوست دارن ولی اسلام و به قولی حکومت اسلامی اجازه نمی دهد چرا که مشروعیت حکومت با مقبولیت مردم نیست . چرا که حکومت اسلامی یک حکومت الهی است که قوانین اون را خداوند وضع کرده که باید همه قبول کنند و حکومت بشری نیست که به دلخواه مردم قانون وضع بکنند .
لطفا دقت کنید .
با سلام و احترام
چند نکته در میان سخنان شما:
اول . در اسلام و تفکر اسلامی و درمواردی ازین دست همه چیز ابتدا قائم به خود فرد است .آیا او می تواند خود به تنهایی از میان کتاب و سنت و اجماع و عقل کاشف مبانی و جزییات احکام اسلامی را بیرون بکشد ؟اگر می تواند که تقلید (پیروی در استنباط احکام اسلامی) از دیگران حرام است و خود باید به چنین امری مبادرت ورزد و اگر نمی تواند می بایست از کسی که بیشترین تبحر را در این باره دارد پیروی کند (تقلید ) . اما آیا او خود می تواند به چنین شناختی دست یابد ؟ اگر با مبانی این علوم مانند فقه و اصول فقه و رجال و درایه و .... آشناست که خود باید اعلم را بشناسد اما اگر نتوانست (به هر دلیل ) می بایست از دو نفر عالم به موضوع و عادل بهره جوید تا اعلم را از میان تمامی دارندگان این علوم بشناسد
دوم . اگر روزی روزگاری به هر نحو و به هر دلیل شخص مورد نظر وی یکی یا چند تا از شروط اعلمیت را نداشت تکلیف چیست ؟گذشته چه می شود ؟ آینده را چه کنیم؟
گذشته از نظر اسلام چون با فحص و تحقیق بوده و بشر را جز عقل و استنباط ابزار دیگری نیست بخشیده است و نگران آن مباش اما آینده را باید دوباره و از همان راه به دنبال اعلم گشت اما اینبار تجربه گذشته را هم به دوش داری پس به موضوع با احتیاط بیشتری دقت می کنی.
دوستان بحث را سیاسی کردند
اما در توضیح مشروعیت و مقبولیت عرض شود که
مشروعیت حکومت از مشروعیت رسالت جداست
بعنوان مثال حضرت محمد مصطفی(ص) مشروعیت رسالتشان الهی بود بلا شک
اما در تشکیل حکوت اسلامی اگر مقبولیت مردمی نبود ، حکومت بر عده ای که شما را بعنوان حاکم قبول ندارند بی معنی است
یعنی مشروعیت حکومت از مقبولیت در بین اکثریت جامعه است نه از الله
پس دوستان به تفاوت رسالت و حکومت دقت فرمایند که اگر غیر این بود علی که مشروعیت ولایت معنویش از الله بود چندین سال را صبر نمی کرد تا مردم بسراغ حضرتش روند برای بدست گرفتن حکومت
یا علی مدد
با سلام و احترام
کسی بحث رو سیاسی نکرده بحث به مبنی سیاست در اسلام کشیده شده است
اما بعد:
اول . حضرت رسول که درود خدا بر او باد به حکم قرآن و به استناد اون هم دارای مشروعیت در رسالت بودند و هم حکومت اما در حکومت دو عنصر جهت برقرار کردن آن نهفته است که اولی مشروعیت و دومی مقبولیت به عبارتی اگر بخواهیم به زبان ساده عرض کنیم اگرکسی دست به تشکیل حکومتی بزند و بخواهد ببیند خداوند با تشکیل این حکومت او راضی است یا نه این می شود مشروعیت و الاهی بودن حکومت(با توجه به اینکه در آموزه های شیعه حکومت از آن خداوند است و از جانب او واگذار شده است) و اما اینکه مردم به او رو نموده اند و به زبان امروزی میزان محبوبیت وی در نزد مردم بالاست می شود مقبولیت که عنصری عملی و در قید زمان است
دوم . مشروعیت حکومت ربطی به میزان محبوبیت آن نزد مردم ندارد بلکه مقبولیت مربوط به میزان محبوبیت دارد این را دقت بفرمایید
دوست عزیز گفتار شما شبیه افرادیه که حسن ظنشون بیشتر از خوفشونه. بلکه اصلا خوف ندارند که این هم کار دست آدم می ده. شما از آیت الله بهجت جلوتر رفتین.؟که در همه حال مراقب اعمال خود بود و همشه خوفشان آشکار بود.
ان اکرمکم عند الله اتقیکم
ما را از رحمان رحیم خوفی نیست ، مرحوم بهجت هم وکیل بر اعمال خود بود بنده را هم در گور خودم میگدارند
اما جناب قراملکی فرمودند دین برای به حقیقت رسیدگان سهل است
دوست عزیز برای کملین که مهم نیست سهل بودن
برای آن که می خواهد کامل شود باید راه را ساده کرد
کسی که کمال ندارد چگونه نماز را کامل ادا کند
آیات نماز آیات عظام ما را میشود با نماز علی مقایسه کرد
کم کم و با تشویق و سهولت می توان به کمال رسید و الا اندر خم یک کوچه می مانیم تازه اگز به عقب نرویم
چه کرده ایم که حین سجده شخص مهر را به دیوار می زند
سخت گیری های ما چهره معصومین را هم خراب کرده است
بجای مهر علی همش گفته ایم علی خوارج را از دم تیغ گذاراند ولی نگفته ایم بعدش چه گفت
همش گفته ایم مسجد ضرار و از لطف و رحمت پیامبر حتی نسبت به کفار نگفته ایم
دوست عزیز فکر نمی کنید فقط حرفاتون رو توجیح می کنید و خود بهتر می دانید که چگونه باید از متقین شد . یکی از راههای تقوا انجام واجبات است و شما نمی توانید بگویید که من هر طور که دوست داشته باشم این راه را می روم .و بنده هم برای شما عرض کردم که این راه به ناکجا ها هم نمی رسه . تقوا یعنی اینکه تسلیم فرامین خدا بودن .
مشکل شما اینکه یک حرف را گرفته اید و فکر می کنید که فقط اسلام اینرو گفته .دوست عزیز اونی که مهر به دیوار می کوبه برای اینکه خود راه خود را می خواهد برود چرا اونهایی که طبق دستور اسلام می روند این کارها رو نمی کنند؟ اگر افراط و تفریط باشد این کار ها هم انفاق خواهد افتاد . اسلام به ما گفته که تا می توانید احکامتان را یاد بگیرید و قرائت نماز را یاد بگیرید و نگفته که باید مثل عربها باشد نخیر اصلا نمی شود اگر هم شد خیلی سخت و افرادی خیلی کم می توانند . اگر به رساله اعتقاد داشته باشید اونجا خواهید دید که اینقدر هم سخت گیری نشده .
بله ما هم قبول داریم که باید راه را آهسته و پیوسته رفت تا به کمال رسید این به معنی این نیست که راه رو غلط رفت . انسان رفته رفته به کمال می رسد و یک دفعه نمی شود .
جناب آقای محمدصدرا
با سلام
در مورد اول باید خدمتتون عرض کنم که یکی از آقایون (جناب عبدالحسین) این مثال پزشک را زدند و بنده هم در همون راستا بهشون جواب دادم. اگر شما بخواید عالم دینی را با علمای دیگه قیاس کنید ، بله جواب غیر قابل فهم و غیرموجه از آب در میاد.
دوم و سوم (چون هر دو در یک مورد بود باهم جواب می دم) اینکه : در مورد سخن آقای جنتی ، باید به عرضتون برسونم هیچ وقت شما اجازه این را ندارید که خودتون را با پیامبر و ائمه مقایسه بفرمایید. کجای عدالت شما به عدالت علی (ع) شبیهه ؟؟؟ کجای حکومت داری شما به حکومت داری پیامبر نزدیکه ؟؟ مردم اون زمانی که به جمهوری اسلامی رأی 98 درصدی دادند ، مطمئنا دلایل بی شماری داشتند از جمله وعده هایی که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند ، دوم از دست کارهای شاه به ستوه اومده بودن ، سوم اونها هم اشتباه شما را مرتکب شدند و فکر کردند حکومت دینی اون از هم از نوع اسلامیش می تونه اونها را به زمان پیامبر و ائمه برگردونه و عدالت را نه در حد حضرت علی (ع) ، حداقل 20 درصدش را پیاده کنه . زمان 30 سال پیش که مردم به نظام امام خمینی (ره) به قول شما هم مشروعیت دادند هم مقبولیت ، آقایون سر منبر از این حرفا نمی زندن که بخوان آزادی بیان را از مردم بگیرن و بگن ما وارث حکومت پیامبریم و هیچ کسی غیر ما نمی تونه صلاح و مصلحت مردم را بدونه. حالا این که حضرات چطور به این نتیجه رسیدن باز هم جای تأمل داره. بعدش هم هیچ جای حکومت امام خمینی (ره) به حکومت الان جمهوری اسلامی شبیه نیست. الان همه به نوعی می خوان یه جورایی خودشون را دنباله روی خط اون مرحوم بدونن در صورتیکه اون امام بزرگوار خودشون می خواستن دنباله روی خط بزرگان دین باشن. حالا شده مثال اون پسری که به پدرش گفت الگوی من تویی و من می خوام مثل تو بشم و پدره زد تو سرش گفت من خودم می خواستم مثل امام صادق (ع) باشم شدم این حالا تو دیگه خدا می دونه چی بشی .
چهارم جمع کردن رای مردم در حکومت امروزی ایران فقط برای فخرفروشی به دشمنانه. اینو دیگه همه می دونن . وگرنه آخرش همونی میشه که خودشون (همین آقایونی که نظرشون بر بی کفایتی مردم در اظهارنظر کردنه) می خوان .
با سلام و احترام
در مورد مثال به توضیح شما اکتفا می کنم اما همچنان فکر می کنم که شما به مثالها در نتیجه گیری نقش می دین و با یک مثال به نتیجه گیری می پردازین
اما بعد:
اول.به نظرم واقعا بهتره شما کمی هم مباحث دینی رو از رفرنسش ببینید و این اطلاعات ذی قیمت خودتون رو اصلاح کنین ؛خانم اسوه چطور نمی تونین تفاوت رسالت و حکومت رو متوجه بشین انتظار بنده از شما بیشتر بود ! بله فقیه و مجتهد در رسالت نبی مکرم اسلام هیچ دخالتی نداره و دین همون دینیست که پیامبر ما اون رو به ما معرفی کرد و دوازده انسان کامل دیگر به همراه قرآن به عنوان دو یادگار رسول به شرح و بسط اون پرداختند و فقها(حتی به عنوان پرورش یافتگان ائمه) هیچ دخالتی در امر دین و بزرگ و کوچک کردن آن نمی کنند و نباید بکنند اما مساله ما جانشینی در حکومت رسول گرامی اسلام است و جانشینی رسول اسلام در حکومت نه تنها هیچ ایرادی ندارد بلکه ضروری است(نفی آنارشیزم) و بحث بر سر این است ه چه کسی بهترین فرد برای تصدی این منصب است که عرض می کنم بر اساس نظریه ولایت فقیه مشروعیت رو از خدا و مقبولیت رو از مردم می گیره
دوم . فرمودین که مردم اشتباه مرتکب شده اند ! بنده به شدت با نظر شما مخالفم اول از همه این توهین به شعور مردم ایران است . دوست من برای اثبات نظریه خودتان همه چیز را فدا نکنید اگر شما مخالف حکومتید نظر شما محترم اما چرا انقلابی را که هنوز بعد از سی و چند سال در مورد آن مقاله نوشته می شود و از خطر الگو گیری آ در منطقه سخن به میان می آید را ساده لوحانه به سخره می گیرید جالب اینکه نشریات مختلف غربی هم در جریان تحلیل های خود در مورد مسایل عراق ، مساله هسته ای ، مسایل منطقه و خیلی نکات دیگر بارها به مردمی بودن حکومت ایران اعتراف کرده اند نمونه اش هم همین مقاله آخر فرید زکریا استادسیاست خارجی دانشگاه مجری برنامه جی پی اس و از شاگردان هانتینگتون است.
سوم.در مورد اینکه ایران ما جای کار دارد تا اسلامی شود مطمئنا نظر شما بسیار درست است و این خود هدفی برای تک تک مسلمان های ایرانیست اما نکته حائز اهمیت اینکه ایران را یک نفر و دو نفر آباد نمی کند این عزم ملی است که باعث توسعه و رشد کشور می شود
چهارم . فرمودید همه می دانند که رای ها در ایران همه برای فخر فروشی است اولا که این همه چه کسانی هستند برای بنده هم بفرمایید دوم اینکه حقیر محضر شما عرض میکنم که حرفهای شبکه های فارسی خارج ایران نه تنها دروغی بیش نیست بلکه حکایت چاه و آب است که اگر در این چاه کندن ها نمی توان به آبی رسید نان که برای چاه کن پیدا می شود از طرفی بند ه با کمال اطمینان می گویم که هرچند مشکلات اقتصادی ومالی و غیره (هرچه بدبختیست در این غیره است)وجود دارد اما در ایران ما رای ها دانه به دانه و بر اساس حق شمارش می شود و سیستم شمارش رای در ایران دارای مکانیزمی است که اصلا امکان تقلب در آن وجود ندارد
حرف حضرت عالی متین اما آقا جان
مگر حضرت احمد بر مامور بر دینی سهل نگردید
پس چرا دین بندگان خدا را چنان سخت گرفتید که از آن سوی بام بزمین بخورید
در طواف بجای الله حواسمان به شانه ایت که کج نشود
در نماز حواسمان به کلمات که مد را صحیح تلفظ کنیم
و اسلاما
چه میکشد امام زمان از دست ما یظاهر شیعیان
تا دیر نشده توبه کنیم به اسلام ناب محمدی
دوست عزیز کسی قصد سخت کردن اسلام را نداره . این شما هستین که خودتون را با برنامه های اسلام نمی تونین وفق بدین و به خاطر نفس خودتون فکر می کنین که ما اسلام را سخت می کنیم .
ببینید مثلا شما می خواین به یک شهری برین و می دونین که این شهر کجاست و چقدر باید راه طی بکنید اما نمی دونید که باید از کدام راه برین یعنی آدرس رو بلد نیستین و از کسی می پرسین که از کجا باید رفت . آدرس به شما داده می شود و گفته شده که اگر می خواهین به اون شهر برسین باید با این آدرس بروین ؛ واگر به آدرس عمل نکردید و به دلخواهی رفتین هرگز به مقصد نخواید رسید و مشکل از آدرس نبوده و نمی توانید هم بگویید که سخت بود برای همین خودم یک آدرس دیگری رفتم .
در مسائل اسلام و احکام هم همین طور است به شما آدرس رسیدن خدا داده شده و گفته شده که اگر می خواهین به این مقصد برسین چاره ای جز عمل به این آدرس نیست و اگر تو خواستی یک آدرس دیگری که دلخواه توست بروی دیگر مشکل آدرس نسیت بلکه مشکل از خود توست .
به شما که گفته شده نماز بخوان ؛ کیفیت خواندنش هم گفته شده . این طور نیست که شما بگوید من نماز می خونم اما هر طور خودم دوست دارم . به شما که گفته شده حج واجبه ؛ کیفیت انجام اعمالش هم گفته شده .
با تعصب حرف زدن دردی دوا نمی کند
شمایی که معتقدی پیرو امامی بسم الله
عصبیت را دور بریز
بنده با پرسش از متخصص مشکلی ندارم
اما متاسفانه توبه فرمایان ....
نماز بخوان ،نمازی که مردم می هوانند صحیح است،من و شما چه کاره ایم که بگوییم درست می خوانی یا نه
مومن مگر معصوم نگفت فقط آل ما حمد را صحیح میخوانند
آنقدر دین را چماقی کردید که نردم از ترس نکیر و منکر از اسلام فراری شدند
ذکر و دعای ریایی را بکنار بگذاریم و اندکی عشق و محبت را در اسلام احیا کنیم
کاری نکنید که آخرت در روی علی نتوانید نگاه کنید
بنده از سوز دل و بنابر تکلیف امر به معروف توصیه به توبه کردم
حال تو خواهی پند گیر یا ملال
هرچند که بنده احتمالا در نظر شما منحرف و احتمالا عاشق اسلام آمریکایی هستم
ولی یادتان باشد ،حسن ظن مستحب است
پس به حسن ظنت عمل کن.
دوست عزیز گفتار شما شبیه افرادیه که حسن ظنشون بیشتر از خوفشونه. بلکه اصلا خوف ندارند که این هم کار دست آدم می ده. شما از آیت الله بهجت جلوتر رفتین.؟که در همه حال مراقب اعمال خود بود و همشه خوفشان آشکار بود.
سلام بزرگواران
افراط و تفریط در هر چیزی مضر است و موجب می شود چهره ی واقعی مسئله خدشه دار شود. ما نمی توانیم به بهانه ی اینكه عده ای در ادعاهای دینی خود افراط می كنند، در دین سهل انگاری كنیم.
برنامه ها و احكام دین اسلام چنان زیبا و منطبق بر روحیات انسانهاست كه هر انسانی اگر بدور از تبلیغات منفی باشد و بر منافع خود و انسانیت واقف باشد، آن احكام را مانند آب گوارائی با جان و دل خواهد پذیرفت.
نرمش در تبلیغ دین
اسلام، دین منطق و گفتگو و شیوه تبلیغی اش بر محور تحمل و مدارا و احترام است. قرآن کریم هنگامی که پیامبر اکرم را مأمور می کند تا مردم و مخالفانش را به سوی حق دعوت کند، سه راه کار را فراروی آن حضرت قرار می دهد که عبارت اند از: حکمت، موعظه حسنه و مجادله احسن (نیکو): «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن».( سوره نحل، آیه 125) علامه طباطبایی درباره «موعظه نیکو (موعظه حسنه)» می فرماید: «واعظ، علاوه بر آن که باید به آنچه می گوید عمل نماید، باید در وعظ خود، آن قدر حسن خلق نشان دهد که کلامش در قلب شنونده، مورد قبول بیفتد، قلب با مشاهده آن خلق و خوی، نرم گردد و با گوش شنوا آن را بشنود و چشم در برابرش خاضع گردد». و نیز در بیان «نیکوترین استدلال (جدال احسن)» می گوید: «چنین مناظره کننده ای باید از به کاربردن تعابیر زشت، اجتناب کند و به مخالف یا دشمن خود و مقدّسات او توهین نکند و فحش و ناسزا نگوید».( المیزان، ج 12، ص 535)
بنابراین، دعوت اسلام از طریق زور و خشونت انجام نمی گرفت و اصولاً دعوت کردن انسان ها به فطرت و مصالحشان، همیشه باید با زبان نرم، توأم با صمیمیت، خیرخواهی، مهربانی و دلسوزی باشد.
قرآن کریم این شیوه تبلیغ را حتی در برابر سرسخت ترین دشمنان خدا، مورد تأکید قرار می دهد. از این رو، وقتی حضرت موسی و هارون، مأموریت می یابند تا فرعون را به سوی خداپرستی دعوت کنند، نرمش در تبلیغ، سرلوحه مأموریتشان قرار می گیرد: «به سوی فرعون بروید که طغیان کرده است و با او به نرمی سخن بگویید، شاید اندرز گیرد یا بترسد».( سوره طه، آیه 43 ـ 44)
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: «از این که خدای سبحان موسی کلیم و برادرش هارون را دستور می دهد که از تندی و خشونت خودداری کنند، فهمیده می شود که این از واجب ترین آداب دعوت است».(. المیزان، ج 14، ص 213)
قرآن کریم و رعایت اصل سهولت
قرآن کریم نیز، این اصل را مبنای تشریع احکام خویش قرار داده است. بدین جهت، هنگامی که دستور جهاد صادر می کند (آن هم در شرایط سختی که مسلمانان عصر پیامبر اکرم به سر می بردند)، افرادی که توانایی مشارکت در جنگ را نداشتند استثنا می کند(سوره فتح، آیه 17؛ سوره توبه، آیه 91) و علت آن را، برداشته شدن سختی و مشقت از روی دوش آنها می داند؛ یعنی چون جهاد برای آنها خیلی سخت است پس این حکم الهی از آنها خواسته نمی شود.( تفسیر المیزان، ج 9، ص 489) همچنین در بیان احکام فردی، بر همین مبنا سیر نموده است. مثلاً در تشریع وضو و غسل که باید با آب انجام گیرد، مواردی را که آب ضرر دارد و یا دستیابی به آن مشقت دارد، استثنا کرده و روزه را نیز برای مسافران و کسانی که مریض هستند واجب نشمرده است.( سوره مائده، آیه 6) و این برای آسان گیری و ایجاد شرایط سهل دین داری است.( سوره بقره، آیه 186)
بنابراین، روح احکام اسلامی با سهولت و آسان گیری همراه است و همین، راز اقبال گسترده ملت های مختلف به اسلام بود. دین اسلام از آغاز ظهورش همواره با مبارزه های کوچک و بزرگ و بدعت گزاری ها و مکتب بافی های گوناگون مواجه بوده است. و هیچ بُرهه ای از زمان نبوده است که اسلام با دشمنی روبه رو نشده باشد. با این حال، سهولت و فطری بودن اصول و عقایدش از یک طرف و سهولت و عقلانی بودن احکام و تکالیفش ضامن دفاع نیرومند و جدّی اسلام از خود بوده و عامل گسترش آن در گذرگاه تاریخ گشته است.