userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

با حجاب  متین  , parvnah
با حجاب متین - 14:37 1388/08/6

حجاب

حجاب  ؟

در  حجاب و چگونگی آن حرف و حدیث زیاد هست  جای چنین بحثی را در کلوب سفره َآسمانی خالی دیدم می خوام دوستان نقد و نظر های خود را بگند

اخبار جهانی حجاب را هم همین جا بگید 

ممنون از همه کسانی که در این بحث شرکت می کنند

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
ا س و ه , osweh_zan
ا س و ه - 19:04 1388/08/6
1

همیشه زمانی که مسئله حجاب مطرح می شود ، اکثر دختران این را می پرسند که چرا باید برای خاطر به گناه نیفتادن مردان ما باید به خود سختی دهیم ، آیا این عادلانه است که ما خود را بپوشانیم به این دلیل که جنس مذکر نوع خلقتش اینچنین است که با "دیدن"  نیز ممکن است قادر به کنترل خود نباشد و گناهی مرتکب شود !! حال که اینگونه است پس ما نیز حجابمان را برمی داریم ، این وظیفه آنهاست که خود را کنترل کنند و گناهی مرتکب نشوند .

این حرف و استدلال مثل این میماند که انسانی بدون هیچ محافظ و اسلحه ای وارد جنگلی شود و بگوید چرا من برای حفظ جان خود از شیران درنده و تیزچنگالان گوشت خوار باید بار خود را سنگین کنم و به خودم سختی حمل سلاح بدهم. این مشکل آنهاست .

البته مطمئنا مثال من برای توهین به مردان و خلقت آنها نیست . ولی این منطقیست که با آن من به خود باوراندم که حجاب برای حفظ حریم و شأن زن است . پس آن را محدودیت ننامیم .

و منظور من از حجاب همان پوششیست که خداوند بزرگ در قرآن فرموده اند نه بیش از آن که باعث سختی و مشقت و نازیبایی برای زن گردد و نه کمتر از آن که باعث بی حجابی و یا بدحجابی شود.

    www.osweh.blogfa.comمنبع  : 

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 19:40 1388/08/6
2

سلام دوستان

از خانم «با حجاب» تشكر می كنیم كه این بحث را مطرح فرمودند. بحثی كه یكی از مسائل مهم جامعه ی ما و جهان است. بگونه ای كه در سطح بین المللی این مسءله بعنوان نمادی از اسلام مخالفین اسلام را به چالش كشیده است.

خداوند در قرآن كریم در چندین آیه به مسئله ی حجاب و چگونگی ان اشاره فرموده كه حقیر چند نمونه از آنها را ذكر می كنم: 

« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مؤمنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.  (احزاب؛59 )

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.  (نور؛30)

«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ» ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.(نور؛31)

«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار )هوا و هوس) است به طمع افتد. (احزاب؛32)

 

«وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. (نور؛31)

 

منتظر نظرات دوستان در این زمینه هستیم.

 

موج . , aliganbary
موج . - 07:17 1388/08/7
3

 

در آن هنگام که خداوند بر حضرت آدم احسان کرد و باغ زندگی او را به وجود «حوا» معنا بخشید، غم تنهایی را از او زایل ساخت. از آن زمان به بعد که عالم را بقایی و آدم را امیدی به حرکت آورد، خیمه زندگی بشر بپا شد. در حالی که نیمی از آن را «زن‏» استوار کرده بود، موجودی که بدون او، برای نظام آفرینش، آغاز و انجامی تصور نمیشود.

بر همین اساس، در آیین حیات‏بخش اسلام برای «زن‏» شخصیتی فوق‏العاده و منزلتی والا مقرر شده است و از او به عنوان موجودی یاد شده که باید مورد تکریم و مشمول مهر و محبت کافی قرار گیرد. به گونه‏ای که در قرآن کریم سوره‏ای است‏به نام «نساء» و مشتمل بر 176 آیه. علاوه بر این در اسلام برای تمامی جوانب زندگی فردی و اجتماعی، خانوادگی و زناشویی و حقوق زن، قوانین عادلانه‏ای وضع شده است. و از زنان شایسته آن چنان یاد می‏کند که گویی هیچ فرشته‏ای نمی‏تواند به مقام او نایل آید. در میان قوانین آسمانی که خدای متعال، با توجه به نیاز زن به امنیت و آرامش، بر او مقرر کرده است، حکم «حجاب‏» است. حجاب قانونی است که نه برای محدود کردن استعدادهای زنان، بلکه برای محدود کردن خطرهایی است که استعدادها و موجودیت زن را تهدید می‏کند. دیدگاه اسلام به اجتماع و مسائل آن، کاملا حکیمانه است. اسلام می‏خواهد جامعه‏ای آن چنان پاک بسازد که در آن اثری از فساد و انحراف وجود نداشته باشد. از جمله عوامل اساسی که پاکیزگی اجتماع و سلامت اخلاقی را ضمانت می‏کند، حکم حجاب است. با وجود حجاب، زنان از بی عفتی و عشوه‏گری و انحراف باز داشته می‏شوند و موجب صیانت‏خانواده و جلوگیری از به هم پاشیدگی آن می‏گردد. «حجاب‏» ایمنی بخشنده و نگهبان جامعه است و هرگز هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند از پاکی و امنیت اجتماعی برخوردار باشد، مگر وقتی که زنانشان نخواهند بی‏بند و بار و برهنه باشند; زیرا «بی‏حجابی‏» همچون «وبا» یی است که در صورت گسترش آن در میان توده مردم، بسیار زود همه را آلوده و بیمار می‏کند. اسلام با دوراندیشی کامل، پیروان خود را به حجاب و ترک خودنمایی امر می‏کند تا پیش از وقوع حوادث خانمان برانداز و شیوع فساد، ریشه‏های آن خشک گردد و امکان رشد فساد اجتماعی بوجود نیاید.

موج . , aliganbary
موج . - 10:48 1388/08/7
4

در هر بخشى و هر بعدى از ابعاد براى سیر به مدارج كمال بین زن ومرد تفاوتى نیست منتها باید اندیشه ها قرآن گونه باشد، یعنى همان گونه كه قرآن بین كمال و حجاب واندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامى بین كتاب و حجاب جمع كنیم. یعنى عظمت زن در این است كه: «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (بحار الانوار ج/103)

(( نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.)) قرآن كریم وقتى درباره حجاب سخن مى گوید مى فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن كه نامحرمان او را از دید حیوانى ننگرند لذا، نظر كردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهى جایز مى داند و علت آن این است كه زنان غیر مسلمان از این حرمت بى بهره اند. حال اگر كسى از تشخیص اصول ارزشى عاجز باشد، ممكن است معاذ الله حجاب را یك بند بنداند، و حال این كه قرآن كریم وقتى مساله لزوم حجاب را بازگو مى كند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان مى فرماید: «ذلك ادنى ان یعرفن فلا یؤذین »(احزاب/ 59)

یعنى براى این كه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. نتیجه بحث مرد و زن در آن معیارهاى اصلى همتاى هم هستند، و یك سلسله مسؤولیت هاى اجرایى براى مرد است كه اگر انجام ندهد باید وزر آن را تحمل كند، بنابراین نتیجه مى گیریم كه اولا: آن تهمت هایى كه به اسلام زده ومى گویند كه: اسلام نیمى از جامعه را از بسیارى از حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانیا: این تعصبات و رسومات جاهلى كه از دیرباز در فرهنگ جوامع اسلامى رواج پیدا كرده است كه زن را به عنوان مظهر ضعف و زبونى یاد مى كنند این باید زدوده بشود. ثالثا: اگر كسى احساس مى كند كه زن نباید از علوم و مسائل تربیتى و مانند آن كه خدمات قابل عرضه اى به جامعه ارائه مى دهد استفاده كند، باید از این اعتقاد صرف نظر كند و علاقه مند باشد زن همتاى مرد در این علوم و معارف بار یابد و به جامعه خدمت كند مگر آنجایى كه به طور استثنا وظیفه مرد قرار گرفته است. رابعا: جمله «عاشروهن بالمعروف » اختصاصى به مسائل داخل منزل ندارد، بلكه در كل جامعه هم جارى است و مساله پنجم این است كه زن در مقابل مرد غیر از زن در مقابل شوهر است یعنى زن در مقابل شوهر باید تمكین كند اما زن در مقابل جامعه، مثل فردى از افراد جامعه است واین چنین نیست كه باید اطاعت كند و در مسائل خانوادگى هم مى بینیم كه گاهى زن قوام وقیوم است و مرد باید اطاعت كند، همچنانكه پسر باید از مادر اطاعت كند ولو در حد بالایى از تخصص هاى علمى باشد. در پایان گرچه هنوز شبهاتى در مساله برابرى زن و مرد قابل طرح است لیكن باتوجه به اصول كلى یاد شده وآشنایى با خطوط اصیل نظام ارزشى در اسلام وتبیین محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود.

 

موج . , aliganbary
موج . - 10:48 1388/08/7
5

حجاب حق خداوند

شبهه اى كه در ذهنیت بعضى افراد هست، این است كه خیال مى كنند حجاب براى زن محدودیت و حصارى است كه خانواده و وابستگى به شوهر براى او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف ومحدودیت زن است. راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید كاملا درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضاى خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقى الهى است، لذا مى بینید در جهان غرب و كشورهایى كه به قانون غربى مبتلا هستند اگر زن همسردارى الوده شد وهمسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام مى كنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه یه برادر وفرزندانش مى باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضى نخواهد بود، چون حرمت زن وحیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداى سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید كه معلم رقت باشد وپیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه اى این درس رقت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال غریزه وشهوت رفتند به همان فسادى مبتلا مى شوند كه در غرب ظهور كرده است. لذا كسى حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این كه قرآن كریم مى گوید هر گروهى، اگر راضى هم باشند، شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا كنید، معلوم مى شود عصمت زن، حق الله است وبه هیچ كسى ارتباط ندارد. قهرا همه اعضاى خانواده واعضاى جامعه وخصوصا خود زن امین امانت الهى هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان كه حق خود اوست، به زن داده وفرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن.

امین  (طلبه) , amin_kianimanesh
امین (طلبه) - 11:40 1388/08/7
6

«و لا یبدین زینتهنَّ إلَّا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهنَّ على جیوبهنَّ»(1)

«و زینت خود را جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار نكنند و [اطراف‏] روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افكنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود]».

«حجاب»، در لغت به معناى پرده، حاجب و پنهان كردن است و در اصطلاح «پنهان كردن زن خود را از دید مرد بیگانه است». آنچه دین اسلام بر زنان لازم دانسته، همان پوشش است كه در متون دینى و در كلام  فقیهان، از آن به ستر، پوشش، ساتر و پوشاننده تعبیر شده است.

حجاب و پوشش پیش از اسلام، در میان برخى از ملّت‏ها- از جمله ایران باستان و قوم یهود و شاید در هند- مطرح و از آنچه كه در قانون اسلام آمده، سخت‏تر بوده است.(2) این دستور در دین اسلام، حدود سال‏هاى چهارم و پنجم تشریع گردیده است.(3)(4)

حجاب، یكى از احكام ضرورى اسلام به شمار مى‏آید و شیعه و سنى بر آن، اتفاق نظر دارند.

خداوند متعال در این باره سه آیه(5) در شهر

مدینه، نازل كرده و در دو مورد آن، به مسأله پوشش بانوان اشاره كرده است.(6) علاوه بر این، احادیث بسیارى درباره اهمیت و چگونگى حجاب نقل شده است. حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «پوشیدگى زن به حالش، بهتر است و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏سازد».(7)

پوشش براى زن دو هدف و فلسفه اساسى دارد:

1. مصونیت زن، در برابر طمع ورزى‏هاى هوس بازان.

2. پیشگیرى از تحریكات شهوانى و تأمین سلامت و بهداشت جامعه.(8)

در زمینه حجاب و پوشش، توجه به چند نكته بایسته است:

 یكم. زن باید بدن و زیور آلات و آرایش خود و هر آنچه را كه نزد عرف زینت محسوب مى‏شود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن استثنا شده است.

 دوم. هر چند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتى دوخت لباس، تأكید چندانى ندارد و تنها به اصل پوشش اعم از چادر، مانتو و مانند آن- تكیه كرده است ولى روشن است كه لباس نباید تنگ، محرّك، نازك، بدن‏نما و باعث جلب توجّه گردد. از این رو چادر برترین پوشش

به شمار مى‏آید. از مواردى كه مشكى بودن آن مكروه نیست بلكه نشانه وقار و متانت است،

چادر و عبا مى‏باشد كه در روایات به آن اشاره شده است.

 سوم. پرهیز از نرمش در سخن كه باعث طمع نامحرم شود و متانت در راه رفتن و استفاده نكردن از كفش‏هایى كه باعث توجه نامحرم مى‏گردد، بخشى از حجاب زن را تشكیل مى‏دهد.

 چهارم. گرچه پوشش كامل براى مرد واجب نیست ولى نگاه زن به بدن او حرام است.

همان گونه كه پوشش صورت و دست‏ها تا مچ بر زن، واجب نیست ولى نگاه مرد به آن از روى

شهوت حرام است.

پى‏نوشت‏

 (1) نور (24)، آیه 13.

 (2) مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص 12.

 (3) باید توجه داشت كه هر چند سال نزول آیات حجاب و پوشش، در كتب تفسیر و تاریخ ثبت نشده است ولى با توجه به اینكه از یك سو این آیات در سورهاى احزاب و نور آمده و سوره احزاب از نظر ترتیب نزول پیش از سوره نور و بعد از سوره آل عمران قرار دارد و از سوى دیگر طبق نقل تفسیر نمونه سوره آل عمران در بین سالهاى دوم و سوم نازل گردیده است، مى‏توان به خوبى حدس زد كه سوره احزاب در سال‏هاى چهارم و پنجم نازل گردیده است.

 (4) بنابر این آیه حجاب در این سال‏ها تشریع گردیده است.) محتواى این سوره نیز مؤید این مسأله مى‏باشد (.

 (5) نور (24)، آیه 31 و احزاب (33)، آیه 59 و 33.

 (6) نور (24)، آیه 31 و احزاب (33)، آیه 95.

 (7)» صیانة المرأة انعم لحالها و ادوم لجمالها «: مستدرك الوسائل، ج 14، باب 07.

 (8) احزاب (33)، آیه 95.

 

سید  امام , sadathasany
سید امام - 12:26 1388/08/7
7

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.


حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.
ا س و ه , osweh_zan
ا س و ه - 12:27 1388/08/7
8

جناب آقای قنبری شما واقعا به این حدیثی که فرمودین معتقدین ؟؟

 «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (بحار الانوار ج/103)(( نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.))

من فکر نمی کنم هیچکدام از ائمه یا حتی خود پیامبر هم با این نوع محروم کردن زن موافق بوده باشند. ما در همه روایاتی که می خونیم می بینیم که حضرت زهرا و یا حضرت زینب که از بزرگان دین ما بودند به این صورت عمل نکردند . مگر حضرت فاطمه نبود که در مقابل زورگویان ، خودش ایستاد (هم در مسئله فدک و هم در مورد حق خلافت حضرت علی (ع) ) . و همینطور حضرت زینب در شام که در مقابل همه سخنرانی کردند و حتی بر سرشان فریاد زندند. مگر نه اینکه همیشه در مقابل مردان ، رشیدانه ایستادند ؟؟؟ پس چرا باید چیزی را برای زنان مسلمان و مومن خواسته باشند که خود به آن عمل نکرده اند. ؟؟؟ به نظر من که این روایت به نوعی غیرمنطقی و دور از ذهن باشد. هر حدیثی را که نمی شود بی چون و چرا پذیرفت!!! 

سید  امام , sadathasany
سید امام - 12:29 1388/08/7
9
چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
عبدالحسین راثی , abdolhosein
عبدالحسین راثی - 13:51 1388/08/7
10
نقل قول از : اسوه ...

جناب آقای قنبری شما واقعا به این حدیثی که فرمودین معتقدین ؟؟

 «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (بحار الانوار ج/103)(( نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.))

من فکر نمی کنم هیچکدام از ائمه یا حتی خود پیامبر هم با این نوع محروم کردن زن موافق بوده باشند. ما در همه روایاتی که می خونیم می بینیم که حضرت زهرا و یا حضرت زینب که از بزرگان دین ما بودند به این صورت عمل نکردند . مگر حضرت فاطمه نبود که در مقابل زورگویان ، خودش ایستاد (هم در مسئله فدک و هم در مورد حق خلافت حضرت علی (ع) ) . و همینطور حضرت زینب در شام که در مقابل همه سخنرانی کردند و حتی بر سرشان فریاد زندند. مگر نه اینکه همیشه در مقابل مردان ، رشیدانه ایستادند ؟؟؟ پس چرا باید چیزی را برای زنان مسلمان و مومن خواسته باشند که خود به آن عمل نکرده اند. ؟؟؟ به نظر من که این روایت به نوعی غیرمنطقی و دور از ذهن باشد. هر حدیثی را که نمی شود بی چون و چرا پذیرفت!!! 


با سلام

خداوند در قرآن کریم( در سوره نور آیات 30 و 31 ) میفرماید:

 

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ   به مردان مؤمن بگو: نگاه خویش را پائین آورند. (نه به این معنی که نگاه خود رو فرو ببندند .)

 

 قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ  به زنان مؤمن بگو نگاه خویش را پائین آورند.

 

و در آیه 173 سوره بقره می فرماید :

 

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِْ اللَّهِ  فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.

 

خداوند فقط خوردن میته و خون و گوشت خوك و آنچه به وقت ذبح نام غیر خدا بر آن برده شود، بر شما حرام كرده (ولى) كسى كه مجبور شود بى‏آنكه طالب لذت باشد و بى‏آنكه در خوردن افراط كند گناهى بر او نیست، كه خدا غفور و مهربان است.

با توجه به این آیات روشن می شود که هیچ کس از ارتباط نهی نشده بلکه گفته شده که وقتی با نامحرمی روبرو می شویم باید دید نگاهمون رو کم کنیم تا دچار وسوسه و گناه نشیم . از آیات و روایتی که از حضرت زهرا نقل شد این بر نمی آید که شما حقتون رو نگیرید از حق خود دفاع نکنید .

اگر یه جائی هم شخص مضطر میشه گناهی بر عهده او نیست . و اینکه بحث فدک رو مطرح کردید بهتره یه نگاهی به خطبه حضرت زهرا داشته باشیم تا ببینیم به چه شکلی حضرت وارد مسجد شدند.

این روایتی هم که نقل کردید مورد استناد مراجع بوده و هست .

ومیشه روایت رو به این شکل هم معنی کرد که بهترین کار برای زنان این است که  بدو ن" غضّ بصر " (کم کردن دید چشمها)به نامحرمان نگاه نکنند و خود رو به صورتی در نیاورند که مردان نامحرم به آنها نگاه بدون غضّ بصر داشته باشند .

 

 

موج . , aliganbary
موج . - 15:23 1388/08/7
11
نقل قول از : اسوه ...

جناب آقای قنبری شما واقعا به این حدیثی که فرمودین معتقدین ؟؟

 «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (بحار الانوار ج/103)(( نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.))

من فکر نمی کنم هیچکدام از ائمه یا حتی خود پیامبر هم با این نوع محروم کردن زن موافق بوده باشند. ما در همه روایاتی که می خونیم می بینیم که حضرت زهرا و یا حضرت زینب که از بزرگان دین ما بودند به این صورت عمل نکردند . مگر حضرت فاطمه نبود که در مقابل زورگویان ، خودش ایستاد (هم در مسئله فدک و هم در مورد حق خلافت حضرت علی (ع) ) . و همینطور حضرت زینب در شام که در مقابل همه سخنرانی کردند و حتی بر سرشان فریاد زندند. مگر نه اینکه همیشه در مقابل مردان ، رشیدانه ایستادند ؟؟؟ پس چرا باید چیزی را برای زنان مسلمان و مومن خواسته باشند که خود به آن عمل نکرده اند. ؟؟؟ به نظر من که این روایت به نوعی غیرمنطقی و دور از ذهن باشد. هر حدیثی را که نمی شود بی چون و چرا پذیرفت!!! 

با سلام.همینطور که خودتون اشاره کردین که حضرت زهرا(س)و حضرت زینب(س) این چنین در مواقعی در مقابل ناحقیها ایستاده اند ؟؟آیا غیر از این موارد می توانید موقعیت های دیگری را نام ببرید که آنها در آنجا حضور داشته باشند. مثلا تفریحا روزی دو و سه بار به بازار رفته و گردش کنند؟ ( میدانم که توجیه خواهید کرد که برای روحیه نیاز است)

همان طور که مشاهده می کنید غیر از اضطرار شما آنها را در جامعه و در بین نامحرمان نخواهید دید.

وضمناً در ذیل این حدیث که از حضرت زهرا(س)است ببان شده که علت این کار چیست.

علیرضا محب , dada44
علیرضا محب - 15:29 1388/08/7
12
باسلام
این متن برای من در صندوق پستی گروهی امده بود و سوالی برای من پیش امد كه به دستور معاون كلوپ در اینجا مطرح میكنم
------------

شبهه اى كه در ذهنیت بعضى افراد هست، این است كه خیال مى كنند حجاب براى زن محدودیت و حصارى است كه خانواده و وابستگى به شوهر براى او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف ومحدودیت زن است. راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید كاملا درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضاى خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقى الهى است، لذا مى بینید در جهان غرب و كشورهایى كه به قانون غربى مبتلا هستند اگر زن همسردارى الوده شد وهمسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام مى كنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه یه برادر وفرزندانش مى باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضى نخواهد بود، چون حرمت زن وحیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداى سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید كه معلم رقت باشد وپیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه اى این درس رقت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال غریزه وشهوت رفتند به همان فسادى مبتلا مى شوند كه در غرب ظهور كرده است. لذا كسى حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این كه قرآن كریم مى گوید هر گروهى، اگر راضى هم باشند، شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا كنید، معلوم مى شود عصمت زن، حق الله است وبه هیچ كسى ارتباط ندارد. قهرا همه اعضاى خانواده واعضاى جامعه وخصوصا خود زن امین امانت الهى هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان كه حق خود اوست، به زن داده وفرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ كن.

 

زن در آیینه جمال و جلال / جوادی آملی

-------------------

وان سوال اینكه

اگر حجاب حق الله است پس چرا خلق الله اینقدر تلاش میكنند و با زور و اجبار میخواهند حجاب را بر سر مردم كنند ؟

حساب و كتاب حق الله با خود الله است پس خلق الله در این میان چه نقشی دارند؟


منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 15:39 1388/08/7
13
نقل قول از : اسوه ...

جناب آقای قنبری شما واقعا به این حدیثی که فرمودین معتقدین ؟؟

 «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (بحار الانوار ج/103)(( نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.))

من فکر نمی کنم هیچکدام از ائمه یا حتی خود پیامبر هم با این نوع محروم کردن زن موافق بوده باشند. ما در همه روایاتی که می خونیم می بینیم که حضرت زهرا و یا حضرت زینب که از بزرگان دین ما بودند به این صورت عمل نکردند . مگر حضرت فاطمه نبود که در مقابل زورگویان ، خودش ایستاد (هم در مسئله فدک و هم در مورد حق خلافت حضرت علی (ع) ) . و همینطور حضرت زینب در شام که در مقابل همه سخنرانی کردند و حتی بر سرشان فریاد زندند. مگر نه اینکه همیشه در مقابل مردان ، رشیدانه ایستادند ؟؟؟ پس چرا باید چیزی را برای زنان مسلمان و مومن خواسته باشند که خود به آن عمل نکرده اند. ؟؟؟ به نظر من که این روایت به نوعی غیرمنطقی و دور از ذهن باشد. هر حدیثی را که نمی شود بی چون و چرا پذیرفت!!! 

خواهر محترم خانم اسوه

استدلال شما متین است اما لطفا پاسخش را نیز مطالعه فرمائید:

1ـ بنظر من این دو بزرگوار در طول عمر شریفشان به این روایت عمل کرده اند، مگر این دو بزرگوار چند بار در طول عمرشان مقابل مردان سخنرانی کرده اند فقط یکی دو بار،آنهم با رعایت کامل حجاب اسلامی،دقت در لحن سخن،متانت در بیان،از پشت پرده، پس این دو بزرگوار در طول عمر شریفشان بندرت در مقابل مردان،ظاهر شده اند.

2ـ حضرت زهرا(ص)و حضرت زینب دقت فرمایید بخاطر چه چیزهایی در مقابل مردان نامحرم سخنرانی کردند بخاطر امور مهمی که اساس اسلام به آن امور بستگی داشت،مانند مسأله ولایت و خلافت امام علی (ع) که خداوند در این مورد به پیامبر اسلام فرمودند اگر ولایت امام علی (ع)را ابلاغ نکنی رسالتت را انجام نداده ای، یا افشاگری های حضرت زینب در پس از حادثه کربلا و سخنرانیهای ایشان، چون شاید اگر حضرت زینب در آن روزها با توجه به بیمار بودن امام زین العابدین(ع) و غیره اگر سخنرانی و افشاگری نمی کردند شاید هم اکنون حادثه کربلا فراموش می شد. امام خمینی (ره)فرمو ده اند :«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است » .

3ـ پس توجه داشته باشید که این دو بزرگوار بخاطر این دو مسأله خیلی بزرگ اسلام در مقابل مردان سخنرانی کردند نه بخاطر مسائل پیش پا افتاده و معمولی . و بغیر از این دو مورد این دو بزرگوار هیچ وقت با نامحرمان برخورد نداشته اند .

4ـ اگر مسأله غصب مقام جانشینی پیامبر (ص)و قتل امام حسین (ع) در کربلا را پیش نمی آوردند این دو بانوی بزرگوار اسلام هیچ وقت مجبور نمی شدند پیش مردان سخنرانی کنند .

5.دقت فرمائید شما نوشته اید این دو بانوی بزرگوار همیشه در مقابل مردان رشیدانه ایستاده اند،لطفا اگر بغیر از مسأله فدک و حق ولایت امام علی (ع)و حادثه کربلا (که این مسائل در اسلام واقعا عظیم بوده اند)جایی این دو بانوی بزرگوار در مقابل مردان ایستاده اند به ما نیز بگوئید؟

التماس دعا


ا س و ه , osweh_zan
ا س و ه - 16:25 1388/08/7
14

باید عرض کنم خدمت همگی که اگر موارد دیگری نیز برای این دو بزرگوار پیش نیامد که بخواهند در میان جمع ظاهر شوند بنا به وضعیت جامعه آن زمان و زندگی اعراب و بینش های متحجرانه آن دورران بود . فرهنگ و تمدن قرن بیست و یکم را نمی توانیم با اعراب جاهلیت مقایسه کنیم. درست است که پیامبر تمام سعی خود را برای بالا بردن مقام و شخصیت زن به کار بستند توسط حضرت خدیجه و حضرت فاطمه . ولی باز هم این سنت غلط مردان عرب را که خداوند زن را بعنوان امانت در دست مرد قرار داد پس او وظیفه دارد از آن امانت نگه داری کند تا مرگش فرا رسد، نتوانستند از آنها بگیرند.

ضمنا مگر حضرت زهرا چند سال عمر کردند که بخواهند بیشتر از این کاری کنند ؟؟؟ بعد هم در همین مورد دفاع از خلافت حضرت علی که خودتان ذکر می کنید که حتی بر سر این موضوع کتک خوردند ولی عقب ننشستند ، مگر حضرت علی (ع) خودشان نمی توانستند از حق خود دفاع کنند که بخواهند همسر خویش را رودروری شخص بی ملاحظه ای مثل عمر قرار دهند.!!! بگذریم.!! الان جای این بحث نیست ...

حجاب خوب است ، یعنی همه قوانین و احکام اسلام خوبند ولی در حد اعتدلال. به نظر من اگر مردی چشم ناپاک داشته باشد زن اگر در هفت پرده هم پوشیده باشد باز هم تحریک می شود. من نمی گویم این مشکل مرد است که می بایست خود را کنترل کند ، زن نیز وظیفه دارد برای حفظ این حریم خود را از احتمال آسیب دور نگه دارد (با حفظ حجاب و پوشش لازم). ولی به اندازه ای که خودش نیز به سختی نیفتد.

این طوری که شما مطرح می کنید پس حجاب همان است که عربستانی ها و کلا وهابیها بر زنان و ناموس خود می پوشانند.!!! و این واقعا باعث تأسف است ...

 

موج . , aliganbary
موج . - 16:29 1388/08/7
15
نقل قول از : علیرضا محب

باسلام
این متن برای من در صندوق پستی گروهی امده بود و سوالی برای من پیش امد كه به دستور معاون كلوپ در اینجا مطرح میكنم
------------

-------------------

وان سوال اینكه

اگر حجاب حق الله است پس چرا خلق الله اینقدر تلاش میكنند و با زور و اجبار میخواهند حجاب را بر سر مردم كنند ؟

حساب و كتاب حق الله با خود الله است پس خلق الله در این میان چه نقشی دارند؟


با سلام دوست محترم .

در شرع مقدس اسلام بعضی احکام به خاطر مصلحت عمومی ارزش و اهمیتی بیشتر به آون قائل می شوند و سختگیری بیشتر می کنند . مثل همین حجاب که تاثیرش در جامعه خیلی بیشتر است و مثل نماز نیست چرا که نماز هم حق الله است ولی ما می بینیم که در مورد اون سخت گیری در جامعه نمی بینی چرا که نماز عبادتی است که لازم نیست به ظهور بکشی و همه بدانند و اگر هم نمی خوانی کسی نمی داند مگر اینکه خودت بگویی و تاثیرش هم دامن گیر خود شخص می شود . اما حجاب اینطور نیست .

مثل شراب خواری مگر شراب خواری حق الله نیست ؟؟ ولی آیا کسی می تواند در جامعه و آشکارا شراب بخوره ؟؟ و بگه که حق الله است و به خودم مربوط میشود ؟؟ و یا روزه خواری آشکارا در ماه رمضان ؟؟چرا در این مورد سخت گیری میشود ؟چون که تاثیرش در جامعه همه رو در بر میگیره .

و خیلی مثال های دیگه که حق الله است ولی در جامعه اسلامی باید مراعات همه را بکند . و در خانه و در خلوت هر کاری می خواهد بکند .ولی در جامعه به او این اجازه داده نمی شود .

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.