| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
پیام مدیریت کلوب
از دوست عزیزمان جناب آقای عبدالصمد تقاضا کردیم پاسخگوی مسائل شرعی در خانواده در این مبحث باشند
سلام دوست عزیز
اگر کسی برای خدا شریک قرار دهد دلیلش این است که در اموزه های دینی اش چنین چیزی به وی اموخته اند.
ما میتوانیم با گفتگو با وی او را هدایت کنیم.شاید هم نتوانیم!
آیا درست است با نجس خواندن او , به کلی شخصیتش را لجن مال کنیم!(اعتقاد وی غلط است , اما او با تمام وجود آنرا قبول کرده است)
اگر به قول شما افرادی باشند که از حق با خبر باشند و برای باطل تبلیغ کنند نیازی به نجس اعلام کردن آنها نیست.بر اساس تاریخ بشر همواره در حال رشد و تکامل است.نیازی نیست تا از سقوط بشر به سوی بدی ها بترسیم.
بنده ی حقیر اگر نتوانم فردی گمراه و با عقاید غلط را هدایت کنم(حتی اگر بداند که عقیده اش باطل است و باز هم از آن عقیده پیروی کند)منتظر میمانم تا عقیده اش را تغییر دهد ولی او را تحریم نخواهم کرد هیچوقت از قدرت دینم برای تغییر عقیده اش استفاده نمیکنم زیرا که خدا در محیط زور پرستیده نمیشود.
سلام آقای ملکی
اگر کافر یک مفهوم باشد و انسانها نتوانند مصداق خارجی برای آن بیابند بنده حقیر نیز با این گفته موافق هستم
ممنون از وقتی که گذاشتید
باسلام .
كافر (یعنى كسى كه منكر خدا است و یا براى خدا شریك قرار مىدهد یا پیامبرى حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبداللّهصلى الله علیه و اله را قبول ندارد) و همچنین كسى كه در یكى از اینها شك داشته باشد، نجس است. ولى، بنابر اقوى اهل كتاب پاك هستند؛ امّا كسى كه ضرورى دین (یعنى چیزى مثل نماز و روزه كه مسلمانان جزء دین اسلام مىدانند) را منكر شود، چنانچه بداند آن چیز ضرورى دین است و انكار آن چیز به انكار خدا، توحید یا نبوت بازگشت داشته باشد، كافر ونجس مىباشد.
به نظر شما این نوع کافر مصادق خارجی ندارد .
با سلام :
دوستان اصلاً دقت کرده اند که از موضوع بحث منحرف شده اند و بحث رفته روی نجس بودن و نبودن کافر و مصداق خارجی پیدا کردن برای کافر .
سلام آقای ملکی
اگر کافر یک مفهوم باشد و انسانها نتوانند مصداق خارجی برای آن بیابند بنده حقیر نیز با این گفته موافق هستم
ممنون از وقتی که گذاشتید
سلام علیرضا جان
مسلماً در هر جامعه ای عقائد به تعداد افراد آن جامعه وجود دارد و هیچ دو نفری افكار و عقائدشان كاملاً با هم مطابقت نمی كند. و همانطور كه شما گفتید لازمه ی بقای جامعه، احترام افراد به عقائد یكدیگر است. كه در غیر این صورت شیرازه ی جامعه از هم می پاشد و دچار هرج و مرج می شود.
كافر با تعریف واقعی خود در جامعه ما، نمی تواند وجود داشته باشد. چون كسانی كه ادعای كفر دارند، از روی جهالت و عدم اطلاع كافی این ادعا را دارند و اگر جهالتشان با نور علم زائل گردد، وضعیتشان به كلی متفاوت خواهد بود.
دین اسلام احترام خاصی به به غیر مسلمین قائل است. به عنوان نمونه وقتی حضرت علی(ع) به مالك اشتر حكم والی گری مصر را می دهد به او سفارش می كند كه با مردم مهربان باش، چون آنها یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت با تو برابرند.
اسلام دینی است كه با دلها كار دارد و تنها اسلحه اش محبت است.
اما نجس دانستن كافر بدین معناست كه مثلاً بگوئیم انسان قاتل و سفاك، فرد كثیف و ناسالمی است. كلمه ی«كافر» یك مفهوم است و مصداق آن كسی است كه با آگاهی كامل به وجود خدا و حقانیت دین اسلام، آنها را انكار كند. همانطور كه گفتم كسی كه مصداقِ كافر باشد را منِ نوعی نمی توانم تشخیص دهم و فقط معصوم(ع) از عهده ی این برمی آید كه تشخیص دهد چه كسی كافر است.
من فقط می توانم دانسته های خود را ارائه كنم و اگر موفق به همراهی كسی به سوی نیكی نشدم، فقط و فقط این نتیجه را می توانم بگیرم كه «تلاش و علم من برای همراهی او كافی نبوده». نه این كه او را كافر بنامم.
ممنون. منتظر فرمایش شما هستم!
سلام اقای ملکی
ممنون از پاسختون
در یک جامعه هر کسی موظف است به عقیده ی دیگری احترام بگذارد.آزادی اعمال افراد نیز تا جایی است که حقوق شهروندی دیگران پایمال نشود.
اما قوانین اجتماعی باید نسبت به عقیده ی مردم بی طرف باشد(نباید احکام یک دین معیار قوانین جامعه باشند زیرا ادیان دیگری نیز در این جامعه هستند)معیار شدن احکام یک دین تبعیض در حق پیروان ادیان و اندیشه های دیگر است و حتی می تواند به نوعی آپارتاید مذهبی منجر شود
ما حق داریم دیگران را تحریم کنیم (البته از نظر قانونی) اما حق نداریم آنها را نجس اعلام کنیم که توهینی بزرگ به آنهاست.
شما گفتید که کافر کسی است که حق را میشناسد و برای باطل تبلیغ میکند:
اما یک سوال اساسی باقی میماند و آن اینکه چطور از درون انسانها میتوانیم آگاه باشیم؟ هر کسی در آموخته های دینی اش برداشتی از حق دارد که لزوما با شخص دیگر یکسان نیست.بنابرین هر کسی تعریفی از حق دارد.
فقط خداوند از درون انسانها با خبر است.
اعتقادات هر فرد مسئله ای شخصی مربوط به خود اوست.اگر بگوییم فردی به خاطر داشتن اعتقادی نجس است عملی غیر اخلاقی انجام داده ایم
مسئله ی مهمتر این است که دین برای ترویج اخلاق برای انسان امده است.
ایا میتوان با عملی غیر اخلاقی ,ترویج اخلاق کرد؟؟!!
سلام بزرگوار
ممنون كه برای این بحث وقت گذاشتین.
در تكمیل در پست 56 .
اعتقادات و اعمال هیچ انسانی جدا از هم نیستند. یعنی همه ی اعمال ما انسانها، همان افكار ما هستند كه در شكل عمل تبلور یافته اند. بنا براین كسی كه می خواهد در یك جامعه زندگی كند چگونگی اعتقاداتش برای دیگران مهم است. از طرف دیگر تفتیش عقائد و افكار در اسلام عملی مذموم و ناپسند است.
پس تا زمانیكه این عقائد و افكار، در روند سعادت و تكامل جامعه خللی ایجاد نكند، كسی نمی تواند به آن اعتراضی بكند ولی اگر مضر باشد باید به طرق مختلف از رشد آن جلوگیری نمود.
اولین و بهترین روش برای جلوگیری از رشد افكار ناهنجار، ترویج عقائد و افكار نیك است كه بدین طریق مجال رشد برای عقائد ناپاك نخواهد ماند. و دومین روش كه همانا مكمل و تكمیل كننده ی روش اول است، جلوگیری از سرایت ناهنجاریها به كل جامعه است كه تحریم افراد تبلیغ كننده ی آن (قطع ارتباط با آنها) از همین نوع است.
این عمل یك اقدام كاملاً اخلاقی است و در حقیقت نوعی قرنطینه كردن برای امنیت سایر اعضای جامعه است.
اعتقادات هر فرد مسئله ای شخصی مربوط به خود اوست.اگر بگوییم فردی به خاطر داشتن اعتقادی نجس است عملی غیر اخلاقی انجام داده ایم
مسئله ی مهمتر این است که دین برای ترویج اخلاق برای انسان امده است.
ایا میتوان با عملی غیر اخلاقی ,ترویج اخلاق کرد؟؟!!
سلام
كسی كه نمازنخونه نمیشه بهش گفت نجس
حكم نجاست فقط براكسانی است كه خدارامنكربشن وحتی كسانی كه اهل كتاب هستن نمیشه گفت نجسن وبنابه فتوای مراجع پاك هستن
وزمانی حكم نجاست بهشون حمل میشه كه ازدینشون دست بكشن وخدارامنكرشن
باكسی كه مسلمونه ولی به هردلیلی نماز نمیخونه كسی نگفته نمیشه ازدواج كردولی بهتره باكسی كه نماز نمیخونه ازدواج نكردچون هدف ازخلقت بندگی خداست وبابی نماز ازدواج كردن انسان رو ازاین مسیردورمیكنه وبه زحمت میندازه
سلام بزرگوار
حقیر نیز با مطرح كردن این بحث به اینگونه موافق نیستم. چون علاوه بر مواردی كه شما شمردید، ایشان قبل از بحث و نتیجه گیری، نظر نهائیشان را گفته اند.
انسان زمانی كافر می شود كه حق و باطل را بشناسد و با آگاهی كامل در مقابل حق بایستد و طرف باطل را بگیرد. همانند ابلیس كه كاملاً می دانست حقیقت چیست، ولی با آن همه عصیان كرد.
حتی وقتی كسی حرف نادرستی برزبان می آورد، ما نمی توانیم به این سادگی حكمی در مورد او صادر كنیم. چون هنوز معلوم نیست كه او از همه چیز آگاه است و چنین می اندیشد و سخن می گوید یا با اطلاعات ناقص چنین سخنانی بر زبان می آورد.
همانطور كه شما فرمودید روش اسلام روشن كردن دلهاست نه رنجاندن آنها. شاید روایت آن جوان تازه مسلمانی را كه از مادر پیرش نگهداری می كرد و مادرش نمی خواست اسلام را قبول كند شنیده باشید، جوان نزد پیامبر (ص) آمد و ماجرا را تعریف كرد و گفت اگر شما بخواهید مادرم را بخاطر اسلام نیاوردن ترك كنم. پیامبر(ص) او را بخاطر این گونه اندیشیدن سرزنش كرد و سفارش كرد هرچه در توان دارد به مادرش خدمت كند و لحظه ای در این كار سستی نكند. نهایتاً مادر آن جوان با دیدن تغییر در رفتار پسرش و جهد و تلاش مضاعف او برای خدمت به او، علت را جویا شد و وقتی جوان ماجرا را تعریف كرد، پیرزن مشتاقانه اسلام را پذیرفت.
با سلام


یه روایتی از امام صادق نقل شده که حضرت می فرماید : آخرین فردی که برای حسابرسی میارند و بعد معلوم میشه طرف جهنمی هست بهش میگن برو به جهنم به کندی راه میره ازش سوال میکنن چرا به کندی میری جواب میده من هر چند گناهکارم ولی امید به رحمت خداوند داشتم از طرف حضرت حق ندا میاد که تو در زندگی دنیوی حتی یه لحظه هم امید به بخشش من نداشتی اگه یه لحظه امید به رحمت و بخشش من داشتی من تو رو به جهنم نمی فرستادم با این همه باز هم به ملائکه میگه این شخص رو به جهنم نبرید . حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل 


می دونید چیه . مثل شما به اون کسی می مونه که میگه خداوند این همه ارحم الراحمین است و مهربانتر از مادر . پس چرا می خواد بنده خودشو اذیت بکنه و در آتیش بسوزنه؟؟ این با رحمانیت خداوند سازگار نیست.
جواب می دونین چیه؟ اینکه شما فرض بکنین یک بطری سربسته رو توی اقیانوس بندازین و انتظار داشته باشین که پر آب بشه . آخه اقیانوس آبش خیلی زیاده ؟! اما می بینیم که حتی یک قطره هم توی بطری نمی ره !! چون درش بسته است و راهی برای رفتن آب نیست. و رحمانیت خداوند هم این چنین است . یعنی برای کسانی است که با او خوب باشن.
امام صادق علیه السّلام می فرمایند: همانا آخرین بندهاى كه در روز قیامت دستور داده مىشود كه به سوى آتش دوزخ رود به چپ و راست خود مىنگرد پس خداوند جلّ جلاله مىفرماید: با شتاب بیاوریدش. پس چون به محضر پروردگار آورده مىشود خداوند مىفرماید: اى بنده من! چرا به چپ و راست خود مىنگرى؟
عرض مىكند: اى پروردگار من! من چنین گمانى به تو نداشتم، خداوند جلّ جلاله مىفرماید: اى بنده من! چه گمانى به من داشتى؟ عرض مىكند: اى پروردگار من! گمان من به تو این بود كه از گناهم در مىگذرى و مرا به بهشت وارد مىكنى. خداوند جلّ جلاله مىفرماید: اى فرشتگان من! سوگند به عزّت و بزرگى و نعمتها و بلندى جایگاهم كه این بنده در زندگىاش هرگز ساعتى چنین گمان خوبى به من نداشت و اگر در تمام زندگىاش ساعتى چنین گمان خیرى به من داشت او را با آتش نمىترساندم و لرزه بر اندامش نمىافكندم حال كه چنین گفت این دروغش را بر او روا دارید و او را به بهشت داخل كنید. سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: هیچ بندهاى به خداوند خوش گمان نبوده جز اینكه خداوند در نزد گمانش حاضر است [و با او به خوبى رفتار مىكند] و هیچ بندهاى به خداوند بدگمان نبوده جز اینكه خداوند در نزد گمان وى حاضر است [و او را به بدى كیفر مىدهد] و این همان معناى گفتار خداوند عزّ و جلّ است كه مىفرماید: «و این گمان بدى بود كه به پروردگارتان داشتید و همان موجب هلاك شما شد پس از زیانكاران گردیدید».
جهاد النفس وسائل الشیعة-ترجمه افراسیابى، ص: 95
سلام
انسانی كه عظمت و كرم خداوند را درك كند و به حدی از شناخت برسد كه واقعاً خود را در محضر او ببیند دیگر گناه و معصیتی مرتكب نمی شود.
نمی دانم تا حالا در مقابل جمعیت روی سن رفته اید یا نه؟ شخصی كه خود را در مقابل چشمانی می بیند كه او را تحت نظر دارند دست از پا خطا نمی كند، چون حضور و نگاه مردم را با تمام وجود احساس می كند. ما اگر در مقابل خداوند همه چنین باشیم راههای معصیت و گناه خود به خود برایمان بسته خواهد شد. و اصلاً فكر معصیت نیز به سرمان نخواهد زد.
التماس دعا
گویا اینجا همه صاحب درجه اجتهادن!!!
این احکام پاکی/ نجاست رو از کدوم منابع استنباط کردین؟؟؟
من از یک صاحب نظر در امور دینی در مورد نجاست کفار پرسیدم، چون خیلی برخورنده است که کسی رو نجس بدونی. گویا حتی حکم نجس بودن کفار برای احتیاط بیشتر در رفت و آمد با کفار و مشرکین هست ، تا از روابط دوستانه و صمیمی جلوگیری بشه، نه اینکه اون آدمها از نظر شان انسانی مشکلی دارن، حالا شما حکم میدین که مسلمان بی نماز نجسه؟؟؟؟؟ این دیگه از اون حرفهاست!
باب اسلام طالبانی خیلی تو ایران باز شده گویا.
سلام بزرگوار
در دفاع از مسئله ای نه افراط خوب است و نه تفریط. یعنی باید مواظب بود از هیچكدام از طرفین بام سقوط نكنیم. الفاظی كه در گفتارمان به كار می بریم معانی مختلفی می تواند داشته باشد و ما نمی توانیم برداشت خود را از كلام متكلم به او نسبت دهیم بلكه باید برای واضح شدن مسئله به بررسی مطلب پرداخت.
شما می توانید در مورد این حكم به رساله های مراجع مراجعه فرمائید. حقیر چند نمونه از آنها را اینجا ذكر می كنم:
آیت الله دستغیب: مسأله 84 - نجاسات ده چیز است: اوّل: بول، دوم: غائط، سوم: منى، چهارم: مردار، پنجم: خون، ششم و هفتم: سگ و خوك، هشتم: كافر، نهم: شراب، دهم: فقّاع.
آیت الله اردبیلی: (مسأله 68) نجاسات یازده چیز هستند:
اوّل: ادرار، دوم: مدفوع، سوم: منى، چهارم: مردار، پنچم: خون، ششم و هفتم: سگ و خوك، هشتم: كافر، نهم: شراب، دهم: فقّاع، یازدهم: عرق شتر نجاستخوار.
حضرت امام خمینی(ره): مسأله ی 83 - نجاسات یازده چیز است: اول بول. دوم غائط. سوم منی. چهارم مردار. پنجم خون. ششم و هفتم سگ و خوك. هشتم كافر. نهم شراب. دهم فقاع. یازدهم عرق شتر نجاستخوار.
و . . .
و سپس در بخش مربوط به كافر فرموده اند : و نیز كسى كه ضرورى دین یعنى چیزى را كه مثل نماز و روزه مسلمانان جزء دین اسلام مىدانند منكر شود، چنانچه بداند آن چیز ضرورى دین است و انكار آن چیز برگردد به انكار خداوند و یا دشمنى با پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، نجس مىباشد. و اهل كتاب یعنى یهود، نصارى و مجوس ذاتاً طاهرند و لزوم اجتناب از آنها به خاطر پرهیز نكردن آنها از خوردن شراب و گوشت خوك و سایر نجاسات است.
خلاصه اینكه اهل كتاب اگر از نجاسات(خمر و ...) پرهیز كنند نجس نیستند ولی كسی كه منكر وجود خداست و یا یكی از ضروریات دین را انكار كند بصورتی كه این انكار منجر به انكار وجود خدا باشد، بنا به فتوای تمامی مجتهدین پاك نیست.
با سلام


یه روایتی از امام صادق نقل شده که حضرت می فرماید : آخرین فردی که برای حسابرسی میارند و بعد معلوم میشه طرف جهنمی هست بهش میگن برو به جهنم به کندی راه میره ازش سوال میکنن چرا به کندی میری جواب میده من هر چند گناهکارم ولی امید به رحمت خداوند داشتم از طرف حضرت حق ندا میاد که تو در زندگی دنیوی حتی یه لحظه هم امید به بخشش من نداشتی اگه یه لحظه امید به رحمت و بخشش من داشتی من تو رو به جهنم نمی فرستادم با این همه باز هم به ملائکه میگه این شخص رو به جهنم نبرید . حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل 


می دونید چیه . مثل شما به اون کسی می مونه که میگه خداوند این همه ارحم الراحمین است و مهربانتر از مادر . پس چرا می خواد بنده خودشو اذیت بکنه و در آتیش بسوزنه؟؟ این با رحمانیت خداوند سازگار نیست.
جواب می دونین چیه؟ اینکه شما فرض بکنین یک بطری سربسته رو توی اقیانوس بندازین و انتظار داشته باشین که پر آب بشه . آخه اقیانوس آبش خیلی زیاده ؟! اما می بینیم که حتی یک قطره هم توی بطری نمی ره !! چون درش بسته است و راهی برای رفتن آب نیست. و رحمانیت خداوند هم این چنین است . یعنی برای کسانی است که با او خوب باشن.
امام صادق علیه السّلام می فرمایند: همانا آخرین بندهاى كه در روز قیامت دستور داده مىشود كه به سوى آتش دوزخ رود به چپ و راست خود مىنگرد پس خداوند جلّ جلاله مىفرماید: با شتاب بیاوریدش. پس چون به محضر پروردگار آورده مىشود خداوند مىفرماید: اى بنده من! چرا به چپ و راست خود مىنگرى؟
عرض مىكند: اى پروردگار من! من چنین گمانى به تو نداشتم، خداوند جلّ جلاله مىفرماید: اى بنده من! چه گمانى به من داشتى؟ عرض مىكند: اى پروردگار من! گمان من به تو این بود كه از گناهم در مىگذرى و مرا به بهشت وارد مىكنى. خداوند جلّ جلاله مىفرماید: اى فرشتگان من! سوگند به عزّت و بزرگى و نعمتها و بلندى جایگاهم كه این بنده در زندگىاش هرگز ساعتى چنین گمان خوبى به من نداشت و اگر در تمام زندگىاش ساعتى چنین گمان خیرى به من داشت او را با آتش نمىترساندم و لرزه بر اندامش نمىافكندم حال كه چنین گفت این دروغش را بر او روا دارید و او را به بهشت داخل كنید. سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: هیچ بندهاى به خداوند خوش گمان نبوده جز اینكه خداوند در نزد گمانش حاضر است [و با او به خوبى رفتار مىكند] و هیچ بندهاى به خداوند بدگمان نبوده جز اینكه خداوند در نزد گمان وى حاضر است [و او را به بدى كیفر مىدهد] و این همان معناى گفتار خداوند عزّ و جلّ است كه مىفرماید: «و این گمان بدى بود كه به پروردگارتان داشتید و همان موجب هلاك شما شد پس از زیانكاران گردیدید».
جهاد النفس وسائل الشیعة-ترجمه افراسیابى، ص: 95
سلام
حكمت بسیاری از احكامی را كه برای ما وارد شده، هنوز نمی دانیم و به صورت تعبدی از آنها پیروی می كنیم.
نجاست كافران و مشركان در نصوص ما از جمله آیه ی 28 سوره ی توبه به صراحت آمده و در آن شك و اختلافی وجود ندارد.
یكی از ثمرات این حكم تحریم كافران و نوعی در انزوا قرار دادن انهاست كه شاید به راه حق بازگردند.
اما در مورد كسی كه نماز نمی خواند باید بدانیم كسانی كه از این عبادت بی بهره هستند به دو دسته تقسیم می شوند:
1. كسانی كه این فریضه را قبول ندارند و اعتقاد دارند نماز واجب نیست.
2. دسته ی دیگری كه در وجوب نماز شكی ندارند ولی تنبلی می كنند و از نماز خواندن سرباز می زنند.
دسته ی اول نجسند ولی دسته ی دوم نه.