| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
چرا قرآن به مردان این اجازه را داده است كه بتوانند 4 همسر داشته باشند؟
این مسأله است كه با عقل من اصلاً جور در نمیاد.لطفاً دوستان دلایل قانع كننده و یا نظراتشان را در این زمینه بگویند.
پیام مدیریت کلوب
از دوست عزیزمان جناب آقای یوسف افلاكیان تقاضا کردیم پاسخگوی این مبحث باشند.
با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز
حكم تعدد زوجات نه از سوى طبیعت و نه از سوى اسلام بصورت ضرورى و واجب براى هر مرد نیست بلكه صرفا با توجه به قیود و شرایط صرفاجایز است. در ضمن آنكه در شرع اسلام راههایى وجود دارد كه زن مى تواند از ازدواج مجدد شوهرش جلوگیرى كند، مثال شرط ضمن عقد.
سلام
با تشکر از جناب کلام عزیز که مختصر و مفید توضیح دادند لکن به نظر من تعدد زوج برای مردان دارای حکمت و فلسفه هایی هست که با اندکی تامل می توان به آنها پی برد البته بعضی از بزرگان و اندیشمندان هم تا حدی بدان اشاره کرده اند در هر صورت اندیشمندی مثل شهید مطهری آن را کاملا به نفع زنان می دانند
شهید مطهری :چند زنی به عنوان حقی از زنان محروم و تکلیفی به عهده مردان محسوب می شود
سلام
چند همسری بیشتر برای رهایی انسانها از بعضی بحرانهای احتمالی می باشد
مثلا پس از جنگ جهانی دوم در آلمان چند هزار بیوه زن كه سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند به تظاهرات پرداخته و از كلیسا درخواست كردند كه چند همسری را مجاز گرداند. ولی كلیسا در برابر این خواست سرسختی نشان داد و همین باعث شد كه پس از آن فساد و بزهكاری در آلمان به شدت رواج یابد
چند نكتهای را هم به عنوان مقدمه یادآور میشویم:
۱- موضوع آیات، حل مسئله سرپرستی یتیمان است، نه حل مشكل جنسی مردان زیاده طلب.
توضیح آنكه یكی از معضلات پیچیده جامعه قبیلگی معاصر ظهور اسلام، در فقدان دولت مركزی و سازمانهای حمایت كننده اجتماعی، همچون پرورشگاه، یتیمخانه و امثالهم، موضوع اداره زندگی زنان بیوه و فرزندانی بوده است كه سرپرست خود را در جنگها از دست میدادند و اداره زندگی این یتیمان در روزگار فقر و جهل، نیاز فوری جامعه و مبرمترین وظیفه اجتماعی به شمار میرفته است. (۱)
۲- سوره "نساء" كه در دوران مدینه، یعنی سالهای سخت دفاع و شهادت نازل شده، در بین سورههای قرآن، بیشترین تمركز و تأكید را بر مسئله یتیمان مبذول داشته (۲) و صریحاً مسلمانان را فرمان داده است:"به خاطر برقراری عدالت به نفع یتیمان قیام كنید"(تَقُومُواْ لِلْیَتَامَى بِالْقِسْطِ) . (۳)
تأكید آیات ۲ و ۳ این سوره بر موضوع "عدالت اقتصادی" (قسط) میان یتیمان، دقیقاً بر اهمیت اداره زندگی آنان نظر دارد.۳- آیه دوم سوره نساء بحث را چنین آغاز میكند:
(وَآتُواْ الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِیرًا).
"دارائی یتیمان را به خودشان بدهید (با مرگ پدرشان آن را تصاحب نكنید)، اشیاء مرغوب آنها را با چیزهای نامرغوب جابجا نكنید (با تغییر وتبدیل میراث كلاه سر آنها نگذارید) و اموال آنها را به سوی اموال خودتان نكشید (با اختلاط مالی و شراكت آن را حیف و میل نكنید) كه نزد خدا این كارها گناهی بس بزرگ است"همانطور كه ملاحظه میكنید، یك سره سخن از حقوق یتیمان است و هشدار از اینكه مبادا میراث كودكانی را كه قدرت دفاع از حقوق خود ندارند را تصاحب نمائید. دقیقاً و بلافاصله پس از این آیه است كه اضافه میكند:
(وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ)
"اگر نگران شدید از اینكه نمیتوانید درباره یتیمان عدالت را برقرار كنید، پس (میتوانید) با زنانیكه خوشایند شماست، نكاح (ازدواج) كنید؛ دو تا، سهتا و چهارتا. پس اگر ترسیدید كه نمیتوانید عدالت كنید، پس به یكی اكتفا نمائید، یا آنچه در اختیارتان است. این شیوه نزدیكتر است به اینكه كجروی نكنید".۴- ممكن است با خواندن آیه فوق این سئوال به ذهن شما خطور كند كه چه ضرورتی داشته است برای حفظ حقوق زنان (مادران و دختران یتیم) حتماً با آنها ازدواج صورت بگیرد؟ و آنهم تا چهار همسر! و آیا خود این مسئله، مسائل جدیدی را نمیآفریده است؟
البته این سخن به ظاهر بسیار منطقی است، ولی دور از واقعیتهای زمان نزول حكم و قضاوتی ایده آلیستی و مطلقنگر است.
مسلّم است كه در روزگار ما چنین حكمی منطقی جلوه نمیكند، اما در چهارده قرن پیش، به عرب بادهنشینی كه تا دیروز دختر خود را در خاك میكرد و از شنیدن این خبر كه همسرش دختری به دنیا آورده است، خشم و ننگ وجودش را فرا میگرفت،چگونه ممكن بود گفته شود همسر بیوه و فرزندان یتیم كسی را كه در جنگ كشته شده است نگهداری كند؟
چگونه ممكن بود در جامعه به سختی فقیر و گرسنه عربستان به كسی تحمیل كرد كه مسئولیت سیر كردن شكم بازماندگان فلان خانواده را بپذیرد؟! ... جز آنكه انگیزهای مثبت برای تشویق و تحریك به این امر ایجادشود (۴) و در ازای این تكلیف حقی هم معین گردد.
مسلّم است كه حل مشكل زنان بیوه و فرزندان یتیم آنان، اگر بدون ازدواج امكان پذیر بود ، سادهتر و بی دردسرتر میشد، و به همین دلیل هم در آیه قبل اجرای عدالت میان یتیمان، یعنی تأمین زندگی آنان را بدون مسئله ازدواج مطرح كرده است. امّا از آنجائی كه خداوند با وقوف به واقعیتهای جوامع بشری از بندگان انتظار ایدهآلیستی ندارد، اضافه كرده است كه اگر بیم داشتید كه تمایلی ندارید زندگی آنان را(بلاعوض) اداره نمائید، در این صورت (به عنوان ضرورتی موقت و مقطعی) به عنوان نسخهای ناگزیر (با همه عوارض جانبی آن) با آنان ازدواج كنید!۵- سئوال دیگر این است كه چرا چهار تا؟! ... و این حدّ و مرز چه حكمتی دارد؟
اتفاقاً همین حدّ، به دلیل متغیر بودن آن؛ دو تا، سه تا، چهارتا (مثنی و ثلث و رباع) نشان میدهد كه حد و مرز تعین شده رابطهای با حل مسئله زنان بیوه و یتیم دارد. همانطور كه پزشك مقدار دارو و تعداد كپسول را به نسبت میزان عفونت در بدن بیمار و نوع میكروب تجویز میكند، رقم دو، سه یا چهار تناسب با تعداد زنان بیوه دارد. یعنی اگر تعداد زنان در حدّی بود كه مردانِ دارای امكانات مالی میتوانستند هر كدام با قبول سرپرستی یكی از آنها مشكل قضیه را حل كنند، فقط داشتن دو زن مجاز بود، و اگر تعداد زنان بیشتر و یا تعداد مردان دارای امكانات كمتر بود، به همین نسبت تا رقم چهار این اجازه توسعه پیدا میكند.
نكته مهم این است كه در همان آیه و بدون فاصله و درنگ اضافه كرده است كه این نسخه (موقت و مقطعی) مشروط به اجرای عدالت میان زنان است و اگر نگران شدید كه نمیتوانید میان آنان عدالت كنید، فقط به یكی اكتفا نمائید.فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً
۶- نگاه به مسئله، از چشم مصلحت جامعه، نه منفعت خود!
بدیهی است هیچ زنی دوست ندارد شوهرش به زن دیگری نیز تعلق داشته باشد. اسم این را حسادت میگذارید یا غیرت، فرقی در واقعیت قضیه نمیكند. مشكلاتی را هم كه چند همسری در روابط میان همسران و فرزندان به وجود میآورد، هر چند نمونههای بی دردسری را هم بتوان مثال زد، نمیتوان نادیده گرفت. پس چه میشود كرد؟
ایدهآل همان است كه در آیه دوم سوره نساء مطرح شده، یعنی حل مشكل آنان و اجرای كامل عدالت (بدون انگیزه ازدواج).
امّا اگر در شرایط زمانی و مكانی ویژهای، به دلیل جنگ یا هر پیشامد فوقالعاده، چنین امری برای فرد یا جامعه ممكن نبود، آیا ممنوع كردن این كار ظلم به زنان و كودكان بیسرپرست (یتیم) محسوب نمیشود؟ و خود آنان قیامی علیه این بیعدالتی نمیكنند؟
در شرایطی كه عدهای جانشان را ایثار میكنند، چرا دیگرانی كه میتوانند، نباید از سرمایه زندگی و محبت شوهرشان به نفع محرومانی كه بیسرپرست ماندهاند ایثار كنند؟ مگر عشق و محبت اموری كمیّتی هستند كه با انفاق به دیگران كاسته شوند؟!
گیریم كسانی در طول تاریخ اسلام از این حكم كه جوازی برای شرایط ویژه و نسخهای برای درمان دردی موقت و مصلحتی است، برای ارضاء امیال افراطی خود سوء استفاده كرده باشند و همچنان بدون آنكه مصلحتی در كار باشد سوء استفاده نمایند. مگر از بقیه ارزش های دینی و غیر دینی چنین سوء استفادههائی نشده است و نمیشود؟ و مگر به نام آزادی و عدالت و ... كم در دنیا ظلم و بیعدالتی شده است؟
از آن گذشته، مگر نسخه هر مریضی را میتوان به مریض دیگر داد ؟ و مگر نسخهای را كه برای دردی از دردهای یك جامعه با نظام قبیلگی در چهارده قرن قبل داده شده است، میتوان در زمان و مكانی دیگر با مشكلاتی متفاوت عمل كرد؟
در حقیقت بشر امروزی با نظامات اجتماعی و قوانین پیشرفته اجتماعی، دقیقاً به همان خواست خداوند كه رسیدگی به وضع یتیمان و رعایت عدالت میان آنان است، از طریق مؤسسات و نهادهای ویژه، جامه عمل پوشانده است و دیگر نیازی به ازدواج با آنان نیست، هر چند مسئله جنگ و پیامدهای آنان، از جمله بازماندگان یتیم، نه از جامعه بشری رخت بر بسته و نه مشكلات روابط زن و مرد منحصر به همین یك مسئله است. بنابراین اگر در شرایط ویژهای ضرورت اجتناب ناپذیری پیش آید، نمیتوان همه درها را برای همیشه به روی همه بست!
نكته مهم این است كه به این مسئله نمیتوان تنها از زاویهای، كه عمدتاً در جوامع به ظاهر متمدن امروز به زن نگاه میكنند، یعنی سكس، نگاه كرد و همه ابعاد قضیه را پیرامون این گرایش، هر چند بسیار نیرومند، تفسیر كرد. نه آیات مورد نظر در قضیه تعدد زوجات از این منظر صدور حكم كرده است و نه اصولاً واقعیتهای جامعه اسلامی چهارده قرن پیش پیرامون این مسئله دور میزده است.
این سئوال را مطرح مینمایم؛ چگونه است كه روابط بیبند و بار مردان همسردار با زنان متعدد در جوامع مترقی غربی كه امروز كعبه آمال بسیاری از جوانان مشرقزمین شده است چندان واكنش و تعجبی را بر نمیانگیزد، اما ازدواج رسمی و مقیدی كه در شرایط كاملاً ویژه و محدود به خاطر حفظ حیات و حقوق زنان بیوه و فرزندان یتیم آنان، آن هم در مقطع تاریخی مشخص مجاز شمرده شده است، ظلمی از ناحیه اسلام محسوب میشود؟!
در حالیكه اوّلی نامحدود، بیتعهد، خیانتآمیز، غیر قانونی و مخفی است و دوّمی محدود، موظف ،متعهد، به قصد خدمت، قانونی و علنی است. و از همه مهمتر، تكلیف فرزندان احتمالی ناشی از آن مشخص است.
به راستی كدام یك كم ضررتر است؟
با سلام و تشكر از گفته های دوستان
راجع به این مسئله بحثهای فراوانی شده ولی اگر با كمی دقت به آیه توجه كنیم خواهیم دید كه شرط چنین كاری (داشتن چهار همسر برای مردان) رعایت عدالت تعیین شده. حال ببینیم كدام مردی وجود دارد كه بتواند در میزان محبت و توجه و . . . این شرط را به قدر وافی و كافی رعایت كند؟ این كار از دست غیر معصوم خارج است. پس عملاً مردی نمی تواند عدالت را رعایت كند و در نتیجه اجازه ی چنین كاری را از طرف شارع ندارد.
موفق و سربلند باشید
چه کسی گفته در قرن 21 یک مرد می تواند4 زن داشته باشد؟
به نظرم هیچ انسان بدون تعصب و منطقی پیدا نمیشه که بتونه این حرف را قبول کنه. این عینه به ذلت کشاندن زن در دنیای امروز است. مر مردان چه بیشتر از زنان دارند که باید بتونن 4 تا زن بگیرن ولی زنان نمی تونن 4 تا مرد بگیرن؟
برخی عرض می کنند که حضرت علی(ع) فرموده اند که چون اگر زن 4 تا شوهر داشته باشد مشخص نمی شود بچه مال کدامیک است پس زن نمی تواند 4 تا زن بگیرد. آری کاملا درست است و این حرف علی(ع) است. ولی مربوط به کی؟ 14 قرن پیش نه قرن 21 میلادی که توش خود انسانها انسان می آفرینند. یه آزمایش دی ان ای ساده همه چیز را مشخص می کند.
برخی هم اعتقاد دارن شهوت مرد بیش از زنه. کی همچین حرفی زده؟! مگر کلی حدیث نداریم که میگه عفت زن چند برابر مرده چون شهوتش چند برابره مرده. کم این طرف و اونطرف تو مقالات مختلف خواندید که در رابطه جنسی مرد 30% لذت می برد و زن 70%؟ اینکه زن عفت داره و به اندازه مرد به دنبال این مسائل نمی رود ربطی به این ندارد که نیاز ندارد. یه سر تشرف ببرید شهرهای مذهبی مثل قم و مشهد که آقایون روحانی محترم تعدد زوج هایشان و صیغه هایشان به راه است و زنانشان با چادر برعکس در خیابان هستند اونوقت متوجه می شوید که زن هم نیلز دارد یا خیر.
برخی هم میگن جنگ بوده و زنها لیشتر بودن و ..... قبول حرفشون درست. ولی مگه الان جنگه؟ مگه الان تعداد زنان بیشتره؟ اگر بود مربوط به 1400 سال پیش بود و قرآن هم بر حسب شرایط زمان این مسئله را قرار داد که خانم شیرین در پست 4 علل نزول این آیه را به خوبی ذکر کرده اند و صد البته برای 14 قرن قبل.
من نمی دونم چرا برخی این مسئله رو ربط می دن به بی بند وباری در غرب.مگه کسی غرب رو تائید کرده؟ ما داریم قوانین پوسیده و غیر عرف و منطق خودمون رو نقد می کنیم.
آره من خودم موافقم چیزی به اسم صیغه(نه صیغه آخوندی که حتما منجر به سکس بشه) قبل از ازدواج وجود داشته باشه تا جوونها بتونن با هم آشنا بشن. با هم روابط داشته باشن. عقده های جنسی که در جامعه موج می زند التیام یابد. زندگیها محکم تر شود با انتخاب آگاهانه. و صد البته باید با تعبیر امروزی از صیغه تفاوت داشته باشد.
یعنی یه دوستی مانند غربیها و صد البته با رعایت مرز وحدودی که غربیها ندارند و صدالبته ما هم برای مردان خود نداریم که باید داشته باشیم.
و در کل به نظرم خیلی احمقانه است که یک مرد صاحب 4 زن باشد. زنانی که در دنیای امروز در حال سبقت از مردان هستند.
یا علی