| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
دوستان و بزرگواران مطالب خود را راجع به دیدگاه قرآن نسبت به زنان و جایگاهی كه برای آنها در جامعه تعریف كرده ، بیان فرمایند.
در مورد نابرابری دیه زن و مرد حرفهای بسیاری گفته شده و متخصصین این مسأله بحثها و تحقیقهای فراوانی در این زمینه داشته اند. ولی گاهاً حكمتهائی در پشت احكام الهی نهفته است كه ما بخاطر عدم تلاش كافی برای كسب آگاهی، قادر به درك آنها نمی شویم.
ما مسلمانان برای درك احكام واقعی خداوند، یا دلائل و نص صریح در مورد آن احكام داریم همانند وجوب نماز و روزه و قصاص و ... و یا با استفاده از آیات و روایات و قواعد كلی اسلامی مانند استصحاب و . . .به آنها دست می یابیم. نه با ابزار دیگر كه احتمال خطای بیشتری را داراست.
از طرفی هم ما موظف به تبعیت از حكمی هستیم كه به درستی آن یقین داریم یا اینكه حكمی بهتر از ان را نیافته ایم.
قرآنکریم درباره ی مقدار دیه بین زن ومرد صراحتاً مطلبی ارائه نمی كند و آن چه می تواند سند و مدرک برایتعیین اندازه دیه آنها قرار گیرد ، عموم برخی آیات و اصول و قواعد کلی اسلامی ، روایت خاص و اجماعاست.
تهدمت والله ارکان الهدی وانفصلت العروة الوثقى
قتل علی المرتضى
شهادت مولای متقیان امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام را به تمامی شیعیان تسلیت عرض میكنم. خداوند ما را از شیعیان حقیقی حضرتش قرار بده.
این شبها شبهای قدر هست و از فضیلت بالایی برخوردار است. بیایید اولین دعایی كه تو این شبها میكنیم دعا برای ظهور آقامون منتقم آل عبا باشه. اللهم عجل لولیك الفرج.

....اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتك العصم ،اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل النقم، اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم، اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء، اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء، اللهم اغفر لی كل ذنب أذنبته وكل خطیئة أخطأتها....
با سلام و عرض تسلیت :
آیا خلقت زن وآفرینش مرد از دو گوهر مستقل ودو مبدا قابلى جداگانه است تا هركدام داراى آثار خاص ولوازم مخصوص باشد ؟ مانند دو گوهر كه از دو كان منحاز ظهور مى كنند وجنس هركدام غیر از جنس دیگرى است. ویا آن كه هر دو از یك گوهرند وهیچ امتیازى بین آنها از لحاظ گوهر وجودى نیست مگر به اوصاف كسبى واخلاق تحصیلى و... ویا آن كه مرد بالاصاله از یك گوهر خاص خلق شده سپس زن از زوائد مبدا تابع مرد به طور متفرع بر آن آفریده شده است. ویا به عكس یعنى زن بالاصاله از یك گوهر معین آفریده شده سپس مرد از زوائد مبدا تابع مرد بطور طفیلى وفرع وى فراورده شده است؟ احتمال اول جایگاهى در تفسیر وشواهد قرآنى ومانند آن ندارد چنانكه احتمال چهارم نیز فاقد هرگونه شواهد قرآنى وروائى است. عمده احتمال دوم وسوم است. آنچه از ظواهر آیات ناظر به اصل آفرینش استنباط مى شود وبرخى از احادیث نیز آن را تایید مى نماید همانا احتمال دوم است. واما احتمال سوم نه تنها از ظواهر آیات راجع به خلقت استظهار نمى شود بلكه بعضى از احادیث نیز آن را ناصواب مى داند. اما آیه هاى خلقت مانند: یا ایها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثیرا ونساء واتقوا الله الذی تسالون به والارحام ان الله كان علیكم رقیبا اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحده آفریده وجفتش را نیز از او آفرید واز آن دو مردان وزنان بسیارى پراكنده پروا دارید واز خدایى كه به نام او از همدیگر درخواست مى كنید پروا كنید وخویشاوندان رافراموش نكنید كه خدا همواره بر شما نگهبان است. منظور از نفس در این كریمه همانا گوهر وذات واصل و واقعیت عینى شى ء است. ومراد از آن روح جان روان ومانند آن نیست. مثلا اگر گفته اند فلان شى ء فى نفسه چنین است یعنى در ذات وهستى اصلى خود چنین است و وقتى گفته اند: ?جائنی فلان نفسه ? یعنى فلان كس خودش آمده است كه معناى نفس مرادف با عین یعنى اصل ذات خواهد بود. پس روا نیست كه مباحث علم النفس كهن یا تازه را به آیه ربط داد ویا تحقیق درباره آیه محل بحث را با آیات ناظر به پیدایش نفس ونفح آن در انسان ورجوع آن به سوى پروردگار ودیگر مباحث قرآنى مرتبط به احكام روح انسانى وابسته دانست. پس مراد از نفس همانا ذات و واقعیت عینى است. بنابر مبناى فوق مفاد آیه مزبور اولا این است كه همه انسانها از هر صنف -خواه زن خواه مرد زیرا كلمه ناس شامل همگان مى شود از یك ذات وگوهر خلق شده اند ومبدا قابلى آفرینش همه افراد یك چیز است وثانیا اولین زن كه همسر اولین مرد است او هم از همان ذات وگوهر عینى آفریده شده نه از گوهر دیگر ونه فرع بر مرد وزائد بر او وطفیلى وى بلكه خداوند اولین زن را از همان ذات واصلى آفریده است كه همه مردها وزنها را از همان اصل خلق كرده است. آنگاه به كیفیت تكثیر نسل اشاره مى شود كه از حوصله این مقالت كه رسالتى جز مقدمه یك كتاب را ندارد بیرون است. مطالب یاد شده را مى توان از آیه: هو الذی خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها... آفرید شما را از نفس واحد سپس جفت وى را از آن پدید آورد. استفاده نمود پس مفاد آیه هاى ناظر به اصل آفرینش همانا وحدت مبدا قابلى خلقت همه مردان وزنان ونیز اولین مرد واولین زن كه نسل كنونى به آنها منتهى مى شوند خواهد بود. واما احادیث ناظر به مبدا قابلى آفرینش مانند آنچه محمد بن بابویه قمى (صدوق ?قده)? به طور مسند در علل الشرایع وبه طور مرسل در من لا یحضره الفقیه نقل كرده است كه: زراره بن اعین از حضرت امام صادق... سؤال كرد: نزد ما مردمى هستند كه مى گویند خداوند حوا را از بخش نهایى ضلع چپ آدم آفرید; امام صادق... فرمود: خداوند از چنین نسبت هم منزه است وهم برتر از است... آیا خداوند توان آن را نداشت كه همسر آدم را از غیر دنده او خلق كند تا بهانه به دست شناعت كنندگان دهد كه بگویند بعضى از اجزاى آدم بابعض دیگر نكاح نمود... سپس فرمود: خداوند بعد از آفرینش آدم حوا را به طور نو ظهور پدید آورد... آدم... بعد از آگاهى از خلقت وى از پروردگارش پرسید: این كیست كه قرب ونگاه او مایه انس من شده است؟ خداوند فرمود: این حوا است آیا دوست دارى كه با تو بوده ومایه انس تو شده وبا تو سخن بگوید وتابع تو باشد؟ آدم گفت: آرى پروردگارا تا زنده ام سپس تو بر من لازم است آنگاه خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه چون صلاحیت همسرى تو را جهت تامین علاقه جنسى نیز دارد وخداوند شهرت جنسى را به او عطا نمود... سپس آدم عرض كرد: من پیشنهاد ازدواج با وى را عرضه مى دارم رضاى شما در چیست؟ خداوند فرمود رضاى من در آن است كه معالم دین مرا به بیاموزى... این حدیث گرچه مفصل است واز لحاظ سند نیاز به تحقیقى بیشتر دارد چون برخى آحاد سلسله مشترك وبرخى مجهول اند چنانكه بعضى از مضامین آن هم نیاز به توضیح بیشتر دارد ولى مطالب مهم وسودمندى از آن استفاده مى شود كه به بعضى از آنها اشاره مى شود: 1 - خلقت حوا از ضلع ودنده چپ آدم صحیح نیست. 2 - آفرینش حوا همانند خلقت آدم بدیع ونو ظهور بوده ومستقل است. 3 - نزدیكى ونگاه آدم به حوا مایه انس وى شده است وخداوند نیز همین اصل را پایه برقرارى ارتباط بین آنها قرار داده واین انس انسانى قبل از ظهور غریزه شهوت جنسى بوده زیرا جریان غریزه مطلبى است كه بعدا مطرح مى شود. 4 - خداوند گرایش جنسى وشهوت زناشویى را بر آدم... القا نمود واین در حالى است كه جریان انس ودوستى قبلا برقرار شده بود. 5 - بهترین مهریه وصداق همانا تعلیم علوم الهى وآموختن معالم دین است كه خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا بر آدم قرار داده است. 6 - بعد از ازدواج آدم به حوا گفت به طرف من بیا وبه من رو كن وحوا به او گفت تو به سوى من رو كن خداوند امر كرد كه آدم برخیزد وبه طرف حوا برود واین همان راز خواستگارى مرد از زن است وگرنه زن به خواستگارى مرد بر مى خواست. البته منظور از این خواستگارى آن خطبه قبل از عقد كه در این حدیث مبسوط آمده نیست.
طبیعت برای هر موجود , وظایفی درنظر گرفته است و بنا بر آن وظایف به او وسایل مورد نیاز را داده است .
قرآن هم درمورد این موضوع ساکت ننشسته است .
بر چشم هر اهل نظر وعقلی پوشیده نیست که جایگاه زن کجاست .
کافی نگاهی به مشخصات جسمی و روحی او بیافکنیم
همه چیز مشخص است
به نظر من جویدن آدامسی که قرنهاست جویده شده و هیچ مزه ایی ندارد جز اتلاف وقت چیزی نیست
به نظر من موضوع روشنترازآن است که در باره آن بحث شود
هم خانمها و هم آقایان میدانند جایگاه خویش کدام است
آیا موضوعاتمهمتری درکارنیست ؟>
نوع دستورهایى كه اسلام به زن ومرد مىدهد، در عین حال كه یك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمىدارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مىكند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مىكند. قرآن كریم مىفرماید:
اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كریما { اسراء / 23}
اگر یكى از آن دو یا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف» مگو وبه آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.
ودر بخشى دیگر مىفرماید: ما سفارش كردیم به انسان كه احسان را نسبتبه پدر و مادر فراموش نكند:
و وصینا الانسان بوالدیه احسانا { احقاف /15 }
وانسان را نسبتبه پدر ومادرش به احسان سفارش كردیم.
و قضى ربك الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا { اسرا ء/ 23}
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان كنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق یاد مىكند:
ان اشكر لی و لوالدیك { لقمان / 14}
شكر گزار من وپدر ومادرت باش.
اما با همه این تجلیلهاى مشترك، وقتى مىخواهد از زحمات پدر ومادر یاد كند، از زحمت مادر سخن مىگوید، نه از زحمت پدر، آنجا كه مىفرماید:
و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا { احقاف / 15}
زحمات سى ماهه مادر را مىشمارد، كه: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مىكند. قرآن كریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشارهاى هم به این موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشیده است.
بنابراین، آیات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدین آمده استبر دو قسم است: یك قسم حق شناسى مشترك پدر ومادر را بیان مىكند وقسم دیگر، آیاتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كریم اگر درباره پدر حكم خاصى بیان مىكند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:
و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف {بقره /223}
خوراك وپوشاك مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیكن هنگامى كه سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مىكند.
تقوای الهی ملاک برتری زن و مرد
(یا ایُّها الناس اِنّا خلَقناكم من ذَكَرٍ و اُنثی و جَعلناكم شعوباً و قَبائلَ لِتَعارفوا انَّ اَكرمَكُم عِندالله اتقیكم)
سورة حجرات
ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا بدین ترتیب، یكدیگر را بشناسید و بدانید گرامیترین شما نزد خدای متعال باتقواترین شماست.
حسن معاشرت با زنان:
و عاشِرُوهُنَّ بالمَعْروف با روش نیك با زنان زندگی نمایید.
مساوی بودن اجر زن و مرد
إنّی لااُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أو أُنثیَ بَعْضُكُم مِن بَعْض 195 سورة آل عمران
من عمل نیك آنها را چه مرد باشند و چه زن، ضایع نخواهم كرد.
تعبیر آخر آیه «بعضكم من بعض» تاکید میکند مرد و زن بودن در پاداش فرقی نمیكند
مساوی بودن حقوق زن و مرد
ولَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ
هر حقی كه مرد بر گردن زن دارد، به همان اندازه زن نیز بر عهدة مرد حقوقی دارد.
(( للرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبوا وَ لِلنِّسأِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ))
برای مردان از تلاشهای اقتصادی آنها بهرهای است و برای زنان نیز همان بهره از تلاشهای اقتصادی آنهاست
زن و مرد از یک سرشت
خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وِ نِسأً اولین آیه سورة نسأ
شما را از یك سرشت و نفس واحد آفرید، و از همان نفس، همسرش را نیز پدید آورد. و از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان زیادی را پراكنده كرد.
از نظر قرآن كریم در آفرینش ، تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. و هر دو از یك سرشت و گوهر آفریده شدهاند.
با سلام و آرزوی قبولی طاعات
برای یافتن جواب هر سؤالی باید تلاش كرد و نهایتاً پاسخ مناسب را بدست آورد. اسلام دینی است كه به آموختن و علم اهمیت بسیار می دهد. بگونه ای كه آموزش آن از منافق و كافر نیز جایز است.
اگر ما به جواب سؤالاتمان نرسیده ایم باید در روش و مقدار تحقیقمان تجدید نظر نمائیم.
در برخی مسائل نیز تعدادی از احكام دین، مختص زمان بوده (همانند خرید و فروش بنده و كنیز) كه با رفع اقتضا، این احكام از حیّز استفاده خارج می شوند. فقه پویای شیعه نیز بهترین مزیتش بر سایرین همین پویا بودن و استنتاج احكام جدید با توجه به تغییر شرایط است.
لذا از همه ی دوستان تقاضا داریم مسائلی را كه ذهنشان را مشغول كرده مطرح نمایند تا بررسی و روشن شود.
موفق و سربلند باشید.
سلام دوستان
آق ملكی
شما از یك طرف میگید كه نمی توانیم به برخی حكمتها دست یابیم و از طرف دیگه می گید باید به آنچه كه یقین داریم یا نزدیك به صواب می دانیم عمل كنیم!
تكلیف ما این وسط چیه؟
و نسرین خانوم
اگه قرار باشه ما متخصص همه علوم بشیم كه دیگه غمی نداریم. ما مجبوریم به متخصصین علمهای مختلف اعتماد كنیم و گفته هاشونو عمل كنیم. مثلاً وقتی یه دكتر به كسی كه ناراحتی قلبی داره میگه نباید چربی و نمك بخوره، دیگه لازم نیس كه به اون چگونگی عمل كلسترول و اینجور چیزا رو توضیح بده. یا وقتی یه مهندس ساختمان میگه باید در این زمین برای فلان طبقه ساختمان باید اینقدر پی سازی كرد، لازم نیس از او بخواهیم كه دقیقاً جریان را برامون توضیح بده.
حالا این بیچاره آخوندا چه گناهی كردن كه باید علمی را كه در طول چند سال آموختن رو در یك جمله برا ما توضیح بدن؟
با سلام و آرزوی قبولی طاعات
ما مستقیماً به احكام واقعی كه در لوح محفوظ ثبت شده دسترسی نداریم. و دسترسی به معصومین هم نداریم كه بتوانیم مستقیماً از احكام واقعی باخبر شویم. بنابراین مجتهدین و دانشمندان با استفاده از روایات، آیات، عقل و خرد و شرایط موجود، احكامی را كه استنتاج می كنند در اختیار ما قرار می دهند.
موفق و سربلند باشید.