| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
50
|
424
|
90/4/28 (14:33)
|
|
||
|
|
11
|
52
|
90/9/17 (18:47)
|
|
||
|
|
56
|
226
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
675
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
1441
|
3529
|
90/11/20 (23:00)
|
|
||
|
|
126
|
332
|
90/11/20 (22:17)
|
|
||
|
|
31
|
92
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
991
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1129
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
44
|
88
|
90/10/14 (20:32)
|
|
||
|
|
857
|
2680
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
90/9/14 (10:07)
|
|
||
|
|
21
|
61
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
457
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
1347
|
2572
|
90/8/8 (07:19)
|
|
||
|
|
446
|
976
|
90/8/7 (22:17)
|
|
||
|
|
29
|
127
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
453
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
260
|
90/7/2 (10:21)
|
|
چرا
ارث مرد دو برابر زن است؟
کلینی از اسحاق بن محمد نخعی نقل میکند که فهفلی از امام حسن عسکری(ع) پرسید چرا زن بینوای ضعیف یک سهم میگیرد، اما مرد دو سهم؟ (این اعتراض به حکمی است که نص قرآن است: للذکر مثل حظّ الانثیین) امام عسکری فرمود: انّ المراة لیس علیها جهاد ولانفقة ولا علیها معقله انما ذلک علی الرجال؛ زن نه وظیفه جهاد دارد، نه نفقه و نه دیه خطای، خویشان بر عهده اوست. اینها بر عهده مردان است.»
پیش خودم گفتم به من گفته شده بود که ابن ابی العوجا همین مسئله را از امام صادق(ع) پرسیده بود و حضرت همین جواب را داده بود. امام عسکری(ع) فرمود: آری این مسئله، مسئله ابن ابی العوجاء است. هرگاه سؤال یکی باشد. جواب ما نیز یکی است. برای آخرین ما همان جاری است که بر اولین ما. و اولین ما و آخرین ما در دانش برابر است و پیامبر خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع) فضیلت خاص خود را دارند.»
سایت سازمان تبلیغات اسلامی
نسبت بداء به خداوند
از جمله انحرافهائی که برخی با توجه بر آیات قرآن مانند: آیات مربوط به تعویض قبله، مرتکب شدهاند، مسئله نسبت دادن بداء به خداوند است. امام عسکری(ع) با روش روائی و بیان شأن نزول، این شبهه را چنین میزداید: امام حسن عسکری(ع) میفرمود: زمانی که پیامبر خدا(ص) در مکه بود، خدای متعال فرمان داد در نمازش رو به سوی بیت المقدس کند و کعبه را میان خود و آن قرار دهد، اگر ممکن شود. و اگر ممکن نشد، رو به بیت المقدس کند، هر طور که شد.
پیامبر خدا(ص) در طول سیزده سالی که در مکه بود، چنین کرد. چون به مدینه رفت، در آنجا پایبند بود رو به بیت المقدس باشد، رو به آن کرد و هفده یا شانزده ماه از کعبه روی برگرداند. گروهی از سرکشان یهود شروع کردند به گفتن اینکه: «به خدا قسم! محمد نمیداند چگونه نماز میخواند، او به قبله ما رو میکند و در نمازش شیوه و عبادت ما را پیش گرفته است.»
وقتی سخن آنها به گوش پیامبر خدا(ص) رسید، بر او سخت آمد و از قبله آنان خوشش نیامد و کعبه را دوست داشت. حضرت جبرئیل آمد. پیامبر فرمود: ای جبرییل دوست دارم خداوند مرا از بیت المقدس رو به کعبه برگرداند. آنچه از سوی یهودیان نسبت به قبله خود به گوشم میرسد، آزارم میدهد. جبرئیل گفت: از خدا بخواه روبهکعبهات بگرداند، او خواستهات را رد نمیکند و تو را از درخواستت محروم نمیسازد. چون دعایش به پایان رسید، جبرئیل بالا رفت.پس از ساعتی برگشت و گفت: بخوان ای محمد «قد نری تقلّب وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ماکنتم فولّوا وجوهکم شطره...؛ میبینیم که صورتت را به سوی آسمان بر میگردانی. پس تو را به قبلهای خواهیم گرداند که آن را بپسندی. پس چهرهات را به سوی مسجد الحرام برگردان و هرجا که بودید، صورتهایتان را به طرف آن برگردانید.»
یهودیان در آن هنگام گفتند: «چه چیزی آنان را از قبلهای که داشتند، برگرداند...» خداوند بهترین پاسخ را به آنان داد: «قل للّه المشرق و المغرب...؛(5) بگو مشرق و مغرب از آن خداست.»
امام حسن عسکری(ع) فرمود: گروهی از یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد! این قبله بیت المقدس است که چهارده سال به سوی آن نماز خواندی، اکنون چرا رهایش کردی؟ آیا آنچه پیشتر میکردی حق بود که به باطل رو کردی؟ چرا که آنچه مخالف حق باشد، باطل است. یا قبله نخستین باطل بود. پس در این مدت بر باطل بودهای. پس چه چیزی ایمن میدارد که اکنون بر باطل باشی؟ پیامبر فرمود: آن حق بود، این هم حق است. خداوند میفرماید: «قل للّه المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی صراطٍ مستقیم؛ بگو مشرق و مغرب مال خداست. هرکه را بخواهد، به راه راست هدایت میکند. ای بندگان خدا! اگر خدا صلاح شما را در روی کردن به مشرق بداند، به آن فرمان میدهد و اگر در مغرب بداند، به آن فرمان میدهد و اگر در غیر این دو بداند به همان دستور میدهد. پس تدبیر الهی را درباره بندگانش و اراده او را در مصلحت خودتان انکار نکنید.
سپس پیامبر به آنان فرمود: شما کار و تلاش را در روز شنبه تعطیل کردید و در روزهای دیگر انجام دادید باز هم شنبه تعطیل کردید و پس از آن کار کردید، آیا حق را رها کرده و به باطل روی آوردید یا باطل را ترک کرده و به حق روی آورید؟ یا باطل را به سوی باطل یا حق را به سوی حق ترک کردید؟ هرگونه که خواستید بگویید، همان سخن و پاسخ پیامبر به شماست. گفتند: کار نکردن در شنبه حق است کار کردن پس از آن هم حق است. پیامبر فرمود: قبله بودن بیت المقدس در آن وقت حق بود و قبله بودن کعبه در این وقت حق است.
به او گفتند: ای محمد در نماز به سوی بیت المقدس، برای فرمان پروردگارت به عقیده خودت «بداء» و تغییر نظر پیش آمده که تو را به سوی کعبه برگرداند؟ فرمود: نظر خدا عوض شد، او سرانجامها را میداند و بر مصلحتها تواناست، نه بر خود، کار غلطی را جبران میکند و نه رأی تازهای بر خلاف نظر پیشین مییابد. او منزّه از این است مانعی هم برای او از انجام خواستهاش پدید نمیآید. تغییر نظر برای کسی است که چنین باشد و او از این صفات منزّه است.
سپس فرمود: ای قوم یهود! از خدا به من خبر دهید آیا بیمار نمیکند، سپس سلامتی میدهد، تندرست نمیکند، سپس بیمار میکند، آیا نظرش برگشته؟ آیا زنده نمیکند و نمیمیراند؟( آیا شب را پس از روز و روز را پس از شب نمیآورد؟) آیا در همه اینها نظرش برگشته است؟ گفتند: نه فرمود: همین گونه خداوند پیامبرش محمد را فرمان داد به سوی کعبه بازگردد. پس از آنکه او را فرمان داده بود به سوی بیت المقدس نماز بخواند و در فرمان اول نظرش عوض نشد...خداوند در وقتی به خاطر مصلحتی که دارد به شما فرمان میدهد، در وقت دیگر به خاطر مصلحت دیگری دستور دیگری میدهد. اگر در هر حال خدا را اطاعت کنید، شایسته پاداش میشوید...»
سایت سازمان
تبلیغات اسلامی
اِنَّهُ لَقُرآنٌ کَریمٌ * فی کِتابٍ مَکنُونٍ *لا یَمَسُّهُ اِلّا المُطَهَّرُون
که آن ، قرآن ارجمندی است * که در کتاب محفوظی جای دارد * و جز پاکان نمی توانند به آن دست زنند(و دست یابند) سوره واقعه آیات 77 الی 79قرآن کلامی است پاک که در «صحیفه هایی پاک[1]» توسط «روحی پاک و مقدس[2]» از جانب «خداوند قدّوس» ، بر قلب پیامبر(ص) نازل شده است. بدون شک برای درک معانی والای این کتاب باید آداب و دستوراتی را رعایت نمود. از آن جمله ، اینكه هنگام مسّ آیات این کتاب نورانی باید باطهارت و پاک بود چرا که بفرموده قرآن «جز پاکان آنرا مس نمی نمایند[3]» از این رو در این درس با پاره ای از احکامِ مسِّ قرآن آشنا می شویم.
جلوگیری بچه و یا دیوانه از مس قرآن واجب نیست ولی اگر مسّ نمودن آیات توسّط بچه و دیوانه باعث بیاحترامی به قرآن میشود، باید از آن جلوگیری نمود.
احکام :
1) رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن برای کسی که وضو ندارد، حرام است. ولی اگر قرآن را به زبانِ فارسی یا زبان دیگری ترجمه کنند، مسّ آن اشکال ندارد.[4]
توضیح: البته درصوتیکه در ترجمۀ آیات اسم خداوند متعال یا اسمهای متبرک دیگری که برای مس نمودن آنها احتیاج به طهارت است نباشد. (رجوع شود به درسِ دوّم)
2) در حرمتِ مسِّ آیاتِ قرآنی برای کسیکه وضو ندارد، فرقی بین اعضای ظاهری مانند انگشتان دست و اعضایی مانند زبان و دندان نیست، امّا در موردِ" مو"، بین مراجع اختلافِ نظر وجود دارد.[5]
4) جلوگیری بچه و یا دیوانه از مس قرآن واجب نیست ولی اگر مسّ نمودن آیات توسّط بچه و دیوانه باعث بیاحترامی به قرآن میشود، باید از آن جلوگیری نمود.[6]
توضیح: باتوجه به اینکه کودکان نابالغ مکلّف به رعایت احکام نیستند ، هنگام تماس آنها با آیات قرآن به ویژه هنگام آموزش قرآن وضوگرفتن بر آنها واجب نیست[7] ولی در عین حال شایسته است آنها را به گرفتن وضو و رعایت ادب قرآن سفارش نمود.
5) چنانچه برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده و یا در محلی که باقی ماندن قرآن در آن اهانت به قرآن است نیاز به مس قرآن آیات باشد باید وضو گرفت، امّا چنانچه معطّل شدن برایِ وضو بیاحترامی به قرآن باشد باید بدون وضو آب کشید.[8]
6) اگر کلمههایِ قرآنی به گونهای نوشته شود که در زیر صفحۀ کاغذی یا فلزی ایجاد برجستگی مستقیم یا معکوس نماید چنانچه برجستگیها خوانا باشند، مسّ آنها بدون طهارت حرام است.[9]
7) یکی از پنج چیزی که بر جُنب حرام است، رساندن جایی از بدن به خط قرآن یا به اسم خداوند است وهمچنین اسامی معصومین (علیهم السَّلام) هم بنابر احتیاط واجب (به نظر برخی از مراجع دیگربنابر احتیاط مستحب) حکم اسم خداوند را دارند.[10] (که در درس بعد به آن خواهیم پرداخت)
8)درصورتیکه بین خطوط قرآن لایۀ نازکی ازشیشه، حایل و یا امثال آن فاصله شود تماس با آن جایزاست.[11]
10) کسی که اسماء جلاله یا آیاتی از قرآن را بر روی بدن خالکوبی نموده، بااین شرط که خالکوبی زیر پوست باشد، مسّ آن بدونِ وضو مانعی ندارد.[12]
11) برای افرادی که وضو ندارند تماس با جلد و حاشیه وفاصلۀ بین خطوطِ قرآن ،همچنین همراه داشتن آن مکروه است.[13]
12) گرفتن وضو برای تلاوت و همچنین ، كتابت و نگارش آیات قرآن و نیز مس حواشی و فاصله بین خطوط و همراه داشتن قرآن مستحب است.[14]
با توجه به اینكه در برخی از متون فقهی كه از عالمان بزرگ شیعه در دهه ها و قرون گذشته به یادگار مانده مواردی از احكام ذكر شده كه در رساله های توضیح المسائل فعلی به چشم نمی خورد به برخی از آنها اشاره می شود[15]:
1. در حرمتِ مسِّ آیات قرآنی برای کسیکه وضو ندارد فرقی بین مسِّ آیه و کلمه، بلکه یک حرف از آن نمیباشد، اگرچه خوانده هم نشود مانند (الف) در (قالوا).[16]
درصورتیکه بین خطوط قرآن لایۀ نازکی ازشیشه، نایل و یا امثال آن فاصله شود تماس با آن جایزاست
2. در حرمت تماس با آیات برای فردی كه وضو ندارد فرقی میان انواع خط ، حتی خطوطی كه دیگر مورد استفاده نیست مانند خط كوفی نیست.
3. درباره مس كلماتی كه مشترك بین قرآن و غیر آن هست مثلاً كلمه بنی اسرائیل و... چنانچه قصد نویسنده از نوشتن این كلمات نگارش قرآن باشد، بدون وضو نمی توان به این كلمات دست زد ولی اگر آنرا به نیت كلمات قرآنی ننویسد می توان بدون وضو آنرا مس نمود.
4. خوردن غذایی كه در آن آیات قرآن و یا اسماء متبركه نوشته شده برای فرد بی وضو جایز نیست.
استفتائات ویژه :
سؤال: نابینایان براى خواندن از خط برجسته اى به نام «بریل» كه با لمس انگشتان خوانده مى شود، استمداد مى گیرند. مى دانیم كه این خط از نقاط ششگانه تشكیل شده است. با توجّه به مطلب فوق، آیا بر نابینایان لازم است در موقع فراگیرى قرائت قرآن، و در وقت لمس اسامى مقدّسه كه با خط برجسته نوشته شده، وضو داشته باشند؟
آیت الله العظمی مكارم شیرازی (دام ظله العالی)
آرى باید وضو داشته باشند، یا از دستكش هاى پلاستیكى نازك استفاده كنند.
منبع:
[1] .اشاره دارد به آیات 13 و 14 سوره عبس
[2] .اشاره دارد به آیه 102 سوره نحل
[3] .سوره مباركه واقعه آیه 79
[4] . بنیهاشمی خمینی سیدمحمدحسن ،توضیح المسائل مراجع،ج1ص178،مسأله 317 مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید آیات امام خمینی(ره)، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، تبریزی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی
[5] .مطابق نظر آیات عظام صافی گلپایگانی: احتیاط مستحب در نرساندن مو به خطّ قرآن است... و حضرت امام بنابر احتیاط واجب در نرساندن مو به خط قرآن است.نظر آیت اللَّه بهجت: بنابر اظهر مانعی ندارد حتی اگر کوتاه باشد... در این باره فتوای سایر مراجع در دسترس نیست.بنی هاشمی همان، حاشیه مسأله 317 و عروة الوثقی ج1ص138مسأله3(حاشیه حضرت امام)
[6] . بنیهاشمی همان مسأله318ص180 مطابق با فتوای حضرت امام(ره)، فاضل لنکرانی، تبریزی، مکارم شیرازی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی.
[7] . یزدی سید محمد كاظم،عروة الوثقی جلد1 ص 140 مطابق با فتوای مرحوم حضرت امام و آیت الله العظمی گلپایگانی.
[8] . همان،،مسأله 316 مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید آیات امام خمینی(ره)، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، تبریزی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی
حضرت آیت الله شبیری زنجانی:در صورت عدم فرصت کافی برای وضو باید تیمم کرد ولی اگر انجام تیمّم نیز معطلی دارد که موجب بی احترامی به قرآن است، بدون وضو آنرا بردارد.
[9] . یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص140 مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی
[10] . بنی هاشم خمینی، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع، ج1 ، ص 212
*خواهران گرامی در این باره به بخش احکام ویژۀ بانوان(درس هشتم)مراجعه نمایند.
[11] یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص140 مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی
[12] . نیشابوری غلامرضا ، استفتائات قرآنی ،ص124(مطابق با نظرآیاتِ عظام مکارم، فاضل، تبریزی)
[13] . یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص141 مسأله 19مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی
[14] .یزدی محمد كاظم ص142 مطلب نهم
[15] .نقل از عروة الوثقی ج1 ص 138 تا 141
[16] . یزدی سید محمد كاظم ، عروة الوثقی ، ج1 صبا سلام در آیه ی 7سوره ی طارق آمده است که "یخرج من بین الصلب و الترائب" یعنی "که از میان پشت (پدر) و سینه ی (مادر) بیرون آمده است" واشاره به نحوه ی آفرینش فرزند ار تلقیح بین مادر و پدر داره. اما من چند وقت پیشا تو یه مقاله خوندم که اسپرمی که توسط مرد تولید میشه از کمرش نیست بلکه این موضوع به اشتباه بین مردم رایج شده. نظر شما چیه؟ | |
طبق آیه قرآن که مجازات قوم لوط را - که به عمل شنیع لواط می پرداختند – بارانی از سنگ قرار داده بود ، از نظر عقلی بعید به نظر نمی رسد که برای زنای محصنه نیز مجازاتی مشابه در انتظار باشد .
خداوند در آیه ی 74 سوره ی حجر – و آیاتی دیگر – قوم لوط که مرتکب عمل لواط بوده اند را بوسیله بارانی از سنگ ( سنگسار )، عذاب کرده است .
فَجَعَلْنَا عَلِیهَا سافِلَهَا وَ أَمْطرْنَا عَلَیهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّیل
سپس ( شهر و آبادى آنها را زیر و رو كردیم ) بالاى آنرا پائین قرار دادیم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ریختیم.
طبق آیات قرآن که کلمه " عادون " به معنی تجاوزکار را تنها برای زناکار – زنای محصنه – و مرتکب عمل شنیع لواط به کار برده ، می توان به بزرگی گناه زنای محصنه و نیز تناسب مجازات آن با مجازات لواط پی برد .
و از آنجایی که خداوند برای گناه کوچکتر – زنای شخص مجرد – مجازات تعیین کرده (100 ضربه تازیانه) و برای مجازات گناه بزرگتر – زنای محصنه – مجازاتی تعیین نکرده ، به این نتیجه می رسیم که زنای محصنه باید مجازات سنگینتری داشته باشد و برای فهمیدن آن به سنت پیامبر (ص) و سیره اهل بیت (ع) رجوع کنیم .
طبق آیات قرآن که اطاعت از رسول (ص) و صاحبان امر را در ردیف اطاعت از خدا قرار داده ، متوجه می شویم که اولاً پیامبر (ص) و صاحبان امر باید عاری از هرگونه خطائی باشند و ثانیاً از آنجائی که همه سخنان و رفتار پیامبر (ص) و صاحبان امر در قرآن نیامده و بخش اعظمی از آنها در روایات آمده ، باید به روایات صحیحه مراجعه کرد . در روایات متعدد هم داریم كه مجازات زن و مرد محصنه چیست.
در جایی خواندم که اصلا رسم رجم فقط در یهودیت بوده و حتی در مسیحیت هم این رسم نیست و در واقع این از
اسرائیلیات است که متاسفانه به دین ما وارد شده است مثل اینکه بعضی ها حضرت خدیجه سلام الله علیه را
فاقد همسر قبلی میدانند چون در دعاهای ما از رحم های آنان بعنوان رحم های پاک یاد شده است. پس باید
ازدواج نکرده باشند تا به هبچ پلیدی آلوده نشده باشند ( ارحام شامخات ) و اینکه ایشان معروف شده اند که قبلا
دوبار ازدواج کرده اند و یا اینکه از پیامبر گرامی ما 15 سال بزرگتر بوده اند رد پای احبار گمراه یهودی و حسادتهای
عایشه به چشم میخورد. حقیقتش من زیاد از جوابتون قانع نشدم چون در قرآن خودم که از انتشارات سروش است
و مترجم آن دانشمند گرامی آقای عبدالمحمد آیتی میباشند از محصنات در این آیه به ازدواج ترجمه کرده اند.اگه
امکان داره منبعی رو معرفی کنید. یا اینکه خودتون بنویسین البته تفسیر نمونه نه چون تفاسیر نمونه و نور خیلی
مختصرند.
جل الخالق
منم کلمه رجم را در قرآن ندیده ام . اما چند روز پیش به این جمله در سوره نسا برخوردم که جزای زنان کنیز و غیر
آزاد محصنه نصف جزای زنان آزاد محصنه ( شوهردار ) میباشد. بعد این چه جوری میشه؟ مگر سنگسار یا
همان رجم 100 تازیانه است که بشود نصف اش کرد؟
در مورد موارد منافی عفت شهادت 4 شاهد هم علت این است که پای 2 نفر درگیر است اما در دزدی فقط 2 شاهد
کافی است. چون دزد یک نفر است .
|
سلام می خواستم در مورد حکم سنگسار ازتون بپرسم: 1-آیا حکم سنگسار به صراحت در قرآن ذکر شده است. 2-آیا در احادیث وروایات در این مورد سخنی به میان آمده ویا امامان ما در این مورد حکمی صادر کرده اند ویا خود اقدام به این کار نموده اند؟ 3-اگر حکمی قرآنی در این باب صادر نشده اهل تسنن بر اساس چه استدلالی این حکم را اجرا می کنند؟ 4-آیا مشابه این حکم پیش از ظهور اسلام در عصر جاهلیت سابقه ی اجرایی دارد؟ 5-اولین حکم سنگسار پس ظهور اسلام چه زمانی به اجرا در آمد 6-مبنای اثبات این مجازات(شهادت چهار مرد عاقل و بالغ و یا چهار بار اقرار متهم) در قانون اساسی ما از کجا گرفته شده است. 7 -آیااین حکم ویا مشابه آن در ادیان وفرق دیگر سابقه ی اجرا دارد؟ با تشکر |
با سلام
در مورد رجم (سنگسار) آیهای در قرآن مجید نیامده است. نه تنها این حكم، بسیاری ازاحكام مسلم شرعی كه حتی از ضروریات دین است در قرآن نیامده.
از باب نمونه مسائل راجع به غسل و تعداد ركعات نماز. البته ضرورتی هم ایجاب نمیكند كه تك تك احكام شرعی به صورت مبسوط در قرآن ذكر شود. قرآن كریم در آیات متعددی ما را به سوی پیامبر و اهل بیت او( ع) رهنمون شده و اطاعت از آنان را بر ما واجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است. از جمله آیه:
«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منكم»،(نساء / 59) و آیه «من یطع الرسول فقد اطاع الله»،
(نساء / )80.
به همین جهت سنّت كه گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر است یكی از منابع استخراج احكام شرعی علاوه بر قرآن به شمار میرود و بسیاری از احكام شرعی از روایات پیامبر و اهل بیت(ع) استفاده میشود.
حكم رجم زناكاری كه دارای همسر باشد با تحقق شرایط آن یكی از مسائلی است كه با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومین(ع) ثابت شده است و محل اتفاق جمیع فقها است؛ بلكه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جای تأمل و تردید در این حكم وجود ندارد و در صدر اسلام به دستور پیامبر(ص) انجام گرفته است.
برای آگاهی بیشتر رجوع كنید به:
جواهر الكلام، محمدحسن نجفی، نشر اسلامیه، چاپ ششم، 1363 ش، ج 41، ص 318 ـ 321.
در هر صورت این حكم برای كسانی است كه «زنای محصنه» انجام داده باشند یعنی مردی كه همسر داشته باشد و یا زنی كه شوهر داشته باشد. اما اگر فرد مجرد آلوده شود تازیانه می خورد.
پس از آنكه پیامبر اكرم (ص) و مؤمنین به مدینه هجرت كردند، اتفاق افتاد كه یك زن و مرد از یهودیان مدینه مرتكب زنا شدند. یهودان به نزد پیامبر رفتند و گفتند تو كه ادعا میكنی آمدهای تا احكام تورات را اجرا كنی، اكنون بیان كن كه حكم تورات درباره زن و مرد زناكار چیست؟ پیامبر اكرم (ص) به «بیت المدراس» (مدرسه دینی یهودان) رفت و از خاخامها خواست كه تورات را بیاورند و حكم زناكار را برایش بخوانند. ولی هر كدام از خاخامها گفت حكم تورات آنست كه زن و مرد زناكار را باید وارونه بر خری سوار كنند و با روی سیاه در شهر بگردانند تا عبرت دیگران شوند. وقتی پیامبر به آنها سوگند داد كه تورات را بیاورند و حكم زناكار را بخوانند، خاخام جوانی به نام عبدالله ابن صوریا تورات را آورد و خواند و گفت: حكم زناكار در تورات آنست كه سنگسار شود. پیامبر اكرم گفت: من شایستهترین كس به اجرای حكم تورات هستم كه حكم خدا است؛ و دستور داد آن زن و مرد زناكار را سنگسار كردند. [سیره ابن هشام: 2 / 206- 207. تفسیر طبری: 4 / 572- 575]
«ماعز ابن مالك به نزد پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. فرمود: تو را چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه كن. او رفت و باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. پیامبر فرمود: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه كن». باز رفتو باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. باز هم پیامبر مثل دفعهقبل بهاو فرمود. چهارمین بار كه آمد و همان حرف را تكرار كرد، پیامبرفرمود: برای چه تو را تطهیر كنم؟. گفت: برای زنا. پیامبر پرسید: آیا اینشخص دیوانگی دارد؟. بهاو پاسخ دادند كه دیوانگی ندارد. پرسید: آیا خمرننوشیده است؟ مردی برخاست و دهانش را بویید، و بوی خمر از او حس نکرد. رسولالله فرمود: آیا زنا كردهای؟ گفت: آری. پس فرمود او را سنگسار كردند». [صحیح مسلم: حدیث 1695]
همچنین در حدیثی آمده كه كسی به نزد پیامبر شكایت برد كه زنش را درخانهاش با مردی گرفته است. پیامبر فرمود: گواه بیاور. مرد گفت: یا رسولالله! آیا كسی كه در خانهاش ببیند كه مردی بر روی زنش خفته است باید برودو دنبال گواه بگردد؟ پیامبر فرمود: یا گواه بیاور یا كمرت را برای تازیانهآماده كن. [صحیح بخاری: حدیث شمارهی 2671]
همانطور كه در روایات اشاره شد قبل از اسلام نیز مجازات زنای محصنه در دین یهود سنگسار بوده.
و مرجع قانون مجازات اسلامی برای طریقه اثبات زنا نیز روایت متعددی است كه نقل شده.
|
سلام می خواستم در مورد حکم سنگسار ازتون بپرسم: 1-آیا حکم سنگسار به صراحت در قرآن ذکر شده است. 2-آیا در احادیث وروایات در این مورد سخنی به میان آمده ویا امامان ما در این مورد حکمی صادر کرده اند ویا خود اقدام به این کار نموده اند؟ 3-اگر حکمی قرآنی در این باب صادر نشده اهل تسنن بر اساس چه استدلالی این حکم را اجرا می کنند؟ 4-آیا مشابه این حکم پیش از ظهور اسلام در عصر جاهلیت سابقه ی اجرایی دارد؟ 5-اولین حکم سنگسار پس ظهور اسلام چه زمانی به اجرا در آمد 6-مبنای اثبات این مجازات(شهادت چهار مرد عاقل و بالغ و یا چهار بار اقرار متهم) در قانون اساسی ما از کجا گرفته شده است. 7 -آیااین حکم ویا مشابه آن در ادیان وفرق دیگر سابقه ی اجرا دارد؟ با تشکر |
قرآن کریم داستان یک زن متأهل را که عاشق جوانی غیر از شوهرش شده بود برای ما بیان می نماید که این عشق و علاقه، آن زن را به کارهای ناشایست فراوانی که مورد پسند اخلاق و دین نبود، کشانید. منظورم زن عزیز مصر است، و آن جوان معشوق، یوسف صدیق می باشد.
این زن کوشید که به هر وسیله ای آن جوان[یوسف] را بفریبد و آشکارا از او درخواست مراوده کرد، و پروایی از خیانت کردن به شوهرش نداشت، وقتی که این جوان عفیف و پاکدامن دست رد به خواسته ی او زد. آن زن اقدام به زندانی کردن و خوار نمودن او نمود تا ایشان را حقیر سازد. همانطور که به دوستانش از زنان مرفه شهر با صراحت اعلام نمود:
«زن عزیز گفت: این همان است که درباره ی او سرزنشم می کردید آری من از او کام خواستم ولی او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور می دهم نکند قطعا" زندانی خواهد شد و حتما" از خوارشدگان خواهد گردید.»
و ما تو را به حق بشارت دادیم
از مایوسان مباش
گفت جز گمراهان چه كسی از رحمت پروردگار مایوس می شود
این ایه رو خوب به یاد دارم
3 سال قبل درست زمانی كه از همه چیز نا امید بودم برام اومد و به من امید داد بعدش ایه دیگه ای كه خدا خودشو برا بنده هاش اجابت كننده دعا معرفی می كرد و خلاصه همینطور به من امید داد و حالا..
همه چیز از دست دادم
درست سر نقطه اول با این تفاوت كه دیگه اصلا امیدی ندارم..
چی كار كنم
كمكم كنید دارم پوچ گرا میشم...
و ما تو را به حق بشارت دادیم
از مایوسان مباش
گفت جز گمراهان چه كسی از رحمت پروردگار مایوس می شود
این ایه رو خوب به یاد دارم
3 سال قبل درست زمانی كه از همه چیز نا امید بودم برام اومد و به من امید داد بعدش ایه دیگه ای كه خدا خودشو برا بنده هاش اجابت كننده دعا معرفی می كرد و خلاصه همینطور به من امید داد و حالا..
همه چیز از دست دادم
درست سر نقطه اول با این تفاوت كه دیگه اصلا امیدی ندارم..
چی كار كنم
كمكم كنید دارم پوچ گرا میشم...