userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 12:27 1388/05/13

·▪•●๑۩ღ ..پاسخگوئی به سؤالات قرانی..ღ۩๑●•▪

 سلام
دوستان عزیز می توانند در این بحث سؤالات قرانی خود را مطرح نموده  و  پاسخ آن را دریافت نمایند


 
 

التماس دعا
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:58 1389/06/26
257

چرا ارث مرد دو برابر زن است؟

کلینی از اسحاق بن محمد نخعی نقل می‏کند که فهفلی از امام حسن عسکری(ع) پرسید چرا زن بینوای ضعیف یک سهم می‏گیرد، اما مرد دو سهم؟ (این اعتراض به حکمی است که نص قرآن است: للذکر مثل حظّ الانثیین) امام عسکری فرمود: انّ المراة لیس علیها جهاد ولانفقة ولا علیها معقله انما ذلک علی الرجال؛ زن نه وظیفه جهاد دارد، نه نفقه و نه دیه خطای، خویشان بر عهده اوست. اینها بر عهده مردان است.»

پیش خودم گفتم به من گفته شده بود که ابن ابی العوجا همین مسئله را از امام صادق(ع) پرسیده بود و حضرت همین جواب را داده بود. امام عسکری(ع) فرمود: آری این مسئله، مسئله ابن ابی العوجاء است. هرگاه سؤال یکی باشد. جواب ما نیز یکی است. برای آخرین ما همان جاری است که بر اولین ما. و اولین ما و آخرین ما در دانش برابر است و پیامبر خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع) فضیلت خاص خود را دارند.»


سایت سازمان تبلیغات اسلامی

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:54 1389/06/26
256

نسبت بداء به خداوند

از جمله انحرافهائی که برخی با توجه بر آیات قرآن مانند: آیات مربوط به تعویض قبله، مرتکب شده‏اند، مسئله نسبت دادن بداء به خداوند است. امام عسکری(ع) با روش روائی و بیان شأن نزول، این شبهه را چنین می‏زداید: امام حسن عسکری(ع) می‏فرمود: زمانی که پیامبر خدا(ص) در مکه بود، خدای متعال فرمان داد در نمازش رو به سوی بیت المقدس کند و کعبه را میان خود و آن قرار دهد، اگر ممکن شود. و اگر ممکن نشد، رو به بیت المقدس کند، هر طور که شد.

پیامبر خدا(ص) در طول سیزده سالی که در مکه بود، چنین کرد. چون به مدینه رفت، در آنجا پایبند بود رو به بیت المقدس باشد، رو به آن کرد و هفده یا شانزده ماه از کعبه روی برگرداند. گروهی از سرکشان یهود شروع کردند به گفتن اینکه: «به خدا قسم! محمد نمی‏داند چگونه نماز می‏خواند، او به قبله ما رو می‏کند و در نمازش شیوه و عبادت ما را پیش گرفته است.»

وقتی سخن آنها به گوش پیامبر خدا(ص) رسید، بر او سخت آمد و از قبله آنان خوشش نیامد و کعبه را دوست داشت. حضرت جبرئیل آمد. پیامبر فرمود: ای جبرییل دوست دارم خداوند مرا از بیت المقدس رو به کعبه برگرداند. آنچه از سوی یهودیان نسبت به قبله خود به گوشم می‏رسد، آزارم می‏دهد. جبرئیل گفت: از خدا بخواه روبه‏کعبه‏ات بگرداند، او خواسته‏ات را رد نمی‏کند و تو را از درخواستت محروم نمی‏سازد. چون دعایش به پایان رسید، جبرئیل بالا رفت.پس از ساعتی برگشت و گفت: بخوان ای محمد «قد نری تقلّب وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ماکنتم فولّوا وجوهکم شطره...؛ می‏بینیم که صورتت را به سوی آسمان بر می‏گردانی. پس تو را به قبله‏ای خواهیم گرداند که آن را بپسندی. پس چهره‏ات را به سوی مسجد الحرام برگردان و هرجا که بودید، صورتهایتان را به طرف آن برگردانید.»

یهودیان در آن هنگام گفتند: «چه چیزی آنان را از قبله‏ای که داشتند، برگرداند...» خداوند بهترین پاسخ را به آنان داد: «قل للّه المشرق و المغرب...؛(5) بگو مشرق و مغرب از آن خداست.»

امام حسن عسکری(ع) فرمود: گروهی از یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد! این قبله بیت المقدس است که چهارده سال به سوی آن نماز خواندی، اکنون چرا رهایش کردی؟ آیا آنچه پیش‏تر می‏کردی حق بود که به باطل رو کردی؟ چرا که آنچه مخالف حق باشد، باطل است. یا قبله نخستین باطل بود. پس در این مدت بر باطل بوده‏ای. پس چه چیزی ایمن می‏دارد که اکنون بر باطل باشی؟ پیامبر فرمود: آن حق بود، این هم حق است. خداوند می‏فرماید: «قل للّه المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی صراطٍ مستقیم؛ بگو مشرق و مغرب مال خداست. هرکه را بخواهد، به راه راست هدایت می‏کند. ای بندگان خدا! اگر خدا صلاح شما را در روی کردن به مشرق بداند، به آن فرمان می‏دهد و اگر در مغرب بداند، به آن فرمان می‏دهد و اگر در غیر این دو بداند به همان دستور می‏دهد. پس تدبیر الهی را درباره بندگانش و اراده او را در مصلحت خودتان انکار نکنید.

سپس پیامبر به آنان فرمود: شما کار و تلاش را در روز شنبه تعطیل کردید و در روزهای دیگر انجام دادید باز هم شنبه تعطیل کردید و پس از آن کار کردید، آیا حق را رها کرده و به باطل روی آوردید یا باطل را ترک کرده و به حق روی آورید؟ یا باطل را به سوی باطل یا حق را به سوی حق ترک کردید؟ هرگونه که خواستید بگویید، همان سخن و پاسخ پیامبر به شماست. گفتند: کار نکردن در شنبه حق است کار کردن پس از آن هم حق است. پیامبر فرمود: قبله بودن بیت المقدس در آن وقت حق بود و قبله بودن کعبه در این وقت حق است.

به او گفتند: ای محمد در نماز به سوی بیت المقدس، برای فرمان پروردگارت به عقیده خودت «بداء» و تغییر نظر پیش آمده که تو را به سوی کعبه برگرداند؟ فرمود: نظر خدا عوض شد، او سرانجامها را می‏داند و بر مصلحتها تواناست، نه بر خود، کار غلطی را جبران می‏کند و نه رأی تازه‏ای بر خلاف نظر پیشین می‏یابد. او منزّه از این است مانعی هم برای او از انجام خواسته‏اش پدید نمی‏آید. تغییر نظر برای کسی است که چنین باشد و او از این صفات منزّه است.

سپس فرمود: ای قوم یهود! از خدا به من خبر دهید آیا بیمار نمی‏کند، سپس سلامتی می‏دهد، تندرست نمی‏کند، سپس بیمار می‏کند، آیا نظرش برگشته؟ آیا زنده نمی‏کند و نمی‏میراند؟( آیا شب را پس از روز و روز را پس از شب نمی‏آورد؟) آیا در همه اینها نظرش برگشته است؟ گفتند: نه فرمود: همین گونه خداوند پیامبرش محمد را فرمان داد به سوی کعبه بازگردد. پس از آنکه او را فرمان داده بود به سوی بیت المقدس نماز بخواند و در فرمان اول نظرش عوض نشد...خداوند در وقتی به خاطر مصلحتی که دارد به شما فرمان می‏دهد، در وقت دیگر به خاطر مصلحت دیگری دستور دیگری می‏دهد. اگر در هر حال خدا را اطاعت کنید، شایسته پاداش می‏شوید...»

سایت سازمان تبلیغات اسلامی

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:08 1389/06/24
255
با اجازه از جناب ملکی
موردی بود که شایسته دیدم دوستان هم بدانند یا از باب یاداوری بپذیرند
مسّ آیات و کلمات قرآن کریم

اِنَّهُ لَقُرآنٌ کَریمٌ * فی کِتابٍ مَکنُونٍ *لا یَمَسُّهُ اِلّا المُطَهَّرُون

که  آن ، قرآن ارجمندی است  * که  در کتاب محفوظی جای دارد *  و جز پاکان نمی توانند به آن دست زنند(و دست یابند) سوره واقعه آیات 77 الی 79

مقدمه :

قرآن کلامی است پاک که در «صحیفه هایی پاک[1]» توسط «روحی پاک و مقدس[2]» از جانب «خداوند قدّوس» ، بر قلب پیامبر(ص) نازل شده است. بدون شک برای درک معانی والای این کتاب باید آداب و دستوراتی را رعایت نمود. از آن جمله ، اینكه هنگام مسّ آیات این کتاب نورانی باید باطهارت و پاک بود چرا که بفرموده قرآن «جز پاکان آنرا مس نمی نمایند[3]» از این رو در این درس با پاره ای از احکامِ مسِّ قرآن آشنا می شویم.

جلوگیری بچه و یا دیوانه از مس قرآن واجب نیست ولی اگر مسّ نمودن آیات توسّط بچه و دیوانه باعث بی‌احترامی به قرآن می‌شود، باید از آن جلوگیری نمود.

احکام :

1) رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن برای کسی که وضو ندارد، حرام است. ولی اگر قرآن را به زبانِ فارسی یا زبان دیگری ترجمه کنند، مسّ آن اشکال ندارد.[4]

توضیح: البته درصوتیکه در ترجمۀ آیات اسم خداوند متعال یا اسمهای متبرک دیگری که برای مس نمودن آنها احتیاج به طهارت است نباشد. (رجوع شود به درسِ دوّم)

2) در حرمتِ مسِّ آیاتِ قرآنی برای کسیکه وضو ندارد، فرقی بین اعضای ظاهری مانند انگشتان دست و اعضایی مانند زبان و دندان نیست، امّا در موردِ" مو"، بین مراجع اختلافِ نظر وجود دارد.[5]

4) جلوگیری بچه و یا دیوانه از مس قرآن واجب نیست ولی اگر مسّ نمودن آیات توسّط بچه و دیوانه باعث بی‌احترامی به قرآن می‌شود، باید از آن جلوگیری نمود.[6]

توضیح: باتوجه به اینکه کودکان نابالغ مکلّف به رعایت احکام نیستند ، هنگام تماس آنها با آیات قرآن به ویژه هنگام آموزش قرآن وضوگرفتن بر آنها واجب نیست[7] ولی در عین حال شایسته است آنها را به گرفتن وضو و رعایت ادب قرآن سفارش نمود.

5) چنانچه برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده و یا در محلی که باقی ماندن قرآن در آن اهانت به قرآن است نیاز به مس قرآن آیات باشد باید وضو گرفت، امّا چنانچه معطّل شدن برایِ وضو بی‌احترامی به قرآن باشد باید بدون وضو آب کشید.[8]

6) اگر کلمه‌هایِ قرآنی به‌ گونه‌ای نوشته شود که در زیر صفحۀ کاغذی یا فلزی ایجاد برجستگی مستقیم یا معکوس نماید چنانچه برجستگی‌ها خوانا باشند، مسّ آنها بدون طهارت حرام است.[9]

7) یکی از پنج چیزی که بر جُنب حرام است، رساندن جایی از بدن به خط قرآن یا به اسم خداوند است وهمچنین اسامی معصومین (علیهم السَّلام) هم بنابر احتیاط واجب (به نظر برخی از مراجع دیگربنابر احتیاط مستحب) حکم اسم خداوند را دارند.[10] (که در درس بعد به آن خواهیم پرداخت)

8)درصورتیکه بین خطوط قرآن لایۀ نازکی ازشیشه، حایل و یا امثال آن فاصله شود تماس با آن جایزاست.[11]  

10) کسی که اسماء جلاله یا آیاتی از قرآن را بر روی بدن خالکوبی نموده، بااین شرط که خالکوبی زیر پوست باشد، مسّ آن بدونِ وضو مانعی ندارد.[12]

11) برای افرادی که وضو ندارند تماس با جلد و حاشیه وفاصلۀ بین خطوطِ قرآن ،همچنین همراه داشتن آن مکروه است.[13]

12) گرفتن وضو برای تلاوت و همچنین ، كتابت و نگارش آیات قرآن و نیز مس حواشی و فاصله بین خطوط و همراه داشتن قرآن مستحب است.[14]

با توجه به اینكه در برخی از متون فقهی كه از عالمان بزرگ شیعه در دهه ها و قرون گذشته به یادگار مانده مواردی از احكام ذكر شده كه در رساله های توضیح المسائل فعلی به چشم نمی خورد به برخی از آنها اشاره می شود[15]:

1. در حرمتِ مسِّ آیات قرآنی برای کسیکه وضو ندارد فرقی بین مسِّ آیه و کلمه، بلکه یک حرف از آن نمی‌باشد، اگرچه خوانده هم نشود مانند (الف) در (قالوا).[16]

درصورتیکه بین خطوط قرآن لایۀ نازکی ازشیشه، نایل و یا امثال آن فاصله شود تماس با آن جایزاست

2. در حرمت تماس با آیات برای فردی كه وضو ندارد فرقی میان انواع خط ، حتی خطوطی كه دیگر مورد استفاده نیست مانند خط كوفی نیست.

3. درباره مس كلماتی كه مشترك بین قرآن و غیر آن هست مثلاً كلمه بنی اسرائیل و... چنانچه قصد نویسنده از نوشتن این كلمات نگارش قرآن باشد، بدون وضو نمی توان به این كلمات دست زد ولی اگر آنرا به نیت كلمات قرآنی ننویسد می توان بدون وضو آنرا مس نمود.

4. خوردن غذایی كه در آن آیات قرآن و یا اسماء متبركه نوشته شده برای فرد بی وضو جایز نیست.  

 

استفتائات ویژه :

سؤال: نابینایان براى خواندن از خط برجسته اى به نام «بریل» كه با لمس انگشتان خوانده مى شود، استمداد مى گیرند. مى دانیم كه این خط از نقاط ششگانه تشكیل شده است. با توجّه به مطلب فوق، آیا بر نابینایان لازم است در موقع فراگیرى قرائت قرآن، و در وقت لمس اسامى مقدّسه كه با خط برجسته نوشته شده، وضو داشته باشند؟

آیت الله العظمی مكارم شیرازی (دام ظله العالی)

آرى باید وضو داشته باشند، یا از دستكش هاى پلاستیكى نازك استفاده كنند.

منبع:

[1] .اشاره دارد به آیات 13 و 14 سوره عبس

[2] .اشاره دارد به آیه 102 سوره نحل

[3]  .سوره مباركه واقعه آیه 79

[4] . بنی‌هاشمی خمینی سیدمحمدحسن ،توضیح المسائل مراجع،ج1ص178،مسأله 317 مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید آیات امام خمینی(ره)، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، تبریزی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی

[5] .مطابق نظر آیات عظام صافی گلپایگانی: احتیاط مستحب در نرساندن مو به خطّ قرآن است... و حضرت امام بنابر احتیاط واجب در نرساندن مو به خط قرآن است.نظر آیت اللَّه بهجت: بنابر اظهر مانعی ندارد حتی اگر کوتاه باشد... در این باره فتوای سایر مراجع در دسترس نیست.بنی هاشمی همان، حاشیه مسأله 317 و عروة الوثقی ج1ص138مسأله3(حاشیه حضرت امام)

[6] . بنی‌هاشمی همان مسأله318ص180 مطابق با فتوای حضرت امام(ره)، فاضل لنکرانی، تبریزی، مکارم شیرازی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی.

[7] . یزدی سید محمد كاظم،عروة الوثقی جلد1 ص 140 مطابق با فتوای مرحوم حضرت امام و آیت الله العظمی گلپایگانی.

[8] . همان،،مسأله 316 مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید آیات امام خمینی(ره)، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، تبریزی، بهجت، صافی، سیستانی، شبیری زنجانی

  حضرت آیت الله شبیری زنجانی:در صورت عدم فرصت کافی برای وضو باید تیمم کرد ولی اگر انجام تیمّم نیز معطلی دارد که موجب بی احترامی به قرآن است، بدون وضو آنرا بردارد.

[9] . یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص140 مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی

[10] . بنی هاشم خمینی، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع، ج1 ، ص 212

*خواهران گرامی در این باره به بخش احکام ویژۀ بانوان(درس هشتم)مراجعه نمایند.

[11] یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص140 مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی

[12] . نیشابوری غلامرضا ، استفتائات قرآنی ،ص124(مطابق با نظرآیاتِ عظام مکارم، فاضل، تبریزی)

[13] . یزدی محمد کاظم، عروة الوثقی جلد1 ص141 مسأله 19مطابق با فتوای آیات عظام امام خمینی، گلپایگانی، اراکی و خویی                   

[14] .یزدی محمد كاظم ص142 مطلب نهم

[15] .نقل از عروة الوثقی ج1 ص 138 تا 141

[16] . یزدی سید محمد كاظم ، عروة الوثقی ، ج1 ص
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 10:03 1389/06/22
254
عارف ا , andy_lover
کلوب آی دی : andy_lover
نام : عارف ا






با سلام

در آیه ی 7سوره ی طارق آمده است که  "یخرج من بین الصلب و الترائب"   یعنی   "که از میان پشت (پدر) و سینه ی (مادر) بیرون آمده است"   واشاره به نحوه ی آفرینش فرزند ار تلقیح بین مادر و پدر داره.

اما من چند وقت پیشا تو یه مقاله خوندم که اسپرمی که توسط مرد تولید میشه از کمرش نیست بلکه این موضوع به اشتباه بین مردم رایج شده.

نظر شما چیه؟






با سلام و آروزی موفقیت روز افزون برای شما

در مورد آیه مزبور تفاسیر مختلفی وجود دارد كه آنچه شما بدان اشاره نمودید یكی از آنهاست. كه مفصلاً به آنها می پردازیم. اما نكته ای كه باید توجه داشته باشیم این است كه وقتی جمله ای در یك زبان استعمال می شود معنائی خاص دارد كه با ترجمه به زبانهای دیگر آن معنی عیناً منتقل نمی شود و ما باید در هر كلامی به مفهوم و معنای آن توجه داشته باشیم نه لغات آن. مثلاً در عربی عبارت «من بین ایدیه» به معنی «از جلوی او» است كه اگر كسی از این اصطلاح با خبر نباشد این عبارت را «از میان دستان او» معنی می كند كه كاملاً از معنی واقعی دور است.

اما بپردازیم به تفسیر آیه 7 سوره طارق. تفسیر نمونه در این باره می نویسد:
 اینكه منظور از ((صلب )) و ((ترائب )) در این آیه شریفه چیست ؟ در میان مفسران گفتگوى بسیار است و تفسیرهاى فراوانى براى آن گفته اند از جمله :
 1 - ((صلب )) اشاره به خود مردان و ((ترائب )) اشاره به زنان است چرا كه مردان مظهر صلابت ، و زنان مظهر لطافت و زینتند، بنابراین آیه اشاره به تركیب نطفه انسان از نطفه مرد و زن مى كند در اصطلاح امروز ((اسپر)) و ((اوول )) نامیده مى شود.
 2 - ((صلب )) اشاره به پشت مرد، و ((ترائب )) اشاره به سینه و قسمتهاى جلو بدن او است ، بنابراین منظور نطفه مرد است كه از قسمتهاى درون شكم كه در میان پشت و قسمت جلو قرار دارد خارج مى شود.
 3 - منظور خروج جنین است از رحم زن كه میان پشت و قسمتهاى جلو بدن او قرار گرفته است .
 4 - بعضى گفته اند این آیه اشاره به یك نكته دقیق علمى است كه اكتشافات اخیر از روى آن پرده برداشته و در عصر نزول قرآن مسلما از همه پنهان بود، و آن اینكه : نطفه از ((بیضه )) مرد و ((تخمدان )) زن گرفته مى شود، و مطالعات دانشمندان جنینشناسى نشان مى دهد كه این دو در ابتداى امر كه در جنین ظاهر مى شوند در مجاورت كلیه ها قرار دارد، و تقریبا مقابل وسط ستون فقرات در میان صلب (پشت ) و ترائب (پایین ترین دنده هاى انسان ) قرار گرفته ، سپس با گذشت زمان و نمو این دو عضو تدریجا از آن محل پایین مى آیند، و هر كدام در موضع فعلى خود جاى مى گیرد، و از آنجا كه پیدایش انسان از تركیب نطفه زن و مرد است ، و محل اصلى این دو در آغاز در میان ((صلب )) و ((ترائب )) قرار دارد، قرآن چنین تعبیرى را انتخاب كرده ، تعبیرى كه در آن روز براى هیچكس شناخته شده نبود، و علم جنین شناسى جدید پرده از روى آن برداشته است . به تعبیر روشن تر بیضه مرد و تخمدان زن در آغاز پیدایش یعنى در آن هنگام كه مرد و زن خود در عالم جنین بودند در پشت آنها قرار داشت تقریبا محاذى وسط ستون فقرات بود، به طورى كه مى توان گفت دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه نطفه ساز زن هر دو بین صلب و ترائب بودند، ولى تدریجا كه خلقت مرد و زن در شكم مادر كامل مى شود از آنجا جدا شده و تدریجا به پایین مى آیند، به طورى كه هنگام تولد بیضه مرد به خارج از شكم و در كنار آلت تناسلى قرار مى گیرد، و تخمدان زن در مجاورت رحم . ولى اشكال مهم این تفسیر این است كه قرآن مى گوید آن آب جهنده از میان صلب و ترائب خارج مى شود، یعنى به هنگام خروج آب ازاین دو مى گذرد، در حالى كه طبق این تفسیر در حال خروج آب نطفه چنین نیست ، بلكه دستگاه نطفه ساز در آن موقعى كه خود در شكم مادر بود میان صلب و ترائب قرار داشت ، از این گذشته تفسیر ترائب به آخرین دنده پایین خود خالى از بحث و گفتگو نیست .
 5 - منظور از این جمله این است كه منى در حقیقت از تمام اجزاى بدن انسان گرفته مى شود، و لذا به هنگام خروج تواءم با هیجان كلى بدن ، و بعد از آن همراه با سستى تمام بدن است ، بنابراین ((صلب )) و ((ترائب )) اشاره به تمام پشت و تمام پیش روى انسان مى باشد.
 6 - بعضى نیز گفته اند عمده ترین عامل پیدایش منى ((نخاع شوكى )) است كه در پشت مرد و سپس قلب و كبد است كه یكى زیر استخوانهاى سینه و دیگرى در میان این دو قرار دارد، و همین سبب شده كه تعبیر ما بین صلب و ترائب براى آن انتخاب گردد. ولى قبل از هر چیز باید به این نكته مهم براى حل مشكل توجه داشت كه در آیات فوق تنها سخن از نطفه مرد در میان است ، زیرا تعبیر به ((ماء دافق )) (آب جهنده ) درباره نطفه مرد صادق است نه زن ، و همان است كه ضمیر ((یخرج )) در آیه بعد به آن باز مى گردد، و مى گوید: ((این آب جهنده از میان صلب و ترائب بیرون مى آید)). روى این حساب شركت دادن زن در این بحث قرآنى مناسب به نظر نمى رسد، بلكه مناسبترین تعبیر همان است كه گفته شود قرآن به یكى از دو جزء اصلى نطفه كه همان نطفه مرد است ، و براى همه محسوس ‍ مى باشد، اشاره كرده ، و منظور از ((صلب )) و ((ترائب )) قسمت پشت و پیش روى انسان است ، چرا كه آب نطفه مرد از میان این دو خارج مى شود. این تفسیرى است روشن و خالى از هرگونه پیچیدگى و هماهنگ با آنچه در كتب لغت در معنى این دو واژه آمده است ، در عین حال ممكن است حقیقت مهمترى در این آیه نیز نهفته باشد كه در حد علم امروز براى ما كشف نشده و اكتشافات دانشمندان در آینده پرده از روى آن برخواهد داشت .


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 18:03 1389/05/17
253
سلام

طبق آیه قرآن که مجازات قوم لوط را - که به عمل شنیع لواط می پرداختند – بارانی از سنگ قرار داده بود ، از نظر عقلی بعید به نظر نمی رسد که برای زنای محصنه نیز مجازاتی مشابه در انتظار باشد .

خداوند در آیه ی 74 سوره ی حجر – و آیاتی دیگر – قوم لوط که مرتکب عمل لواط بوده اند را بوسیله بارانی از سنگ ( سنگسار )، عذاب کرده است .

     فَجَعَلْنَا عَلِیهَا سافِلَهَا وَ أَمْطرْنَا عَلَیهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّیل

     سپس ( شهر و آبادى آنها را زیر و رو كردیم ) بالاى آنرا پائین قرار دادیم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ریختیم.

 

طبق آیات قرآن که کلمه " عادون " به معنی تجاوزکار را تنها برای زناکار – زنای محصنه – و مرتکب عمل شنیع لواط به کار برده ، می توان به بزرگی گناه زنای محصنه و نیز تناسب مجازات آن با مجازات لواط پی برد .

 

و از آنجایی که خداوند برای گناه کوچکتر – زنای شخص مجرد – مجازات تعیین کرده (100 ضربه تازیانه)  و برای مجازات گناه بزرگتر – زنای محصنه – مجازاتی تعیین نکرده ، به این نتیجه می رسیم که زنای محصنه باید مجازات سنگینتری داشته باشد و برای فهمیدن آن به سنت پیامبر (ص) و سیره اهل بیت (ع) رجوع کنیم .

طبق آیات قرآن که اطاعت از رسول (ص) و صاحبان امر را در ردیف اطاعت از خدا قرار داده ، متوجه می شویم که اولاً پیامبر (ص) و صاحبان امر باید عاری از هرگونه خطائی باشند و ثانیاً از آنجائی که همه سخنان و رفتار پیامبر (ص) و صاحبان امر در قرآن نیامده و بخش اعظمی از آنها در روایات آمده ، باید به روایات صحیحه مراجعه کرد . در روایات متعدد هم داریم كه مجازات زن و مرد محصنه چیست.


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 17:46 1389/05/17
252
نقل قول از : خانم عمو

در جایی خواندم که اصلا رسم رجم فقط در یهودیت بوده و حتی در مسیحیت هم این رسم نیست و در واقع این از

اسرائیلیات است  که متاسفانه به دین ما وارد شده است مثل اینکه بعضی ها حضرت خدیجه سلام الله علیه را

فاقد همسر قبلی میدانند چون در دعاهای ما از رحم های آنان بعنوان رحم های پاک یاد شده است. پس باید

ازدواج نکرده باشند تا به هبچ پلیدی آلوده نشده باشند ( ارحام شامخات ) و اینکه ایشان معروف شده اند که قبلا

دوبار ازدواج کرده اند و یا اینکه از پیامبر گرامی ما 15 سال بزرگتر بوده اند رد پای احبار گمراه یهودی و حسادتهای

عایشه به چشم میخورد. حقیقتش من زیاد از جوابتون قانع نشدم چون در قرآن خودم که از انتشارات سروش است

و مترجم آن دانشمند گرامی آقای عبدالمحمد آیتی میباشند  از محصنات در این آیه به ازدواج ترجمه کرده اند.اگه

امکان داره منبعی رو معرفی کنید. یا اینکه خودتون بنویسین البته تفسیر نمونه نه چون تفاسیر نمونه و نور خیلی

مختصرند.


با سلام و احترام
خوشحال می شویم آدرس مطلبی را كه راجع به اسرائلیات بودن رجم خوانده اید، بیان فرمائید. در ضمن در پست قبل علاوه بر تفسیر نمونه از تفسیر المیزان نیز مطلبی ذكر شده بود. برای مطالعه بیشتر می توانید به تفسیرهای دیگر در آدرس زیر مراجعه فرمائید.
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=518

التماس دعا
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 14:32 1389/05/17
251
نقل قول از : خانم عمو

جل الخالق

منم کلمه رجم را در قرآن ندیده ام . اما چند روز پیش به این جمله در سوره نسا برخوردم که جزای زنان کنیز و غیر

آزاد محصنه نصف جزای زنان آزاد محصنه ( شوهردار ) میباشد. بعد این چه جوری میشه؟ مگر سنگسار یا

همان رجم  100 تازیانه است که بشود نصف اش کرد؟

در مورد موارد منافی عفت شهادت  4 شاهد هم علت این است که پای 2 نفر درگیر است اما در دزدی فقط 2 شاهد

کافی است. چون دزد یک نفر است .



با سلام
تفسیر نمونه در مورد نصف بودن مجازات كنیزان كه در آیه 25 سوره نساء به آن اشار شده می نویسد:

نـكـتـه دیـگـرى كـه در ایـنجا باید به آن توجه داشت این است كه قرآن مى گوید: ((اذا احـصـن )) یـعنى ((اگر آنها محصنه بودند چنین مجازاتى درباره آنها جارى مى گردد در اینكه منظور از ((محصنه بودن )) در اینجا چیست ؟ مفسران احتمالاتى داده اند بعضى آن را بـه مـعـنـى شـوهـردار (طـبـق اصـطلاح معروف فقهى و طبق آیه سابق ) و بعضى به معنى ((مـسـلمان )) گرفته اند، ولى با توجه به اینكه كلمه ((محصن )) در این جمله دو بار ذكـر شـده و بـایـد هـر دو به یك معنى باشد، و از طرفى زنان آزاد شوهردار مجازاتشان سـنـگـسـار كـردن اسـت نـه تـازیـانـه خـوردن ، روشـن مـى شـود كـه تـفـسـیـر اول یـعـنـى مـحـصـن بـه مـعـنـى شـوهـردار بـودن ، قـابـل قبول نیست ، همانطور كه تفسیر دوم یعنى مسلمان بودن نیز شاهدى ندارد. حـق ایـن اسـت كـه بـا تـوجه به اینكه كلمه ((محصنات )) در قرآن مجید، غالبا به معنى زنـان عفیف و پاكدامن آمده است چنین به نظر مى رسد كه آیه فوق نیز اشاره به همین معنى اسـت ، یـعـنـى كـنـیـزانى كه بر اثر فشار صاحبان خود تن به خودفروشى مى دادند از مجازات معاف هستند، اما كنیزانى كه تحت چنین فشارى نیستند و مى توانند پاكدامن زندگى كـنـنـد اگـر مـرتكب عمل منافى عفت شدند همانند زنان آزاد مجازات مى شوند اما مجازات آنها نصف مجازات زنان آزاد است .

و تفسیر المیزان نیز در این باره می نویسد:

" فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ" كلمه (احصن) هم به ضمه همزه قرائت شده تا صیغه مجهول باشد، و هم به فتحه همزه تا صیغه معلوم، بنا بر قرائت اول معنایش این مى‏شود كه هر گاه كنیزان به وسیله شوهران حفظ شوند، و بنا بر قرائت دوم چنین مى‏شود: (هر گاه كنیزان با اسلام آوردن خود را حفظ كنند) و این قرائت دوم بهتر است. و احصان در این آیه اگر به معناى احصان ازدواج باشد جزء شرط قرار دادنش صرفا براى این بوده كه مورد سخن جایى است كه قبل از ارتكاب فاحشه ازدواج صورت گرفته، چون مساله شرعى چنین است كه كنیز اگر مرتكب فحشا شود، چه شوهر دار باشد و چه نباشد حدش نصف حد زن آزاد است، و احصانش چیزى بر حد او اضافه نمى‏كند. و اما اگر به معناى احصان اسلام باشد- كه بعضى گفته‏اند- و قرائت با فتحه همزه هم مؤید آن است، معنایش روشنتر و بى‏نیاز از مئونه زائد خواهد بود، و بنا بر این احتمال معنایش چنین مى‏شود، كنیزان اگر زنا بدهند نصف عذاب آزادگان را دارند، چه شوهر داشته باشند و چه نداشته باشند. و مراد از عذاب، تنها تازیانه است، نه سنگسار، چون سنگسار نصف نمى‏شود، و همین خود شاهد بر این است كه مراد (از محصنات) در جمله" فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ ..." زنان آزاد است، نه زنان شوهردار، كه در اول آیه مورد بحث بدان معنا بود، و حرف الف و لام در این كلمه الف و لام عهد است،- یعنى همان محصناتى كه در اول آیه نامش را بردیم. نه محصناتى كه در آیه قبلى ذكر كردیم، چون محصنات در آیه قبلى به معناى زنان آزاد شوهردار بود، كه مى‏فرمود: ازدواج با آنان حرام است، و محصنات در آیه مورد بحث به معناى زنان آزاد بود كه مى‏فرمود: اگر توانایى آن را ندارید كه با زن آزاد ازدواج كنید با كنیزان (ازدواج كنید) (مترجم). در نتیجه معناى آیه چنین مى‏شود: كه اگر كنیزان مؤمن مرتكب زنا شدند، نصف عذابى كه زنان آزاد و بى شوهر دارند خواهند داشت، و آن عبارت است از پنجاه تازیانه.


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:39 1389/05/17
250
نقل قول از : امید ق




سلام

می خواستم در مورد حکم سنگسار ازتون بپرسم:

1-آیا حکم سنگسار به صراحت در قرآن ذکر شده است.

2-آیا در احادیث وروایات در این مورد سخنی به میان آمده ویا امامان ما در این مورد حکمی صادر کرده اند ویا خود اقدام به این کار نموده اند؟

3-اگر حکمی قرآنی در این باب صادر نشده اهل تسنن بر اساس چه استدلالی این حکم را اجرا می کنند؟

4-آیا مشابه این حکم پیش از ظهور اسلام در عصر جاهلیت سابقه ی اجرایی دارد؟

5-اولین حکم سنگسار پس ظهور اسلام چه زمانی به اجرا در آمد

6-مبنای اثبات این مجازات(شهادت چهار مرد عاقل و بالغ و یا چهار بار اقرار متهم) در قانون اساسی ما از کجا گرفته شده است.

7 -آیااین حکم ویا مشابه آن در ادیان وفرق دیگر سابقه ی اجرا دارد؟

با تشکر


با سلام

 

در مورد رجم (سنگسار) آیه‏ای در قرآن مجید نیامده است. نه تنها این حكم، بسیاری ازاحكام مسلم شرعی كه حتی از ضروریات دین است در قرآن نیامده.

از باب نمونه مسائل راجع به غسل و تعداد ركعات نماز. البته ضرورتی هم ایجاب نمی‏كند كه تك تك احكام شرعی به صورت مبسوط در قرآن ذكر شود. قرآن كریم در آیات متعددی ما را به سوی پیامبر و اهل بیت او( ع) رهنمون شده و اطاعت از آنان را بر ما واجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است. از جمله آیه:

«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منكم»،(نساء / 59) و آیه «من یطع الرسول فقد اطاع الله»،

(نساء / )80.

به همین جهت سنّت كه گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر است یكی از منابع استخراج احكام شرعی علاوه بر قرآن به شمار می‏رود و بسیاری از احكام شرعی از روایات پیامبر و اهل بیت(ع) استفاده می‏شود.

حكم رجم زناكاری كه دارای همسر باشد با تحقق شرایط آن یكی از مسائلی است كه با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومین(ع) ثابت شده است و محل اتفاق جمیع فقها است؛ بلكه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جای تأمل و تردید در این حكم وجود ندارد و در صدر اسلام به دستور پیامبر(ص) انجام گرفته است.

برای آگاهی بیشتر رجوع كنید به:

جواهر الكلام، محمدحسن نجفی، نشر اسلامیه، چاپ ششم، 1363 ش، ج 41، ص 318 ـ 321.

 

در هر صورت این حكم برای كسانی است كه «زنای محصنه» انجام داده باشند یعنی مردی كه همسر داشته باشد و یا زنی كه شوهر داشته باشد. اما اگر فرد مجرد آلوده شود تازیانه می خورد.

 

پس از آنكه پیامبر اكرم (ص) و مؤمنین به مدینه هجرت كردند، اتفاق افتاد كه یك زن و مرد از یهودیان مدینه مرتكب زنا شدند. یهودان به نزد پیامبر رفتند و گفتند تو كه ادعا میكنی آمده‌ای تا احكام تورات را اجرا كنی، اكنون بیان كن كه حكم تورات درباره‌ زن و مرد زناكار چیست؟ پیامبر اكرم (ص) به «بیت المدراس» (مدرسه‌ دینی یهودان) رفت و از خاخامها خواست كه تورات را بیاورند و حكم زناكار را برایش بخوانند. ولی هر كدام از خاخامها گفت حكم تورات آنست كه زن و مرد زناكار را باید وارونه بر خری سوار كنند و با روی سیاه در شهر بگردانند تا عبرت دیگران شوند. وقتی پیامبر به آنها سوگند داد كه تورات را بیاورند و حكم زناكار را بخوانند، خاخام جوانی به نام عبدالله ابن صوریا تورات را آورد و خواند و گفت: حكم زناكار در تورات آنست كه سنگسار شود. پیامبر اكرم گفت: من شایسته‌ترین كس به اجرای حكم تورات هستم كه حكم خدا است؛ و دستور داد آن زن و مرد زناكار را سنگسار كردند. [سیره ابن هشام: 2 / 206- 207. تفسیر طبری: 4 / 572- 575]

 

 

«ماعز ابن مالك به ‌نزد پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. فرمود: تو را چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه كن. او رفت و باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. پیامبر فرمود: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به‌ درگاهش توبه كن». باز رفتو باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر كن. باز هم پیامبر مثل دفعه‌قبل به‌او فرمود. چهارمین ‌بار كه آمد و همان حرف را تكرار كرد، پیامبرفرمود: برای چه تو را تطهیر كنم؟. گفت: برای زنا. پیامبر پرسید: آیا اینشخص دیوانگی دارد؟. به‌او پاسخ دادند كه دیوانگی ندارد. پرسید: آیا خمرننوشیده است؟ مردی برخاست و دهانش را بویید، و بوی خمر از او حس نکرد. رسولالله فرمود: آیا زنا كرده‌ای؟ گفت: آری. پس فرمود او را سنگسار كردند». [صحیح مسلم: حدیث 1695]

 

 

همچنین در حدیثی آمده كه كسی به‌ نزد پیامبر شكایت برد كه زنش را درخانه‌اش با مردی گرفته است. پیامبر فرمود: گواه بیاور. مرد گفت: یا رسولالله! آیا كسی ‌كه در خانه‌اش ببیند كه مردی بر روی زنش خفته است باید برودو دنبال گواه بگردد؟ پیامبر فرمود: یا گواه بیاور یا كمرت را برای تازیانهآماده كن. [صحیح بخاری: حدیث شماره‌ی 2671]

 

 

همانطور كه در روایات اشاره شد قبل از اسلام نیز مجازات زنای محصنه در دین یهود سنگسار بوده.

و مرجع قانون مجازات اسلامی برای طریقه اثبات زنا نیز روایت متعددی است كه نقل شده.   


امید ق , gho
امید ق - 22:50 1389/04/29
249







سلام

می خواستم در مورد حکم سنگسار ازتون بپرسم:

1-آیا حکم سنگسار به صراحت در قرآن ذکر شده است.

2-آیا در احادیث وروایات در این مورد سخنی به میان آمده ویا امامان ما در این مورد حکمی صادر کرده اند ویا خود اقدام به این کار نموده اند؟

3-اگر حکمی قرآنی در این باب صادر نشده اهل تسنن بر اساس چه استدلالی این حکم را اجرا می کنند؟

4-آیا مشابه این حکم پیش از ظهور اسلام در عصر جاهلیت سابقه ی اجرایی دارد؟

5-اولین حکم سنگسار پس ظهور اسلام چه زمانی به اجرا در آمد

6-مبنای اثبات این مجازات(شهادت چهار مرد عاقل و بالغ و یا چهار بار اقرار متهم) در قانون اساسی ما از کجا گرفته شده است.

7 -آیااین حکم ویا مشابه آن در ادیان وفرق دیگر سابقه ی اجرا دارد؟

با تشکر

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 10:40 1389/04/21
248


س: چه چیزی یا کسی شیطان را وسوسه کرد اگر خود او بوده پس عامل شر در او بوده است یعنی خداوند در او شر نیز قرار داده است لطفا توضیح دهید

ج: قرآن مجید به صراحت بیان فرموده است که: ابلیس از جنس « جن » بود و ملک نبوده است« و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس کان  من الجنّ ففسق عن امر ربّه افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونی و هم لکم عدو بئس للظالمین بدلا »یعنی : « به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم : « برای آدم سجده کنید ! آنها همگی سجده کردند جز ابلیس – که از جن بود – و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا ( با این حال) او و فرزندانش را به جای من اولیاء خود انتخاب می کنید ، در حالیکه آنها دشمن شما هستند ( فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا ) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران[1]

و جنیان همانند انسان از اختیار برخوردارند و میتوانند خیر وشر را خود انتخاب کنند و در بین آنها خوب و بد هم وجود داردو قرآن می فرماید:وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُول?ئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً[2]و از میان ما برخی فرمانبردار و برخی از ما منحرفند : پس کسانی که به فرمانند ، آنان در جستجوی راه درستند ،پس بنابراین شیطان خود ش راهش را انتخاب کرد امام صادق علیه السلام می فرماید : ابلیس از جن بود ولی همراه فرشتگان بود آنچنان که آنان فکر می کردند از جنس آنان است ( بخاطر قربش به پروردگار )[3].خلاصه این که گناه نتیجه وسوسه است بلکه گاهی به سبب خلل در شخصیت است و عدم سیطره بر غرائض و امیال است واین آن چیزی است که در شیطان وجوددارد مخصوصا صفت تکبر، واین صفت در هر کسی باشد نیاز به شیطان ندارد وتکبر اکبر الکبائر است که از مرحله اعلی به مرحله ادنی میبرد واز رحمت حق دور می سازد

 

[1] کهف / آیه 50ترجمه آیت الله مکارم شیرازی         

[2] الجن‏، 14

[3] تفسیر نمونه ج 12/ ص 467
 
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 14:45 1389/04/16
247
نقل قول از : ایرج کرامتی

سلام
آیا در قرآن آیه ای در رابطه با عشق عاشقی بین دو نفر مرد و زن وجود داره
زیبا ترین داستان ها داستان های عشقی اند ایا قران داستان عشقی داره ؟

با سلام

قرآن کریم داستان یک زن متأهل را که عاشق جوانی غیر از شوهرش شده بود برای ما بیان می نماید که این عشق و علاقه، آن زن را به کارهای ناشایست فراوانی که مورد پسند اخلاق و دین نبود، کشانید. منظورم زن عزیز مصر است، و آن جوان معشوق، یوسف صدیق می باشد.

این زن کوشید که به هر وسیله ای آن جوان[یوسف] را بفریبد و آشکارا از او درخواست مراوده کرد، و پروایی از خیانت کردن به شوهرش نداشت، وقتی که این جوان عفیف و پاکدامن دست رد به خواسته ی او زد. آن زن اقدام به زندانی کردن و خوار نمودن او نمود تا ایشان را حقیر سازد. همانطور که به دوستانش از زنان مرفه شهر با صراحت اعلام نمود:

«زن عزیز گفت: این همان است که درباره ی او سرزنشم می کردید آری من از او کام خواستم ولی او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور می دهم نکند قطعا" زندانی خواهد شد و حتما" از خوارشدگان خواهد گردید.»


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 18:04 1389/04/7
246
نقل قول از : ایرج کرامتی

سلام
آیا در قرآن آیه ای در رابطه با عشق عاشقی بین دو نفر مرد و زن وجود داره
زیبا ترین داستان ها داستان های عشقی اند ایا قران داستان عشقی داره ؟



سلام بزرگوار

   یكی از داستانهای عبرت  آموز قرآن داستان یوسف و زلیخاست. خداوند متعال در سوره‌  مبارکه یوسف، شرح زندگی سراسر رمز و راز جوانی را بیان کرده که بهترین الگو برای جوانانی است که مهم‌ترین و حساس‌ترین مرحله زندگی خویش را سپری می‌کنند.

   آیا قرآن در این داستان عشق زمینی و کم‌ ارزش زنی را به جوانی زیبا‌رو بیان کرده است یا در پس این ماجرا زنی  عاشق پروردگاری می‌شود که این همه حسن و جمال را در رفتار و گفتار بنده‌  نیکوکارش، یوسف قرار داده است.

   یوسف به عنوان پسر بچه‌ای وارد خانه زلیخا می‌شود و زلیخا برای او مادر.

   رابطه ‌ای که در این میان بر‌قرار می‌ گردد، رابطه‌ مادر و فرزندی است و همسر زلیخا نیز از او می‌ خواهد که به نحو أحسن از یوسف نگهداری کند و می ‌گوید: چه بسا او بتواند فرزندی نیکو برایشان باشد.

   حضرت یوسف نیز در این مدت دست به دعوت اهل كاخ مخصوصاً زلیخا به یكتا پرستی و ایمان به وحدانیت او می پردازد ولی غرور زلیخا بعنوان بانوی اول قصر مانع ایمان آوردنش می شود.

  عشق زمین زلیخا به یوسف موجب می شود این غرورِ بیهوده، شكسته شود و درهای رحمت برای زلیخا گشوده شود او به خدای یوسف ایمان آورد. به مقامی برسد كه شایستگی همسری پیامبر نصیبش گردد.

ایرج کرامتی , iraj_karami
ایرج کرامتی - 23:27 1389/03/16
245
سلام
آیا در قرآن آیه ای در رابطه با عشق عاشقی بین دو نفر مرد و زن وجود داره
زیبا ترین داستان ها داستان های عشقی اند ایا قران داستان عشقی داره ؟

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:55 1389/03/6
244
نقل قول از : javad khan

و ما تو را به حق بشارت دادیم

از مایوسان مباش

گفت جز گمراهان چه كسی از رحمت پروردگار مایوس می شود

این ایه رو خوب به یاد دارم

3 سال قبل درست زمانی كه از همه چیز نا امید بودم برام اومد و به من امید داد بعدش ایه دیگه ای كه خدا خودشو برا بنده هاش اجابت كننده دعا معرفی می كرد و خلاصه همینطور به من امید داد و حالا..

همه چیز از دست دادم

درست سر نقطه اول با این تفاوت كه دیگه اصلا امیدی ندارم..

چی كار كنم

كمكم كنید دارم پوچ گرا میشم...


سلام بزرگوار
برایتان آرزوی پیروزی و داشتن امید بی پایان را دارم.
امید سرمایه ای است كه خداوند با بخشیدن آن به انسان او را در مقابل هر مشكلی مقاوم و توانمند نموده است. روزی كه انسان امید خود را از دست بدهد خواهد دید كه هیچ چیزی در دست ندارد و تمام درها برویش بسته هستند و در روزی كه چیزی در دست ندارد با داشتن امید خواهد دید كه بسیاری راهها وجود دارد كه او هنوز آنها را نیازموده است.
در حقیقت هرچه هست در امید است و بی امیدی مساوی هیچ است.
حكایت زیبا و عبرت آموزی در این زمینه هست كه خواندش بسیار مفید است:
داستان امید  
جواد خان , javadhoo
جواد خان - 21:33 1389/03/3
243

و ما تو را به حق بشارت دادیم

از مایوسان مباش

گفت جز گمراهان چه كسی از رحمت پروردگار مایوس می شود

این ایه رو خوب به یاد دارم

3 سال قبل درست زمانی كه از همه چیز نا امید بودم برام اومد و به من امید داد بعدش ایه دیگه ای كه خدا خودشو برا بنده هاش اجابت كننده دعا معرفی می كرد و خلاصه همینطور به من امید داد و حالا..

همه چیز از دست دادم

درست سر نقطه اول با این تفاوت كه دیگه اصلا امیدی ندارم..

چی كار كنم

كمكم كنید دارم پوچ گرا میشم...

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.