userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

امین رضایی , aminrezai
امین رضایی - 02:38 1388/04/27

·▪•●๑۩ღ ..سخنان حضرت مهدی (ع) چگونه مورد پذیرش مردم زمان خود قرار خواهد گرفت؟!! ..ღ۩๑●•▪

به نام خدا

غیر از نشانه هایی كه امامان در رابطه با اجتماع قبل از ظهور حضرت قائم (ع) ذكر كرده اند ، آیا خود آن حضرت نشانه هایی به همراه دارد كه توسط آن شناخته شود؟

می گویند در آن زمان دین آنچنان از مسیر اصلی خود خارج شده است كه اندیشه آن حضرت با تفكرات دینی رایج زمان تفاوت بسیار دارد. آیا این مطلب صحت دارد یا خیر ؟

در صورتی كه جواب بلی است ، چه تضمینی وجود دارد كه حكومت دین مدار  آن زمان ، او را به بند نكشد و به جرم مخالفت با قوانین الهی ،اقدام علیه امنیت و محاربه با خدا به زندان نیفكند ؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 18:26 1388/07/16
59

با سلام و احترام

شاید برای همه ما اتفاق افتاده باشه که فردی حرفی رو می زنه و اون حرف با وجود سادگی بسیار دلنشینه و روی انسان تاثیر میذاره

من فکر می کنم حضرت با دم روح افزای خودش بشر رو به راستی و درستی رهنمون می شن.

سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 09:59 1388/06/7
58
سلام
البته من نمیخوام بین بحث کیارش و محمد رضا مداخله کنم یا طرفدارانه شرکت کنم.
ولی لازم دیدم این مطلب بگم که بین دین و علوم صحیح روز اختلافی وجود نداره چون تعارض بین علوم به  دو معنا می تواند باشد
1) تعارض واقعی بین قرآن و علم
2) تعارض ظاهری قرآن و علم
 باتوجه به اینکه قرآن کلام خداوندی و آفرییننده جهان است میان قرآن و علم تعارض واقعی رخ نمیدهد . زیرا خدای جهان به انچه آفریده است آگاهی دارد و برای اطلاع رسانی از حقایق هستی ،شناخت کافی  دارد در نتیجه آنچه در قرآن آمده از اتقان و واقعیت برخوردار است و با واقعیان جهان ناسازگاری ندارد به عبارت دیگر کتاب تشریع و کتاب تکوین ( جهان ) هر دو از یک افریننده است و بر یکدیگر مطابقت دارد .
چنانچه گالیله نیز به همین نکته اشاره کرده  و گفته است : هم آیات کتاب مقدس و هم آیات طبیعت هر دو کلمه الله اند ( ایان باربو، علم و دین ترجمه خرمشاهی ، 1362 ، ص 36)
لذا تعارض واقعی بین قران و علوم  محال است  یعنی محال است دو گزاره قرانی و علمی  هر دو قطعی و ناسازگار باشند
ولی تعارض ظاهری علم و قران رخدادنی است  ولی قابل رفع و زودودنی می باشد .
التماس دعا
کیارش شریعتی , brad_pittse7en7
کیارش شریعتی - 02:18 1388/06/6
57

درود

در مورد اون پاسخ های  عرض کنم که من چند صفحه جواب نوشتم ولی در عین ناباوری صفحه خالی ارسال شد!.

منم خوشحال ترم که آقا علی داره با ادب تر میشه و دیگه به کسی حمله نمی کنه.البته  در چنین مواردی این امر طبیعی می باشد.

در اون مورد طوفان نوح می گم که در گذشته از این قبیل اتفاقات طبیعی فراوان بوده است ولی یک حادثه اتفاق افتاده در چندین هزار سال پیش که تمام فرهنگ ها نه ادیان اون رو ثبت کردند و تعدادی هم از این حادثه جان سالم به در بردند.

همان طور که در سال 2004 زلزله و طوفان سونامی بودیم که تمام دنیا را لرزاند و 100هزار کشته گذاشت و البته تعدادی هم جان سالم به در بردند.

پس اگر طوفان عظیمی بوده امریست در طبیعت و به معجزه ربطی نداره همان طور که در چندین میلیون سال قبل شاهد رفتین کره زمین به زیر آب بودیم.

-

حالا به بررسی این طوفان درفرهنگ های مختلف بشری می پردازیم:

طوفان بزرگ طوفانی‌است که بنا به اساطیر  از سوی خدا یا خدایان برای نابودی تمدن  فرستاده شد. داستان طوفان، در تورات و قرآن  به نوح نسبت داده شده‌است؛ به همین دلیل مسیحیان،مسلمانان،یهودیان از آن با نام طوفان نوح یاد می‌کنند. این داستان، یک داستان رایج در بین ملت‌های باستانی، سامی و آریایی است. نظیر این داستان در  اوستا،کتاب‌های هندو، متون قدیم یونان و حماسه گلیگمش آمده‌است.

-

سومریان و بابلیان

 

قدیم‌ترین نوشته‌ای که تاکنون درباره داستان طوفان به دست آمده، سنگ‌نبشته‌هایی‌است که از سومریان و بابلیان باستان یافت شده‌است. این سنگ‌نبشته‌ها در سه هزار سال پیش از میلاد مسیح نوشته شده‌اند، به همین دلیل سومریان و بابلیان پیشتر از دیگر ملت‌ها، داستان طوفان را نگاشته‌اند. طوفان در سنگ‌نبشته‌های سومری، به نام  زیوگیدو  است.

 

هفت شب و هفت روز، آسمان باران می‌بارد و از دریاها و چشمه‌ها آب می‌جوشد و روی زمین را آب فرامی‌گیرد؛ و همه انسان‌ها و جانوران جز آن‌ها که در کشتی اوتانا پیش‌تیم در آمده‌اند، نابود می‌گردند. پس از هفت شبانه‌روز، طوفان می‌ایستد و آب‌ها در زمین فرومی‌روند؛ و اوتانا پیش‌تیم، از پنجره کشتی کبوتری به بیرون می‌فرستد و کبوتر برای او از خشکی نشانی می‌آورد. پس از آن کشتی، بر فراز کوهی می‌نشیند و سرنشینان آن، در سرزمین  میان رودان از کشتی پیاده می‌شوند، و از فرزندان ایشان، سومریان و بابلیان و دیگر اقوام پدید می‌آیند.

-

عبرانیان

 

ظاهراً عبرانیان، به نوشته‌های سومری و اکدی دست یافته و نام نوح، یکی از قهرمانان قدیم خود را، جانشین نام اصلی کرده‌اند. باب‌های ششم تا هشتم، سفر پیدایش به طوفان نوح می‌پردازد.

 

-

مسلمانان

 

داستان طوفان در سوره‌های چندی از  قرآن آمده‌است. داستان نوح در قرآن، همانند داستان نوح در تورات است و در عین حال اختلافاتی نیز وجود دارد. در تورات، داستان بسیار مفصل و یک‌جا آمده‌است؛ در قرآن، داستان پراکنده، مکرر و بسیار مختصر است. در تورات، داستان به شیوه اسطوره و داستان بیان شده‌است. اما در قرآن، پس از بیان روایت نوعی پند و عبرت نیز در آن بیان گشته‌است. اما در روایت اسلامی، در تفاسیر قرآن و کتب تاریخی و قصص أنبیا، مانند تاریخ طبری، این داستان بسیار مفصل آمده‌است؛ به قدری که از تورات نیز مفصل‌تر است و یا از دیگر کتاب‌های یهود نظیر هاگادا بهره برده‌است.

-

متون قدیم یونانی

 

اسطوره یونانی طوفان چنین است که زئوس خدای بزرگ قوم  هلن، رییس خدایان آن گروه، پس از آفرینش انسان پشیمان گشت و از کارهای او خشمناک گردید؛ پس خواست که ایشان را در زمین نابود کند، به دریاها، رودها و چشمه‌های زمین دستور داد طغیان کنند، و به آسمان هم فرمان داد که ببارد تا طوفان سختی ایجاد شود و نسل ایشان از بین بروند. ولی در این وقت، پرومیته پیش از روی دادن طوفان از خواسته زئوس آگاه شد و بی‌درنگ به دکالیون و زنش پیرا دستور داد برای نجات آدمی و جلوگیری از نابودی نسل انسان، یک کشتی بسازند و هنگام رخ دادن طوفان بر آن سوار شوند تا از طوفان رهایی یابند. دکالیون و پیرا، بر کشتی ساخته شده سوار گشتند، و پس از آن طوفان پدید آمد و آسمان به شدت بارید و ده‌روز، جهان را آب فراگرفت و به جز دو نفر کشتی‌نشینان، همه انسان‌های زمین غرق شدند. پس از مدتی، آب‌ها فرورفتند و آسمان از باریدن ایستاد و کشتی دکالیون و پیرا، بر قله کوهی نشست و آن دو باقی مانده، به خشکی درآمدند. پس از پایان طوفان، دکالیون به پیشگاه زئوس قربانی کرد. زئوس به او و همسرش دستور داد که سنگ‌هایی پشت سرشان بیاندازند. سنگ‌هایی که دکالیون انداخت تبدیل به مردان شدند و سنگ‌هایی که پیرا انداخت تبدیل به زنان شدند. یکی از پسران ایشان هلن نام داشت که یونانیان از آن‌ها به وجود آمدند.

-

ایرانیان

داستان طوفان و چگونگی روی دادن آن در متون دینی زرتشی و داستان‌های اساطیر باستانی ایران نیز آمده‌است. داستان طوفان در کتاب وندیداد اوستا چنین آمده‌است که میان اهورا مزدا و اهریمن جنگی درگرفت. اهورامزدا برای نابود ساختن اهریمن خواست در زمین طوفان سختی بفرستد، ولی می‌خواست انسان‌را رهایی دهد و نگذارد که انسان‌ها از بین بروند.

از این رو، اهورامزدا به جمشید آگاهی داده و به وی دستور می‌دهد: " ای جمشید، در این جهان خاکی، سرمای سختی خواهد شد، سرمای سختی که از آن نابود گردند، در آن برف بسیاری خواهد بارید، از فراز کوه‌ها تا رود اردوی. ای جمشید، از سه جای جانوران خواهند گریخت. نخست از آن‌چه ترسناک‌ترین جای‌ها هستند، دوم آن‌چه در فراز کوه‌ها هستند، سوم آن‌چه در دریاهای ژرف در خانه‌های استوار هستند. پیش از سرما، این سرزمین سرسبز است؛ آن را برف بجنباند و سپس ای جمشید برف آب شده و این جهان خاکی را ویران کند. همان جهانی که مردمان آن جای پای گوسفندان را می‌بینند؛ چنین جهان از طوفان آب ویران گردد. پس ای جمشید، غاری بساز که درازا و پهنای آن چون یک میدان اسب باشد. تخمه جانوران بیشه و ستور و مردم و مرغان و آتش سرخ را در آن‌جا ببر...در آن‌جا به‌اندازه مسافت هزار قدم انبار کن؛ آن‌جا بازاری بساز که در آن سبزی‌ها باشند و خوراکی که فاسد نشود. در آن‌جا خانه‌ها بسازد، با اطاق‌ها و ستون‌ها و دیوارها و حصارها. آن‌جا تخمه تمام بزرگ‌ترین و بهترین و نیکوترین مردان و زنان زمین را ببر و تخمه بزرگ‌ترین و زیباترین جانوران را، آن‌جا تخمه بلندترین و خوشبوترین گیاهان و درخت‌ها را ببر، و تخمه خوشبوترین و نیکوترین خوراک را، تا وقتی که مردم در غار هستند، جفت‌جفت و دو به دو باشند تا نسل ایشان بماند."

 

جمشید فرمان اهورامزدا را پیروی کرده و چنین غاری را ساخت. وندیداد، یک روز آن غار را یک سال دانسته‌است.

-

 

خب در مثال های تاریخی بالا شاهد چنین اتفاقی بودیم که من هم چنین بلای طبیعی را رد نمی کنم طبیعت است و هزار اتفاق.

البته در این که شما سفسطه می کنید شکی نیست.

خب حالا با توجه به این که شما مستندات خود را از کتب مذهبی و یا با گرایش مذهبی می آوردید ما هم بهتر دیدم که با سلاح خودتان به جنگ خودتان برویم.

در کتب دینی ادیان ابراهیمی از نوح به عنوان فرزند لامک، دهمین نسل از نسب آدم ، نخستین کشاورز و پرورش دهنده تاکستان یاد شده است. همچنین نسل انسان‌های جهان را از سه فرزند او سام،یافث،حام، می دانند.

-

این در حالی است که شما تاریخ زندگی او را به 5200 سال پیش تخمین زدید.

حالا اگر به پیدایش انسان در گذشته بر گردیم و آثاری که از انسان های نخستین بدست آمده است در آفریقا،کشفیات عدد 250000 هزار سال را به ما می دهند که اگر هر نسل از نوح را در گذشته 1000 ساله بدانیم باز هم 240000 هزار سال با تفاسیر متون دینی از سن و سال پیدایش انسان کم میآوریم.

حالا ما از نسل انسان 250000 هزار سال پیش هستیم یا از نسل نوح 5200 ساله؟؟؟

 

البته طبق آخرین کشفیات در غار های کرمانشاه آثار  و اشیاءبدست آمده  نزدیک به 40 هزار سال  می رسد.

که اگر خواستید ریز آن را برایتان شرح دهم.

 

-

شما گفتید در گذشته سنجش بر حسب ماه،ستارگان و خورشید بوده است.اگر هر سال را 12 ماه،هر ماه را 30 روز و هر روز را 24 ساعت و هر ساعت را 60 دقیقه و...بدانیم آن وقت با این علم به عدد سن و سال انسانی می رسیم.حالا سوال این است که در آن زمان چنین محاسبه هایی وجود نداشته است چطور عدد 1000 سال را با اطمینان بیان می کنید؟؟؟اصلا شاید هر گردش زمین به دور خورشید را جور دیگر حساب می کردند که این امری دور از ذهن نمی باشد.حالا چه کسی با نوح بوده است که این اعداد و ارقام را به خاطر سپرده است؟؟؟

 

دوست من پدر پدر بزرگ خود را هنوز دارد که این خیلی جالب است و هیچ مدرکی از خود ندارد که بیان کند چند سال دارد و وقتی از وی سوال می کنید با خنده می گوید 300 ،400 سال این را هم برای مثال آورده ام.البته با توجه به علم الان سن آن را می توان زود حساب کرد.

دوست عزیز باید بدانی که زمان ،تاریخ،سن و سال این ها چیزی جزء قرار داد های اجتماع بشری و چیزی جزء اعداد و ارقام نیستند و می توان به راحتی با آن ها بازی کرد مثلا 100 ثانیه را یک دقیقه بدانیم که با این کار می توان عمر را کوتاه و بلند کرد.

-

 

ولی در مورد اون کشتی که در داستان ها به اوتانا معروف می باشد عرض کنم که اثری که هم اکنون در آرارات ترکیه پیدا شده است را،هر ملتی به قهرمان خود نسبت می دهد حالا اگر این را به یهودیان نسبت بدهیم چند سوال در ذهن نقش می بندد:

1.بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است.

2.از  آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است.

3.کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و بهوزن تقریبی۳۲۰۰۰تن بسازد؟

4.آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟

5.براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟

آب و غذا چگونه تأمین می شد؟

جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟

باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد!!

جند نوع موجود در جهان وجود دارد یا وجود داشته؟

آیا ماهیان و گونه های آبزی نیز شامل انها میشوند؟

حشرات چی؟

گیاهان و درختان چطور؟

-

اگر این داستان را باز هم واقیعت بدانیم مخصوصا در تکنولوژِی ساخت کشتی این را مانند دیگر آثار جهان را باید مدیون تمدن های بزرگ بشری مانند اینکاها و مصریان باستان بدانیم نه یک انسان.

احتمالا در آن زمان تمدن بزرگ و پیشرفته ایی وجود داشته است که چنین تکنولوژی داشته است.

-

لطفا باز هم می گویم برای جواب های منطقی به کتاب های مذهبی رجوع نکنید.

-

دوست عزیز من شما باید قبول کنید که کشفیات علمی دنیای مدرن امروز با کتب دینی اختلاف فاحش دارند.

حسین فدای امام هادی , moj_
56
خوب
خوشحالم که بحث داره علمی میشه
من تمام مطالب اقای کیارشو بیشتر به طنز شبیه میدونم .چون از مسلمات میپرسه و حتی حقایق تاریخی رو که نزدیک به 60درصد کره زمین اونو قبول دارند به سخره میگیره.حقایق ادیان اسلام مسیحیت یهودیت
من چندین بار در مطالب جدا گانه به شدت به کیارش حمله کردم.من با ایشون خصومت شخصی ندارم به هیچ وجه.ولی همین مطالبشون باعث میشه من تند بنویسم.طوفان نوح علیه السلام یک امر اثبات شده در تمام ادیان توحیدیه.مسیحیان طوفان نوح رو به عنوان یک واقعیت قبول دارند و در انجیلشون هم این مطلب هست.یهودیا هم همینطور و در کتب مقدس یهود مطالب بسیار زیادی در باره طوفان نوح اومده.حتی یهودیا دعا میکنند و میگند خدایا ما رو مثل قوم نافرمان نوح مستوجب عذاب نکن.خوب در اسلام هم که قرآن طوفان نوح رو به عنوان واقعیت تاریخی ذکر کرده و گفتم که قبل اسلام دیگر ادیان اینو گفته بودند. خوب تا اینجا مشکلی نیست.
همونطور که در بالا هم متذکر شدم کیارش دارند مغالطه میکنند و شاید هم مطالعه کافی ندارند.توصیه میکنم بدون مطالعه به بحث نپردازید.اینو توهین تلقی نکن این یه نصیحت نسبتا دوستانه است.درسته در اون زمان ساعت نبود ولی ماه که بود خورشید هم بود.نیاکان ما کاملا بهتر از منو تو بلد بودند سال رو مشخص کنند.و همه در اون موقع با ماه و خورشید و حرکت ایندو زمان رو حساب مبکردند.میگفتند الان وسط ماهه چون ماه کامله یا الان وسط روزه چون خورشید در وسط اسمونه.یا الان 24بار ماه کامل شده که یعنی دوسال..ما میگیم فلانی 5ماهشه یا فلانی 50سالشه.
اونی که شما بهش میگی قایق ما بهش میگیم کشتی عظیم نوح.ببینید شما یا عبارات قرآن و سایر ادیان رو بکار نبندید یا اگه میخواید نقل کنید درست بگید.من نه توی مسیحیت نه یهودیت و نه اسلام حرفی از قایق نشنیدم.همه ادیان میگند کشتی عظیم نوح.کشتیی که با امکانات اون موقع بیشتر از 40سال طول کشید ساختنش.40سال یه قایق میسازند؟یا یه ابر کشتی؟
بله از هر حیوانی هم یک جفت به داخل کشتی برد و این هم از مسلمات تاریخیه همه ادیانه.در انجیل هم این دقیقا نوشته شده.شما اخرش هم با اینکه چندین بار ازت پرسیدم نگفتی به چه دینی هستی؟خلاصه کلام همه ادیان الهی که ما میشناسیم طوفان نوح رو قبول دارند.یه سرچ کوچولو تو اینترنت انجام بدید.میبینید که یک کشتی بزرگ در یکی از کوههای ترکیه کشف شده و چند صد دانشمند دارند بر روی این کشتی که گفته میشه همون کشتیه مطالعه میکنند.به نظر شما اگه افسانه بود دانشمندان بزرگی مثل ایلهو ژاپنی یا ویلیام نورتون مسیحی اهل الملن یا رابین رامخاییل اهل امرکا و یهودی که هر کودوم از این دانشمندان چنیدن عنوان جهانی دارند پا میشدند این همه راه رو بکوبند بیان تو کوههای نمیدونم کجای ترکیه؟نه والا اینا هم عقل دارند.
مطلب بعد.اونطور که ما میدونیم تموم شدن عصر یخبندان و اغاز گرم شدن زمین مربود به حداقال4میلیون سال پیشه و همزمان بوده باانقراض دایناسورها.چرا مطالب بی پایه و اساس میگی؟خوب عزیز من شما طوری حرف میزنی که انگار ما از هیچ جا خبر نداریم.کتاب زیست شناسی سال دوم دانشگاه رشته زمین شناسی رو بخون ببین چی میگم.شما نوشتی مربوط میشه به 20یا 30هزار سال پیش.نخیر 4میلیون سال پیش این اتفاق افتاده .در اون موقع قاره ها هم به هم چسبیده بودند و بعد از جداسای قاره ها هیچ اتفاق مهم زیستی نیوفتاده.
مطلب بعد.بیا یه حساب انجام بدیم.از زمان ما تا پیامبر اسلام1500سال میگذره.من اعداد رو رند میکنم.بعد گیر ندی.از پیامبر اسلام تا حضرت عیسی دقیقا 500سال فاصله بود.از حضرت عیسی تا حضرت موسی کمتر ارز2000سال بود.از حضرت موسی تا حضرت نوح هم تقریبا 1200سال فاصله بود.جمع میکنیم:
1500+500+2000+1200=5200
دیدی عزیز من چرا اخه بی اطلاع حرف میزنی.ضمنا این اعداد و فاصله بین پیامبرا مورد اتفاق همه ادیان هست.
خوب حالا 5200سال کجا و 20هزار سال کجا.یه کوچولو هم که اگه با علم و کتاب و واقعیت سر و کار داشتی اینا رو نمینوشتی.اصلا طبق گفته مسیحیا کل عمر بشر از حضرت ادم تا امروزکمتر از7000ساله و مسلمونا هم اینو قبول دارند.ولی یهودیا میگند 6000ساله.کیارش لطفا بدون سند و اطلاع حرف نزن.برا خودت بده.
دانشمندان هم ثابت کردند که فسیل های دایناسورها ما حداقل2میلیون سال پیشه نه چند هزار سال.
ضمنا اخرین نکته این که .اگه در مطلبی موندی و نتونستی جواب بدی بپذیر و حرفو عوض نکن.یاد گرفتن خوبه وبحث هم برا همینه.عناد دیگه چرا؟؟؟
کیارش شریعتی , brad_pittse7en7
کیارش شریعتی - 02:28 1388/06/4
55

یعودیا معتقند نوح نبی 2500سال عمر کرده و فرعون1000سال عمر کرده و مسیحیا میگند یوحنا1700سال عمر کرده.ستاره پرستا هم میگند ستاره مشرقی در واقع یه ادمه که10000سال عمر کرد و بعد ستاره شد.حتی بت پرستای هندو هم میگند عابد بزرگ4000سال عمر کرد.در باره معمیری یا کسایی که عمرشون زیاد بود صدها کتاب نوشته شده که افراد باشواد میدونند.

-

یکی از دوستان فرمودند که نوح 2500 سال عمر کرده  و اعدادی نظیر 4000 سال و 10000 ....

خب اگر حالا از دید ریاضی به این داستان نگاه کنیم متوجه می شویم که سن و سال چیزی جزء اعداد و ارقام و قرار دادهای اجتمایی نیست.

حالا چند سوال در ذهن من نقش بسته است.

1.در زمان نوح که تاریخ آن هم زمان با عصر یخبندان و آغاز گرم شدن زمین که چیزی در حدود چندین هزار سال پیش شاید 20 یا 30 هزار سال پیش که هیچ مقیاس سنجش زمان وجود نداشته است مثلا ثانیه،دقیقه،ساعت چطور عمر انسانی تخمین زده شده است؟؟؟

مگر از اختراع ثانیه،دقیقه،ساعت چند سال است که می گذرد؟؟؟

مگر اختراع زمان چیزی به جزء یافته های علمی انسان مدرن در چند صد سال اخیر نمی باشد؟؟؟

-

2.کشفیات دانشمندان بر روی فسیل ها ثابت کرده که در چندین هزار سال پیش کره زمین بر اثر گرم شدن سریع و آب شدن یخ ها در عصر یخبندان بدلیل وجود لکه هایی در خورشید، کره زمین یکبار به زیر آب فروع رفته است که همزمان بوده با ادعای نوح که گفته اند که از معجزات وی بوده است.که در حال حاضر نیز چنین امری در حال وقوع می باشد یعنی گرم شدن کره زمین و آب شدن یخ های قطب

حالا با این تفاسیر علم راست می گوید یا معجزه نوح؟؟؟

-

3.چطور می شود از  تمام موجودات کره زمین هر کدام یک جفت را در قایقی جای داد؟؟؟

-

4.آیا به غیر از کتب مذهبی و کتب با گرایش مذهبی  دیگر، این وقایع را تایید کرده است؟؟؟

-

5.لطفا تاریخ تولد نوح و وفات آن را بگویید؟؟؟و بگویید که آن طوفان در چه سالی رخ داد؟؟؟

-

 

منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 18:57 1388/06/3
54

 

نشانه های حضرت مهدی (عج)

1.شکل حضرت مهدی (ع)مانند پیامبر(ص)و از جهت جسمی و روحی و اخلاقی شبیه ترین مردم به آنحضرت .

2.پیشانی و جبین حضرت مهدی (ع)نورانی و درخشان و بلند و کشیده و بسیار زیبا و دلنشین .

3.بینی آنحضرت باریک و کشیده .

4.باز بودن بین دندانهای آنحضرت و نورانی بودن آنها .

5.ابرو های آنحضرت جدا ونا پیوسته و چشمهای مبارک او درشت .

6.خال سیاهی در طرف راست صورت .

7.حضرت مهدی (عج)جوان وبا صورتی زیبا مانند ماه و ستاره درخشان .

8.دو عبای قطوانی (نام شهری در مصر)بر دوش آنحضرت.

9.سن آنحضرت هنگام ظهور بین سی تا چهل .

هر کدام از این صفات در ضمن روایتی آمده است .
تارا قزل , taraghezel
تارا قزل - 10:38 1388/05/31
53
به نام خدای عزیزم
دوست گرامی آقای كیانوش شریعتی بحث با شما راه به هیج جایی نمیبرد.شما چشمتان را بسته اید گوشهایتان را محكم گرفته اید و فقط خودتان و برداشتهای شخصی خودتان را میگویید.گوش شما حرف حق را نمیشنودومن نگفتم شما انسان بدی هستید آنرا خدا میداند و بس ولی یه نصیحت دوستانه برای اولین و آخرین بار سعی كنید برگردید به ارزشها شما هم دروغ میگویید.هم میگویید سكس خوب است هم هرآنچه كه خودتان برداشت میكنید اگر بدینگونه كه شما زندگی میكنید بی هیچ حد و مرزی نمیدانم دنیایمان خطرناكتر از دنیای حیوانات میشد.
خدا همگی ما را به راه راست هدایت فرماید.
گفته بودید سكس بده؟؟؟
من نظرم اینه كه سكس بی تعهد آدمو از حیوون هم پست تر میكنه چون من هم دارم در طبیعت به چش میبینم فقط شما چشم ندارید كه.
دیگه هم با شما هیچ بحثی ندارم چون شما راهتون رو پیدا كردین و امیدوارم تا آخرش برید.
به خدای عزیزم میسپارمتان.
کیارش شریعتی , brad_pittse7en7
کیارش شریعتی - 04:03 1388/05/31
52

درود بر تارا خانم عزیز

اگر یه کمی دقت می کردی میتوانستی چند تا سوال جامع تر بپرسی.تعداد سوالات شما خیلی زیاد است و تا حدودی تکراری ولی من سعی می کنم که به همه آنها پاسخ دهم.

-

1.من خودم را قبول ندارم ولی تفکرم را قبول دارم.

-

2.اگر منظور شما از خالق کلی می باشد.بله قبول دارم

-

3.هدف از خلق دنیا و کائنات وجود خالق می باشد.

-

4.نه، ارزش یک قرار داد اجتمایی می باشد و در جوامع و فرهنگ های گوناگون متفاوت است.

-

5.روح به آن منظور را که شما فکر می کنید نه .روح من تفکر من است.

-

6.نه،چون در اینجا عدل خدا برای موجودات زنده زیر سوال می رود.من از چیزی حرف می زنم که هم حسش کردم و هم با چشمم دیده ام.منظور من همان کارما است یعنی کنش و واکنش که یکی از قانون های (نیرو)طبیعت می باشد.یعنی

این جهان کوه است و فعل ما ندا//////ندا ها باز آید سوی ما ، مولانا

مفهوم کلی: این دنیا دار مکافات است.

-

7.آرامش در فرهنگ های گوناگون به دلیل تعاریف از قرار داد های اجتمایی متفاوت است.در اروپا آزادی و یا دموکراسی در ایران  و کشورهای جهان سوم و مذهبی آرامش امری مادیست و اگر به آن نرسند آنرا در جهانی دیگر جستجو می کند.البته استثناء هم وجود دارد.

اما در خصوص آرامش حقیقی می گویم که :

مذهب عاشق ز مذهب ها جداست///عاشقان را مذهب و ملت خداست.

عبادت به جزء خدمت خلق نیست ///به تسبیح و سجاده و دلق نیست.

کسی نیکی بیند به هر دو سرای ///که نیکی رساند به خلق خدای

خدا بر آن بنده بخشایش است ///که خلق از وجودش در آسایش است.      سعدی،حافظ

بله آرامش حقیقی این است.

گیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت با دشمن مدارا

-

 

من هر کس که حرف از خدمت به خلق و پرستش خالق را بزند او را راهنما و مراد خود می دانم.

و تصویری که شما از محمد در ذهن دارید با من بسیار متفاوت است.من محمد را رد نمی کنم  و احترام ویژه برای او قائل هستم که اگر نوشته های پیشین این بحث را دنبال کنید متوجه می شوید.

که گفتم عرفان محمد بسیار عمیق و ژرف بوده و هست.

ولی مشکل من با شما سر کلیات می باشد نه جزیات.

شما محمد را موجودی فضایی می دانید ولی من نه

شما محمد را بی سواد و چوپان می شناسید ولی من نه و مدام با خود می گویید که او بی سواد و چوپان بوده است و چطور توانسته که چنین کتابی بگوید؟؟؟

شما محمد را انسانی ویژه از طرف خداوند می دانید ولی من نه و می گویید که معراج کرده است ولی من می گویم برای انسان ها هم این اتفاق می تواند بیافتد.

بله من محمد را در حد یک انسان کامل بسیار و بیشتر از شما  قبول دارم.

سروش هم محمد را دروغ گو خطاب نکرده و گفته محمد محمد است همین و غول و چراغ جادو وجود ندارد.

شما اگر می دانید با اعتقاد خود می توانید بهتر زندگی کنید چرا که نباشید.دروغ نگویید،خیانت نکنید ،به دیگران کمک کنید و...

8.عزیزم دین یک قرار داد است برای رابطه بین انسان و خدای خودش و به سعادت هم ربطی ندارد البته گفتم که سعادت تعاریف گوناگون دارد.

-

9.در مورد شعرا هم می گویم که اگر این طوری فکر میکنید در اشتباه هستید که من آن طور فکر می کنم که آن ها اسلام را قبول ندارند نه من چنین حرفی نزدم.

-

10.سوال جالبی نیست.ولی پاسخ می دهم.مدرسه رفتن جزئی از این اجتماع می باشد مانند کار کردن که یه قرار داد است مگه اصلا چند سال است که مدرسه  ساخته شده بشر در هزاران سال قبل چکار می کرده؟؟؟

خب همیشه یکی بوده.

ببین بزرگترین معلم انسان خود انسان و تجربیاتش است که آنها را خود و یا توسط کسی می آموزد.

-

11.هیچ فرقی نداریم و فقط فرق ما در تکامل است همانطور که مرغ یه زمانی پرنده بوده ولی حالا یه موجود زمینی.

در قضیه اصلا مقایسه اشتباه است چون که در بعضی از جهات دیگر موجودات قدرت هایی فراتر از انسان دارند.

بله سلوک محمد را دوست دارم ولی اگر بخواهیم این قوانین را به خالق هستی نسبت بدهیم خنده دار ست.

سکس بده؟؟؟

من هم برق رو معجزه می دانم و هم روشن کردن قلب و راه انسان ها رو.

از آن جا دروغ است که هم از طرف مستقیم خدا آمده اند و هم  معجزات عجیب و غریب دارند ولی ما در طول تاریخ چنین انسان های کاملی بیشتر از 124000 هزار داشته ایم که این بیشتر با عقل جور در می آید .

حالا 123900 تای آن پیش کش نام 100 پیامبر را بیاورید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر آن قدر تاریخ را قبول دارد؟؟؟؟؟؟؟

گفتید که اگر :دین و پیامبرو تذكردهنده هایی نبودند اولین كسی كه اعتراض میكرد خود شما بودید هزار تا كار انجام میدادین.

حالا مگر در چین و یا کره شمالی به خدا اعتقاد دارند؟؟؟دلیل زندگی با نظم کومنیستی  آنها حتما دین و پیامبر است.

-

اگر از نهج البلاغه می گویی و آنرا معجزه می دانی باید بگویم که خط کوفی قدیمی اصلا فاقد هر گونه علامت و نشانه است و با گسترش اسلام نقطه و نشانه به آن برای یادگیری دیگر مردمان اضافه شده است.و وجود چنین خطبه ایی در آن زمان امری عادی بوده است.

-

اتفاقا از جامی دیوانی بجا مانده است به نام دیوان بی نقاط که این هم در حد یک غزل سرای پارسی بی نظیر است.

-

اگر در پاسخ به سوالات کم و کثری بود تارا جانم معذرت می خواهم الان 3:40 دقیقه صبح است و منم خیلی خیلی خسته.

-

ولی عزیزم اگر در ذهنت یه آدم کثیف و بی دین و بی اعتقاد هست بدان که در اشتباهی،تعاریف فرق دارند برای انسان ها

کان در این بهر عمیق ///سنگ ریزه قدر دارد یا عقیق             عطار

-

در بیت بالا متوجه می شویم که سنگ ریزه و عقیق در هستی هیچ فرقی ندارند و این ما هستیم که به آن ها ارزش می دهیم مثلا طلا را با ارزش می دانیم و سنگ خارا را بی ارزش!!!

-

همه تعاریف بشری از قوانین خدا فقط در حد قرار داد های اجتمایی است نه بیشتر .حالا این انسان مثل الماس یا طلا بیشتر می درخشد و برای خالق سنگ ریزه و الماس چه فرقی دارد؟؟؟

-

من به همه چیز معتقد هستم و همه چیز را جلوه ایی از ملکوت می دانم.

فقط من با خرافات و یکسری قوانین که آن را به خالق نسبت می دهند مشکل دارم.

-

من از هر دینی مغز آن را برداشته ام همان طور که  مولانا می فرماید:

ز قرآن مغز را برداشتیم////پوست آنرا بهر خسان انداختیم.

-

بدرود                                  یا حق

تارا قزل , taraghezel
تارا قزل - 09:39 1388/05/29
51

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیك الفرج

با سلام به خدمت همه ی دوستان عزیز.امیدوارم حال هگی تان خوب باشد و لحظه لحظه زندگیتان سرشار از یاد و نام خدای مهربان باشد.

دوست گرامی آقای كیارش شریعتی نظرهایتان را خواندم و اگه ممكنه شما هم حرفهایم را بخوانید و پاسخهایتان را برایمان بگویید لطفاً.با چند سؤال این بحث را پی میگیریم:

1) آیا شما خودتان را قبول دارید؟

2) آیا شما خالق كیارش شریعتی را قبول دارید؟

3) آیا شما قبول دارید این دنیا با این عظمتش،با این دقت و نظم بی بدیل بی هدف خلق نشده است؟

4) آیا شما قبول دارید كه ارزشها برای همه یكسان هستن؟

5) آیا شما قبول دارید كه كیارش شریعتی هم جسم دارد و هم روح؟

6) آیا شما قبول دارید كه بعد از این حیات فانی با هر طول عمری كه در این دنیا داریم وارد جهان جاودانه ای میشویم و باید پاسخگوی همه ی كرده هامون باشیم؟

7) آیا قبول دارید كه آدمی به دنبال آرامش حقیقی است ؟تعریفتان از آرامش را بگویید لطفاً.

از حرفهایتان چنین برمیآید كه به هیچ راهنما و پیامبری معتقد نیستید و اعتقاد دارید هركسی نظری دارد و میتواند برای زندگی خودش راهش را پیدا كند خب با این حساب همه راست میگویند و هیچ كسی دروغ نمیگوید هم سروش راست میگوید هم حضرت محمد(ص) پس شما حق نداری اندیشه ی یكی را خوب بدانی و اندیشه ی یكی دیگر را دروغ بپندارید؟چرا از سروش حمایت میكنید و از حضرت محمد نه؟حرف خودتان را نفی نمیكنید؟

آقای سروش هم حق ندارند اندیشه های كسی را زیر سؤال ببرند و حضرت محمد(ص) را دروغگو خطاب كنند از نظر شما میتواند؟

كدام حرفتان را باور كنم كه هم میگویید هركسی برای خود راهی میتواند داشته باشد و هم میگویید نباید به مهدی آخرالزمان معتقد بود شما به هر حال چی میگید و چه كاره هستید در این هستی؟به هر حال معتقد باشیم یا نه؟

8) شما چطور میتونید با بی دینی و بدون راهنما به سعادت برسید حداقل 10مورد لطفاً ولی بی دینی ها. هیچ ارزشی نباید درش بگید چون هروقت از ارزش صحبت میكنید یعنی دین دارید.

9)  تنها فكر كردین خودتون فقط میدونید كه دیوان حافظ،مثنوی مولانا و بوستان سعدی و گلستان و...معجزه هستن همه میدونن معجزه است ولی آیا حافظ هرگز ادعا نكرده كه هرچه داره بهش وحی میشه از خداست.كی حافظ مولانا حرفی مخالف دین و حضرت محمد و قرآن داشتن اگه لازم باشه بهتون میگم كه اونا عاشق اسلام و پیامبرش و كتابش بودن منكر این كه نمیتونید باشید اگر هستید دیگه خودتون زدین به اون راه كاری نمیشه كرد؟

اگه یكی بگه من میگم دروغ خوبه شما هزارم بهش بگو نه به این دلیل بده اون خودش میدونه بده ولی برای سرپوش گذاشتن روی كارهاش 1میلیارد سال هم بگذره میگه نه دروغ خوبه در واقع خودشو داره گول میزنه.میشه كاری كرد؟

10) میشه بگید چرا به مدرسه رفتید وقتی شما میتونید راه سعادتو خودتون تشخیص بدید میشه بگید نیاز به آموزگار چرا؟

11) به نظر شما فرق ما با دیگر موجودات هستی چیه؟آیا بالاتر از اونا هستیم یا پایین تر از اونا؟

گفتید سلوك حضرت محمد(ص) را دوست دارید ولی دوست ندارید در مورد سكس با نامحرم نظری بده چرا مگه سكس خوبه؟

خیلی زیاد دیدیم در راز بقا كه وقتی حیوانی به حریم زندگی حیوان دیگری تجاوز كنه جنگ جهانی(خنده) راه می یفته.اگه ادعا دارید بالاتر از حیوانات هستید چرا در این موضوع پست تر از حیوانا عمل میكنید و اگر هم ادعا كنید پایین تر از حیوانات هستین چرا ادعای آدمیت و همه چیزدانی میكنید؟

11) آقای شریعتی در مورد مسئله سكس و دروغ و تهمت و... ما در اینجا در مورد سكس صحبت میكنیم كه خیلی ها روی آن تعصب دارن خیلی ها هم براشون بی مفهومه و قیدوبندی ندارن.ما  فرض میكنیم شما یك خانواده ی 4 نفری هستید پدر و مادر و شما و خواهرتان.شما میگید سكس بد است.پدرتان میگوید سكس مشكلی ندارد.مادرتان عقیده دارند سكس قبیح است خواهرتان نظرشان این است سكس بد نیست.خواهرتان میگوید سكس با محارم مشكلی نداره پدرتان مخالف این جریان است یه لحظه فكر كنید این چه زندگی میشه.به نظرتان همه حق دارن كه نظر شخصی خودشونو اعمال كنند و همه خودشون میدونند كه چه راهی رو باید برن.قبول دارین؟

چطور است كه اختراع برقو معجزه میدانید ولی روشن كردن قلب آدمارو معجزه نمیدونید!!!!!

مطمئن باشید همانهایی كه باعث شدن علم به این نقطه برسه از با ایمان ترین افراد جامعه ی خودشون بودن از گالیله و نیوتن گرفته تا طوسی ها و فارابی ها و...

شما ادعا دارین كه 124هزار پیغمبر دروغه.كی این دروغو گفته به نظر شما؟تاریخ چرا دروغ نوشته؟چرا باید كسی بشینه این همه دروغ ببافه؟چرا پول میگرفتن از كسی چرا؟واسه خودشون مینوشتن؟چه هدفی داشتن؟میشه بگید چرا اینقدر راحت میگین دروغه؟

اگه اینجوریه كه منم میگم شما وجود نداری شما دروغ میگید و هزاران انگ دیگه.وقتی شما این همه پیامبرو تاریخ رو میگین دروغه پس من هم میگم شما دروغ میگین من درست میگم.

مطمئن باشین اگه دین و پیامبرو تذكردهنده هایی نبودند اولین كسی كه اعتراض میكرد خود شما بودید هزار تا كار انجام میدادین و اگه خدا بهت چیزی میگفت میگفتین نمیدونستم چی به چیه.

ببین دوست گرامی منكر این جریان نیستین كه اسلام داره تو كل دنیا روز به روز گسترش پیدا میكنه حتماً به من میگین خیلی ها هم از دین برمیگردن مثل شما ولی به من بگید اونا به چه چیز بزرگتری دست پیدا كردین كه ارزش بالایی داره.

اما دلیل گسترش اسلام به این خاطر نیست كه حضرت محمد عرب است چون و...نه چون حضرت محمد در بندگی خدا در عبادتهاش در رفتار با دخترش در آن جامعه در رفتار با همسرانشون در رفتار با افراد جامعه در رفتار با همه ی هستی بهترین بود یك نمونه ی بینظیر.حضرت علی (ع) را پروراند كه در اوج عدل و بندگی و اخلاص برترین بود اثری چون نهجالبلاغه كه معجزه است هم ظاهرش با داشتن خطبه ی بی الف و خطبه ی بی نقطه و باطنش كه در حد فهم بیچارگان نیست.

حضرت محمد پیامبر خداست میدانید چرا چون او همه ارزشها را برای انسانها یادآوری كرده نمیتوانید بگویید نه چون اگه بگید نه كلاً قرآنو كه كاری ندارم شما میگید كلام حضرت محمد خودشه و كلام خدا نیست ولی كلاً اگه بگید نه دارید وجود قرآنو ندید میگیرید مثل اینكه بگید نه اصلاً روز وجود نداره چون من نابینا هستم.شما اگر ادعای پیامبری دارین میشه بگید چندبار ارزشها را یادآوری كردین؟چند با دلی رو نشكستید؟چنر بار حق كسی رو نخوردید؟چنر بار به كسی دروغ نگفتید؟چند با به كسی تهمت نزدید؟

قرآن همه اش یادآور یاد خدا و ارزشهاست این مگه بده كه اینقدر دشمنی میكنید با كتاب خدا خود خدا و عزیزترین بندگان خدا؟

امیدوارم خدا همه ی ما را به راه راست هدایت فرمایند و از شیعیان واقعی حضرت علی و اولادش گرداند

حرفم را با كلام مولایم امام حسین(ع) به پایان میبرم"اگر دین ندارید آزاده باشید".

خدایا هزاران بار شكر كه مرا در خانواده ای مسلمان به دنیا آوردی.خدایا به خاطر همه داده ها و نداده هایت شكر.

همه شما را به خدای عزیزم میسپارمتان.

 

کیارش شریعتی , brad_pittse7en7
کیارش شریعتی - 03:45 1388/05/28
50

ولی در مورد دکتر سروش بگویم که من به ایشان اعتقادی ندارم چون ایشان عضو کمیته انقلاب فرهنگی  و چهره ایی بسیار تند رو  و افراطی  می باشد.

-

ایشان یکی از یاران خمینی و مطهری و منتظری و بهشتی در انقلاب  بوده اند.ولی نکته جالب این است که چطور بعد از عمری تحقیق چرا یکباره از هدفش که عمری دنبال آن بود روی گرداند و با دیدی جدید به آن نگاه کرد؟؟؟

-

خب باید دید که چه کسی با چه میزان تحصیلات این حرف را زده است نه من نه تو یی که اصلا در مقابل چنین تحصیلاتی اصلا بی سواد هستیم.

-

ایشان این حرف را بعد 58 سال تحصیل در مکتب دین و فلسفه  بیان می کند.

-

سروش فلسفه علم و فلسفه تاریخ را در دانشگاه تهران، دانشگاه بین‌المللی قزوین، دانشگاه مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه تربیت مدرس و موسساتی چون انجمن حکمت و فلسفه تدریس کرده‌است.

-

کتاب های منتشر شده توسط وی:

-

علم چیست، فلسفه چیست؟

  تضاد دیالیکتیکی

 ایدئولوژی شیطانی

 تفرج صنع

 حکمت و معیشت

 قبض و بسط تئوریک شریعت

 اوصاف پارسایان

 رازدانی و روشنفکری و دینداری

 قصه ارباب معرفت

 فربه تر از ایدئولوژی

حکمت و معیشت2

 درسهائی در فلسفه علم الاجتماع

 حدیث بندگی و دلبردگی

 مثنوی معنوی1

 مثنوی معنوی2

 مدارا و مدیریت

 سیاست نامه

 بسط تجربه نبوی

 نهاد نا آرام جهان

  صراط‌های مستقیم

  قمار عاشقانه

 آیین شهریاری و دینداری

 اخلاق خدایان

  سنت و سکولاریسم

سروش قونیه قرائت لب لباب مثنوی توسط دکترعبدالکریم سروش

 آینه دوم تفسیر دفتر دوم مثنوی معنوی

 رسول آفتاب قرائت گزیده غزلیات شمس توسط دکتر عبدالکریم سروش

 از شریعتی

  ادب قدرت ادب عدالت

 ما در کدامین جهان زندگی میکنیم؟

اندر باب اجتهاد (درباره کارآمدی فقه اسلامی در دنیای امروز) ـ به همراه حسینعلی منتظری و مجتهد شبستری

-

ولی نکته این است  چرا در تاریخ چنین افراد دیندار و افراطی بعد از مدتی از تمام اعتقادات خود می گذرند و یکباره همه آنا اعتقادات زیر سوال می رود؟؟؟

-

این لغزش نشآت گرفته از چیست؟؟؟

-

همان طور که حالا نظاره گر این مساله در سطح وسیعی در جامعه هستیم .

-

 

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 09:42 1388/05/27
49

با سلام خدمت دوستان گرامی

كسانی را به ادیان آسمانی حمله می كنند و خود را دانشمند می پندارند، نباید سرزنش كرد. درد ایشان فقط این است كه آنطوریكه خود را لایق آن می دانند مورد توجه و محبت قرار نگرفته اند و به همین خاطر است كه با این ادبیات به مخالفت با وحی تقدسات می پردازند.

آنها وقتی به خود می نگرند چیزی برای ارائه جهت جلب توجه پیدا نمی كنند و چاره در این می بینند كه با حمله به مقدسات دیگران سخنی برای گفتن داشته باشند.غافل از اینكه خداوند متعال  خلقت هیچ انسانی را بدون حكمت انجام نداده و هر انسانی استعدادهائی در خود نهفته دارد كه با شكوفا نمودن آنها لیاقت خلیفة الله بودن را داراست.

جناب كیارش عزیز تو انسان پراستعداد و ارزشمندی هستی استعدادهای خود را با این حرفهای سبك از بین نبر. سعی كن ببینی چطور می شود محبت و یكرنگی را در عالم بشریت رواج داد. تو قادر به این كار هستی.

موفق و سربلند باشید.

بابا بی خیال   , hichi100
بابا بی خیال - 08:52 1388/05/27
48

به نام حق

با سلام

آقای کیارش

آقای سروش و امثال سروش در حد فهم خودشون به وجود پیغمبر و خدا پی می برن پس نباید از انسانهای جاهلی همچون ایشون انتظار فهم واقعی از پیغمبر رو داشت .

حق شرح دفتر وصل فرموده آشکارا

                                                        هر کس به قدر فهمش فهمیده مدعا را

 

با بی خبر مگویید اسرار عشق و مستی

                                                            تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی

پس در درد خود پرستی بمیرید

در نظربازی ما بی خبران حیرانند

حیران بمیرید

یا علی

یا مهدی ادرکنی   , kimiya_apachi
یا مهدی ادرکنی - 08:10 1388/05/27
47

گزیده ای از سخنان امام مهدی(عج)

--------------------

 

 

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(علیه السلام):

 

 

 1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ.

ما در رعایت حال شما كوتاهى نمی كنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، كه اگر جز این بود گرفتارى ها به شما روى می آورد و دشمنان، شما را ریشه كن می كردند.

 

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)

«فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ كَراهِیَّتِنا وسَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:

هر یك از شما باید به آنچه كه او را به دوستى ما نزدیك می سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گیرد، در وقتى كه توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از كیفر ما به خاطر گناهش نجات نمی دهد.

 

3- ظهور حقّ

«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.»:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

 

4- ذخیره بزرگ

«أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ).»:

من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

 

5-  نماز، طردكننده شیطان

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ.»:

هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاك نمی مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاك بمال.

 

6-  ظهور فَرَج به اذن خدا

«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعیین كند دروغگوست.

 

7- اتّفاق و وفاى به عهد

«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»:

اگر شیعیان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند، دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به دیدار ما نائل می شدند.

 

8- راه اندازى كار مردم

«أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ.»:

خودت را [براى خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

 

9- رجوع به راویان حدیث

«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ.»:

در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه كنید، زیرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

 

10- آگاهى هاى امام(علیه السلام)

«إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ.»:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمی ماند.

 

11- دعاى فراوان

«أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ.»:

براى تعجیل فَرَج زیاد دعا كنید، زیرا همین دعا كردن، فَرَج و گشایش شماست.

 

12- آخرین اوصیا

«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى.»:

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می گرداند.

 

 

یا مهدی ادرکنی   , kimiya_apachi
یا مهدی ادرکنی - 07:38 1388/05/27
46

وای بر هر  عیبجوی هرزه زبان . سوره همزه آیه 1

 

اقای کیارش فقط اون چیزی که من دیدم این بود که شما کتاب خدا و خدا را در اصل واقعی قبول نداری . و ان چیزی که دوست داری رو خدا فک میکنی .

 

لطفا به پیامبر توهین نکنید . عقایدتون . مثل اون بابی ها و بهایی ها هست . که ایات قران را دست اویز خود قرار میدهند .

چه کتاب هایی رو خوندیدن . ایقان ؟؟؟ بیان ؟؟؟ اره ؟؟؟

لابد میدونید که چرا حضرت فاطمه زهرا رو زهرا نامیدن ؟؟؟

این که شما میگین وحی وجود نداره یعنی شما به وجود فرشته هایی چون جبرائیل رو قبول ندارید. و قران رو چی ؟؟؟

یکم بیشتر تفکر کنید . و کتب معتبر را بخونید . از جمله بحار الانوار . مثلا جلد 13 که در مورد امام زمان ارواحنا فداه نوشته شده . تازه این سوالای شما رو هم پاسخ داده . اگه مایل باشید . چندی از اون رو براتون مینویسم . و دوستان دیگه هم بیان نظر بدن .

کیارش شریعتی , brad_pittse7en7
کیارش شریعتی - 03:16 1388/05/27
45

درود بر دوستان

خب پس از این همه بحث در مورد مهدی موعود و کم و کیف داستانش مثل همیشه کسی به نتیجه نرسید ولی امید وارم که بحث هایی که من ایجاد کردم بتواند جرقه ایی در ذهن شما ایجاد کرده باشد دیر نشده است دکتر سروش بعد از عمری تحقیق و تجربه در دین به این نتیجه رسید که محمد افکارش حاصل وحی نبود چراکه وحی یی وجود نداشت  و فقط تراوشات ذهن خودش بود البته برای شما فعلا زود است که به این نتایج برسید و فعلا در همان تفکرات خود با دیدی نو و جدید بهتر است باقی بمانید.

-

و به امید خدا بعدا در خواهید یافت که قرار داد های اجتمایی چیزی جزء قرار داد نیستند و براحتی قابل فسخ شدن.

ولی یک واقیعت هست که همیشه باقی خواهد ماند بدون هیچ خدشه ایی از هیچ تفکری و خوشحالم که من به آن حقیقت می نازم.

-

بایزید را گفتند که علم خود را از کجا آورده ایی؟؟؟گفت عالم علم خود را از فلان  عالم گرفته است و مردمان علم را از مردگان ولی ما از زنده ای علم گرفتیم که هرگز نمیرد.

-

و در جایی دیگر می فرماید:

به دریایی قدم نهادم که انبیا در ساحل آن جا مانده بودند.

-

شما را به خواندن کتاب های آیت الله برقعی قمی مخصوصا خرافات وفور در زیارات قبور دعوت می کنم چرا که دیدی بسیار نوع در همان مکتب تشیع می باشد.

-

 

حضرت عطار می فرماید:

وا نیامد درجهان زین راه کس ////////نیست از فرسنگ آن آگاه کس

و در جایی دیگر حضرت عراقی می فرماید:

به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه یافتم ریایی

-

چو شکست توبه‌ی من، مشکن تو عهد، باری

 

به من شکسته دل گو که: چگونه‌ای؟ کجایی؟

-

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

 

 

 

که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟

-

منصور حلاج را برای دار زدن می بردند ولی او را خوشحال دیدند و پرسیدند که چرا خوشحالی؟؟؟گفت مرا به اسم حق اعدام می کنند ومن هم برای حق اعدام می شوم خوشحالم که به وحدت وجود رسیده ام و برای یک حقیقت  اعدام می شوم و آن هم  حق است.

-

ولی حقیقت منصور چه بود و حقیقت آن ها چه!

-

 

بحث خوبی بود از دوستان عزیز اگز بی ادبی شد به بزرگی خودتان ببخشید روزگار خوبی داشته باشید .

-

 

                                                                                                                                       با سپاس یا حق

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.