| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
425
|
90/12/24 (02:01)
|
|
||
|
|
14
|
60
|
91/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
56
|
241
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
703
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
451
|
983
|
91/3/12 (23:24)
|
|
||
|
|
134
|
337
|
91/3/12 (15:45)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
91/3/9 (22:35)
|
|
||
|
|
1448
|
3540
|
91/3/5 (19:49)
|
|
||
|
|
1349
|
2590
|
91/3/5 (16:42)
|
|
||
|
|
45
|
102
|
91/3/1 (09:58)
|
|
||
|
|
31
|
98
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
1014
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1140
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
857
|
2724
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
21
|
73
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
466
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
29
|
140
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
499
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
273
|
90/7/2 (10:21)
|
|
برای اینکه ریشه بنی اسرائیل رو بشناسیم باید بریم از روز اول بشناسیمشون، یعنی اززمان حضرت یوسف.
نسل نبوت از حضرت ابراهیم به بعد در دو مکان استقرار پیدا کرد: یکی در مکه ( حضرت اسماعیل ) و دیگری در فلسطین ( حضرت اسحاق ).
فرزند اسحاق یعقوب نام داره که اسم دیگر حضرت یعقوب اسرائیل هست. خوبه که بدونید کلمه اسرائیل یه کلمه عبری هست به معنای عبدالله (بنده خدا).
یعقوب هم 12فرزند داره (همون بنی اسرائیل) که یکی از اونها یوسف نام داره که تقریبا همه از داستانش با اطلاعند، ولی ما داستانش رو از اونجایی شروع می کنیم که برادرای یوسف اون رو به چاه انداختند و بع از مدتی كاروان، یوسف(ع) را از چاه بیرون كشید و به مصر برد. خانوادة حضرت یعقوب(ع) در منطقة فلسطین حكومت ندارند؛ بلكه تنها استقرار دارند؛ خانوادهای دینی و مذهبی هستند كه مبلغ توحیدند. سیر حوادث یوسف را در مصر به وزیر امور اقتصادی تبدیل كرد. قحطی گستردهای رخ میدهد و پای فرزندان یعقوب(ع) برای گرفتن آذوقه به مصر باز میشود. یوسف(ع) برادران را شناسایی میكند و با ترفندی آنان را نگه میدارد و پدرش را نیز به مصر میآورد. خانوادة یعقوب(ع) و فرزندان او (بنیاسرائیل) بدین صورت به مصر منتقل میشوند.
نخستین تجربة حكومتداری بنیاسرائیل
یوسف(ع) رئیس حكومت مصر میشود. مصریان مشركاند، اما یوسف(ع) را به چند دلیل پذیرفتند: نخست اینكه: ایشان را از قحطی رهانده بود؛
دوم اینكه: یوسف بسیار كاردان بود و كسی به كار و مدیریت او ایرادی نداشت؛
دلیل سوم: زیبایی مفرط یوسف(ع) بود. زیبایی حاكم برای مردمان بسیار مهم بوده و هست.
بنی اسرائیل كه اكنون خاندان حكومتی مصر شدهاند، در آن منطقه قومی دینی هستند، ولی بهرهای از تجربة حكومتی ندارند. مصر سرآغاز كسب تجربة حكومتی آنان است. دیوان سالاری(یادداشتهای نسل اندر نسل بنی اسرائیل) در بنیاسرائیل از اینجا آغاز شده است. آنان مطالب را مینویسند و نسل خود را یادداشت میكنند. ریشة كارآموزی یهود و نقطة آغاز كسب تجربة آنها حكومت یوسف(ع) است.
ادامه دارد...
(سعی می کنم هر روز بنویسم ان شاءالله)
{برگرفته از سلسله مباحث استاد تائب}
دین یهود منتسب به حضرت موسی (ع) است. به همین جهت به یهودیان كلیمی میگویند (كلیم الله ، لقب حضرت موسی (ع) است).
حضرت موسی به دستور خدا مأموریت یافت قوم بنی اسرائیل را از بدبختی نجات دهد؛ او با فرعون جنگید و بنی اسرائیل را از ظلم و بدبختی رهانید؛ لیكن این قوم بعد از پیروزی به كارهای ناشایسته اقدام كردند كه از جملة آن گوساله پرستی و كشتن پیامبران است. بدین جهت خداوند بر آنان غضب نمود و ذلیل شدند. آنان در طول تاریخ سه هزار ساله شان بارها به خشم و غضب خدا دچار گشتند.
یهودیان بر این باورند كه شریعت یكی است. ابتدا و انتهای آن با حضرت موسی(ع) است. قبل از موسی شریعت و دینی نبود. آن چه بود، حدود عقلی و احكام مصلحتی بود. پس از موسی نیز شریعت و احكام دیگری نبود و نخواهد بود، زیرا نسخ احكام و دستورهای الهی جایز نیست.(1)
طبق نقل عهد عتیق پس از سه ماه از خروج بنی اسرائیل از مصر، خداوند با حضرت موسی سخن گفت و ده حكم بسیار مهم به او داد كه به "ده فرمان " مشهور است.
این ده حكم بدین قرار است:
1ـ برای خود خدایی جز من نگیرید.
2ـ به بت سجده نكنید.
3ـ نام خدا را به باطل نبرید.
4ـ شنبه را گرامی دارید.
5ـ پدر و مادر را احترام كنید.
6ـ كسی را به قتل نرسانید.
7ـ زنا نكنید.
8ـ دزدی نكنید.
9ـ بر همسایه شهادت دروغ ندهید.
10ـ به اموال و ناموس همسایه طمع نورزید.(2)
این فرمان ها در قوم بنی اسرائیل رواج یافت و بعداً علمای یهود با استفاده از كتاب های عهد عتیق، اصولی برای دیانت و ملت قوم یهود تدوین نمودند كه مهم ترین آن ، اصول سیزده گانه ای است كه توسط موسی بن شمعون در سال 1204 میلادی قرائت شد؛ بدین شرح:
1ـ خداوند حاضر و ناظر است.
2ـ خداوند یكتا است.
3ـ خداوند جسم و شبیه كسی نیست.
4ـ خداوند قدیم و ازلی است.
5ـ هیچ كس را جز او نباید عبادت كرد.
6ـ او سرور همة پیامبران است.
7ـ نبوت حضرت موسی(ع) صحیح است.
8ـ خدا بر افكار نوع بشر واقف است.
9ـ تورات از جانب خدا است.
10ـ تورات غیر قابل تغییر و تبدیل است.
11ـ خداوند ظالم را مجازات می كند و عادل را پادا ش می دهد.
12ـ سلطان مسیح از نسل داوود ظهور خواهد كرد.
13ـ مردگان مستعد زنده شدن می باشند.(3)
این امور را می توان اصول و پایه های عقیدتی دین یهود بر شمرد. افزون بر این امور در دین یهود "صندوق عهد" جایگاه ویژه ای دارد كه شرح آن بدین قرار است:
حضرت موسی(ع) پس از آن كه " ده فرمان" را در میقات دریافت نمود، به میان بنی اسرائیل بازگشت؛ در دامنة كوه مَذْبحی با دوازده ستون (به تعداد اسباط بنی اسرائیل) بنا كرد، در آن جا قربانی نمود و نصف خون حیوانات قربانی شده را بر مذبح و نصف دیگر را بر قوم خود پاشید و گفت : این عهدی است كه خداوند بر شما بسته است.
پس از آن به دستور حضرت موسی(ع) خیمه ای برای عبادت بر پا كردند كه آن را "خیمة عهد" خواندند. درون خیمة عهد صندوقی قرار داشت . درون آن ، دو لوح سنگی بود كه روی آن نص میثاق الهی با قوم بنی اسرائیل منقوش بود. این صندوق، تابوت عهد، تابوت شهادت یا صندوق تورات است كه در تاریخ بنی اسرائیل جایگاه ویژه ای داشت. در مهاجرت ها و جنگ ها صندوق را با حرمت فراوان در ارابه ای می نهادند و پیشاپیش خود حركت می دادند. هیچ كس جز كاهنان و ربانیون اجازه نداشتند آن را لمس نمایند.(4)
نام خاص خدا در دین یهود "یهوه" است كه تلفظ آن حرام است. تنها بالاترین مقام مذهبی یهود میتواند سالی یك بار، آن هم در معبد سلیمان و در مكان خاص این نام را بر زبان جاری كند.
در عهد عتیق 613 حكم شرعی بیان شده كه 365 حكم حرام و 248 حكم واجب است، (5) كه از جملة آن است.
1ـ نماز های فردی و جمعی واجب است.(6)
2ـ در دین یهود تقیه وجود دارد. می گویند: اگر گفتند: باید مرتكب گناهان شوی وگرنه كشته میشوی، او باید مرتكب گناهان شود، جز سه گناه كبیره: بت پرستی ، زنا و قتل نفس.(7)
3ـ زنی كه مرتكب زنای محصنه شود، شوهر باید او را طلاق دهد.(8)
4ـ مرد می تواند با رضایت یا بدون رضایت زن او را طلاق دهد.(9)
5ـ مرد بلند قد با زن بلند قد، مرد كوتاه قد با زن كوتاه قد، مرد سفید رو با زن سفید رو، مرد سیه چرده با زن سیه چرده ازدواج نكند.(10)
6ـ تعدد زوجات جایز است.(11)
7ـ اگر زنی به میان مردان رود و سر خود را نپوشاند، ازدواجش باطل است.(12)
8ـ احترام پدر و مادر لازم است. در صورت تعارض بین احترام پدر و احترام مادر، احترام پدر مقدم است، چون زن وظیفه دارد از شوهر اطاعت كند.(13)
9ـ بلوغ دختران در سن دوازده سالگی و بلوغ پسران در سن سیزده سالگی است.(14)
10ـ ذبیحة غیر یهودی حرام است.
11ـ ختنه برای مردان واجب است.
12ـ كاركردن روز های شنبه حرام است.
پاورقی:
1. توضیح الملل، ج 1، ص 297.
2.عهد عتیق، سفر خروج، فصل 20.
3. معرفی كتب آسمانی، ص 80؛ تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلّغی، ج 2، ص 590 و 589.
4. جان . بی . زاس، تاریخ جامع ادیان، ص 496 و 497.
5. گنجینه ای از تلمود، ص 98.
6.همان، ص 102 و 103.
7. همان، ص 115.
8. همان، ص 185.
9. همان، ص 185.
10. همان ، ص 182.
11. همان، ص 184.
12. همان، 186.
13. همان، ص 200.
14. همان، ص 181 و 92.
با عرض پوزش آقای اسداللهی وقت بسیار کمی داشتند لذا با خواهش بنده مطالب را در اختیار حقیر قرار دادند تا بعد از ویرایش در بحث قرار دهم .
چون دستگاه هم خراب بود . با آدی آقای عرب کار کردیم .
امیر فلاحی یزدی
ناهنجاری بعدی قوم بنی اسراییل
4. پرسشگری جاهلانه و لجوجانه
سومین ناهنجاری که بنی اسرائیل درگیر آن شدند پرسشهای بی دلیل و بیهوده بود كه وضع اردوگاه را با مشكلی روبهرو می ساخت که بعدها با بهره گیری از این تجربه این نوع تخریب را در دستور كار خود قرار دادند. قرآن ماجرای عبرتآموزی را در این باره نقل میكند. یكی از بنیاسرائیل، جنازة فردی از سبط جانبی را در بین خود یافت. صاحبان خون، آنان را متهم به قتل كردند. هر چه حضرت موسی(ع) تلاش كرد نتوانست قاتل را بیابد. اینان به دلیل اینكه قوم آزردهای بودند و آستانة تحملشان پایین بود یا به دلیل اینكه تازه از زیر یوغ فرعون نجات یافته بودند و بیش از حد متوقع بودند و یا به هر علت دیگری،هنگامی كه مشكلی پیش میآمد، تا حد كفر بر رهبرشان، حضرت موسی(ع) فشار میآوردند.لذا برای مشكل ، از خداوند یاری خواست.
در این باره خداوند متعال به آنان امر فرمود كه گاوی بكشند.در این دستور اصلاً به نوع و خصوصیات گاو اشاره نشده بود. هر گاوی را میخریدند و ذبح میكردند، به این اثر میرسیدند. اما در پاسخ، به پیامبر خدا گفتند:
أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنْ الْجَاهِلِینَ. قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَیْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ؛
آیا ما را به ریشخند میگیری؟ گفت: به خدا پناه میبرم اگر از نادانان باشم. گفتند: برای ما پروردگارت را بخوان تا بیان كند كه آن چگونه گاوی است؟ گفت: میگوید: گاوی است نه سخت پیر و از كار افتاده، و نه جوان و كار نكرده، میانسال. اكنون بكنید آنچه شما را میفرمایند. بقره، آیه 68
آنان با پرسشی بیهوده دایرة انتخاب را تنگتر كردند و از موسی(ع) خواستند:
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ؛
گفتند: برای ما پروردگارت را بخوان تا بگوید كه رنگ آن چیست؟ گفت: میگوید: گفت گاوی است به زرد تند كه رنگش بینندگان را شادمان میسازد. بقره، آیه 69.
اما بیهودهگویی را رها نكردند و دوباره از ویژگیهای دیگر گاو پرسیدند.
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ؛
گفتند: برای ما پروردگارت را بخوان تا بگوید آن چگونه گاوی است؟ كه آن گاو بر ما مشتبه شده است و اگر خدا بخواهد، ما بدان راه مییابیم. گفت: میگوید: از آن گاو نیست كه رام باشد و زمین را شخم زند و كِشته را آب دهد. بیعیب است و یكرنگ. بقره، آیه 70
یافتن گاوی كه جامع همة آن ویژگیها باشد، بسیار دشوار است. پس از مشكلات فراوان گاو را یافتند. صاحب گاو گفت: به شرط اینكه پوست آن را پر از طلا كنید و به من دهید، گاو را میفروشم. این مقدار پول برای ایشان بسیار سنگین بود. اما آنان مجبور بودند و بالاخره خواستة او را برآوردند و گاو را خریدند. ر.ك: تفسیر عیاشی، ج1، ص46
پرسشهای بیهوده، هزینة سنگینی برای آنان به بار آورد. اما این تجربه به آنان آموخت كه اگر بخواهند امتی را از پای درآوردند یا دچار معضلات كنند، باید آن امت را به پرسشگری بیهوده دچار سازند.
پرسشگری صِرف، نباید تبلیغ شود، باید دانشاندوزی كرد. پرسش بسیار، برخاسته از جهل و عجله و لجاجت، مخرب است و نوعی مشغولیت كاذب برای مردم و رهبران مردم. پرسشهای دقیق و عمیق و دلسوزانه است كه جامعه را رشد میدهد.
(در بسیاری از جوامع كه رسانههای آزاد پرسشگر تبلیغ میشود، در عمل میبینیم كه صهیونیستها و زرسالاران مادیگرا همة جایگاههای قدرت را در دست دارند و پرسشگری مردم و رسانهها، دو هدف عمده را پیگیری میكند: 1. دلخوشی مردم به وجود آزادی در جامعه؛ 2. مشغولیتهای كاذب و سرگرم كردن نیروی عظیمی از اجتماع به پرسشهای بیمورد و نامهم. البته در تمام كشورهای جهان، خط قرمزهای شدیدی وجود دارد. وجود قانون دادگاههای نورنبرگ و دادگاههای توكیو و ممنوعیت پرسش دربارة تاریخ یهود، در بسیاری از كشورهای غربی، مؤیدی قوی بر ادعای ماست.)
|
48
26 فروردین 1388 ساعت 08:02 | |
|
سلام به همه دوستان همه چی با هم جمع شد كه این وقفه بوجود بیاد از مشغله گرفته تا در دسترس نبودن اینترنت و مسافرت عید و ... امیدوارم ادامه بحث به خوبی پش بره |
اقا جان چه سلامی چه علیکی آخه خدا مگه خوشش می یاد ما رو تو انتظار بذاری
بابا بیا بقیشو بگو کشتیتمون یا اصلا" منبع معرفی کن خودم برم بخونم
خواهش می کنم

سلام
ممنون خیلی قشنگ و جالبه تو رو خدا هر چه سیرعتر بقیشو بنویس و اینقدر تو انتظار نذارمون یا بگو منبعشو که خودم برم بخونمش بازم ممنونم


ممنون.............مطلبش واقعا خوندنی بود. منتظرادامش هستم
خسته نباشی ----خواهش می كنم - خواهش می كنم - خواهش می كنم - خواهش می كنم -خواهش می كنم
تمام جزئیات را نیز برایمان ارسال كن و از جمع كردن سریع بحث و اتمام آن بپرهیز زیرا این مطالب ناز و عالی از زبان طلبههای مثل شما باید شنیده شود
قسمت دوازدهم
70 نفر كشته شدند!!؟؟
هفتاد نفر علمای بنی اسرائیل در كوه طور بودند كه صدای وحی بر طور طنین افكن شد و همگی شنیدند.
همراهان موسی(ع) به این اكتفا نكردند و گفتند: شنیدن صدا كافی نیست، حال یا لذت صدا آنها را گرفته بود و یا كفر بر آنان چیره گشته بود؛
اگر نشان ندهی، به مردم خواهیم گفت كه خدایی نبود. موسی(ع) شروع به اندرز آنان كرد كه خداوند را نمی توان دید، آنان نپذیرفتند و خداوند برای اینكه جهالتشان را به آنان بفهماند، به موسی(ع) گفت: از زبان خویش خواسته آنان را تكرار كن. موسی(ع) عرض كرد:
ای پروردگار من، بنمای كه در تو نظر كنم. گفت: هرگز مرا نخواهی دید. به آن كوه بنگر، اگر بر جای خود قرار یافت، تو نیز مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر كوه تجلی كرد، كوه را خرد كرد و موسی بیهوش بیفتاد. چون به هوش آمد، گفت: تو منزهی، به تو بازگشتم و من نخستیم مؤمنانم.( اعراف، آیه 143)
اما همراهان موسی، با دیدن صاعقهای كه كوه را مبدل به تلی از غبار نمود جان باختند. و این مشكلی برای موسی(ع) بود. او آنها را همراه آورده بود تا شاهد گفتوگوی او با خدا باشند. از خداوند یاری خواست و خدا همه را زنده كرد.
موسی و همراهان به سمت بنی اسرائیل حركت كردند كه در راه خدا به موسی خبر گوساله پرست شدن قوم خویش را داد
تمام تلاشهای موسی(ع) برای هدایت این قوم، بر باد رفته بود.
مجازات سامری
موسی(ع) به سراغ سامری رفت و پس از اثبات جرم سامری و پیروان او و نیز اعتراف او به جرم، فرمان محكومیت او را صادر كرد:
گفت: برو، در زندگی این دنیا چنان شوی كه پیوسته بگویی: به من نزدیك مشو. و نیز تو را وعدهای است كه از آن رها نشوی. و اینك به خدایت كه پیوسته عبادتش میكردی بنگر كه میسوزانیمش و به دریا میافشانیم. (طه، 97)
بدین ترتیب سامری به سهگونه مجازات محكوم شد:
1. دوری از مردم، كه برخی گفتهاند: به نوعی بیماری روانی به صورت وسواس شدید، دچار شد و از انسان هراس داشت؛
2. كیفر اخروی؛
3. محو مظهر بت و حاصل تلاشهای او.
مجازات پیروان سامری: همدیگر را بكشید!!
از آن سوی، پیروان سامری و گمراهشدگان نیز میبایست توبه كنند و از كرده خویش اظهار پشیمانی كنند.
محبت این گوساله در قلب مردم رفته و باید بیرون شود. اما برخی از آنان كه در برابر گوساله سجده كرده بودند، در اعماق دل حاضر نبودند از آن بازگردند.
بر اثر كفرشان، عشق گوساله در دلشان جای گرفت. ( بقره، آیه 93)
در نتیجه با استغفار مشكل حل نشد. خداوند متعال فرمود: توبة بالاتری لازم است. بگو گوساله پرستان یكدیگر را بكشند:
و آن هنگام را كه موسی به قوم خود گفت: ای قوم من، شما بدان سبب كه گوساله را پرستیدید، بر خود ستم روا داشتید.
اینك به درگاه آفریدگارتان توبه كنید و یكدیگر را بكشید. (بقره، آیه 54)
این تنها راه توبه و بازگشت بنیاسرائیل به سوی خداوند بود و چارهای جز آن نبود. توبة برخی ناهنجاریها در اجتماع، بسیار سخت و طاقت فرساست.
ادامه دارد... .
قسمت یازدهم
ناهنجاریهای بنی اسرائیل در دوران بیابان ( دوره آموزش)
3. انحرافات عقیدتی و بدلسازی در عصر غیبت (غیبت رهبرشان)
خداوند، موسی(ع) را به كوه طور خواند. در این دوران، همه دورهها و آموزشها را دیدهاند و علمایی در بین ایشان پیدا شده است. خواص قوم موسی(ع) به او گفتند: ما نمیپذیریم كه تو با خدا سخن میگویی! ما از كجا یقین كنیم كه تو واقعاً دستورات را از سوی خدا میآوری؟! تعدادی از ما را هم ببر. (تفسیر قمی، ج1، ص241)
اگر حضرت اینها را نبرد، همه چیز به هم میریزد. هفتاد نفر از كسانی را كه در این جمعیت هویت و جایگاهی دارند و سخنشان مورد اعتماد است برگزید تا شاهد گفت و گوی خداوند با موسی(ع) باشند و به مردم خبر دهند.( اعراف، آیه 155)
مردم در انتظار بازگشت پیامبرشان هستند. موعد سی شب گذشت و موسی(ع) بازنگشت و ده روز بر مدت افزون شد در حالی كه بنیاسرائیل از این افزایش مدت بی خبر بودند.( اعراف، آیه 142)
اكنون فرصتی است كه میتوان این قوم را گمراه كرد. در این فاصله ده روزه سامری ظهور كرد. سامری طلاهای بنیاسرائیل را كه از فرعونیان نزد آنان مانده بود، جمع كردو گوسالهای آراست و آن را خدای بنیاسرائیل نامید. (طه، آیه87و88)
فرصت انتظار برای نیروهای منحرف، زمینهای برای تخریب است. در حال انتظار یكی از عوامل تخریب، بدلسازی است. یكی از كارهای دشمن در درون جامعه منتظر، جعل بدل و تخریب است. در طول تاریخ شیعه نیز، در زمان غیبت، بدلهایی ظهور كردند. یكی از وظایف شیعه مبارزه با این بدلها بوده است.
هارون(ع) كه جانشین موسی(ع) در این دوران بود، به مبارزه با گوساله پرستی برخاست. اما اكثریتبنیاسرائیل، راه كفر را پوییده بودند و هارون مجبور به صبر شد.
ادامه دارد... .
قسمت دهم
ناهنجاریهای بنی اسرائیل در دوران بیابان ( دوره آموزش)
1. گرایش به بتپرستی
هنگامی كه بنیاسرائیل از دریا گذشتند، قومی را دیدند كه در حال بت پرستی اند؛ از این عمل بتپرستان خوششان آمد و نزد موسی رفتندو خواستند كه خداوندی همانند خداوند آنان برایشان دست و پا كند.
سی سال تلاش موسی(ع) برای یكتاپرستی این قوم نتیجهای نبخشید.
2. طمعكاری
آذوقة بنیاسرائیل از آسمان میآمد و هر كسی تنها باید به اندازة مصرف روزش از آن برگیرد. اگر بیش از آن برمیداشت و خمیر میكرد، تبدیل به كرم میشد. غذا آماده بود و آنها تمام اوقاتشان صرف آموزش و پیامدهای آموزش بود، اما پس از مدتی نزد موسی(ع) آمدند و گفتند: از این یكنواختی خسته شدهایم.
یَا مُوسَی لَنْ نَصْبِرَ عَلَی طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا؛(بقره، آیه 61)
ای موسی، ما بر یك نوع طعام نتوانیم ساخت. از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه از زمین میروید، چون سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برویاند.
خواستههای بنی اسرائیل از اموری است كه هیچ نیازی به آن ندارند و نوعی تنوع طلبی است. حضرت آنان را بر حذر داشت و مأموریتشان را گوشزد كرد كه باید برای رسیدن به آن مأموریت، سیری قناعتگرانه را طیكنند و تنوع طلبی آنان را از مسیر باز خواهد داشت؛ اما بنیاسرائیل نپذیرفتند. و خداوند امر فرمود جای اردوگاه را عوض كنند و به شهر بروند كه در آنجا همه چیز هست.
قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَی بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمْ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنْ اللَّهِ؛(بقره، آیه 61)
موسی گفت: آیا میخواهید آنچه را كه برتر است به آنچه كه فروتر است، بدل كنید؟ به شهری بازگردید كه در آنجا هر چه خواهید به شما بدهند. مقرر شد بر آنها خواری و بیچارگی و با خشم خدا قرین شدند.
به ذلت افتادن بنی اسرائیل
نتیجه این بود كه برای خرید پیاز باید پول داد و برای پول داشتن باید كار كرد. لازمه كار كردن، از اردوگاه ماندن است. به قرض و نسیه و ... افتادند و آزادی از آنان سلب شد. آنها دریافتند كه این تنوع خواهی چه ذلتی برایشان آوردو دوباره آنان را به بردگی و خفت كشانید.
استفاده از تجربه تنوع طلبی در برخورد با دیگران
از اینجا بود كه یهودیان این را در دستور كار خود قرار دادند و برای به زانو درآوردن اقوامی كه با آن درگیر میشدند ، آن اقوام را دچار تنوع خواهی و لوكسگرایی میكردند. اجتماع وقتی دچار تنوع خواهی شد، با كمبود سرمایه روبرو و به طلب پول از دیگران كشیده میشود و آن نیز ذلت نیز میآورد. راه دستیابی به عزت، قناعت است.
ادامه دارد... .
از دوستان به خاطر تاخیر 15 روزه عذرخواهی می كنم . دلیلش یه سفر كاری بود كه به اینترنت هم دسترسی نداشتم.
قسمت نهم
یهودیان و دوران آمادگی برای حاكمیت جهانی
مأموریت بنیاسرائیل، آن است كه حكومتی جهانی تشكیل دهند، اینها كه چیزی نمیدانستند، باید آموزش میدیدند. بنابراین موسی(ع) بنیاسرائیل را در پای كوه طور مستقر كرد و اردوگاهی آموزشی ایجاد كرد. این اردوگاه آموزشی پانزده سال بر پا بوده و آنان در این مدت آموزش میدیدند.
3 آموزش مهم بنی اسرائیل:
1. ساماندهی و انسجام2. آموزش چهرهشناسی3. سیستم ارتباطی و اطلاعاتی قوی
1. ساماندهی و انسجام
یعقوب(ع) دوازده پسر داشت كه آنان را بنیاسرائیل میخواندند. هر قبیله از بنیاسرائیل، خود را منتسب به یكی از فرزندان یعقوب میكرد. این قبایل را سبط مینامیدند. نخستین كار موسی(ع) این بود كه آن سازماندهی را در اینجا استوارتر كرد. و هزارهها در هر سبط تشكیل شدند كه هزار تن را در خود جای میدادند. موسی(ع) برای هر هزار نفر یك فرمانده معین كرد. هزارهها را به صدگانها تبدیل كرد و برای هر صد نفر یك فرمانده گذاشت. هر صد نفر نیز به دو دستة پنجاه نفری تقسیم میشد كه هر یك فرماندهای داشت و هر پنجاه نفر، پنج گروه ده نفری را تشكیل میدادند
( سبط<-- هزاره<-- صدگان <-- پنجاهگان <-- دهگان)
به این شكل آنها در این اردوگاه آموزش كاملی را فرا گرفتند كه معلومات آن اردوگاه در ارتقای سطح فرهنگ عملی و حكومتی بشر نقش اساسی را ایفا كرد. به نقل تورات، اینان در همة زمینههای اقتصادی، فرهنگی و ... آموزش دیدند.
نمونه ای از ثمره آموزش ها
بنیاسرائیل كه حتی در ساختن یك صندوق ساده ناتوان بودند، در این اردوگاه به قدری در صنعت پیشرفت كردند كه سامری ریختهگری و قالب ریزی را در اندازهای آموخته بود كه گوسالهای از طلا ساخت كه صدای گاو از آن در میآمد. بنیاسرائیل در عالیترین سطح آموزش قرار گرفتند.
2. آموزش چهرهشناسی
یكی از آموزشهای بنیاسرائیل در این اردوگاه، آموزش كپیبرداری و ترسیم چهره و ثبت آن است. این آموزش نسل به نسل منتقل شد و قرآن بعدها به آن اشاره كرد و فرمود:
الَّذِینَ آتَیْنَاهُمْ الْكِتَابَ یَعْرِفُونَهُ كَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛( بقره، آیه 146)
اهل كتاب همچنان كه فرزندان خود را میشناسند، او را میشناسند... .
اهل كتاب تمامی ویژگیهای پیامبر اسلام را در كتابهای خود دیدهاند و چنان با این ویژگیها آشنایند كه تا او را ببینند، خواهند شناخت. حضرت سلمان، بردة یكی از یهودیان بود. پیامبراسلام(ص) از راهی میگذشت كه یك یهودی حضرت را دید و شناخت. هنگامی كه خبر را به مولای سلمان میگفت، سلمان شنید و سراغ پیامبر آمد و ایمان آورد. (اعلام الوری، ص65)
3. سیستم ارتباطی و اطلاعاتی قوی
یكی از مشكلات زمان جنگ، ارتباطات و پیامرسانی بود. در گذشته معمولاً از پیك بهره میبردند، اما این سیستم، هم زمانبر بود و هم نیروی بسیار میخواست. موسی(ع) برای انتقال ارتباطات، بوق و شیپور را به پیروان خویش آموخت. به قدری دوره دیدند كه موسی(ع) بر بلندی میایستاد و با یك بوق تمام اردوگاه را حركت میداد. مشكل ارتباطات این گونه حل شد. امروزه نیز در مسئله ارتباطات، یهودیها و صهیونیستها سرآمد روزگارند، و این به دلیل سیستم آموزشی تاریخی آنهاست.