userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

پدرام اندایش , hossain_tehran
پدرام اندایش - 02:05 1387/03/27

وهابی كیست؟ وهابیت چیست؟

سلام بر راستگویان

 

چند زمانی به كشورهای اسلامی سفر كردم، تا بر اندوخته­های دینی خود بیافزایم، و كمكی شود تا در قیامت بتوانم سرم را بلند كنم.

متوجه شدم در تمام كشورهای اسلامی، هیچ كس خود را وهابی نمی­داند و اصلا كسی مسلكی برای خود به نام وهابی انتخاب نكرده است.

این سوال پیش آمد: وهابی كیست؟ وهابیت چیست؟

 

از اهل كلوپ دات كام، خواهش می­كنم كه اگر جواب مستندی دارند، با ارائه­ی سند معتبر برای اینجانب ارسال نمایند.

از مدیران كلوپ خواهش می­كنم تا زمانی كه اینجانب بدون ارائه­ی سند چیزی ننوشته­ام و به كسی توهین نكرده­ام این بحث را حذف نفرمایند.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
سیده مهرانا موسوی , mehraneh_m
1

با سلام و عرض ادب

وهابیت  زاده فکر استعمار انگلیس و خواسته حکومت آل سعود است و بس

بررسی چگونگی پیدایش وهابیت و مبانی فكری آن

 

وهابیت مسلكی است كه در سال 1143 هجری قمری در شبه جزیره‌ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احكام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلك را «وهابی» گویند.  

چكیده:

وهابیت مسلكی است كه در سال 1143 هجری قمری در شبه جزیره‌ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احكام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلك را «وهابی» گویند.

وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرك می‌دانند، و به آنان به دیده‌ی حقارت می‌نگرند. فرقه وهابیت از شیوه‌ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افكار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می‌كند. این مسلك به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تمیمی» كه اولین‌بار افكار و اندیشه‌های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده می‌شود. محمدبن عبدالوهاب بعضی از عقاید خود را از ابن تیمیه گرفته است، از آنجا كه وی تحت تأثیر این عقاید بوده وزارت مستعمرات انگلیس سینه‌ی او را برای پاشیدن بذر مكتب جدید مساعد و زمینه را آماده یافته و به همین جهت روی این مرد سرمایه‌گذاری كرده است. خلاصه‌ی عقاید محمد بن عبدالوهاب عبارتست از:

1ـ تشبیه خداوند متعال به مخلوقاتش

2ـ توحید عبادی و ربوبی

3ـ احترام نكردن پیامبر اكرم (ص)

4ـ تكفیر مسلمانان

مقدمه:

دعوت اسلامی، فراخوان مردم به یكرنگی و همبستگی و احتزار از جدایی و پراكندگی بود. قرآن با بیان رهنمودهای روشن و تشریح مبانی عقیده و ایمان، همه‌ی انسان‌ها را به گردآمدن بر محور توحید سفارش كرد و تفرق و چند دستگی را عامل دوری از راه مستقیم دین دانست و فرمود: «از راه‌های گوناگون پیروی نكنید كه شما را از طریق حقّ باز می‌دارد.» 1(انعام/153

رسول خدا (ص) نیز كه جز به عزّت و شوكت مسلمانان و زیستن آنان بر اساس ارزشهای والای دین خدا نمی‌اندیشید، و در راه هدایت انسانها از هیچ كوششی فروگذار نمی‌كرد و از همه مهمتر آنكه خطرات آینده را با دیده الهی خویش می نگریست؛ پیوسته از لزوم پای‌بندی به اصول و پایه‌های دین سخن گفته و امت را از فرو افتادن به دام دین‌سازان و بدعت‌گذاران بیم می‌داد؛ همچنانكه راه گریز از زیان‌های ناشی از تفرق را بیان می‌نمود.

اما دیری نگذشت كه امت اسلامی گرفتار انشعاب شد و مسلمانان به شاخه‌های گوناگون تقسیم شدند. هر كس به فرقه‌ای روی آورد و هر فرقه در ابعاد گوناگون اعتقادی، فقهی، تفسیری، حدیثی و ... روشی را برگزید. و اینگونه بود كه برخلاف توصیه‌های قرآن و رهنمودهای پیامبر گرامی، موج تفرقه‌گرایی سراسر جامعه‌ی اسلامی را در هاله‌ای از ابهام فرو رفت، بسیار كسان را به تردید و نابودی گرفتار نمود و جمع كثیری از مسلمانان را به درگیری‌های خشونت‌بار فرقه‌ای كشاند. در این میان سودجویان مردم ناآگاه را فریفتند و حقایق را وارونه جلوه دادند و از همه خطرناك‌تر آنكه دشمنان اسلام این پراكندگی و دسته‌بندی را حربه‌ای برای رویارویی با آخرین كیش آسمانی یافتند.

از طرفی دیگر برخی به بهانه‌ی بازگشت به اسلام سلف، به بیان نظریات و عقاید سخیفی درباره‌ی مسائل گوناگون اسلامی، به ویژه در باب توحید و شرك پرداختند كه بر اساس این نظریات بسیاری از افكار و اعمال مسلمانان زیر سؤال می‌رفت و شمار زیادی از یكتاپرستان از جرگه‌ی اسلام بیرون رانده می‌شدند. از جمله چنین گروه‌هایی باید «وهابیان» را نام برد.2

چگونگی پیدایش وهابیت:

مسلك وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند «عبدالوهاب» نجدی است كه این نسبت از نام پدر او «عبدالوهاب» گرفته شده است و به گفته برخی از دانشمندان، علت اینكه این مسلك را به نام خود شیخ محمد نسبت نداده‌اند یعنی «محمدیه» نگفته‌اند این است كه مبادا پیروان این مذهب نوعی شركت با نام پیامبر (ص) پیدا كنند و از این نسبت سوء استفاده نمایند.

شیخ محمد در سال 1115 هجری قمری در شهر «عیینه» از شهرهای «نجد» تولد یافت.3

وی فقه را بر اساس مذهب احمد حنبل فرا گرفت. از همان كودكی سخنانی به زبان می‌آورد كه مسلمانان چیزی از آن نمی‌فهمیدند. برای تحصیل بیشتر، به مكه سپس به مدینه سفر كرد، و در نزد شیخ عبدالله بن ابراهیم بن سیف مشغول تحصیل شد. در همان‌جا زبان به انتقاد گشود كه: چرا مسلمین، به قبر پیامبر پناه می‌آوردند و از وی شفاعت می‌خواهند؟

سپس به نجد بازگشت و از آن پس به بصره رفت تا از آنجا به شام برود. وقتی وارد بصره شد، مسلمانان، متوجه طرز فكر او شدند و او را از بصره بیرون كردند و او هم از آن حوالی گریخت. مدتی بعد به شهر «حریمله» از قلمرو نجد آمد، كه پدرش نیز در آنجا سكونت داشت.

در آنجا عقاید مسلمین را به دیده‌ی انكار و انتقاد نگریست. پدرش او را از این كار بازمی‌داشت.4 و از اظهارات او سخت رنج می‌برد و مردم را از او بر حذر می‌داشت، برادرش عبدالله بر ردّ او كتابی نوشت.5 عده‌ای از علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز در ردّ عقاید محمدبن عبدالوهاب و پیروان او كتابهای متعددی را به رشته‌ی تحریر در آوردند. از جمله برادرش سلیمان بن عبدالوهاب كتابی در ردّ او نوشته است و از حنابله‌ی شام كه در ردّ وهابیت كتاب نوشته‌اند می‌توان آل الشطی و شیخ عبدالقدّومی نابلسی را نام برد.6

پس از درگذشت پدرش، در اظهار عقاید خود و انتقاد از معتقدات مسلمین جری‌تر شد.

گروهی از فرومایگان نیز به دنبال وی افتاده، سخنش را پذیرا شدند. كار به آنجا رسید كه سر و صدای مردم، از هر سو بلند شد و قصد كردند او را به قتل برسانند. محمدبن عبدالوهاب هم به «عیینه» بازگشت. رئیس شهر در آن اوقات، عثمان بن احمد بن معمّر بود. محمدبن عبدالوهاب، او را به پادشاهی بر نجد انداخت. عثمان بن احمد هم منویات او را مورد توجه قرار داد. به دنبال آن، قبر زید بن خطاب را منهدم كرد، و از این راه كارش بالا گرفت.

چون این خبر به حاكم احساء و قطیف یعنی سلیمان بن محمدبن عزیز رسید، نامه‌ای به عثمان نامبرده‌ نوشت كه محمدبن عبدالوهاب را به قتل برساند. وقتی نامه به عثمان رسید، محمدبن عبدالوهاب را احضار كرد، و موضوع را به اطلاع او رسانید و دستور داد كه از شهر بیرون رود. محمدبن عبدالوهاب هم، روی به «درعیّه» نهاده یعنی همان محلّی كه «مسیلمه كذّاب» از آنجا برخاست و دعوی پیغمبری كرد و آن همه سر و صدا و مفاسد براه انداخت.

حكمران «درعیه» در آن زمان محمدبن سعود از قبیله‌ی «عنیزه» بود. وی جدّ خاندان سعودی، فرمانروایان كنونی كشور حجاز است.

محمدبن عبدالوهاب، در صدد برآمد كه از قدرت حاكم مزبور بهره‌برداری كند، به همین جهت او را به اندیشه‌ی تسلط بر سرزمین نجد انداخت. محمدبن سعود نیز با وی بیعت كرد، بر این اساس كه به نام جهاد در راه خدا، مسلمانان را از دم شمشیر بگذراند.

ابن سعود، برای یاری محمدبن عبدالوهاب و انتشار طریقه‌ی او، به بسیج سپاه و تأمین سرباز و نفرات پرداخت، تا این كه كارش بالا گرفت.

آنگاه ابن سعود، نامه‌ای به رؤسای شهرهای نجد و قضات آنجا نوشت كه اطاعت او را گردن نهند و تسلیم وی شوند. گروهی فرمان او را پذیرفتند و عده‌ای به سكوت برگزار نمودند.

ابن سعود هم با سپاهی از مردم درعیه، آهنگ نجند نمودند و با مردم آنجا جنگ كرد.

در این جنگ بسیاری از مسلمانان مخالف خود را به قتل رسانید، تا اینكه بعضی با میل و بعضی بی‌میل، به اطاعت او درآمدند و حكمرانی نجد، به زور شمشیر به وی تعلق گرفت.

محمدبن عبدالوهاب در سال 1206 هجری درگذشت، ولی دین جدید او باقی ماند و حكومت سعودی به حمایت از ان برخاست. وهابی‌ها از آن تاریخ، دست به كشتار مسلمین زدند. چه نفوسی را كه كشتند و چه خانه‌ها و قبوری را كه منهدم كردند و چه اماكنی را كه طعمه‌ی حریق ساختند و چه فسادی كه میان مردم و شهرها، به راه نینداختند، و چه مصائب و دهشت‌ها كه از ناحیه‌ی آنها به مسلمانان نرسید.

وهابیها، در این مدت نه تنها افراد خارج از دین خود را به قتل رساندند، بلكه تمام مقتولین به دست آنها، مسلمانان موحدی بودند كه گواهی به یگانگی خداوند می‌دادند، و محمد (ص) را پیامبر او می‌دانستند. تنها گناه آنها این بود كه مذهب تازه‌ی اختراعی محمد بن عبدالوهاب را نمی‌پذیرفتند و به آن عقیده نداشتند.7

مبانی فكری وهابیت:

آئین وهابیت در اصل بر اساس افكار ابن تیمیّه بوجود آمده است؛ او اول كسی است كه در سرزمین مقدس اسلام بذر آن را پراكند.8 در نیمه‌ی دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری مردمی در شام بنام ابوالعباس تقی‌الدین احمدبن عبدالحلیم حرّانی دمشقی، معروف به ابن تیمیّه، به نام مبارزه با خرافات و بدعتها قیام كرد و كلیه‌ی مذاهب اسلامی را به لحاظ بدعتهایی كه از نظر وی نهاده بودند به باد انتقاد گرفت و در شام و مصر و برخی از بلاد دیگر غوغایی بپا كرد و با پشتكار خستگی‌ناپذیری با بیان و قلم به نشر افكار خود پرداخت و از میان شاگردانش كسانی شهرت یافتند و در همان زمان كار او را دنبال كردند.9

با این حال عقاید ابن تیمیّه تا پانصد سال متروك و مدفون بود و كسی از آنها نامی نبرده است و به عبارتی دیگر بذر آن در زیر خاك باقی ماند تا اینكه در حدود پانصد سال بعد محمدبن عبدالوهاب این دفنیه‌ها را نبش كرد و از زیر خاك بیرون آوده و این جراثیم مرده را آب داده و دوباره زنده گرداند.10

محمدبن عبدالوهاب، رئیس مذهب وهابی، عقیده داشت كه تنها خود او خداپرست است و سایر مسلمانان كافر و مشرك می‌باشند. او معتقد بود كه خداوند واقعاً بر عرش جلوس كرده است و دارای دست و پا و ران و پهلو و چشم و صورت و ابرو و زبان و جان است و با حرف و صورت، سخن می‌گوید و به طور خلاصه عقیده دارد كه خدا جسم است، چیزی كه عموم مسلمانان آن را كفر می‌دانند.

محمدبن عبدالوهاب درباره‌ی قبر اعتقادات و احكامی دارد كه مختص به خود اوست و بدون دلیل شرعی بر اساس آن فتوی می‌داد. اعتقاد مذهبی او پیرامون قبور این است كه ساختن قبر و ساختمان اطراف آن و دعا و نماز در جنب قبور حرام است، بلكه واجب است آنها را نابود كرده و آثار آن را از میان ببرند، حتی نسبت به قبر مقدّس رسول اكرم (ص)، او و پیروانش عقیده دارند كه مشاهده مشرفه و قبوری كه در آنجاست، به منزله‌ی بت هستند.11

یكی دیگر از مواردی كه به وسیله وهابی‌ها مورد انكار قرار می‌گیرد توسل به عزیزان درگاه الهی است. محمدبن عبدالوهاب در «كشف الشبهات» می‌گوید:

«توسل به مردگان توسل به معدوم است و مرده قدرت بر جواب ندارند.» استدلال وی در این مورد تمثل به آیه‌ی «و الذین تدعون من دونه ما یملكون من قمطیرٍ12» (اشخاص و اشیایی كه غیر از خدا به خدایی گرفته می‌شوند مالك هیچ چیز نیستند.) بود.

و مورد دیگر اینكه وهابیان طلب شفاعت از اولیاء و انبیاء را شرك می‌دانند و با این آیه استدلال می‌كنند: «فلا تدعوا مع الله احداً13» (كسی را در اولوهیت با خدا شریك نگیرید) و نیز آیه‌ی شریفه‌ی:

«من ذالذّی یشفع عنده الّا باذنه14»

یكی دیگر از اعتقادات وهابیان این است كه پیامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نه در حال حیات و نه بعد از وفات علم غیب ندارند و برای اثابت این ادعا به آیاتی از قبیل: «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو15» استدلال می‌كنند.16

روش استدلال محمدبن عبدالوهاب:

از مشخصات بارز وهابیگری دادن نسبت دادن كفر و شرك به همه‌ی مسلمانان و زدن مارك بی‌دینی به طرف مقابل می‌باشد. از واژه‌های متداول و معمول در رساله‌های این فرقه كلمات «و جملات» «ایها الكافر» و و «ایها المشرك» و ... نسبت به طرف مورد بحث می‌باشد.

محمدبن عبدالوهاب در رساله‌ی «كشف الشبهات» كه در آن آئین مناظره و بحث را به طرفداران خود می‌آموزد، می‌گوید: «ان قال: لك كذا و كذا، فقل له ایّها المشرك ...»

(طرف مقابلت اگر گفت چنین یا چنان «خلاصه هرچه گفت» توبه او بگو ای مشرك.)

دقت در روش مناظره ای كه رئیس وهابیان به حامیان خود می‌آموزد با توجه به روشهای بحث منافقین خلق و توده‌ای‌های زمان حاضر، بیانگر رابطه‌ی مستقیم «چشم‌بندی» استعمارگران از دویست سال قبل تا امروز می‌باشد، و نشان می‌دهد كه بر روش «دگماتیسم» جهان‌خواران در قدیم و جدید نظم فكری خاصی حاكم است.17

سیاست‌ها و عوامل اصلی رشد و تقویت فرقه‌ی وهابیت:

مستر همفر یكی از جاسوس‌های عالی‌رتبه و طراز اول سفارت انگلیس بوده كه در سال 1710 میلادی به نمایندگی از طرف وزیر مستعمرات مسؤولیت «كمپانی هند شرقی» را به عهده گرفته است. وی پس از یادگیری زبانهای معمول در كشورهای اسلامی مدت زیادی از عمر خود را در عثمانی (تركیه)، مصر، عراق، حجاز و ایران گذرانده و در احوالات مختلف مسلمانان و آداب و رسوم و طرز فكر، نقاط ضعف و قوت و مسائل اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی كشورهای اسلامی، اطلاعات كاملی كسب نموده است.18 وی طبق برنامه‌ی استعمار انگلیس همواره به دنبال شخص جسوری می‌گشت تا در قالب اسلام بتواند اعتقادات مسلمانان را به سخره گرفته و بدعتها و آراء جدید خود را در بین مردم ترویج نماید. تا اینكه با محمدبن عبدالوهاب كه گمشده‌ی وی بود برخورد نمود.

همفر به خاطر غرور و هتّاكی فراوانی كه در محمدبن عبدالوهاب وجود داشت، او را برای انجام این مأموریت پسندید و با پول و وعده‌های گزاف او را حاضر به خود فروشی و خیانت به مسلمانان نمود.

بعضی از اهداف وزارت مستعمرات انگلیس كه توسط همفر از محمدبن عبدالوهاب خواستار اجرای آن شدند عبارتست از:

1ـ تكفیر تمامی مسلمانان و كشتار آنان و سلب اموال و هتك آبروی آنان و خرید و فروش آنان در بازار به عنوان برده!

2ـ خراب نمودن خانه‌ی خدا به این عنوان كه كعبه بت است و منع نمودن مردم از حج19، لكن محمدبن عبدالوهاب بعید می‌دانست كه قدرت بر این كار پیدا كند هر چند بر كعبه مستولی شده و به آن دست یابد.

3ـ تخریب گنبدها، ضریح‌ها و مكان‌هایی كه در نزد مسلمانان محترم است، در مكه و مدینه و بلاد دیگر در صورت امكان، به این عنوان كه آنها بت‌پرستی و شرك است.20

4ـ انتشار قرآن به صورتی دیگر كه در برخی از احادیث به عنوان زیاده و نقصان وجود دارد. البته محمدبن عبدالوهاب بر انجام این كار نیز جرأت پیدا ننمود.21

بنابراین محمدبن عبدالوهاب توسط برنامه‌ی استعماری و مأموران وزارت استعمار ساخته و پرداخته شد و ادعای خود را برملا و عقیده‌ی خود را آشكار نمود.

نتیجه:

تقریباً از دو قرن پیش استعمارگران مسیحی اروپا با طراح انواع توطئه‌ها در زمینه‌های مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، مذهبی و غیره در صدد نفوذ به ممالك اسلامی و دست‌یابی به مراكز حساس و استراتژیك جهان اسلام بودند. وقتی با متوسل شدن به وسایل مختلف از در هم شكستن اتحاد مذاهب اسلامی ناامید شدند، دریافتند كه تنها راه رخنه در این صف مستحكم و بنیان مرصوص، ساختن فرقه‌ای با اصلی یهودی و ظاهری اسلامی می‌باشد و چنین تركیبی را در آل سعود و آل عبدالوهاب كشف كردند.

و بدین‌سان موفق به ساختن فرقه‌ای به نام وهابیت شدند.

بنابراین وهابیت یك جریان فكری و مذهبی در چارچوب مبانی اسلامی نبوده و نیست و استعمارگران همواره از آن به عنوان حربه‌ای سیاسی برای دست‌یافتن به مهم‌ترین و حساس‌تـرین مراكز مسلمانان استفاده می‌كردند. ستون فقرات عقاید وهابی‌ها را، حرام دانستن شفاعت، زیارت، دعا، گریستن بر اموات حتی پیغمبر و ائمه، تخریب قبور از هر كس باشد، حتی پیغمبر (كه از بیم واكنش جهان اسلام این یكی را نتوانستند عملی سازند) و مشرك دانستن همه‌ی مسلمین، غیر از وهابی‌های صحرای نجد، تشكیل می‌دهد. و به طور خلاصه باید گفت وهابی‌ها فرقه‌ای خرابكار هستند و شعار آنان، تخریب و نابودی و قساوت و وحشیگری است. و هر چه در اختیار دارند، برای پیكار با مسلمانانی كه شهادت به یگانگی و رسالت محمد (ص) می‌دهند و نماز می‌گزارند و به حج خانه‌ی خدا می‌روند، به كار می‌برند.

در تاریخ زندگانی تاریك وهابی‌ها، فجایع و حوادث دردناكی می‌بینیم كه با گذشت زمانه فراموش نخواهد شد.

 

فهرست منابع:

1ـ الآیات البینات فی قمع البدع و الضلالات، شیخ محمدحسین آل كاشف الغطاء، دارالمرتضی بیروت، بی‌تا.

2ـ آیین وهابیت، جعفر سبحانی، مؤسسه دارالقرآن الكریم، چاپ اول، 1364 ه. ش.

3ـ برگی از جنایات وهابی‌ها، سیدمرتضی رضوی، ترجمه علی رضائی، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1368 ه. ش.

4ـ پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، عزت‌الله دهقان، دارالكتب الاسلامیه، چاپ اول، 1367 ه.ش.

5ـ تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ترجمه‌ی علی دوانی، نشر قدر، بی‌تا.

6ـ فتنه الوهابیه، سیداحمدبن زینی‌دحلان، بی‌جا، 1407ه.ش.

7ـ الفرقه الوهابیه فی خدمه من؟، السیدابوالعلی‌التقوی، الدراسات للطباعه و النشر، بیتا.

8ـ كشف الارتیاب فی اتباع محمدبن عبدلوهاب، سیدمحسن عاملی‌امین، بی‌جا، بی‌تا.

9ـ نقدی بر اندیشه‌ی وهابیان، سیدحسن موسوی‌قزوینی، ترجمه‌ی حسن طاری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1366 ه. ش.

10ـ نگاهی به پندارهای وهابیت، محمدحسین كاشف الغطاء، ترجمه محمدحسین رحیمیان، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1376 ه.ش.

11ـ هذی هی الوهابیه، محمدجواد مغنیه، دارالحقیقه، چاپ اول، 1414 ه.ش.

12ـ وهابیها را اینگونه دیدم، عبدالله محمد، ترجمه‌ی میثم موسایی، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1370 ه.ش.

 

پی نوشت ها:

-1انعام،153.

-2نقدی بر اندیشه‌ی وهابیان، سیدحسن موسوی‌قزوینی، ص 11.

-3آیین وهابیت، جعفر سبحانی، ص 25.

-4تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ص 17.

-5پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، عزت الله دهقان، ص 35.

-6برگی از جنایات وهابی‌ها، سیدمرتضی رضوی، ص 20.

-7تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن‌قزوینی، ص19 و همچنین« وهابیها را این‌گونه دیدم، عبدالله محمد، ص 17.

-8كشف الارتباب فی اتباع محمدبن عبدالوهاب، سیدمحسن عاملی امین، ص 17.

-9فتنه الوهابیه، سیداحمد بن زینی دحلان، ص 7.

-10الآیات البینات فی قمع البدع و الضلالات، شیخ محمدحسین آل كاشف الغطاء، ص 23.

-11تجزیه و تحلیل عقاید فرقه وهابی، سیدمحمدحسن قزوینی، ص 20.

-12فاطر، 13.

-13جن،18.

-14بقره،255.

-15انعام،59.

-16 پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، ص 67.

-17همان، ص 62.

-18پیدایش وهابیه و عقاید وهابیان، ص 37.

-19سعود بن عبدالعزیز چند سال مردم را از زیارت خانه‌ی خدا منع نمود. (الفرقه الوهابیه فی خدمه من؟، السید ابوالعلی التقوی، ص 20) (رك: نگاهی به پندارهای وهابیت، علامه محمدحسین كاشف الغطاء، ص 12)

-20هذی هی الوهابیه، محمدجواد مغنیه، ص 35.

-21لآیات البینات فی قمع البدع و الضلالات، شیخ محدحسین آل كاشف الغطاء، ص 6.

 

 

 

منبع:                 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702180598

یه بنده خدا  ص , elahe_hajkhanom
یه بنده خدا ص - 10:34 1387/03/27
2
وهابیت داراى ویژگیهاى دیگرى به این شرح است :
      1 وهابیت با همه فرقه هاى اسلامى غیرحنبلى مخالف است . بر این اساس ، پیروان دیگر فرقه هاى اسلامى را كافر و ریختن خون آنها را مباح مى داند!
      2 زمانى كه امپراتورى عثمانى به علت ضعف ، نیازمند همیارى مسلمین بود، جنبش ضد عثمانى وهابیت شكل گرفت و بدین سان سبب تضعیف بیشتر آن دولت گردید. این موضعگیرى همسو با سیاست انگلستان بود كه آرزوى تجزیه عثمانى را داشت ، همان سیاست (ضدیت با تجدید عظمتِ اسلامى ) همچنان پیگیرى مى شود
      تاءثیر جنبش وهابیت بر جنبشهاى سیاسى اسلامى معاصر مُسلّم است ، به گونه اى كه شكست نهضتهاى اصلاح طلبى اسلامى جدید كه از دهه دوم قرن چهاردهم هجرى شمسى آغاز شده است ، علاوه بر بى تفاوتى سیاسى نسبت به غرب ، ضدیت با خود را مؤ من و مجرى قوانین اسلام نخستین نشان مى دهد

یه بنده خدا  ص , elahe_hajkhanom
یه بنده خدا ص - 10:41 1387/03/27
3

آئین وهابیت، هر چند به ظاهر زائیده اندیشه «محمد بن عبدالوهاب» (1115-1206 هجری قمری) نجدی است، ولی ریشه‌های آن مربوط به «احمد بن عبدالحلیم» معروف به «ابن تیمیه» شامی است، كه در سال 728 در زندان دمشق درگذشت، و نوشته‌های این شخص، اساس معتقدات وهابیان را تشكیل می‌دهد.
      وقتی «ابن تیمیه» آراء و عقائد خود را درباره زیارت قبر پیامبر و مسافرت برای آن آشكار ساخت، و آن را حرام اعلام نمود، از طرف علما و دانشمندان اهل سنت مصر و شام، آراء او مورد نقد قرار گرفت و كتابهای ارزشمندی در رد وی نوشته شد، كه قسمت مهم آنها چاپ و منتشر شده است [به كتابنامه ردّ وهابیت در مجله مكتب اسلام سال29، و نشریه تراثنا شماره 17 مراجعه شود].

 

یه بنده خدا  ص , elahe_hajkhanom
یه بنده خدا ص - 10:42 1387/03/27
4

قضات چهارگانه اهل سنت بر این اكتفا نكردند، بلكه سران آنان در مصر و شام به تفسیق او پرداخته و او را یك فرد منحرف معرفی كردند، حتی دوست معاصر «ابن تیمیه» «ذهبی» در نامه دوستانه‌ای به او نوشته است، او را در اشاعه و گسترش فساد همتای حجاج خوانده است (تكمله السیف الصیقل/190)
      غائله این تیمیه با مرگ او فروكش كرد. شاگر معروف او «ابن القیم»، هر چند به ترویج آراء استاد پرداخت، ولی چندان از آن نتیجه نگرفت. او نیز در سال 751 درگذشت و با مرگ او مكتب استاد او نیز به دست فراموشی سپرده شد.
      ولی در اواسط قرن دوازدهم هجری یعنی حوالی سالهای 1145، بار دیگر اندیشه‌های «ابن تیمیه» به وسیله شخصی به نام «محمد» فرزند «عبدالوهاب» در سرزمین «نجد» احیا شد. و چون پدر او «عبدالوهاب» با عقائد فرزند مخالف بود، از این جهت، تا پدر در قید حیات بود، وی از اظهار عقائد خودداری می‌كرد. وقتی پدر در سال 1153 درگذشت، وی عرصه را برای نشر عقائد خود مناسب دید، لذا با همكاری امیر شهر «عُیَیْنَه» به نام «عثمان بن حمد» به نشر عقائد خود پرداخت. چیزی نگذشت كه «عثمان » از طرف امیر «احساء» مورد توبیخ قرار گرفت. او نیز ناچار شد كه عذر «شیخ» را بخواهد و او را از «شهر»بیرون كند.
      «شیخ محمد» در سال 1160، از شهر «عیینه» بیرون رفت، و رهسپار «درعیه» شد. در آن زمان ریاست شهر با «محمد بن سعود» (جد آل سعود) بود، سرانجام میان آن دو، ارتباط برقرار شد امیر شهر به او وعده پشتیبانی، و او نیز به امیر، نوید قدرت و غلبه بر بلاد داد.
      شیخ دعوت خود را تحت عنوان «توحید» و مبارزه با شكرت آغاز كرد، و جز خود و پیروان مكتب را، مشرك معرفی كرد. حملات او به اطراف و اكناف و نجد آغاز گردید. و نفوس زیادی از زن و مرد و كودك قبائل اطراف، به دست اتباع شیخ كشته شد، و اموال زیادی تحت عنوان «غنائم از مشركان» گرد آمد

پدرام اندایش , hossain_tehran
پدرام اندایش - 04:01 1387/03/28
5

سلام بر راستگویان

 

فرمایشات شما را مطالعه كردم

ولی چند سوال:

1-  شما در آغاز، نام شخصی را به نام «محمد بن عبدالوهاب» آوردید، مسئله­ای كه پیش می­آید این است: آیا اگر كسی در تمام افكار و عقاید خود، هیچ استنادی به سخنان این شخص نكند، باز هم «وهابی» است!!!!!!

2-  و شما گفتید كه این شخص دستور قتل مسلمانان را داده است: حال اگر كسی بگوید: باید برای تمام مسلمانان «خیر خواهی» كرد بازهم «وهابی» است؟

3-  اما در مورد شبه جزیره: سفر به دبی هم راحت است و هم ارزان، اگر سخن مرا باور نمی­كنید، می­توانید به آنجا سفر كنید و بپرسید در كجای شبه جزیره مردم «وهابی» هستند و استناد صحبتشان به سخنان «محمد بن عبد الوهاب» است، و آیا در هیچ كجای دنیا، «اهل سنت و جماعت» بجز اهل طریقت، در اعتقادات و اصول با مردم شبه جزیره فرق می­كنند؟

4-  یادتون هست خواهش كردم مستند صحبت كنید: آیا می­توانید كتابی از محمد بن عبدالوهاب یا ابن تیمیه معرفی كنید كه در آن خداوند به مخلوقاتش تشبیه شده باشد؟(فقط نام كتاب را هم بگوئید كافی است)

5-  مسئله­ی مهم: شما گفتید كه وهابی­ها مسلك خود را از ابن تیمیه گرفته­اند، آیا می­توانید عالمی از اهل سنت و جماعت بجز اهل طریقت، پیدا كنید كه ابن تیمیه را قبول نداشته باشد، یادتان هم باشد كه در زمان ابن تیمیه چیزی به نام استعمار انگلیس وجود نداشت، و تنها جیش تاتار در زمین فساد می­كرد كه تنها كسی كه توانست، آن قوم وحشی را به عقب براند، خود ابن تیمیه و شاگردانش بودند.(كتب تاریخ به وضوح این مسئله را بیان داشته­اند)

6-  در مورد قبور هم: شما را به چند حدیث از پیامبر ص و خاندان پاكش، رجوع می­دهم خودتان قضاوت كنید:

·    از امیرالمؤمنین روایت شده است: از پیامبر ص شنیدم که فرمود: «لا تتخذوا قبری مسجداً»: «قبر مرا تبدیل به مسجد نکنید» (بحارالأنوار (80/324)، مستدرک‌الوسائل (3/343)، کنزالفوائد (2/152))

·    از ابی عبدالله (ع) آمده است: رسول الله صلی الله علیه و آله از اینکه بر قبور نماز گذاشته شود یا در کنار آنها نشسته شود و یا بر آن بنا ساخته شود, منع فرموده است (وسائل الشیعه 2/869)

·    نبی صلی الله علیه و آله از گچ کاری قبر, ساختن بنا بر آن و نشستن حول آن منع فرمود (مستدرک الوسائل 1/127)

·     از امام صادق (ع) فرمود: حرام خورها هفت دسته هستند: رشوه گیرها در حکم کردن, مهریه زنا و پاداش به دروغگوی غیبگو و بهای سگ گرفتن و کسانیکه بر قبور بنا می سازند (مستدرک الوسائل 1/127)

·     و از علی بن جعفر: از ابا الحسن موسی (ع) در مورد بنا ساختن بر قبر و نوشتن بر آن سوال کردم که آیا درست می باشد؟ فرمود: بنا ساختن بر آن، و نه حول آن، و نه گچکاری بر آن، و نه گِل اندودی آن، درست نمی­باشد (وسائل الشیعه 2/869, جامع الحدیث اشیعه 3/444)

پدرام اندایش , hossain_tehran
پدرام اندایش - 04:41 1387/03/29
6

سلام بر راستگویان

 

خدا شاهد است قصدم خیرخواهی برای مردم است.

یه بنده خدا  ص , elahe_hajkhanom
یه بنده خدا ص - 16:27 1387/03/30
7

بهترین منبع برای مطالعه وهابیت کتاب "  ایین وهابیت " است که مولف ان ایت الله جعفر سبحانی میباشد

لازطم به ذکر است بحثی با همین نام در لینک زیر ایجاد شده که تعدادی جواب نیز دارد جهت اختصار ازکپی پیست کردن دوباره خودداری میکنم

http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/eslam/topicid/527449

همه جا خدا هست ع , samaneh_19
8

برای آشنایی با عقاید این فرقه ضاله و همچنین تهمت ها ی آنان به شیعه و جواب اون تهمت ها به نظرم یکی از بهترین کتاب ها کتاب"رویکرد عقلانی بر باورهای وهابیت " هست که نویسنده آن حاج شیخ نجم الدبن طبسی  هست و زیر نظر بخش فرهنگی دفتر مرحوم فاضل لنکرانی چاپ شده....

واقعا مفیده...

پدرام اندایش , hossain_tehran
پدرام اندایش - 22:12 1387/04/3
9

سلام بر راستگویان

خیلی از شما عذر میخواهم، من از شما خواستم بحث مستند داشته باشیم، بعد شما مرا به خاطرات یك جاسوس انگلیسی ارجاع می دهید.

بار دیگر میگویم: اگر كسی در تمام افكار و عقاید خود، هیچ استنادی به سخنان محمد بن عبدالوهاب نداشته باشد، باز هم «وهابی» است!!!!!!

ناصح علوی , naseha
ناصح علوی - 10:48 1387/04/4
10
نقل قول از : حسینم آرزوست با حسین تا بهشت

سلام بر راستگویان

5-  مسئله­ی مهم: شما گفتید كه وهابی­ها مسلك خود را از ابن تیمیه گرفته­اند، آیا می­توانید عالمی از اهل سنت و جماعت بجز اهل طریقت، پیدا كنید كه ابن تیمیه را قبول نداشته باشد، یادتان هم باشد كه در زمان ابن تیمیه چیزی به نام استعمار انگلیس وجود نداشت، و تنها جیش تاتار در زمین فساد می­كرد كه تنها كسی كه توانست، آن قوم وحشی را به عقب براند، خود ابن تیمیه و شاگردانش بودند.(كتب تاریخ به وضوح این مسئله را بیان داشته­اند)

سلام بر راستگویان

خیلی از شما عذر میخواهم، من از شما خواستم بحث مستند داشته باشیم، بعد شما مرا به خاطرات یك جاسوس انگلیسی ارجاع می دهید.

 

سلام بر دوست خوبم

باید بعرض برسانم اینجانب اسناد طبقه بندی شده سازمان جاسوسی انگلیس را كه پس از سوخت شدن بوسیله جاسوس  آن سازمان با عنوان خاطرات هنفر به چاپ رسیده را جهت اطلاعات بیشتر شما معرفی كردم از خواندن این مطالب به خیلی چیزها بر میخوریم و مهمتر از همه اینها این مطلب است كه هر فرقه ای خواسته یا نا خواسته  ، دانسته یا نا دانسته دارد به اسیاب دشمنان اسلام اب میریزند

موضوع اساسی اینجاست كه اساسا با تفرقه افكنی میخواهند جوامع را از راه راست و تعالی منحرف كنند تا خود بر گرده حماقت بشریت سوار شده و سود ببرند والا اسلام كه مشخص است دارای یسكری ایات سلبی و ایجابی و اعتقادی است  كه هركس ایات ان را عمل نماید مسلمان بوده است

قتل نفس و تجاوز و تعدی و ظلم و شرك وفساداز بدترین اعمال ان است و  انجام اعمال صالح كه دارای طیف گسترده از اعمال شخصی و اجتماعی و دگر سوزی و انفاق و تزكیه و.... از بهترین انهاست . اصول اعتقادی ان  یعنی توحید و نبوت و ایات لزوم امامت و قیامت و.. نیز پایه های اعتقادی را تشكیل میدهد  و هركس به این ایات زندگی خود را مزین نماید مسلمان است  با هر اسمی و رنگی و قبیله ای و...

برادر خوبم  من از  این نیز پا را فراتر مینهم و میگویم هركس از ادیان دیگر یا افراد بی دین اگر به سوی شنیدن ندای درونی خود بروند و فاكتورهای انسانیت را اعمال نمایند  یعنی دگرسوز باشند و قلبشان برای بشریت بتپد و دردشان درد انسانها باشد و فكرشان كمك به ناتوانان و دستگیری از انان و همچنین كارهای زشتی كه در جوامع انسانی زشت میباشند را انجام ندهند و بفكر سلامتی خود و جامعه حود باشند از افرادی كه نام دین را یدك میكشند و از انسانیت بویی نبرده اند بسیار بسیار با ارزشمند تر هستند

سخن كوتاه كنم و با عذر فراوان از شما خداحافظی مینمایم

یا علی

ناصح

حسین شفیعی , mniraniam
حسین شفیعی - 13:03 1387/04/4
11

به نام خدا و با سلام و احترام ؛

عوامل شكل گیری فرقه وهابیت مانند برخی از فرقه های دیگر ریشه در مبانی و عملكرد رهبران و بنیانگذاران آن دارد. بر این اساس لازم است مبانی و عملكرد بنیانگذار این فرقه بررسی شود. این فرقه منسوب به "محمد بن عبدالوهاب" از مردم "نجد" است كه در سال 1115 ق در شهر عُیینه متولد شد ـ كه پدرش در آن شهر قاضی بود ـ . وی از همان كودكی به مطالعه كتاب های تفسیر و عقاید و حدیث سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدر خود كه از علمای حنبلی بود آموخت. محمد بن عبدالوهاب از آغاز جوانی، بسیاری از اعمال مذهبی مردم "نجد" را زشت می شمرد.

او در سفری كه به زیارت خانه خدا رفته بود، بعد از انجام مناسك حج به "مدینه" رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر را كه در نزد قبر حضرت انجام می دادند، انكار كرد. سپس به "نجد" مراجعت نمود و از آن جا به بصره رفت و مدتی در آن شهر ماند و با بسیاری از اعمال مردم آن شهر نیز مخالفت نمود. مردم بصره وی را از شهر خود بیرون كردند. در این هنگام كه 1139 هجری بود، پدرش عبدالوهاب از "عیینه" به "حریمله" انتقال یافت. وی با پدرش ملازم شد و كتاب هایی را نزد پدر فرا گرفت و به انكار عقاید مردم "نجد" پرداخت. به این مناسبت میان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت. هم چنین بین او و مردم "نجد" منازعات سختی رخ داد و این امر چند سال دوام یافت. تا این كه پدرش "عبدالوهاب" در سال 1153 از دنیا رفت. وی پس از مرگ پدر علناً به اظهار عقاید خود پرداخت و قسمتی از اعمال مذهبی مردم را انكار نمود. جمعی از مردم حریمله از وی پیروی كردند و كار وی شهرت یافت. وی از شهر حریمله به شهر عینیه رفت. رئیس شهر عیینه در آن وقت عثمان بن حمد بود. عثمان عقاید شیخ را پذیرفت و او را گرامی داشت و قول داد كه وی را یاری كند. شیخ محمد نیز اظهار امیدواری كرد كه همه اهل نجد ازعثمان بن حمدحمایت كنند.

خبر دعوت شیخ محمد و كارهای او به امیر احسا رسید. وی نامه ای برای عثمان نوشت كه شیخ را نزد او بفرستد و عثمان عذر شیخ را خواست. شیخ در سال 1160 پس از آن كه از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهر های معروف نجد گردید. در آن وقت امیر درعیه، محمد بن مسعود جدّ آل سعود بود. وی به دیدن شیخ محمد رفت و به وی عزت و نیكی را بشارت داد. شیخ محمد نیز غلبه و قدرت محمد بن سعود را بر همة بلاد نجد بشارت داد. بدین ترتیب ارتباط میان آن دو شكل گرفت. حمایت محمد بن سعود از شیخ محمد موجب شد كه وی بر عقاید و افكار خود پافشاری كند. هر كدام از مسلمانان كه از عقاید وی پیروی نمی كردند، كافر محسوب می شدندو برای جان و مال و ناموس آنان ارزشی قایل نبود.

جنگ هایی كه وهابیان در نجد و خارج از آن از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراق می كردند، بر همین پایه قرار داشت. هر شهری كه با جنگ و غلبه بر آن دست می یافتند، برای آن ها حلال بود. كسانی كه با عقاید او موافقت می كردند، باید با وی بیعت نمایند و اگر كسانی به مقابله بر می خیزند؛ باید كشته شوند و اموالشان تقسیم گردد. طبق این رویه مثلاً از اهالی یك قریه به نام فصول در شهر احسا سیصد مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند!.

سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت و پس از وی پیروان او به همین روش ادامه داند، مثلاً در سال 1216 امیر سعود سپاهی مركّب از بیست هزار را مجهز كرد و به كربلا حمله ور شدند. سپاه وهابی آن چنان رسوایی در شهر كربلا به بار آوردند كه پنج هزار تن و یا بیشتر (تا بیست هزار) را به قتل رساندند.(1) بر این اساس آیین وهابیت بر اساس عملكرد، عقاید و باورهای شیخ محمد بن عبدالوهاب شكل گرفت. امروزه نیز این فرقه بر عقاید شیخ محمد و دیگر رهبران آن پافشاری می نمایند.

اما عقاید آنان:

فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است كه در این جا به بعضی از آن ها اشاره می شود:

-وهابی ها معتقدند كه هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این كه اموری را ترك كنند، از جمله:

به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیای پروردگار به خدا توسّل نجوید. هر كس اقدام به این كار كند، مشرك می باشد،(2) از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و باور دارند كه هر كس از پیامبر(ص) طلب شفاعت كند، مانند این است كه از بت ها شفاعت خواسته است.(3)

- از مسائل دیگری كه وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان كرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند.(4)

بر همین اساس سعودی ها هنگامی كه در سال 1344 هجری بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا كردند، به فكر افتادند كه برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسكی به دست آورند و اقدام نمایند.(5)

 - وهابیان بر این باورند كه مسلمانان در طی قرون، از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت هایی نهاده اند كه با شرع اسلام مخالف می باشد. بر این اساس باید از اصولی كه پیامبر(ص) تعیین كرده است، پیروی نمود.

بنابر عقاید وهابیان، هیچ كس حق ندارد همان گونه كه نمی تواند از پیامبر(ص) شفاعت بخواهد به رسول خدا سوگند یاد كند و از الفاظی مانند: به حق محمد و ... استفاده نماید،(6) زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".(7)

-نیز معتقدند : تشییع جنازه و سوگواری حرام است؛ زیرا ارواح اموات كاری نمی توانند بكنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند.(8)

- وهابیان معتقدند القابی را كه بر عزت و احترام دلالت دارند، در مورد انسان ها نباید به كار برد و ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.

- وهابیون به جنگ با دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامی معتقدهستند و مدعی اند یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند، از این رو همیشه با مسلمانان دیگر به جنگ می پردازند و آنان را به كفر متهم نموده و اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان باور دارند كه هر كس مرتكب گناه كبیره شود، كافر است.(9)

پی‌نوشت‌ها:

1. ر.ك: جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص 24 ـ 29.

2. احمد مبلغی، تاریخ ادیان، ج 3، ص 1429.

3. همان.

4. آیین وهابیت، ص 38؛ رضا برنجكار، آشنایی با فِرَق و مذاهب اسلامی، ص 146.

5. جعفر سبحانی، همان، ص 38.

6. احمد مبلغی، همان، ص 1430.

7. جن (72) آیه 8.

8. احمد مبلغی، همان، ص 1430.

9. همان، ص 1431.

حسین شفیعی , mniraniam
حسین شفیعی - 23:15 1387/04/4
12

برخی انحرافات وهابیت

فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است كه در این جا به بعضی از آن ها اشاره می شود:

-وهابی ها معتقدند كه هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این كه اموری را ترك كنند، از جمله:

به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیای پروردگار به خدا توسّل نجوید. هر كس اقدام به این كار كند، مشرك می باشد،(2) از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و باور دارند كه هر كس از پیامبر(ص) طلب شفاعت كند، مانند این است كه از بت ها شفاعت خواسته است.(3)

- از مسائل دیگری كه وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان كرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند.(4)

بر همین اساس سعودی ها هنگامی كه در سال 1344 هجری بر مكه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا كردند، به فكر افتادند كه برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسكی به دست آورند و اقدام نمایند.(5)

 - وهابیان بر این باورند كه مسلمانان در طی قرون، از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت هایی نهاده اند كه با شرع اسلام مخالف می باشد. بر این اساس باید از اصولی كه پیامبر(ص) تعیین كرده است، پیروی نمود.

بنابر عقاید وهابیان، هیچ كس حق ندارد همان گونه كه نمی تواند از پیامبر(ص) شفاعت بخواهد به رسول خدا سوگند یاد كند و از الفاظی مانند: به حق محمد و ... استفاده نماید،(6) زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".(7)

-نیز معتقدند : تشییع جنازه و سوگواری حرام است؛ زیرا ارواح اموات كاری نمی توانند بكنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند.(8)

- وهابیان معتقدند القابی را كه بر عزت و احترام دلالت دارند، در مورد انسان ها نباید به كار برد و ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.

- وهابیون به جنگ با دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامی معتقدهستند و مدعی اند یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند، از این رو همیشه با مسلمانان دیگر به جنگ می پردازند و آنان را به كفر متهم نموده و اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان باور دارند كه هر كس مرتكب گناه كبیره شود، كافر است.(9)

پی‌نوشت‌ها:

1. ر.ك: جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص 24 ـ 29.

2. احمد مبلغی، تاریخ ادیان، ج 3، ص 1429.

3. همان.

4. آیین وهابیت، ص 38؛ رضا برنجكار، آشنایی با فِرَق و مذاهب اسلامی، ص 146.

5. جعفر سبحانی، همان، ص 38.

6. احمد مبلغی، همان، ص 1430.

7. جن (72) آیه 8.

8. احمد مبلغی، همان، ص 1430.

9. همان، ص 1431.

سحر   خیز  , arzil
سحر خیز - 23:49 1387/04/15
13

 

سلام

در تكمیل مطالب خوب دوستان عرض كنم بنیان‏گذار فرقه وهابیت  محمدبن عبدالوهاب از شاگردان ابن تیمیه می‏باشد. وی با مساعدت حكام نجد توانست عقاید و دیدگاه‏های خود را بر مردم تحمیل و از مخالفت آنان جلوگیری نماید فرقه وهابیت تاریخی خونین وجنایت ‏بار دارد. عقاید آنان از آغاز توسط علمای اهل سنت و شیعه مورد نقد و اعتراض واقع شد. اولین مخالف وی پدرش عبدالوهاب بود، و اولین كسی كه بر رد او كتاب نوشت، برادرش سلیمان بن عبدالوهاب می‏باشد

 

سحر   خیز  , arzil
سحر خیز - 23:51 1387/04/15
14

 

 

 

 

 برخی از عقاید وهابیت

    1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید. و در صورت توسل در راه شرك گام نهاده و مشرك می‏باشد؛

    2. زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روی قبر نسازند؛

    3. از پیامبر(ص) طلب شفاعت نكنند؛

    4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه برای آنان، شرك است؛

    5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طی روزگار از آیین اسلام منحرف شده‏اند؛

    6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است.

  این منطق خشك و بی‏پایه، در تقابل با منطق وحی قرار دارد، چرا كه قرآن در موارد یاد شده نظرات صریح و مخالف وهابیان دارد:

    1.   قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القُربی  ، (شوری، آیه 23).

    یكی از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذی القری، قبرهای آنان و تعمیر آنها است. این راه و رسم در میان ملت‏های جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفی به حساب می‏آید.

    2.   ... فقالوا ابنوا علیهم بنیانا... قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا  ، (كهف، آیه 21).

    هنگامی كه وضع اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان دو نظر ابراز داشتند. آیه شریفه متذكر آن می‏شود انتقاد یا لحن اعتراضی نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به آیه شریفه، هرگز نمی‏توان تعمیر قبور اولیای الهی و صالحان راعملی حرام و یا حتی مكروه قلمداد كرد، بلكه آیه شریفه، به نوعی تشویق می‏كند كه برای بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهای آنان، باید كوشا بود.

    3.   و استغفر لذنبك و للمؤمنین  ، (محمد، آیه 19).

    4.   وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم  ، (توبه، آیه 103).

    5.   و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّابا رحیما  ، (نساء، آیه64).

    این آیات بیانگر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفید می‏باشد. و موضوع شفاعت پیامبر(ص) و دعای آن حضرت، نه تنها در آیات صریح؛ بلكه در احادیث عامّه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است

     وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامی هستند و مدعی‏اند كه یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند. آنان مخالف خود را متهم به كفر و شرك می‏كنند و اموال، نفوس و ناموس و دیگران را حلال می‏دانند. خلاصه این كه آیات قرآنی وارده درباره شرك و كفر را، بر مسلمانان مخالف خود منطبق می‏كنند. و این بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامی و مسلمانان است، (تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغی آبادانی، ج 3، ص 1432).

 

زاذان دیرانی  , zazan233
زاذان دیرانی - 11:02 1387/07/17
15

b1.gif

 

 

جنایات وهابیون علیه شیعیان پاکستان

 

اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های تندروی پاکستان(وهابی ها)  به شهادت رسیده اند.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.