userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
60
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
703
90/5/14 (16:06)
451
983
91/3/12 (23:24)
134
337
91/3/12 (15:45)
5
21
91/3/9 (22:35)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2590
91/3/5 (16:42)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
98
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
499
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 05:15 1386/08/21

گلشن راز

یا هــــــــو:

 

تا حالا دو بار این مثنوی گلشن راز را ما در یاهو با دوستان تفسیر کرده ایم . اما باز هم

 

دوست دارم به خاطر غنی بودن این کتاب یکبار دیگر این کتاب را برای دوستان در حد توان

 

خویش تفسیر کنم از علاقه مندان به این اثر پر بها دعوت میکنم که اگر تمایلی به ثبت نام

 

در این کلاس دارند بنده را در جریان بگذرند.

 

شرح این کتاب:

 

کتابیست که بزرگترین سؤالات بشری را جواب میدهد ان هم در یک بیت سپس انرا به

 

تفسیر مینشیند و راز سؤال را میگشاید و توضیح میدهد .سؤالاتی از قبیل :

 

چه چیز است آنکه گویندش تفکر؟ (تفکر چیست)

 

کدامین فکر ما را شرط راه است ؟ (کدام فکر ما را رهبر است)

 

که باشم من مرا از خود خبر کن ؟ (من کیستم)

 

مسافر چون بود ره رو کدام است؟ (مسافر چگونه است ؟ رهرو کیست؟)

 

کرا گویم که او مرد تمام است؟ (مرد کانل کیست)

 

و...................

 

و شروع ماجرا :

 

بنام آنکه جان را فکرت اموخت                 چراغ دل ز نور جان بر افروخت

 

زفضلش هر دو عالم گشت روشن              ز فیضش خاک آدم گشت گلشن

 

...........................

 

 

 

 

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 02:28 1387/12/6
54

یاهـــــــــــــــــــو:

 

چیز جالبی برای جواب نمی بینم

اسوه طاها , asra12
اسوه طاها - 09:34 1387/07/17
53

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر بزرگواران

با كمال سپاس از كلیه عزیزانی كه فضای عطر اگین كلوب قران سفره اسمانی را عطر اگین تر مینمایندو تشکر از بزرگواران اقای  مهدی و اقای  حسین و اقای زازان واقای سل سل و  اقای رضا  و بقیه عزیزان  بالاخص خواهربزرگوارمان خانم لاله وارائه مطالب زیبایتان  باید به عرض عزیزان برسانم زیبنده كلوب قران نوشتاری اینچنین است كه بر پایه ایات قران و احادیث خزانه داران علم الهی ( ائمه اطهار علیهم السلام ) باشداین بحثها نشانگردغدغه دین هست از اینكه دغدغه دین دارید سپاسگزارم در هر صورت بعنوان یك دوست از اینهمه دغدغه شما شادمان هستم و از خدا توفیقات شما عزیزان راخواستارم در پایان ضمن اینكه  اعلام میدارم از نظر حقیر عمل كپی و پیس برای جوابگویی هیچگونه اشكالی ندارد و اگر پاسخ یك شبهه را از سایت و یا منبعی بیاورند كه قابل استدلال باشد  بسیار هم خوب میباشد خواهشمندم مباحث خود را با توجه به استدلالات قرانی و احادیث اهل بیت  بدون تنش با همدیگر و بصورت منطقی پیگیری نمایید پیشاپیش از رفتار صمیمانه و منطقی شما در طول بحثها هم تشكر میكنم . 

خدایا! به ما بیاموز که ادمیان را به حق محک برنیم نه حق را به ادمیان وایمانمان را در نشیب وفراز حوادث حفظ کن.

 

 

 

زاذان دیرانی  , zazan233
زاذان دیرانی - 20:27 1387/07/15
52
مخالفت مكتب وحدت موجود با روش انبیاء

علامه محمد تقی جعفری می نویسد: alt

غرب هم مدتی از عمر ایمانی و علمی خود ا با این مکتب طی می کرد ولی بالاخره بیدار شد

  این مکتب تاریک وحدت کانبیا دورندازان            بر قول مستان می اش افهام مستورند از آن

افکار عالی بشر بالجمله معذورند از آن        از هر طقات یک برهمین دیده مهجورند از آن

در غرب بو آنسان که در این شرق ما مجراستی

     مکتب وحدت موجود با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی تقریباً دو جاده مخالف بوده و به هم دیگر مربوط نیستند زیرا انبیاء همگی و دائماً بر خدای واحد ماوراء سنخ این موجودات مادّی و صوری تبلیغ و دعوت کرده­اند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده­اند. ما بعضی دیگر از خواص این مکتب را اختصاراً مورد بحث قرار می­دهیم.

1)   و از خواص این مکتب این است که عقل و فهم و علم و معرفت را به کلی حجاب تاریک تشخیص داده و دانشمندترین علما و فلاسفه عالم بشریت در نظر اعضاء این مکتب مانند حیوانات لایعقل می­باشند.

2)   عبادات و تکالیف فقط وظائفی برای تنظیم معاش دنیوی و یا وصول و اتحاد با ذات خدائیست و اگر برای کسی این حالت دست داد تمامی تکالیف از او ساقط است و به آیه «و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین» نیز استدلال کرده­اند. در صورتی که پیغمبری از پیغمبران حقه تا نفس واپسین خود را بدون تکلیف ندیده و تمام عمر را عمل به شریعت خود نموده­اند و علاوه بر این، همین واصلین عظام به استثنای حالات تجسمی غالباً اعتراف به شک و جهل کرده­اند چنان که بیان خواهد شد.

3)      اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نا مفهوم است چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده است که:

عقد الخلائق فی الاله عقائداً              و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه

     بت پرست، آفتاب پرست، ستاره پرست، آتش پرست، فرعون پرست، گوساله پرست، حیوان پرست، مادّه پرست همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقع­اند زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند. ممکن است بگوئید چگونه خداوند کل دارای اجزاء می­توان قرار داد و در دسته الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد. ولی بر اهل اطلاع این حقیقت قضیه روشنی بوده و در موارد زیادی از نوشتجات نثری و نظمی اعضاء این مکتب می­توان شاهد بر این معنی پیدا کرد، عبدالرحمن جامی گوید اگر مقصودش ظاهر شعر بوده باشد:

چون در دل تو گل گذرد گل باشی         ور بلبلی بیقرار بلبل باشی

تو جزئی و حق کل است اگر روزی چند            اندیشه حق پیشه کنی کل باشی

     باز در جای دیگر از رباعیات معروفه خود گوید:

چون حق به تفاصیل و شئون گشت عیان            مشهود شد این عالم پر سود و زیان

چون باز روند عالم و عالمیان           در رتبه اجمال حق آید به میان

     در این رباعی برای واجب الوجود (خدا) دو حالت تصور کرده حالت اجمالی و حالت تفصیلی، در حالت اجمالی همان خداست که گاهی با کلمه مقام جمع الجمعی تعبیر می­کنند. و در حالت تفصیلی سائر موجودات است که ملازم تعیّنات و تشخصّات امکانی می­گردد. و نیز گوید:

آن شاهد غیبی ز نهان خانه بود             زد جلوه کنان خیمه به صحرای وجود

از زلف تعیّنات بر عارض ذات           هر حلقه که بست دل ز صد حلقه بود

     در حقیقت ذات واحدیست که سائر تعیّنات مانند حلقه­های زلف بر صورت آن ذات نقش بسته است این که گفته شد معنای ظاهر شعر است و تأویل نظر دیگری است و نیز اشعار معروفه که انکار ممکن الوجود نموده و غیر از خدا موجودی را تصور نکرده است. بیتی است که ذیلاً نگاشته می شود:

اینجا حلول کفر بود اتحاد هم             این وحدتی است لیک مکرر بر آمده

     و از ابیات معروفه جامی که از کلمات ظاهره مکتب در وحدت موجود است سه بیت ذیل است که نقل می شود:

باده نهان و جام نهان آمده پدید              در جام عکس باده و در باده رنگ جام

قومی به گفتگوی که آغاز ما چه بود            جمعی به جستجو که انجام ما کدام

جامی معاد و مبدأ ما وحدت است و بس              ما در میانه کثرت موهوم والسلام

    .(مبداء اعلی/علامه محمد تقی جعفری/ص73_75)

سعید  مجیدی ،عاشق و تیکه پاره ی محسن یگانه و  کاپیتان فرهاد و استقــــــــــــلال همیشه قهرمان و آرسنال , shoja_adin
51

جناب مهدی سلام و صدها درود

استفاده ادب و علو م از دیگران هیچ اشکالی ندارد مثلی معروفی هست که میگوید : لقمان را گفتند ادب از که اموختی گفت از بی ادبان انچه از ایشان در نظرم نا پسند امد از ان دوری کردم . طبق این قاعده از هرکسی میتوان اموختنی را اموخت ولی در مورد مبحث موجود مسئله اموختن نیست بحث عرفان است شما بهتر میدانید این مورد ادعا دارد بشر را به سر منزل مقصود میرساند . عارفان در گفتارشان حرف از وصول به حق میزنند  وصول به حق یعنی سعادت دنیا و اخرت و به اصطلاح عرفا فنا فی الله.

وقتی مسئله به این مهمی شد پس از هرکسی نباید روش به حق رسیدن را اموخت باید از کسی تبعیت کرد که عالم واقعی باشد و معنای عقل کل در او مجسم باشد ایا فکر نمی کنید خالق هستی انکه دانای ظاهر و باطن است و خیر و مصلحت انسان بهتر از خود انسان میداند بشر را در این مورد بسیار خاص تنها نگذاشته است . فکر نمیکنید ارسال انهمه پیامبر و در راس همه پیا مبر بزرگوار اسلام فقط برای سعادت دین و دنیای بشر است ایا در نظر شما میشود اخرین پیامبر که بعداز او وحی منقطع میشود در این مورد یا هر مورد دیگر چیزی کم گذاشته باشد . طبق ایه صریح قران که میفرمای دین نزد خدا فقط اسلام است نتیجه حاصل میشود که راه سعادت بشر فقط در این دین است و بس و معارف را باید از رهبران این دین گرفت نه از غیر اینها .فکر نمیکنید در این مورد نباید پیرو هرکسی بود ؟

راستی معنای این شکلک که ارسال کرد ه اید چیست ؟

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 08:47 1387/07/12
50

یاهـــــــــــــــــــــو:

 

جناب رضا سلام:

 

آنچه که مشخص است و بزرگان بر آن اعتقاد دارند این است که مولانای عشقی یکی از برادران اهل تسنن است.

 

اما این ذره ای از بزرگی یک شاه عارفی چون مولانای عشقی کم نمی کند.

 

دوست عزیز من حتی از شکسپیر مسیحی هم استفاده می کنم و قاطی خرافات و تعصبات دینی نمیشوم. چون بر این اصل

 

پایبندم که یک مسیحی آگاه که یک کلمه تنها یک کلمه به من بیاموزد برتر از هزار مسلمان است که فقط تقلید بلد است و جز

 

تقلید نمی داند. و مولانا از کسانی هست که هزاران هزار نکته را به من آموخت و یکی از آنها این بود: از تعصب جاهلانه پرهیز

 

کن. امثال جناب حسی جای اینکه از ملیونها نکته ی زیبای مولانا بگوید گیر به شیعه نبودن ایشان می دهند که........

 

اگر چنین باشد که من عرفا را با مکتبشان بسنجم باید دست ادبیات را ببوسم و بگذارم کنار ، چون حداقل 70 در صد ادبیات ایران

 

زمین به دست اهل تسنن است آیا در ادبیات ایران بزرگترین از اینها داریم؟ عطار ، سعدی، مولانا ، خیام و.............

 

یا علی

سعید  مجیدی ،عاشق و تیکه پاره ی محسن یگانه و  کاپیتان فرهاد و استقــــــــــــلال همیشه قهرمان و آرسنال , shoja_adin
49

اقایمهدی سلام

به نظر شما مولوی شیعه بود یا سنی و اینکه اصلا به نظر جناب عالی شیعه یا سنی بودن در اصل مطلب اثری دارد یا نه من حدس می زنم جناب حسین نظرش ان است که چون مولوی سنی است پس عقاید و مسلک و عرفانش بی ارزش است و از دیدگاه او بحث در مورد او کار باطلی است حالا من میخواهم بدانم اصولا شخص شما اصل شیعه بودن یا سنی بودن را چقدر قبول دارید متوجه هستید که بحث فقط در مورد شخصیتی است که صاحب یک مسلک فکری و اعتقادی است و میدانید که شیعه و سنی دو روش کاملا با هم متفاوت است .

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 20:06 1387/07/11
48

یاهـــــــــــــــــــــو:

 

جناب رضا بحث جناب حسین جواب ندارد و من نمی دانم که کجا بحث شیعه شدن مولانا بوده و ............

 

اما شیخ محمود از افتخارات شیعه و اهل دل است........روحش منور

سعید  مجیدی ،عاشق و تیکه پاره ی محسن یگانه و  کاپیتان فرهاد و استقــــــــــــلال همیشه قهرمان و آرسنال , shoja_adin
47

گلشن راز شیخ محمود شبستری را من سه بار ختم کرده ام وشرحی که اسماعیل ترکه اصفهانی بر این کتاب نوشته است چند بار خوانده ام  اتفاقا او یعنی شارح شیعه هست به نظر شما من هم میتوانم این کتاب را تدریس کنم ؟

ضمنا من این مقاله را خواندم بهتر نیست اقای مهدی هم جواب اقای حسین را بدهد وعقیده مشترک هر دو مبنای بحث هر دو طرف منازعه باشد من پیشنهاد میکنم مبنائی از تارخ و قران و سنت پیامبر میتواند راه گشای بحث باشد فکر میکنم چون همه ما مسلمانیم و مبنای عقیده همه ما اول قران بعد رسول الله است و مسلما نمیتوانیم مولوی را از جمعیت مسلمانان جدا ببینیم چون اگر این طور باشد هیچ بحثی نخواهیم داشت پس هر دو طرف منازعه بیایند بر این مبنای قران و رسالت بحث را پیش ببرند تابدانیم و بفهمیم کدام طرف این بحث کلامش درست است .

حسین حسین , vavan222
حسین حسین - 16:08 1387/07/11
46
نقل قول از : دختر آسمان

شعری از دیوان شمس مولوی:


فــقـــط با انــصــاف بخـونــید


شما با این اشعار می خواهید ثابت کنید که :
1- مولوی شیعه بود -2. و چون شیعه بوده پس حرفاش درسته
آیا درسته این جور سطحی و گذرا و عجولانه در مورد کسی قضاوت کلی کرد؟؟
بر فرض محال که مولوی شیعه باشد . مگه هر کس که شیعه باشه هرچی بگه درسته ؟ و هر کی سنی باشه حرفاش بیخوده
اصلا صحبت شیعه یا سنی بودن مولوی نیست . عقایدشو ببین . بخون ببین با عقاید شیعه سازگاری داره یانه بعد قضاوت کن
شما چرا همه اشعارشو باهم بررسی نمی کنین تا به یه نتیجه قطعی برسین. تازه فقط با استناد به شعرش نمی شه به نتیجه ی قطعی رسید
درسته مولوی مثل بقیه حضرت علی رو قبول داشت. ولی چه قبول داشتنی؟ من خودم قبلا هم عین همین حرفایی که نوشته ای می زدم و از مولوی هم خیلی طرفداری میکردم.
گرامی! دید مولوی با دید من و تو فرق می کنه . (مگه این که خودت هم صوفی باشی)
باید صوفی باشی یا حداقل مبانی اونا رو بدونی تا بفهمی تعریفی که امثال مولوی از حضرت علی دارن با تعریف ما کاملا متفاوته . او با عینک خودش به حضرت علی نگاه می کنه . نگاه یه صوفی با نگاه یه شیعه، به جهان ، به آخرت ، به هستی، به دوزخ به بهشت. به پیامبر . به حضرت علی و امامان کاملا فرق می کنه . اینو دیگه همه می دون
صوفی کاملا آزادانه فکر می کنه. خودشو مقیّد به چیزی به مذهبی به دینی نمی کنه . صوفی مذهبی خاص داشتن رو دست و پاو گیر می دونه. اون عقیده داره:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
به زندگی مولوی نگاه کن برای این آزاد اندیشی و آزاد منشی هستش که همه و همه دوستش داشتن .در تشیع جنازه اش مسلمان و مسیحی و گبر و یهود اومدن. اصلا قونیه غوغایی بر پا شد . او همه را با هر دین و مذهبی قبول داشت. این شما و این کتاب پله پله تا ملاقات خدا.
ای عزیز مولوی اگه تعریف حضرت علی رو می کنه خوب
1-تعریف معاویه رو هم داره.
2- کورکورانه مرو در کربلا / تا نیوفتی چون حسین اندر بلا رو هم داره. نه این که بخواد به امام حسین توهین کنه. اتفاقا امام حسینو دوستش داره . میدونه که نوه پیامبره می دونه که اون یکی از مخلصان درگاه الهیه (دارم مولوی رو تعریفشو می کنم و از این نظر هم قابل تحسینه)
ولی نکته در اینه که اون داره به کار امام حسین انتقاد می کنه. از حرکت امام حسین اشکال می گیره داره به حضرت می گه تو که کشته می شی چرا رفتی؟ خوب یه جا هم می گه کجایید ای شهیدان خدایی. ...
جالب اینه که او شهدای خدایی را فقط شهدای کربلا نمیدونه او خیلی ها رو مثل شهدای کربلا می دونه
3- در جای دیگه برای تنبه حضرت علی از زبان پیامبر داره بهش گوش زد می کنه که
لیک بر شیری مکن هم اعتمید اندرا در سایه نخل امید.
اندرآ در سایه ی آن عاقلی کش نتابد برد از ره ناقلی ...
منظور او از عاقل مرشد و پیر است. او حضرت علی را که به قول صوفیه سر سلسله عرفاست به قطبیت هم قبول نمی کند در این جا این نظر اوست . نه اینکه دشمن حضرت باشد ویا مناقب آن حضرت را قبول نکند .تازه اگه مناقب حضرت رو قبول میکنه برای دیگران از جمله خودش هم همونا رو باور داره. او هیچ گاه خودش را کمتر از امیر مومنان نمی دونه.
4- جایی حضرت علی را مولا می داند
زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن علی مولا نهاد
و آن شیعه نادان هم با آوردن این شعر می گوید مولوی حضرت علی را مولای خود می داند و می نویسد اشاره مولوی به( مَن کنتُ مولاه فهذا علی مولاه) است.
غافل از این که نه تنها دال بر تشیع او نیست که نشان می دهد که او سنی است چرا که در بیت بعد مولا را به معنی آزاد کننده بنده می داند (مولا در عربی معانی مختلف دارد از جمله معتِق یعنی کسی که بنده را آزاد می کند بیت بعدیش اینه: اصلا داره خودش معنی مولا رو میگه:
کیست مولی آن که آزادت کند. بند رقیّت ز پایت بر کند
5- یه جاهم به کار حضرت موسی اشکال وارد می کنه و حضرت رو در خیال خودش دنبال یه چوپون بی سواد می دَوونه که بره ازش عذر خواهی کنه . و اون چوپونه هر چه در کفر گویی میخواد، دل تنگش بگه و در آخر این گونه داستان خیالی اش را تمام میکنه که:
هیچ ترتیب و آدابی مجو هرچی می خواهد دل تنگت بگو
غافل از اینکه اگر قرار باشه هر کی هر چی بگه و اسمشو رو عبادت و توحید بگذاره ، پس انبیا برای چی اومدن . اصلا ارسال رسل و کتب و وحی بی معنا می شود.
6-در ملاقاتش با شمس دوتایی به این نتیجه می رسن که بایزید بالاتر پیامبر اسلامه . و مولوی از این جواب شمس بیهوش میشه.
چندتا دیگه مثال بزنم
داره میگه من نظر م اینه ...... او در همه چیز صاحب نظره . یه جا که موافق عقاید شیعه باشه بعضیا میگن شیعه است. وجای دیگه که مخالف عقیده شیعه باشه میگن مولوی سنی هستش. و سر این که مولوی شیعه است یا سنی بین همه اختلافه .
کتاب نقدی بر مثنوی از (ایت الله میرزا علی اکبر مصلایی) است اومده با مدارک و منابع مختلف ثابت کرده که اون سنیه .
درسته تا قبل از این که با شمس آشنا بشه(642هـ.ق) سنی حنفی و از علما هم بود. ولی بعدا از خیلی از عقایدش دست برداشت . کارش شد رقص و موسیقی و شعر و دیگه یک دفعه تغییر جهت داد. شاگرداش که پامنبرش بودند با شمس در افتادند . و یا به قولی اونو کشتند.
علمای سنی عصر خودش باهاش مخالف شدند. و ....همه اینها واسه این بود که دیگه سنی به معنی واقعی هم نبود.
او مثل شیعیان فکر نمیکنه که چون امام حسین حجت خداست، پس در بست کار و حرکت و گفتار شون درسته . اون در همه چیز خودشو صاحب نظر میدونه . وقتی که در جریانی به مرید خودش اعتراض می کنه بهش که چرا میگی مثنوی تفسیر قرآن است بلکه آن خود قرآن است . خوب این نشون میده که خودشو همپای با پیامبر اسلام می دونه
« ای غر خواهر چرا نباشد همان که در ظروف حروف انبیا و اولیا جز انوار اسرار الهی مندرج نیتس . کلام خدا از دل پاکِ پاک ایشان رُسته ، بر جویبار زبان ایشان روان شده سات خواه سریانی باشد ، خواه سبع المثانی خواه عبری خواه عربی»( مناقب العارفین ص 291)
یعنی گاهی هم به زبان فارسی ( مثنوی) است. در نظر او فرق قرآن با مثنوی در زبان است .
او حتی سنی واقعی هم نیست که هرچی پیامبر بگه قبول کنه . گفتم که بایزید رو بهتر از پیامبر می دونه ، چه برسه به امام حسین و حضرت علی و سلمان و ابوذر و....
او خیلیا رو حجت خدا می دونه. اون بایزید وجنید و شمس و خودش را هم حجت خدا می دونه . دیگه ضرورتی نمی بینه که هر کاری که حضرت امیر یا امام حسین یا بقیه کرده باشند دربست قبول کنه .
خوب گرامی!!!
اگه می گه (الله مولانا علی) در عین حالی که این سخن خودش تامل داره خوب شمس من و خدای من هم میگه . چرا هرچی رو که دلت می خواد میاری ؟؟ یه چیز جزیی میاری و می خوای یه نتیجه کلی بگیری که اون شیعه بوده ؟؟ !!!!
در مورد حضرت علی و پیامبر و هرچیز دیگه ای هم اینجوریه . بعضی وقتا یه حرفایی زده که آدم فکر می کنه که یه شیعه است. ولی اکثر موارد حرفاش بر مبنایی که قبلا از مذهب حنفی اتخاذ کرده بوده
او آزدانه با همه چیز برخوردمی کنه او عینک جهان بینی خودشو داره . عینکی که او زده هم ، رنگش و هم نمره اش و دسته اش و همه چیزش با عینک من تو فرق داره . حتی با سنی ها هم فرق می کنه . فکر می کنی اگه از یه عالم سنی که بپرسی میگه مولوی سنی بود؟؟؟ هرگز . همون طور که فقهای شیعه میگن اون شیعه نبود .
گرامی!!! مولوی آزاد اندیــــــــش بود. این که دیگه خیلی مسلم و معلومه----------------------------------
در این مورد شادروان دکتر ذبح الله صفا تاریخ شناس و مولوی شناس بود و خودش هم به مولوی ارادت کامل داشته در کتاب تاریخ ادبیات جلد 1/3 ص 460 می نویسه .
«با آنکه مولوی بر مذهب اهل سنت بوده . و در این اصلا تردیدی نیست.، قاضی نور الله که از هر کسی بکوچکترین دست آوری شیعه یی خالص می ساخت،کوشیده است با نقل اشعاری که مجعول و منسوب بمولوی است ،ویرا در زمره شیعیان درآورد،و در باره شمس نیز بیکی از اقوال درباره انتساب او بجلال الدین حسن نومسلمان استناد جسته و او را پدر بر پدر شیعه دانسته است. (بعد پاورقی ادرس داده = مجالس المومنین چاپ تبریز ص 291)
بعد ادامه می ده « اما مولوی در عین اعتقاد و دینداری کامل،مردی آزادمنش بود و باهل (=به اهل) ادیان و مذاهب بدیده احترام و بی طرفی ،چنانکه شایسته مردان کاملی چون اوست ، می نگریست.»
خوب این دیگه حرف کسیه که هم اردات به مولوی داره و هم الکی حرف نمیزنه . اون هم همین شعرایی را که نوشتین همه شو خونده و عمیقا بررسی کرده ولی به این نتیجه نرسیده که مولوی شیعه است. همیجور زرین کوب در پله پله تا ملاقات خدا.
آزدامنش بودن مولوی به این معنا است هر چیزی رو می خواست ، خودش بهش برسه . میخواس بدون قید و بند باشه . میخواست زیر امر و نهی کسی نباشه این دیگه روش همه صوفیان است.
او به سفارش شمس ( قال ) را رها کرد و به (حال) پرداخت . تو اون داستان معروفه که شمس کتاباشو تو آب ریخت . این یعنی چی؟ .شمس میخواد بهش بگه که دنبال حرف این و اون فلان عالم چی گفت و کیه چی کار کرد ، نباش. خودت درک کن و بفهم.
تاریخ رو نگاه کنید برای رسیدن به آزاد منشی و فرار کردن از قیل و قال مدرسه ای بود که بعد از ملاقات شمس هرچی منبر و کتاب و حدیث و هر چی که بود رها کرد و دنبال شمس بود . و بعدها با همین آزاد منش اش به این نتیجه رسید که باید مجلس سماع داشت . باید با موسیقی زد و شعر خودند و رقصید و هزار باید های دیگه ....اینها رو دیگه خود علمای سنی اون زمان هم نمی تونستن تحمل کنن و او را بدعت گذار می دونستن.
امید است که برای قضاوت منصفانه دید و منفانه نظر داد.
شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 21:52 1387/06/17
45

یاهـــــــــــــــــــو:16.gif15.gif 

 

نه خیر فایده نداره ادبتون گاهی فَوَران میکنه

 

من که نمیخونم کی میخونه خدا میدونه

 

خدا شفا بده

شهره دلارام صابری , kimiagar47
44
http://www.owghat.com/default.aspx

اوقات شرعی مراکز استان و برخی از شهرهای پر جمعیت در ماه مبارک رمضان
شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 15:53 1387/06/17
43

یاهــــــــــــــــــــــــــو:

 

بابا بسه تورو خدا میدونیم کپی رایتت عالیه دیگه نمیخاد ثابت کنی . من که میدونم صحبتهای تو پر از ادب است و میدونی

 

که نمیخونم حرفات رو به خاطر ادب فراوانت !!!!! پس هی گفته های من رو تو رو خدا کپی نکن با یکی دیگه بشین بحث کن

 

که من هر وقت میبینم باز با یک آدم بی ادب باید بحث کنم حالم بد میشه . اینهمهههههههههه ادم و اینهمه نوشته نوشته های

 

اونها رو کپی کن و جواب بده با این کپی های گوگولت( ممنون میشم . خدا اجرت بده (از ما نخورده باشی)

 

به خود علی قسم اگر میدانستم به اندازه ی 40 سالت 40 مثقال ادب داری جواب میدادم تک به تک حرفات رو.

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 21:03 1387/06/13
42

یاهـــــــــــــــــــــو:

 

نمیدونم چی نوشته ولی آقای معلم فکر کنم بهشون بر خورده که گفتیم آقا جان بعد از 40 سال معلمی (البته ادعایی بیش

 

نیست) علت العلل به معنای این نیست که خداوند از علتی به وجود امده است.

 

از کرامات شیخ ما این عجب                    که دست بگشود و گفت یک وجب

 

 

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 04:36 1387/06/13
41

یاهــــــــــــــــــــــــو:

 

والا نمیدونم چی نوشتید ولی اگه باز هم گیر دادید به علت العلل باید به عرض شما برسانم که:

 

چرا 50 پست را بعد از ان که نوشته اید خداوند علت العلل نیست نوشته اید که دوستان ان پست شما را نبینند؟

 

فقط میخواستم به شما عرض کنم جناب حسی کسی که به من پیام میدهد که وقتی شما 5 سالتان بود من معلم ادبیات

 

بودم هنوز حتی معنای علت العلل را نمیداند که چیست همین و بس(عیب ندارد بگذارید ببینند

 

حالا خوشحالم که چرا جواب اون پیامهای چرند رو ندادم . خودت ماشالا ثابت کردی. هم 5 سالگی مرا ثابت کردید هم 40

 

سال معلم بودن خودتان را

 

رجوع شود به پست 50 (خداوند علت العلل نیست )  بنده خدا فکر کرده علت العلل یعنی اینکه خداوند از علتی به وجود امده

شاعر رضازاده , shaer_mohabat
شاعر رضازاده - 22:45 1387/06/12
40

یاهــــــــــــــــــــــــو:

 

خدایی عجیبه

 

مثنوی پر از ذکر علی و شجاعت علیست و مولوی هم یک سنی درجه یک هست که عشق او ابوبکر و عمر و عثمان هست

 

و این ذره ای از عشق بودن مولانا کم نمیکند و نخواهد کرد

 

و علت العلل هم فقط به معنای مسبب الاسباب است که به جای اینکه بگویید معنای ان را ندانسته اید لطف کنید معنای

 

جدیدی برای ان نتراشید که به فارسی ظلم کرده اید( به هر حال ندانستن عیب نیست . هرکس چیزهایی نمیداند و این یک

 

چیز عادیست اما اینکه بیاییم نادانی خود را در پشت من در آوردی پنهان کنیم نازیباست)

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.