| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
688
|
5561
|
91/3/10 (15:55)
|
|
||
|
|
279
|
1258
|
91/3/12 (23:54)
|
|
||
|
|
114
|
226
|
91/3/12 (23:30)
|
|
||
|
|
850
|
1749
|
91/3/12 (22:57)
|
|
||
|
|
1260
|
4141
|
91/3/12 (22:52)
|
|
||
|
|
1280
|
3631
|
91/3/12 (22:07)
|
|
||
|
|
1855
|
10866
|
91/3/12 (21:53)
|
|
||
|
|
255
|
1422
|
91/3/12 (17:36)
|
|
||
|
|
1522
|
9288
|
91/3/12 (15:23)
|
|
||
|
|
187
|
438
|
91/3/12 (15:14)
|
|
||
|
|
223
|
682
|
91/3/12 (12:17)
|
|
||
|
|
905
|
4271
|
91/3/11 (22:26)
|
|
||
|
|
256
|
1153
|
91/3/11 (21:43)
|
|
||
|
|
314
|
803
|
91/3/11 (14:06)
|
|
||
|
|
361
|
1580
|
91/3/11 (12:45)
|
|
||
|
|
466
|
1482
|
91/3/9 (16:34)
|
|
||
|
|
35
|
208
|
91/3/3 (15:14)
|
|
||
|
|
273
|
1623
|
91/3/2 (01:34)
|
|
||
|
|
53
|
173
|
91/2/26 (14:16)
|
|
||
|
|
91
|
609
|
91/2/22 (15:32)
|
|


هفته اول: سانسور و فیلتر ـ تا پست 28
هفته دوم: حکومت اسلامی ـ تا پست 30
هفته سوم: موسیقی ـ تا پست 81
هفته چهارم: کتاب ـ تا پست 100
هفته پنجم: عشق به روایت قرن 21 ـ تا پست 184
هفته ششم: اعتیاد به اینترنت - تا پست 210
هقته هفتم: تعصب، غیرت، قداست - تا پست 245
هقته هشتم: نمایشگاه کتاب- تا پست 302
هفته نهم: توهین به مقدسات!!! چرا؟؟؟

بحث این هفتمون در مورد اتفاقاتی هست که مدت زیادی هست به صورت تکرار شونده انجام میشه، در مورد توهین به مقدسات اسلام، ولی این اواخر در قالب اشکال جدید داره خودشو نشون میده
میخوایم این مسئله رو از دید دانشجویی مورد واکاوی قرار بدیم
موضوعاتی که می تونیم در موردشون بحث کنیم اینه که:
اصلا دلیل اصلی و پشت پرده ای که باعث میشه توهین به مقدسات انجام بشه چیه؟
چه سودی متوجه توهین کنندگان خواهد بود؟
چرا این عمل توسط برخی افراد که دین اسلام دارند انجام میشه؟
چه عکس العملی میتونه در مقابل این حرکت انجام بشه؟
آیا خارج کردن افراد مرتکب به این کار توسط اعدام یا هر مورد دیگه ای مفیده؟
آیا رسانه ای کردن این موضوع و بزرگ کردن اون میتونه کمک کننده به شخص خاطی باشه ؟
وظیفه ای که ما به عنوان یه فرد عادی تو جامعه داریم, در قبال این موضوع چیه؟
آیا آزادی بیان میتونه در قالب توهین به مقدسات یک جمع و یا اعتقادات شخصی یک نفر انجام بشه ؟
آیا آزادی بیانی که تجاوز به حریم قشر یا شخصی باشه سلب آزادی اونها نیست ؟

من یه طبقه بندی از سوالای مصطفی کردم که به 3 موضوع میپردازه
1. شناخت آزادی بیان و حدود آن
2. علل و ریشه های تخطی از حدود آزادی بیان
3. عکس العمل ما یه معنای خاص و عام در مواجه با کسی که حدود آزادی بیان رو رعایت نکنه
با توجه به این سه موضوع من یه چند خط از خودم و یه سری مطالب هم کپی پیست میکنم:D
1. در مورد اول که بحث شد
2. علتهاش هم میتونه گسترده باشه اگه بخوایم برای تک تک محدودیتهاش بحث کنیم. مثلا چرا دروغ میگیم؟ میتونه یه عادت باشه، میتونه ترس از حقیقت باشه، منفعت طلبی باشه یا چیز دیگه
یا در مورد توهین به مقدسات میتونه دشمنی با اسلام یا با مسلمونها و به طور اخص سران و خواصشون باشه، میتونه ضعف در استدلال اوردن باشه، میتونه منفعت حاصل از اون کار باشه، حتی میتونه ویژگی شخصیتی مثل میل به شکستن حریمها و متفاوت بودن از طریق این نوع کارا باشه، و کلا در مورد علت یا علتهایی که اون شخص دنبال میکنه نمیشه راحت قضاوت کرد ولی در مورد عمل و بروندادش میشه
3. در مورد عکس العمل ما:
در مقابل کسی که به مقدسات توهین کرده و مرتد شناخته شده؛ اولا تعریف مرتد و احکام مربوط به مرتد واینکه مثلا چرا مرتد باید اعدام بشه چون اطلاعات لازم رو ندارم نمیتونم نظر بدم. ولی در این مورد با توجه به احکام موجود و آیات قران میشه قضاوتهایی کرد پس به جای بحث روی این موضوع یه سری مطلب میذارم که تعیین کننده عکس العمل یک فرد معتقد به اسلام میتونه باشه. امیدوارم مفید باشه:
در فقه اسلامی مرتد دو نوع است و هر یک احکامی جداگانه دارد:
الف) مرتد فطری: کسی است که پدر یا مادر یا والدینش هنگام انعقاد نطفه وی مسلمان بوده، بعد از بلوغ، آیین اسلام را پذیرفته و سپس به کفر روی آورده است. مانند سلمان رشدی که پدرش مسلمان است.
ب) مرتد ملی: کسی است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه وی کافر بوده اند. بعد از بلوغ، اظهار کفر کرده، سپس مسلمان شده و بعد از آن به کفر باز گشته است.
اگر مرتد فطری مرد باشد، علاوه بر برخی از احکام مدنی مانند فسخ پیمان نکاح و جدایی از همسر بدون نیاز به طلاق و تقسیم اموال بین ورثه، به اعدام محکوم است و توبه اش، در تغییر حکم تاثیری ندارد. یعنی اگر با اعتقاد و باور قلبی توبه کند، خدای متعال می پذیرد و نماز و عبادتش صحیح است٬ اما بر جریان حکم اعدامش تاثیر ندارد.
اگر مرتد ملی توبه کند، از هر دو جهت پذیرفته می شود. حتی قبل از جریان هر گونه حکمی، نخست وی را به توبه و بازگشت به ا سلام دعوت می کنند و سه روز - برخی از فقها مانند شیخ طوسی گفته اند به قدر لازم - به او مهلت می دهند. اگر در این مدت توبه کرد، آزاد می شود. و گرنه به اعدام محکوم می گردد.
+ زن مرتد، از هر نوع که باشد کشته نمی شود. او را به توبه فرا می خوانند، چنانچه توبه کرد، آزادش می کنند. و گرنه در زندان باقی می ماند.
+ توضیحات حکم تا به اینجا بر اساس احکام شیعه بود. بر اساس رای مشهور اهل سنت، بین مرتد ملی و فطری یا زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. هر نوع که باشد - ابتدا به توبه دعوت می شود، چنانچه توبه کرد آزاد و گرنه کشته می شود. البته ابوحنیفه، مانند فقهای شیعه، بین زن و مرد فرق گذاشته است. در تضاد با او٬ حسن بصری نیز معتقد است مرتد، بی آن که به توبه دعوت گردد، کشته می شود.
+ قابل ذكر است كه توبه ای كه در این مباحث مطرح است، توبه ظاهری و فقهی است كه در مقابل حاكم شرع انجام می گیرد و چه بسا فرد توبه كننده، واقعاً و باطناً دست از ارتداد خود نكشیده باشد . اما توبه ی واقعی و باطنی كه فرد در نهاد خود از كرده ی خویش پشیمان شود و به آغوش اسلام برگردد، قطعاً و بدون تردید نزد خداوند پذیرفته است و عذاب اخروی را از او باز می دارد، هر چند در مورد مرتد فطری، مانع از كیفر دنیوی او نمی شود. توبه ی ظاهری در مقابل دادگاه شرعی و بازدارنده ی از كیفر دنیایی است، اما توبه ی واقعی و باطنی، در مقابل خداوند و بازدارنده ی از عقوبت اخروی است .
+ باید توجه داشت، برای حکم به ارتداد و اجرای مجازات آن، اسلام حکمی کفایت نمی کند . باید فرد، پس از بلوغ، خود اسلام را انتخاب کند و سپس کفر بورزد.حجت الاسلام سید محمد علی ایازی می گه: «در تمامی آیاتی که (در قرآن در مورد ارتداد) آمده٬ یک ویژگی برای ارتداد مشخص شده که معلوم میشود آنچه اسلام نسبت به آن حساسیت داشته٬ چه بوده است... (در مواقعی که) انسان حق را تشخیص نداده٬ آگاهی ندارد٬ اسلام را نشناخته٬ در خانوادهای پرورشیافته که کسی به او آموزش درستی نداده یا آموزش غلط از اسلام داده است. اینجا اصلاً ارتداد معنا ندارد! برای اینکه از اصل٬ این راه را درست انتخاب نکرده٬ یا اسلام ر ا نشناخته و یا اگر شناخته غلط بوده. برای این شخص٬ برگشتن معنا ندارد. برگشتن در جایی معنا میدهد که انسان راهی را آگاهانه انتخاب کند و بعد بخواهد آگاهانه از آن راه با علم به حقانیت آن برگردد. این برگشتن به معنای ارتداد٬ مورد نظر قرآن است... تمام آیاتی که در قرآن آمده٬ ناظر به همین جهت است که افرادی با علم٬ آگاهی و شناخت حق٬ باز از جاده حق منصرف میشوند. چنین اعراضی محکوم و مورد مذمت است.. یعنی حالتی دارند که حق را تشخیص میدهند٬ به راه وارد میشوند٬ اما شیطان به خاطر منافع و مقاصد خاصی٬ آنها را در جهت دیگری قرار میدهد.
+ ارتداد با انکار قلبی حاصل می شود; ولی آنچه مجازات دنیوی بر آن مترتب می گردد، ارتدادی است که با گفتار یا رفتار اظهار شود; مانند سخنرانی، نوشتن کتاب، مقاله و . . . . ارتداد تا وقتی ابراز نشود، جرم حقوقی نیست و کسی حق تحقیق و تفحص و تفتیش عقاید ندارد . (38) افزون بر این، اگر مسلمانی اظهار کفر کند و پس از آن مدعی شود تحت فشار یا اکراه به چنین کاری مبادرت ورزیده است، چنانچه احتمال آن وجود داشته باشد، ادعایش پذیرفته می شود .
در قرآن به مسئله ارتداد در سوره بقره 217 آل عمران 77و86و87و87و88و89و90و91و106و177و نساء115 و مائده 54 و محمد 25و26و27و28و31و32 ممتحنه 11و نحل106و107و112و نساء89 آمده است!در این آیات هیچگونه بخششی در آخرت برای این افراد نیست مگر آنکه توبه کنند!
بقره217
و هرکس از شما از دین خود برگردد و بحال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاصی اعمالشان در دنیا و آخرت باطل گردیده و آنان اهل جهنمند و در آن همیشه معذب خواهند بود.
آل عمران
همانا آنانکه عهد خدا و سوگند خود را به بهایی اندک بفروشند اینان را در دار آخرت بهره نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت به آنان ننگرد و از پلیدی گناه پاکیزه نگرداند و آنان را عذاب دردناکی خواهد بود77
چگونه خداوند گروهی را که از راه عناد و سرکشی بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادله روشن باز کافر شدند براه راست هدایت کند؟ خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد86
کیفر این گروه کافران این است که خدا و فرشتگان و مردمان همه بر آنان لعنت کنند!87
در جایگاه لعنت که جهنم است جاوید می مانند و عذاب خدا بر آنان تخفیف نمی یابد و هرگز نظر رحمت به سوی آنان نمی کنند88
مگر آنها که بعد از عصیان و بدکاری توبه کنند و هر بدی که کرده اند اصلاح کنند که خدا آمرزنده و مهربان است.89
همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خویش افزودند هرگز توبه آنها پذیرفته نمی شود و بحقیقت گمراهان آنانند90
و البته آنانکه کافر شدند و در کفر خویش مردند اگر برای رهایی خود از عذاب خدا برابر همه زمین طلا فدیه دهند هرگز از ایشان پذیرفته نشود و برای آنان عذاب دردناک فراهم است و هیچ یار و یاوری نخواهد بود91
روزی بیاید که گروهی روسفید و گروهی رو سیاه باشند اما سیه رویان را نکوهش کنند که چرا بعد از ایمان باز کافر شدید پس اکنون بچشید عذاب خدا را به کیفر کفر و عصیان106
آنانکه خریدار کفر شدند به عوض ایمان، هرگز زیانی بخدا نمی رسانند لیکن آنان را عذاب دردناک خواهد رسید.177
نساء 115
و هر کس پس از روشن بودن راه حق بر او با رسول خدا به مخالفت برخیزد و راهی غیر از طریق اهل ایمان پیش گیرد وی را به همان طریق باطل و راه ضلالت که برگزیده واگذاریم و او را بجهنم درافکنیم که آن مکان بر او بسیار بد منزلگاهی است
مائده54
ای گروهی که ایمان آورده اید هر که از شما از دین خود مرتد شود بزودی خدا قومی را که دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند و نسبت به مومنان فروتن و بکافران سختگیرند به یاری اسلام برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش احدی باک ندارند این است فضل پروردگار که به هرکه بخواهد عطا می کند!
محمد 25
آنانکه پس از بیان شدن راه هدایت بر آنها باز به دین پشت کرده و مرتد شدند شیطان کفر را در نظرشان جلوه گر ساخت و به آمال و آرزوهای دراز فریبشان داد
26این برگشتن از دین برای آن بود که آن منافقان به دشمنان قرآن پنهانی گفتند ما البته با شما بر مخالفت محمد(ص) تا بتوانیم همراهی می کنیم و خدا بر اسرارشان آگاه است
27پس با چه حال سختی روبرو شوند هنگامیکه فرشتگان جانشان را بگیرند و بر روی و پشتشان تازیانه زنند
28 این عذاب بدین سبب است که در پی راهی رفتند که موجب خشم خداست و راه خشنودی او را نپیمودند خدا هم اعمالشان را محو و باطل گردانید!
31البته ما شما را آزمایش می کنیم تا آنکه در راه خدا تلاش و صبر می کند مقام و قدرش را معلوم کنیم و اخبار و گفته های شمارا بیازماییم
32آنانکه بخدا کافر شدند و راه خدا را بروی خلق بستند و با رسول او پس از آنکه راه هدایت بر آنها روشن شد باز هم مخالفت کردند بدانند که به خدا ضرری نمیرسانند و اعمال آنها را خدا البته محو و نابود می کند!
ممتحنه 11
واگر از زنان شما کسانی مرتد شده و بسوی کفار رفتند پس پیگیری کنید و بقدر همان مهر و نفقه ای که خرج کرده اید به مردانیکه زنانشان رفته اند بدهید!
نحل106
هرکس بعد از آنکه بخدا ایمان آورد و باز کافر شد نه آنکه بزبان و از روی اجبار کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد بلکه با اختیار و رضا و رغبت دلش آکنده به ظلمت کفر گشت بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود
107این غضب و عذاب به این خاطر است که حیات فانی دنیا را بر حیات ابدی آخرت برگزیدند و خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد
منابع:
http://301040.blogsky.com/1388/10/16/post-442/
http://114noor1.blogfa.com/post-23.aspx
http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4922&MagazineArticleID=41926
http://rasekhoon.net/library/content-88566-9.aspx
من یه طبقه بندی از سوالای مصطفی کردم که به 3 موضوع میپردازه
1. شناخت آزادی بیان و حدود آن
2. علل و ریشه های تخطی از حدود آزادی بیان
3. عکس العمل ما یه معنای خاص و عام در مواجه با کسی که حدود آزادی بیان رو رعایت نکنه
با توجه به این سه موضوع من یه چند خط از خودم و یه سری مطالب هم کپی پیست میکنم:D
1. در مورد اول که بحث شد
2. علتهاش هم میتونه گسترده باشه اگه بخوایم برای تک تک محدودیتهاش بحث کنیم. مثلا چرا دروغ میگیم؟ میتونه یه عادت باشه، میتونه ترس از حقیقت باشه، منفعت طلبی باشه یا چیز دیگه
یا در مورد توهین به مقدسات میتونه دشمنی با اسلام یا با مسلمونها و به طور اخص سران و خواصشون باشه، میتونه ضعف در استدلال اوردن باشه، میتونه منفعت حاصل از اون کار باشه، حتی میتونه ویژگی شخصیتی مثل میل به شکستن حریمها و متفاوت بودن از طریق این نوع کارا باشه، و کلا در مورد علت یا علتهایی که اون شخص دنبال میکنه نمیشه راحت قضاوت کرد ولی در مورد عمل و بروندادش میشه
3. در مورد عکس العمل ما:
در مقابل کسی که به مقدسات توهین کرده و مرتد شناخته شده؛ اولا تعریف مرتد و احکام مربوط به مرتد واینکه مثلا چرا مرتد باید اعدام بشه چون اطلاعات لازم رو ندارم نمیتونم نظر بدم. ولی در این مورد با توجه به احکام موجود و آیات قران میشه قضاوتهایی کرد پس به جای بحث روی این موضوع یه سری مطلب میذارم که تعیین کننده عکس العمل یک فرد معتقد به اسلام میتونه باشه. امیدوارم مفید باشه:
در فقه اسلامی مرتد دو نوع است و هر یک احکامی جداگانه دارد:
الف) مرتد فطری: کسی است که پدر یا مادر یا والدینش هنگام انعقاد نطفه وی مسلمان بوده، بعد از بلوغ، آیین اسلام را پذیرفته و سپس به کفر روی آورده است. مانند سلمان رشدی که پدرش مسلمان است.
ب) مرتد ملی: کسی است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه وی کافر بوده اند. بعد از بلوغ، اظهار کفر کرده، سپس مسلمان شده و بعد از آن به کفر باز گشته است.
اگر مرتد فطری مرد باشد، علاوه بر برخی از احکام مدنی مانند فسخ پیمان نکاح و جدایی از همسر بدون نیاز به طلاق و تقسیم اموال بین ورثه، به اعدام محکوم است و توبه اش، در تغییر حکم تاثیری ندارد. یعنی اگر با اعتقاد و باور قلبی توبه کند، خدای متعال می پذیرد و نماز و عبادتش صحیح است٬ اما بر جریان حکم اعدامش تاثیر ندارد.
اگر مرتد ملی توبه کند، از هر دو جهت پذیرفته می شود. حتی قبل از جریان هر گونه حکمی، نخست وی را به توبه و بازگشت به ا سلام دعوت می کنند و سه روز - برخی از فقها مانند شیخ طوسی گفته اند به قدر لازم - به او مهلت می دهند. اگر در این مدت توبه کرد، آزاد می شود. و گرنه به اعدام محکوم می گردد.
+ زن مرتد، از هر نوع که باشد کشته نمی شود. او را به توبه فرا می خوانند، چنانچه توبه کرد، آزادش می کنند. و گرنه در زندان باقی می ماند.
+ توضیحات حکم تا به اینجا بر اساس احکام شیعه بود. بر اساس رای مشهور اهل سنت، بین مرتد ملی و فطری یا زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. هر نوع که باشد - ابتدا به توبه دعوت می شود، چنانچه توبه کرد آزاد و گرنه کشته می شود. البته ابوحنیفه، مانند فقهای شیعه، بین زن و مرد فرق گذاشته است. در تضاد با او٬ حسن بصری نیز معتقد است مرتد، بی آن که به توبه دعوت گردد، کشته می شود.
+ قابل ذكر است كه توبه ای كه در این مباحث مطرح است، توبه ظاهری و فقهی است كه در مقابل حاكم شرع انجام می گیرد و چه بسا فرد توبه كننده، واقعاً و باطناً دست از ارتداد خود نكشیده باشد . اما توبه ی واقعی و باطنی كه فرد در نهاد خود از كرده ی خویش پشیمان شود و به آغوش اسلام برگردد، قطعاً و بدون تردید نزد خداوند پذیرفته است و عذاب اخروی را از او باز می دارد، هر چند در مورد مرتد فطری، مانع از كیفر دنیوی او نمی شود. توبه ی ظاهری در مقابل دادگاه شرعی و بازدارنده ی از كیفر دنیایی است، اما توبه ی واقعی و باطنی، در مقابل خداوند و بازدارنده ی از عقوبت اخروی است .
+ باید توجه داشت، برای حکم به ارتداد و اجرای مجازات آن، اسلام حکمی کفایت نمی کند . باید فرد، پس از بلوغ، خود اسلام را انتخاب کند و سپس کفر بورزد.حجت الاسلام سید محمد علی ایازی می گه: «در تمامی آیاتی که (در قرآن در مورد ارتداد) آمده٬ یک ویژگی برای ارتداد مشخص شده که معلوم میشود آنچه اسلام نسبت به آن حساسیت داشته٬ چه بوده است... (در مواقعی که) انسان حق را تشخیص نداده٬ آگاهی ندارد٬ اسلام را نشناخته٬ در خانوادهای پرورشیافته که کسی به او آموزش درستی نداده یا آموزش غلط از اسلام داده است. اینجا اصلاً ارتداد معنا ندارد! برای اینکه از اصل٬ این راه را درست انتخاب نکرده٬ یا اسلام ر ا نشناخته و یا اگر شناخته غلط بوده. برای این شخص٬ برگشتن معنا ندارد. برگشتن در جایی معنا میدهد که انسان راهی را آگاهانه انتخاب کند و بعد بخواهد آگاهانه از آن راه با علم به حقانیت آن برگردد. این برگشتن به معنای ارتداد٬ مورد نظر قرآن است... تمام آیاتی که در قرآن آمده٬ ناظر به همین جهت است که افرادی با علم٬ آگاهی و شناخت حق٬ باز از جاده حق منصرف میشوند. چنین اعراضی محکوم و مورد مذمت است.. یعنی حالتی دارند که حق را تشخیص میدهند٬ به راه وارد میشوند٬ اما شیطان به خاطر منافع و مقاصد خاصی٬ آنها را در جهت دیگری قرار میدهد.
+ ارتداد با انکار قلبی حاصل می شود; ولی آنچه مجازات دنیوی بر آن مترتب می گردد، ارتدادی است که با گفتار یا رفتار اظهار شود; مانند سخنرانی، نوشتن کتاب، مقاله و . . . . ارتداد تا وقتی ابراز نشود، جرم حقوقی نیست و کسی حق تحقیق و تفحص و تفتیش عقاید ندارد . (38) افزون بر این، اگر مسلمانی اظهار کفر کند و پس از آن مدعی شود تحت فشار یا اکراه به چنین کاری مبادرت ورزیده است، چنانچه احتمال آن وجود داشته باشد، ادعایش پذیرفته می شود .
در قرآن به مسئله ارتداد در سوره بقره 217 آل عمران 77و86و87و87و88و89و90و91و106و177و نساء115 و مائده 54 و محمد 25و26و27و28و31و32 ممتحنه 11و نحل106و107و112و نساء89 آمده است!در این آیات هیچگونه بخششی در آخرت برای این افراد نیست مگر آنکه توبه کنند!
بقره217
و هرکس از شما از دین خود برگردد و بحال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاصی اعمالشان در دنیا و آخرت باطل گردیده و آنان اهل جهنمند و در آن همیشه معذب خواهند بود.
آل عمران
همانا آنانکه عهد خدا و سوگند خود را به بهایی اندک بفروشند اینان را در دار آخرت بهره نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت به آنان ننگرد و از پلیدی گناه پاکیزه نگرداند و آنان را عذاب دردناکی خواهد بود77
چگونه خداوند گروهی را که از راه عناد و سرکشی بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادله روشن باز کافر شدند براه راست هدایت کند؟ خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد86
کیفر این گروه کافران این است که خدا و فرشتگان و مردمان همه بر آنان لعنت کنند!87
در جایگاه لعنت که جهنم است جاوید می مانند و عذاب خدا بر آنان تخفیف نمی یابد و هرگز نظر رحمت به سوی آنان نمی کنند88
مگر آنها که بعد از عصیان و بدکاری توبه کنند و هر بدی که کرده اند اصلاح کنند که خدا آمرزنده و مهربان است.89
همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خویش افزودند هرگز توبه آنها پذیرفته نمی شود و بحقیقت گمراهان آنانند90
و البته آنانکه کافر شدند و در کفر خویش مردند اگر برای رهایی خود از عذاب خدا برابر همه زمین طلا فدیه دهند هرگز از ایشان پذیرفته نشود و برای آنان عذاب دردناک فراهم است و هیچ یار و یاوری نخواهد بود91
روزی بیاید که گروهی روسفید و گروهی رو سیاه باشند اما سیه رویان را نکوهش کنند که چرا بعد از ایمان باز کافر شدید پس اکنون بچشید عذاب خدا را به کیفر کفر و عصیان106
آنانکه خریدار کفر شدند به عوض ایمان، هرگز زیانی بخدا نمی رسانند لیکن آنان را عذاب دردناک خواهد رسید.177
نساء 115
و هر کس پس از روشن بودن راه حق بر او با رسول خدا به مخالفت برخیزد و راهی غیر از طریق اهل ایمان پیش گیرد وی را به همان طریق باطل و راه ضلالت که برگزیده واگذاریم و او را بجهنم درافکنیم که آن مکان بر او بسیار بد منزلگاهی است
مائده54
ای گروهی که ایمان آورده اید هر که از شما از دین خود مرتد شود بزودی خدا قومی را که دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند و نسبت به مومنان فروتن و بکافران سختگیرند به یاری اسلام برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش احدی باک ندارند این است فضل پروردگار که به هرکه بخواهد عطا می کند!
محمد 25
آنانکه پس از بیان شدن راه هدایت بر آنها باز به دین پشت کرده و مرتد شدند شیطان کفر را در نظرشان جلوه گر ساخت و به آمال و آرزوهای دراز فریبشان داد
26این برگشتن از دین برای آن بود که آن منافقان به دشمنان قرآن پنهانی گفتند ما البته با شما بر مخالفت محمد(ص) تا بتوانیم همراهی می کنیم و خدا بر اسرارشان آگاه است
27پس با چه حال سختی روبرو شوند هنگامیکه فرشتگان جانشان را بگیرند و بر روی و پشتشان تازیانه زنند
28 این عذاب بدین سبب است که در پی راهی رفتند که موجب خشم خداست و راه خشنودی او را نپیمودند خدا هم اعمالشان را محو و باطل گردانید!
31البته ما شما را آزمایش می کنیم تا آنکه در راه خدا تلاش و صبر می کند مقام و قدرش را معلوم کنیم و اخبار و گفته های شمارا بیازماییم
32آنانکه بخدا کافر شدند و راه خدا را بروی خلق بستند و با رسول او پس از آنکه راه هدایت بر آنها روشن شد باز هم مخالفت کردند بدانند که به خدا ضرری نمیرسانند و اعمال آنها را خدا البته محو و نابود می کند!
ممتحنه 11
واگر از زنان شما کسانی مرتد شده و بسوی کفار رفتند پس پیگیری کنید و بقدر همان مهر و نفقه ای که خرج کرده اید به مردانیکه زنانشان رفته اند بدهید!
نحل106
هرکس بعد از آنکه بخدا ایمان آورد و باز کافر شد نه آنکه بزبان و از روی اجبار کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد بلکه با اختیار و رضا و رغبت دلش آکنده به ظلمت کفر گشت بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود
107این غضب و عذاب به این خاطر است که حیات فانی دنیا را بر حیات ابدی آخرت برگزیدند و خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد
منابع:
http://301040.blogsky.com/1388/10/16/post-442/
http://114noor1.blogfa.com/post-23.aspx
http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4922&MagazineArticleID=41926
http://rasekhoon.net/library/content-88566-9.aspx
اولا به نظر من جواب خون رو با خون میدن فقط
اما در مورد شاهین نجفی و حکم ارتدادش به نظر منم اگرچه که هدف اصلیش تمسخر نبوده و بیشتر سیاسی تو نظرش بوده اما باز هم عمدا این کار رو انجام داد و به مقدسات توهین کرد و حکم این کار تو اسلام ارتداد هست و مرگ حقشه چون قانون اسلام بوده
و ما موظف هستیم به قانون های اسلام متعهد باشیم و اعتقاد داشته باشیم اگر که مسلمون هستیم
من یه سوال پرسیدم در مورد حکم ارتداد ولی کسی جواب نداد
نظر خودم طبق اطلاعاتی که دارم اینه که حکم ارتداد وقتی از بیرون بش نگاه میشه فکر میکنیم حکم غلطیه و میگیم برا چی باید تو دینی که به آزادی بیان اعتقاد داره برای کسی که از دین اسلام برگشته و خواسته با توجه به عقل و تفکر خودش دینی رو انتخاب کرده حکم مرگ صادر بشه
مگه اسلام نمیگه که همه حق فکر کردن و تصمیم گیری دارند و در این مورد آزادی وجود داره
خوب این سوالی بود که تو ذهن خودم بود
اما وقتی از یکی ازاستادای تفسیر قرآن پرسیدم با آیه ای که الان مد نظرم نیست این طور جواب دادند که این حکم برای هر کسی که ازاسلام بر گشته باشه صادر نمیشه
یعنی هر کی می تونه وارد دین بشه و بعد اگر نخواست خارج بشه و دین دیگه ای رو انتخاب کنه و کسی کاری باش نداره
اما اگه کسی وارد دین شد و اسم مسلمون گرفت و بعد خواست خارج بشه به قصد تخریب و اهانت که بگن این مسلمون بوده و الان داره این کار رو میکنه اون وقت این حکم براش قطعیه
چون نیتش خرابکاری و اهانت و تمسخر و کوچیک کردن بوده و از روی عقل و تدبر نبوده کارش
خوب هم تو زمان پیامبر از این چیزا زیاد بوده که برای تضعیف این عمل ها رو بکنن و هم الان نمونه هایی رو می بینیم که باعث میشن
مثلا یه خواننده ای که اسم مسلمون و ایرانی روش هست به نظرتون به چه دلیلی باید بیاد یه آهنگی رو بخونه که توهین باشه توش و بخواد مسخره کنه
اگه میخواد سیاسی بگه که عین بچه آدم همه رو سیاسی بگه بره اگه هم میخواد معروف بشه با این قضیه هم که حرف دیگه ایه
اما من فکر می کنم از اول قصد تخریب بوده و هدف این بوده که ذهن جوونا رو با موضوع مورد علاقشون یعنی آهنگ به سمت کفر بکشونن که نتونستن و حکمش رو هم دیدن و همه بچه شیعه ها به این حکم اعتقاد دارن
حالا اسمش رو هر چی میخواید بذارید، بذارید!!!

اولا به نظر من جواب خون رو با خون میدن فقط
اما در مورد شاهین نجفی و حکم ارتدادش به نظر منم اگرچه که هدف اصلیش تمسخر نبوده و بیشتر سیاسی تو نظرش بوده اما باز هم عمدا این کار رو انجام داد و به مقدسات توهین کرد و حکم این کار تو اسلام ارتداد هست و مرگ حقشه چون قانون اسلام بوده
و ما موظف هستیم به قانون های اسلام متعهد باشیم و اعتقاد داشته باشیم اگر که مسلمون هستیم
من یه سوال پرسیدم در مورد حکم ارتداد ولی کسی جواب نداد
نظر خودم طبق اطلاعاتی که دارم اینه که حکم ارتداد وقتی از بیرون بش نگاه میشه فکر میکنیم حکم غلطیه و میگیم برا چی باید تو دینی که به آزادی بیان اعتقاد داره برای کسی که از دین اسلام برگشته و خواسته با توجه به عقل و تفکر خودش دینی رو انتخاب کرده حکم مرگ صادر بشه
مگه اسلام نمیگه که همه حق فکر کردن و تصمیم گیری دارند و در این مورد آزادی وجود داره
خوب این سوالی بود که تو ذهن خودم بود
اما وقتی از یکی ازاستادای تفسیر قرآن پرسیدم با آیه ای که الان مد نظرم نیست این طور جواب دادند که این حکم برای هر کسی که ازاسلام بر گشته باشه صادر نمیشه
یعنی هر کی می تونه وارد دین بشه و بعد اگر نخواست خارج بشه و دین دیگه ای رو انتخاب کنه و کسی کاری باش نداره
اما اگه کسی وارد دین شد و اسم مسلمون گرفت و بعد خواست خارج بشه به قصد تخریب و اهانت که بگن این مسلمون بوده و الان داره این کار رو میکنه اون وقت این حکم براش قطعیه
چون نیتش خرابکاری و اهانت و تمسخر و کوچیک کردن بوده و از روی عقل و تدبر نبوده کارش
خوب هم تو زمان پیامبر از این چیزا زیاد بوده که برای تضعیف این عمل ها رو بکنن و هم الان نمونه هایی رو می بینیم که باعث میشن
مثلا یه خواننده ای که اسم مسلمون و ایرانی روش هست به نظرتون به چه دلیلی باید بیاد یه آهنگی رو بخونه که توهین باشه توش و بخواد مسخره کنه
اگه میخواد سیاسی بگه که عین بچه آدم همه رو سیاسی بگه بره اگه هم میخواد معروف بشه با این قضیه هم که حرف دیگه ایه
اما من فکر می کنم از اول قصد تخریب بوده و هدف این بوده که ذهن جوونا رو با موضوع مورد علاقشون یعنی آهنگ به سمت کفر بکشونن که نتونستن و حکمش رو هم دیدن و همه بچه شیعه ها به این حکم اعتقاد دارن
حالا اسمش رو هر چی میخواید بذارید، بذارید!!!
به این کار، جواب خون رو با خون دادن نمیگن......یه مثال ساده براتون میزنم و دیگه هیچ توضیحی نمیدم.
فرض کنید دزدی اومده و وسایل باارزش شما رو دزدیده، شما به راحتی ولش میکنید و میگید بذار بره به زندگیش برسه بنده خدا !!! جواب خون رو که با خون نمیدن.....
اولا به نظر من جواب خون رو با خون میدن فقط
اما در مورد شاهین نجفی و حکم ارتدادش به نظر منم اگرچه که هدف اصلیش تمسخر نبوده و بیشتر سیاسی تو نظرش بوده اما باز هم عمدا این کار رو انجام داد و به مقدسات توهین کرد و حکم این کار تو اسلام ارتداد هست و مرگ حقشه چون قانون اسلام بوده
و ما موظف هستیم به قانون های اسلام متعهد باشیم و اعتقاد داشته باشیم اگر که مسلمون هستیم
من یه سوال پرسیدم در مورد حکم ارتداد ولی کسی جواب نداد
نظر خودم طبق اطلاعاتی که دارم اینه که حکم ارتداد وقتی از بیرون بش نگاه میشه فکر میکنیم حکم غلطیه و میگیم برا چی باید تو دینی که به آزادی بیان اعتقاد داره برای کسی که از دین اسلام برگشته و خواسته با توجه به عقل و تفکر خودش دینی رو انتخاب کرده حکم مرگ صادر بشه
مگه اسلام نمیگه که همه حق فکر کردن و تصمیم گیری دارند و در این مورد آزادی وجود داره
خوب این سوالی بود که تو ذهن خودم بود
اما وقتی از یکی ازاستادای تفسیر قرآن پرسیدم با آیه ای که الان مد نظرم نیست این طور جواب دادند که این حکم برای هر کسی که ازاسلام بر گشته باشه صادر نمیشه
یعنی هر کی می تونه وارد دین بشه و بعد اگر نخواست خارج بشه و دین دیگه ای رو انتخاب کنه و کسی کاری باش نداره
اما اگه کسی وارد دین شد و اسم مسلمون گرفت و بعد خواست خارج بشه به قصد تخریب و اهانت که بگن این مسلمون بوده و الان داره این کار رو میکنه اون وقت این حکم براش قطعیه
چون نیتش خرابکاری و اهانت و تمسخر و کوچیک کردن بوده و از روی عقل و تدبر نبوده کارش
خوب هم تو زمان پیامبر از این چیزا زیاد بوده که برای تضعیف این عمل ها رو بکنن و هم الان نمونه هایی رو می بینیم که باعث میشن
مثلا یه خواننده ای که اسم مسلمون و ایرانی روش هست به نظرتون به چه دلیلی باید بیاد یه آهنگی رو بخونه که توهین باشه توش و بخواد مسخره کنه
اگه میخواد سیاسی بگه که عین بچه آدم همه رو سیاسی بگه بره اگه هم میخواد معروف بشه با این قضیه هم که حرف دیگه ایه
اما من فکر می کنم از اول قصد تخریب بوده و هدف این بوده که ذهن جوونا رو با موضوع مورد علاقشون یعنی آهنگ به سمت کفر بکشونن که نتونستن و حکمش رو هم دیدن و همه بچه شیعه ها به این حکم اعتقاد دارن
حالا اسمش رو هر چی میخواید بذارید، بذارید!!!
به این کار، جواب خون رو با خون دادن نمیگن......یه مثال ساده براتون میزنم و دیگه هیچ توضیحی نمیدم.
فرض کنید دزدی اومده و وسایل باارزش شما رو دزدیده، شما به راحتی ولش میکنید و میگید بذار بره به زندگیش برسه بنده خدا !!! جواب خون رو که با خون نمیدن.....