userinfo close

دانشگاه قم


qomclub

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مصطفی کاظمیان - معاونان
║▌│█│║▌║® Copyright © 2011 QomClub ║▌│█│║▌║ ادامه »
║▌│█│║▌║® Copyright © 2011 QomClub ║▌│█│║▌║

_________♥_________

◄ چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
◄ چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
◄ چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
◄ چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
◄ اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
◄◄ خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

_________♥_________

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
688
5561
91/3/10 (15:55)
279
1258
91/3/12 (23:54)
114
226
91/3/12 (23:30)
850
1749
91/3/12 (22:57)
1260
4141
91/3/12 (22:52)
1280
3631
91/3/12 (22:07)
1855
10866
91/3/12 (21:53)
255
1422
91/3/12 (17:36)
1522
9288
91/3/12 (15:23)
187
438
91/3/12 (15:14)
223
682
91/3/12 (12:17)
905
4271
91/3/11 (22:26)
256
1153
91/3/11 (21:43)
314
803
91/3/11 (14:06)
361
1580
91/3/11 (12:45)
466
1482
91/3/9 (16:34)
35
208
91/3/3 (15:14)
273
1623
91/3/2 (01:34)
53
173
91/2/26 (14:16)
91
609
91/2/22 (15:32)

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

ابوالفضل  آمــ ـفـ ــوتـر , gorbemalus1410

Qom Uni Club·▪••●● مباحثه علمی دانشجویان دانشگاه قم ●●••▪▪·Qom Uni Club


"به بحث مباحثه علمی خوش آمدید"





اینجا کلوب یه دانشگاهه و دانشگاه هم جای یادگرفتن علم و دانش هست. پس چه خوبه که توی کلوب این دانشگاه یه بحث علمی هم باشه


هرکی میتونه هر مطلب مفید علمی از رشته خودش یا هر رشته دیگه که فکر میکنه به درد بقیه میخوره بگه و دیگران هم میتونن راجع به اون مطلب علمی هر نظری دارن بگن


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هدیه زهرا  , hedieh20
هدیه زهرا - 15:32 1391/02/22
91
 روانشناسی رنگ ها:

با وجودی که اثر رنگ ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می کند امّا برخی از تاثیرات رنگ ها دارای معنی یگانه ای در سراسر جهان هستند. رنگ هایی که در طیف رنگ ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ های گرم شناخته می شوند که این دامنه اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگ هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ های سرد نامیده می شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی تفاوتی را به ذهن آورند.
 
● روانشناسی رنگ ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ های قدیمی، از جمله مصری ها و چینی ها، از رنگ ها برای درمان استفاده می شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می گیرد.
در این روش:
▪ از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می شود.
▪ از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می شود.
▪ از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می شود.
▪ از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می شود.
▪ از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی های پوستی استفاده می شود.
اغلب روان شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می نگرند و می گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ ها اغراق شده و رنگ ها در فرهنگ های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش ها نشان داده اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
 
● روان شناسی رنگ های مختلف
۱) روان شناسی رنگ سیاه
▪ سیاه تمام نورها در طیف رنگ ها را جذب می کند.
▪ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می شود.
▪ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
▪ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
▪ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش های مد مورد استفاده قرار می گیرد.
 
۲) روان شناسی رنگ سفید
▪ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
▪ رنگ سفید می تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
▪ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان ها و کادر پزشکی از رنگ ▪ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می کنند.
 
۳) روان شناسی رنگ قرمز
▪ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
▪ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
▪ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
▪ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
 
۴) روان شناسی رنگ آبی
▪ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
▪ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
▪ رنگ آبی، می تواند احساس غم، درون گرایی یا گوشه گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
▪ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق های آبی کارآیی بیشتری دارند.
▪ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ هاست امّا یکی از رنگ هایی است که کمترین اشتها را بر می انگیزد. در برخی از برنامه های کاهش وزن توصیه می شود که غذای خود را در بشقاب های آبی بکشید. ▪ رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می شود.
▪ رنگ آبی می تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
 
۵) روان شناسی رنگ سبز
▪ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
▪ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
پژوهشگران دریافته اند که رنگ سبز می تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
▪ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می رفته است.
▪ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می شود.
▪ رنگ سبز باعث کاهش استرس می شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می شوند.
 
۶) روان شناسی رنگ زرد
▪ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
▪ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می کند، بیشتر از بقیه رنگ ها چشم را خسته می کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می تواند باعث چشم درد یا در حالت های خاص از دست دادن بینایی گردد.
▪ رنگ زرد می تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می شود اما بیشتر مردم در اتاق های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می دهند و بچه ها نیز در اتاق های زرد رنگ بیشتر گریه می کنند.
▪ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می گردد.
▪ چون رنگ زرد، از بقیه رنگ ها زودتر دیده می شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.
 
۷) روان شناسی رنگ ارغوانی
▪ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
▪ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
▪ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
 
۸) روان شناسی رنگ قهوه ای
▪ رنگ قهوه ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان پذیری است.
▪ رنگ قهوه ای همچنین می تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
▪ رنگ قهوه ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می آورد.
▪ رنگ قهوه ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
 
۹) روان شناسی رنگ نارنجی
▪ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی زا در نظر گرفته می شود.
▪ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می آورد.
▪ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.
 
۱۰) روان شناسی رنگ صورتی
▪ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
▪ رنگ صورتی اثر آرام بخشی دارد. در ورزشگاه ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می کنند تا بازیکنان آن ها کم انرژی و منفعل شوند.
با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
 
 
 
لباسهای تنگ:
افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنجاند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند
 
لباس های گشاد:
 افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.
 
لباس های تیره:
 افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
 
لباس های روشن:
 افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند.
 
سبز:
انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.
آبی:
اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.
مشکی:
بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.
قهوه ای:
این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.
خاکستری:
انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند .آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.
سفید:
افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند .
در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.
رنگهای روشن:
انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر,دلچسب تر وقابل تحمل تر  سازد

حامیم    , haamim
حامیم - 21:55 1391/02/16
90
سؤال 172:
تقیّه به چه معنا است؟ و در چه مواردى واجب یا مستحب یا حرام است؟

پاسخ:
ریشه ى تقیّه از «وقى، یقى» است. و آن اسم است از باب افعال كه ثلاثى مجرّدش «وقى» است كه اسم آن تقوا است. (در كتب لغت این طور آمده) تقیه یعنى نگه داشتن و خودنگهدارى. (مى خواهم تقیه را طورى معنى كنم كه خودتان بدانید كجا باید تقیّه كنید و كجا نباید تقیّه كنید).
یعنى انسان خودش را از ضررى كه نفعى در مقابلش نیست نگه دارد این معناى تقیّه است. شما به هر وسیله اى كه خودتان را از ضررى حفظ كردید تقیّه كرده اید، خود این كار تقیّه است. مثلاً شما بین یك عدّه مخالف رفته اید كه اگر نماز خودتان را كه همیشه مى خوانید خواندید شما را مى زنند و مى كشند اینجا مطابق آنها اگر عمل كردید و نگذاشتید اذیّتتان كنند تقیّه كرده اید یا شما فرض كنید ضرر زیادى در مقابلتان هست و نفعى هم در راست گفتنش نیست اگر اینجا دروغ گفتید تقیّه كرده اید.
تقیّه با توجّه به این معنا هم ممكن است واجب باشد هم ممكن است مستحب باشد و هم ممكن است مكروه و یا حرام باشد. تقیّه واجب قدر مسلّمش جائى است كه اسلام گفته در اینجا تقیّه بكن. حضرت موسى بن جعفر علیه السلام به على بن یقطین فرمودند: امروز در خانه ى شخصى خودت كه درهایش هم بسته است و كسى تو را نمى بیند وضوئى شبیه وضوى اهل سنّت بگیر. اینجا تقیّه ى واجب است. به شما مى گویند وقتى بین اهل سنّت رفتید نمازتان را مثل نماز اهل سنّت بخوانید با آنها و همراه آنها نماز بخوانید، این تقیّه ى واجب است و اگر خلاف كردید فعل حرام انجام داده اید و بعلاوه وحدت اسلامى را بهم زده اید. یا مثلاً دزدى یا قاتلى آمده سؤال مى كند فلان شخص كجا است؟ مى خواهم او را بكشم. اگر اینجا دروغ گفتید ضررى را متوجّه آن شخص نكرده اید این هم یك نحوه تقیّه است. اینها تقیّه هاى واجب است. در مورد تقیّه ى مستحب، گاهى ضررهائى است كه انسان مى تواند تحمّل كند و براى اینكه فرد گنه كارى نباشد مى خواهد ضرر را تحمّل كند اسلام اجازه داده این ضرر متوجّه او نشود و تقیّه كند كه در رساله ها ذكر مى شود. تقیّه ى مكروه و حرام هم آنهائى است كه اسلام اجازه نداده. فرض كنید براى امر به معروف و نهى از منكر در جائى مقدارى تردید دارید كه ممكن است طرف مقابل برگردد به شما فحش بدهد و شما ضعیفید، در اینجا تقیّه كردن جائز نیست، شما باید قوى باشید و مخصوصا رهبران كه قدرت امر به معروف و نهى از منكر دارند كه در مرحله ى اعلى آن خود پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله است پیامبر نباید تقیّه كند، در این طور موارد تقیّه حرام است.

تقیّه به آن صورتى كه در اصطلاح همه هست این است كه انسان در مقابل ضرر دینى كه ممكن است به او رو كند كارى كند كه آن ضرر متوجّهش نشود و روى این اصل آنچه در ذهن ما هست این است كه اگر بین مردم سنّى مسلك رفتیم و خواستیم عبادتى بكنیم باید طورى عبادت كنیم كه آنها به ما هجوم نكنند و ضررى به ما نزنند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «التّقیة دینى و دین آبائى» تقیّه دین و روش من و آباء و اجداد من است. من تقیّه مى كنم پدران من هم تقیّه مى كردند و تقیّه معنایش این است كه از ضررى كه در مقابلش نفعى نیست خودم را حفظ كنم.

حالا سنّیها مى خواهند به شیعه حمله كنند مى گویند شیعه ها دروغ مى گویند و مى خواهند غیر از آنچه كه هستند به عنوان تقیّه خودشان را نشان دهند، ما مى گوئیم اگر به شما هم ضررى متوجّه شود كه نفعى در مقابلش نیست مثلاً ضرر جانى یا آبروئى باشد شما هم خودتان را از این ضررها حفظ مى كنید و این تقیّه است. تقیّه را هر عاقل داناى متفكّرى دارد.

سوال سیزدهم از کتاب جواب مسائل دینی نوشته استاد سید حسن ابطحی
حامیم    , haamim
حامیم - 21:54 1391/02/16
89
علل مختلفی برای غصب خلافت وجود داشت که به بیان برخی از آنها می پردازیم:

1- خود بزرگ بینی :
عمر گفت: اگر شخصی را که اجلح (اجلح کسی است که موهای جلو سرش ریخته باشد منظور حضرت علی است) است به خلافت برگزینند ان ها را به راهی که باید ( یعنی راه حق) می برد.
پس عبدالله بن عمر گفت: اکنون چه چیز مانع شد که خلافت را به او واگذار نکردی ای امیر المومنین؟
عمر گفت: من خوش ندارم در حال حیات و موت متحمل خلافت علی شوم ((شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج12ص259-260))

2- علی شوخ طبع :
در روایتی هست که عمر با ابن عباس صحبت می کند و دلیل اینکه علی را لایق خلافت نمیداند شوخ طبعی او می باشد ((شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 12 ص52-51))

3- ترس از هدایت مردم :
عمر به ابن عباس می گوید: (( قطعا شایسته ترین کسی که مردم را وادار بر عمل به کتاب پرودگارشان و سنت پیامبرشان کند. رفیق تو (( علی بن ابی طالب)) باشد. والله اگر او عهده دار امر خلافت شود مردم را به رفتن در جاده روشن و راه راست گرایش دهد. (( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج6ص326))

4- دشمنی برخی از مشركان ومسلمانان ظاهرنما با علی بن ابی طالب علیه السلام .
هدیه زهرا  , hedieh20
هدیه زهرا - 09:34 1391/02/8
88
"درباره ی عطسه"

adc4182ffe16ad5910cd07c61da7f910.jpg

عطسه یك امر طبیعی است كه می‌تواند در زمان‌های مختلف و بصورت‌های متفاوت رخ دهد.
در این مطلب به دلایل اینكه چرا در زمان‌های عجیب عطسه‌مان می‌گیرد اشاره می‌كنیم.

1. عطسه كردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل كائو متخصص آلرژی و آسم در مركز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید. او اینطور توضیح می‌دهد كه سیستم عصبی همه افراد به یك طریق یكسان سیم‌كشی شده است اما پیام‌هایی كه در طول این عصب‌ها حركت می‌كنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌كنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه كردن در افراد مختلف متفاوت باشد. او می‌گوید، "این انتقال عصب‌هاست كه به مغزتان می‌گوید كه چیزی در بینی شما هست كه باید بیرون بیاید!"

2. عطسه كردن از بدنتان محافظت می‌كند. دكتر كائو می‌گوید، "عطسه كردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است كه كمك می‌كند سالم بمانید. عطسه با پاك كردن بینی از باكتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌كند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محركی روبه‌رو می‌شوید كه مركز عطسه كه در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریك می‌كند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود. سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا ـ به همراه بزاق و ماده مخاطی ـ با شدت از دهان و بینی‌تان بیرون می‌آید. و همین می‌شود كه عطسه می‌كنید.

3. عطسه سریع اتفاق می‌افتد. عطسه‌ها با سرعت 100 مایل در ساعت حركت می‌كنند. یك عطسه می‌تواند 100،000 میكروب را وارد هوا كند.
4. برداشتن ابرو ممكن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان كه مسیر بینی را تامین می‌كند اثر می‌گذارد. و درنتیجه عطسه می‌كنید.
5. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌كنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌كنید.

6. ورزش ممكن است عطسه‌تان بیندازد. دكتر كائو اعتقاد دارد كه ورزش موجب عطسه كردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشك می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح كه موجب عطسه می‌شود به این مسئله واكنش می‌دهد.

7. طولانی‌ترین عطسه: 978 روز كه توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.

8. نورآفتاب موجب عطسه كردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود كه یكی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله‌ای ارثی است-این هم یك چیز دیگر كه می‌توانید گردن پدر ‌و ‌مادرتان بیندازید!

9. پرعطسه‌ترین حیوان: ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌كند. عطسه كردن معمولاً برای بیرون كردن برخی نمك‌های خاص كه از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.

10. چطور عطسه را متوقف كنید؟ بااینكه هنوز ثابت نشده است اما نفس كشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.

خرافات در مورد عطسه:
گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.
بعنوان مثال، درست نیست كه وقتی عطسه می‌كنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌كند اما توقف نمی‌كند.
و وقتی عطسه می‌كنید كره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه كردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دكتر كائو می‌گوید، "بااینكه فشارخون پشت چشم موقع عطسه كردن كمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست كه چشم‌هایتان را از حدقه بیرون كند."
خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌كنید باید كاری كه مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه كند باران خواهد آمد.
درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دكتر وود توضیح می‌دهد كه واژه عطسه به یونانی "pneuma" به معنای روح می‌باشد.
او می‌گوید، "دعای خیر عافیت باشید بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیك به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌كردند كه دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌كند".

هدیه زهرا  , hedieh20
هدیه زهرا - 09:21 1391/02/8
87
"استفاده های جالب از پوست موز"

1Banana-Skin.jpg

موز یکی از مفیدترین میوه هایی است که مصرف آن آسان است. اما آیا می دانستید که پوست موز نیز مانند خود موز غنی از پتاسیم، کلسیم و ویتامین D است و ناراحتی های متعدد پوستی را رفع می کند و از طرفی برای گیاهان باغچه نیز مفید است؟ در این مطلب از «MSN» به مواردی درباره استفاده مفید از پوست موز اشاره شده است.
 
▪ موز بیماری داءالصدف را درمان می کند، کافی است قسمت داخل پوست موز را روی پوست بمالید. ابتدا پوست قرمز خواهد شد اما با استفاده دائمی متوجه تغییرات پوست خواهید شد.
 
▪ قسمت داخل پوست را روی لکه های آکنه بمالید و طی چند روز نتیجه موثر آن را ببینید.
 
▪ اگر قصد چادر زدن یا کوه نوردی دارید، چند موز همراه خود ببرید. در صورت تماس با گیاه پیچک سمی قسمت داخل پوست موز را روی قسمت های آسیب دیده بمالید تا خارش و ناراحتی کاهش یابد. با تکرار این کار ناراحتی شما تسکین پیدا می کند.
 
▪ پوست موز، زگیل را در مدت کوتاهی از بین می برد. قبل از خواب، پوست موز را به زگیل بمالید.
 
 نقره، لوازم چرمی مانند کفش، کیف، مبل و ... را ابتدا با مالیدن پوست موز و سپس کشیدن پارچه خشک برق بیندازید.
 
▪ اگر پوست شما زخم شده است و به پماد ضدعفونی کننده دسترسی ندارید می توانید پوست موز را به زخم بمالید.
حامیم    , haamim
حامیم - 23:25 1391/01/31
86
مشکل اینجاست که توی یه رشته خاص به تعداد کافی عضو نیس که بشه بحث کرد. ولی برای شروع به نظرم از بحثای مربوط به رشته زیست شناسی که در حال حاضر بیشتر هستن شروع بشه. شما سه تن میتونید اینجا ابهامات و سوالاتتون رو بگید ما هم بهره ای ببریم. 
حامیم    , haamim
حامیم - 23:20 1391/01/31
85
خدا حضرت ابراهیم(ع) رو بعد از اینکه پیامبر شد، نزدیک به 30 بار امتحان کرد. بعد از اینکه از تمام امتحانات سربلند بیرون اومد خدا ایشون رو از پیامبری به مقام امامت ارتقاء داد.

قَالَ إِنى جَاعِلُك لِلنَّاسِ إِمَاماً

این یکی از جوابهای اونهایی هست که میگند چرا مقام امامان از پیامبران قبلی بالاتره!

بعد از این حضرت ابراهیم اولین سئوالی که از خدا میکنه اینه که آیا این مقام به فرزندان من هم میرسه؟ خدا در جواب میگه نه به همشون! لا یَنَالُ عَهْدِى الظلِمِینَ!!! این جایگاه به ظالمان نمیرسه.

ظلم یعنی چی؟ هر گناهی که انسان انجام میده یک ظلم هست که بزرگترین ظلم طبق آیات و روایات شرک به خداست.

این هم دلیل عصمت پیامبران و امامان که هرکسی که ظلم و گناهی انجام داده باشه، لایق این جایگاه نیست.

آدمها زمان دعوت حضرت ابراهیم 4 دسته بودند نه بیشتر!
1- مشرک بودند و بعد از ایشون هم مشرک موندند. 2- موحد بودند و بعد از دعوت مشرک شدند!! 3- مشرک بودند و موحد شدند. 4- موحد بودند و موحد موندند.

از نظر عقلی حضرت ابراهیم(ع) راجع به گروه اول و دوم از خدا سئوال نمیکنه که آیا امامت به اونها هم میرسه چون از نظر من و شما هم این امر محال هست.
پس سئوال حضرت ابراهیم(ع) راجع به گروه سوم هست که خداوند جواب رد میده به کسانی که حتی قبل از رسالت ایشون خدا پرست نبودند و مرتکب ظلم شدند. (شرط عصمت)

طبق نظر شیعه و سنی و تمام مستشرقین، تنها شخصی که در زمان پیامبر(ص) قبل از بعثت و بعد از بعثت موحد و حنیف بوده، امیرالمومنین علی علیه السلام است و لاغیر.
مصطفی کاظمیان , biologistqom
مصطفی کاظمیان - 14:26 1391/01/30
84
خیلی ممنون بابت نظرتون پریسا خانوم
آخه میدونی باید بحثی انتخاب بشه که عمومیت داشته باشه یعنی از رشته های مختلف بتونن در موردش نظر دهی کنن
و بحث باید حالت مشارکتی باشه نه اینکه اگه کسی مطلبی داره بذاره
باید بحث های جدل انگیز و البته مربوط به علم رو بیاریم وسط 
البته نظر شما هم خیلی خوبه
شما الان موضوع خاصی مد نظرتون هست؟
پریسا س , perrina
پریسا س - 11:20 1391/01/30
83
نقل قول از : مصطفی کاظمیان

بچه ها بیاید یه فکری برای این بحث بکنیم
بحث خوبیه ها
نمیدونم ما براچی ازش استفاده نمیکنیم
خیر سرمون دانشجوییم
نظراتتون رو راجع به این بحث بگید لطفا تا بشه جذاب ترش کنیم

من خیلی بحث علمی دوست دارم اما این چیزایی که اینجا نوشته میشه خیلی کلیه یعنی اگه هرکسی یه سرچی تو نت بکنه یا به یه سایت علمی بره میتونه به همشون دست رسی داشته باشه

اما به نظر من اگه هر دفعه در مورد یک  تخصص ، حرفه ، یا رشته ی خاصی صحبت بشه بهتره .

یعنی هرکسی در اون زمینه ی علمی عنوان شده  اگه نظری یا مطلبی یا مقاله ای داره بذاره .

موافقید ؟

مصطفی کاظمیان , biologistqom
مصطفی کاظمیان - 20:38 1391/01/28
82
بچه ها بیاید یه فکری برای این بحث بکنیم
بحث خوبیه ها
نمیدونم ما براچی ازش استفاده نمیکنیم
خیر سرمون دانشجوییم
نظراتتون رو راجع به این بحث بگید لطفا تا بشه جذاب ترش کنیم
هدیه زهرا  , hedieh20
هدیه زهرا - 22:39 1391/01/23
81
تشکر اقای حم!
استفاده بردم!
حامیم    , haamim
حامیم - 22:34 1391/01/23
80
اینم برا دوستان زیست شناس
•••••••••••••••
دانشمند ایرانی دانشگاه MIT و نابغه شماره چهل و نهم دنیا با اعمال تغییراتی در ژنوم انسانی به دنبال ارایه شیوه ای کاربردی برای مصون ساختن افراد در برابر انواع بیماریهای کشنده است.

دکتر پردیس ثاب...تی که به عنوان یکی از 100 نابغه دنیانیز معرفی شده است جزئیات یافته های اخیر خود را تشریح کرده است.

دکتر پردیس ثابتی محقق ایرانی دانشگاه MIT ، گفت : آنچه که من و محققان همراهم در Broad Institute دانشگاه MIT انجام دادیم در حقیقت ارایه روشی است که نشان می دهد چه عواملی در ژنوم انسانی مهم بوده و می توان روی آن کار کرد تا بسیاری از اسرار نهفته آن را رمز گشایی کنیم.

وی در بخشی از تحقیقات خود در قالب تیمی از دانشمندان بین المللی با استفاده از این روش، ابزار ژنومیک مدرنی ارایه کرده است تا با استفاده از آن به کنکاش در زیست شناسی انگل مالاریا پرداخته تا آن را در مناطق مستعدی همچون آفریقا ریشه کن کند.

این محقق ایرانی افزود : هم اکنون یکی از مهمترین تمرکزهایمان کار بر روی ژنوم مالاریا و HIV است. به دنبال آن هستیم که با درک روشنی از آنها متوجه شویم چگونه می توان با اعمال تغییراتی در ژنوم انسانی تمامی افراد را در برابر بیماریهای مختلفی نظیر مالاریا مصون کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر ، دکتر ثابتی گفت : ما همواره از این نکته در تعجب و حیرت بوده ایم که چرا برخی از افراد به بیماری همچون مالاریا مبتلا می شوند اما برخی مصونیت دارند!

دکتر ثابتی طی سالهای اخیر تحقیقات وسیع و دامنه داری را در عرصه تکامل انسانی با همکاری اریک لندر از محققن سرشناس این عرصه در جهان آغاز کرده که نتیجه آن انعکاس گام به گام این دستاوردها در معتبرترین نشریان علمی و تحقیقاتی جهان از جمله نیچر و ساینس بوده است.

این محقق ایرانی مولف بیش از 20 عنوان مقاله تخصصی در این عرصه است. در عین حال از کارشناسان و متخصصان تاثیرگذار در عرصه تکامل انسانی و بیماریهای واگیردار محسوب می شود.

وی یکی از سرشناس ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا بوده و از بنیاد Gates Foundation Grant نیز بالغ بر 2 میلیون دلار بودجه تحقیقاتی دریافت کرده است.

پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از 100 چهره نابغه جهان از سوی گروه بین المللی Creators Synectics معرفی شده است.این گروه بین المللی پردیس ثابتی از محققان برجسته دانشگاههای معتبری نظیر هاروارد، آکسفورد و MIT را به عنوان چهره چهل و نهم معرفی کرده است.

وی در این خصوص گفت : من هم خودم هیچ چیز در این خصوص نمی دانستم و پس از مشخص شدن از سوی یکی از رسانه های خبری مطلع شدم. در هرحال خوشحالم که موجب شادی مردم ایران شده ام.

دکتر پردیس ثابتی فارغ التحصیل دانشگاههای سرشناس جهان نظیر MIT ، آکسفورد و هاروارد آمریکاست و در جریان تحقیقات چندین ساله خود به بررسی دقیق تکامل انسانی پرداخته است.

این محقق سرشناس سومین زنی لقب گرفته است که با بالاترین درجات از مدرسه پزشکی هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شده است. به گفته دانشمندان تحقیقات این پژوهشگر ایرانی دانش بشری درخصوص تکامل انسانی را کامل می کند.

شبکه خبری سی.ان.ان نیز اخیرا در گزارشی وی را به عنوان یکی از 8 دانشمند و محققی در سراسر جهان عنوان کرده است که موجب ایجاد تغییراتی در جهان خواهند شد.

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
حامیم    , haamim
حامیم - 21:59 1391/01/16
79
سؤال 154,153,152:

مخلوقات دیگرى كه در جهان زندگى مى كنند آیا «قیامت» و «عالم ذر» و مسائل دیگر آنها با ما یكى است یا خیر؟

آیا روز قیامت، حشر تمام عالمها و آدمها از اوّل تا به آخر یك جا بر پا مى شود یا فقط قیامت مال ذریه ى حضرت آدم است؟

مردم عصر حجر آیا جزء فرزندان حضرت آدم بوده اند یا خیر؟ اگر بوده اند، بى تمدّنى آنها را با وجود پیامبران چگونه مى توان توجیه كرد؟
پاسخ ما:
آنچه مسلّم است هر چه كه راجع به عوالم ارواح، ذر، برزخ، قیامت، بهشت و جهنّم گفته اند درباره ى این نسل از بشر است یعنى شخص اوّل آن حضرت آدم است و آخرش هم آخرین كسى است كه از دنیا از نسل حضرت آدم برود حتّى مربوط به نسل هاى قبل از عالم و آدم ما هم نبوده است تا چه رسد به كرات دیگر. آنها هر چه باشد مربوط به خودشان است، مربوط به ما نیست اگر رجعت باشد دیگر در كره ى زمین نمى آیند در همان بالا هستند. قیامت و بهشتشان مربوط به خودشان است و تقسیم بندى شده است باید دید كه آنها چه برنامه اى دارند و اجمالاً به ما هم نگفته اند كه چه برنامه اى دارند.

چهارده معصوم مربوط به تمام عوالم وجودند و طبق روایات بر همه ى عوالم وجود مبعوثند.
«على بن ابیطالب» (علیه السّلام) هم در آسمانها «على بن ابیطالب» است، هم در زمین و هم در همه جا. اختصاصى نیست كه بگویند «على» (علیه السّلام) فقط مال ما است و مال دیگران نیست. نه یك وجود بسیار وسیع و مفید همه جوره است.

امّا در مورد عصر حجر و مردم آن، اوّل كسى كه خدا در این نسل بشر (یعنى در نسل حاضر) خلق كرد، حضرت آدم بود. قبلها آدمها و بشرهائى بوده اند منتهى از قوم و خویش و نسب ما نبوده اند یك عدّه اى بودند آمدند در دنیا و چه كردند به هر حال منقرض شدند. باز خدا بشر را خلق كرد و اوّل شخصى كه در این نسل ما خلق كرده حضرت آدم بوده است.

بعضى متأسّفانه در كتابها منكر این جهت هستند و كفر مى آورد و كسى كه منكر جهتى كه مى گوئیم بشود كافر است. در قرآن آمده كه: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَْسْمآءَ كُلَّها» . بعضى گفته اند كه: خدا همه ى علوم را به حضرت آدم تعلیم داد. بعضى گفته اند كه: معرفت «ائمه» (علیهم السّلام) را به او گفت. به هر حال حضرت آدم یك الگوى علم و دانش و معرفت است و اوّل شخصى است كه در كره ى زمین بوده و دانشمند بوده چیزهائى را هم خدا به او تعلیم داده است. راهنمائی هائى هم به او كرده است. دیگر اینكه گفته اند او لخت بود بعد كم كم چه كرد و لباس براى خودش درست كرد یا مثلاً پایش به سنگ خورد، یا اینكه دو تا سنگ را به هم زد و آتش بیرون پرید و این طور آتش كشف شد. عصر حجر و غارنشینى و این حرفها اصلاً در این نسل نوبتش نمى شود. همیشه انبیاء بوده اند حتّى در روایات هم هست كه انبیاء رهبران اولیه ى طب و تمدّن و تمام خدمات صحیح انسانى بوده اند منتهى به قدر ضرورت.

انبیاء هواپیما و ماشین و اینها را اختراع نكردند چرا؟ به جهت اینكه انسان طبیعتا در امور مادّى و دنیائى، خودش كشش دارد و مثل ماشینى كه در سرازیرى است كسى نباید آن را هُل دهد. بلكه باید ترمزش را هم بگیرند. امّا در امور معنوى در سربالائى است نفس انسان نمى خواهد به طرف خوبی ها برود باید آن را هول داد. «انبیاء» (علیهم السّلام) آمده اند كه تعادل انسان را حفظ كنند بشر هم در دنیا پیشرفت كند و هم در آخرت. منتهى در دنیا خودش زیادى هم پیشرفت مى كند امّا در آخرت و امور اخروى پیشرفتش ضعیف است بلكه اصلاً پیشرفت نمى كند. تمام «انبیاء و اولیاء» (علیهم السّلام) آمده اند این همه بشر را به طرف كمالات هول داده اند در عین حال باز این هستیم و هنوز نمى دانیم كه تزكیه ى نفس لازم است یا نیست و خیلى چیزهاى دیگر.

پس اینكه مى گویند عصر حجر و اینها یك كشفیاتى است كه حال یك بیچاره اى از قافله ى بشریّت از میان جامعه دور افتاده است چون سابقا كشتیها چوبى بود در دریا موج آنها را مى برد و در جزیره اى آنها را پیاده مى كرد و یا شنا مى كردند و به جزیره اى مى رفتند و آنجا مى ماندند و درها هم به رویشان بسته بود. هیچ كس هم رفت و آمد نمى كرد. جمعیّت كره ى زمین هم كم بود كم كم لباسش را از دست مى داد علم و دانشش را از دست مى داد همان جا مى مرد و بعد مى رفتند مى گفتند: اینجا كسى بوده و در این غار زندگى مى كرده ولى همه ى بشر این طور نبوده اند آنهائى كه پیرو «انبیاء» (علیهم السّلام) بوده اند همین لباس و تمدّن را داشته اند. معمولاً تمدّن ساده ى معمولى، براى حفظ جان خودشان داشته اند و مى دانستند كه چه باید بخورند، این حرفها كه بشر خودش كشف كرد اینها افكارى است كه منهاى دین است نه اینكه اسلام این را نمى گوید، مسیحیّت و یهودیّت هم این را نمى گوید شاید نیمى از جمعیّت كره ى زمین معتقد به این هستند كه همیشه یك رهبرى از جانب خدا همراه بشر بوده و او را در امور مادّى و معنویش رهبرى و راهنمائى كرده است این حرفها به طور كلّى درست نیست بجز آن موارد استثنائى كه عرض شد.

اگر این طور معتقد نباشیم شاید اگر بگوئیم كلّ بشر خودش همه چیز را بدست آورده و خدا با او ارتباطى نداشته این خلاف نظر همه ى ادیان و قرآن است و كفر مى باشد.

سؤال سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم از کتاب پاسخ به 77 مشکل دینی نوشته استاد سید حسن ابطحی
حامیم    , haamim
حامیم - 13:14 1391/01/16
78

خداوند متعال، از آوردن قصص متعدد قرآنی، هدف داره و اون، عبرت آموزی، تفکر و اندیشیدنه
بخشی از داستان حضرت موسی علیه السّلام : خواهشا خوب روش فکر کنید، به نتیجه جالبی میرسیم :

بنی اسرائیل بعد از چندین سال زندگی با حضرت موسی و شنیدن دعوت ایشان به توحید، و دیدن معجزات متعددی مثل ید بیضاء، تبدیل شدن عصا به مار، برطرف شدن بلاهای متعدد با دعای حضرت، شکافته شدن دریا و مشاهده غرق شدن فرعونیان، و ....
بعد از اون همه مجاهدتهای حضرت موسی و هارون، علیهما سلام، با گذر از دریا، به قومی رسیدند که بت پرست بودند

گفتند : موسی برای ما هم بتی را به عنوان خدا قرار بده !! چرا اینها بت دارند و ما نداریم!؟
اصرار پشت اصرار که ما میخواهیم خدا رو ببینیم !
:|

خلاصه ... ؛ عده ای رو حضرت جمع کردند و به کوه بردند و قرار شد 30 روز در کوه بمونند
حضرت موسی برادرشون حضرت هارون رو ، به عنوان جانشین در بنی اسرائیل انتخاب کردند

خداوند متعال فرمود به جای 30 روز، باید 40 روز بمانید
وقتی حضرت موسی با منتخبین قوم از کوه برگشتند، چه دیدند !؟

بله !! بعد از چندین سال تبلیغ و مشاهده اون همه معجزه، قوم حضرت موسی " گوساله پرست" شدند
:|

حضرت هارون که جانشین حضرت موسی بودند و مسئولیت هدایت جامعه به عهده ایشون بود چه فرمودند ؟
فرمودند : غریب بودم و این قوم مرا تحت فشار گذاشتند و قصد جانم را کردند ! وگرنه من موافق آنان نبودم و ...

* چند نکته از نکات عالی این داستان :

# پیامبران، همیشه گرفتار جهل قوم خودشون بودند و تغییر عقیده و برگشتن نظر یک قوم، خیلی بدتر و سریعتر از اونیه که فکرش رو بکنید، حضرت موسی و بقیه انبیاء، برای تبلیغ قومشون کم اذیت شدند !؟
حالا ببینید وقتی حضرت رسول میفرمایند هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد، چه زجری کشیده بودند !!

# حضرت موسی که فقط قرار بود 30 روز قومشون رو ترک کنند، جانشین انتخاب کردند، ولی حضرت رسول این کار رو نکردند !!!؟؟ ( اصلا فرض کنیم حدیث ثقلین و غدیر و منزلت و ... وجود نداره ) . با عقل جور در میاد !!؟

# حفظ دین خدا و جان رهبر جامعه، واجبه، حضرت هارون غریب بود و یک نفره که نمی تونست به جنگ عقیده این قوم جاهل بره، برای حفظ جون خودش و دین حضرت موسی وارد مبارزه فیزیکی نشد

خب، حضرت رسول بارها فرمودند : نسبت علی به من، مانند نسبت هارون به موسی است ....

حالا وجوه تشابه این تمثیل پیامبر بیشتر مشخص میشه !

* میشه فهمید برای چی اینقدر قرآن راجع به بنی اسراییل صحب کرده

* می فهمیم چرا حضرت زهرا شهید شدند، می فهمیم چرا حضرت امیر دست به قبضه شمشیر نبردند

* ظالم و نمک نشناس بودن یک قوم اصلا عجیب نیست

* میشه ذره ای از دریای غربت و مظلومیت امیرالمؤمنین رو حس کرد و دید


* می فهمیم چرا در روایات ما، اون دو تا ملعون به " سامِری" و " گوساله سامری " تشبیه شدند
و ....

این وقایع، در آیات 137 تا 150 سوره مبارکه اعراف اومده، حتما رجوع کنید و با ترجمه بخونیدشون

حامیم    , haamim
حامیم - 19:13 1391/01/11
77
جنگ ها وفتوحات از بدعت های عمر است

ما این را قبول داریم که این خلیفه دوم جناب عمر بن الخطاب بود که ایران و... را فتح کرد ؛ اما متأسفانه همین فتوحاتی که این همه اهل سنت به آن بها می دهند و مباهات می کنند ، یکی از بدعت های است که ایشان وارد دین مبین اسلام کرد و دینی را که خداوند دین رحمت ، عطوفت ، دوستی و مهربانی ، و پیامبرش را رحمت اللعالمین معرفی می کند ، عمر بن الخطاب این دین را دین شمشیر و سر نیزه ، و خلیفه رسول خدا را انسان خونریز و خونخوار معرفی کرد .

بهترین دلیل بر عدم مشروعیت این جنگ‌ها و فتوحات ، شركت نكردن امیر المؤمنین و فرزندان آن حضرت در این جنگ‌ها است . چرا امیر المؤمنینی كه در تمامی جنگ‌های زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شركت فعال داشت و پیشاپیش همه جنگ آوران پرچم اسلام را به دوش می‌كشید و پهلوانان دشمنی را یكی یكی به زمین می‌زد ، بعد از آن حضرت در هیچ جنگی شركت نكرد ؟

آیا نعوذ بالله، امیر المؤمنین علیه السلام شجاعتش را از دست داده بود یا خلافت شیخین و این جنگ‌ها را مشروع نمی‌دانست

خداوند در قرآّن کریم می فرماید :وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ . الانبیاء / 107 .

به جرأت می توان گفت که همین فتوحات ، یکی از موانعی بود که سرعت پیشرفت اسلام را در سراسر جهان گرفت ؛ زیرا جناب عمر بن الخطاب و فرماندهان او در این جنگ‌ها جنایاتی را مرتكب شدند كه مردم را از دین اسلام منزجر و متنفر كرد . عمر تنها كاری كه كرد سر زمین‌های مردم را فتح كرد ؛ اما قلوب مردم را از دین اسلام منزجر كرد . و هنوز که هنوز است ، غیر مسلمان ، دین مبین اسلام را دین شمشیر و مسلمان را خونریز و خونخوار می شناسند .

توضیح مطلب :

بدون شك تمامی جنگ‌های رسول خدا با مشركان ، یهودیان و ... به این دلیل بوده است كه آن‌ها یا به محدودۀ اسلام تجاوز كرده بودند و یا عهد و پیمانی را که میان رسول خدا و آن ها بسته شده بود ، نقض می کردند .

به عبارت دیگر : رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای مسلمان كردن دیگران هیچ گاه با آن ها نجنگید و خون کسی را نریخت . هیچ‌گاه پیامبر اسلام شروع كنندۀ جنگ نبوده است . منطق پیامبر ، منطق دعوت به مهربانی و گفتگو بود . او وظیفه داشت دین اسلام و قوانین آن را به مردم ابلاغ كند ؛ اما وظیفه نداشت كه مردم را به زور شمشیر و سر نیزه مسلمان کند . خداوند در آیات فراوانی از قرآن کریم این مطلب را بیان کرده است ؛ از جمله :

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِینُ . النحل / 82 .

قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ . النور / 54 .

وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ . العنكبوت / 18 .

وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ . یس / 17 .

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ . الشوری / 48 .

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ . المائده / 99 .

فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ . النحل / 35 .

و... .

اما عمر بن الخطاب چه كرد ؟ :

الف : جنگ ذات العیون :

در جنگ فتح الانبار ، خالد بن ولید ، از فرماندهان عمر بن الخطاب به تیر اندازان خود دستور داد كه چشمان مردم را هدف بگیرند و آنان در آن روز هزار نفر را كور كردند ؛ تا حدی كه این جنگ به جنگ «ذات العیون» معروف گشت .

ابن اثیر در الكامل می‌نویسد :

ذكر فتح الأنبار ثم سار خالد على تعبیته إلى الأنبار ، وأنما سمی الأنبار لأن أهراء الطعام كانت بها أنابیر ، وعلى مقدمته الأقرع بن حابس . فلما بلغها أطاف بها ، وأنشب القتال ، وكان قلیل الصبر عنه وتقدم إلى رماله أن یقصدوا عیونهم فرموا رشقا واحدا ، ثم تابعوا فأصابوا ألف عین ، فسمیت تلك الوقعة ذات العیون .(الكامل فی التاریخ ، ابن الأثیر ، ج 2 ، ص 394 )

وقتی كه شهر انبار فتحشد ، خالد مأمور سر و سامان دادن به آن شهر شد ( این شهر از آن جهت انبار نامیده می‌شد كه محل ذخیره مواد غذائی بود ) ولی پیشاپیش لشكریان ولی شخصی بود به نام اقرع بن جابس كه مجرد رسیدن به شهر ، اطراف آن را محاصره كرد و آتش جنگ را شعله‌ور ساخت . او مردی كم صبر بود ، تیر اندازان را جلوی لشكر گذاشت و دستور داد تا چشم‌های مردم را هدف بگیرند و خود او نیز اولین تیر را رها كرد و آنان به دنبال او چشم‌ها را مورد هدف قرار دادند كه حدود هزار چشم هدف تیر قرار گرفت . از این رو ، این واقع «ذات العیون » نام گرفت .

و ابن كثیر در البدایة و النهایة می‌گوید :

فتح خالد للأنبار ، وتسمى هذه الغزوات ذات العیون ركب خالد فی جیوشه فسار حتى انتهى إلى الأنبار وعلیها رجل من أعقل الفرس وأسودهم فی أنفسهم ، یقال له شیرزاذ ، فأحاط بها خالد وعلیها خندق وحوله أعراب من قومهم على دینهم ، واجتمع معهم أهل أرضهم ، فمانعوا خالدا أن یصل إلى الخندق فضرب معهم رأسا ، ولما تواجه الفریقان أمر خالد أصحابه فرشقوهم بالنبال حتى فقأوا منهم ألف عین ، فتصایح الناس ، ذهبت عیون أهل الأنبار ، وسمیت هذه الغزوة ذات العیون .(البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 6 ، ص 384 )

خالد ، شهر انبار را فتح كرد و این‌جنگ‌ها «ذات العیون» نامیده شد . خالد سوار بر مركب خود به انتهای شهر رفت و مردی از عاقل‌های فارس به نام «شیرزاد» همراه او بود . خالد شهر را محاصره كرد ؛ ولی مردم در اطراف شهر خندق ایجاد كرده بودند . مردان عرب زبانی اطراف خندق جمع شده بودند كه به همراه صاحبان زمین‌ها مانع از نفوذ لشكر به داخل شهر شدند ، دستور داد سر یك نفر از آنان را جدا كنند . سپس خالد دستور داد كه با تیر مردم را هدف قرار دهند تا این كه چشم هزاران نفر از آنان كور شود . فریاد و نالۀ مردم سراسر آن‌جا را فرا گرفت كه چشم‌های مردمان كور شد و لذا این جنگ را «ذات العیون» نامیدند .

سؤال ما از دوستان اهل سنت این است که :

خداوند در كجای قرآن گفته است كه اگر كسی اسلام را قبول نكرد ، چشمانش را کور کنید ؟! آیا چنین اعمالی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سابقه داشت یا از بدعت‌های عمر بوده است ؟

ب : جنگ طالقان :

در این جنگ ، فرماندهان به ظاهر مسلمان ، چنان جنایتی را مرتكب شدند كه در طول تاریخ سابقه نداشته است ؛ حتی چنگیز و اسكندر هم چنین جنایاتی را مرتكب نشده‌اند .

ابن اثیر در الكامل می‌نویسد :

كتب قتیبة إلى نیسابور وغیرها من البلاد لیقدم علیه الجنود فقدموا قبل أوانهم نحو الطالقان وكان ملكها قد خلع وطابق نیزك على الخلع فأتاه قتیبة فأوقع باهل الطالقان فقتل من أهلها مقتلة عظیمة وصلب منهم سماطین أربعة فراسخ فی نظام واحد .(الكامل فی التاریخ ، ابن الأثیر ، ج 4 ، ص 545)

قتیبه از فرماندهان نظامی به نیشابور و شهر‌های دیگر نامه نوشت كه به لشكر او بپیوندند و آنان قبل از رسیدن او به طالقان به او پیوستند . نیزك ( یك زا غلام‌های حاكم طالقان ) اقدام به خلع قدرت حاكم كرده بود . وقتی كه قتیبه به آن‌جا رسید با مردم درگیر شد و حمام خون به راه انداخت و انبوهی از مردم را به قتل رساند و صفی از مردم را به طول چهار فرسخ به دار آویخت .

چهل فرسخ مردم را را به صف كردند و همۀ آن‌ها را اعدام كردند !!! جل الخالق ! عجب جنایتی !! حالا خودتان ماشین حساب به دست بگیرید و حساب كنید كه چند نفر در این روز كشته شده است ؟

هر فرسخی تقریبا 6 كیلومتر ، هر كیلومتری ، هزار متر . اگر در هر متر دو نفر ایستاده باشند ، چند نفر كشته شده است ؟

آیا در زمان پیامبر ، چنین كشتاری سابقه داشته است ، یا از بدعت‌های عمر بوده است ؟

ج : جنگ گرگان :

در این جنگ هم جنایت عظیمی اتفاق افتاد . غیر مسلمان ، از فرمانده به ظاهر مسلمان درخواست كردند كه ما درهای شهر را بر روی شما می‌گشاییم ، به شرطی كه حتی یك نفر از ما كشته نشود ؛ اما لشكریان خلیفه چه كردند ؟ بلی ، همه را كشتند جز یک نفر و گفتند كه ما گفته بودیم كه یك نفر از شما را نمی‌كشیم .!!!

ابن اثیر در الكامل می‌گوید :فأتی جرجان فصالحوه على مائتی ألف ثم أتی طمیسة وهی كلها من طبرستان متاخمة جرجان وهی مدینة على ساحل البحر فقاتله أهلها فصلی صلاة الخوف أعلمه حذیفة كیفیتها وهم یقتتلون وضرب سعید یومئذ رجلا بالسیف على حبل عاتقه فخرج السیف من تحت مرفقه وحاصرهم فسألوا الأمان فأعطاهم على أن لا یقتل منهم رجلا واحدا ففتحوا الحصن فقتلوا أجمعین إلا رجلا واحدا ففتحوا الحصن وحوی ما فی الحصن .(الكامل فی التاریخ ، ابن الأثیر ، ج 3 ، ص 110 )

به گرگان وارد شدند و با گرفتن 200 هزار دینار با آنان مصالحه كردند . سپس به اطرافه طمیسه كه شهری در كنار ساحل دریا و بعد از گرگان واقع و جزو مازندران بود ، رفتند . با مردم آن‌جا جنگ كردند . نماز خوف كه حذیفه كه كیفیت خواندن آن را می‌دانست خوانده شد و با آنان نیز به مقابله برخواستند و سعید با شمشیر بر سر مردیم كوبید كه از زیر بغل او درآمد و آنان را محاصره كردند . آنان درخواست امان كردند كه به آنان این امان دده شد تا كسی از آنان را نكشند و لذا قلعه را باز كردند ؛ ولی آنان همه را كشتند به جز یك مرد . سپس آن‌چه كه در قلعه بود تصرف كردند .

جل الخالق !!! آن‌ها از فرمانده دین عطوفت و مهربانی ، امان خواسته بودند ، با چه مجوزی به آن‌ها امان دروغ داده شد ؟ با چه مجوزی عهد خود را شكستند ؟ ، با چه مجوزی همۀ آن‌ها را كشتید ؟ اگر واقعاً مستحق قتل عام بودند ، با چه مجوزی آن یك نفر باقی گذاشته شد ؟ !

آیا در زمان پیامبر چنین جنایتی سابقه داشته است ؟ پیامبر اسلام از بدترین دشمن خود ابوسفیان و از وحشی ( غلام هند جگر خوار ) قاتل عزیزترین كس خود گذشت و آن روز كه بر آن‌ها مسلط شد همه را ؛ از جمله معاویه را آزاد كرد ؛ اما مسلمانان چه كردند ؟!

آیا به چنین فتوحاتی می توان مباهات کرد ؟ معاذ الله !

د : جنگ فلسطین :

در این جنگ ، بازهم جنایت عظیم دیگری اتفاق افتاد كه حقیقتاً از كافر زندیق هم سر نمی‌زند ؛ چه رسد به كسی كه خود را خلیفۀ خدا در روی زمین می‌داند .

ابن اثیر در الكامل نقل می‌كند :

واستعمل مروان على فلسطین الرماحس بن عبد العزی الكنانی فظفر بثابت وبعثه إلى مروان موثقا بعد شهرین فأمر به وبأولاده الثلاثة فقطعت أیدیهم وأرجلهم وحملوا إلى دمشق فالقوا على باب المسجد ثم صلبهم على أبواب دمشق .(الكامل فی التاریخ ، ابن الأثیر ، ج 5 ، ص 330 .)

مروان ، رماحس بن عبد العزی الكنانیس را بر فلسطین گماشت و او بر ثابت پیروز گشت و بعد از دو ماه در حالی كه به زنجیر بسته شده بود ، او را نزد مروان فرستاد ، دست‌ها و پاهای او و سه فرزندش را قطع كرد و به دمشق فرستاد . در شهر دمشق آنان را در ورودی مسجد قرار دادند .

در كجای قرآن گفته شده است كه باید دست و پای مردم را قطع كرد ؟! مگر نه این است كه مثله کردن دشمن حرام است ؟!

آیا در زمان پیامبر چنین کشت و کشتاری سابقه داشته است ؟ بلی ، در جنگ احد ؛ آن‌هم توسط ابوسفیان و هند جگر خوار ، پدر و مادر معاویه ، نه توسط رسول خدا و مسلمانان .

هـ : تمام مردم شهر را كشتند :

ابن كثیر در البدایة و النهایة نقل می‌كند :

ثم شد عبد الله وأصحابه ، وكبروا تكبیرة رجل واحد ، وحملوا على البلد فكبرت الاعراب من الناحیة الأخرى ، فحار أهل البلد ، وأخذوا فی الخروج من الأبواب التی تلی دجلة ، فتلقتهم إیاد والنمر وتغلب ، فقتلوهم قتلا ذریعا ، وجاء عبد الله بن المعتم بأصحابه من الأبواب الاخر فقتل جمیع أهل البلد عن بكرة أبیهم ، ولم یسلم إلا من أسلم من الاعراب من إیاد وتغلب والنمر .(البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 7 ، ص 83 .)

آن‌گاه عبد الله و اصحابش را محكم بست و همه یك صدا تكبیر گفتند . آنان را به طرف شهر بردند . سپس اعراب از ناحیۀ دیگر شهر تكبیر گفتند و مردم شهر در حیرت ماندند و راه فرار را از دهای كه به طرف دجله بود در پیش گرفتند و با ایاد و نمر و تغلب برخورد كردند و ا»ان را به شكلی فجیع كشتند . عبد الله بن معتم با یارانش از در دیگری وارد شد و همه اهل شهر را كشت و كسی از اعراب ایاد ، تغلب و نمر سالم نماند ، مگر این كه اسلام آورد .

كلاه خود را قاضی قرار بدهید و قضاوت كنید كه آیا چنین بی‌رحمی‌های از مسلمانان كه دینشان دین رحمت و پیامبرشان پیامبر رحمت است ، انتظار می‌رود ؟

حال ببنید كه عمر ، پیامبر اسلام را که خداوند او را رحمت اللعالمین معرف کرده بود، چگونه به جهانیان معرفی كرده است . تعجبی ندارد كه پاپ می گوید : دین اسلام دین شمشیر است . شاید او هم این روایات را دیده باشد ؟!

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.