| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
420
|
1754
|
91/3/12 (08:47)
|
|
||
|
|
832
|
2042
|
91/3/11 (22:02)
|
|
||
|
|
378
|
946
|
91/3/11 (16:20)
|
|
||
|
|
442
|
2060
|
91/3/2 (19:51)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
91/3/1 (23:06)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
91/3/1 (14:27)
|
|
||
|
|
228
|
234
|
91/2/28 (19:21)
|
|
||
|
|
55
|
81
|
91/2/9 (14:08)
|
|
||
|
|
158
|
851
|
91/1/25 (22:24)
|
|
||
|
|
112
|
619
|
90/12/22 (14:03)
|
|
||
|
|
0
|
37
|
90/11/17 (14:40)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
90/11/17 (13:58)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/17 (13:57)
|
|
||
|
|
184
|
353
|
90/11/9 (15:15)
|
|
||
|
|
78
|
305
|
90/10/20 (08:18)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/8/20 (23:48)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
90/8/17 (08:30)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/10/6 (08:13)
|
|
||
|
|
8
|
32
|
91/2/29 (19:37)
|
|
||
|
|
63
|
179
|
91/1/24 (10:27)
|
|

به نام او که هر چه دارم از اوست
با سلام به شما مهربانان ابتدا از اینکه در این نظر خواهی شرکت کردید ممنونم
::ا مـــــــــــــا ::

به نظر شما عشق واقعی مخصوص فرد به فرد هست ؟؟

یا یا یا یا یا یا یا یا
عشق فقط برای خداست؟؟

مشتاقانه منتظره نظرهایتان هستم!!
داغ کنید تا همه در این موضوع شرکت کنند







مهر و محبت خوب و پسندیده است و مورد تاکید قرآن مجید می باشد.
قرآن از آن جهت که کتاب هدایت است و همه رفتارها، عملکرد و گفتارها را سمت و سو میبخشد، می فرماید: باید همه دوستی ها و مهر و محبتها برای خدا باشد.
انسان به ویژه در سنین جوانی از حرارت و جذابیت خاصی برخوردار است او خیلی زود به رفاقت و دوستی تمایل نشان میدهد و خیلی سریع مورد محبت دیگران واقع میشود و در این میان، کشش دو جنس مخالف نسبت به یکدیگر، ملموستر و جدیتر از جاذبههای دیگر است.
در فرهنگ سلیم انسانی اسلامی، رابطه بین زن و مرد جز از طریق ازدواج صحیح ونکاح شرعی مجاز نمیباشد قرآن میفرماید: زنان و دوشیزه گان را با اطلاع و اجازه خانوادهشان برای همسری و ازدواج برگزینید و مهریه شان را به طریق نیکو بپردازید، در حالی که آن بانوان عفیف و پاکدامنند و دارای رفیق و دوست (مرد) نیستند ; "مُحْصَنَـَتٍ غَیْرَ مُسَـَفِحَـَتٍ وَلاَمُتَّخِذَ َتِ أَخْدَانٍ(1)
از نکات بالا معلوم میشود که اگر عاشقی از طریق رابطه صحیح "ازدواج" باشد، اشکالی ندارد.(2)
قرآن کریم از برقراری و هر گونه ارتباط غیر شرعی نهی فرموده، چنان که میفرماید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـَرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ َلِکَ أَزْکَیَ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُون # وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَیُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلآمَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیَ جُیُوبِهِنَّ;(3) و به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند... و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار ننمایند، اطراف روسری های خود را بر سینه خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود".(4)
پاورقی
1) سوره نسأ،آیه 25
2) ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 3، ص 349، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 2، ص 248، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت
3) نور،30ـ31
4) ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج 14، ص 435ـ468

میان آنچه عشق نامیده میشود و به قول ابن سینا " عشق عفیف " ، و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در میآید - با اینكه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است . عشق ، عمیق و متمركزكننده نیروها و یگانه پرست است واما هوس ، سطحی و پخش كننده نیرو ومتمایل به تنوع و هرزه صفت است . (کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری ص۱۱۴)
همانطور كه در گذشته گفتیم : عشق ، عمیق و متمركز كننده نیروها و
تقویت كننده نیروی تخیل و یگانهپرست است ، و اما هوس ، سطحی و پخش كننده نیروها و متمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است .
این نوع از عطش كه هوس نامیده میشود ارضاء شدنی نیست . اگر مردی در این مجرا بیفتد ، فرضا حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسرو پرویز داشته باشد پر از زیبا رویان كه سالی یك بار به هر یك نوبت نرسد ، باز اگر بشنود كه در اقصی نقاط جهان یك زیباروی دیگر هست ، طالب آن خواهد شد . نمیگوید بس است دیگر .....
سیر شدهام . حالت جهنم را دارد كه هر چه به آن داده شود باز هم به دنبال زیادتر است . خدا در قرآن میفرماید :
« یوم نقول لجهنم هل امتعت و تقول هل من مزید »به جهنم میگوئیم پر شدی ؟ سیر شدی ؟ میگوید آیا بازهم هست ؟ چشم هرگز از دیدن زیبا رویان سیر نمیشود و دل هم به دنبال چشم میرود . به قول شاعر :
| دل برود ، چشم چو مایل بود |
| دست نظر رشته كش دل بود |
این نیز نظری است از عشق




ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را مذهب و ملت خداست
«مثنوی، دفتر اول»
عشق انواع گوناگونی دارد:
عشق والدین، عشق فرزندی، عشق اتکایی، عشق خودشیفته، عشق احساساتی، عشق به خود، عشق به خدا، عشق برای گروه، عشق به مکتب و یا مملکت.
یکی از محققان میگوید: عشق یک مفهوم تک بعدی نیست و با توجه به کیفیت روابط میتوان گونههای مختلفی را برای آن قایل شد.
● طبقهبندی عشق:
۱) عشق به خدا:
یا عشق دینی که در آن خدا به منزله برترین ارزش و مطلوبترین خیر است.
۲) عشقهای واقعی:
نخستین شرط خوشبختی در عشق این است که از آغاز بین شرکای عشق هماهنگی جسمی و روحی وجود داشته باشد. هنگامی که این هماهنگی وجود نداشته باشد حتمی است که عشق بیشتر از خوشبختی، موجب بدبختی ما خواهد شد.
۳) عشقهای کاذب:
گاهی مواقع حس حقارت و خودبینی و خودخواهی افراد حتی به طور ناخودآگاه در قالب عشق و عواطف تجلی میکند و تنها این عشقهای کاذباند که درونشان پر از کینه و خودخواهی است.
۴) عشق افسانهای:
حالتی است که «پاول هاک» آن را به درستی به عنوان یک تشخیص روانپزشکی در نظر میگیرد. حالتی که فرد در آن به ترویج روشهایی از عشقورزی روی میآورد که هدف آن تسخیر معشوق است.
۵) عشق احساساتی:
اساس این نوع عشق در این حقیقت نهفته است که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در عالم واقع که مشهود و محسوس است. رایجترین نوع این عشق را در کسانی میتوان دید که از مصرفکنندگان فیلمهای سینمایی، دوستداران داستانهای عاشقانه مجلات و آوازهای عاشقانه هستند و به واسطه ی آنها، لذت میبرند.
در زندگی جوامع امروزی که یکی از باز ماندن در خمیردندان مینالد، دیگری از افتادن موهای ریش دیگری در دستشویی شکوه میکند، حفظ عشق چقدر دشوار و حتی گاهی غیرممکن است!!!
در زندگی روزمره، در عادات فردی و در سلیقههای شخصی این نوع طرز برخوردها میتواند برای طرفین تنش و حتی کشمکش به ارمغان بیاورد و نه عشق رمانتیک.
برخی مولفان باور ندارند که عشق بتواند با گذشت زمان دوام داشته باشد، چون در زندگی، لحظههایی پیش میآید که بین معشوق خیالی و معشوق واقعی جدایی میافتد و عاشق به تدریج از معشوق ناراضی میشود. این حالت الزاما به تغییر شکل معشوق مربوط نمیشود، بلکه احتمال زیاد دارد که از درک بهتر واقعیت معشوق نشات بگیرد.
با تمام این تعاریف و توصیفها آیا میتوان از عشق صحبت کرد و یا آن را مورد بررسی قرار داد؟؟؟
مولوی معتقد است که نمیتوان به این مقوله دست یافت و اسرار آن را آشکار کرد.در نگنجد عشق در گفت و شنود
عشق دریاییست، قعرش ناپدید
قطرههای بحر را نتوان شمرد
هفت دریا پیش آن بحریست خرد
«مثنوی، دفتر پنجم»
بنابراین عقل در مقام شرح عشق، عاجز است. اگر چه تفسیرهای عقل میتواند تا اندازهای روشنگر باشد ولی عشق بیزبان، شفافتر و گویاتر است.
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بیزبان و روشنتر است
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست، هم کاغذ درید
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
«مثنوی، دفتر اول»
اگر انسان عشق را داشته باشد ، میتواند آن را ببخشد و اگر آن را نداشته باشد، چیز دیگری برای بخشیدن ندارد.
انسان عاشق همواره در لحظه حال زندگی میکند و زیبایی در زمان زیستن را دوست دارد. عاشق بودن تنها یک احساس شدید نیست ، بلکه تصمیم است، قضاوت است، قول است. اگر عشق فقط یک احساس بود، دیگر پایداری این قول که همدیگر را تا ابد دوست خواهیم داشت مفهوم پیدا نمیکرد.
کز دست چنان کسی تو چون خواهی زیست ؟
.......