userinfo close

  ,

نماز


prayer

تاسیس: 6 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مسیر الهی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
420
1754
91/3/12 (08:47)
832
2042
91/3/11 (22:02)
378
946
91/3/11 (16:20)
442
2060
91/3/2 (19:51)
1
3
91/3/1 (23:06)
1
12
91/3/1 (14:27)
228
234
91/2/28 (19:21)
55
81
91/2/9 (14:08)
158
851
91/1/25 (22:24)
112
619
90/12/22 (14:03)
0
37
90/11/17 (14:40)
0
24
90/11/17 (13:58)
0
15
90/11/17 (13:57)
184
353
90/11/9 (15:15)
78
305
90/10/20 (08:18)
0
7
90/8/20 (23:48)
2
27
90/8/17 (08:30)
0
9
90/10/6 (08:13)
8
32
91/2/29 (19:37)
63
179
91/1/24 (10:27)

عنوان بحث

نــــور فاطــــمی , n0or

عشق واسه خداست یا ما؟؟؟؟؟؟

به نام او که هر چه دارم از اوست

با سلام به شما مهربانان ابتدا از اینکه در این نظر خواهی شرکت کردید ممنونم

::ا مـــــــــــــا ::

41585.png

به نظر  شما  عشق  واقعی مخصوص فرد به فرد هست ؟؟

a911b56f8f.jpg

یا یا یا یا یا یا یا یا

عشق فقط برای خداست؟؟

2g3o7ddqwnseml92hxsk.jpg

 

 

مشتاقانه منتظره نظرهایتان هستم!!

داغ کنید تا همه در این موضوع شرکت کنند

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
نــــور فاطــــمی , n0or
17
خب با استفاده از این حرفها عشق به دو صورت تعبیر و تفسیر میشه :
1- عشق معنوی و حقیقی تنها برای خداست .
2- عشق مادی هم ، عشق به پدر مادر و  و عشق به نیمه کامل هر فرد که  خدا بین آنها مودت و رحمت قرار میدهد هست (نه عشقی که جدیدا بین ما جوان ها مرسوم شده عشق قبل از ازدواج!) و عشق به ....

علی  , alizzz
علی - 05:20 1390/11/15
16
سلام
حالا با این اوصاف واسه خداست یا ما؟
نــــور فاطــــمی , n0or
15

مهر و محبت خوب و پسندیده است و مورد تاکید قرآن مجید می باشد.


 قرآن از آن جهت که کتاب هدایت است و همه رفتارها، عملکرد و گفتارها را سمت و سو میبخشد، می فرماید: باید همه دوستی ها و مهر و محبتها برای خدا باشد.


انسان به ویژه در سنین جوانی از حرارت و جذابیت خاصی برخوردار است او خیلی زود به رفاقت و دوستی تمایل نشان میدهد و خیلی سریع مورد محبت دیگران واقع میشود و در این میان، کشش دو جنس مخالف نسبت به یکدیگر، ملموستر و جدیتر از جاذبههای دیگر است.


در فرهنگ سلیم انسانی اسلامی، رابطه بین زن و مرد جز از طریق ازدواج صحیح ونکاح شرعی مجاز نمیباشد قرآن میفرماید: زنان و دوشیزه گان را با اطلاع و اجازه خانوادهشان برای همسری و ازدواج برگزینید و مهریه شان را به طریق نیکو بپردازید، در حالی که آن بانوان عفیف و پاکدامنند و دارای رفیق و دوست (مرد) نیستند ; "مُحْصَنَـَتٍ غَیْرَ مُسَـَفِحَـَتٍ وَلاَمُتَّخِذَ َتِ أَخْدَانٍ(1)


از نکات بالا معلوم میشود که اگر عاشقی از طریق رابطه صحیح "ازدواج" باشد، اشکالی ندارد.(2)


قرآن کریم از برقراری و هر گونه ارتباط غیر شرعی نهی فرموده، چنان که میفرماید: "قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـَرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ َلِکَ أَزْکَیَ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصْنَعُون # وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـَتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـَرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَیُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلآمَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیَ جُیُوبِهِنَّ;(3) و به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند... و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار ننمایند، اطراف روسری های خود را بر سینه خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود".(4)


 پاورقی


1)     سوره نسأ،آیه 25


2)     ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 3، ص 349، دارالکتب الاسلامیة / تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 2، ص 248، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت


3)     نور،30ـ31


4)     ر.ک: تفسیر نمونه، همان، ج 14، ص 435ـ468



نــــور فاطــــمی , n0or
14

2cynng910.jpg


میان آنچه عشق نامیده می‏شود و به قول ابن سینا " عشق عفیف " ، و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در می‏آید - با اینكه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است . عشق ، عمیق و متمركزكننده نیروها و یگانه پرست است واما هوس ، سطحی و پخش كننده نیرو و
متمایل به تنوع و هرزه صفت است . (کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری ص۱۱۴)

همانطور كه در گذشته گفتیم : عشق ، عمیق و متمركز كننده نیروها و 
تقویت كننده نیروی تخیل و یگانه‏پرست است ، و اما هوس ، سطحی و پخش‏ كننده نیروها و متمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است . 
این نوع از عطش كه هوس نامیده می‏شود ارضاء شدنی نیست . اگر مردی در این مجرا بیفتد ، فرضا حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسرو پرویز داشته باشد پر از زیبا رویان كه سالی یك بار به هر یك نوبت نرسد ، باز اگر بشنود كه در اقصی نقاط جهان یك زیباروی دیگر هست ، طالب آن‏ خواهد شد . نمی‏گوید بس است دیگر .....

سیر شده‏ام . حالت جهنم را دارد كه هر چه به آن داده شود باز هم به دنبال زیادتر است . خدا در قرآن می‏فرماید : 
« یوم نقول لجهنم هل امتعت و تقول هل من مزید »به جهنم می‏گوئیم پر شدی‏ ؟ سیر شدی ؟ می‏گوید آیا بازهم هست ؟ چشم هرگز از دیدن زیبا رویان سیر نمی‏شود و دل هم به دنبال چشم می‏رود . به قول شاعر : 

دل برود ، چشم چو مایل بود
دست نظر رشته كش دل بود
در اینگونه حالات سیر كردن و ارضاء از راه فراوانی ، امكان ندارد و اگر كسی بخواهد از این راه وارد شود درست مثل آن است كه بخواهد آتش را با هیزم سیر كند . 
به طور كلی در طبیعت انسانی از نظر خواسته‏های روحی ، محدودیت در كار نیست . انسان روحا طالب بی نهایت آفریده شده است . وقتی هم كه‏ 
خواسته‏های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت به هیچ حدی متوقف نمی‏شود ، رسیدن به هر مرحله‏ای میل و طلب مرحله دیگر را در او به وجود می‏آورد . 
اشتباه كرده‏اند كسانی كه طغیان نفس اماره و احساسات شهوانی را تنها 
معلول محرومیتها و عقده‏های ناشی از محرومیتها دانسته‏اند . همانطور كه‏ محرومیتها سبب طغیان و شعله‏ور شدن شهوات می‏گردد ، پیروی و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله‏ور شدن آتش شهوات می‏گردد . امثال‏ فروید آن طرف سكه را خوانده‏اند و از این طرف سكه غافل مانده‏اند . (
کتاب مسئله حجاب ص۱۱۷)
نــــور فاطــــمی , n0or
13
"عشق" به معنای محبت شدید و علاقه خاص است. در قرآن کلمه عشق به صراحت نیامده، امّا از مفاهیم دیگری که معنای عشق را می رساند، نام برده شده است: "بعضی از مردم معبود هایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آن ها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند،‌ عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبوهاشان) شدید تر است".[بقره (2) آیه 165]
در این آیه شریفه، شد حبّ و علاقمندی به عشق تفسیر شده است.
در روایات و احادیث،‌ از "عشق" نام برده شده است.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: "با فضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت است و با عشق عبادت کند".[بحارالانوار، ج 67، ص 253، حدیث 10]
علاّمه مجلسی بعد از ذکر حدیث می فرماید: عشق به معنای زیاده روی در دوست داشتن و محبت است. گاهی خیال می شود عشق، مخصوص علاقه داشتن به امور باطل است، به همین جهت در علاقه به خدا به کار نمی رود، اما این حدیث بر خلاف پندار مزبور است؟ آن چه در مورد مذمت و سرزنش است، ‌عشق جسمانی، حیوانی و شهوانی است و آن چه مورد مدح و ستایش قرار گرفته، عشق روحانی و انسانی می باشد. عشق نوع اوّل به مجرّد وصال و رسیدن به آن، فانی شده و از بین می رود و عشق از نوع دوم تا ابد باقی و پایدار است.[بحارالانوار، ج 67، ص 254]

درباره رابطه عقل و عشق نیز باید گفت که وادی عقل با فضای عشق متفاوت است؛ در این باره سه نکته قابل ذکر است:
1. عقل فقط راهنما است؛ مولا علی(ع) میفرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (میزان الحکمه، ج 6، ص 397، ر 13022، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اوّل، سال 1362). و نیزمیفرمایند: العقل یصلح الرویة ؛ عقل رویه و منش را اصلاح میکند (همان، ص 396، ر 13019).
 
2. عقل عشق آفرین است؛ امام علی(ع) میفرمایند: العقل رقی الی اعلی علیین ؛ عقل باعث ترقی انسان به اعلی علیین میباشد (همان، ر13016). وقتی انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه میشناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مییابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا میسازد و حتی عشق حقیقی را از عشق مجازی متمایز میکند. انسان در پرتو عقل، راه اعلی علیین را میجوید و لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهی، کام تشنه را برای وصول به گوارایی آب تحریک میکند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه میسازد. از این رو میگوییم: عقل عشق آفرین است.
3. مرکب وصول و معرفت قلبی عشق است نه عقل؛ عقل چون پلیس، فقط راهنمای خوبی است و گرنه هرگز پای پیمودن راه وصال را ندارد. وقتی با جرقه‏های راه بخش عقل، عشق در دل زبانه کشید؛ دل عاشق گام‏های نخستین راه معرفت را بر میدارد و کم کم به حالاتی بلند میرسد که از عقل نشانی نمیماند.
جناب عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد ( حافظ)
در آن حالات بلند، عقل محو میشود؛ گرچه آن حالات بعد از سال‏ها ریاضت، لحظاتی بیش نیست. پس عقل در دو مرحله اوّل، نه تنها زایل کننده عشق نیست؛ بلکه میتواند راه عشق حقیقی را بنمایاند و در مرحله سوم هم در بعضی از حالات بلند عرفانی و عشق حقیقی،اصلاً جایی برای عقل و توجّه به آن نمیماند. به لحاظ این مرتبه بالا، میتوان گفت: عقل خود حجاب عشق است.
به عبارت دیگر عقل و عشق را اگر به خوبی بشناسیم با هم تقابل ندارند . عقل انسان را تا مرحله ای راهنمایی می کند و برای سیربالاتر باید از نردبان عشق بهره گرفت . در عین حال عقل می تواند مراقبت کند که انسان در مسیر عشق به بیراهه نیفتد.
پس می تواند در کمال انسان با هم مشارکت داشته باشند ، بی آنکه یکی را بگیریم و دیگری را طرد کنیم
.
گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
نــــور فاطــــمی , n0or
12
20264241631951224110015275961829515020495.jpg
نــــور فاطــــمی , n0or
11
یكی عشق حقیقی و دیگر عشق مجازی وعلت این مسأله به مراتب عشق و محبت در تفکر صدرالمتألهین برمی گردد. از نظر او عشق حقیقی محبت به خدا و صفات و افعال اوست. او می‌گوید چون ذات حق‌تعالی بالفعل جامع جمیع كمالات است احق است كه معشوق و مطلوب و مقصود كل و مطلق باشد.
نــــور فاطــــمی , n0or
10
god.jpg
نــــور فاطــــمی , n0or
9

این نیز نظری است از عشق


ملت عشق از همه دین‌ها جداست
عاشقان را مذهب و ملت خداست
«مثنوی، دفتر اول»
عشق انواع گوناگونی دارد:
عشق والدین، عشق فرزندی، عشق اتکایی، عشق خودشیفته، عشق احساساتی، عشق به خود، عشق به خدا، عشق برای گروه، عشق به مکتب و یا مملکت.
یکی از محققان می‌گوید: عشق یک مفهوم تک بعدی نیست و با توجه به کیفیت روابط می‌توان گونه‌های مختلفی را برای آن قایل شد.
● ‌طبقه‌بندی عشق:
۱) عشق به خدا:
یا عشق دینی که در آن خدا به منزله برترین ارزش و مطلوب‌ترین خیر است.
۲) عشق‌های واقعی:
نخستین شرط خوشبختی در عشق این است که از آغاز بین شرکای عشق هماهنگی جسمی و روحی وجود داشته باشد. هنگامی که این هماهنگی وجود نداشته باشد حتمی است که عشق بیشتر از خوشبختی، موجب بدبختی ما خواهد شد.
۳) عشق‌های کاذب:
گاهی مواقع حس حقارت و خودبینی و خودخواهی افراد حتی به طور ناخودآگاه در قالب عشق و عواطف تجلی می‌کند و تنها این عشق‌های کاذب‌اند که درون‌شان پر از کینه و خودخواهی است.
۴) عشق افسانه‌ای:
حالتی است که «پاول هاک» آن را به درستی به عنوان یک تشخیص روان‌پزشکی در نظر می‌گیرد. حالتی که فرد در آن به ترویج روش‌هایی از عشق‌ورزی روی می‌آورد که هدف آن تسخیر معشوق است.
۵) عشق احساساتی:
اساس این نوع عشق در این حقیقت نهفته است که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در عالم واقع که مشهود و محسوس است. رایج‌ترین نوع این عشق را در کسانی می‌توان دید که از مصرف‌کنندگان فیلم‌های سینمایی، دوستداران داستان‌های عاشقانه مجلات و آوازهای عاشقانه هستند و به واسطه ی آنها، لذت می‌برند.
در زندگی جوامع امروزی که یکی از باز ماندن در خمیردندان می‌نالد، دیگری از افتادن موهای ریش دیگری در دستشویی شکوه می‌کند، حفظ عشق چقدر دشوار و حتی گاهی غیرممکن است!!!
در زندگی روزمره، در عادات فردی و در سلیقه‌های شخصی این نوع طرز برخوردها می‌تواند برای طرفین تنش و حتی کشمکش به ارمغان بیاورد و نه عشق رمانتیک.
برخی مولفان باور ندارند که عشق بتواند با گذشت زمان دوام داشته باشد، چون در زندگی، لحظه‌هایی پیش می‌آید که بین معشوق خیالی و معشوق واقعی جدایی می‌افتد و عاشق به تدریج از معشوق ناراضی می‌شود. این حالت الزاما به تغییر شکل معشوق مربوط نمی‌شود، بلکه احتمال زیاد دارد که از درک بهتر واقعیت معشوق نشات بگیرد.
با تمام این تعاریف و توصیف‌ها آیا می‌توان از عشق صحبت کرد و یا آن را مورد بررسی قرار داد؟؟؟
مولوی معتقد است که نمی‌توان به این مقوله دست یافت و اسرار آن را آشکار کرد.در نگنجد عشق در گفت و شنود
عشق دریایی‌ست، قعرش ناپدید
قطره‌های بحر را نتوان شمرد
هفت دریا پیش آن بحری‌ست خرد
«مثنوی، دفتر پنجم»
بنابراین عقل در مقام شرح عشق، عاجز است. اگر چه تفسیرهای عقل می‌تواند تا اندازه‌ای روشنگر باشد ولی عشق بی‌زبان، شفاف‌تر و گویاتر است.
گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بی‌زبان و روشن‌تر است
چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست، هم کاغذ درید
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
«مثنوی، دفتر اول»
اگر انسان عشق را داشته باشد ، می‌تواند آن را ببخشد و اگر آن را نداشته باشد، چیز دیگری برای بخشیدن ندارد.
انسان عاشق همواره در لحظه حال زندگی می‌کند و زیبایی در زمان زیستن را دوست دارد. عاشق بودن تنها یک احساس شدید نیست ، بلکه تصمیم است، قضاوت است، قول است. اگر عشق فقط یک احساس بود، دیگر پایداری این قول که همدیگر را تا ابد دوست خواهیم داشت مفهوم پیدا نمی‌کرد.

 

نــــور فاطــــمی , n0or
8

درود بر شما

ریحانه صابری , reyhaneh1900
ریحانه صابری - 14:51 1390/10/19
7
من فکر می کنم عشق واسه ماست
برای این که عاشق بشیم و به خدا برسیم

و برای ماست برای این که با به خدا رسیدن خدا رو عاشق خودمون کنیم. نمی دونم شاید این میونها و نرسیده به خدا هم خدا عاشق ما شده باشه.

شایدم اشتباه می کنم.

نــــور فاطــــمی , n0or
6
درود بر شما
نعمت  , nemo4
نعمت - 00:44 1390/10/17
5
سلام.

اولآ .سئوال یک مجهول اساسی داره بنام عشق که هرکس تعریفی ازش ...عشق چیست.؟
اگر به زبان ریاضی بخواهیم تصویری از عشق داشته باشیم.

تقریبآ شبیه تعریف تابع در ریاضیات می تونه باشه........f(x)=y

y تابعی برحسب متغیر x با ضابطه (رابطه) f

که دراین تعریف *رابطه(F) همان عشق باشد. x  یا متغیر معشوق. y  هم عاشق در به در سرگردان حیران.

حال معشوقه  شما کیست یا چیست.جواب پاسخ بحث میشه.
عشق هم  فرد به فرد یا به شئی ممکنه. هم فرد به خدا. وهم خدا به فرد.

معشوق تو کیست ؟ ...

   پرسید ز  من  کسی  ،  که  معشوق  تو کیست
     گفتم  که فلان کسی ست  ، مقصود  تو چیست

        بنشست   و  به  های   های  بر   من   بگریست

                  کز دست چنان کسی تو چون خواهی زیست ؟

.......

نــــور فاطــــمی , n0or
4

be_god__s_love_by_aheney.jpg

نــــور فاطــــمی , n0or
3

همچنان من منتظر نظری هستم

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.