| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
420
|
1754
|
91/3/12 (08:47)
|
|
||
|
|
832
|
2042
|
91/3/11 (22:02)
|
|
||
|
|
378
|
946
|
91/3/11 (16:20)
|
|
||
|
|
442
|
2058
|
91/3/2 (19:51)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
91/3/1 (23:06)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
91/3/1 (14:27)
|
|
||
|
|
228
|
232
|
91/2/28 (19:21)
|
|
||
|
|
55
|
81
|
91/2/9 (14:08)
|
|
||
|
|
158
|
851
|
91/1/25 (22:24)
|
|
||
|
|
112
|
619
|
90/12/22 (14:03)
|
|
||
|
|
0
|
37
|
90/11/17 (14:40)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
90/11/17 (13:58)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/17 (13:57)
|
|
||
|
|
184
|
353
|
90/11/9 (15:15)
|
|
||
|
|
78
|
305
|
90/10/20 (08:18)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/8/20 (23:48)
|
|
||
|
|
2
|
26
|
90/8/17 (08:30)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/10/6 (08:13)
|
|
||
|
|
8
|
32
|
91/2/29 (19:37)
|
|
||
|
|
63
|
179
|
91/1/24 (10:27)
|
|



برای یافتن پاسخها« اینجا »را کلیک کنید 


برای هر درس دو
برنده داریم (به قید قرعه)و یک هدیه به
اولین پاسخ دهنده
یک سؤال
در قرعه کشی شرکت داده می شود )
500
اگر چه پاسخ صحیح نباشد و اگر پاسخ؛ صحیح باشد در قرعه کشی هم شرکت داده می شود

دیگر علاقه مندان به مباحث اصول دین هم می توانند در مسابقه شرکت داشته باشند و از جوایز و مطالب مفید آن بهره مند شوند. 
"جواب سوالهای درس دوازدهم "
جواب 1 ) زیرا اولا در میان موجودات مادّى هم چیزهایى وجود دارد كه قابل درك حسى نیست چنانكه حواسّ ما از درك انوار ماوراءبنفش و مادون قرمز و امواج الكترومنیتیك و... عاجز است.ثانیاً ما بسیارى از حقایق را از غیر راه حواسّ ظاهرى، درك مىكنیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها پیدا مىكنیم با اینكه قابل درك حسّى نیستند. مثلاً از حالت ترس و محبت، یا اراده و تصمیم خودمان آگاه هستیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها داریم در صورتى كه این پدیده هاى روانى همانند خود روح، قابل درك حسّى نیستند و اساساً خود «ادراك» امرى غیرمادّى و نامحسوس است
جواب 2 ) اولا مبناى این شبهه، فرضیهاى است كه بعضى از جامعه شناسان، طرح كردهاند و هیچ دلیل علمى بر صحّت آن، وجود ندارد.ثانیاً در همین عصر، بسیارى از اندیشمندان بزرگ كه بیش از دیگران، از علل پدیده ها آگاه بوده و هستند اعتقاد جزمى و یقینى به وجود خداى حكیم داشته و دارند1. پس چنان نیست كه اعتقاد به وجود خدا، ناشى از ترس و جهل باشد.ثالثاً اگر ترس از پارهاى رویدادها یا نشناختن علل طبیعىِ پارهاى از پدیده ها موجب توجه به خدا گردد بدین معنى نخواهد بود كه خدا، زاییده ترس و جهل انسان است. چنانكه بسیارىاز انگیزه هاى روانى مانند لذت طلبى و شهرت طلبى و... موجب تلاشهاى علمى و فنى و فلسفى مىشود ولى زیانى به اعتبار آنها نمىزند.رابعاً اگر كسانى خدا را به عنوان پدیدآورنده پدیده هاى مجهول العلّه شناختهاند و حتى اگر با كشف علل طبیعىِ آنها از ایمانشان كاسته شده است باید آن را دلیل ضعف بینش و ایمان آنان دانست نه دلیل بى اعتبارى اعتقاد به خدا، زیرا حقیقت اینست كه علیّت خداى متعال نسبت به پدیده هاى جهان از سنخ تأثیر علتهاى طبیعى و در عرض آنها نیست بلكه علیّتى است فراگیر و در طول تأثر همه علتهاى مادّى و غیرمادّى1. و شناختن و نشناختن علل طبیعى، تأثیرى در اثبات و نفى آن ندارد.
جواب 3 ) شبهه دیگرى كه بعضى از اندیشمندان غربى، مطرح كردهاند اینست كه اگر اصل علیّت، داراى كلیّت باشد باید براى خدا هم علتى در نظر گرفت در صورتى كه فرض اینست كه او علت نخستین مىباشد و علتى ندارد. پس پذیرفتن خداى بى علت، نقض قانون علیّت و دلیل بر عدم كلّیّت آن است، و اگر كلّیّت آن را نپذیریم نمىتوانیم براى اثبات واجب الوجود، از این اصل، استفاده كنیم. زیرا ممكن است كسى بگوید كه اصل مادّه یا انرژى، خودبخود و بدون علت بوجود آمده و تحوّلات آن به پیدایش سایر پدیده ها انجامیده است
جواب 4 ) ثابت بودن مقدار مادّه و انرژى، مستلزم نفى پیدایش پدیده هاى جدید و افزایش و كاهش آنها نیست و پدیده هایى از قبیل روح و حیات و شعور و اراده و... از قبیل مادّه و انرژى نیستند تا افزایش و كاهش آنها منافاتى با قانون بقاء مادّه و انرژى داشته باشد.
جواب 5 ) فرضیه تكامل ـ علاوه بر اینكه هنوز هم از اعتبار علمىِ كافى، برخوردار نشده و از طرف بسیارى از دانشمندان بزرگ، مردود شناخته شده است ـ منافاتى با اعتقاد به خدا ندارد و حداكثر، نوعى علیّت اِعدادى را میان موجودات زنده، اثبات مىكند نه اینكه رابطه آنها را باخداى هستى بخش، نفى نماید. و شاهد آن اینست كه بسیارى از طرفداران همین فرضیه، معتقد به خداى آفریدگار براى جهان و انسان بوده و هستند.
"جواب سوالهای درس دوازدهم "
جواب 1 ) علاوه بر تثبیت موضع جهان بینىِ الهى، سستى و بى پایگى جهان بینى مادى نیز مستقیماً روشن گردد
جواب 2 ) الحاد و مادّیگرى، سابقهاى طولانى در تاریخ بشر دارد و علیرغم اینكه همواره در جوامع بشرى ـ تا آنجا كه شواهد تاریخى و دیرینهشناسى نشان مىدهد ـ اعتقاد به آفریدگار، وجود داشته است از زمانهاى قدیم، افراد یا گروههاى ملحد و منكر خدا هم یافت مىشده اند. ولى رواج بى دینى از قرن هجدهم میلادى در اروپا آغاز شد و اندك اندك به سایر مناطقِ جهان،سرایت كرد. این پدیده هر چند به صورت عكس العملى در برابر دستگاه كلیسا و بر ضدّ مسیحیّت، شروع شد اما موج آن، سایر ادیان و مذاهب را نیز در برگرفت و گرایش به بى دینى همراه با صنعت و هنر و تكنولوژى مغرب زمین به دیگر سرزمینها صادر گردید و در قرن اخیر، توأم با اندیشه هاى اجتماعى ـ اقتصادى ماركسیسم در بسیارى از كشورها شیوع یافت و بزرگترین آفت را براى انسانیت گدید آورد.
جواب 3 ) یعنى انگیزه هایى كه ممكن است براى بى دینى و گرایش به الحاد، در شخص وجود داشته باشد هر چند خودش از تأثیر آنها آگاه نباشد. و مهمترین آنها راحت طلبى و میل به بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت است.
جواب 4 ) یعنى اوضاع و احوال اجتماعىِ نامطلوبى كه در پارهاى از جوامع، پدید مىآید و متصدّیان امور دینى، نقشى در پیدایش یا گسترش آنها دارند. در چنین شرایطى بسیارى از مردم كه از نظر تفكر عقلانى، ضعیف هستند و نمىتوانند مسائل را به درستى تجزیه و تحلیل كنند و علل واقعى رویدادها را تشخیص دهند این نابسامانیها را به دلیل دخالت دینداران در وقوع آنها، به حساب مكتب و دین مىگذارند و چنین مىپندارند كه اعتقادات دینى، موجب پیدایش اینگونه اوضاع و احوال نامطلوب شده است و از اینروى، از دین و مذاهب بیزار مىشوند.
جواب 5 ) یعنى اوها و شبهاتى كه به ذهن شخص مىآید یا از دیگران مىشنود و در اثر ضعف نیروى تفكر و استدلال، قدرت بر دفع آنها را ندارد و كمابیش تحت تأثیر آنها قرار مىگیرد و دست كم، موجب تشویش و اضطراب ذهن، و مانع از حصول اطمینان و یقین مىگردد.این دسته از عوامل نیز به نوبه خود، قابل تقسیم به دسته هاى فرعى است مانند شبهات مبنى بر حس گرایى، شبهات ناشى از عقاید خرافى، شبهات ناشى از تبیینهاى نادرست و استدلالهاى ضعیف، شبهات مربوط به حوادث و رویدادهاى ناگوارى كه پنداشته مىشود خلاف حكمت و عدل الهى است، شبهات ناشى از فرضیّه هاى علمى كه مخالف با عقاید دینى، تلقى مىشود و شبهاتى كه مربوط به پارهاى از احكام و مقررات دینى به خصوص در زمینه مسائل حقوقى و سیاسى است.
جواب 6 ) گاهى دو یا چند عامل، مجموعاً موجب شك و تردید، یا انكار و الحاد مىشود چنانكه گاهى ناهنجاریهاى گوناگون روانى، زمینه را براى دامن زدن به شبهات و اوهام، فراهم مىكندو بیمارى روانىِ «وسواس فكرى» را پدید مىآورد و در نتیجه، شخص بیمار، به هیچ دلیل و برهانى قانع نمىشود چنانكه شخص مبتلى به وسواس در عمل، به صحّتِ كارى كه انجام مىدهد مطمئن نمىگردد و مثلاً دهها بار دستش را در آب فرو مىبرد و باز هم اطمینان به طهارت آن پیدا نمىكند با اینكه چه بسا از اول، طاهر بوده و نیازى به تطهیر نداشته است!
جواب 7 ) با توجه به تنوع و گونه گونىِ علل و عوامل انحراف، روشن مىشود كه مبارزه و برخورد با هر یك از آنها شیوه خاص و محل و شرایط ویژهاى را مىطلبد. مثلاً علل روانى و اخلاقى را باید بوسیله تربیت صحیح و توجه دادن به ضررهایى كه بر آنها مترتّب مىشود علاج كرد چنانكه در درس دوم و سوم، ضرورت پى جویى دین و ضرر بى تفاوتى نسبت به آن را بیان كردیم.همچنین براى جلوگیرى از تأثیر سوء عوامل اجتماعى ـ علاوه بر جلوگیرى عملى از بروز چنین عواملى مىبایست فرق بین نادرستى دین با نادرستى رفتار دینداران را روشن ساخت. ولى بهرحال، توجه به تأثیر عوامل روانى و اجتماعى، دست كم این فایده را دارد كه شخص، كمتر به صورت ناخودآگاه، تحت تأثیر آنها واقع شود.نیز براى جلوگیرى از تأثیرات سوء عوامل فكرى باید شیوه هاى متناسبى را اتّخاذ كرد و از جمله، عقاید خرافى را از عقاید صحیح، تفكیك كرد، و از بكار گرفتن استدلالات ضعیف و غیرمنطقى براى اثبات عقاید دینى، اجتناب ورزید و نیز باید روشن كرد كه ضعف دلیل، نشانه نادرستى مدّعا نیست و...