userinfo close

  ,

نماز


prayer

تاسیس: 6 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مسیر الهی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
420
1754
91/3/12 (08:47)
832
2042
91/3/11 (22:02)
378
946
91/3/11 (16:20)
442
2058
91/3/2 (19:51)
1
3
91/3/1 (23:06)
1
12
91/3/1 (14:27)
228
232
91/2/28 (19:21)
55
81
91/2/9 (14:08)
158
851
91/1/25 (22:24)
112
619
90/12/22 (14:03)
0
37
90/11/17 (14:40)
0
24
90/11/17 (13:58)
0
15
90/11/17 (13:57)
184
353
90/11/9 (15:15)
78
305
90/10/20 (08:18)
0
7
90/8/20 (23:48)
2
26
90/8/17 (08:30)
0
9
90/10/6 (08:13)
8
32
91/2/29 (19:37)
63
179
91/1/24 (10:27)

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 00:46 1390/08/2

مسابقه ی اصول دین با جایزه و اجر معنوی

      
    بسم الله الرحمن الرحیم


       http://islamahmadia.com/sites/default/files/surah-al-ikhlas.jpg                           http://www.parsiblog.com/photoalbum/adleelahi/adleelahi.gif 

      
        http://img.tebyan.net/big/1390/05/45185171842051642273512452192432171364513.jpg                             http://up.alamto.com/morteza/img/ghadir-sms.jpg


        http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/farvardin/09/20612.jpg                            http://img.tebyan.net/big/1389/03/149171144197201177391582342019759130219114150.jpg

                                                                                           
        http://img.tebyan.net/big/1387/07/57209135231011433140190249349125531191129.jpg                            http://a66gh.persiangig.com/hamid/26.gif


« بعضی از اهل تسنن عقیده دارند اصول دین سه تاست ( توحید، نبوت، معاد ) و شیعیان اعتقاد دارند که پنج تاست ( توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد ) اما ظاهرا اعتقاد واقعی به سه تای اول و پنج تای دوم به یکدیگر بر می گردد.

 در این مسابقه، سؤالات یک درس از کتاب آموزش عقائد آیة الله مصباح یزدی http://www.aftabnews.ir/images/docs/000100/n00100519-b.jpg
مطرح می شود پاسح دهنده ی صحیح به یک سؤال در قرعه کشی شرکت داده می شود


سؤالات « درس سیزدهم »:

« 1- حسّ گرایى و انكار امور نامحسوس، چه اشكالاتى دارد؟
2- چه اشكالاتى بر فرضیه بعضى از جامعه شناسان، وارد است كه منشأ اعتقاد به وجود خدا را ترس و جهل بشر پنداشته اند؟
3- آیا اعتقاد به وجود خدا منافاتى با كلّیّت اصل علیّت دارد؟ چرا؟
4- آیا قانون بقاء مادّه و انرژى، منافاتى با اعتقاد به آفریدگار جهان دارد؟ چرا؟
5- آیا فرضیه تكامل، اعتقاد به وجود خدا را ابطال كرده است؟ چرا؟
»


برای یافتن پاسخها« اینجا »را کلیک کنید


هدیه ی هر درس :

برای هر درس  دو برنده داریم (به قید قرعهیک هدیه به
اولین پاسخ دهنده

  ( پاسخ دهنده ی صحیح به

یک سؤال

در قرعه کشی شرکت داده می شود )

هدیه ی هر برنده:
2000 کروب


دو نکته ی قابل توجه
الف: زمان اعلام پاسخهای صحیح و برنده ها ، یک هفته پس از اولین پاسخ 

ب: هدیه ی اولین پاسخ دهنده ،
کوروب500  اگر چه پاسخ صحیح نباشد و اگر پاسخ؛ صحیح باشد در قرعه کشی هم شرکت داده می شود



  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
میلاد تهرانی محب امام هادی علیه السلام , milad_1974
112
نقل قول از : عبد الله

اطلاعیه:
با تشکر از شرکت کنندگان در مسابقه اصول دین
به اطلاع شرکت کنندگان و علاقه مندان مسابقه اصول دین می رسانم که این مسابقه تا اطلاع بعدی تعطیل می باشد.
انشاءالله که همه در التزام به اصول دین موفق باشیم.



سلام علیكم

خدا قوت

برنامه جالب و زیبایی داشتید

ان شاء الله مورد قبول حضرت حق واقع شده باشد

در انتظار فعال شدن مجدد آن هستیم

پاینده باشید و سرافراز
منصوره مرگان ازغدی , m_morgan
111
سلام
یکی از دوستان برای کلوب نماز پوسته زدن.


این بنر بالا پوسته
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/93569258603016883605.jpg

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/93569258603016883605.jpg

اینم بنر پایین پوسته
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/16076666658544160476.jpg
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/16076666658544160476.jpg

لطفا یکی از معاونان که اختیار دارن یا مدیر محترم زحمتش رو بکشند.

عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 23:56 1390/12/17
110
اطلاعیه:
با تشکر از شرکت کنندگان در مسابقه اصول دین
به اطلاع شرکت کنندگان و علاقه مندان مسابقه اصول دین می رسانم که این مسابقه تا اطلاع بعدی تعطیل می باشد.
انشاءالله که همه در التزام به اصول دین موفق باشیم.


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 23:49 1390/12/17
109
دو  شرکت کننده و برنده به همراه هدیه ی اولین پاسخ « درس سیزدهم» (بدون قرعه کشی)


میلاد تهرانی , milad_1974کوروب2،500                                         ساره م , sareh136713681356کوروب2,000



عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 23:21 1390/12/17
108
سؤالات و پاسخهای درس سیزدهم:

1- حسّ گرایى و انكار امور نامحسوس، چه اشكالاتى دارد؟

2- چه اشكالاتى بر فرضیه بعضى از جامعه شناسان، وارد است كه منشأ اعتقاد به وجود خدا را ترس و جهل بشر پنداشته اند؟

3- آیا اعتقاد به وجود خدا منافاتى با كلّیّت اصل علیّت دارد؟ چرا؟

4- آیا قانون بقاء مادّه و انرژى، منافاتى با اعتقاد به آفریدگار جهان دارد؟ چرا؟

5- آیا فرضیه تكامل، اعتقاد به وجود خدا را ابطال كرده است؟ چرا؟

پاسخها:

پاسخ1:
ادراكات حسّى، در اثر ارتباط اندامهاى بدن با اجسام و جسمانیّات، حاصل مى‌شود و هر كدام از حواس ما نوعى از پدیده هاى مادّى و متناسب با خودش را در شرایط معیّنى درك مى‌كند و همانگونه كه نمى‌توان توقّع داشت كه چشم، صداها را درك كند یا گوش، رنگها را ببیند نباید انتظار داشت كه مجموع حواسّ ما هم همه موجودات را درك كند. زیرا اولا در میان موجودات مادّى هم چیزهایى وجود دارد كه قابل درك حسى نیست چنانكه حواسّ ما از درك انوار ماوراءبنفش و مادون قرمز و امواج الكترومنیتیك و... عاجز است. ثانیاً ما بسیارى از حقایق را از غیر راه حواسّ ظاهرى، درك مى‌كنیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها پیدا مى‌كنیم با اینكه قابل درك حسّى نیستند. مثلاً از حالت ترس و محبت، یا اراده و تصمیم خودمان آگاه هستیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها داریم در صورتى كه این پدیده هاى روانى همانند خود روح، قابل درك حسّى نیستند و اساساً خود «ادراك» امرى غیرمادّى و نامحسوس است. پس درك نشدن چیزى بوسیله اندامهاى حسّى، نه تنها دلیلى بر عدم وجود آن نیست بلكه حتى نباید موجب استبعاد هم بشود.

پاسخ2:
اولا مبناى این شبهه، فرضیه‌اى است كه بعضى از جامعه شناسان، طرح كرده‌اند و هیچ دلیل علمى بر صحّت آن، وجود ندارد.
ثانیاً در همین عصر، بسیارى از اندیشمندان بزرگ كه بیش از دیگران، از علل پدیده ها آگاه بوده و هستند اعتقاد جزمى و یقینى به وجود خداى حكیم داشته و دارند. پس چنان نیست كه اعتقاد به وجود خدا، ناشى از ترس و جهل باشد.
ثالثاً اگر ترس از پاره‌اى رویدادها یا نشناختن علل طبیعىِ پاره‌اى از پدیده ها موجب توجه به خدا گردد بدین معنى نخواهد بود كه خدا، زاییده ترس و جهل انسان است. چنانكه بسیارى از انگیزه هاى روانى مانند لذت طلبى و شهرت طلبى و... موجب تلاشهاى علمى و فنى و فلسفى مى‌شود ولى زیانى به اعتبار آنها نمى‌زند.
رابعاً اگر كسانى خدا را به عنوان پدیدآورنده پدیده هاى مجهول العلّه شناخته‌اند و حتى اگر با كشف علل طبیعىِ آنها از ایمانشان كاسته شده است باید آن را دلیل ضعف بینش و ایمان آنان دانست نه دلیل بى اعتبارى اعتقاد به خدا، زیرا حقیقت اینست كه علیّت خداى متعال نسبت به پدیده هاى جهان از سنخ تأثیر علتهاى طبیعى و در عرض آنها نیست بلكه علیّتى است فراگیر و در طول تأثر همه علتهاى مادّى و غیرمادّى. و شناختن و نشناختن علل طبیعى، تأثیرى در اثبات و نفى آن ندارد.

پاسخ3:
خیر،‌ زیرا این شبهه در اثر تفسیر نادرست براى اصل علیّت، پدید آمده است. یعنى چنین پنداشته‌اند كه مفاد اصل مزبور اینست كه «هر چیزى احتیاج به علت دارد» در صورتى كه تعبیر صحیح آن اینست كه «هر ممكن الوجود یا هر موجود وابسته و نیازمندى احتیاج به علت دارد» و این قاعده‌اى است كلى و ضرورى و استثناءناپذیر. اما فرض اینكه اصل مادّه یا انرژى بدون علت، پدید آمده و تحوّلات آن، موجب پیدایش پدیده هاى جهان شده است اشكالات زیادى دارد

پاسخ4:
خیر، همیشگى بودن و ثابت بودن مقدار مجموع مادّه و انرژى، به معناى بى نیازى از آفریننده نیست بلكه هر قدر عمر جهان، طولانى‌تر باشد نیاز بیشترى به آفریدگار خواهد داشت زیرا ملاك احتیاج معلول به علت، امكان و وابستگى ذاتىِ آن است نه حدوث و محدودیّت زمانى آن.
به دیگر سخن: مادّه و انرژى علت مادى جهان را تشكیل مى‌دهند نه علت فاعلى آن را، و خودشان نیز محتاج به علت فاعلى هستند.

پاسخ5:
خیر،‌ فرضیه تكامل ـ علاوه بر اینكه هنوز هم از اعتبار علمىِ كافى، برخوردار نشده و از طرف بسیارى از دانشمندان بزرگ، مردود شناخته شده است ـ منافاتى با اعتقاد به خدا ندارد و حداكثر، نوعى علیّت اِعدادى را میان موجودات زنده، اثبات مى‌كند نه اینكه رابطه آنها را با خداى هستى بخش، نفى نماید. و شاهد آن اینست كه بسیارى از طرفداران همین فرضیه، معتقد به خداى آفریدگار براى جهان و انسان بوده و هستند.


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 11:40 1390/12/14
107
با توجه به زمان اولین پاسخ، و طبق روال، زمان اعلام قرعه کشی و پاسخها انشاء الله چهار شنبه 17 اسفند ماه می باشد .
16.gif دیگر علاقه مندان به مباحث اصول دین هم می توانند در مسابقه شرکت داشته باشند و از جوایز و مطالب مفید آن بهره مند شوند. 16.gif
قابل ذکر است که برای شرکت در قرعه کشی، پاسخ صحیح به یک سؤال هم کافی است.


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 11:39 1390/12/14
106
با تشکر از شما خانم ساره م
لطفا در پاسخ خود، « دوازدهم » را تصحیح به « سیزدهم » بفرمایید .



ساره م , sareh136713681356
ساره م - 09:40 1390/12/13
105

 

 

"جواب سوالهای درس دوازدهم "

جواب 1 )  زیرا اولا در میان موجودات مادّى هم چیزهایى وجود دارد كه قابل درك حسى نیست چنانكه حواسّ ما از درك انوار ماوراءبنفش و مادون قرمز و امواج الكترومنیتیك و... عاجز است.ثانیاً ما بسیارى از حقایق را از غیر راه حواسّ ظاهرى، درك مى‌كنیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها پیدا مى‌كنیم با اینكه قابل درك حسّى نیستند. مثلاً از حالت ترس و محبت، یا اراده و تصمیم خودمان آگاه هستیم و اعتقاد یقینى به وجود آنها داریم در صورتى كه این پدیده هاى روانى همانند خود روح، قابل درك حسّى نیستند و اساساً خود «ادراك» امرى غیرمادّى و نامحسوس است

جواب 2 )  اولا مبناى این شبهه، فرضیه‌اى است كه بعضى از جامعه شناسان، طرح كرده‌اند و هیچ دلیل علمى بر صحّت آن، وجود ندارد.ثانیاً در همین عصر، بسیارى از اندیشمندان بزرگ كه بیش از دیگران، از علل پدیده ها آگاه بوده و هستند اعتقاد جزمى و یقینى به وجود خداى حكیم داشته و دارند1. پس چنان نیست كه اعتقاد به وجود خدا، ناشى از ترس و جهل باشد.ثالثاً اگر ترس از پاره‌اى رویدادها یا نشناختن علل طبیعىِ پاره‌اى از پدیده ها موجب توجه به خدا گردد بدین معنى نخواهد بود كه خدا، زاییده ترس و جهل انسان است. چنانكه بسیارىاز انگیزه هاى روانى مانند لذت طلبى و شهرت طلبى و... موجب تلاشهاى علمى و فنى و فلسفى مى‌شود ولى زیانى به اعتبار آنها نمى‌زند.رابعاً اگر كسانى خدا را به عنوان پدیدآورنده پدیده هاى مجهول العلّه شناخته‌اند و حتى اگر با كشف علل طبیعىِ آنها از ایمانشان كاسته شده است باید آن را دلیل ضعف بینش و ایمان آنان دانست نه دلیل بى اعتبارى اعتقاد به خدا، زیرا حقیقت اینست كه علیّت خداى متعال نسبت به پدیده هاى جهان از سنخ تأثیر علتهاى طبیعى و در عرض آنها نیست بلكه علیّتى است فراگیر و در طول تأثر همه علتهاى مادّى و غیرمادّى1. و شناختن و نشناختن علل طبیعى، تأثیرى در اثبات و نفى آن ندارد.

جواب 3 )  شبهه دیگرى كه بعضى از اندیشمندان غربى، مطرح كرده‌اند اینست كه اگر اصل علیّت، داراى كلیّت باشد باید براى خدا هم علتى در نظر گرفت در صورتى كه فرض اینست كه او علت نخستین مى‌باشد و علتى ندارد. پس پذیرفتن خداى بى علت، نقض قانون علیّت و دلیل بر عدم كلّیّت آن است، و اگر كلّیّت آن را نپذیریم نمى‌توانیم براى اثبات واجب الوجود، از این اصل، استفاده كنیم. زیرا ممكن است كسى بگوید كه اصل مادّه یا انرژى، خودبخود و بدون علت بوجود آمده و تحوّلات آن به پیدایش سایر پدیده ها انجامیده است

جواب 4 )  ثابت بودن مقدار مادّه و انرژى، مستلزم نفى پیدایش پدیده هاى جدید و افزایش و كاهش آنها نیست و پدیده هایى از قبیل روح و حیات و شعور و اراده و... از قبیل مادّه و انرژى نیستند تا افزایش و كاهش آنها منافاتى با قانون بقاء مادّه و انرژى داشته باشد.

جواب 5 )  فرضیه تكامل ـ علاوه بر اینكه هنوز هم از اعتبار علمىِ كافى، برخوردار نشده و از طرف بسیارى از دانشمندان بزرگ، مردود شناخته شده است ـ منافاتى با اعتقاد به خدا ندارد و حداكثر، نوعى علیّت اِعدادى را میان موجودات زنده، اثبات مى‌كند نه اینكه رابطه آنها را باخداى هستى بخش، نفى نماید. و شاهد آن اینست كه بسیارى از طرفداران همین فرضیه، معتقد به خداى آفریدگار براى جهان و انسان بوده و هستند.

 

 

میلاد تهرانی محب امام هادی علیه السلام , milad_1974
104
پاسخ های درس سیزدهم :

1- ادراكات حسى در اثر ارتباط اندام هاى بدن با اجسام و جسمانیات حاصل مى‌ شود، هر كدام از حواس ما نوعى از پدیده هاى

مادّى و متناسب با خودش را در شرایط معیّنى درك مى‌كند؛ همانگونه كه نمى‌توان توقّع داشت كه چشم صداها را درك كند یا گوش

رنگ ها را ببیند نباید انتظار داشت مجموع حواس ما هم همه موجودات را درك كند زیرا اولا در میان موجودات مادى هم چیزهایى

 وجود دارد كه قابل درك حسى نیست چنانكه حواس ما از درك انوار ماوراء بنفش و مادون قرمز و امواج الكترومنیتیك و... عاجز

است.ثانیاً ما بسیارى از حقایق را از غیر راه حواس ظاهرى درك مى‌كنیم و اعتقاد یقینى به وجود آن ها پیدا مى‌كنیم با این كه قابل

درك حسى نیستند. مثل از حالت ترس و محبت یا اراده و تصمیم خودمان آگاه هستیم و اعتقاد یقینى به وجود آن ها داریم در

صورتى كه این پدیده هاى روانى همانند خود روح قابل درك حسى نیستند و اساساً خود ادراك امرى غیرمادى و نامحسوس است.

پس درك نشدن چیزى بوسیله اندام هاى حسى نه تنها دلیلى بر عدم وجود آن نیست بلكه حتى نباید موجب استبعاد هم بشود.

2- خیر ؛ اول اینكه مبناى این شبهه فرضیه‌اى است كه بعضى از جامعه شناسان طرح كرده‌اند و هیچ دلیل علمى بر صحت آن وجود

ندارد.در ثانی در همین عصر بسیارى از اندیشمندان بزرگ كه بیش از دیگران از علل پدیده ها آگاه بوده و هستند اعتقاد جزمى و

یقینى به وجود خداى حكیم داشته و دارند پس چنان نیست كه اعتقاد به وجود خدا ناشى از ترس و جهل باشد. سوم آنكه اگر ترس

از پاره‌اى رویدادها یا نشناختن علل طبیعىِ پاره‌اى از پدیده ها موجب توجه به خدا گردد بدین معنى نخواهد بود كه خدا زاییده ترس و

جهل انسان است. چنان كه بسیارى از انگیزه هاى روانى مانند لذت طلبى و شهرت طلبى و... موجب تلاش هاى علمى و فنى

و فلسفى مى‌ شود ولى زیانى به اعتبار آن ها نمى‌زند. در آخر اینكهاگر كسانى خدا را به عنوان پدیدآورنده پدیده هاى مجهول العلّه

شناخته‌اند و حتى اگر با كشف علل طبیعىِ آن ها از ایمانشان كاسته شده است باید آن را دلیل ضعف بینش و ایمان آنان دانست

نه دلیل بى اعتبارى اعتقاد به خدا زیرا حقیقت اینست كه علیّت خداى متعال نسبت به پدیده هاى جهان از سنخ تأثیر علت هاى

طبیعى و در عرض آن ها نیست بلكه علیّتى است فراگیر و در طول تأثر همه علت هاى مادّى و غیرمادّى و شناختن و نشناختن

علل طبیعى تأثیرى در اثبات و نفى آن ندارد.

3- خیر ؛ این شبهه در اثر تفسیر نادرست براى اصل علیّت پدید آمده است. یعنى چنین پنداشته‌اند كه مفاد اصل مزبور اینست كه

«هر چیزى احتیاج به علت دارد» در صورتى كه تعبیر صحیح آن اینست كه «هر ممكن الوجود یا هر موجود وابسته و نیازمندى احتیاج

به علت دارد» و این قاعده‌اى است كلى و ضرورى و استثناءناپذیر. اما فرض اینكه اصل ماده یا انرژى بدون علت پدید آمده و تحولات

آن موجب پیدایش پدیده هاى جهان شده است اشكالات زیادى دارد.

4- اول اینكه قانون بقاء مادّه و انرژى به عنوان یك قانون علمى و تجربى تنها در مورد پدیده هاى قابل تجزیه معتبر است و نمى‌ توان

براساس آن این مسأله فلسفى را حل كرد كه آیا ماده و انرژى ازلى و ابدى است یا نه؟ دوم آنكه همیشگى بودن و ثابت بودن مقدار

مجموع مادّه و انرژى به معناى بى نیازى از آفریننده نیست بلكه هر قدر عمر جهان طولانى‌ تر باشد نیاز بیشترى به آفریدگار خواهد

داشت زیرا ملاك احتیاج معلول به علت امكان و وابستگى ذاتىِ آن است نه حدوث و محدودیّت زمانى آن. به دیگر سخن مادّه و انرژى

علت مادى جهان را تشكیل مى‌ دهند نه علت فاعلى آن را و خودشان نیز محتاج به علت فاعلى هستند. دلیل سوم ؛ ثابت بودن

مقدار مادّه و انرژى مستلزم نفى پیدایش پدیده هاى جدید و افزایش و كاهش آن ها نیست و پدیده هایى از قبیل روح و حیات و

شعور و اراده و... از قبیل مادّه و انرژى نیستند تا افزایش و كاهش آن ها منافاتى با قانون بقاء مادّه و انرژى داشته باشد.

5- خیر ؛ فرضیه تكامل علاوه بر اینكه هنوز هم از اعتبار علمىِ كافى برخوردار نشده و از طرف بسیارى از دانشمندان بزرگ مردود

شناخته شده است، منافاتى با اعتقاد به خدا ندارد و حداكثر نوعى علیت اعدادى را میان موجودات زنده اثبات مى‌كند نه اینكه رابطه

آن ها را با خداى هستى بخش نفى نماید و شاهد آن اینست كه بسیارى از طرفداران همین فرضیه معتقد به خداى آفریدگار براى

جهان و انسان بوده و هستند.
عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 21:27 1390/12/9
103
دو  شرکت کننده و برنده به همراه هدیه ی اولین پاسخ « درس دوازدهم» (بدون قرعه کشی)


ساره م , sareh136713681356 کوروب2،500                                       میلاد تهرانی , milad_1974  کوروب2,000


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 21:19 1390/12/9
102
سؤالات و پاسخهای درس دوازدهم:

1- نقد و بررسى جهان بینى مادّى چه فایده‌اى دارد؟

2- چگونه گرایش الحادى در قرنهاى اخیر، گسترش یافت؟

3- علل روانى انحراف از دین را بیان كنید؟

4- علل اجتماعى این پدیده را شرح دهید.

5- علل فكرى و شاخه هاى آن را بیان كنید.

6- وسواس فكرى چگونه پدید مى‌آید؟

7- راه مبارزه با علل انحراف چیست؟

پاسخها:

 پاسخ1:
با نقد و بررسى جهان بینى مادّى علاوه بر تثبیت موضع جهان بینىِ الهى، سستى و بى پایگى جهان بینى مادى نیز مستقیماً روشن گردد.

 پاسخ2:
الحاد و مادّیگرى، سابقه‌اى طولانى در تاریخ بشر دارد و علیرغم اینكه همواره در جوامع بشرى ـ تا آنجا كه شواهد تاریخى و دیرینه‌شناسى نشان مى‌دهد ـ اعتقاد به آفریدگار، وجود داشته است از زمانهاى قدیم، افراد یا گروههاى ملحد و منكر خدا هم یافت مى‌شده اند. ولى رواج بى دینى از قرن هجدهم میلادى در اروپا آغاز شد و اندك اندك به سایر مناطقِ جهان، سرایت كرد.این پدیده هر چند به صورت عكس العملى در برابر دستگاه كلیسا و بر ضدّ مسیحیّت، شروع شد اما موج آن، سایر ادیان و مذاهب را نیز در برگرفت و گرایش به بى دینى همراه با صنعت و هنر و تكنولوژى مغرب زمین به دیگر سرزمینها صادر گردید و در قرن اخیر، توأم با اندیشه هاى اجتماعى ـ اقتصادى ماركسیسم در بسیارى از كشورها شیوع یافت و بزرگترین آفت را براى انسانیت پدید آورد.

 پاسخ3:
یعنى انگیزه هایى كه ممكن است براى بى دینى و گرایش به الحاد، در شخص وجود داشته باشد هر چند خودش از تأثیر آنها آگاه نباشد. و مهمترین آنها راحت طلبى و میل به بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت است. یعنى از یك سوى، زحمت تحقیق و پژوهش ـ به خصوص درباره امورى كه لذت مادّى و محسوسى ندارد ـ مانع از این مى‌شود كه افراد تنبل و راحت طلب و دون همت، درصدد تحقیق برآیند، و از سوى دیگر، میل به آزادى حیوانى و بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت و محدودیت، آنان را از گرایش به جهان بینى الهى، باز مى‌دارد. زیرا پذیرفتن بینش الهى و اعتقاد به آفریدگار حكیم، ریشه یك سلسله اعتقادات دیگر را تشكیل مى‌دهد كه لازمه آنها مسئولیّت انسان در همه رفتارهاى اختیارى است، و چنین مسئولیّتى اقتضاء دارد كه در بسیارى از موارد، از خواسته هاى خودش چشم پوشى كند و محدودیتهایى را بپذیرد، و پذیرفتن این محدودیتها با میل به بى بند و بارى، سازگار نیست. از اینروى، این میل حیوانى، هر چند به صورت ناخودآگاه، موجب مى‌شود كه ریشه این مسئولیتها را بزند و اساساً وجود خداى متعال را انكار كند. عوامل روانى دیگرى نیز در گرایش به بى دینى مؤثر است كه به دنبال سایر عوامل ظاهر مى‌گردد.

 پاسخ4:
یعنى اوضاع و احوال اجتماعىِ نامطلوبى كه در پاره‌اى از جوامع، پدید مى‌آید و متصدّیان امور دینى، نقشى در پیدایش یا گسترش آنها دارند. در چنین شرایطى بسیارى از مردم كه از نظر تفكر عقلانى، ضعیف هستند و نمى‌توانند مسائل را به درستى تجزیه و تحلیل كنند و علل واقعى رویدادها را تشخیص دهند این نابسامانیها را به دلیل دخالت دینداران در وقوع آنها، به حساب مكتب و دین مى‌گذارند و چنین مى‌پندارند كه اعتقادات دینى، موجب پیدایش اینگونه اوضاع و احوال نامطلوب شده است و از اینروى، از دین و مذاهب بیزار مى‌شوند. نمونه هاى بارز این دسته از علل و عوامل را مى‌توان در اوضاع اجتماعى اروپا در عهد رنسانس ملاحظه كرد كه رفتارهاى ناشایست كلیسائیان در زمینه هاى مذهبى و حقوقى و سیاسى عامل مهمى براى بیزارى مردم از مسیحیّت و بطور كلى از دین و دیندارى گردید.

 پاسخ5:
یعنى اوهام و شبهاتى كه به ذهن شخص مى‌آید یا از دیگران مى‌شنود و در اثر ضعف نیروى تفكر و استدلال، قدرت بر دفع آنها را ندارد و كمابیش تحت تأثیر آنها قرار مى‌گیرد و دست كم، موجب تشویش و اضطراب ذهن، و مانع از حصول اطمینان و یقین مى‌گردد.این دسته از عوامل نیز به نوبه خود، قابل تقسیم به دسته هاى فرعى است مانند شبهات مبنى بر حس گرایى، شبهات ناشى از عقاید خرافى، شبهات ناشى از تبیینهاى نادرست و استدلالهاى ضعیف، شبهات مربوط به حوادث و رویدادهاى ناگوارى كه پنداشته مى‌شود خلاف حكمت و عدل الهى است، شبهات ناشى از فرضیّه هاى علمى كه مخالف با عقاید دینى، تلقى مى‌شود و شبهاتى كه مربوط به پاره‌اى از احكام و مقررات دینى به خصوص در زمینه مسائل حقوقى و سیاسى است.

 پاسخ6:
گاهى دو یا چند عامل، مجموعاً موجب شك و تردید، یا انكار و الحاد مى‌شود چنانكه گاهى ناهنجاریهاى گوناگون روانى، زمینه را براى دامن زدن به شبهات و اوهام، فراهم مى‌كند و بیمارى روانىِ «وسواس فكرى» را پدید مى‌آورد و در نتیجه، شخص بیمار، به هیچ دلیل و برهانى قانع نمى‌شود چنانكه شخص مبتلى به وسواس در عمل، به صحّتِ كارى كه انجام مى‌دهد مطمئن نمى‌گردد و مثلاً دهها بار دستش را در آب فرو مى‌برد و باز هم اطمینان به طهارت آن پیدا نمى‌كند با اینكه چه بسا از اول، طاهر بوده و نیازى به تطهیر نداشته است!

 پاسخ7:
با توجه به تنوع و گونه گونىِ علل و عوامل انحراف، روشن مى‌شود كه مبارزه و برخورد با هر یك از آنها شیوه خاص و محل و شرایط ویژه‌اى را مى‌طلبد. مثلاً علل روانى و اخلاقى را باید بوسیله تربیت صحیح و توجه دادن به ضررهایى كه بر آنها مترتّب مى‌شود علاج كرد چنانكه در درس دوم و سوم، ضرورت پى جویى دین و ضرر بى تفاوتى نسبت به آن را بیان كردیم. همچنین براى جلوگیرى از تأثیر سوء عوامل اجتماعى ـ علاوه بر جلوگیرى عملى از بروز چنین عواملى مى‌بایست فرق بین نادرستى دین با نادرستى رفتار دینداران را روشن ساخت. ولى بهرحال، توجه به تأثیر عوامل روانى و اجتماعى، دست كم این فایده را دارد كه شخص، كمتر به صورت ناخودآگاه، تحت تأثیر آنها واقع شود. نیز براى جلوگیرى از تأثیرات سوء عوامل فكرى باید شیوه هاى متناسبى را اتّخاذ كرد و از جمله، عقاید خرافى را از عقاید صحیح، تفكیك كرد، و از بكار گرفتن استدلالات ضعیف و غیرمنطقى براى اثبات عقاید دینى، اجتناب ورزید و نیز باید روشن كرد كه ضعف دلیل، نشانه نادرستى مدّعا نیست و... بدیهى است بررسى همه علل و عوامل انحراف، و بیان روش مناسب براى مبارزه با هر یك از آنها مناسب این مبحث نیست. از اینروى، تنها به ذكر پاره‌اى از علل فكرىِ گرایش به الحاد و پاسخ به شبهات مربوط به آنها بسنده خواهیم كرد.


عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 00:18 1390/12/7
101
با عرض سلام
عرض می شود که با توجه به زمان اولین پاسخ، و طبق روال، زمان اعلام قرعه کشی و پاسخها انشاء الله سه شنبه 9 اسفند ماه می باشد و حدود سه روز باقی است.
دیگر علاقه مندان به مباحث اصول دین هم می توانند در مسابقه شرکت داشته باشند و از جوایز و مطالب مفید آن بهره مند شوند.


میلاد تهرانی محب امام هادی علیه السلام , milad_1974
100
پاسخ های درس دوازدهم :

1- تثبیت موضع جهان بینىِ الهى، سستى و  بى پایگى جهان بینى مادى مستقیماً روشن می گردد.

2- گرایش الحادی در قرن اخیر توأم با اندیشه هاى اجتماعى اقتصادى ماركسیسم در بسیارى از كشورها شیوع یافته و بزرگترین آفت را براى انسانیت پدید آورده است. علل و عواملى كه موجب پیدایش یا رشد گسترش این پدیده انحرافى شده فراوان است. به طور كلى مى‌توان از سه دسته علل روانى،علل اجتماعى،علل فكرىیاد كرد.

3- انگیزه هایى كه ممكن است براى بى دینى و گرایش به الحاد در شخص وجود داشته باشد، هر چند خودش از تأثیر آنها آگاه نباشد. مهمترین آنها راحت طلبى و میل به بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت است. از یك سوى زحمت تحقیق و پژوهش به خصوص درباره امورى كه لذت مادّى و محسوسى ندارد مانع از این مى‌شود كه افراد تنبل و راحت طلب و دون همت درصدد تحقیق برآیند و از سوى دیگر میل به آزادى حیوانى و بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت و محدودیت آنان را از گرایش به جهان بینى الهى باز مى‌دارد. زیرا پذیرفتن بینش الهى و اعتقاد به آفریدگار حكیم ریشه یك سلسله اعتقادات دیگر را تشكیل مى‌دهد كه لازمه آن ها مسئولیّت انسان در همه رفتارهاى اختیارى است و چنین مسئولیّتى اقتضاء دارد كه در بسیارى از موارد از خواسته هاى خودش چشم پوشى كند و محدودیت هایى را بپذیرد و پذیرفتن این محدودیتها با میل به بى بند و بارى سازگار نیست. از این روى این میل حیوانى هر چند به صورت ناخودآگاه موجب مى‌شود كه ریشه این مسئولیت ها را بزند و اساساً وجود خداى متعال را انكار كند. عوامل روانى دیگرى نیز در گرایش به بى دینى مؤثر است كه به دنبال سایر عوامل ظاهر مى‌گردد.

4- اوضاع و احوال اجتماعىِ نامطلوبى كه در پاره‌اى از جوامع پدید مى‌آید و متصدّیان امور دینى نقشى در پیدایش یا گسترش آن ها دارند. در چنین شرایطى بسیارى از مردم كه از نظر تفكر عقلانى ضعیف هستند و نمى‌توانند مسائل را به درستى تجزیه و تحلیل كنند و علل واقعى رویدادها را تشخیص دهند، این نابسامانی ها را به دلیل دخالت دینداران در وقوع آن ها به حساب مكتب و دین مى‌گذارند و چنین مى‌پندارند كه اعتقادات دینى موجب پیدایش این گونه اوضاع و احوال نامطلوب شده و از این روى از دین و مذاهب بیزار مى‌شوند.نمونه هاى بارز این دسته از علل و عوامل را مى‌توان در اوضاع اجتماعى اروپا در عهد رنسانس ملاحظه كرد كه رفتارهاى ناشایست كلیسائیان در زمینه هاى مذهبى و حقوقى و سیاسى عامل مهمى براى بیزارى مردم از مسیحیّت و بطور كلى از دین و دیندارى گردید. توجه به تأثیر این دسته از عوامل براى همه دست اندركاران امور دینى ضرورت دارد تا حساسیّت موقعیّت و اهمیّت مسئولیت خودشان را درك كنند و بدانند كه لغزش هاى آنان مى‌تواند موجب گمراهى و بدبختى جامعه‌اى شود.

5- اوها و شبهاتى كه به ذهن شخص مى‌آید یا از دیگران مى‌شنود و در اثر ضعف نیروى تفكر و استدلال قدرت بر دفع آن ها را ندارد و كمابیش تحت تأثیر آن ها قرار مى‌گیرد و دست كم موجب تشویش و اضطراب ذهن و مانع از حصول اطمینان و یقین مى‌گردد.این دسته از عوامل نیز به نوبه خود قابل تقسیم به دسته هاى فرعى است مانند شبهات مبنى بر حس گرایى، شبهات ناشى از عقاید خرافى، شبهات ناشى از تبیین هاى نادرست و استدلال هاى ضعیف، شبهات مربوط به حوادث و رویدادهاى ناگوارى كه پنداشته مى‌شود خلاف حكمت و عدل الهى است، شبهات ناشى از فرضیّه هاى علمى كه مخالف با عقاید دینى، تلقى مى‌شود و شبهاتى كه مربوط به پاره‌اى از احكام و مقررات دینى به خصوص در زمینه مسائل حقوقى و سیاسى است.

6- گاهى دو یا چند عامل مجموعاً موجب شك و تردید یا انكار و الحاد مى‌شود، چنان كه گاهى ناهنجاری هاى گوناگون روانى زمینه را براى دامن زدن به شبهات و اوهام فراهم مى‌كند و بیمارى روانىِ «وسواس فكرى» را پدید مى‌آورد و در نتیجه شخص بیمار به هیچ دلیل و برهانى قانع نمى‌شود چنان كه شخص مبتلى به وسواس در عمل به صحّت كارى كه انجام مى‌دهد مطمئن نمى‌گردد و مثلاً ده ها بار دستش را در آب فرو مى‌برد و باز هم اطمینان به طهارت آن پیدا نمى‌كند با این كه چه بسا از اول طاهر بوده و نیازى به تطهیر نداشته است!

7- با توجه به تنوع و گونه گونىِ علل و عوامل انحراف روشن مى‌شود كه مبارزه و برخورد با هر یك از آن ها شیوه خاص و محل و شرایط ویژه‌اى را مى‌طلبد. مثلاً علل روانى و اخلاقى را باید بوسیله تربیت صحیح و توجه دادن به ضررهایى كه بر آن ها مترتّب مى‌شود علاج كرد چنان كه ضرورت پى جویى دین و ضرر بى تفاوتى نسبت به آن را بیان شده است. همچنین براى جلوگیرى از تأثیر سوء عوامل اجتماعى علاوه بر جلوگیرى عملى از بروز چنین عواملى مى‌بایست فرق بین نادرستى دین با نادرستى رفتار دینداران را روشن ساخت. ولى به هرحال توجه به تأثیر عوامل روانى و اجتماعى دست كم این فایده را دارد كه شخص كمتر به صورت ناخودآگاه تحت تأثیر آن ها واقع شود. براى جلوگیرى از تأثیرات سوء عوامل فكرى باید شیوه هاى متناسبى را اتّخاذ كرد و از جمله عقاید خرافى را از عقاید صحیح تفكیك كرد و از بكار گرفتن استدلالات ضعیف و غیرمنطقى براى اثبات عقاید دینى اجتناب ورزید و نیز باید روشن كرد كه ضعف دلیل نشانه نادرستى مدّعا نیست و...
ساره م , sareh136713681356
ساره م - 09:50 1390/12/2
99

"جواب سوالهای درس دوازدهم "

جواب 1 )  علاوه بر تثبیت موضع جهان بینىِ الهى، سستى و بى پایگى جهان بینى مادى نیز مستقیماً روشن گردد

جواب 2 ) الحاد و مادّیگرى، سابقه‌اى طولانى در تاریخ بشر دارد و علیرغم اینكه همواره در جوامع بشرى ـ تا آنجا كه شواهد تاریخى و دیرینه‌شناسى نشان مى‌دهد ـ اعتقاد به آفریدگار، وجود داشته است از زمانهاى قدیم، افراد یا گروههاى ملحد و منكر خدا هم یافت مى‌شده اند. ولى رواج بى دینى از قرن هجدهم میلادى در اروپا آغاز شد و اندك اندك به سایر مناطقِ جهان،سرایت كرد. این پدیده هر چند به صورت عكس العملى در برابر دستگاه كلیسا و بر ضدّ مسیحیّت، شروع شد اما موج آن، سایر ادیان و مذاهب را نیز در برگرفت و گرایش به بى دینى همراه با صنعت و هنر و تكنولوژى مغرب زمین به دیگر سرزمینها صادر گردید و در قرن اخیر، توأم با اندیشه هاى اجتماعى ـ اقتصادى ماركسیسم در بسیارى از كشورها شیوع یافت و بزرگترین آفت را براى انسانیت گدید آورد.

جواب 3 ) یعنى انگیزه هایى كه ممكن است براى بى دینى و گرایش به الحاد، در شخص وجود داشته باشد هر چند خودش از تأثیر آنها آگاه نباشد. و مهمترین آنها راحت طلبى و میل به بى بند و بارى و نداشتن مسئولیّت است.

جواب 4 ) یعنى اوضاع و احوال اجتماعىِ نامطلوبى كه در پاره‌اى از جوامع، پدید مى‌آید و متصدّیان امور دینى، نقشى در پیدایش یا گسترش آنها دارند. در چنین شرایطى بسیارى از مردم كه از نظر تفكر عقلانى، ضعیف هستند و نمى‌توانند مسائل را به درستى تجزیه و تحلیل كنند و علل واقعى رویدادها را تشخیص دهند این نابسامانیها را به دلیل دخالت دینداران در وقوع آنها، به حساب مكتب و دین مى‌گذارند و چنین مى‌پندارند كه اعتقادات دینى، موجب پیدایش اینگونه اوضاع و احوال نامطلوب شده است و از اینروى، از دین و مذاهب بیزار مى‌شوند.

جواب 5 ) یعنى اوها و شبهاتى كه به ذهن شخص مى‌آید یا از دیگران مى‌شنود و در اثر ضعف نیروى تفكر و استدلال، قدرت بر دفع آنها را ندارد و كمابیش تحت تأثیر آنها قرار مى‌گیرد و دست كم، موجب تشویش و اضطراب ذهن، و مانع از حصول اطمینان و یقین مى‌گردد.این دسته از عوامل نیز به نوبه خود، قابل تقسیم به دسته هاى فرعى است مانند شبهات مبنى بر حس گرایى، شبهات ناشى از عقاید خرافى، شبهات ناشى از تبیینهاى نادرست و استدلالهاى ضعیف، شبهات مربوط به حوادث و رویدادهاى ناگوارى كه پنداشته مى‌شود خلاف حكمت و عدل الهى است، شبهات ناشى از فرضیّه هاى علمى كه مخالف با عقاید دینى، تلقى مى‌شود و شبهاتى كه مربوط به پاره‌اى از احكام و مقررات دینى به خصوص در زمینه مسائل حقوقى و سیاسى است.

جواب 6 ) گاهى دو یا چند عامل، مجموعاً موجب شك و تردید، یا انكار و الحاد مى‌شود چنانكه گاهى ناهنجاریهاى گوناگون روانى، زمینه را براى دامن زدن به شبهات و اوهام، فراهم مى‌كندو بیمارى روانىِ «وسواس فكرى» را پدید مى‌آورد و در نتیجه، شخص بیمار، به هیچ دلیل و برهانى قانع نمى‌شود چنانكه شخص مبتلى به وسواس در عمل، به صحّتِ كارى كه انجام مى‌دهد مطمئن نمى‌گردد و مثلاً دهها بار دستش را در آب فرو مى‌برد و باز هم اطمینان به طهارت آن پیدا نمى‌كند با اینكه چه بسا از اول، طاهر بوده و نیازى به تطهیر نداشته است!

جواب 7 ) با توجه به تنوع و گونه گونىِ علل و عوامل انحراف، روشن مى‌شود كه مبارزه و برخورد با هر یك از آنها شیوه خاص و محل و شرایط ویژه‌اى را مى‌طلبد. مثلاً علل روانى و اخلاقى را باید بوسیله تربیت صحیح و توجه دادن به ضررهایى كه بر آنها مترتّب مى‌شود علاج كرد چنانكه در درس دوم و سوم، ضرورت پى جویى دین و ضرر بى تفاوتى نسبت به آن را بیان كردیم.همچنین براى جلوگیرى از تأثیر سوء عوامل اجتماعى ـ علاوه بر جلوگیرى عملى از بروز چنین عواملى مى‌بایست فرق بین نادرستى دین با نادرستى رفتار دینداران را روشن ساخت. ولى بهرحال، توجه به تأثیر عوامل روانى و اجتماعى، دست كم این فایده را دارد كه شخص، كمتر به صورت ناخودآگاه، تحت تأثیر آنها واقع شود.نیز براى جلوگیرى از تأثیرات سوء عوامل فكرى باید شیوه هاى متناسبى را اتّخاذ كرد و از جمله، عقاید خرافى را از عقاید صحیح، تفكیك كرد، و از بكار گرفتن استدلالات ضعیف و غیرمنطقى براى اثبات عقاید دینى، اجتناب ورزید و نیز باید روشن كرد كه ضعف دلیل، نشانه نادرستى مدّعا نیست و...

 

 

عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 23:56 1390/12/1
98
دو  شرکت کننده و برنده به همراه هدیه ی اولین پاسخ « درس یازدهم» (بدون قرعه کشی)



میلاد تهرانی , milad_1974 کوروب2،500                              ساره م , sareh136713681356 کوروب2,000


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.