userinfo close

  ,

نماز


prayer

تاسیس: 6 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مسیر الهی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
420
1754
91/3/12 (08:47)
832
2042
91/3/11 (22:02)
378
946
91/3/11 (16:20)
442
2058
91/3/2 (19:51)
1
3
91/3/1 (23:06)
1
12
91/3/1 (14:27)
228
232
91/2/28 (19:21)
55
81
91/2/9 (14:08)
158
851
91/1/25 (22:24)
112
619
90/12/22 (14:03)
0
37
90/11/17 (14:40)
0
24
90/11/17 (13:58)
0
15
90/11/17 (13:57)
184
353
90/11/9 (15:15)
78
305
90/10/20 (08:18)
0
7
90/8/20 (23:48)
2
26
90/8/17 (08:30)
0
9
90/10/6 (08:13)
8
32
91/2/29 (19:37)
63
179
91/1/24 (10:27)

عنوان بحث :: این بحث را 8 نفر دنبال می کنند.

عنایت  , enayatpiroozy
عنایت - 11:01 1390/07/3

ایرانی مسلمان یا مسلمان ایرانی؟

ایرانی مسلمان یا مسلمان ایرانی؟

به نظر شما ترکیب احکام اسلامی با فرهنگی ایرانی چه تاثیری در زندگی ایرانیان داشته و دارد؟

به نظر شما فتح ایران توسط مسلمانان باعث پیشرفت همه جانبه ایرانیان شده یا باعث انحطاط و پسرفت؟ آیا ترجیح می دادید مسلمان بودید و ایرانی نبودید یا ایرانی بودید و مسلمان نبودید؟ یا به نظر شما اگر ما ایرانی ها اسلام را نداشتیم موفق تر از الانمان نبودیم؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
نسرین    , nasrinn97
نسرین - 10:26 1391/01/24
80
به نظر من کشور ما یه کشور نوپاییه که به خیلی جاها رسیده
دلیل پسرفت ما تحریم های مکرر ماست
و دلیل دیگش اینه که ما از اسلام درست استفاده نمیکنیم اگه درست استفاده کنیم همه چیز خوب پیش میره
حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 15:22 1390/11/10
79
نقل قول از : عبد الله

با سلام
خداوند در سوره آل عمران آیه 19 می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام یعنی: همانا دین نزد خدا تنها اسلام است و به همین خاطر و بنا بر آیه 79 سوره نساء از خداوند جز نیکی بر نمی آید اما انسان به خودی خود گرفتار خصلت هایی است که او را به انحطاط می کشاند:
" او بسیار ستمگر و بسیار نادان است " ( احزاب / .72 )
" او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است " ( حج / 66 )
" او آنگاه كه خود را مستغنی می‏بیند طغیان می‏كند " ( علق / .7 )
" او عجول و شتابگر است " ( اسراء / .11)
" او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند ، ما را در هر حال ( به یك پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده ) می‏خواند . همینكه گرفتاری‏ را از او بر طرف كنیم گویی چنین حادثه‏ای پیش نیامده است " ( یونس / . 12)
" او تنگ چشم و ممسك است " ( اسراء / . 100)
" او مجادله گرترین مخلوق است " ( كهف / . 54)
" او حریص آفریده شده است " ( معارج / . 19)
" اگر بدی به او رسد ، جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل‏ كننده است " ( معارج / . 20 و 21) 
و ایرانی هم به عنوان انسان از این خصلتها مستثنی نیست اما این اسلام و احکام آن است که انسان را به دوری از این خصلتها فرا می خواند و هر کجا پیشرفتی صورت گرفته خواه نا خواه در پرتو ادیان الهی است.
و نمونه ی زنده و نه چندان دور آثار اسلام، همین انقلاب اسلامی ایران است که طی 33 سال، شاهد پیشرفتهای روز افزون آن بوده ایم و اینها همه، مرهون اسلامیت ایران است که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
الإسلام یعلو و لا یعلى علیه؛ اسلام برتـر از همه چیز است و هیچ چیز بـرتـر از اسلام نیست.
و این انقلاب اسلامی ایران است که بیداری دیگر کشورها و زمینه ی انقلابهای سازنده ی آنها نیز شده است.
به امید فراگیری اسلام و احکام واقعی آن در تمامی نقاط کره ی زمین.


با سلام

دوست عزیز  اولا" تعریف شما از پیشرفت چیست كه با توجه به آن تعریف از پیشرفت ((انقلاب)) را نوعی پیشرفت میدانید؟ ثانیا" با توجه به این ادعای خود كه ((هر كجا پیشرفتی صورت گرفته خواه نا خواه در پرتو ادیان الهی است)) پیشرفت در بلاد كفر را چگونه توضیح میدهد؟ ثالثا" در 33 سال\ شاهد چه پیشرفتهای روز افزونی بوده ایم كه بهتر از آن در بیشتر بلاد دیگر یافت نمی شود؟ رابعا" خواب و یا بیداری كشورها چه ارتباطی به انقلاب ایران و یا این بحث دارد؟

عبد الله  , gavanmard
عبد الله - 21:07 1390/10/14
78
با سلام
خداوند در سوره آل عمران آیه 19 می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام یعنی: همانا دین نزد خدا تنها اسلام است و به همین خاطر و بنا بر آیه 79 سوره نساء از خداوند جز نیکی بر نمی آید اما انسان به خودی خود گرفتار خصلت هایی است که او را به انحطاط می کشاند:
" او بسیار ستمگر و بسیار نادان است " ( احزاب / .72 )
" او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است " ( حج / 66 )
" او آنگاه كه خود را مستغنی می‏بیند طغیان می‏كند " ( علق / .7 )
" او عجول و شتابگر است " ( اسراء / .11)
" او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند ، ما را در هر حال ( به یك پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده ) می‏خواند . همینكه گرفتاری‏ را از او بر طرف كنیم گویی چنین حادثه‏ای پیش نیامده است " ( یونس / . 12)
" او تنگ چشم و ممسك است " ( اسراء / . 100)
" او مجادله گرترین مخلوق است " ( كهف / . 54)
" او حریص آفریده شده است " ( معارج / . 19)
" اگر بدی به او رسد ، جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل‏ كننده است " ( معارج / . 20 و 21) 
و ایرانی هم به عنوان انسان از این خصلتها مستثنی نیست اما این اسلام و احکام آن است که انسان را به دوری از این خصلتها فرا می خواند و هر کجا پیشرفتی صورت گرفته خواه نا خواه در پرتو ادیان الهی است.
و نمونه ی زنده و نه چندان دور آثار اسلام، همین انقلاب اسلامی ایران است که طی 33 سال، شاهد پیشرفتهای روز افزون آن بوده ایم و اینها همه، مرهون اسلامیت ایران است که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
الإسلام یعلو و لا یعلى علیه؛ اسلام برتـر از همه چیز است و هیچ چیز بـرتـر از اسلام نیست.
و این انقلاب اسلامی ایران است که بیداری دیگر کشورها و زمینه ی انقلابهای سازنده ی آنها نیز شده است.
به امید فراگیری اسلام و احکام واقعی آن در تمامی نقاط کره ی زمین.

عنایت  , enayatpiroozy
عنایت - 10:06 1390/10/13
77

سلام

هدف واقعا بجث کردنه لطف کنید شرکت فرمائید تا بحث را به جایی برسونیم

متشکرم

بنیامین  ا , gharibe2010
بنیامین ا - 08:47 1390/10/6
76
چه خوب میشد مدیرت محترم اینجا بحثایی که جدیدا ایجاد میشه رو تایید کنه

اگه هدفتون واقعا بحث کردنه
حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 19:02 1390/09/6
75
نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر



 این تخیلات شما به اندازه ای که بزرگ نوشتید در تاریخچه  تمدن بشر کوچک هستند و برمیگردد به تمایل و علایق شما به چنین تصوری و جانب داری شما از اندیشه های دینیتان . ولی چه بخواهید و نخواهید همانطور که اشاره شد تمدن و پیشرفت در جوامع انسانی جریانی است که از ابتدای تاریخ وجود انسان بوده است و در تمام جوامع جه قبل از ظهور دین به آن جوامع , تلاش و کوشش انسانها پایه گذار تمدنهای نوین بوده است.

 

با سلام

دوست عزیز اگه کمی دقت می کردید متوجه منظور بنده می شدید بنده در اولین رکن گفتم انبیای الهی از اول تا خاتم  و واضح است دین اسلام به تنهایی مورد نظر نیست و در ادامه باید گفت که شروع تاریخ انسان از همان زمان آدم (ع) است که اولین پیامبر خدا روی زمین است و مهمترین ارکان تمدنی که خدمت شما ارائه شد همه و همه از دستورات انبیای الهی است .و نقش دین و پیامیران الهی در کنار دیگر و جوه تمدنی  مثل وجوه سخت افزاری کاملا هویدا است. البته احساس بنده این است که  تعریف شما از تمدن  با تعریف بنده متفاوت است اگه ایرادی ندارد لطفا تمدن را تعریف کنید تا بعدا با همدیگر در این زمینه صحبت داشته باشیم .

با تشکر


دوست عزیز پیامبرانی که شما دوست دارید تاریخ  تمدن سازی بشر را به نفع آنها مصادره کنید , در زمان واحد در تمام جوامع و اجتماعات بشری حاضر نبوده اند.مغالطه شما در این خصوص , استدلالی بر این حقیقت نیست و همانطور که گفته شد اصولا" و اساسا" در تعریف و مفهوم دین تعریفی از تمدن سازی وجود ندارد.

آنچه از مطلب شما بر میاید این است که شما تمدن را مترادف دین میدانید. در حالیکه دینی که شما از آن صحبت میکنید در جوامع معدود و مشخصی بروز یافته است و این با آنچه که در کلیه جوامع بشری در جهت رشد و توسعه تمدن روخ داده است منافات دارد.
در هر حال  تعریف دین و تعاریف مختلفی که از تمدن وجود دارد انچه شما عنوان می کنید در تضاد است . به عبارت دیگر در شرایطی که شما قصد دارید  مفهوم تمدن سازی را به دین اتلاق کنید , حتی از مفهوم دین هم چنین استنباطی بدست نمی آید.

با سلام

دوست عزیز بنده دنبال این نیستم که اثبات کنم دین مترادف با تمدن است اصلا چنین چیزی نیست و تعریف دین و با تمدن متفاوت است منظور این است که دستورات و تعالیم دینی در پیشبرد تمدن نقش اساسی دارند آخه مگه تا علم نباشد جنبه نرم افزاری تمدن محقق می شود و پیامبران ما هم دنبال همین بودند دین دستور تعلیم و تعلم دارد و تأکید زیادی روی این جنبه دارد

با تشکر


دوست عزیز جدای از نگاه شما به تمدن, این ویژه گی که شما به اون اشاره داشتید در تمام قرون و جوامع بشری در طول تاریخ وجود داشته است و این خصوصیت در تمام انسانها وجود دارد و صرفا" مختص به فرد خاصی و یا گروه خاصی و اقلیتی نمی باشد. اگر به اکتشافات و کشفیات دانشمندان رجوع کنید و مطالعه ایی در این خصوص داشته باشید به وجود تمدن در قرون مختلف و انسانهایی با اندیشه ها و افکار مختلف در جغرافیای متفاوت پی خواهید برد. مشاهده این پراکندگی , موید این مطلب است که انسانها در تمام طول تاریخ حیات خود , تمدنهای بسیاری با شرایط و ویژه گیهای منحصر بفرد خود بوجود آورده اند. نکته ایی که برای شما حائض اهمیت است این است که بسیاری از عملکردها و شیوه ها و الگوهای بوجود آمده در این راستا بر اساس مقتضیات زمانه بروز یافته اند و پیدایش انها ارتباطی به آموزه های عقیدتی آن جوامع نداشته است. به عنوان نمونه یکی از دستاوردهای تمدن بشری تغییر سیستم معاملات بین انسانها از شیوه پایا پای به شیوه پرداخت پول است که فکر نمی کنم چنین رویه ایی در تعالیم دینی گنجانده شدن باشد و یا این شیوه از طریق پیامبران شما بوجود آمده باشد.
عنایت  , enayatpiroozy
عنایت - 09:40 1390/09/3
74
نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر



 این تخیلات شما به اندازه ای که بزرگ نوشتید در تاریخچه  تمدن بشر کوچک هستند و برمیگردد به تمایل و علایق شما به چنین تصوری و جانب داری شما از اندیشه های دینیتان . ولی چه بخواهید و نخواهید همانطور که اشاره شد تمدن و پیشرفت در جوامع انسانی جریانی است که از ابتدای تاریخ وجود انسان بوده است و در تمام جوامع جه قبل از ظهور دین به آن جوامع , تلاش و کوشش انسانها پایه گذار تمدنهای نوین بوده است.

 

با سلام

دوست عزیز اگه کمی دقت می کردید متوجه منظور بنده می شدید بنده در اولین رکن گفتم انبیای الهی از اول تا خاتم  و واضح است دین اسلام به تنهایی مورد نظر نیست و در ادامه باید گفت که شروع تاریخ انسان از همان زمان آدم (ع) است که اولین پیامبر خدا روی زمین است و مهمترین ارکان تمدنی که خدمت شما ارائه شد همه و همه از دستورات انبیای الهی است .و نقش دین و پیامیران الهی در کنار دیگر و جوه تمدنی  مثل وجوه سخت افزاری کاملا هویدا است. البته احساس بنده این است که  تعریف شما از تمدن  با تعریف بنده متفاوت است اگه ایرادی ندارد لطفا تمدن را تعریف کنید تا بعدا با همدیگر در این زمینه صحبت داشته باشیم .

با تشکر


دوست عزیز پیامبرانی که شما دوست دارید تاریخ  تمدن سازی بشر را به نفع آنها مصادره کنید , در زمان واحد در تمام جوامع و اجتماعات بشری حاضر نبوده اند.مغالطه شما در این خصوص , استدلالی بر این حقیقت نیست و همانطور که گفته شد اصولا" و اساسا" در تعریف و مفهوم دین تعریفی از تمدن سازی وجود ندارد.

آنچه از مطلب شما بر میاید این است که شما تمدن را مترادف دین میدانید. در حالیکه دینی که شما از آن صحبت میکنید در جوامع معدود و مشخصی بروز یافته است و این با آنچه که در کلیه جوامع بشری در جهت رشد و توسعه تمدن روخ داده است منافات دارد.
در هر حال  تعریف دین و تعاریف مختلفی که از تمدن وجود دارد انچه شما عنوان می کنید در تضاد است . به عبارت دیگر در شرایطی که شما قصد دارید  مفهوم تمدن سازی را به دین اتلاق کنید , حتی از مفهوم دین هم چنین استنباطی بدست نمی آید.

با سلام

دوست عزیز بنده دنبال این نیستم که اثبات کنم دین مترادف با تمدن است اصلا چنین چیزی نیست و تعریف دین و با تمدن متفاوت است منظور این است که دستورات و تعالیم دینی در پیشبرد تمدن نقش اساسی دارند آخه مگه تا علم نباشد جنبه نرم افزاری تمدن محقق می شود و پیامبران ما هم دنبال همین بودند دین دستور تعلیم و تعلم دارد و تأکید زیادی روی این جنبه دارد

با تشکر

حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 11:37 1390/09/2
73
نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر



 این تخیلات شما به اندازه ای که بزرگ نوشتید در تاریخچه  تمدن بشر کوچک هستند و برمیگردد به تمایل و علایق شما به چنین تصوری و جانب داری شما از اندیشه های دینیتان . ولی چه بخواهید و نخواهید همانطور که اشاره شد تمدن و پیشرفت در جوامع انسانی جریانی است که از ابتدای تاریخ وجود انسان بوده است و در تمام جوامع جه قبل از ظهور دین به آن جوامع , تلاش و کوشش انسانها پایه گذار تمدنهای نوین بوده است.

 

با سلام

دوست عزیز اگه کمی دقت می کردید متوجه منظور بنده می شدید بنده در اولین رکن گفتم انبیای الهی از اول تا خاتم  و واضح است دین اسلام به تنهایی مورد نظر نیست و در ادامه باید گفت که شروع تاریخ انسان از همان زمان آدم (ع) است که اولین پیامبر خدا روی زمین است و مهمترین ارکان تمدنی که خدمت شما ارائه شد همه و همه از دستورات انبیای الهی است .و نقش دین و پیامیران الهی در کنار دیگر و جوه تمدنی  مثل وجوه سخت افزاری کاملا هویدا است. البته احساس بنده این است که  تعریف شما از تمدن  با تعریف بنده متفاوت است اگه ایرادی ندارد لطفا تمدن را تعریف کنید تا بعدا با همدیگر در این زمینه صحبت داشته باشیم .

با تشکر


دوست عزیز پیامبرانی که شما دوست دارید تاریخ  تمدن سازی بشر را به نفع آنها مصادره کنید , در زمان واحد در تمام جوامع و اجتماعات بشری حاضر نبوده اند.مغالطه شما در این خصوص , استدلالی بر این حقیقت نیست و همانطور که گفته شد اصولا" و اساسا" در تعریف و مفهوم دین تعریفی از تمدن سازی وجود ندارد.

آنچه از مطلب شما بر میاید این است که شما تمدن را مترادف دین میدانید. در حالیکه دینی که شما از آن صحبت میکنید در جوامع معدود و مشخصی بروز یافته است و این با آنچه که در کلیه جوامع بشری در جهت رشد و توسعه تمدن روخ داده است منافات دارد.
در هر حال  تعریف دین و تعاریف مختلفی که از تمدن وجود دارد انچه شما عنوان می کنید در تضاد است . به عبارت دیگر در شرایطی که شما قصد دارید  مفهوم تمدن سازی را به دین اتلاق کنید , حتی از مفهوم دین هم چنین استنباطی بدست نمی آید.
عنایت  , enayatpiroozy
عنایت - 12:58 1390/09/1
72
نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر



 این تخیلات شما به اندازه ای که بزرگ نوشتید در تاریخچه  تمدن بشر کوچک هستند و برمیگردد به تمایل و علایق شما به چنین تصوری و جانب داری شما از اندیشه های دینیتان . ولی چه بخواهید و نخواهید همانطور که اشاره شد تمدن و پیشرفت در جوامع انسانی جریانی است که از ابتدای تاریخ وجود انسان بوده است و در تمام جوامع جه قبل از ظهور دین به آن جوامع , تلاش و کوشش انسانها پایه گذار تمدنهای نوین بوده است.

 

با سلام

دوست عزیز اگه کمی دقت می کردید متوجه منظور بنده می شدید بنده در اولین رکن گفتم انبیای الهی از اول تا خاتم  و واضح است دین اسلام به تنهایی مورد نظر نیست و در ادامه باید گفت که شروع تاریخ انسان از همان زمان آدم (ع) است که اولین پیامبر خدا روی زمین است و مهمترین ارکان تمدنی که خدمت شما ارائه شد همه و همه از دستورات انبیای الهی است .و نقش دین و پیامیران الهی در کنار دیگر و جوه تمدنی  مثل وجوه سخت افزاری کاملا هویدا است. البته احساس بنده این است که  تعریف شما از تمدن  با تعریف بنده متفاوت است اگه ایرادی ندارد لطفا تمدن را تعریف کنید تا بعدا با همدیگر در این زمینه صحبت داشته باشیم .

با تشکر

حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 11:32 1390/08/30
71
نقل قول از : عنایت

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر



 این تخیلات شما به اندازه ای که بزرگ نوشتید در تاریخچه  تمدن بشر کوچک هستند و برمیگردد به تمایل و علایق شما به چنین تصوری و جانب داری شما از اندیشه های دینیتان . ولی چه بخواهید و نخواهید همانطور که اشاره شد تمدن و پیشرفت در جوامع انسانی جریانی است که از ابتدای تاریخ وجود انسان بوده است و در تمام جوامع جه قبل از ظهور دین به آن جوامع , تلاش و کوشش انسانها پایه گذار تمدنهای نوین بوده است.
عنایت  , enayatpiroozy
عنایت - 09:58 1390/08/29
70
نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .

 

با سلام

برادر عزیز در این نطریه کاملا با شما مخالف هستم زیرا اگه اندک توجهی به ارکان تمدن داشته باشیم به خوبی نقش دین را درتمدن درک خواهیم کرد و آن ارکان بدین شرح است .

1.     علم و فرهنگ(علم که اساسی ترین رکن و لایه ی تمدن است از مهم ترین دستاورد انبیای الهی، و فرهنگ نیز در ابعاد مختلف آن، فرآیند بعثت انبیای الهی بوده است.)

2.     نظم

3.     امنیت( که در سایه دین امکان پذیر است)

4.     تعاون، همکاری و وحدت که از فرامین مورد تأکید دین است.

5.     آزادی(قوانینی که انبیای الهی برای بشریت اعلام و اجرا کرده اند، زمینه ی مناسب و امنیت لازم را برای آزادی انسان ها را فراهم می نماید.)

با تشکر


حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 10:22 1390/08/19
69
نقل قول از : نعمت مومنی

نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟

با سلام

دوست عزیز همانطور که قبلا" توضیح دادم و جنابعالی در تعریف و معنای دین عنوان کردید, سوء تفاهمی که بوجود آمده است این است که در تعریف و معنای دین چیزی به معنی تمدن ساز بکار نرفته است. چنین برداشتی و تعریفی از دین با توجه به مطلبی که خود شما از دین ارائه کردید هم نادرست است.تمدن و مدنیت در طول تاریخ , توسط انسانها بوجود آمده است بدون در نظر گرفتن جغرافیا و یا اعتقاد خاصی.آنچه که دین را در این بحث در نقطه ضعف قرار می دهد همین استفاده نا بجا از دین در این بحث است. شاخصهای پیشرفت و توسعه مربوط به برنامه ها و سیاست گذاریهای کلان هر جامعه است .
نعمت  , nemo4
نعمت - 17:07 1390/08/18
68
نقل قول از : حمید حمیدی

نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

سلام

در لغتنامه دهخدا با استفاده از دایرة المعارف اسلامى آمده است كه واژه دین یا از اصل آرامى یا عربى خالص یا فارسى است. در صورتى كه از اصل آرامى گرفته شده باشد، به معناى حساب است و در صورتى كه عربى خالص باشد، به معناى عادت واستعمال است و در صورتى كه از ریشه فارسى باشد، به معناى ریاضت است.
پس از بحث درباره این كه واژه دین آرامى یا عربى یا فارسى است و هر كدام باشد، معناى خاصى دارد، به ذكر معناى اصطلاحى مى‏پردازد و مى‏گوید:
مجموعه عقاید موروث مقبول در باب رابطه انسان به مبدء كه جنبه اجتماعى هم دارد; به خصوص كه در حوادث تاریخى هم مؤثر بوده است.
طبق معناى اخیر مى‏توان به ملاحظاتى براى دین تقسیماتى آورد. مثلا مى‏گوییم: ادیان گذشته و ادیان موجود یا مى‏گوییم ادیان الهى كه توسط پیامبران به مردم ابلاغ شده و ادیان غیر الهى كه ساخته ذهن افرادى دیگر است. یعنى افرادى كه از سوى خداوند مبعوث نبوده و بر مسند مقدس پیامبرى تكیه نداشته‏اند.
در اصطلاح مسلمانان مجموعه كارهایى است كه انجام آنها موجب قرب به خداست.
باتوجه بهر تعریفی برای  دین. هر دینی براساس علمی قرار دارد .علمی منحط یا بسیار ساده و ابتدایی تا علمی پیش برنده یا پیچیده و مركب . وهر دینی در طول زمان از خود اثر یا مدنیتی هر چند ساده و ابتدایی  بروز می دهد.
اسلام كه بر اساس علم وتعقل وحكمت خودش را معرفی می كنه.باید تمدنی باشكوه وپایدار تر از این چیزهای كه ادعا می شود داشته باشه .چرا اینطور نیست؟؟؟؟؟واقعا دین باعلم سنخییت نداره.؟یا اشكال در جایی دیگر است.؟؟؟؟
نعمت  , nemo4
نعمت - 16:05 1390/08/18
67
نقل قول از : مسطور

سلام
عنایت به این ایات بیانگر این است که ممکن است کسی مسلمان شده باشد اما مومن نه
اولین مرتبه اسلام قبول و شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله بوده
و در ادامه به پایه شریفه که ذیلا عرض شداز سوره حجرات می رسیم و نهایتا روایاتی که مسلمانان را بر اساس میزان تسلیمشان در برابر خداوند تقسیم می کنند.


یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنكَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْكُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوكَ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن یُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَیْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ

اى پیامبر كسانى كه در كفر شتاب مى‏ورزند تو را غمگین نسازند [چه] از آنانكه با زبان خود گفتند ایمان آوردیم و حال آنكه دلهایشان ایمان نیاورده بود و [چه] از یهودیان [آنان] كه [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى] براى تكذیب [تو بیابند] و براى گروهى دیگر كه [خود] نزد تو نیامده‏اند خبرچینى [=جاسوسى] مى‏كنند كلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏كنند [و] مى‏گویند اگر این [حكم] به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى كنید و هر كه را خدا بخواهد به فتنه درافكند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى‏آید اینانند كه خدا نخواسته دلهایشان را پاك گرداند در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود (۴۱) مائده 

سلام
این آیه عرض بنده را تایید می کند تا فرمایش شما
نظیر همین آیه مبارکه آیه زیر است که تفاوت ایمان و اسلام را نمایان می کند:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۴﴾
برخى از] بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏اید لیكن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده‏هایتان چیزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است (سوره ۴۹: الحجرات - جزء ۲۶ -)

اسلام، شكل ظاهری دارد و هر كس شهادتین را بر زبان جاری كند، در زمره مسلمانان است اما ایمان یك امر واقعی و باطنی است و جایگاه آن قلب آدمی است، نه زبان و ظاهر او. بنابراین ایمان بالاتر و برتر از مسلمانی است.
اسلام ممكن است انگیزه‏های مختلفی داشته باشد، حتی انگیزه‏های مادی و منافع شخصی، ولی ایمان حتماً از انگیزه‏های معنوی سرچشمه می‏گیرد. امام باقر(ع) می‏فرماید: "ایمان اقرار است و عمل، و اسلام اقرار بدون عمل است".( اصول كافی، ج 3، ص 39.)

دوست گرامی
شما وقتی بحث علمی می کنید این که چه کسی یا کسانی پذیرفته و عمل کرده اند یا خیر امری جدای از بحث علمی بوده و خود می توان محور بحثی دیگر باشد.

سلام
شاید قول شما را ازدیدگاه خودتون تایید كنه .ولی از دیدگاه اسلام مورد تایید نیست.

: اگر اسلام هر قولی را قبول داشت.همینطور كه ملاحظه میفرمایید.در ردیف كافر ویهودی سماع كذب.ومستحق عذاب دنیا وآخرت نمی دونست.
قول از دیدگاه قرآن گاهی همان عمل معنی میشه.البته قول قلبی كه مخرجش افواه ست.وگرنه قول زبانی یا افواهی كه منشاء قلبی نداشته ارزش آن چنانی ندارد چون یك نوع ارتعاش  هوا توسط تارهای صوتی است وقتی موثر و مفید است كه تغییر ی درمحیط پیرامون ایجاد كند.قلب چون محل انتخاب وتثبیت اطلاعات تجزیه وتحلیل شده توسط عقل است.سازمان داده شده وهدفدار تارهای صوتی را بخدمت می گیرد. مثبت یا منفی .كه ،ارزش گذاری مقوله دیگریست.
تعریف عمل - فرایندی كه درآن باصرف انرژی بروی چیزی تغییر یاجابجایی ایجاد كنیم.شبیه فرمول كار درفیزیك -w=f.l  نیرو در جابجای مقدار نیرو  رابطه مستقیمی با كم یا زیاد شدن كار داره همچنین مقدار جابجای .

بنابرای وقتی در قرآن اینهمه در مورد قول نحوه ادا و منشاء علمی بودن تاكید میشه.مثل .قول حكیم .سدید.علیم.لین. معروف.و...........الخ .تاثیر قول درمحیط پیرامون را نشان میدهد.یعنی با عث ایجاد تغییر میشه یعنی  نیروی محركه دیگری در جابجا شدن میشه .یعنی كار میشه. و دراسلام چون جهت مشخص است . هر قولی پذیرفتنی نیست.

دریك بحث علمی برای نشان دادن نقطه قوت یا ضعف یك ایده یا رفتار . تمسك به مثالها و مصادیق امری پسندیده  و جزئی از بحث است. به مثالهای قرآن عنایت بفرمایید.

........
حمید حمیدی , 550631
حمید حمیدی - 13:12 1390/08/18
66
نقل قول از : نعمت مومنی

سلام.
من آنم كه رستم بود پهلوان.!!!
قطع مسلم در ادوار مختلف و در جای جای گیتی به تناوب تمدنهایی ظهور كردند و دوران شكوفایی و افولی هم داشتند.كه هركدام علت زمانی و مكانی خودش را دارد.
همانطور كه بعضی به تمدن گذشته اسلام اتكا و افتخار می كنند.دیگران هم به گذشتگان وتمدن خودشون حق دارند اتكا و افتخار كنند.

سئوال اینه چرا این تمدنها پایدار و رو به تكامل نبودند و برعكس رو به افول گذاشتند.بخصوص اسلام كه منشاء وحیانی داشت.؟؟!!

با سلام
یکی از مهمترین علل , سوء تفاهمی است که در این سوال صورت گرفته است و آن هم اینکه  اسلام دین است نه تمدن.تمدنها و تکامل انسانها درطول تاریخ و بر اساس فهم و رشد علمی بوقوع پیوسته است و این تغییر و تکامل در تمام جوامع به نسبت تلاش و کوشش آنها دراین خصوص اتفاق افتاده است چه زمانی که صحبت از دین به میان نیامده بود از عصر حجر و دوره غار نشینی چه زمانی که ادیان مختلف ظهور کردند.برخی از علل افول تمدنهای مختلف هم وابسنه به همین رشد و نو اندیشی بشر در طول تاریخ بوده است. عللی از جمله اتفاقات طبیعی مانند زلزله و سیل و ... که منجر به از بین رفتن شهرها وجوامع ابتدایی می شدندو جنگها  نیز در نابودی برخی تمدنها نقش داشته اند.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.