userinfo close

  ,

نماز


prayer

تاسیس: 6 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مسیر الهی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
420
1754
91/3/12 (08:47)
832
2042
91/3/11 (22:02)
378
946
91/3/11 (16:20)
442
2058
91/3/2 (19:51)
1
3
91/3/1 (23:06)
1
12
91/3/1 (14:27)
228
232
91/2/28 (19:21)
55
81
91/2/9 (14:08)
158
851
91/1/25 (22:24)
112
619
90/12/22 (14:03)
0
37
90/11/17 (14:40)
0
24
90/11/17 (13:58)
0
15
90/11/17 (13:57)
184
353
90/11/9 (15:15)
78
305
90/10/20 (08:18)
0
7
90/8/20 (23:48)
2
26
90/8/17 (08:30)
0
9
90/10/6 (08:13)
8
32
91/2/29 (19:37)
63
179
91/1/24 (10:27)

عنوان بحث :: این بحث را 15 نفر دنبال می کنند.

زهره ک محب امام هادی ع , zohreh91kf

تجربیات معنوی خودتونو اینجا بنویسید

سلام
حال خوش معنوی که گاهی بهتون دست میده
پیوند دوست داشتنی که با خدای خودتون داشتید
دریچه ای که به خاطر یک توسل به روی شما باز شده
اثر و نتیجه تلاوت قرآنی که داشتید
 و....

برای ما بیان کنید.


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی ایرانی , ali110ss
علی ایرانی - 22:24 1391/01/25
158

سلام

چند سال بود که گناهی رو انجام میدادم و بر انجام دادن آن اصرار داشتم هرچی توبه می کردم باز تکرار می کردم چند سال به طول انجامید تا اینکه یه روز روز اول ماه رمضان از خدا کمک خواستم و با خدا عهد بستم تا پایان ماه رمضان گناه رو ترک میکنم و به لطف خدا یک ماه تمام از گناه دوری جستم نه تنها گناهی که چند سال بود نمیتونستم ترکش کنم ترک کردم قرآن رو نیز ختم کردم واقعا خدا رو شاکرم که لطفش شامل حالم شد و از آن به بعد تا به حالا هنوز دنبالش نرفتم و پاک شدم از گناهی که سال ها عذابم میداد

برای همه دوری از گناه رو آرزومندم

نسرین    , nasrinn97
نسرین - 10:11 1391/01/24
157
عید رفته بودیم جمکران
شب جمعه بود که باران شدیدی شروع به باریدن کرد
زیر بارون داشتم راه میرفتم و با امامم صحبت میکردم
داشت به حرفام گوش میداد
کلی حرف زدیم تو اون خلوت دل شکسته
نــــور فاطــــمی , n0or
156
نقل قول از : مسطور

دیروز توی تاکسی ون داشتیم مسیری را می رفتیم ردیف عقب چهارنفر دختر خانم دانشجو نشته بودند و به محض این که من و بعدا یک خانم مذهبی دیگه سوار تاکسی شدیم این چهار نفر شروع کردند به گفتگو بگو بخند با صدای بلند و نقل تجربه دیروزشان که حراست دانشگاه گرفته بودشان و کلی مصیبت بابت این مساله و انگار که می بایست تلافی این گرفته شدنشان را می خواستند از ما بگیرند.
مسیر یک ربعه را آنها گفتند و خندیدند و سر و صدا و چند نفر مذهبی مرد و زن توی ماشین که مدام خودخوری می کردند و در فکر پیدا کردن راهی برای تذکر به این عمل غیر مبادی آداب بودند. نتوانستند راهی برای این مساله پیدا کنند و خودخوری برایشان ماند
و هر کداممان ظاهرا بهانه ای برای حرف نزدن داشتیم.

این هم از درک و فهمشونه که مجازات اشتباه خودشون رو به کس دیگر بدونند...
نــــور فاطــــمی , n0or
155
نقل قول از : سعید طاهری

دلم گرفته بود قد اسمون از اهلبیت علیه سلام جواب میخواستم گاهی که کم میاوردم میگفتم من حیوانم* اگرم باشم جواب میخوام ولی انگار نه انگار که یه نفر داره صداشون میزنه هیچ اتفاقی نمیفتاد حتی گاهی تهدید میکردم میگفتم دیگه صداتو نمیزنم با امام رضا علیه سلام که دیگه داشتم درگیر میشدم شاید اگر امام کنارم بود داد میزدم سرش دیگه طاقت نداشتم*البته بعد از همه نارحتیا میگفتم خیلی شما اهلبیت علیه سلام....هستید میدونید من دوستتون دارم هر جار برم بر میگردم مثل کبوتر جلد میمونم *میامد اینترنت مطالب میخوندم که یادم بره مشکلم ولی بی فایده بی فایده*یه روز سایت شیعه انلاین بودم به یه مطالب بر خوردم از اقای بهجت خدا بیامرزدش(میگن هر وقت گناه زیاد شه مردان بزرگ خدا از دنیا میرن خدا لحظه به لحظه به عذاب فتنه گران بیفزاید چه کردن با عزادار امام حسین علیه سلام *با کفش نماز جمعه خوندن و... باعث رفتن رفتن مرد خدا از پیش ما بودن)خلاصه مطالب برا امام رضا علیه سلام بود نوشته بود فردی که میخواد وارد حرم امام شود بگوید(( ادخل یا حجه الله=یعنی=ای حجت خدا ایا وارد شوم))) اگر فرد که این جمله رو میگه اگر ناخوداگاه گریه کرد امام قبولش کرده و میتوانه واد حرم بشه* زیاد به جمله اول توجه نکردم گفتم به من که کسی محل نمیزار ادم نیستم و...ولی گفتم یبار همیجا پشت کامپیوتر که هستم این جمله رو بگم**باور کنید جمله رو پشت مانیتور گفتم مثل ابر بهار از چشمانم اشک میریخت رفتم بالا بالاها یه حالی داد عجیب***این اتفاقات زیاد برام افتاده* روزی که وارد کربلا شدم تا وارد حرم حضرت عباس علیه سلام شدم بی اختیار گریه میکردم روی ویلچر بودم به خاطر بیماریم از حرم امدیم بیرون ظهور بود تقریبن *گفتم من تشنمه کلمن اب کنار سحن حرم بود همه  جا اب بود ولی  دوتا جوان امدن تا نگاهشون به من خورد یکیشون یه شیشه اب بهم داد یکیشون یه سیب سفید گفتن اینارو بخور سالم تره داشتم منفجر میشدم از خوشحالی و.....
واقعا متأثر شدم ....

علی  , alizzz
علی - 13:35 1390/10/18
154
دیروز توی تاکسی ون داشتیم مسیری را می رفتیم ردیف عقب چهارنفر دختر خانم دانشجو نشته بودند و به محض این که من و بعدا یک خانم مذهبی دیگه سوار تاکسی شدیم این چهار نفر شروع کردند به گفتگو بگو بخند با صدای بلند و نقل تجربه دیروزشان که حراست دانشگاه گرفته بودشان و کلی مصیبت بابت این مساله و انگار که می بایست تلافی این گرفته شدنشان را می خواستند از ما بگیرند.
مسیر یک ربعه را آنها گفتند و خندیدند و سر و صدا و چند نفر مذهبی مرد و زن توی ماشین که مدام خودخوری می کردند و در فکر پیدا کردن راهی برای تذکر به این عمل غیر مبادی آداب بودند. نتوانستند راهی برای این مساله پیدا کنند و خودخوری برایشان ماند
و هر کداممان ظاهرا بهانه ای برای حرف نزدن داشتیم.

سعید طاهری , saedt
سعید طاهری - 04:06 1390/10/12
153
دلم گرفته بود قد اسمون از اهلبیت علیه سلام جواب میخواستم گاهی که کم میاوردم میگفتم من حیوانم* اگرم باشم جواب میخوام ولی انگار نه انگار که یه نفر داره صداشون میزنه هیچ اتفاقی نمیفتاد حتی گاهی تهدید میکردم میگفتم دیگه صداتو نمیزنم با امام رضا علیه سلام که دیگه داشتم درگیر میشدم شاید اگر امام کنارم بود داد میزدم سرش دیگه طاقت نداشتم*البته بعد از همه نارحتیا میگفتم خیلی شما اهلبیت علیه سلام....هستید میدونید من دوستتون دارم هر جار برم بر میگردم مثل کبوتر جلد میمونم *میامد اینترنت مطالب میخوندم که یادم بره مشکلم ولی بی فایده بی فایده*یه روز سایت شیعه انلاین بودم به یه مطالب بر خوردم از اقای بهجت خدا بیامرزدش(میگن هر وقت گناه زیاد شه مردان بزرگ خدا از دنیا میرن خدا لحظه به لحظه به عذاب فتنه گران بیفزاید چه کردن با عزادار امام حسین علیه سلام *با کفش نماز جمعه خوندن و... باعث رفتن رفتن مرد خدا از پیش ما بودن)خلاصه مطالب برا امام رضا علیه سلام بود نوشته بود فردی که میخواد وارد حرم امام شود بگوید(( ادخل یا حجه الله=یعنی=ای حجت خدا ایا وارد شوم))) اگر فرد که این جمله رو میگه اگر ناخوداگاه گریه کرد امام قبولش کرده و میتوانه واد حرم بشه* زیاد به جمله اول توجه نکردم گفتم به من که کسی محل نمیزار ادم نیستم و...ولی گفتم یبار همیجا پشت کامپیوتر که هستم این جمله رو بگم**باور کنید جمله رو پشت مانیتور گفتم مثل ابر بهار از چشمانم اشک میریخت رفتم بالا بالاها یه حالی داد عجیب***این اتفاقات زیاد برام افتاده* روزی که وارد کربلا شدم تا وارد حرم حضرت عباس علیه سلام شدم بی اختیار گریه میکردم روی ویلچر بودم به خاطر بیماریم از حرم امدیم بیرون ظهور بود تقریبن *گفتم من تشنمه کلمن اب کنار سحن حرم بود همه  جا اب بود ولی  دوتا جوان امدن تا نگاهشون به من خورد یکیشون یه شیشه اب بهم داد یکیشون یه سیب سفید گفتن اینارو بخور سالم تره داشتم منفجر میشدم از خوشحالی و.....
علی  , alizzz
علی - 15:03 1390/10/11
152
نقل قول از : حمید

سلام
به نظر من هیچ چیزی بالاتر از بودن در حرم امام رضا"(ع) با نیت خالص نیست واقعا حس و حالش غیر قابل وصفه

سلام
به نظر شما چرا گاهی آنها که فاصله مکانی کمی با حرم دارند فاصله عاطفی بیشتری با حضرت دارند؟
بنیامین  ا , gharibe2010
بنیامین ا - 08:46 1390/10/6
151
..

چه خوب میشد مدیرت محترم اینجا بحثایی که جدیدا ایجاد میشه رو تایید کنه

اگه هدفتون واقعا بحث کردنه ...
حمید  کلوب خرو , hamid0277
حمید کلوب خرو - 20:26 1390/09/27
150
سلام
به نظر من هیچ چیزی بالاتر از بودن در حرم امام رضا"(ع) با نیت خالص نیست واقعا حس و حالش غیر قابل وصفه
علی  , alizzz
علی - 20:17 1390/09/27
149
امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان. هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نویسد و از تو هزار هزار سیئه محو می نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. حتی در درجات آنها هم شریک می شوی. (کامل الزیارات- ص74)
منتظر المهدی , montazer59
منتظر المهدی - 09:07 1390/09/23
148
سلام
پدر من هر روز زیارت عاشورا رو کامل با صد تا لعن وصدتا سلام ونماز ودعای علقمه ی بعدش میخوند بینش هم با هیچ کس صحبت نمیکرد
بعد از فوت پدرم یکی از دوستانش برامون تعریف کرد که دخترش یکی از بستگانش که اصلا پدر من رو ندیده شب فوت یا فرداشبش (من فراموش کردم) خواب  عزاداری با شکوهی برای حضرت ابا عبدالله رو میبینه ویه نفر رو در خواب میبینه که جلوتر از همه حرکت میکنه بعدا که اعلامیه ی فوت پدرم رو میبینه میگه که اون شخص همین آقا بود
برای شادی روح همه ی درگذشتگان محب اهل بیت (ع) صلوات فراموش نشه
علی  , alizzz
علی - 16:17 1390/09/22
147
سلام
منظور رسیدن به درجات بالای عرفانی نیست
هر حس معنوی و دوست داشتنی که در اثر عملی یا ذکری یا احسانی داشته اید برای ما و دیگر خوانندگان می تونه مفید باشه

حمید  کلوب خرو , hamid0277
حمید کلوب خرو - 20:43 1390/09/18
146
اگه قابل وصف باشد که حال روحانی نیست پس غیر قابل توصیفه
ضمنا ما یعنی من که خیلی خیلی کمتر از این حرفام که به اون مرتبه های عرفان دست پیدا کنم
ساااجده    , orisiel0354
ساااجده - 16:13 1390/09/14
145
سلام



به راستی حسین (علیه السلام) چه می خواست بنویسد،

که جوهری می خواست به ارزش خون...

و صفحه ای به وسعت تاریخ؟؟؟

(فاطمه.س)





ان شاالله تنها دو راهی ای که توش قرار میگیرید

2 راهی بین الحرمین باشه

(الهی آمین)



http://www.persianv.com/khabar/untitled.jpg


اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ

وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ






اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



التماس دعا...





علی  , alizzz
علی - 19:46 1390/09/10
144
نقل قول از : مسطور

تجربیات معنوی خودتونو اینجا بنویسید

سلام
حال خوش معنوی که گاهی بهتون دست میده
پیوند دوست داشتنی که با خدای خودتون داشتید
دریچه ای که به خاطر یک توسل به روی شما باز شده
اثر و نتیجه تلاوت قرآنی که داشتید
 و....

برای ما بیان کنید.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.