userinfo close

  ,

افكار مثبت


positiveclub

تاسیس: 27 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: گیلدا میم - معاونان
مقالات كلوب رو دنبال كنید و به مقالات امتیاز بدهید . اعضای محترم كلوب لطفا تاپیك تكراری ایجاد نكنی ادامه »
مقالات كلوب رو دنبال كنید و به مقالات امتیاز بدهید .
اعضای محترم كلوب لطفا تاپیك تكراری ایجاد نكنید تا بحث ها بهتر دنبال شوند . با تشكر
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
79
1311
91/2/17 (07:51)
144
872
91/2/17 (07:48)
174
2316
91/2/17 (07:47)
41
401
90/1/26 (08:10)
9
222
90/1/26 (08:06)
15
216
89/6/26 (22:24)
367
3515
89/5/6 (12:09)
0
30
89/3/16 (13:42)
53
600
88/12/1 (10:34)
0
114
88/6/12 (12:41)
0
242
88/3/3 (17:42)
0
124
88/3/3 (17:40)
41
185
88/2/28 (08:00)
187
1364
88/2/22 (08:38)
108
453
88/2/8 (07:57)
65
438
88/2/7 (08:13)
90
569
88/1/31 (20:50)
6
35
88/1/26 (21:22)
24
148
88/1/25 (11:54)
10
57
88/1/25 (08:26)

عنوان بحث

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 22:01 1387/08/5

بیشتر بدانیم

سلام بچه ها

حال و احوال شما؟ خوشتون میگذره؟

خوب بگذرونید دیگه!!!!

من میخوام اینجا در مورد بهترین کتابهایی که خوندیم صحبت بکنیم تا دیگران هم اگر خواستن اونها رو بخونن.

اینجوری میتونیم کلی چیز خوب یاد بگیریم.  البته فقط کتاب هم نه هر چیزی که میتونه به ما کمک کنه تا اطلاعاتمون رو از این که هست بیشتر کنیم.

اگر موافق هستین بفرمایید

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
زرمان زرمان , zarman
زرمان زرمان - 11:54 1388/01/25
24

سلام من کتاب " ناشنوا مثل من " اثر آقای توماس اسپردلی رو پیشنهاد میکنم که واقعی هستش و راجع به زندگی دختریه که ناشنوا متولد میشه و از زبان پدرش روایت میشه

این کتاب اطلاعات اندک منو از زندگی معلولین بهبود بخشید

امیدوارم شما هم ازش لذت ببرید

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
23
نقل قول از : جینا 20

سلام دوست عزیز

در مورد این کتاب عینا پاراگرافی از پیشگفتار آن را نقل قول میکنم تا با مضمون کتاب آشنا شوید.

در تاریخ مذهبی بشر گهگاه معدودی از خاصان مورد رحمت الهی دیدارهایی از سفرهای منحصر بفردشان به جهان های معنوی را ثبت کرده اند . تقریبا هر خواننده آشنا به این نوع مطالعات با کمدی الهی دانته - پیشروی مهاجرین اثر جان بونیان و مناظره سلسله مراتب بهشتی در فردوس گمشده اثر جان میلتون آشنایی دارد. این کتاب ها آثاری درخشان هستند . توضیحات که در آنها تمثیلی از جهان های معنوی به همت نبوغ خلاقه این مولفین از حد فانتزی های شخصی فراتر رفته اند شاید چنین باشد که دندان ببر بیشتر از آن است که تنها یک هجرت تخیلی دیگر به اقالیم بهشتی باشد. دندان ببر ادعایی است بر ثبت  لحظات و وقایع یک عروج حیرت آور که عملا در طبقات دیگری از عالم هستی صورت گرفت. پال توءیچل خود اولین کسی بود که تشخیص داد مطالب این کتاب باعث انگیزش نظر های متناقض و خصومت های بی پرده بسیاری خواهد شد لکن او قول داده است که هر کسی با ذهن باز با این کتاب روبرو شود  هرگز همان کسی نخواهد بود که قبلا بوده است .

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 08:30 1388/01/25
22

نفرت از کسی یا چیزی یا نسبت به شرایطی در های رحمت را به سوی شما مسدود میکند.

درهای نفرت را به سوی قلبمان مسدود باید کرد.

مدتی پیش مطلبی در مورد هدف نوشتم و سوال کردم که به نظر شما هر انسان در زندگی باید چند هدف داشته باشه ! کسی پاسخ به سوال من نداد . سوالی که کرده بودم مهم هست از دید من .بعضی از دوستان ممکنه بگن هر آدمی میتونه اهداف نا محدود داشته باشه من هم با این دوستان هم ایده هستم ولی مسئله ای که وجود داره این هست که ما زمان نامحدود نداریم و بهتره که اهدافمون رو هم محدود کنیم .

به نظر من ما میتونیم اهداف خودمون را این طور دسته بندی کنیم .

شمای کلان  و شمای خرد

اهداف (شمای کلان)

v      اهداف بلند مدت--- 5 یا 7 یا 10 سال آینده

v      اهداف میان مدت---1 یا 2 یا 3 سال آینده

v      اهداف کوتاه مدت---چند روز تا 1 سال آینده

اهداف (شمای خرد)

v      اهداف روزانه

v      اهداف هفتگی

v      اهداف ماهانه

حالا هر کدوم از این اهداف میتونن شامل خواسته های ما بشن به نظر من اگر اهدافمون رو کلاسه بکنیم میتونیم همیشه اونها رو رصد کنیم و بهتر تحت کنترل داشته باشیم

این تقسیم بندی که من انجام دادم میتونه خیلی بهتر از این هم بشه !از شما رفقای خاموشم میخوام تا نظرتون رو بگین و بگین به نظر شما چه طور میشه ضمانت اجرایی برای انجام اهدافمون تعریف کنیم.

شادی نعمت خداوند است به ما دعا کنیم توان شادی بخشی رو داشته باشیم

راستی یکی از هم کلاسی های دانشگاه من 13 فروردین در یک حادثه مادر خودش رو از دست داد و برادرش مثل اینکه در کماست برای شادی روح مادر اون و سلامتی برادش که برای خواهرش مهمه دعا کنین.

ممنونم

 

 

 

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 07:00 1388/01/25
21

yek matlab aamade karde boodam

harchi migardam peyda nemishe

moh rim , antra
moh rim - 01:00 1388/01/19
20
سلام دوست عزیز

در مورد این کتاب عینا پاراگرافی از پیشگفتار آن را نقل قول میکنم تا با مضمون کتاب آشنا شوید.

در تاریخ مذهبی بشر گهگاه معدودی از خاصان مورد رحمت الهی دیدارهایی از سفرهای منحصر بفردشان به جهان های معنوی را ثبت کرده اند . تقریبا هر خواننده آشنا به این نوع مطالعات با کمدی الهی دانته - پیشروی مهاجرین اثر جان بونیان و مناظره سلسله مراتب بهشتی در فردوس گمشده اثر جان میلتون آشنایی دارد. این کتاب ها آثاری درخشان هستند . توضیحات که در آنها تمثیلی از جهان های معنوی به همت نبوغ خلاقه این مولفین از حد فانتزی های شخصی فراتر رفته اند شاید چنین باشد که دندان ببر بیشتر از آن است که تنها یک هجرت تخیلی دیگر به اقالیم بهشتی باشد. دندان ببر ادعایی است بر ثبت  لحظات و وقایع یک عروج حیرت آور که عملا در طبقات دیگری از عالم هستی صورت گرفت. پال توءیچل خود اولین کسی بود که تشخیص داد مطالب این کتاب باعث انگیزش نظر های متناقض و خصومت های بی پرده بسیاری خواهد شد لکن او قول داده است که هر کسی با ذهن باز با این کتاب روبرو شود  هرگز همان کسی نخواهد بود که قبلا بوده است .
هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 03:31 1388/01/18
19

با تشکر از حینا

راستش من متن رو خوندم ولی بعضی جاهاش به نظرم مفهوم نبودن البته من فقط 1بار خوندم و اونم در ساعت 3.27 بامداد بعضی قسمتهاش هم خیلی جالب بود برای خود من چیزهایی داشت  که تا به حال از این زاویه به اون نگاه نکرده بودم

اگر فرصت داری بیشتر در موردش توضیح بده جینای عزیز

moh rim , antra
moh rim - 21:47 1388/01/15
18
دندان ببر
خدا از روی نیاز جهان ها را بنا کرد

کالبد او همه جا حضور داشت و به تعبیری از خود غافل بود و می بایست از چگونگی هستی الهی آگاه شود . او می دانست که اتم هایی که در پای او واقع بودند از همان طبیعتی برخوردار نبودند که اتم های سر او , پس آن واحدهای پایین می بایست همان کلیتی را حاصل کنند که آنان که در جو اعلاتر بودند

جهت آموزش اتم های طبیعت زیرین خود او جهان های پایین را خلق کرد که دومین بخش اعظم هستی بود و در میان آنها قطب منفی هستی تحتانی خویش را جایگزین کرد تا محلی باشد برای شکل های جسمیت یافته اش . در این جهان ها اتم هایی را جای داد که هنوز از حکمت الهی برخودار نبودند تنها به ین نیت و مقصود که خود را بیاموزند و این که هدف از حیاتشان چیست و به این ترتیب از خود واقف شوند

در ابتدا بشر صرفا واحدی بود از کالبد کیهانی به نام روح که در تاریکی جهان های پایین جولان می داد مانند ماهی هایی که در اعماق اقیانوس ها بستر دارند بدون هیچ سرپرستی که او را رهبری کند

سپس خدا در شگفت شد تا این ذرات هوشیار ناخشنود را یاری کند و از قدرت مطلق خویش , از حضور مطلق و علم مطلقی که در ذاتشان به ودیعه گذاشته شده بود آگاه سازد . او بدن ها را به آنان عطا کرد و با این کار یعنی شکل دادن کالبدها به دور هر یک از این اتم های وجود خویش یا روح ها , می بایست نوسانات جهان آن ها را به درجات بسیار پایین تر کاهش دهد

در آن روزگار موجوات شگفت انگیزی در جهان های پایین می زیستند , و آن موجودی که شما امروزه به عنوان نژاد بشر می شناسید , اگر از رویت هیبت آن موجودات برخودار می شد , قطها در ترس و وحشت از آنها به سر می برد

در آن هنگام خدا خلق خویش را نظاره کرد و بر این شد که جهان های پایین آنچنان نیست که شایسته ی خلق او باشد . بشر به چیز بیشتری نیاز داشت و آن ذهن بود تا ابزاری باشد مفید برای درک که از طریق آن تجربیاتش را فهم و توجیه کند . سپس به او یک کالبد اثیری بخشید , و بشر در آن هنگام تنها یک چیز کم داشت و آن دل بود . خداوند درون خود استدلال کرد که آیا لازم است مخلوقش صاحب دل باشد ؟ ابدیت گذشت و خداوند چشم راستش را بر هم گذاشت , بر این شد که بشر را قلبی عطا کند و به این ترتیب خلقت انسان تمام شد

اکنون او اتم هایی در دست داشت جاهل و ناآگاه که در جهان های زمینی , در جهان های اثیری و ذهنی سرگردان شده بودند , تا تجربه کسب کنند و به خانه حقیقی خویش بازگردند و خدا را در اجرای مقاصدش یاری دهند . در اقلیم خاص خود که سرزمین بی نام یا آنامی لوک باشد و نواحی بسیاری که ماورای آن هستند , شمارها بر روی شمارها از این اتم های متجلی نشده غوطه می خوردند . این ذرات به خودی خود از درون ذات او خلق و صادر می شوند و در پهنه ی کالبد کیهانی او ذخیره می گردند

به منظوذ فعال کردن این روح های متجلی نشده و مجرب شدن و خداآگاه شدن آنها , خداوند آنها را به مراتب پایین فرستاد . نخست در مرتیه بالی جهان افکار توقف کردند تا کالبدی از جهان ذهنی فراهم کنند و سپس راهی جهان های پایین تر شده و در جهان اثیری کالبد دیگری به تن کردند . توفق نهایی او در جهان فیزیکی جهت اخیار کردن کالبد جسمانی بود . اکنون می باست اعصار متمادی را در این جهان بماند تا درکی از خویش خدایی خود حاصل کند , بعد سفر بازگست به خانه ی حقیقی ی خویش را آغاز کند

خدا به همگی دلبستگی دارد . هیچ یک از مخلوقات او از این دلبستگی منع نشده اند , و تو می توانی آن را در شبدا بیابی , درکلمه ! او حیات خویش را , عشق خویش را , حکمت و آزادی خویش را از طریق آن به سوی همه مخلوقات در همه ی جهان ها جاری می کند

حال می رسیم به نقطه ی عطف دیگری در خلق خدا و آفرینش مخلوقاتش در جهان های دوگانه , به خلقت زن

در ابتدا آدم بدون نیاز به زن در عالم سیر می کرد چون هر آنچه نیاز داشت برایش فراهم آورده شده بود , مگر کیمیای طبیعت مونث , و خدا در این باره در شگفت شد . پس از این که ابدیتی گذشت , خداوند چشم دیگرش را بر هم زد و با شادی لبخند زد چون او همه ی نیازهای فیزیکی آدمی را بر آورده بود جز نشانه ی طبیعت مونث , که شامل عشق , مهر و خصوصیات عاطفی می شد که برای بازگشت به جهان آنامی لوک لازم داشت

اگر خواسته باشم از اصطلاحات زمینی شما استفاده کنم , باید بگویم که خدا برای مدتی از این بابت آشفته خاطر بود که چگونه این ویژگی را به آدم عطا کند تا بدان وسیله تمام مسئولیت ها را بر دوش او رها کند . آنگاه تصمیم گرفت که روح او را به دو بخش تقسیم کند , اگر چه این امر تا هنگامی که مرد با زن نباشد , و بخشی از وجود او , و تا زن بخشی از وجود مرد نباشد , باعث می شود احساس رضایت نکند

پس خدا این چنین کرد و زن را در کنار او نهاد تا وجه منفی طبیعتش باشد . از آن پس او نمی توانست هیچ گونه مسئولیت الهی را بدون اشتراک و مساعی زن در کنارش به انجام رساند

لکن مرد در اعتراض به این اصل خدائی طغیان کرد و کوشش کرد با به بردگی واداشتن زن روحیه ی او را تضعیف کند . ولیکن روش او کارگر نبود , این چنین که زن حقوق الهی خودش را اعلام کرد و بخش مساوی وجود مرد شد . گذشته از همه چیز , او بدون وجود زن چگونه می توانست باشد - او وجه دیگر طبیعتش شده بود , تا به شکل ها تبلور بخشد و راه بهتری به سوی خدا را به او بنمایاند . زن این امکان را از طریق استفاده از طبیعت پذیرای خویش فراهم آوردنه با استفاده از ارکان منطقی و استدلالی . لیکن از سوی دیگر , زن هم نمی توانست بدون وجود مرد هستی داشته باشد . او به مرد متکی است , چون قدرت الهی در وجود مرد جریان دارد . خدا به اونوعی ذخیره کیمیائی عطا کرده که می تواند مستقیما قدرت الهی رابه سوی خویش جذب کند , اما زن فاقد آن است اما می تواند آن را از مرد دریافت کند

به این دلیل می باید مرد و زن به هم پیوند داشته باشند تا هدایایی را که خدا به آنان بخشیده است با یکدیگر سهیم شوند . و باز هم به همین علت عقد و ازدواج بین آنها خلق شد تا مرد و زن تحت قانون الهی شریک زندگی یکدیگر شوند , و به این وسیله به یکدیگر تجربیاتی را عرضه کنند که هر یک به تنهایی امکان برخورداری از آن را نمی داشتند . به این ترتیب تعادلی بین دو قطب طبیعتشان بوجود می آید

به این منظور است که خداوند مرد و زن را آفرید ; به اقتضای قانونی شگفت انگیز که اوج مظهر الهی در جهان های پایین را در تعادل نگاه دارد ; یعنی آدمی را . پس اگر بشر بدون وجود زن از میان زندگی عبور کند , می باید که در طول تناسخ هایش دفعتا همزاد روح خود را بیابد تا در عرصه ی زندگی یا کالبد کیهانی خدا به تعادل دست یابد و با او یکی شود

در محتوای قانونی که در بالا ذکر شد بیش از اینها جای بحث هست . هیچ روحی نمی تواند به مراتب بالای سات لوک دست یابد تا این که درون خویش به تکامل رسیده باشد , تا هر نیمه از آن دوره های تعادل را طی نکند و با وجود خویش یکی نشود , تا هر یک از خصوصیات دیگری را به خود نگیرد و دست آخر به آن وحدت وجودی نرسد , به شکل نخستین و اصلی , خویش یعنی روح مذکر نخواهد رسید , همان صورتی که در ابتدا خدا او را به زمین فرستاد . این روح در ابتدا ن کیفیاتی را که خداوند اراده کرده بود به همراه داشت ولیکن نمی توانست آن را به تجلی برساند , مگر این که روح به دونیم پاره شود , تا هر بخش مثبت و منفی با گرایش به سوی یکدیگر مسیر تکامل را طی کنند

روح در مرحله ی پنجم ناحیه سات لوک , دوباره به خود گرد می آید و با وصل دو نیمه اش به یکدیگر شایسته ی ورود به جهان های بالاتر می گردد . خدا آنچنان روح را دوباره یکی می سازد که گویی همواره به صورت اصلی خویش بوده و حالا می تواند به خدا بازگشت کند تا جای خویش را در مدار الهی سرزمین بی نام عشق و رحمت باز یابد

غمگیم مباش , چون همه ی ارواح می باید این روش را طی کنند , حتی پیامبران الهی عیسی و موسی و دیگران . آنها همه در ابتدا اتم های غافلی بودند که می بایست به جهان هاب پایین ارسال شوند تا به تکامل برسند و بالاخره از چشم سوزن گذر کردند تا خود خدا شوند و پیام پدر مطلق را به دنیا عرضه کنند . تو هم اینچنین خواهی شد , پس از آنکه این سفر را به پایان برسانی

 

برگرفته از کتاب دندان ببر اثر پال توئیچل
 احد  , silveryboy
احد - 01:38 1388/01/4
17
سلام عیدتون مبارک
گیلدا میم , gilda_m
گیلدا میم - 10:44 1387/12/29
16

منم پیشاپیش سال نو را به همه تبریک می گم . امیدوارم سالی همراه با موفقیت روزافزون و سلامتی به همراه داشته باشید.

برای رسیدن به هدفتون گام اول تعیین مشخص هدف است با تمام جزئیاتش بعد ثبت اون در یک دفترچه است تا زمانی که آرزویی نوشته نشه به حقیقت نمی پیونده. بعد سپردن اون به خداوند است . از خداوند درخواست می کنیم که هر چی خیر و صلاحمون است برای ما مقدر کنه. بعد هم از هر گونه استرس بدور بودن است . وقتی همه رو به خدا سپردی هیچ دلیلی برای استرس و دلشوره وجود نداره . در ضمن باید برای هدفت هم تلاش کنی

این یک روش بسیار عالی برای رسیدن به هدفت است . من بارها از این طریق به اهدافم رسیدم .

برای کسی که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد . هیچ وقت به این جمله شک نکن. این یکی از سخنان تمام افراد موفق است

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 00:26 1387/12/29
15

یکی از بهترین کارهایی که میشه انجام داد تا به اهداف مون برسیم این هست که بیشتر در مورد اون هدفمون بدونیم.

هر کس از زندگیش هدفی داره.این یک جمله ای هست که خیلی کلیشه ای هست و همه بارها و بارها اون رو تکرار کردن.

مهم اینه که در مورد اهداف زندگیمون بدونیم و هم راستا با اونها خودمون رو تقویت کنیم.

نمیدونم که پاسخ شما به این سوال چیه ولی خوشحال میشم بدونم شما چه طور به این موضوع نگاه میکنین.

هر کس به طور متوسط چند تا هدف توی زندگیش داره و اصولا معیار سنجش اینکه چیزی رو به عنوان هدف بگیریم چیه؟

این یه سوال از همه دوستان هست

عید هم بر یکایک شما عزیزان و عاشقان مبارک

مخصوصا گیلدا خانوم که این کلوب رو سرپا نگه داشته

اگر بدونین من چه روزایی رو پشت سر گذاشتم؟ برام دعا کنین ممنونم از همتون

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 18:48 1387/12/24
14

بدانیم که

ذهن مثل یک ماهیچه است که با بیشتر تمرین کردن ورزیدگی بیشتری پیدا می کند.

هر چه از ذهن بیشتر استفاده شود قوی تر می شود.

ساختار ذهن به گونه ای طراحی شده که کوچکترین موفقیت ها احساس مفید بودن و لذت می دهد

پس

برای کسب لذت راه حل مفید ، رسیدن به موفقیت است چه کوچک و چه بزرگ.

برای بهره مندی از قدرت توجه و تمرکز سه اصل وجود دارد 1-تصمیم گیری  2-انضباط  3-اراده

Eat That Frog

(با تصرف)

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 07:11 1387/12/24
13

بسیارند

کسانیکهگاهوبیگاهبیآنکهبدانندچهمیخواهندوچهمیجوینددرپیگمگشتهایحیرانوسرگشتهاند . مثلمنمثلتو.،مثلما.

خیلی

وقتهکهچیزیدرکلوبافکارمثبتننوشتهبودم. شایدچونخودمازافکارمثبتبریدهبودم .یهجورسرگشتهگیبد،یهجوربیتکلیفیوترسازآیندهایکهنههستو نه راهفراریازاونمیشهپیداکرد .اصلامگهبایدازآیندهفرارکرد؟بایدجواباینسوالوسوالهایزیاددیگهایروبرایخودمپیدامیکردم . بایدمیفهمیدمکهدقیقاچیمیخواموبایدچیکارکنم. افکارمثبتینداشتمکهبیامودرکلوبافکارمثبتدیگرانروتشویقکنمبهپیرویازفکرمثبت. نمیخواستممصداقشعرحافظباشمکهچونبهخلوتمیروندآنکاردیگرمیکنند.

دروغ

چرا ! تویاینوانفسایافکارخودماحساسمیکردمومیکنمکهدارمانگاریعاشقمیشم. ....

معمولا

کساییکهتویاینکلوبوکلوبهایمشابهاونمیانهمهازقانونجذبچیزیشنیدن. مندیروزاینروبهچشمدیدم. دوستیداشتمکهدقیقالحظهبهلحظهزندگیشرابهصورتمثبتزندگیمیکردوبرخلافمنخستهنشد .البتهشرایطاونومنباهمخیلیفرقداشتاگرشایداونهمجایمنبودمیبریدازمثبتفکرکردن . اونموفقشدوبهچیزیکهمیخواسترسیدحدود 3 ماهپیشبهمنگفتمنفلانماشینرومیخرموزمانشروهممعلومکردهبودوهمشداشتبهشفکرمیکردحتیعکسشروباخودشحملمیکرد .راستیراستیاونبههدفشرسیدودارههمینجوریپیشمیرهویکدرامدعالیپیداکرده .

میخوام

بگمخیلیبهترهیهبازخونیدوبارهویهکاراموزیدیگهرویفکروذهنخودمونداشتهباشیموهمهچیزرودوبارهازاولبایکنگاهجدیدتریببینیموبسنجیموعملکنیم.
  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
گیلدا میم , gilda_m
گیلدا میم - 09:48 1387/11/10
12

آیا می دانید که :

لکه های سفید روی ناخن ها - زبری پوست- کدری رنگ موها نشانه کاهش کم عنصر روی در بدن برای افرادی که در شهرهای صنعتی زندگی می کنند است .

این موضوع را به تازگی با ترجمه یک مقاله در مورد خواص روی در بدن بدست آوردم.

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 08:14 1387/09/21
11

سلام

خوب میخوام کتاب  حکایت دولت و فرزانگی رو به شما معرفی کنم. یک کتاب کم حجم که توی یک یا نهایتا دو روز میشه اونرو خوند. وبه نسبه قیمت پایینی هم داره. اما تا حالا کلی تجدید چاپ شده.

حکایت جوانی است که به سختی روزگار میگذرونه و هر چی  بیشترکار میکنه به چیزهای کمتری دست پیدا میکنه. او در نهایت داستان با یک میلیونر آشنا میشه و پی میبره هر کس که پولدار تره لزوما به معنی این نیست که کار بیشتری انجام میده.

و از اونجا اون تصمیم به دولتمند شدن میگیره. به نظر من کتاب خوبی هست.

ادامه این کتاب گویا در کتاب دیگری هست با نام حکایت آنکه دلسرد نشد. که البته من اون رو نخوندم .

موفق باشید

هادی شفیعی , shaammahtab
هادی شفیعی - 22:00 1387/09/20
10

سلام و درود بر شما

ممنونم گیلدا خانوم از معرفی این کتاب انشاالله منم دست پر بر میگردم خانوم

بازم لطف کردین

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.