| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
79
|
1311
|
91/2/17 (07:51)
|
|
||
|
|
144
|
872
|
91/2/17 (07:48)
|
|
||
|
|
174
|
2316
|
91/2/17 (07:47)
|
|
||
|
|
41
|
401
|
90/1/26 (08:10)
|
|
||
|
|
9
|
222
|
90/1/26 (08:06)
|
|
||
|
|
15
|
216
|
89/6/26 (22:24)
|
|
||
|
|
367
|
3515
|
89/5/6 (12:09)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
89/3/16 (13:42)
|
|
||
|
|
53
|
600
|
88/12/1 (10:34)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
88/6/12 (12:41)
|
|
||
|
|
0
|
242
|
88/3/3 (17:42)
|
|
||
|
|
0
|
124
|
88/3/3 (17:40)
|
|
||
|
|
41
|
185
|
88/2/28 (08:00)
|
|
||
|
|
187
|
1364
|
88/2/22 (08:38)
|
|
||
|
|
108
|
453
|
88/2/8 (07:57)
|
|
||
|
|
65
|
438
|
88/2/7 (08:13)
|
|
||
|
|
90
|
569
|
88/1/31 (20:50)
|
|
||
|
|
6
|
35
|
88/1/26 (21:22)
|
|
||
|
|
24
|
148
|
88/1/25 (11:54)
|
|
||
|
|
10
|
57
|
88/1/25 (08:26)
|
|
یه تجربه جالب از یکی از اقوام دارم گفتم اینجا هم بنویسم تجربه بسیار زیبایی در مورد تجسم خلاق هستش:
خاله من سالهاست که در زمینه روانشناسی مطالعه داره و همیشه و هر دقیقه روی ذهنش کار کرده چه 20 سال پیش که مجرد بوده چه الان. برام خیلی جالبه که ایشون سالها پیش با موضوعات روانشناسی آشنا بوده. ایشون شخصیت فوق العاده جالب و جذابی داره بطوری که هر کسی باهاش آشنا می شه سریع باهاش صمیمی می شه. یکی از دلایلی که من هم روانشناسی رو برای مطالعه و تحقیق انتخاب کردم ایشون بود . چون از زمانی که 10 سال داشتم در مورد مسائل زیادی باهام صحبت می کرد . و از اون جایی که تفاوت سنی 11 سال رو با هم داریم با هم خیلی صمیمی هستیم.
و اما تجربه ایشون:
ایشون تعریف می کردند 2 سال پیش کتاب راز رو خونده بودم. برام خیلی جالب بود تصمیم گرفتم برای رسیدن به بعضی اهدافم از این شیوه استفاده کنم. هدفم رو خرید ماشین در نظر گرفتم. هر روز تا ذهنم بیکار می شد مخصوصا موقع خواب به این فکر می کردم که یه ماشین خیلی قشنگ دارم و دارم رانندگی می کنم . می گفت: این فکر چنان در ذهن من جا افتاده بود که من 100 درصد مطمئن بودم که ماشین دارم . یه چند روزی از این تفکر خلاق گذشت که یک روزی همسرم عصری اومد و من رو صدا کرد و یک سویج ماشین 206 کف دستم گذاشت و گفت که این ماشین رو برای تو خریدم . خودش تعریف می کرد که من اونقدر شگفت زده شده بودم که اصلا نمی تونستم حرف بزنم.

خلاصه ای از هفت قانون معنوی موفقیت
نوشته :دیپاک چوپرا
نخستین
قانون موفقیت قانون توانایی مطلق است. این قانون مبتنی بر این واقعیت است که
مادرجوهرآگاهی مطلقیم.آگاهی مطلق ، توانایی مطلق ، وحیطه تمامی امکانات وخلاقیت
نامحدود است.
آگاهی مطلق،جوهرمعنوی ماست. همچنین بیکران ونامحدود بودن،شادمانی محض است.حیطه
توانایی مطلق،ضمیر خودتان است.وهرچه طبیعت راستین خود را بیشترتجربه کنید،به حیطه
توانایی مطلق نزدیکتر خواهید شد.
کاربرد قانون
توانایی مطلق
(1) با رعایت سکوت روزانه وبودن محض، با حیطه توانایی مطلق در تماس خواهم
بود.همچنین دست کم روزی دو بار به تنهایی،تقریبا" به مدت نیم ساعت صبح ونیم ساعت
غروب به مراقبه سکوت خواهم نشست.
(2) هرروز مدتی را در ارتباط با طبیعت ونظاره خاموش هوشمندی درون هرموجود زنده
خواهم گذراند.خاموش به تماشای غروب آفتاب یا گوش دادن به صدای اقیانوس یا جویبار یا
به بوییدن عطرگلی خواهم نشست-در وجد سکوتم وبا ارتباط با طبیعت،از تپش حیات اعصارـ
حیطه توانایی مطلق ونامحدود ـ محفوظ خواهم شد.
(3) عدم داوری را تمرین خواهم کرد.روزم را با این جمله آغاز خواهم کردکه :«امروز
دربارهیچ یک از آن چیزها که پیش می آید داوری نخواهم کرد.»و در سراسر روز به خاطر
خود خواهم آورد که داوری نکنم.
****
دومین قانون معنوی
موفقیت،قانون بخشایش (قانون داد وستد) است. هرچه بیشتر ببخشید،بیشتردریافت می
کنید.مهمترین چیزنیت دادوستد است نیت همواره باید ایجاد شادمانی برای بخشاینده
وستاننده باشد.
کاربرد قانون
بخشایش
(1) به هرجا که می روم وبا هرکس که روبرومی شوم،هدیه ای به او می دهم.هدیه می تواند
تحسین یا شاخه گلی یا دعایی باشد.امروز با هرکس که روبرو می شوم،هدیه ای به او
خواهم داد و به این طریق فرایند به جریان انداختن شادمانی وثروت وفراوانی را در
زندگی خودم ودیگران آغاز خواهم کرد.
(2) امروز با سپاس همه هدایایی را که زندگی به من پیشکش می کند دریافت خواهم
کرد:نورآفتاب و آواز پرندگان و بارانهای بهاری یا تحسین بارش برف زمستان را.در
برابر دریافت از دیگران نیز گشوده خواهم بود:خواه هدیه ای مادی و پول یا تحسین یا
یک دعا.
(3) عهد می بندم که با داد وستد گرانقدرترین هدایای زندگی ـ
موهبتهای توجه ومحبت و تحسین وعشق ـ ثروت را درزندگیم
درجریان نگاه دارم.هر بارکه کسی را می بینم، خاموش برای اوخوشبختی وشادی وخوشدلی
آرزو خواهم کرد.
****
سومین قانون معنوی موفقیت،
قانون کارما ست.«کارما» هم عمل است وهم نتیجه آن عمل؛هم علت است وهم معلول؛همه
این اصطلاح را شنیده اید که:«هر چه بکاری همان را درو می کنی.»اگر بخواهیم در
زندگیمان شادمانی ایجاد کنیم،باید بیاموزیم که بذر شادمانی را
بکاریم.بنابراین،مفهوم ضمنی «کارما»انتخاب آگاهانه است .می توانید-هرگاه که
بخواهید-از قانون کارما برای ایجاد ثروت وفراوانی وبه جریان افکندن همه موهبتهای
نیکوبه سوی خود سود جویید.اما نخست باید هشیارانه آگاه شوید که انتخابهایتان
درهرلحظه از زندگیتان آینده تان را می سازد.
کاربرد قانون «کارما»یا
علت ومعلول
(1) امروزانتخاب هرلحظه ام را نظاره خواهم کرد.وصرفا"با نظاره این انتخابها،آنها را
به آگاهی هشیار خود خواهم آورد.می دانم که بهترین راه آمادگی برای هرلحظه در آینده
این است که اکنون کاملا" آگاه باشم.
(2) هر گاه به انتخابی دست می زنم این دو سؤال را ازخود می پرسم :«عواقب این انتخاب
چه خواهد بود؟» و«آیا این انتخاب برای خودم وکسانی که تحت تاثیرآن قرارمی گیرند
توفیق وشادمانی خواهد آورد؟»
(3) از ژرفای دلم هدایت خواهم طلبید تا با احساس آسودگی یا ناآسودگی برایم پیام
بفرستد.اگراین انتخاب احساس آسودگی ایجاد کند،تسلیم آن خواهم شد.اگراین انتخاب
احساس ناآسودگی ایجاد کند، مکث خواهم کرد وبا بصیرت درونم عواقب عملم را خواهم
نگریست.
****
چهارمین قانون معنوی
موفقیت،قانون کمترین تلاش است.این قانون مبتنی براین واقعیت است که
هوشمندی طبیعت با سهولت بی تکاپو ،وبا سبکدلی پذیرا عمل میکند.این اصل کمترین عمل
وعدم مقاومت است.از این رو، این اصل همامنگی وعشق است.هرگاه این درس را از طبیعت
بیاموزیم ،به آسانی آرزوهایمان را بر آورده می سازیم.در دانش ودایی-حکمت کهن
هند-این اصل را به صورت اصل اقتصاد تلاش یا« کمترعمل کن وبیشتر به انجام
برسان.»شناخته اند.این بدان معناست که فقط آرمانی وجود کمرنگ وجود دارد و آنگاه
تجلی آرمان بدون تلاش صورت می گیرد.آنچه که معمولا"«معجزه»خوانده می شود
عملا"نمایانگر قانون کمترین تلاش است.
کاربرد قانون
کمترین تلاش
(1) پذیرش را تمرین خواهم کرد. امروز افراد واوضاع وشرایط وموقعیتها و رویدادها را
همان گونه که پیش می آیند خواهم پذیرفت.خواهم دانست که این لحظه همان گونه است که
باید باشد،زیرا کل کائنات همان گونه است که باید باشد.با عدم ستیز بر ضد این
لحظه،بر ضد کل کائنات به ستیز بر نخواهم خاست.پذیرشم کامل وتمام عیار است.امور را
همان گونه که در این لحظه هستند می پذیرم،نه آن گونه که آرزو می کردم باشند.
(2) با پذیرش امور به همان گونه که هستند ،مسؤلیت وضعیت خود وهمه رویدادهایی را که
به صورت مشکلات می بینم به عهده می گیرم.می دانم که مسؤلیت یعنی ملامت نکردن هیچ کس
یا چیزبرای وضعیتی که دارم (از جمله خودم).این را نیز می دانم که هر مشکلی مجالی
است در جامه مبدل،واین هوشیاری در برابر مجالها به من اجازه می دهند تا این لحظه را
به موهبتی عظیمتر متحول کنم.
(3) امروز آگاهیم درعدم تدافع استقرار خواهد یافت.نیاز به دفاع از نقطه نظرم را رها
خواهم کرد. نیازی احساس نخاهم کرد تا دیگران را مجاب یا ترغیب کنم که نقطه نظرم را
بپذیرند.در برابر همه نقطه نظرها گشوده خواهم ماند ،و سرسختانه به یکی از آنها
نخواهم چسبید.
****
پنجمین قانون معنوی
موفقیت،قانون قصد وآرزو است.این قانون مبتنی براین واقعیت است که در هر نقطه
طبیعت،انرژی واطلاعات وجود دارد.کوچکترین جزء متشکله یک گل یا رنگین کمان یا جسم
انسان،انرژی واطلاعات است.قصد قدرت راستین پس آرزوست وبه تنهایی بسیار قدرتمند است
زیرا قصد،آرزوی بدون دلبستگی به ثمره است.
کاربرد قانون
قصد وآرزو
(1) فهرستی از آرزوهایم تهیه خواهم کرد.این فهرست را به هر کجا که بروم خواهم
برد.پیش از سکوت ومراقبه ام به این فهرست نگاه خواهم کرد.پیش از خواب شبانه ام به
فهرستم خواهم نگریست.صبح به محض بیدار شدن از خواب به آن نگاه خواهم کرد.
(2) فهرست آرزوهایم را رها خواهم کرد وبه زهدان آفرینش خواهم سپرد.یقین دارم هنگامی
که چنین به نظر می رسد که امور به راه خود نمی روند،دلیلی دارد ومشیت کیهانی برایم
طرحهایی بسیار عظیمتر از آنچه تصور می کردم در نظر دارد.
(3) به هنگام همه اعمالم به خاطر خود خواهم آورد تا هوشیاری از لحظه حال را تمرین
کنم.اجازه نخواهم داد موانع،کیفیت توجهم در لحظه حال را از بین ببرند ومتلاشی
کنند.اکنون را همان گونه که هست خواهم پذیرفت،واز طریق ژرفترین وارجمندترین قصدها
وآرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.
****
ششمین قانون معنوی
موفقیت،قانون عدم دلبستگی است.قانون عدم دلبستگی می گوید که برای حصول
هرچیزدرعالم مادی،باید از دلبستگی خود به ثمره آن دست بکشید..قانون عدم دلبستگی، کل
فرایند تکامل را سرعت می بخشد.
کاربرد قانون
عدم دلبستگی
(1) عهد می بندم که امروزعدم دلبستگی را به کار بندم.به خودم واطرافیانم این آزادی
را خواهم داد که همان گونه که هستند باشند.عقیده ام را درهیچ موردی به دیگران تحمیل
نخواهم کرد.راه حلها را بر مشکلات تحمیل نخواهم کرد،تا از این طریق مشکلات تازه
ایجاد کنم.با عدم دلبستگی در همه امور مشارکت خواهم جست.
(2) امروزعدم یقین را به صورت بخشی بنیادی از زندگیم به کارخواهم گرفت.به دلیل
اشتیاقم برای پذیرش عدم یقین،راه حلها خودبه خود ازدل مشکل،ازدل آشفتگی وبی نظمی
واغتشاش،برمی خیزندوپایدارمی شوند.هرچه امور نامطمئن تر به نظر برسند،احساس امنیت
بیشتری خواهم کردزیراعدم یقین ،راه من به سوی آزادی است.از طریق حکمت عدم
یقین،امنیت خود راخواهم یافت.
****
هفتمین قانون معنوی موفقیت ،
قانون دارما است. دارما به زبان سانسکریت یعنی «غایت حیات» .قانون دارما می
گوید برای به انجام رساندن هدفی درقالب جسمانی متجلی شده ایم..برطبق این قانون،صاحب
استعدادهای بی همتایید و به شیوه یی بی همتا آن را بیان وعیان می کنید.کاری هست که
بهتر ازهرکس دیگردراین جهان می توانید آن را به انجام برسانید- وبرای هر کس استعداد
بی همتا وشیوه بیان بی همتای آن استعداد نیزنیازهای بی همتا وجود دارند.وقتی این
نیازها با بیان خلاق استعدادتان مطابقت کنند ، جرقه یی است که فراوانی می آفریند.
کاربرد قانون «
دارما » یا غایت حیات
(1) امروز با مهر ومحبت خدایی را که در ژرفای روحم نهفته است خواهم پروراند.به جان
درونم که هم به جسم و هم به ذهنم روح می بخشد توجه خواهم کرد.خود را به روی سکون
ژرف قلبم بیدار خواهم کرد.آگاهی بی زمان وهستی جاودانه میان وجود محدود به زمان را
با خود همراه خواهم داشت.
(2) از استعدادهای یکتای خود فهرستی تهیه خواهم کرد.آنگاه همه آنچه را که دوست دارم
انجام خواهم داد وبه هنگام بیان وکاربرد استعدادهای بی همتایم در راه خدمت به بشریت،"گذشت
زمان را از یاد خواهم برد و در زندگی خودم ودیگران فراوانی به وجود خواهم آورد.
"
(3) هر روز از خود خواهم پرسید:«چگونه می توانم خدمت کنم؟ چگونه می توانم کمک کنم ؟
پاسخ به این سؤالها به من اجازه خواهد داد تا با عشق به همنوعانم خدمت کنم. »
****
یک داستان واقعی:
یکی از تجربیات یکی از دوستان را می خوام اینجا براتون بنویسم شاید باورتون نشه.
آقای الف در یک شراکت همه مال و اموال خود را از دست داده بود بطوری که حتی برای 5000 تومان نیز باید دست به سوی این و آن دراز می کرد . او به حدی در تنگنا و شرایط روحی بدی بود که تصمیم گرفت چندین بار به زندگی خود خاتمه دهد . من چند سال پیش او را در این وضعیت دیده بودم . ولی بعد از چند سال یک روز او را خیابان دیدم سوار بر یک ماشین مزدا با تعجب جلو رفتم و گفتم آیا شما آقای الف هستید ؟ باورم نمی شد که اون خودش باشه . شرح داستان زندگی خود را داد گفت بعد از شکست ام با آقای آزمندیان اشنا شدم او مرا با تکنولوژی فکر اشنا کرد من با دختر و پسر اقای ازمندیان اشنا شدم و روابط بسیار خوب خانوادگی با انها برقرار کردم . و با کمک اقای دکتر و خانواده او توانستم باز زندگی را از نو اغاز کنم. اکنون ثروت بسیار هنگفتی دارم . در پایان اضافه کرد یکی از الهاماتم را از فیلم راز گرفتم.
به امید اینکه همه موفقتر از روز پیش باشند.





















bisyar aly bood ali agha
albateh nagofteh namanad
ke ali agha be yeky az ahdafeshon ba hamin tekrare 21 rozeh resid movafagh bash
(قسمت اول)
رویاهای خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید. شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد:« شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.» دو عاملی که بیش از هر چیز دیگر بر زندگی شما تاثیر می گذارد یکی این است که اغلب اوقات به چه چیز فکر می کنید و دوم اینکه چگونه به آن فکر می کنید. افراد موفق بیشتر اوقات به اهدافشان فکر می کنند، در نتیجه، مدام به اهدافشان نزدیکتر شده و اهداف نیز مرتبا به آنها نزدیک تر می شوند. هر آنچه بیشتر اوقات به آن فکر کنید در زندگی تان رشد می کند. اگر در مورد اهدافتان فکر ، صحبت و تجسم کنید ، موفقیت شما بسیار بیشتر از کسی خواهد بود که اغلب در مورد نگرانی ها و مشکلات فکر و صحبت می کند.
در اینجا یک فرمول ساده ی هفت مرحله ای برای هدف گذاری و نحوی دست یابی به آن ذکر می شود که می توانید برای میلیونر شدن از آن استفاده کنید.
1. دقیقا مشخص کنید در هر حوزه از زندگی به خصوص در مورد وضعیت مالی تان چه می خواهید؟ اغلب مردم هرگز چنین کاری نمی کنند.
2. خواسته های خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن یادداشت کنید. با انجام این کار، واقعه ی شگفت انگیزی بین مغز و دست شما اتفاق می افتد.
3. برای دست یابی به هر یک از اهداف ، زمان خاصی را معین کنید. اگر هدفی بزرگ باشد، انرا به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و برای انجام هر یک مهلتی تعیین کنید.
4. لیستی از کلیه ی اقداماتی که برای دست یابی به هدفتان ضروری است تهیه کنید و ایده های جدیدی را که به فکرتان خطور می کند مرتبا به لیست اضافه کنید تا تکمیل شود.
5. لیست تکمیل شده را بر حسب درجه اهمیت، اولویت بندی کنید تا برنامه های کارتان به دست آید.
6. براساس این برنامه بلافاصله کار را شروع کنید. تعداد اهداف و برنامه های بزرگی که به علت تنبلی و تاخیر هرگز به ثمر نمی رسند حیرت انگیز است.
7. از همه مهمتر اینکه هر روز کاری کنید که شما را حداقل یک گام به مهمترین هدفتان نزدیکتر کند. در هر کاری که مصمم به انجام آن باشید تعهد به عمل روزانه موفقیت های درخشان به بار می آورد.
قانون جذب
قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان میشود
ایستادگی نکنید
با هرچه مقابله کنید،
ایستادگی می کند.
اندیشه های خود را نسبت به ثروت و پول عوض کنید ==> (ای به قربانت تراول های من...) (فکر این که پول کافی برای همه وجود ندارد را با زباله هایتان به سطل آشغال بیاندازید.)
در یک هفته 100 آرزوی خود را لیست کنید و هفته ای یک بار آن ها را مرور کنید. با این کار به کائنات فرمان می دهید که چیزهایی را که می خواهید برای شما فراهم کند
برای آرزوهایتان زمان دقیق
تعیین كنید و آنها را روی كاغذ بیاورید.توجه
داشته باشید كه آرزوهای شما نباید دست نیافتنی
و غیر ممكن باشد، مثلا نباید آرزو كنید كه
دوستتان تبدیل به خرس یا جامدادی شود! آرزوهای
شما باید واضح، روشن و ممكن باشد. همچنین
آرزوها نباید به كسی آسیب برساند.
نوشتن آرزوها مراحلی داره كه در زیر تعدادی از
اونها رو ذكر می كنم،حتما به این نكات توجه
كنید تا انشاا... به هدفتون برسید:
1.هدف و آرزو باید با باورهای شما هماهنگی
داشته باشد. (برای تغییر باورها می تونید از
تكرار استفاده كنید... با 21 روز تمرین و
تكرار، هر چیزی ملكه ی ذهن انسان می شه.)
2.اهداف را باید با زمان حال بنویسید. (مثلا:
من ماهیانه 1000،000 تومان حقوق دارم.)
3.باید دقیقا مشخص كنید كه در چه تاریخی باید
به آرزوی خود برسید. (مثلا: من در تاریخ:
1387/02/07 یه شغل پردرآمد دارم و یا در تاریخ
1387/07/19 من با دختر مورد علاقه ام، با فلان
مشخصات ازدواج كردم.)
4.وقتی آرزوهاتون رو می نویسید باید تا می
تونید از آرزوهاتون ذوق كنید. احساسات ما در
رسیدن به آرزوهامون تاثیر مستقیم دارند
با تشكر از دوست خوبمان رها خانم
یه مطلب جالب من توی یه کتابی این اواخر خوندم که نوشته بود چرا ما تنها به چیزهایی که نداریم فکر می کنیم بیاییم به چیزهایی که داریم و بابنتشون باید سپاسگزار باشیم هم فکر کنیم
فکر کردن به چیزهایی که نداریم مثل این می مونه که بری خرید و تو
مغازه و به فروشنده بگی من فلان چیز و نمی خوام
به جای اینکه بگی من
فلان چیز و می خوام 
نکته خیلی جالبی بود نازنین جان
یه روزگاری من همه کارهام فجیع به هم گیر کرده بود و اصلا پیش نمی رفت و هیچ راه در رویی نبود .
نشستم روی صندلی یک کاغذ برداشتم و همه چیزهایی رو که داشتم و نکات مثبت بود توی زندگیم ، تمام نعمت ها ، تمام ادم های مفید اطرافم ، اتفاق های خوب رو نوشتم و دیدم 22 مورد شد . با دیدن اون کاغذ فکرم عجیب آروم می شد .
اون کاغذ رو مدت های طولانی توی وسایلم نگه داشتم چون نگاه کردن بهش حال خیلی خوبی بهم می داد .