userinfo close

  ,

شعر و ادبیات


poetry_and_literature

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسن سوزوکی - معاونان
شعر یعنی زیستن شعر یعنی گریستن شعر را مهر می باید شعر را عشق می خواهد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
37
326
90/12/21 (02:55)
47
280
90/12/23 (15:52)
0
0
91/2/15 (10:36)
0
0
90/11/27 (11:35)
0
16
90/8/29 (22:12)
0
20
90/8/29 (22:08)
24
139
90/6/26 (15:03)
9
163
90/6/23 (11:06)
12
161
90/6/23 (11:02)
10
70
90/6/21 (18:02)
1
16
90/6/20 (11:38)
5
159
90/4/9 (15:27)
17
93
90/4/9 (15:24)
22
89
90/4/9 (15:21)
107
268
90/4/9 (12:09)
1
24
89/3/27 (15:03)
7
127
89/3/27 (15:03)
18
130
87/12/8 (00:26)
6
60
87/8/25 (06:48)
3
50
87/8/23 (21:04)

عنوان بحث

محسن خلیلی , fjfjkhalili
محسن خلیلی - 16:52 1386/08/20

شعر

با یکی از کلمه های شعرم ،  یه شعر جدید بنویس

 

فقط لطفا زیر کلمه ای که از شعر قبل انتخاب کردید  و شعر جدید رو بر اساس اون نوشتید خط بکشید و یا پررنگترش کنید .

 

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ،می فرو شم به شما  

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل تنهایتان تازه شود

خوب میدانم،حوض نقاشی من بی ماهیست

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هم نوا , portrait
هم نوا - 15:52 1390/12/23
47
اینجا میتونید دکلمه شعر ایران و جهان رو بشنوید

دکلمه شعر ایران و جهان
علی احقاق جهرمی , ahdafali
علی احقاق جهرمی - 00:56 1390/08/28
46

ماهی ها /  در آینه های پرارتفاع /  پیچ  و تاب های قاصدک ها را /  می شمارند /  تا نورهای بزرگ و گرم را /  در پیچ ناگهانی کوچه ها / صید کنند  / و  بنوشند از / چشمه ی سپید عشق.

علی احقاق جهرمی  (  آرشاویر  )

شهرزاد عظیمی  , sh3475
شهرزاد عظیمی - 10:59 1390/06/23
45

ای فروغ ماه حـسـن از روی رخـشان شـما
آب روی خوبی از چاه زنـخدان شـما
عزم دیدار تو دارد جان بر لـب آمده
بازگردد یا برآید چیسـت فرمان شـما
کـس بـه دور نرگست طرفی نبسـت از عافیت
بـه کـه نفروشـند مسـتوری به مستان شما
بـخـت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مـگر
زان کـه زد بر دیده آبی روی رخـشان شـما
با صـبا هـمراه بفرسـت از رخت گلدستـه‌ای
بو کـه بویی بشـنویم از خاک بسـتان شـما
عـمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جـم
گر چـه جام ما نـشد پرمی بـه دوران شـما
دل خرابی می‌کـند دلدار را آگـه کـنید
زینـهار ای دوسـتان جان مـن و جان شـما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مـجـموع ما زلـف پریشان شـما
دور دار از خاک و خون دامـن چو بر ما بـگذری
کاندر این ره کـشـتـه بـسیارند قربان شـما
ای صـبا با ساکـنان شـهر یزد از ما بـگو
کای سر حـق ناشـناسان گوی چوگان شـما
گر چـه دوریم از بساط قرب همـت دور نیسـت
بـنده شاه شـماییم و ثـناخوان شـما
ای شهنـشاه بـلـنداخـتر خدا را هـمـتی
تا ببوسـم هـمـچو اخـتر خاک ایوان شـما
می‌کـند حافـظ دعایی بـشـنو آمینی بـگو
روزی ما باد لـعـل شـکرافـشان شـما
شهرزاد عظیمی  , sh3475
شهرزاد عظیمی - 17:57 1390/06/21
44

اگر آن ترک شیرازی بـه دسـت آرد دل ما را ... بـه خال هـندویش بخشم سمرقند و بـخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافـت ... کـنار آب رکـن آباد و گلگـشـت مـصـلا را

فـغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شـهرآشوب ... چـنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغـما را

ز عشـق ناتـمام ما جمال یار مستغنی اسـت ... بـه آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم ... کـه عـشـق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشـنام فرمایی و گر نـفرین دعا گویم ... جواب تـلـخ می‌زیبد لـب لعـل شـکرخا را

نصیحـت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند ... جوانان سـعادتـمـند پـند پیر دانا را

حدیث از مـطرب و می گو و راز دهر کـمـتر جو ... کـه کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافـظ ... کـه بر نـظـم تو افـشاند فلک عـقد ثریا را

شرور ( ساناز ) , sanazi_metal
شرور ( ساناز ) - 12:22 1386/11/20
43

سلام

 

شب تنهایی :

 

گوش کن دور ترین مرغ جهان میخواند

 

شب سلیس است و یک دست و با

ز

شمعدانی ها و صدا دار ترین شاخه ی فصل ماه را میشنود

 

گوش کن جاده صدا میزند از دور قدم های تو را

 

چشم تو زینت تاریکی نیست

 

چشم ها را بتکان , کفشها را به پا کن و بیا

 

و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

 

و جهان روی کلوخی بیشیند با تو

 

و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کند

 

پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت

 

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است

 

 

سهراب سپهری    

کیارش ف , sepehrosina
کیارش ف - 01:50 1386/09/9
42

هر شب من و شب تا به سحر بیداریم

                                                    در عالم بیكرانه پنداریم

مبهوت به گردونه بازی زمان

                                                 حیرت زده پشت پرده اسراریم

               

مریم  ع , bestgirl56
مریم ع - 20:19 1386/09/5
41

دوش ، وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و ان در آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

نغمه   ااا , naghmeh_33
نغمه ااا - 13:04 1386/09/5
40

دردا که از ان اهوی مشکین سیه چشم     چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

از رهگذر خاک سر کوی شما بود            هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد

محسن خلیلی , fjfjkhalili
محسن خلیلی - 14:30 1386/09/3
39

بس که دیوار دلم کوتاه است ،هر که از کوچه ی تنهای من میگذرد ،

به هوای هوسی هم که شده ، سرکی میکشد و می گذرد

علی  ام سی , i_love_mohsen_chavoshi
علی ام سی - 02:31 1386/08/30
38
    دستان من عمری نمك خورده دستان تو ان
    هرجوری نفرینت كنم آخر نا نجیبیه
کیارش ف , sepehrosina
کیارش ف - 11:35 1386/08/29
37

«رود» احساس مرا برد به بالا با خود

«باد» دستان مرا برد به صحرا با خود

«عشق» رحمی که نکردست دلم را دزدید

«اشک» چشمان مرا برد به دریا با خود

«دوست» کاری ننمود و بدرید اندوهم

«یار»  اسایش من برد به یغما با خود

«شوخ» امروز مرا دید ز فردا غافل شد

«شیخ» امروز مرا برد به فردا با خود

مریم  ع , bestgirl56
مریم ع - 22:02 1386/08/28
36

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

مریم  ع , bestgirl56
مریم ع - 22:57 1386/08/27
35

حال دل ما امشب خراب است ، خراب

نقش رخ ما نقش برآب است ، بر آب

کیارش ف , sepehrosina
کیارش ف - 21:10 1386/08/27
34

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید

زینهار ای دوستان جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند

خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

مریم  ع , bestgirl56
مریم ع - 20:48 1386/08/27
33

امشب در این خیالم کز دیده ات گریزم !

در جان و دل خزیدی ، حالا چون گریزم ؟

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.