| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
1
|
90/6/22 (19:11)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
90/5/12 (22:11)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
89/9/20 (20:00)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/9/20 (19:45)
|
|
||
|
|
75
|
115
|
89/7/29 (12:15)
|
|
||
|
|
23
|
198
|
88/5/30 (22:58)
|
|
||
|
|
7
|
66
|
88/5/30 (15:54)
|
|
||
|
|
1
|
42
|
88/5/30 (15:39)
|
|
||
|
|
2
|
102
|
88/5/30 (15:37)
|
|
||
|
|
5
|
43
|
88/5/30 (15:31)
|
|
||
|
|
30
|
194
|
88/5/30 (14:38)
|
|
||
|
|
2
|
46
|
88/5/30 (14:33)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
88/5/30 (04:58)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
88/5/29 (16:35)
|
|
||
|
|
7
|
36
|
88/5/27 (23:43)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
88/5/22 (00:09)
|
|
||
|
|
13
|
67
|
88/5/16 (03:11)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
88/5/16 (03:05)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
88/5/16 (03:03)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
87/6/12 (15:54)
|
|
هر کجا هستم، باشم به درک!
من که باید بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت!
من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد!
تیپ را باید زد!
جور دیگر اما...
کار را باید جست.
کار باید خود پول.
کار باید کم و راحت باشد!
فک و فامیل که هیچ...
با همه مردم شهر پی کار باید رفت!
بهترین چیز اتاقی ست
که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست!
سید خندان یه نفر!
سوئیچم کو؟
چه کسی بود صدا کرد زورو؟
من از شهر غریب بی نشونی اومدم
برای هم صدایی ، هم زبونی اومدم
من از دشتهای دور و جاده های پرغبار
سراپای وجودم اشتیاق و انتظار
پر از گرد و غبار میام از راه دور
من از قصه پرم ؛ توای سنگ صبور
چه خوبه پاك كنی غبارو از تنم
که خستم از سفر به فکر موندنم
غریب آشنا ، غریب آشنا
به حرفام گوش بده ؛ بخون بازم برام
من و تو باهمیم ؛ نگو تنهام
چه خوبه سقفمون یكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم
تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پرغبار
برای هم صدایی ، هم زبونی اومدی
تو از راه میرسی ، پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
غریب آشنا ، دوستت دارم بیا
میشینم می شمرم روزا و لحظه ها
چه خوبه سقفمون یكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی خونم
تو زندونم با تو ، من آزادم
هو
درود
بسیار ازهمه تشکر میکنم
خیلی هم زیبا بود برادر مهربان و دوست داشتنی من
آرزومند آرزوهایتان
پرنسس
تو امتداد سرنوشت
کی بود که از تو می نوشت؟
زندگی من و تو رو
با غم و غصه می سرشت؟
با این همه گناه و درد
کی می ره آخرش بهشت؟
ببین ببین که دست من
هر جا رسید از تو می نوشت
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
اگه تو باشی پیش من
سوت دلای در به در
دوباره خورشید می کشم
رو این شبای بی ثمر
سحر میاد شب سر میشه
درای بسته باز می شه
بهار میاد تو باغمون
برکه ی من دریا میشه
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
منو ببر ، منو ببر
بریم یه جای بی خطر
یه جا که از تو بشنوم
بگی برام گریه بخر
بگو بگو به من بگو
که من نشستم پشت در
هر کجا هستم، باشم به درک!
من که باید بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت!
من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد!
تیپ را باید زد!
جور دیگر اما...
کار را باید جست.
کار باید خود پول.
کار باید کم و راحت باشد!
فک و فامیل که هیچ...
با همه مردم شهر پی کار باید رفت!
بهترین چیز اتاقی ست
که از دسته چک و پول پر است!
پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست!
سید خندان یه نفر!
سوئیچم کو؟
چه کسی بود صدا کرد زورو؟