| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
690
|
12101
|
91/3/12 (14:14)
|
|
||
|
|
826
|
33899
|
91/3/12 (14:10)
|
|
||
|
|
869
|
2191
|
91/3/11 (23:42)
|
|
||
|
|
878
|
34378
|
91/3/8 (18:23)
|
|
||
|
|
834
|
20003
|
91/3/7 (11:57)
|
|
||
|
|
153
|
5050
|
91/3/7 (01:19)
|
|
||
|
|
1109
|
4770
|
91/3/6 (17:48)
|
|
||
|
|
300
|
8695
|
91/3/6 (06:59)
|
|
||
|
|
1886
|
90504
|
91/3/4 (07:43)
|
|
||
|
|
142
|
6088
|
91/2/31 (16:36)
|
|
||
|
|
293
|
31563
|
91/2/31 (09:01)
|
|
||
|
|
9
|
493
|
91/2/26 (18:20)
|
|
||
|
|
189
|
8142
|
91/2/23 (13:44)
|
|
||
|
|
728
|
23609
|
91/2/22 (08:19)
|
|
||
|
|
134
|
1252
|
91/2/20 (19:12)
|
|
||
|
|
364
|
21320
|
91/2/13 (10:53)
|
|
||
|
|
260
|
13087
|
91/2/13 (09:06)
|
|
||
|
|
379
|
3556
|
91/2/13 (08:46)
|
|
||
|
|
39
|
4926
|
91/1/31 (11:44)
|
|
||
|
|
79
|
7882
|
91/1/20 (01:45)
|
|
بنویسید بعد مرگم روی سنگ ، با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ ، اینکه اینجا خفته در این گور سرد ، بودنش را هیچ کس باور نکرد.
دوستان شعری كه مایلید روی سنگ مزار شما نوشته بشه اینجا بنویسید
لطفا زیباترین شعرهایی رو که روی سنگ قبرها خوندید. یا در آگهی های تسلیت دیدید. برای استفاده دیگران اینجا بنویسید
از پنجره بسته فریاد نمیآید
بگذر كه ازین خسته فریاد نمیآید
برخیز كه چشمانت شد مشعل جان من
از آتش بنشسته فریاد نمیآید
این حنجره خونین شد از باده تلخ تو
سازی است كه بشكسته فریاد نمیآید
از قلب خموش من آواز چه میخواهی؟
عمریست كه دل بسته فریاد نمیآید
بنگر كه سعید امشب خاموش و سبكبالست
از قید جهان رسته فریاد نمیآید
از غربتم آنقدر بگویم که پس از تو
حتی ننشستست غبری به مزارم
نفرین گل سرخ بر این شرم که نگذاشت
یکبار به پیراهن تو بوسه بکارم
نقل قول از سیاه بوف کور
ای کــاش رهگــذر پیـــر دانــد حقیقـــت انــزوایـم را
من زین دنیا خانه ای میخواهم از برای عاقبت به خیری
دلباز
تا که دگر نگیرد دلِ تنگم درآن
سنگ نما،
در دور دستها،
بر جایگه رخ نقش جغدی زنید سیاه
ای کاش رهگذر پیر داند حقیقت انزوایم را
بر سنگتراش گو نباشد زمن نام و نشانی
میخواهم در اوج تنهایی، گمنامی ام را
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ؟
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دَم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگ بارم را
به سراغ من اگر می آیی
تند و آهسته چه فرقی دارد
تو به هر جور دلت خواست بیا
بنویس هر آنچه میخواهی بر مزارم
بخوان هر آنگونه که خواهی مرا
لیک در یاد داشته باش غریبیِ غربتم را