| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
690
|
12101
|
91/3/12 (14:14)
|
|
||
|
|
826
|
33899
|
91/3/12 (14:10)
|
|
||
|
|
869
|
2191
|
91/3/11 (23:42)
|
|
||
|
|
878
|
34378
|
91/3/8 (18:23)
|
|
||
|
|
834
|
20003
|
91/3/7 (11:57)
|
|
||
|
|
153
|
5050
|
91/3/7 (01:19)
|
|
||
|
|
1109
|
4770
|
91/3/6 (17:48)
|
|
||
|
|
300
|
8695
|
91/3/6 (06:59)
|
|
||
|
|
1886
|
90504
|
91/3/4 (07:43)
|
|
||
|
|
142
|
6088
|
91/2/31 (16:36)
|
|
||
|
|
293
|
31563
|
91/2/31 (09:01)
|
|
||
|
|
9
|
493
|
91/2/26 (18:20)
|
|
||
|
|
189
|
8142
|
91/2/23 (13:44)
|
|
||
|
|
728
|
23609
|
91/2/22 (08:19)
|
|
||
|
|
134
|
1252
|
91/2/20 (19:12)
|
|
||
|
|
364
|
21320
|
91/2/13 (10:53)
|
|
||
|
|
260
|
13087
|
91/2/13 (09:06)
|
|
||
|
|
379
|
3556
|
91/2/13 (08:46)
|
|
||
|
|
39
|
4926
|
91/1/31 (11:44)
|
|
||
|
|
79
|
7882
|
91/1/20 (01:45)
|
|
شعرهایی از خودتون. نظرتون رو هم درباره شعر قبلی که نوشته شده است بنویسید. ضمناً جدای از نظر دادن از 20 امتیاز هم به انتخاب خودتان به شاعر قبلی امتیاز بدهید.
آی بی انصافـــــــــــــــــــ
چشمانــــــــــم سفید شـــــــــــــدند
بســـــــــــکه انتظار کشیدنـــــــــــــــد
روزهـــــــــــــــا را
هفتـــــــــــــــــــــــــــــــــه ها را
ماه و سال را وجب کردند و نیــــــــــــــــــــــامدی
دارد کسالت می چکد از بیت بیتم
قافیه اش پفیوزها!!!؟... فرقی ندارد!
نهایت بی انصافیست.
)
جناب سوم شخص مفرد .... سپاسگذارم از لطف و توجه تان 
سلام ...
جناب آقای عمرانی ... شما لطف کردید که نظرتون را فرمودید ... و خیلی ممنونم از توجه تون ...
فقط شاید لازم باشه عرض کنم که من اصلا شاعر نیستم فقط گاهی جسارت کرده و ادای شاعران را در میارم ... و حس و حال اون لحظه ی خودم را ... روی کاغذ ترسیم میکنم ... اینه که هیچ آداب و ترتیبی درش نیست ...
امیدوارم شاعران گرامی گروه ... این جسارت و بی سوادی را ببخشایند ...
این چیزی که الان میذارم یکی دیگه از کارای اخیرمه
........................
و رفتی از کنارم زود ای داد
تحمل تا به کی؟ ای داد... فریاد
چه رنجی میکشید ای وای بر من
از این شیرین زهرآلود فرهاد
دلم آتش گرفت از درد دوری
دلم تنگ آمد از دردی که او داد
پشیمانم... خدا میداند اما
که بد کردم و رفتم زود از یاد
کسی دریابد آخر این دلم را
کند آزادم از دنیای ناشاد
کسی اشکی نریزد بهر قلبم
«خودم کردم که لعنت بر خودم باد»
۰۶/۱۰/۹
دارد کسالت می چکد از بیت بیتم
قافیه اش پفیوزها!!!؟... فرقی ندارد!
نهایت بی انصافیست.
)سناریوئی رئالیستیک به حال اکران است
تمی که سوژه ی آن انفعال - انسان است
همه به حال تماشا و نیز در بازی
تمام واقعه ها حکم کارگردان است
به جستجوی زمانی که رفته از دستش
همیشه "مارسل" این قصه گیج و حیران است (*)
تویی و دغدغه ی "این" و "آن" نمی دانی؛
که پشت پرده ی این قصه،"این" همان "آن" است
شبیه پاندول ساعت همیشه در تکرار
تمام فعل و مکانت دو کنج همسان است
تو اسب شرط بندی این صحنه ای مهیا کن:
رقابتی که میان "خدا" و "شیطان" است...
من ــ گزین کرده سه تا واژه ی افسرده ، سیاه
من ــ به دستم دو سه تایی گل پژمرده ، سیاه
مکــر آیینه و جـراحـــی لبخــند بــه لب
من ــ تظاهر به یکی باور و آزرده ، سیاه
نیم شب ــ دلهره ی هستی و یک مشت سخن
من ــ غزل ــ قافیه هایم همه دلمرده ، سیاه
طرحی از وسوسه ی میوه ی ممنوعه به قاب
من ــ وتابوتی از ابلیس که بر گـُرده ، سیاه
زندگی ــ بسط فریبای موتیف هرزه
من سر گشته ــ سه تا نقطه ی افسرده ،سیاه
نیم شب !!ــ وسوسه!!ــ شماطه ی ساعت!!ــ تردید!!
انتحـــــار و من و یک مـــــــرگ رقم خورده ، سیاه..
یک بار تو را گویم تا چند پریشانم یک بار کنم قصه از دیده گریانم
یک چند گره از دل با زلف تو بگشایم وز تیغ دو ابرویت خون جگر افشانم
چون شیر به دامم من در چشم غزال تو ای دوست رهایی ده من صید تو می مانم
از جام دل انگیزت یک چند مرا می ده تا با نفست ساقی اغیار بشورانم
ای عشق مگیر از من آن داغ غم هجران کین مرهم جانم را بر درد بیفشانم
لیلی تو همی دانی ما را به کجا بردی؟ مجنونم و صحرا را میپویم و حیرانم
آشفته مگو با من از سوز غم هجران کین قصه پر غصه عمریست که میدانم