userinfo close

  ,

شعر


poemclub

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سارا ا - معاونان
به سایت آزاداندیش www.Azadandish.ir سر بزنید.فراموشمون نكنید منتظر خبرها و یا نظراتتون در سایت آزادا ادامه »
به سایت آزاداندیش www.Azadandish.ir سر بزنید.فراموشمون نكنید منتظر خبرها و یا نظراتتون در سایت آزاداندیش هستم وبلاگهای زیبا اگه داشته باشید برام آدرسشو بفرستید در اون سایت معرفی می كنم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
690
12101
91/3/12 (14:14)
826
33899
91/3/12 (14:10)
869
2191
91/3/11 (23:42)
878
34378
91/3/8 (18:23)
834
20003
91/3/7 (11:57)
153
5050
91/3/7 (01:19)
1109
4770
91/3/6 (17:48)
300
8695
91/3/6 (06:59)
1886
90504
91/3/4 (07:43)
142
6088
91/2/31 (16:36)
293
31563
91/2/31 (09:01)
9
493
91/2/26 (18:20)
189
8142
91/2/23 (13:44)
728
23609
91/2/22 (08:19)
134
1252
91/2/20 (19:12)
364
21320
91/2/13 (10:53)
260
13087
91/2/13 (09:06)
379
3556
91/2/13 (08:46)
39
4926
91/1/31 (11:44)
79
7882
91/1/20 (01:45)

عنوان بحث :: این بحث را 25 نفر دنبال می کنند.

سارا ا , cloobidsara
سارا ا - 04:18 1385/05/28

شعرهایی كه خودتون گفتید

شعرهایی از خودتون.  نظرتون رو هم درباره شعر قبلی که نوشته شده است بنویسید. ضمناً جدای از نظر دادن از 20 امتیاز هم به انتخاب خودتان به شاعر قبلی امتیاز بدهید.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فریاد سکوت , faryadekhamush
فریاد سکوت - 10:17 1391/03/7
690

آی بی انصافـــــــــــــــــــ

 

چشمانــــــــــم سفید شـــــــــــــدند

 

بســـــــــــکه انتظار کشیدنـــــــــــــــد

 

روزهـــــــــــــــا را

 

هفتـــــــــــــــــــــــــــــــــه ها را

 

ماه و سال را وجب کردند و نیــــــــــــــــــــــامدی

علیرضا زینلی , aireza_tiamena
علیرضا زینلی - 02:05 1391/03/7
689
میتوان تا عاقبت عاشق نشست.    بوی احساس خدا ساده گسست.                                میتوان ساده خدایی را نگاشت.       ای تو بی مهر گدای بت پرست.                                    از منم عمری نمانده بی مجال.        در پی صدها قباله دل شکست.                                  من خدایی را به پروانه دهم.             هر دلی در پی پروانه خجست.                                    انکه نزدیک است به عشق من چرا؟  به ستوه بی مساوات دل نبست.
علیرضا زینلی , aireza_tiamena
علیرضا زینلی - 01:58 1391/03/7
688
سلام من امتیاز نمیدم چون ذوق انسان ها خیلی با ارزشن.سلام به همه دوستان اگر قابل بدونید.

عرشی فرشی , arshia505
عرشی فرشی - 19:21 1391/02/20
687

یه لایک برا همه

فریاد سکوت , faryadekhamush
فریاد سکوت - 10:35 1391/01/18
686
سلام جناب ععرانی ....ممنون شما لطف دارید
سارا ر , sara40
سارا ر - 18:14 1391/01/17
685
نقل قول از : سوم شخص مفرد


جناب عمرانی هرچند فرموده اید که "نظر منه" و من نباید پا در کفشتان کنم، اما نادیده گرفتن بیتی مثل

دارد کسالت می چکد از بیت بیتم

قافیه اش پفیوزها!!!؟... فرقی ندارد!

نهایت بی انصافیست.
در بعد تصویر سازی باید عرض کنم که؛
دنیای امروز ما خاصه در بحث هنر بسیار گسترده است. نباید انکار کرد که ما دوره ی مدرنیسم رو پشت سر گذاشتیم و هنر دوران پست مدرن در اوج خود همه ی تعاریف و مصادیق زیبایی کلاسیک و مدرن رو به دور میریزه.

اما در مورد وزن هم عمداً این بیت رو انتخاب کردم چون وزن لنگ میزنه که اصلاً از ویژگی های غزل پست مدرنه.

این شعر رو نمیشه در چند سطر توصیف کرد. خاصه که ردیف آن "فرقی ندارد" است و به نوعی ترسیم کننده ی ابزوردیته. کلمات و قالب در این شعر (آگاهانه یا نا خودآگاه) به زیبایی تمام انتخاب شده اند.

خانم سارا گستاخی مرا بخاطر نظر دادن به شعرشان خواهند بخشید()


جناب سوم شخص مفرد .... سپاسگذارم از لطف و توجه تان

 

سارا ر , sara40
سارا ر - 18:12 1391/01/17
684
نقل قول از : مرتضی عمرانی

خانم سارا سلام چهار بیت اول غزلتون زیباست خیلی قوی ولی بعد از فانوس غزلتون خالی از تصویر و وزن قوی میشه البته این نظر منه ببخشید


سلام ...

جناب آقای عمرانی ... شما لطف کردید که نظرتون را فرمودید ... و خیلی ممنونم از توجه تون ...

فقط شاید لازم باشه عرض کنم که من اصلا شاعر نیستم فقط گاهی جسارت کرده و ادای شاعران را در میارم ... و حس و حال اون لحظه ی خودم را ... روی کاغذ ترسیم میکنم ... اینه که هیچ آداب و ترتیبی درش نیست ...

امیدوارم شاعران گرامی گروه ... این جسارت و بی سوادی را ببخشایند ...

 

سعید فروتن , saeidforutan67
سعید فروتن - 12:51 1391/01/17
683

این چیزی که الان میذارم یکی دیگه از کارای اخیرمه

........................

و رفتی از کنارم زود ای داد

تحمل تا به کی؟ ای داد... فریاد

چه رنجی میکشید ای وای بر من

از این شیرین زهرآلود فرهاد

دلم آتش گرفت از درد دوری

دلم تنگ آمد از دردی که او داد

پشیمانم... خدا میداند اما

که بد کردم و رفتم زود از یاد

کسی دریابد آخر این دلم را

کند آزادم از دنیای ناشاد

کسی اشکی نریزد بهر قلبم

«خودم کردم که لعنت بر خودم باد»

۰۶/۱۰/۹

سوم شخص مفرد                , s2000_vahid
سوم شخص مفرد - 02:40 1391/01/17
682
نقل قول از : مرتضی عمرانی

خانم سارا سلام چهار بیت اول غزلتون زیباست خیلی قوی ولی بعد از فانوس غزلتون خالی از تصویر و وزن قوی میشه البته این نظر منه ببخشید

جناب عمرانی هرچند فرموده اید که "نظر منه" و من نباید پا در کفشتان کنم، اما نادیده گرفتن بیتی مثل

دارد کسالت می چکد از بیت بیتم

قافیه اش پفیوزها!!!؟... فرقی ندارد!

نهایت بی انصافیست.
در بعد تصویر سازی باید عرض کنم که؛
دنیای امروز ما خاصه در بحث هنر بسیار گسترده است. نباید انکار کرد که ما دوره ی مدرنیسم رو پشت سر گذاشتیم و هنر دوران پست مدرن در اوج خود همه ی تعاریف و مصادیق زیبایی کلاسیک و مدرن رو به دور میریزه.

اما در مورد وزن هم عمداً این بیت رو انتخاب کردم چون وزن لنگ میزنه که اصلاً از ویژگی های غزل پست مدرنه.

این شعر رو نمیشه در چند سطر توصیف کرد. خاصه که ردیف آن "فرقی ندارد" است و به نوعی ترسیم کننده ی ابزوردیته. کلمات و قالب در این شعر (آگاهانه یا نا خودآگاه) به زیبایی تمام انتخاب شده اند.

خانم سارا گستاخی مرا بخاطر نظر دادن به شعرشان خواهند بخشید()
سوم شخص مفرد                , s2000_vahid
سوم شخص مفرد - 22:21 1391/01/16
681
شعر اسب شرط بندی بازتابی است از یک باور دینی؛
.
.

سناریوئی رئالیستیک به حال اکران است

تمی که سوژه ی آن انفعال - انسان است

 

همه به حال تماشا و نیز در بازی

تمام واقعه ها حکم کارگردان است

 

به جستجوی زمانی که رفته از دستش 

همیشه "مارسل" این قصه گیج و حیران است  (*)

 

تویی و دغدغه ی "این" و "آن" نمی دانی؛

که پشت پرده ی این قصه،"این" همان "آن" است

 

شبیه پاندول ساعت همیشه در تکرار

تمام فعل و مکانت دو کنج همسان است

 

تو اسب شرط بندی این صحنه ای مهیا کن:

رقابتی که میان "خدا" و "شیطان" است...



سوم شخص مفرد                , s2000_vahid
سوم شخص مفرد - 22:17 1391/01/16
680

من ــ گزین کرده سه تا واژه ی افسرده ، سیاه

من ــ به دستم دو سه تایی گل پژمرده ، سیاه

 

مکــر آیینه و جـراحـــی لبخــند بــه لب

من ــ تظاهر به یکی باور و آزرده ، سیاه

 

نیم شب ــ دلهره ی هستی و یک مشت سخن

من ــ غزل ــ قافیه هایم همه دلمرده ، سیاه

 

طرحی از وسوسه ی میوه ی ممنوعه به قاب

من ــ وتابوتی از ابلیس که بر گـُرده ، سیاه

 

زندگی ــ بسط فریبای موتیف هرزه

من سر گشته ــ سه تا نقطه ی افسرده ،سیاه

 

نیم شب !!ــ وسوسه!!ــ شماطه ی ساعت!!ــ تردید!!

انتحـــــار و من و یک مـــــــرگ رقم خورده ، سیاه..

فرشید محسن زاده , ashofteh1369
فرشید محسن زاده - 21:35 1391/01/16
679

یک بار تو را گویم تا چند پریشانم                یک بار کنم قصه از دیده گریانم

یک چند گره از دل با زلف تو بگشایم          وز تیغ دو ابرویت خون جگر افشانم

چون شیر به دامم من در چشم غزال تو                    ای دوست رهایی ده من صید تو می مانم

از جام دل انگیزت یک چند مرا می ده                      تا با نفست ساقی اغیار بشورانم

ای عشق مگیر از من آن داغ غم هجران                    کین مرهم جانم را بر درد بیفشانم

لیلی تو همی دانی ما را به کجا بردی؟                       مجنونم و صحرا را میپویم و حیرانم

آشفته مگو با من از سوز غم هجران                              کین قصه پر غصه  عمریست که میدانم

سوم شخص مفرد                , s2000_vahid
سوم شخص مفرد - 21:35 1391/01/16
678
نقل قول از : محمد سعید

به دنیای دنی من خنده کردمــــــ
گرفتی دلخوشی را خنده کردمـــ
بدیدم سختی و نامردمی هــــــا
 به این نامردمی ها خنده کردمـــ
غرور و کبر من از هم فرو ریختـــــ
بر این بازی دنیا خنده کردمــــــــ
تو گفتی عشق ، باران ، زیریک چتر
به این عشق و به باران خنده کردم
تصور میکنی دنیا حباب استـــــــ
 به این مصداق صادق خنده کردم
تو بگریزیــــــــــ زمن ، من در پی تو
  به باور کردنت من خنده کردمـــــ
تووهم بود این عشق خیالیـــــــــ
  به این رویای صادق  خنده کردم
من از جنس غمم از غم چه نالم
من از اسم سعید"م خنده کردم


زیبا بود اما؛
1) قافیه نداره و 2) این که مصرع آخر معنی خاصی نداره ظاهراً.
 البته مورد دوم نظر شخصی منه اما مورد اول یه قانونه
مرسی
مرتضی  عمرانی , mortezaomrani
مرتضی عمرانی - 20:49 1391/01/15
677
آقای سعید این خیلی زیبا بود مرسی
مرتضی  عمرانی , mortezaomrani
مرتضی عمرانی - 20:48 1391/01/15
676
فریاد سکوت سلام .. عمق نگاهم را ببین قیماتی بر پاست.. این خیلی زیباست
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.