| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
690
|
12101
|
91/3/12 (14:14)
|
|
||
|
|
826
|
33899
|
91/3/12 (14:10)
|
|
||
|
|
869
|
2191
|
91/3/11 (23:42)
|
|
||
|
|
878
|
34378
|
91/3/8 (18:23)
|
|
||
|
|
834
|
20003
|
91/3/7 (11:57)
|
|
||
|
|
153
|
5050
|
91/3/7 (01:19)
|
|
||
|
|
1109
|
4770
|
91/3/6 (17:48)
|
|
||
|
|
300
|
8695
|
91/3/6 (06:59)
|
|
||
|
|
1886
|
90504
|
91/3/4 (07:43)
|
|
||
|
|
142
|
6088
|
91/2/31 (16:36)
|
|
||
|
|
293
|
31563
|
91/2/31 (09:01)
|
|
||
|
|
9
|
493
|
91/2/26 (18:20)
|
|
||
|
|
189
|
8142
|
91/2/23 (13:44)
|
|
||
|
|
728
|
23609
|
91/2/22 (08:19)
|
|
||
|
|
134
|
1252
|
91/2/20 (19:12)
|
|
||
|
|
364
|
21320
|
91/2/13 (10:53)
|
|
||
|
|
260
|
13087
|
91/2/13 (09:06)
|
|
||
|
|
379
|
3556
|
91/2/13 (08:46)
|
|
||
|
|
39
|
4926
|
91/1/31 (11:44)
|
|
||
|
|
79
|
7882
|
91/1/20 (01:45)
|
|
(روزگاری است سخت بی فریاد)
رفتنت باز کار دستم داد
رفتم از دوری تو بنویسم
دشمن خانگی مجال نداد
(روزگاری است سخت بی فریاد)
من همان نردبان دیروزم
حال امروز من تماشایی است
هیزمم کرده اند و می سوزم
(روزگاری است سخت بی فریاد)
من همان خاک آسمان گردم
وسعتم کشتگاه دوزخ هاست
من امیر قبیله ی دردم
(روزگاری است سخت بی فریاد)
از تن من گناه می ریزد
بگذاریدم اعتراف کنم
شهوت من به چاه می ریزد
روزگاری است بی تو بی بنیاد
رفتنت باز کار دستم داد
رفتم از دوری تو بنویسم
هق هق گریه ام مجال نداد
گریه کردم ولی به آرامی
گریه درد مرا علاج نکرد
هیچ دستی و هیچ آغوشی
با جنون من ازدواج نکرد
گریه کردم ولی به آرامی
آسمان لای هق هقم گم شد
ننگ این باغ باغبان را کشت
سیب من دست خورد مردم شد....
وطن من تو بودی و هیهات
وطنم خاک دشمنم شده است
غیرتم کشت از این که نا اهلی
متعرض به میهنم شده است
وطن من تو بودی و هیهات
وطنم خاک دشمنم شده است
چه کنم غیرت نداشته را
اجنبی صاحب زنم شده است
با توام ای پلنگ بی چنگال
دست از سرزمین من بردار
وطن من تن مقدس اوست
سرزمین مرا به من بسپار
سرزمین مرا به من بسپار
سفله ها را چه با خداوندی؟!
دودمان مرا به باد نده
تپه ها را چه با دماوندی؟!
نازنین یار! نازنین دلدار!
بی تو راهی به هیچ جایی نیست
زندگی بی تو سخت می گذرد
که به هفت آسمان خدایی نیست
نازنین یار! نازنین دلدار!
من و تو بازهم بد آوردیم
بال بال کبوترانه زدیم
بین مشتی کلاغ گل کردیم
نازنین یار! نازنین دلدار!
می توانی به گریه بنشینی
شرح یک مرگ نابهنگام است
زندگی نیست این که می بینی
سرنوشت من و تو هم این بود
پرسه در کوچه های بی عابر
مرگ دریک خرابه ی بی عشق
زندگی در جهان بی شاعر
سرنوشت من و تو هم این بود
گریه پای دروغ تکراری
من تعهد به دیگری دارم
تو تعلق به دیگری داری
خسته از روزهای بی آغوش
خسته از روزهای بی یارم
با قلم قدرت نوشتن نیست
حال و روز مزخرفی دارم
با تو یا بی تو هیچ فرقی نیست
جمعه را شنبه ای نمی آید
دل به این سکس نیمه کاره نبند
پهلوان پنبه ای نمی آید
کاش این ناسروده های سیاه
آخرین انتحار من باشد
کاش این یاوه های بی سر وته
شعر سنگ مزار من باشد
(روزگاری است سخت بی فریاد)
می روم از تو دست بردارم
سگ مردن بدان شرف دارد
زندگی کردنی که من دارم
...
علی اکبر یاغی تبار...با خوندن شعر مرغ عرشی مهدی سهیلی بی اختیار اشكم جاری میشه خدا سایه همه مادرها را رو سر بچه هاشون مستدام كنه
ای مرغ عرشی
ای مادر من
ای خفته در چنگال پاییز
گمان کردم که با من همدل و همدین وهمدردی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
این شعر رو خودم گفتم واسه یکی از دوستام که از دست دادمش و هر کی خونده گریه کرده (خودم از همه بدتر) پیشنهاد می کنم بخونیدش:
(((بهترین رفیق)))
امـروز می خـوام راحـت باشم،حرف دلم رو بزنم
حواسم اما پرت می شه،باز مِثِ هر بار می دونم
دیگه بریدم از همه، خستم از این در به دری
فکر کن همه دهن باشن ،تو عین گوشی که کری
کاش اونقَدَر خوب می شدم،دعا می کردم بمیرم
الان می ترسم بدیهام، آخـر بشـن دامنـگیرم
فقط یه دلخوشی دارم، همون که تنهـا عشقمـه
با اینکه بعضی لحظه ها،تیشه به ریشم می زنه
خیلی زیاد دوستش دارم،حسابی تسکینم می ده
در عوضش دنیااز عشق،یک دلِ مسکیـنـم مـی ده
عشـق گـلم طـلائیـه،می کُشـه دل رو با نـگاش
من که لیاقت ندارم ، باشم تا دنیاهست باهاش
حس می کنم که عمر من،کوتاه تر از پلک زدنه
حیرونم از کار دلم ، کـاری چرا نـمی کنه؟
نسرینمو خدا گرفت،برد تا پیش ستاره ها
حالا همش به من میگه:اگه می خوایش تو هم بیا
نسرین یادت هست همیشه،چقدر قشنگ می خندیدی؟
چی شد؟یهو دلت گرفت؟از پیش ما پر کشیدی
همه تا اینو فهمیدن،گفتن:خدا رو شکر که مُرد
امّا نفهمیدن چه طور یاد تو این دلم رو برد
آرزوهامون یادته؟شلوغیهامون رو چطور؟
کی گفت بهت به این زودی،دلت رو از دنیا ببُر؟
مداد فشاریت یادته،زنگ خانوم دوستی چی شد؟
تغذیه ی یواشکی؟ نسرین تو رویاهات چی شد؟
معلم شیمی شدی؟همکار صدری،یادته؟
چیزی که از تو موند عزیز،تموم خاطراتته
نسرینِ من دلت اومد از غصه هات دل بکنی؟
دیدی که روز دفن تو،رو دلها بود چه ماتمی؟
یه دوست پاک و بی ریا تنها تو بودی نازنین
بقیه ناخالصن و دروغگوان فقط همین
قبر نمی خواست قبول کنه تو رو با صد تا آرزو
تنش می لرزید تا می دید،بلندی قامتتو
اون قد رعنا و بلند با صدای نحیف چی شد؟
اون دل نازک تو رو ،خدا عزیز شمرد و برد
نسرینِ من،قشنگِ من،یادم نمی ره چشماتو
با التماس رو تخت بهم می گفتی که:بمون نرو
با اون حالت بلند شدی،تا اینکه ناراحت نشم
می لرزید از درد زانوهات،پرسیدی:یعنی خوب می شم؟
مو مصنوعیت یادت میاد؟گذاشتی با خنده سرت
فکر کردی با خندیدنت نفهمیدم خونه دلت؟
مامان با ترس بهم می داد،لحظه ی دفنت رو خبر
باور نکردم اولش ،تا اینکه خون شد این جگر
نمازتو خوندیم و بعد، رفتیم در خونه ی تو
آرامش عجیبی داشت،جسمِ بی درد و جونِ تو
من موندم و دوست دیگت،حتما دیدیش معصومه رو؟
داشتی اذیت می شدی،آروم بهم گفتی:برو؟
نگاه می کردم به در و ،دیوارهای خونت عزیز
سقفش چرا ریخته پایین؟یه وقت بازم نشی مریض؟
همین طور عین یک سفیه،داشتم باهات حرف می زدم
دستمو معصومه گرفت، دیدم که خیسه صورتم
یادت میاد تو هر چیزی ،اول تو پیشقدم بودی؟
هیچ کی به فکر مرگ نبود،حالا چرا به این زودی؟
بازم تو بردی دوستِ من،منم یه روز پیشت میام
مثل خودِ خودت می شم،ساکن بی حتی یک کلام
بازیهای بچگی رو ،دوباره از سر می گیریم
بزار بخندن بهمون،صد دفعه که نمی میریم
هوامو داشتی هر جوری،همیشه پشت من بودی
تقلّبامون یادته؟ زرنگـترین شاگـرد بودی
حرفات همش تو گوشَمَن،خاطره هات تو ذهنمن
فراموشت نمــــی کنم، ای بهترین رفیـق من!
«با نثار صلواتی به روح پاکش »
دوستی که واقعا کیمیا بود و چه حیف که به وسیله ی اهریمن
سرطان بار سفر از این دیار فانی به دیار ابدی را به این زودی
ونرسیده به آرزوهایش بربست روحش شاد ویادش
تا ابد گرامی باد*
هفت نامه ویس به رامین
یادمه که بعد خوندنش هر کار میکردم، اشکام بند نمیومد
..
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائك
تو قدر خود نمیدانی چه حاصل
از هجرت تو شکنجه دیدم کوچ تو اوج ریاضتم بود چه مومنانه از خود گذشتم
کوچ من از من نهایتم بود.......به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من ...