| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
690
|
12101
|
91/3/12 (14:14)
|
|
||
|
|
826
|
33899
|
91/3/12 (14:10)
|
|
||
|
|
869
|
2191
|
91/3/11 (23:42)
|
|
||
|
|
878
|
34378
|
91/3/8 (18:23)
|
|
||
|
|
834
|
20003
|
91/3/7 (11:57)
|
|
||
|
|
153
|
5050
|
91/3/7 (01:19)
|
|
||
|
|
1109
|
4770
|
91/3/6 (17:48)
|
|
||
|
|
300
|
8695
|
91/3/6 (06:59)
|
|
||
|
|
1886
|
90504
|
91/3/4 (07:43)
|
|
||
|
|
142
|
6088
|
91/2/31 (16:36)
|
|
||
|
|
293
|
31563
|
91/2/31 (09:01)
|
|
||
|
|
9
|
493
|
91/2/26 (18:20)
|
|
||
|
|
189
|
8142
|
91/2/23 (13:44)
|
|
||
|
|
728
|
23609
|
91/2/22 (08:19)
|
|
||
|
|
134
|
1252
|
91/2/20 (19:12)
|
|
||
|
|
364
|
21320
|
91/2/13 (10:53)
|
|
||
|
|
260
|
13087
|
91/2/13 (09:06)
|
|
||
|
|
379
|
3556
|
91/2/13 (08:46)
|
|
||
|
|
39
|
4926
|
91/1/31 (11:44)
|
|
||
|
|
79
|
7882
|
91/1/20 (01:45)
|
|
بعلت تكمیل شدن 2000 شعر
این بحث از نو ایجاد شد.
بحث قبلی
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/poem/topicid/329403
در عشق تو از بس که خروش آوردیم
دریای سپهر را به جوش آوردیم
چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت
رفتیم و زبانهای خموش آوردیم
*کنار تو تنها شدم
از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است...
از من تا من, تو
گسترده ای
باتو برخوردم,به راز پرستش پیوستم.
از تو به راه افتادم,به جلوه ی
رنج رسیدم
وبا این همه ای شفاف!
و با این همه ای شگرف!
مرا راهی از تو بدر
نیست.
زمین باران را صدا می زند,من تورا.....
تو در معادله های چهار مجهولی
به ضرب و جمع عدد های فرد مشغولی
ببین دوباره مرا در خودت کم آوردی
که ضلع گمشده ام توی خواب هذلولی
من آن سه نقطه ی گیجم پس از مربّع ها
که می رسد به تو از این روابط طولی
دو تا پرنده که از پشت بام می افتند
دو تا پرنده در این اتفاق معمولی-
« شبیه بچگیای من و تو هی مردن »
« دو تا پلندمو کشتی؟ چلا؟ همین جولی؟ »
نگاه کن ! پس از این گریه چی بجا مانده؟
دو چشم قرمز خسته شبیه گلبولی-
که لیز می شود از بوسه های غمگینت
تو در تصّور من شکل فعل مجهولی
فاطمه اختصاری
از گل واشده دورترین بوته خاک
به تو ای دوست سلام
حالت آیا خوب است
روزگارت آبی ست
همه اینجا خوبند
نی لبک می رقصد
باد عاشق شده است
و همیشه دل ما یاد شماست
به خدا حهفظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
فاضل نظری.....
کـاش هـرگـز قفــل نبـو د
یـا اگـر قفـلی بـود
بـه زبـــان هــا مــــی بـــود
تـــا چنیـــن بــی رحمــــانـــه
بـــر تـــن نـــازک دل
خنجــــرش تیــــز نبــــود
نقل قول از سیاه بوف کور
فقــط تـــو خـــوش بـــــاش
همین مـــــرا کافیـــــــــــــست
قرارمان فصل انگور...
شراب كه شدم بیا ...
تو جام بیار...
من جان ...
جام را خال از جان كن
هراسی نیست
فقط تو خوش باش
همین مرا كافیست !

مهربان
سبد معذرتم را بپذیرکار کودک این است ؛
اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش
آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛
بیستون کم دارم ،
تیشه ی عاقبتم را بدهید
آنقدر ساده سخن می گویم ؛
که اگر یک نفر از کوچه دل درگذرد ،
دل و دلداده روی هم می بیند

مهربان
سبد معذرتم را
بپذیرکار کودک این است ؛
اولش حرف زند ، به تامل
بنشیند بعدش
آنقدر شاعرم امشب که
فقط ؛
بیستون کم دارم ،
تیشه ی عاقبتم را بدهید
آنقدر ساده سخن
می گویم ؛
که اگر یک نفر از کوچه
دل درگذرد ،
دل و دلداده روی هم
می بیند
قرارمان فصل انگور...
شراب كه شدم بیا ...
تو جام بیار...
من جان ...
جام را خالی از جان كن
هراسی نیست
فقط تو خوش باش
همین مرا كافیست !