userinfo close

  ,

شعر و شاعری


poem_1

تاسیس: 27 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مریم سوگلی - معاونان
صدایت لای لای نوازشـــست ...... و گرمای آغـــوشت نیاز ماندن ....پس اینک چرا دریــــــــغ.....؟؟!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
248
211
91/3/8 (08:46)
30
19
91/2/28 (23:36)
2
16
90/12/10 (16:56)
42
211
90/11/23 (14:49)
75
665
90/11/23 (14:47)
0
3
90/11/16 (00:29)
0
9
90/11/12 (18:49)
0
9
90/11/9 (14:12)
1
11
90/11/9 (14:05)
0
13
90/11/7 (18:30)
0
12
90/11/4 (19:23)
8
98
90/11/4 (12:50)
1
11
90/11/4 (12:45)
0
11
90/11/4 (12:41)
0
7
90/9/5 (01:03)
6
21
89/3/20 (08:52)
0
5
89/2/10 (15:47)
1
18
88/12/10 (16:37)
1
8
88/9/11 (00:14)
2
18
88/7/28 (00:22)

عنوان بحث

قمار  غم , ghumargham
قمار غم - 20:26 1387/10/23

داستان زندگیت رو برای قبلیت بنویس

داستان زندگیت رو  برای دوستات   بنویس  شاید برات کمکی باشه 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حدیث حسینیان , hadiszarif
حدیث حسینیان - 08:52 1389/03/20
6
من بدیدم زندگی همچون بهشت           گرچه دارد سختی و آوارگی
من بخواهم زندگی با طعم عشق      چونکه از بین می برد بیچارگی
زندگی را دیدم از افکار خود                  باد سردی در پس ما بندگان
گر لباسی پوشی از پشم ضخیم        باشی از هر گونه بادی در امان
سروده ی خودمه. امیدوارم همه ی نا امیدا ، امیدوار بشن.
   
قمار  غم , ghumargham
قمار غم - 17:40 1388/12/6
5

سلام

1 سالی میشه  نیومدم .1سالی میشه که خیلی پیر شدم .1سالی میشه که آرزوی مرگ دارم .

1سال گذشت بدون اینکه من چیزی از  این دنیا بگیرم  فقط دادم عمرم و اعصابم رو زندگیم رو جونم رو و ...  .

می خواستم یه چیزای دیگه بنویسم ولی با این حرف های سمیرا جون  و شیما جون نظرم بر گشت

 می خوام کمی از  دنیا بگم خوب یا بدش مونده به دیدگاه شما .

آره ما به دنیا اومدیم  که زندگی کنیم  خوب یا بدش دست خودمونه

ولی سمیرا جون باید اول بسوزیم بعد بسازیم  . کی دیده کسی آجر رو بدون اینکه بپزه سر ساختمون ببره؟

زندگی ما هم مثل همین هست ولی یکی  آجر زندگیشو خوب نمی پزه میشه  مثل من  .

یکی آجر زندگیشو خوب خوب میپزه  میشه یکی مثل شما کدم یکی از زندگی خوب بهره میبره

اونی که آجرش خوب پخته .

سمیرا جونم ما فریاد نمیزنیم که کسی بیاد به فریاد ما برسه  اونی که به فریاد ما میرسه دستش هم به دست ما میرسه

میگه فلانی من دستمو دراز کردم اگه چشاو باز کنی خوب میبینی ولی کسی از ماها چشاشو باز نکرده

ما داریم از کسایی کمک میخوایم که نمیخوان ما حتی روز خوشی تو زندگی داشته اشیم

و خاکستر شدن  مطمِن باش زیاد پختی واس همین خاکستر شدی

و حالا که خوب پخته شدی بهتره یه زندگی خوب شروع کنی  تا بیان دنبالت

و خوب ماها به یادشم باشیم که یه روز مه رو میبرن 

تمام

و اخر اینکه خیلی ها می گن حرفام خیلی سنگینه   شاید از این حرفام چیزی ندونم ولی اگه خوب نگاشون کنی میبینی که اونقدر هام سنگین نیست

الآن ما سه نفر فقط خواستیم خودمون رو خالی کنیم  .به خدا من از نوسته های شما ها خیلی چیزا حالیم شده

حرف دل منو میگین که من نتونستم بگم

منم یه نظری دارم بیاین یه زندگی تازه با هوای تازه خورشید تازه  جسم تازه و روح تازه شروع کنیم

 

 

سمیرا شکیبا , hellgirl250
سمیرا شکیبا - 01:57 1388/03/16
4
به دنیا آمدم . زندگی کردم.ساختم . سوختم. کسی به فریادم نرسید.والان خاکستری بیش نیستم
قمار  غم , ghumargham
قمار غم - 19:16 1387/12/26
3
شیما خانم  شما  لطف دارین   مرسی
قمار  غم , ghumargham
قمار غم - 19:16 1387/12/26
2

سلام

منم  خوب  نمیشناسی  منم  یکی  مثل خودت یا  اینکه  کمی  زیاد تر  از  تو  بد  بختم

    نمی دونم  تو اون  روز  چی  گفتم

ولی  بلآخره من اومدم  با کلی آدم هایی که نازم رو می کشیدن  کمی که بزرگ شدم تو سن خودم خیلی چیز ها  رو  فهمیدم

 تا  بزرگ شدم  ولی الآن  من  چند سالی هست که پیر شدم  پیری به سن نیست

من خودم رو راهم رو گم کرده  بودم  حالا هم که پیدا کردم  دارم شک می کنم که این راه  منو  به  آینده می بره که بتونم

 گذشتم رو  فراموش کنم  نمی  دونم 

گنگ شدم  پیر شدم  حیف شدم  ولی  با آین حال  اگه کسی ازم کمک بخواد با دل و جون در خدمتم 

مانون مانون , manon
مانون مانون - 00:37 1387/11/27
1
قبل از اینکه بنویسم مرسی بخاطر این موضوع
یه روز از خواب بیدار شدم بدون هیچ هشدار قبلی هلم دادن تو دنیا گفتن زندگی کن اخرش که شد خودمون میایم میبریمت. منم هی زندگی کردم هی خوردم , پوشیدم , درس خوندم, مسواک زدم, با مامان بابام رفتم مسافرت, هی ... توضیح نمیخواد خودت میدونی دیگه! میگفتم هی از اینجا برو اونجا از اونجا به اینجا غصه ی این و بخور فکر اونو بکن ولی هیچ خبری از اونا نشد... گفته بودن میان خب منم منتظر بودم ولی نیومدن. منم به نبودشون عادت کردم یادم رفت که هستن حالا میخوای بدونی بقیش چی شد؟
صبر کن اخرش بشه تا برات تعریف کنم, هنوز اخرش نشده اول و وسطش هم عینا همونی بود که برات گفتم..
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.