| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
248
|
211
|
91/3/8 (08:46)
|
|
||
|
|
30
|
19
|
91/2/28 (23:36)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
90/12/10 (16:56)
|
|
||
|
|
42
|
211
|
90/11/23 (14:49)
|
|
||
|
|
75
|
665
|
90/11/23 (14:47)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/11/16 (00:29)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/11/12 (18:49)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/11/9 (14:12)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/11/9 (14:05)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
90/11/7 (18:30)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/11/4 (19:23)
|
|
||
|
|
8
|
98
|
90/11/4 (12:50)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/11/4 (12:45)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/11/4 (12:41)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/9/5 (01:03)
|
|
||
|
|
6
|
21
|
89/3/20 (08:52)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/2/10 (15:47)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
88/12/10 (16:37)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
88/9/11 (00:14)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
88/7/28 (00:22)
|
|
داستان زندگیت رو برای دوستات بنویس شاید برات کمکی باشه 

سلام
1 سالی میشه نیومدم .1سالی میشه که خیلی پیر شدم .1سالی میشه که آرزوی مرگ دارم .
1سال گذشت بدون اینکه من چیزی از این دنیا بگیرم فقط دادم عمرم و اعصابم رو زندگیم رو جونم رو و ... .
می خواستم یه چیزای دیگه بنویسم ولی با این حرف های سمیرا جون و شیما جون نظرم بر گشت
می خوام کمی از دنیا بگم خوب یا بدش مونده به دیدگاه شما .
آره ما به دنیا اومدیم که زندگی کنیم خوب یا بدش دست خودمونه
ولی سمیرا جون باید اول بسوزیم بعد بسازیم . کی دیده کسی آجر رو بدون اینکه بپزه سر ساختمون ببره؟
زندگی ما هم مثل همین هست ولی یکی آجر زندگیشو خوب نمی پزه میشه مثل من .
یکی آجر زندگیشو خوب خوب میپزه میشه یکی مثل شما کدم یکی از زندگی خوب بهره میبره
اونی که آجرش خوب پخته .
سمیرا جونم ما فریاد نمیزنیم که کسی بیاد به فریاد ما برسه اونی که به فریاد ما میرسه دستش هم به دست ما میرسه
میگه فلانی من دستمو دراز کردم اگه چشاو باز کنی خوب میبینی ولی کسی از ماها چشاشو باز نکرده
ما داریم از کسایی کمک میخوایم که نمیخوان ما حتی روز خوشی تو زندگی داشته اشیم
و خاکستر شدن مطمِن باش زیاد پختی واس همین خاکستر شدی
و حالا که خوب پخته شدی بهتره یه زندگی خوب شروع کنی تا بیان دنبالت
و خوب ماها به یادشم باشیم که یه روز مه رو میبرن
تمام
و اخر اینکه خیلی ها می گن حرفام خیلی سنگینه شاید از این حرفام چیزی ندونم ولی اگه خوب نگاشون کنی میبینی که اونقدر هام سنگین نیست
الآن ما سه نفر فقط خواستیم خودمون رو خالی کنیم .به خدا من از نوسته های شما ها خیلی چیزا حالیم شده
حرف دل منو میگین که من نتونستم بگم
منم یه نظری دارم بیاین یه زندگی تازه با هوای تازه خورشید تازه جسم تازه و روح تازه شروع کنیم
سلام
منم خوب نمیشناسی منم یکی مثل خودت یا اینکه کمی زیاد تر از تو بد بختم
نمی دونم تو اون روز چی گفتم
ولی بلآخره من اومدم با کلی آدم هایی که نازم رو می کشیدن کمی که بزرگ شدم تو سن خودم خیلی چیز ها رو فهمیدم
تا بزرگ شدم ولی الآن من چند سالی هست که پیر شدم پیری به سن نیست
من خودم رو راهم رو گم کرده بودم حالا هم که پیدا کردم دارم شک می کنم که این راه منو به آینده می بره که بتونم
گذشتم رو فراموش کنم نمی دونم
گنگ شدم پیر شدم حیف شدم ولی با آین حال اگه کسی ازم کمک بخواد با دل و جون در خدمتم
