| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
121
|
626
|
89/6/14 (11:22)
|
|
||
|
|
2
|
63
|
89/3/3 (21:00)
|
|
||
|
|
9
|
79
|
89/5/28 (20:44)
|
|
||
|
|
1109
|
3997
|
90/10/16 (04:10)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
90/1/18 (19:31)
|
|
||
|
|
240
|
1353
|
89/10/12 (19:36)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
89/6/21 (15:25)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
89/5/28 (23:54)
|
|
||
|
|
18
|
128
|
89/5/17 (22:08)
|
|
||
|
|
28
|
237
|
89/5/17 (21:41)
|
|
||
|
|
13
|
163
|
89/2/30 (22:56)
|
|
||
|
|
66
|
485
|
89/1/5 (03:28)
|
|
||
|
|
40
|
307
|
88/11/3 (12:23)
|
|
||
|
|
20
|
138
|
88/11/3 (12:21)
|
|
||
|
|
82
|
537
|
88/9/24 (01:36)
|
|
||
|
|
4
|
100
|
88/9/12 (15:58)
|
|
||
|
|
17
|
181
|
88/9/10 (13:51)
|
|
||
|
|
5
|
22
|
88/6/2 (16:30)
|
|
||
|
|
2
|
34
|
88/4/18 (01:04)
|
|
||
|
|
3
|
125
|
87/11/3 (19:17)
|
|
سلام
لطفا آرزوهای ببچگیتونو اینجا بنویسین....8->
من خودم یکی از آرزوهام تو بچگی این بود که از همه یه مقداری پول قرض کنم تا بشه 1میلیارد تومن!! بعد این مبلغو بذارم تو بانک واسه یه مدتی سودشو بگیرم بعد عین پول هر کسو پسش بدم
(آخه اون موقع ها تازه فهمیده بودم سود بانکی یعنی چی....
)
میخواستم اینجوری واسه انجمن علمی درآمدزایی کنم آخه

من از ارزوهام این بود که :
یه سفری به فضا داشته باشم و یه سیاره پیدا کنم اسم خودمو بزارم روش...
رییس جمهور بشم.....
ادم فضایی ها منو با خودشون ببرن...
یادمه یکی دیگه از آرزوهام این بود:
حتما همتون دیدین که پسرای کوچولو رو روی یه تخته که روی دسته های صندلیه می شونن تا موهاشونو کوتاه کنن
بعد من همیشه آرزوم این بود که قدم زودتر بلند شه تا دیگه روی اون تخته چوبا نشینم
یادم نیست دقیقا کی به این آرزوم رسیدم اما یادمه که اون اوایل که دیگه رو صندلی می نشستم چه قدر با غرور سرمو بالا می گرفتم موقع اصلاح! بعد آرایشگره ( عمو حجت !!) بهم میگفت سرتو خم کن پشت موهاتو اصلاح کنم بعد من اصلا انگار نمی شنیدم
آخرش با پس گردنی سرمو خم میکرد تا پشت موهامو اصلاح کنه



...اما الان آرزوم اینه كه همه اون روزای سرخوشی و بچگی، تكرار بشه... 




یکی دیگه از آرزوهام که خیلی هم بزرگ بود این بود که باستان شناس شم!!!
همیشه آرزوم این بود که وقتی میام خونه با یه چیز جدید مواجه بشم و الحق که بعضی وقتا مامانم، خدابیامرز مادرجونم و حتی داییم منو سوپرایز می کردن! آخه همه با هم تو یه خونه گنده که خیلی اتاق داشت
( البته هنوز هم داره ها!!) زندگی می کردیم! 
چیزی که یادم می یاد خیلی مبهمه. می تونم بگم که خیلی دوس داشتم زود بزرگ شم، طوری که هر روز از مادرم می پرسیدم: «مامان سال بعد نشد؟»
دیگه اینکه دوست داشتم بدونم ماجرای این قطعات الکترونیکی رنگارنگ (مثل خازن و مقاومت و ترانزیستور) چیه. این همیشه یه راز بزرگ بود واسم. به خاطر همین از کودکی بساط دستگاه هویه و اینجور چیزا رو راه انداختم. فقط خدا میدونه چند تا وسیله برقی خراب کردم! البته نتایج مثبت هم داشت.
e ras migi manam kheili doos dashtam pam be zamin berese
yeki dige az arezooham in bood ke 2gholoo boodam....
آره بابا . یادمه تلویزیون تبلیغ نشون میداد بعد که از بابا پرسیدم سود بانکی چیه و فهمیدم ، همش به این راهکار زیبا فکر می کردم
یکی دیگه از آرزوهامم این بود که بدون کمک تخته چوب روی صندلی آرایشگاه بشینم
یه آرزوم دیگمم این بود که تو مطب دکتر وقتی رو صندلی نشستم عین آدم بزرگا پام به زمین برسه


آروزهای دیگه یی هم داشتم که بعدا میگم حالا
saeed motmaeni oona arezooye bachegit bood?
dooos dashtam hamishe beram sare kar...
(karkhoone bastani sazi
in arezooye alanamam hast
)
arezoohaye bachegi!!!!!
ye asbe baldare sefid,ye parie koochooloo,doostaye khiali!!! 
zendegi dar new york!!!