| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
826
|
86/12/11 (20:56)
|
|
||
|
|
277
|
2503
|
91/2/15 (20:38)
|
|
||
|
|
1431
|
6728
|
91/3/12 (23:09)
|
|
||
|
|
653
|
4500
|
91/3/11 (02:18)
|
|
||
|
|
170
|
1435
|
91/3/8 (21:37)
|
|
||
|
|
645
|
3153
|
91/3/3 (09:27)
|
|
||
|
|
469
|
2744
|
91/2/26 (12:00)
|
|
||
|
|
15
|
91
|
91/2/26 (11:57)
|
|
||
|
|
347
|
1578
|
91/2/12 (10:05)
|
|
||
|
|
38
|
191
|
91/2/8 (00:43)
|
|
||
|
|
71
|
671
|
91/2/4 (23:37)
|
|
||
|
|
47
|
304
|
91/1/24 (17:34)
|
|
||
|
|
575
|
2843
|
91/1/23 (02:32)
|
|
||
|
|
13
|
78
|
91/1/20 (22:20)
|
|
||
|
|
426
|
2810
|
91/1/20 (21:15)
|
|
||
|
|
28
|
86
|
91/1/19 (16:03)
|
|
||
|
|
16
|
127
|
91/1/8 (02:22)
|
|
||
|
|
195
|
952
|
90/12/25 (12:21)
|
|
||
|
|
11
|
121
|
90/11/25 (01:40)
|
|
||
|
|
3
|
24
|
90/11/11 (23:38)
|
|
سلام:
فلسفه به عنوان یه موضوع می تونه از بسیاری جهات مورد توجه قرار بگیرد . اما از زیبایی های فلسفه را می توان همین نکته دانست که روح فلسفه در تمام رفتار و اندیشه های بشر جاری و ساری است . از این رو می توان گفت هر فردی در زندگی خود فلسفه ای دارد .
من نزدیک 30 سال است که با مکاتب فلسفی کار کرده و انها را در بوته نقد و دقت قرار داده ام . به نحوی فلسفه با منطق بسیار نزدیک می شود و دیدگاه های مشترکی را به میان می گذارند . اما در فلسفه زیباترین انها فلسفه طبیعت گرا است . که می تواند با واقعیات جهان هستی روبرو شده و از تجربیات ان درس بگیرد . اما فلسفه های ذهن گرا هر چند سالیان درازی یکه تاز عرصه بوده اند اکنون در بوته نقد بسیار قرار گرفته و توان بیرون رفتن از ان چالشها را نیافته اند . ولی بشر برای انها هم راه کار عملی و اجرایی یافته است . گرچه در ابزار و ماشین کارایی خود را ثابت کرده اند ولی برای انسان اندیشمند توان بروز نیافته اند . از اینرو منطق ریاضی را به عنوان سرامد اندیشه و تفکر ادمی که به طبیعت انسان نزدیک است ، می دانم .البته هنوز تا این روش اندیشه بتواند ذهنهای جستجو گر را به سیر تحولات بیش و بیشتر رهنمون سازد یک فرایندی است که در طول زمان بدست می اید . از این جهت است که سعی اینجانب این است که معمولا با این دیدگاه به مباحثه و مناظره و گفتگو بپردازم .
امید است راه نجاتی برای خود و جامعه در سیر کمال بیابیم .
، یعنی فطرت و غریزه یا تحمیلدرمورد بودن و شدن انسان که مهم بودنه، نه شدن، اما درمورد احساسات و رفتار و تعاملات ، بله مسئله چیزی است که باید باشد، ولی اون چیزی که باید باشد، از همون اولین بوده؟، یا نه یه جور تلقین و تحمیله؟
و اما از کجا معلوم انسان موجودی ترکیبی نیست؟ یا نحوه ی پیدایش انسانها متفاوت نیست؟ یعنی صرف داروینیست محض میتونه جوابگوی هر سوالی برای هرکسی باشه؟
در آخر بذار یه سوال بیربط بپرسم: آیا اخلاقیات(که میشه مجموعه ای از رفتار و تعاملات و انتخابها) به زمان بستگی داره یا نه یه چیزه ثابته؟
بزرگترین فلسفه هستی را که همه مسائل را توضیح می دهد نزد نظریه تکاملی داروین است و داروینیست ها بزرگترین متفکران واقع گرا ..
بزرگترین فلسفه هستی را که همه مسائل را توضیح می دهد نزد نظریه تکاملی داروین است و داروینیست ها بزرگترین متفکران واقع گرا ..
بزرگترین فلسفه هستی را که همه مسائل را توضیح می دهد نزد نظریه تکاملی داروین است و داروینیست ها بزرگترین متفکران واقع گرا ..
سلام:
فلسفه به عنوان یه موضوع می تونه از بسیاری جهات مورد توجه قرار بگیرد . اما از زیبایی های فلسفه را می توان همین نکته دانست که روح فلسفه در تمام رفتار و اندیشه های بشر جاری و ساری است . از این رو می توان گفت هر فردی در زندگی خود فلسفه ای دارد .
من نزدیک 30 سال است که با مکاتب فلسفی کار کرده و انها را در بوته نقد و دقت قرار داده ام . به نحوی فلسفه با منطق بسیار نزدیک می شود و دیدگاه های مشترکی را به میان می گذارند . اما در فلسفه زیباترین انها فلسفه طبیعت گرا است . که می تواند با واقعیات جهان هستی روبرو شده و از تجربیات ان درس بگیرد . اما فلسفه های ذهن گرا هر چند سالیان درازی یکه تاز عرصه بوده اند اکنون در بوته نقد بسیار قرار گرفته و توان بیرون رفتن از ان چالشها را نیافته اند . ولی بشر برای انها هم راه کار عملی و اجرایی یافته است . گرچه در ابزار و ماشین کارایی خود را ثابت کرده اند ولی برای انسان اندیشمند توان بروز نیافته اند . از اینرو منطق ریاضی را به عنوان سرامد اندیشه و تفکر ادمی که به طبیعت انسان نزدیک است ، می دانم .البته هنوز تا این روش اندیشه بتواند ذهنهای جستجو گر را به سیر تحولات بیش و بیشتر رهنمون سازد یک فرایندی است که در طول زمان بدست می اید . از این جهت است که سعی اینجانب این است که معمولا با این دیدگاه به مباحثه و مناظره و گفتگو بپردازم .
امید است راه نجاتی برای خود و جامعه در سیر کمال بیابیم .
بنظر من آدم دلیلی نداره فقط پیرو یه مکتب و نظریه باشه، هم ماتریالیست ها درست گفتن هم روح گراها، هم کمونیست ها، هم لیبرالیست ها و.........، هر نظریه ای یه سری نواقص و یه سری مزایا داره، مثلا روح گرایی با ماتریالیستی معنا میده یا ماتریالیستی با روح گرایی، چون انسان موجودی تک بعدی نیست، همه اینها در کنار همه که معنی میدن و الا تک تک فک نکنم درس باشه، مگر عقل گرایی، البته شاید، البته اگه کسی عقل گرا باشه، دلیلی نمیبینه برای انکار و اثبات و تعصب......................................
حتی نهیلیست ها هم درس میگن، بنظر من برای اینکه بدونی که کدوم برتره(که نیازی هم نیس) باید اشراف کامل بر اون مکتب داشته باشی، یعنی توش زندگی کنی، نه اینکه فقط خونده باشی.............................
خودم کتابای فلسفی زیادی خوندم، چیزه زیادی نفهمیدم، اما مفاهیم و تفکرات اشو یا همون راجنیشیسم برام خیلی جالب بود، هرچن تو خیلی سایتا و خیلی جاها دیدم از تفکراتش خیلی بد برداشت کردن.................