userinfo close

  ,

فلسفه


phylosophy

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب فلسفه - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
826
86/12/11 (20:56)
277
2503
91/2/15 (20:38)
1431
6728
91/3/12 (23:09)
653
4500
91/3/11 (02:18)
170
1435
91/3/8 (21:37)
645
3153
91/3/3 (09:27)
469
2744
91/2/26 (12:00)
15
91
91/2/26 (11:57)
347
1578
91/2/12 (10:05)
38
191
91/2/8 (00:43)
71
671
91/2/4 (23:37)
47
304
91/1/24 (17:34)
575
2843
91/1/23 (02:32)
13
78
91/1/20 (22:20)
426
2810
91/1/20 (21:15)
28
86
91/1/19 (16:03)
16
127
91/1/8 (02:22)
195
952
90/12/25 (12:21)
11
121
90/11/25 (01:40)
3
24
90/11/11 (23:38)

عنوان بحث :: این بحث را 9 نفر دنبال می کنند.

شن زار  , digilap
شن زار - 10:52 1390/03/8

کتابخوانی دسته جمعی

سلام دوستان بنده اینجا مدتها عضو بودم ولی تازه شروع کردم به اینکه کمی فعالیت کنم

با یه پیشنهاد خوب آمدم!

نظرتون راجع به برنامه کتابخوانی دستجمعی چیه؟

یه کتاب فلسفی پایه انتخاب میکنیم و با یه برنامه زمانبندی و اعضا مشخص شروع به مطالعه میکنیم!

در روزهای خاصی از هفته کامنتها مون رو راجع مطالبی که  خوندیم میگذاریم از سوالها گرفته تا نظرات و نقدها!

حداقل فوائد:

1 - دوستانی که در جمع حضور خواهند داشت از نظر دانسته های آکادمیک فلسفی تقربا از پایه ای مشترک و با حداقلی یکسان برخوردار هخواهند بود

2 - شاید برای نخستین بار یک کار گروهی واقعی با مدیریت درست انجام خواهد شد

3- پایمردی و ثبات قدم افراد بای خودشان محک خورده و بهینه خواهد شد!

4- یاد خواهیم گرفت که نظرات مختلف راجع به موضوعی مشخص را بپذیریم

5 - ........

نظرتون چیه؟

شاد باشید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ایدین محمدی , aidinmohamadi
ایدین محمدی - 12:21 1390/12/25
195
با فیلسوفان پیش از سقراط اغاز میکنیم: تالس و هراکلیوس فیثاغورس و دموکریت و انکساگوراس و زنون و سوفسطائیان از جمله پروتاگوراس
برید از منابع مختلف در موردشون تحقیق کنید و در غالب مقاله ارائه بدید تا به بحث بگذاریم.

منابع پیشنهادی:سیر حکمت در اروپا . تاریخ فلسفه راسل. تاریخ فلسفه ویل دورانت . تاریخ فلسفه کاپلستون.
محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 22:11 1390/12/21
194
نقل قول از : ایدین محمدی

درود.خیلی فکر خوبیه اگه اینکار را انجام بدیم. برای مطالعه ی فلسفه باید از پایه شروع کنیم و با هم به پیش بریم. من میگم از فلسفه ی پیش از سقراط بیاغازیم. یعنی تالس و فیثاغورس و ... منابعی هم هست که میتونیم از کتابخانه های عمومی یا اینترنت تهیه کنیم.اگه پول داشتید میتونید بخرید
اینجوری خیلی بهتره.نمیشه یه کتاب دنیای صوفی رو برداشت و در مورد کلش یه دفعه ای نظر داد.حجم مطالب زیاده.باید به ترتیب با فیلسوفها پیش بریم.از منابع مختلف هم کمک بگیریم.مثلا از هرکی در مورد سقراط از چند منبع مطالعه کنه و در نهایت نظرش رو بگه و نظرات به بحث گذاشته بشه.
موافقم و یاد میگیریم از همدیگه . شما سر خیر باشید . شروع کنید همراهی خواهیم کرد .
ممنون
ایدین محمدی , aidinmohamadi
ایدین محمدی - 12:16 1390/12/21
193
درود.خیلی فکر خوبیه اگه اینکار را انجام بدیم. برای مطالعه ی فلسفه باید از پایه شروع کنیم و با هم به پیش بریم. من میگم از فلسفه ی پیش از سقراط بیاغازیم. یعنی تالس و فیثاغورس و ... منابعی هم هست که میتونیم از کتابخانه های عمومی یا اینترنت تهیه کنیم.اگه پول داشتید میتونید بخرید
اینجوری خیلی بهتره.نمیشه یه کتاب دنیای صوفی رو برداشت و در مورد کلش یه دفعه ای نظر داد.حجم مطالب زیاده.باید به ترتیب با فیلسوفها پیش بریم.از منابع مختلف هم کمک بگیریم.مثلا از هرکی در مورد سقراط از چند منبع مطالعه کنه و در نهایت نظرش رو بگه و نظرات به بحث گذاشته بشه.
محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 14:22 1390/11/10
192

ممنون اقا امید

همین کتاب اگه تهیه بشه خیلی می تونه مفید باشه

 

موفق باشید

فرزانه ای از یک خانه شرقی  , hernan_cortes
191
درود!!! 

دوست عزیز محمد رضا
 بنده چند تا از پست هایتان را بررسی کردم و خواندم،با اینکه کمی سخت به نظر می رسید،اما جدن لذت بردم. از شما می خوام یک کتاب خاص به بنده پیشنهاد دهید تا آن را بخوانم و در مورد آن بحث کنیم!
محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 19:02 1390/09/9
190

سلام

ماشاالله بر فبلسوفان این کلوب

که به چه راحتی اجازه می دهند که مطلفق گرایی ارسطویی انها را در ذهن بسته نگه دارد

حتی حاظر نباشند که یه مطالعه ساده انجام دهند

یک نفر این پست های تایپ شده را نخواند و به سادگی از کنارش گذشت تا اندیشه مثل فیلسوف غالب شود و همچنان در کل کل های بیهوده ماند

البته من هم انتظاری ندارم

فایده فعلتان را خودتان بهره مند خواهید شد و نه دیگری

هر نتیجه ای دریافت نمودید نشانه کسب شماست

خود کرده را تدبیر نیست

فیلسوف شرقی , filosofia
فیلسوف شرقی - 14:55 1390/07/5
189
نقل قول از : محمد رضا زینی

 سلام :

بقیه کجان .

گیرپاج کردن فیلسوف .

ندانستن عیب نیست .

آقای زینی خواستم مطلب قبلی رو به یادتون بیارم

چون الان تو فضای این هستید که نتونستید جواب بدید، شاید براتون درس عبرتی بشه

البته اگر هم نخواستید از تجربیات خود درس بگیرید نیز حرجی نیست . به هر حال یک مدل از انسان بودن هم این گونه است.

 

 

محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 22:20 1390/07/1
188

سلام :

عزیزان به مطلب توجه نمایید و خطای تایپی را برای اصلاح تذکر دهید . اشتباه تایپی به اصل بحث خدشه وارد نمی کند مگر اینکه بعضی چون خوشتان نیامده بخواهید مثل مگس رفتار کنند .

ادامه بست دوم :

.......

قبول این حکم عقل استدلالی که ( زمین مرکز عالم است ) ، فقط برای کسی است که به پیشینه ذهنیاتش اکتفا کرده است . قبول متواترات بدانگونه که ابن سینا به عنوان اولیات معقول ذکر کرده است، با خرد ابوریحان بیرونی بشدت زیر ضرب می رود. حتی قبول این اصل مسلم صوری که تقریبا همه منطقیون به آن استناد کرده اند که ( کل بزرگتر از جزء است) نیز از پیشینه ذهنیتها برامده است، زیرا که در مورد (کل نا پایدار) چنین اصلی بهیچوجه صادق نیست. کسی که (اجزاء کل) را همیشه کوچکتر از (کل) می بیند، در واقع، مجبور است نبیند که واکنش شیمیایی بین اجزاء یک کل ممکنست کل را از داخل بخورد و بتدریج متلاشی کنند، مجبور است به رشد و نمو اجزاء نیندیشد، و مجبور است نیروی ذخیره شده در اتم را کوچکتر از نیروی ملکول بداند، و مجبور است فراموش کند که ( کل من علیها فان).

 بسط سوم پارادوکس تعقل مجدد:

          منطق صوری فقط با (معانی) کار می کند، و از این رو، عقل خدمتگذار این منطق نیز جز (تصرف معانی) کار دیگری ندارد. اما از سوی دیگر، بنا به حکم همین منطق صوری، (ادراک جزئیات) فعل مخصوص (حواس ظاهری) است، و کار عقل و ادراک عقلی محدود می شود به مرحله ای که بعد از دریافت(امور جزئی) شروع می شودو تا رسیدن به (تجرید حکم کلی) ادامه می یابد .

(" خواجه نصیر طوسی (597-672 ق) منطق را "صناعات تصرف در معانی معرفی می کند. نگا ص4 / رضوی {اساس الاقتباس}")

          بنا بر این با قبولی (همسویی عقل و منطق) در جامعه، بتدریج عموم تحصیل کردگان بر این باور می شوند که:

اولا = معنی (تعقل ) با معنی (تصرف در معانی) یکی است.

ثانیا = (تعقل) کاری است نه برای (مشاهده جزئیات اشیاء ).

ثالثا = محصول (تعقل ) انست که ما را به (حکم کلی ) برساند .

          یعنی چون تعقل (فعل عقل است) . وقتی می پذیریم که (عقل) موجودی است لزوما (هم در ذات مجرد و هم در فعل مجرد)، تلویحا پذیرفته ایم که هیچ فعل مادی نیست که بشود ان را (تعقل) نامید. انجام فعل مادی ، جملگی بر عهده نفس است؛ و چون (عقل) بر همه قوای نفس (ریاست) دارد، فقط نفسی که از (معانی عقلی) = معقولات ) پیروی می کند، از گمراهی در انجام افعال مادی مصون می ماند .

اما نکته اینجاست که انتزاع معانی از واقعیت، هرگز چنین نیست که دقیقا نظیر مصداق واقعی باشد یا بتواند تصویری تمام عیار از تمام ظرافتهای عینی واقعیت را نشان دهد، بلکه فقط برداشتی اختیاری از واقعیت است که از طریق (بی شاخ و برگ کردن واقعیت) در ذهن نقش می بندد. زیرا هر چه هست ، به صرف این که معنی است، (تجرید واقعیت )است، و نه انکه( خود واقعیت) باشد، و تجرید واقعیت اگر چه ثابت بماند، معنیش این نیست که ان واقعیت تغییر نکرده است. معنایی که ما از واقعیت برداشت کرده ایم ، هرگز ضامن  آن نیست که از (تغییر واقعیتها) نیز خبر بدهد، ولذا هیچ بعید نیست که (واقعیت متغیر ) را به اشتباه در چهره (واقعیتی مطلق و لا یتغیر) جلوه ندهد .

          در واقع ، معنی انتزاعی تا وقتی که حالت (عکسبرداری) را دارد، تاثیر گذشت زمان بر تغییرات مادی را نادیده می گیرد، و این ذهنیت را ایجاد می کند که ارزش ذاتی اشیاء و افعال مادی(مطلق و لا یتغیر) است. پس ، معانی عقلی فقط در صورتی ممکنست در انطباق با (واقعیات متغیر) قرار گیرند که بتوانیم بر لزوم (مشخصه بی زمان) در معانی (خط بطلان) بکشیم. و انها را تابع تغییرات زمان مادی بدانیم، به گونه ای که حالت (فیلمبرداری) را پیدا کنند. و این، همانست که (ملا صدرا) حرکت جوهری می نامد،  هر چند که متاسفانه در بارهء تسری (اثار اینگونه حرکت تکاملی) به تغییراتی که ممکنست در (معانی ادراک شده) (معلومات و معقولات) بوجود آورد هیچ سخن نمی گوید .

          .

          .

          .

          اما در حالتی که  معلومات بشر همان ( معقولات مبتنی بر انتزاعات) اوست، معلومات متغیر در زمان، از کجا ممکن است حاصل اید؟ این باور مشائی که قوای عقلی انسان از هر جهت ( مجرد از ماده) است، ایجاب می کند که فعل عقل (=تعقل) و محصول فعل عقل (=معقول) بناچار از (مجردات) باشند. و در این صورت از تغییر پذیری یا تکامل پذیری زمانی دور بماند. پس، نفس خواهان تکامل ،  یا باید از تابعیت معقولات مطلق عقل سر بپیچد و قوای عقلی را وادار به تغییر ادراکات عقلی کند، و یا اینکه تسلیم ریاست عقل شود و معانی مطلقا مجرد بی تغییر را (مصدر افعال مادی خود) قرار دهد، که در این صورت از (تکامل مادی هستی) بیگانه خواهد شد . و این (پارادکس) فقط بلحاظ مفهوم تجریدی ( قوای عقلی نفس) بوجود می آید .

.

.

ادامه دارد.

میثم  , kohnavard_a
میثم - 02:15 1390/06/31
187
سلام

ببخشید که دیر اومدم. چرا این همه وقت منتظر من موندین؟   پس بحث در مورد کتاب چی شد؟
زهرا خانوم کجایین؟ بیاید بقیه ی کتاب رو برامون تعریف کنید
دفعه ی پیش 3 تا ایراد از کتاب گرفتیم. البته همشو خودم گرفتم  

راستی آقای شنزار چرا همش نیستن؟
فیلسوف شرقی , filosofia
فیلسوف شرقی - 18:29 1390/06/25
186

هر چقدر که فکر می کنید ممکنه مشکلتون رو حل کنه، دلتون بسوزه!

فقط لطفا وقتی که حالیتون شد، اهل گفتگو و دلیل نیستید، بی خود دنبال جواب من نباشید.

اگر هم فکر می کنید اهل گفتگو هستید، همون دو تا سوال قبل رو جواب بدید؟

با اشتراک لفظی چی رو می خواهید اثبات کنید؟ چه کسی مبدا ادراک رو منحصر در عقل کرده؟

محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 23:41 1390/06/21
185

واقعا برای جوابت خیلی دلم می سوزد .

البته از یه بچه طلبه بار امدا در حوزه مطلق نگری ارسطویی انتظار دیگری نیست .

وقتی چشم باز کردی و از جهالت خودت سر براوردی دیگر فایده ای برایت ندارد.

از سادات و کبرایتان و .... جز اضلونا سبیلا نسیبی نخواهید برد. تا بعد .

فیلسوف شرقی , filosofia
فیلسوف شرقی - 17:23 1390/06/21
184

آقای زینی

از قضیه ادب شما که بگذریم، ادعاهاتون هم خیلی جالبه! با سابقه شما در  ادعا کردن و فرار کردن های پی در پی با نوشتن تلخیصی پر از غلط تایپی و ناقص و نارسا، چه جشن پیروزی ای گرفته اید !

اگر با این گونه مطالب، فایده ای به شما می رسد، اصلا دوست ندارم که احوال خوش شما را به هم بزنم!

اما بد نیست کمی عاقبت نگر تر باشید!

اولا تلخیص کتاب دیگری، چه سعادتی برای شما در پی دارد؟

ثانیا بحث از اشتراک لفظی عقل و چند ادعای بی دلیل، چه بهره ای برای شما به ارمغان آورده؟

ثالثا اصلا شما فهمیده اید که چه چیزی را نفی می کنید و بر سر  چه دعوایتان شده است؟

کسی اشتراک لفظی عقل را انکار کرده؟ کسی مبدا شناختی انسان را در عقل منحصر کرده؟ یا ...

و گذشته از همه این ها، وقتی ادعای پیروزی می کنند، که میدانی از رقابت در آن وجود داشته باشد. نه جایی که کسی حوصله بحث با شما را ندارد و برای مطالبتان این قدر ارزش قائل نیست که آن را بخواند! شما اگر مرد بحث بودید، آن جا که بحث شروع شده بود، فرار را بر قرار ترجیح نمی دادید.

محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 01:07 1390/06/21
183

--محمد رضا : اخه خیلی ادعا داشتن از وقتی دو سه پست گذاشتم همه زدن گاراژ
--مهرداد : اها 01:03
--مهرداد : خوب به نظرم یه چند تا اهنگ رپ بذارید و با یه چند تا عکس خنده دار بد نباشه نظرات هم بیشتر میشه و هم طرفدار پیدا میکنید !!13.gif01:05
--محمد رضا : البته تو کلوب فلسفه؟4.gif
--مهرداد : رپ از نگاه فلسفه !!4.gif01:05
--مهرداد : مثلا استادمون وسط درس محاسباتیمون و البته کمی خوندنی یخورده مسائل ازدواجم میگفت !! 01:06
--محمد رضا : خوبه
--مهرداد : همه کلاس میرفتن به اون سمت !! 01:06
محمد رضا  زینی , rezazeiny
محمد رضا زینی - 23:02 1390/06/19
182

 سلام :

بقیه کجان .

گیرپاج کردن فیلسوف .

ندانستن عیب نیست .

زهرا  خجسته مهر  , seza
زهرا خجسته مهر - 23:31 1390/06/17
181
با عرض سلام
و با تشکر فراوان بابت مطالب و همچنین بزرگ منشی شما بابت معذرت خواهی
بنده که به واسطه  نزدیک شدن به مهر  و در پی آن درک تلمبار شدن کارها و کمبود فرصت در دنیای واقعی، مجالی نمی یابم تا از این جامعه مجازی سود ی برم و احتمالا تا ماهی دیگر وضعیتم این خواهد بود. ولی حتما در فرصتی مناسب پستها را خواهم خواند.

بی نهایت بار از شما متشکرم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.