userinfo close

  ,

فلسفه


phylosophy

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب فلسفه - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
826
86/12/11 (20:56)
277
2503
91/2/15 (20:38)
1431
6728
91/3/12 (23:09)
653
4500
91/3/11 (02:18)
170
1435
91/3/8 (21:37)
645
3153
91/3/3 (09:27)
469
2744
91/2/26 (12:00)
15
91
91/2/26 (11:57)
347
1578
91/2/12 (10:05)
38
191
91/2/8 (00:43)
71
671
91/2/4 (23:37)
47
304
91/1/24 (17:34)
575
2843
91/1/23 (02:32)
13
78
91/1/20 (22:20)
426
2810
91/1/20 (21:15)
28
86
91/1/19 (16:03)
16
127
91/1/8 (02:22)
195
952
90/12/25 (12:21)
11
121
90/11/25 (01:40)
3
24
90/11/11 (23:38)

عنوان بحث :: این بحث را 16 نفر دنبال می کنند.

علی سعادت , xashayar
علی سعادت - 20:52 1389/04/20

جهنم و بهشت

چرا جهنم وجود داره؟ آیا خدا از عذاب دادن بنده هاش لذت میبره؟ یا نه، بنده های بدش رو عذاب میده تا بنده های خوبش لذت ببرن؟ کسی که از عذاب کشیدن دیگران لذت ببره سادیسم داره. آیا با شکنجه کردن آدم ها بهتر میشن؟ با فرض (محال) که شکنجه باعث بهتر شدن آدمها بشه چه حاصلی داره اونا که نمیخوان برگردن زمین خوب شدنشون به چه درد میخوره؟ اصلا خدا چرا از همون اول به بنده هاش قدرت و اجازه انجام کار بد رو میده که بعد شکنجه شون کنه؟


این ها سوالاتی هستند که برای خیلی ها پیش اومده و بی جواب مونده (و منجر به بی ایمانی و کفر شده) می خوایم اینجا به این سوالات پاسخ بدیم
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 00:29 1390/10/17
515

اگر دقت فرمائید ما بعضی اوقات وقتی به بعضی چیز ها برمیخوریم احساس میکنیم که قبلا اینکار را کره ایم و این لحظات رو گذرانیده ایم.

درضمن درمورد این چیزی که گفتین بش میگن دژاوو یا آشناپنداری، خود دژاوو انواع و اقسامی داره، اطلاعات زیادی ندارم، ولی خودتون یه سرچ بزنین بهتر میفهمین یعنی چی، درمورد تناسخ هم بهت بگم که یه واقعیته، اگه نتونم برات اثباتش کنم مسلما شما هم نمیتونین انکارش کنین.............................

حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 00:25 1390/10/17
514
نقل قول از : مارشال

درود بر شما.

این مقوله ی بهشت و جهنم از نظر بنده رد است.اگر دقت فرمائید ما بعضی اوقات وقتی به بعضی چیز ها برمیخوریم احساس میکنیم که قبلا اینکار را کره ایم و این لحظات رو گذرانیده ایم. پس اگر ما دوباره زندگی میکنیم چرا باید مجازات شویم؟ انهم در جهنم؟ در وهله ی اول باید دید که آیا خدایی هست؟ انسان باید به خود سختی بدهد و در برابر کسی که نمیداند آیا وجود دارد یا ندارد خم و سجده رود و تعدادی از چرندیات عربی بگوید که در ان دنیا جایش خوب باشد و راحت بتواند بدون هیچ مجازاتی سکس کند و بخورد و بخوابد. آیا این زندگی رستگاریست؟ نه معلوم است که در دوران قدیم یه عده انسان برای اینکه کارهای کثیفشان را توجیه کرده و مردم را ارام نگاه دارند امدند و شیطان را ساختند و کثافت کاریشان را پایش انداختند و برای مهار مردم وعده ی بهشت را دادند. اگر خدای ما خدای پاکیهاست پس چرا حقایق را برای ما روشن نکرده است؟ اگه خدایی وجود داشته باشد من به شما خواهم گفت او بزرگترین دیکتاتور عالم است.

بنظر من بهتره یه ذره درمورد فلسفه ی دین اسلام تفکر کنین و نه مسلمانان، من نمیخوام به دین اسلام دعوتت کنم، اما اگه یه ذره درمورد چاکراها و مغناطیس و امواج مغزی و ابعاد انسان مطالعه میکردین مطمئنا فلسفه ی وضو و نماز و دین اسلام و مانتراها یا بقول خودت چرندیات عربی رو میفهمیدین و حتی اینکه چرا کعبه قبله س، یا اینکه چرا یه زمانی بیت المقدس بود، درضمن بهتره بدونی منظور از شیطان خود شیطان نبوده، تصور کن بخوای برای یه عده آدم بیسواد مثلا بخوای میکروب رو توضیح بدی، مسلما سخته و مجبور میشی به استفاده از مثال و چیزای دیگه، تو نمیتونی دین اسلام یا محمد رو زیر سوال ببری، چون شناختت خیلی کمه، منظور محمد از جهنم و آتش یه چیز وحشتناک بوده و از بهشت یه جای خوب، کجای دین اسلام سکس رو ممنوع کرده، درمورد مسکرات و مشروب هم گفته که در اون فایده هست اما ضررش بیشتر از فایده شه، اینا همه تمثیلن، و اما اگه نمیدونی بدون حضرت محمد گفته دنیا بر عدل استواره، یعنی چی یعنی هرچی بکاری همونو درو میکنی، من نمیدونم دنیای دیگه ای هست یا نه، اما میخوام تا جایی که میتونم به خودم ضرر نرسونم و تابع عدل دنیا باشم، در ضمن بهشت و جهنم بیشتر ازون چیزی که واقعیت داشته باشه، ذهنیته، حالا تو هرچی میخوای درو کنی، بکار، اما یه شرطیم داره که به کسی ضرر نرسونی، حالا میگیم خودتو خودت میتونی ببخشی، خدا هم که بخشنده س، میبخشه، پس بشرطی که به کسی ضرر نرسونی هرکاری دلت میخواد بکن....................

یه چیزیو ضمیمه کنم بنظر من خانواده مهمترین اجتماع و ارگانه تو هر جامعه ای، من خودم معیار خوب و بدم خونواده س، هر چی احتمال بدم یا اینکه مطمئن بدونم به خانواده ضرر میرسونه میگم بد، هرچیزیم مستحکمش کنه میگم خوب یا حداقل احتمالا خوب، فک نکنم هیچ دینی مثل اسلام به خونواده بها داده باشه، و اینکه هیچ کسی شمارو مجبور به پذیرش یا باور هیچ دین و عقیده ای نکرده.....................

و درمورد خدات هم گفتم، بشرطی جمله ت صحیحه که اولا وجود داشته باشه، نمرده باشه، دوما فقط یکی باشه، سوم اینکه اون خالق ما باشه و  چهارم جبر و ظلم برای خودش وجود نداشته باشه و.........................، ازکجا معلوم شاید ماجزیی از خدا باشیم، شاید از همون موقع که خدا بوده ما هم بوجود اومده باشیم.....................

مارشال عاشق و مرید استاد شجریان  , matthewfox
513
درود بر شما.

این مقوله ی بهشت و جهنم از نظر بنده رد است.اگر دقت فرمائید ما بعضی اوقات وقتی به بعضی چیز ها برمیخوریم احساس میکنیم که قبلا اینکار را کره ایم و این لحظات رو گذرانیده ایم. پس اگر ما دوباره زندگی میکنیم چرا باید مجازات شویم؟ انهم در جهنم؟ در وهله ی اول باید دید که آیا خدایی هست؟ انسان باید به خود سختی بدهد و در برابر کسی که نمیداند آیا وجود دارد یا ندارد خم و سجده رود و تعدادی از چرندیات عربی بگوید که در ان دنیا جایش خوب باشد و راحت بتواند بدون هیچ مجازاتی سکس کند و بخورد و بخوابد. آیا این زندگی رستگاریست؟ نه معلوم است که در دوران قدیم یه عده انسان برای اینکه کارهای کثیفشان را توجیه کرده و مردم را ارام نگاه دارند امدند و شیطان را ساختند و کثافت کاریشان را پایش انداختند و برای مهار مردم وعده ی بهشت را دادند. اگر خدای ما خدای پاکیهاست پس چرا حقایق را برای ما روشن نکرده است؟ اگه خدایی وجود داشته باشد من به شما خواهم گفت او بزرگترین دیکتاتور عالم است.

علی رضازاده , ali69_69
علی رضازاده - 19:25 1390/09/1
512
فلسفه وجود جهنم وبهشت چیست ؟
عالم طبیعت آیة روشنی ازفلسفه خلقت بهشت وجهنم است . درطبیعت شاهد هستیم عوامل ناسازگار وناملایم باساختار جسم ومسیر رشد وسلامت ، آلام ودردهای بشری را سبب خواهد شد ، مثل غذای فاسد که ناسازگار بامعده وجهاز هضم است وتولید درد وعذاب می نماید واحساس آسایش ونعمت مربوط به شرائط برطرف شدن نیازها وفراهم آمدن وضعیت رشد است .
البته باید اضافه نمود که درهمین بعد ظاهری ممکن است انسان به بهای لذتی ظاهری وناچیز طبیعت اولیه اش راتغییر دهد وموجب صدمات بعدی شود . برای مثال ازاستنشاق دود دخانیات که منافی طبع وجهاز ریه است لذت ببرد وامراضی چون قلب وعروق رانیز پیامد ضعف ونقاهت خود نماید . حدیث شریف الجزا نفس العمل (جزاباطن عمل است ) بیان مید ارد بهشت وجهنم ظهور باطن اعمال ماست ازجمله بی اعتنائیها نسبت به محرومیتها وصدمات وازطرف دیگر به هدایتها ونعمات است . ازاین رو بزنگاه پاسخ به فلسفه بهشت وجهنم درنظام روح رامی توان درفصل اشتراک بااین آیه طبیعی یافت . هماهنگی باجریان رشد وکمال بهره مندی وتنعم را وعدم این هماهنگی دردوانهدام وازدست دادن را بدنبال دارد مثل چشمی که به او نیازمندیم وازدست دادنش دردناک است ودندانی که برای هضم غذا لازم است ، فساد او بادردورنج توأم است .
به بیانی رساتر، فسلفه آسایش وعذاب دردنیا هدایتگری وارائه طریق ، ازدست دادنهاوبهره مندیها ست وفسلسفه بهشتی وجهنم درآخرت ظهور باطن این هدایتگری دردنیاست ازاین روست که به فرموده حضرت امام (ره) جهنم
دارالشفای گنهکاران است : شقاوت دریک زمانی ، منافات باسعادت ندارد ، چنانکه درمورد ابتلای اهل سعادت
درزندگی دنیوی به بیماریها وبلیات نیز همینطور است ( وبین ایندومنافاتی نیست) . حتی عذاب کردن هم درحقیقت ، بدبختی وشقاوت نیست ، زیرا جهنم نسبت به موحدین گناهکار ، قطعا دارالشفای الهی است که باعث پاک وخالص شدن ایشان ازامراض نفسانیه وکدورت ظلمانیه می شود، ونسبت به همه اهل دوزخ نیز به طریق شیخ سعادت است زیرا که مرجع اینها همه ، رحمت است ورحمت برغضب سبقت قرارگرفته است .
ودرجای دیگری می فرمایند : جهنم ، باطنش صورت لطف ورحمت الهی است که برای تخلیص مؤمنان معصیت کار ورسانیدن آنها به سعادت ابدی ، چاره منحصر ه است ؛ . . . . . جهنم برای کسانی که فطرتشان بلکی محجوب وبه کفروجهود ونفاق نرسیده باشند رحمت است درصورت غضب
وهمچنین صدرالمتألهین دربیان فلسفه بهشت وجهنم می فرمایند : چون اشقیا دردنیا ازبند شرع خارج ، وازریسمان دین رها، ودرچراگاه شهوات حسی بچرا مشغول ، ورشته عقل وعنان شرع راازخود برداشته اند، لذا درآخرت دربند زنجیر وکنده ها بوده وبه ا نواع گوناگون شکنجه ورسوائی عذاب ، وبه پرده های مختلف ازحجابها وگمراهیها پوشیده خواهند بود، (وهرچه بکوشند وبخواهند که از آن آتش بیرون آیند باز بدان دوزخ برگردانند شان . / سجده/ 20 ) و اما نیکان رابالارفتن ازکمالی به کمال دیگر است (برای آنها کاخ وعمارتها بالای یکدیگر بنا شده است . / زمر/ 20 ) وآنان مسرورانی هستند که ازعذاب وشکنجه اهل تضاد رهائی یافته اند (وهیچ گاه بیم ناک واندوهگین نخواهند بود . / بقره/ 62 ) چون دردنیا از پی فرمانبرداری حتقعالی مجبور بوده اند (هیچ مرد وزن مؤمن رادرکاریکه خدا ورسول او حکم کنند اراده واختیاری نیست . /36 احزاب/ 36 ) لذا درآخرت بطور مطلق دارای اختیاراند ( آنان هرچه که بخواهند فراهم است . فرقان / 16 ) به سبب آنکه برای هریک ازنیک بختان واشقیاء به حکم عدالت وداد نصیبی ازجبر ونصیبی ازاختیار برعکس هم دردو نشأه هست . نکته ای لازم به ذکر است که ماظهور حقیقت بهشت وجهنم رابه صورت خفیفترش دردنیا برای هدایتگری انسان می بینیم وحکمت این حد ازظهور به منظور خدشه دار نشدن اختیار آدمی است وچنانچه این ظهور فراتر ازحد دعوت وهدایت می بود ودست برداشتن ها ازسد اضطرار می شد جبر محسوب شده وشرافتی برای انسان نمی آورد.
اختلاف درماهیت بدیها وخوبیها جنبه دیگری ازفلسفه بهشت وجهنم است . به استناد آیات قرآن براهین فلسفی ومشاهده اهل کشف ، حقیقت وجود انسان راعمل او می سازد فلذا انسان رانباید جدای ازعمل اودرنظر گرفت ودرسترآنست که بگوییم وجود انسان بااعمالش متحد است . حال اگر اعمال پلید وآتشین به قدری دروجود انسان غالب شد که عین ذات اوشد، می شود تمام دروغ ونیرنگ وپلیدی وتباهی . وبراستی بهشت زمانی بهشت است که پلیدی وکژی درآن راه نداشته باشد چراکه جای بدی درجهنم است ونباید ازجهنم خارج شود. آنی که به بهشت بار می یابد ، پلیدی نیست بلکه بخشی ازخوبیهای وجود انسان است ، مثل وفا وصداقت شرمساری نسبت به گناهان ومحبت به خداوند و . . . . فلذا آنها پس ازعذاب طولانی آزاد وبه بهشت راه می یابد آنی که خوبی نداشته باشد ودردنیا نیز تسویه شده باشد یک سره به جهنم رفته ودرآنجا باقی می ماند . نتیجه اینکه خوب وبد دوحقیقت جدای ازهم می باشند وبهشت وجهنم ظهور باطن این دوحقیقت است فلذا این دوراباید ازیکدیگر تفکیک نمود، یکی بهره مندی وبالارفتن ودیگری فنا وصدمه زدن است . نکته ای لازم به ذکر است که حتی دردنیای مطلوب وزیبای خبیثترین انسانها مطلوب درنظرشان اینست که نیرنگ ، دروغ ، حزن واندوه راه نداشته باشد . وحتی درآرزوهای آنها هم تمایز بین خوبی وبدی وجود دارد وبهشت وجهنم درواقع تفاوت میان خوبی ها وبدی ها است .

در نظام حكیمانه الهى همان طور كه وجود بهشت در كل نظام هستى، ضرورى و سودمند است؛ وجود دوزخ نیز لازم و فایده‏مند است. وقتى خداوند متعال نعمت‏هاى خود بر بندگان را بر مى‏شمارد، جهنم و عذاب‏هاى آن را در ردیف نعمت‏ها قرار داده، مى‏گوید: «... هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ» ؛ (الرحمن ، آیه 43 و 44 ) ؛ «این است همان جهنمى كه تبه‏كاران آن را دروغ مى‏خواندند؛ میان آتش و آب جوشان مى‏گردند. پس كدام یك از نعمت‏هاى پروردگارتان را منكرید؟»
یكى از فواید دوزخ، این است كه بسیارى از مردم را از بدى، انحراف و كج‏روى باز مى‏دارد. چه بسیار كسانى كه از خوف جهنم، به سعادت و شرافت جاودانه نایل آمده‏اند. اگر خداوند حكیم دوزخ را در شمار نعمت‏ها آورده است، واقعاً نعمت بزرگى را تذكر داده؛ چرا كه بدون آن بیشتر انسان‏ها اهل بندگى و حركت در جهت تكامل نیستند.

راز جهنم
متكلمان، فیلسوفان و عارفان الهى به گونه‏هاى مختلف پرده از راز وجود جهنم برگرفته، بر آن استدلال كرده‏اند. برخى تا یازده دلیل بر این مطلب شمرده‏اند كه به جهت اختصار به ذكر یكى از آنها بسنده مى‏شود. (جهت آگاهى بیشتر بنگرید: محمد حسن قدردان ملكى، جهنم چرا؟، قم: بوستان كتاب)
دوزخ چیزى جز تجسّم عینى كردار انسان نیست. كیفر اخروى مانند كیفرهاى دنیوى، امرى قراردادى و اعتبارى نیست؛ بلكه حقیقتى تكوینى و قهرى است كه از ناحیه خود انسان دامنگیر او شده و او شعله‏هاى آن را برمى‏افروزد. كیفرهاى اعتبارى قابل وضع و رفع است، اما كیفر تكوینى باطن خود عمل است و عمل و كیفر دو روى یك سكه‏اند. در چنین رابطه‏اى وجود عمل سوء، مساوى با وجود كیفر است و بین آن دو فاصله‏اى نیست. از این رو قرآن مى‏فرماید:
A}«وَ مَن جاءَ بِالسَّیئه فَكُبَت وُجوُههم فِى النّار هَل تُجزون إِلاّ ما كُنتم تَعمَلون»{A؛ V}نمل (27)، آیه 90.{V؛ «آنان كه كردار بد همراه خویش بیاورند، به رو در آتش افكنده مى‏شوند. آیا پاداشى جز آنچه عمل مى‏كردید خواهید داشت؟»
در آیه دیگر آمده است: A}«یا أَیُّها الَّذِین كَفَروُا لا تَعْتَذِروُا الیَوم إِنَّما تُجْزُون ما كُنتم تَعمَلون»{A؛ V}تحریم (66)، آیه 7.{V؛ «اى كسانى كه كافر شده‏اید! امروز پوزش نخواهید. همانا پاداش كردارتان را مى‏بینید». [خداوند براى آنان ابزار سوخت و سوزى غیر از اعمال‏شان فراهم نكرده است؛ بلكه وجود ستمگر خود هیزم و ماده آتش‏زاى جهنم است: A}«وَ أَما القاسِطُون فَكانُوا لِجَهنَّم حَطَبا»{A؛ V}جن (72)، آیه 15.{V. این بشر ملحد و ستمگر است كه آتش جهنم را مى‏افروزد و تنورش را گرم مى‏سازد. بنابراین، باید از خدا در رابطه با چنین آتشى پروا داشت: A}«فَاتَّقوا النّار الَّتى وَقوُدها النّاس و الحِجارَة»{A؛ V}بقره (2)، آیه 24.{V.
قرآن به حقیقت و بدون ارتكاب مجاز و استعاره مى‏فرماید: A}«إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً»{A؛ V}نساء (4)، آیه .{V؛ «در حقیقت كسانى كه اموال یتیمان را از سر ظلم و ستم مى‏خورند، جز این نیست كه در شكم‏هاى خود آتش مى‏خورند».
در واقع خداوند انسان را به عنوان موجودى مختار آفریده است كه مى‏تواند با كنش خوب خود، بهشتى جاودان بیافریند و همواره با آن زیست كند و یا جهنمى سوزان بسازد و در جهنم كرده‏هاى خویش، خود را بسوزاند؛ بلكه بالاتر از این انسان با سوء رفتارش، از خود وجودى جهنمى مى‏سازد و خود جهنم خویش مى‏شود. از همین رو بین عذاب و انسانى كه اصالت انسانیت خویش را از دست داده و به شیطانى جهنمى تبدیل شده، انفكاك محال است.
البته باید توجه داشت كه جهنم، تنها براى كسانى است كه همه راه‏هاى خوشبختى و ابواب سعادت چون توبه، شفاعت و مغفرت واسعه الهى را به روى خود بسته‏اند و هیچ عاملى نمى‏تواند، بین آنان و كردار بدشان فاصله بیندازد و كسى كه به چنین مرحله‏اى رسیده، خود آتش خویش را برافروخته است؛ بلكه خود و به دست خویش، آتش وجود خویش گشته و فاصله بین او و آتش محال است و مانند این است كه بین شخص و خودش جدایى افتد V}جهت آگاهى بیشتر بنگرید:
الف. معادشناسى (مجموعه چلچراغ حكمت)، حمیدرضا شاكرین، تهران، كانون اندیشه جوان.
ب. معادشناسى، محمد حسن قدردان قراملكى.{V.


در پایان باید گفت با توجه به مطالب گفته شده روشن می گردد كه خداوند با قرار دادن بهشت و جهنم نخواسته بر انسان سخت گیری كرده باشد بلكه تنها عمل انسان را در آن سرا به او نشان داده است تا انسان دریابد آنگاه كه مال یتیمی را می خورد و یا دروغی را بر زبان می راند و حقی را پایمال می كرد و خشنود بود از زرنگی و تدبیرش ؛ به راستی در حال انجام چه كاری بود و با این اعمال ناشایست چه بر سر خود می آورد. وجود بهشت و جهنم امری است كه عقل حكم می كند كه آفریدگار حكیم باید چنین چیزی را نیز بیافریند.
اما در مورد مسیر حركت به سوی خداوند ، باید گفت كه این مسیر از جهتی سخت و بسیار مشكل و از سویی نیز می تواند چنین نباشد ؛ در این مورد باید گفت كه انسان معجونی است از فرشته و حیوان ، به عبارت دیگر از خصوصیت هر دو بهرمند است لذا خداوند بدو نیروی عقل و قدرت اراده و انتخاب داده تا خود مسیر و آیند پیش رویش را بسازد. اگر وی به جنبه حیوانی و غراز خود توجه كند و در واقع آنها را بر عقل خویش مسلط نماید حیوانی خواهد شد كه عقل را به استخدام درآورده و نتیجه چنین امری برپایی جنگها و قتل عام انسانهایی بیگناه خواهد شد اما اگر او غقل را بر سرزمین وجودی اش حاكم سازد نهایتا به جایی خواهد رسید كه ملائكه نیز بدان جایگاه راه ندارند.
با توجه به این گفته باید اشاره كرد كه چون انسان در میان تسلط این دو عامل درونی – یعنی بعد حیوانی و بعد فرشته خویی – است همواره احتمال و خطر لغزش او و بر باد دادن عبادات سالهای عمر خود ، وجود دارد . از این روست كه انسان در مسیر پر خطر و مملو از هزاران خس و خار در حال گام برداشتن است.
اما همین انسان اگر خود سازی نماید و گفته های خداوند و پیامبران و امامان او را پیوسته به خاطر داشته باشد می تواند این مسیر را با خیالی آسوده و راحت طی كند.در نصوص دینی نیز آمده است ان الراحل الیك قریب المسافه رهسپار كوی تو راهش نزدیك است.
منوچهر تهرانی , loveblocked
منوچهر تهرانی - 19:25 1390/08/29
511
نقل قول از : پرویز عزیزی


باور بر این است

 چیزی به نام تناسخ , حقیقت ندارد . ولی ابقاء و بفاء روح چیزیست که امکان رد آن وجود ندارد . وقتی من مردم

, روح من به بهشت و جهنم میرود ( با جسم اتری یا کالبد ثانی یا همان جسمی که از اثیر ساخته شده و جنس آن از نار یا همان جیسیست که جن از آن ساخته شده و من خود و دیگران را در هنگام خواب در آن میبینم . جسمی که هرگز نمیسوزد و فنا ناپذیر است .) روح من یعنی خود من بدون جسم خاکی که در قبر پوسیده است . ) بگذریم از اینکه چه اتفاقی در آننجا میفتد . روح به عقل میرسد و برای ادامه تکامل , باز باید با جسمی جدید در کلاس و مرحله ایی جدید ـ, دنیایی خاکی و اختیار را تجربه نماید لذا این روح مجرد وارد رحمی میشود که برای ساختن جسم چدید بنا به فراخور حالی که باید در آن محیط زندگی نماید در خانواده ایی و در رحم مادر آن خانواده برای خود جسمی جدید میسازد و با آن جسم جدید به دنیا میاید در حالیکه جسم قبلی او در خاک پوسیده و جزویی از خا ک شده است . و داستان تجربه و تکامل و اختیار جدید در زندگیی بالاتر و فراتر از زندگی قبلی برای او مهیا میگردد .

مولوی میفرماید که مردم از حیوانی و آدم شدم   

پس چه ترسم من ز مردم کی کم شدم

مرگ , اتمام کلاس تکاملی برای هر روح است تا زمانی که در پروسه گذر از جهنم  و بهشت در مورد آنچه در زندگی قبل از مردن او بوده به عقل درآید و به لجاظ عقلی یک کلاس در تکامل عقلی پیش رود .

در زندگی بعدی و در جسمی جدید که در رحم مادری جدید برای خود میسازد بنا به فرا خور حال

به لحاظ نوعی و جنسی تغییر نموده و زندنگی و تجربه جدید را میازماید و این هیچ ربطی به تناسخ ندارد . کلمه تناسخ جز از زبان بیسوادان و نااهلان در نمایید و همچنین کلمه در ذهن من نمیگنجد

بگذریم


درود بر شما


بیائیم فرض کنیم شما وجود روح را ثابت کردید .. بعد وجود جن را هم ثابت کردید .. بعد ثابت کردید روح با جسمی با جنس نسوز اثیری ( مثل جنس جن ) دوباره وارد رحم مادری شده و در جسم دیگری جای می گیرد ..


سوال :


هنگامی که حضرت آدم داشتند لامپ حضرت حوا رو روشن می فرمودند ، اون روح اثیری نسوز از کدوم سولاخی سر درآوردند و داخل رحم حضرت حوا ( جای خواهرمون باشه ) شدند ؟


چون تا جائیکه میدونیم اونا اولین انسان بودند . مگه اینکه استثنائا" پسر اولشون بچه نبوده باشه !



البت پر بیراهم نمیگیا ..    این پسر موزماره هابیل صدی نود و نه روح نداشته ! واسه همینم هنوز جوهر خلقت خشک نشده میزنه داداششو ناکار میکنه




الهام محمدی , 0fariad
الهام محمدی - 22:34 1390/08/27
510
به نظر من جهنم یا بهشت یه بعد سریع تر از روحه،منظورم سطوح بالاتری از انتقال بی واسطه جسم!واقعیت اینه که درصد وجود داشتن جهنم یا بهشت به صورت واقعیت خیلی کمه،یا محاله.درنتیجه جهنم یا بهشت جزوی از نظم مراتب طبیعته نمیشه گفت خدا توش دست داره هرکنشی واکنشی داره با این تفاوت که وا کنش  در این دنیا همسنگ کنش ماست ولی در متافیزیک صدها سال نوری واکنش شدیدتر میشه به این دلیل که بازدارندگی جسم وجود نداره!
م  انکار   , 666hades
م انکار - 17:08 1390/08/27
509
نمیدونم چگونه بگم خدا فقط یه نیازه برای درد و الام بشر یه بزرگتر با خط کشی بزرگ و سنگین با ادعای عدالت اما عدالتی نیست موضوع فقط توازن قدرت هست خدا یه خیاله بهتر بگم یه پناهگاه برای بشر در سختی و ........بهشت و جهنم چیزی نیستن جزئ همون خط کش بزرگ خیالی همین
علی رضازاده , ali69_69
علی رضازاده - 09:44 1390/08/26
508
کیارش میو میو - 11:22 1389/05/27
7

هر کسی از خدا تعریفی خاص و درونی دارد که بسته به عقاید و شخصیت درونی و گاه شرایط او این تعریف شکل می گیرد...از نظر من خدا نقطه اتکاییست برای توجیه کمبودها و کاستی ها...مانعی در مقابل وحشت از رویارویی با حقایق...علتی برای سوق داده شدن به سوی کمال...البته کمال از نگرش های گوناگونی قابل تعریف است ولی تعریف من از کمال مجموعه اموریست که به بودن و حضور من در این دنیا رنگ و معنا  می دهد و در سطوح بالاتر شاید به انسانیت واقعی با تمامی معارف آن در تنگنای ارتباطی باشد...برای اعتقاد به وجود بهشت و جهنم نباید عقاید را انتقال داد....نباید گفت فلان کتاب حتی اگر قرآن باشد فلان تعریف را در این باره برای ما دارد بهتر است با منطق فردی و عقل انسانی خود به اثبات آن بپردازیم و به لزوم وجود ابهامات دامن نزنیم...اگر به جواب نمی رسید سوالات جدید مطرح کنید..گاهی مجموعه سوالات ما جوابی کلی برای ما خواهند بود....اینکه دوست خوبم در جواب من گفته : راه رسیدن به بهشت چه آسان راه رسیدن به خدا سخت است نه تنها هیچ ارتباطی با بحث من نداشت بلکه دقیقا تعاریف من رو نادیده گرفت و ای کاش یک جمله از خودش می گفت...1.gif

شما برا حرف هاتون دلیل منطقی ذکر نمیکنید

علی رضازاده , ali69_69
علی رضازاده - 09:39 1390/08/26
507
 
کیارش میو میو - 15:05 1389/05/26
2
1.gifجهنم یا بهشت..خوبی و زشتی..من بهش اعتقادی ندارم و بیشتر سعی می کنم واقع بین باشم...اینکه بل فرض انسانها برای جبران کمبودها به خود تلقین می کنند این دو وجود دارند دقیقا مثل گول زدن یک بچه با آبنبات هستش..یا اینکه برای انجام کارهای خوب به دنبال پاداشی در دنیای مجازی و شاید ساختگی که زاییده ذهن همیشه خلاق بشر است باشیم..ولی من فلسفه انسانیت رو اینگونه معنا می کنم...خوبی ها باید بدون دلیل و از روی انسانیت باشند بدون اینکه کسی توقعی برای پاداش داشته باشه..اینگونه انسانیت رنگ و معنا می گیرد..بیشتر انسانها از نظر من نشخوار کننده افکار گذشتهگان هستند و به ابهامات گذشته به شکلی نو و تازه دامن می زنند...بهتره بشر از صفر و از درون خود شروع کنه تا بتونه با منطق خودش پی ببره آیا لزومی داره این دو وجود داشته باشند یا نه..امیدوارم باز بر اساس اتکا به کتب مختلف کسی فرضیه سازی نکنه و تنها منطق و حقایق رو مد نظر قرار بده.....1.gif

 توی حرفهاتون دلیلی برای عدم وجود بهش و جهنم ندیدم
علی رضازاده , ali69_69
علی رضازاده - 09:38 1390/08/26
506
Oخب توی حرف هاتون یه دلیل برای عدم وجود بهشت و جهنم نبود ؟
میثم  , kohnavard_a
میثم - 01:44 1390/07/27
505
به نظر میرسد که شما به خدا اعتقاد ندارید.
فرق کسی که که صد سال عمر کرده با کودکی که در 5 سالگی  مرده چیست؟
پس قانون این است که  قوی زنده میماند و ضعیف می میرد و این عدالت است . آیا نظر شما همینه؟
و اما تکلیف کسی که جانش را برای به دنیا آوردن ما به خطر انداخت چه میشود؟  اگر می مرد، پس بیخود جانش را برای شما به خطر انداخت و نباید ریسک می کرد؟
چنین افرادی هستند که سقط جنین میکنند و کودکی را به سطل زباله می اندازند.
شعار میدهند که آزادند، در بند هیچ دینی نیستند، خدایی نیست. پس حکومتی بر این اساس پدید می آورند.
این وضع را چگونه می بینید آقای گوتیک؟
اگر به قول شما خدا و عدالت نباشد، من وضع این حکومت را اینطور می بینم:
اولی: زندگی یک وهم است.
دومی: اول مرغ بود یا تخم مرغ؟ 
سومی: بودن یا نبودن، مساله این است. 
چهارمی: بروم خود کشی کنم بینم مرگ چه مزه ای دارد، هرچه باشد از این بی آبروی و نداشتن سرپناه که بهتر است.
گوتیک: چرا من باید برای حفظ زندگی یک ملیارد نفر جانم را فدا کنم؟ اصلا همه ی آدما هم که بمیرند من با دوست دخترم میرقصم و خوشحالم.
الان خوشحالی؟




گوتیک  , anet311
گوتیک - 23:55 1390/07/26
504

پاداش
           ترس از مجازات 

                         ایده هایی کاملا زمینی

 
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 22:15 1390/07/5
503
نقل قول از : پرویز عزیزی


باور بر این است

 چیزی به نام تناسخ , حقیقت ندارد . ولی ابقاء و بفاء روح چیزیست که امکان رد آن وجود ندارد . وقتی من مردم

, روح من به بهشت و جهنم میرود ( با جسم اتری یا کالبد ثانی یا همان جسمی که از اثیر ساخته شده و جنس آن از نار یا همان جیسیست که جن از آن ساخته شده و من خود و دیگران را در هنگام خواب در آن میبینم . جسمی که هرگز نمیسوزد و فنا ناپذیر است .) روح من یعنی خود من بدون جسم خاکی که در قبر پوسیده است . ) بگذریم از اینکه چه اتفاقی در آننجا میفتد . روح به عقل میرسد و برای ادامه تکامل , باز باید با جسمی جدید در کلاس و مرحله ایی جدید ـ, دنیایی خاکی و اختیار را تجربه نماید لذا این روح مجرد وارد رحمی میشود که برای ساختن جسم چدید بنا به فراخور حالی که باید در آن محیط زندگی نماید در خانواده ایی و در رحم مادر آن خانواده برای خود جسمی جدید میسازد و با آن جسم جدید به دنیا میاید در حالیکه جسم قبلی او در خاک پوسیده و جزویی از خا ک شده است . و داستان تجربه و تکامل و اختیار جدید در زندگیی بالاتر و فراتر از زندگی قبلی برای او مهیا میگردد .

مولوی میفرماید که مردم از حیوانی و آدم شدم   

پس چه ترسم من ز مردم کی کم شدم

مرگ , اتمام کلاس تکاملی برای هر روح است تا زمانی که در پروسه گذر از جهنم  و بهشت در مورد آنچه در زندگی قبل از مردن او بوده به عقل درآید و به لجاظ عقلی یک کلاس در تکامل عقلی پیش رود .

در زندگی بعدی و در جسمی جدید که در رحم مادری جدید برای خود میسازد بنا به فرا خور حال

به لحاظ نوعی و جنسی تغییر نموده و زندنگی و تجربه جدید را میازماید و این هیچ ربطی به تناسخ ندارد . کلمه تناسخ جز از زبان بیسوادان و نااهلان در نمایید و همچنین کلمه در ذهن من نمیگنجد

بگذریم

کلمات قاصر

و انگشتان خسته

چیزی جز این اراجیف نخواهد بافت

میخواهی بدانی

با من تماس بگیر

کککککککککککککککککککککککککککک
سلام اقای زمانیان
میخواستم به عرض برسانم که تئوری اتری روح با نظریه نسبیت انشتین رد شده .برای اطلاعات بیشتر به دایره المعارف بریتانیکا مراجعه شود (کلمه (ether


اینکه تناسخ حقیقت داره یا نه، میتونیم درحد یه فرضیه بدونیم، شما نه میتونین اثباتش کنین و نه انکار، پس باید درحد یه فرضیه بدونین و من قبلا هم گفتم تناسخ ربطی به بهشت یا جهنم نداره، چون جهنم و بهشت ذهنیتن و بسته به ذهن آدما متفاوته یعنی یه آدم میتونه با بدترین شرایط حال کنه و یکی دیگه برعکس بهترین شرایط براش عذاب آور باشه، اینکه شما درمورد عوالم دیگر حرف میزنین باز ربطی به این قضیه نداره

محتملترین حدسی که من خیلی قبولش دارم، قانون کارمیکه که انسان چرخه ی حیات و مرگ رو ادامه میده تا وقتیکه روحش خالص و پاک شه و بتونه در روح بزرگتر فنا شه، میگم که اینم یه فرضیه س ولی من احتمال میدم این صحیحتر باشه، درسه ارواح پاکنر میرن عوالم بالتر اما باز اینم پایان ماجرا نیس، چون چندان توفیری نمیکنه.............................

پرویز عزیزی , parviz240
پرویز عزیزی - 09:49 1390/06/31
502


باور بر این است

 چیزی به نام تناسخ , حقیقت ندارد . ولی ابقاء و بفاء روح چیزیست که امکان رد آن وجود ندارد . وقتی من مردم

, روح من به بهشت و جهنم میرود ( با جسم اتری یا کالبد ثانی یا همان جسمی که از اثیر ساخته شده و جنس آن از نار یا همان جیسیست که جن از آن ساخته شده و من خود و دیگران را در هنگام خواب در آن میبینم . جسمی که هرگز نمیسوزد و فنا ناپذیر است .) روح من یعنی خود من بدون جسم خاکی که در قبر پوسیده است . ) بگذریم از اینکه چه اتفاقی در آننجا میفتد . روح به عقل میرسد و برای ادامه تکامل , باز باید با جسمی جدید در کلاس و مرحله ایی جدید ـ, دنیایی خاکی و اختیار را تجربه نماید لذا این روح مجرد وارد رحمی میشود که برای ساختن جسم چدید بنا به فراخور حالی که باید در آن محیط زندگی نماید در خانواده ایی و در رحم مادر آن خانواده برای خود جسمی جدید میسازد و با آن جسم جدید به دنیا میاید در حالیکه جسم قبلی او در خاک پوسیده و جزویی از خا ک شده است . و داستان تجربه و تکامل و اختیار جدید در زندگیی بالاتر و فراتر از زندگی قبلی برای او مهیا میگردد .

مولوی میفرماید که مردم از حیوانی و آدم شدم   

پس چه ترسم من ز مردم کی کم شدم

مرگ , اتمام کلاس تکاملی برای هر روح است تا زمانی که در پروسه گذر از جهنم  و بهشت در مورد آنچه در زندگی قبل از مردن او بوده به عقل درآید و به لجاظ عقلی یک کلاس در تکامل عقلی پیش رود .

در زندگی بعدی و در جسمی جدید که در رحم مادری جدید برای خود میسازد بنا به فرا خور حال

به لحاظ نوعی و جنسی تغییر نموده و زندنگی و تجربه جدید را میازماید و این هیچ ربطی به تناسخ ندارد . کلمه تناسخ جز از زبان بیسوادان و نااهلان در نمایید و همچنین کلمه در ذهن من نمیگنجد

بگذریم

کلمات قاصر

و انگشتان خسته

چیزی جز این اراجیف نخواهد بافت

میخواهی بدانی

با من تماس بگیر

کککککککککککککککککککککککککککک
سلام اقای زمانیان
میخواستم به عرض برسانم که تئوری اتری روح با نظریه نسبیت انشتین رد شده .برای اطلاعات بیشتر به دایره المعارف بریتانیکا مراجعه شود (کلمه (ether
پرویز عزیزی , parviz240
پرویز عزیزی - 11:23 1390/06/30
501

با سلام

دوستان تا حالا به این موضوع فکر کردید .واقعا این عدله؟

گیری که به هفتاد رسد عمر بشر

گیری که ز معصیت بود  سر تا سر

هیچ عقل سلیم و عادل این حکم نکرد

تسلیم  جهنمش  کنند تا  اخر

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.