userinfo close

  ,

فلسفه


phylosophy

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب فلسفه - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
826
86/12/11 (20:56)
277
2503
91/2/15 (20:38)
1431
6728
91/3/12 (23:09)
653
4500
91/3/11 (02:18)
170
1435
91/3/8 (21:37)
645
3153
91/3/3 (09:27)
469
2744
91/2/26 (12:00)
15
91
91/2/26 (11:57)
347
1578
91/2/12 (10:05)
38
191
91/2/8 (00:43)
71
671
91/2/4 (23:37)
47
304
91/1/24 (17:34)
575
2843
91/1/23 (02:32)
13
78
91/1/20 (22:20)
426
2810
91/1/20 (21:15)
28
86
91/1/19 (16:03)
16
127
91/1/8 (02:22)
195
952
90/12/25 (12:21)
11
121
90/11/25 (01:40)
3
24
90/11/11 (23:38)

عنوان بحث :: این بحث را 14 نفر دنبال می کنند.

کاوه راد  , kawe_rad
کاوه راد - 00:59 1388/09/12

جبر و اختیار به راستی کدام؟!

جبر و اختیار به راستی کدام؟!

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
  , aligator1
Hell Boy - 12:00 1391/02/26
469
شما در یک رستوران از منو غذا غذای مورد علاقه خودتون و انتخاب میکنید یا آشپز؟
طل بیغ , talabigh90
طل بیغ - 00:34 1391/02/8
468
این که گویی این کنم یا آن کنم / خود دلیل اختیار است ای صنم (مثنوی)
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 00:46 1391/01/23
467
نقل قول از : فرزند طبیعت

نقل قول از : حسین یکتا
.........................
1- برادر من دوست عزیز به هر اتفاقی نمیتوان یک احتمال قائل شد ،چون اتفاق افتادن هرچیزی ممکن نیست ،به عنوان مثال شما نمیتونی بگی "احتمال دارد ما وجود نداشته باشیم" یا "احتمالا جهان وجود ندارد" ،شما نمیتونی برای تناقض احتمال در نظر بگیری .
2- جناب عالی اگر بخواهید روزی تناقض (مفهومی که با منطق در تضاد است ) رو اثبات کنید ،باید از منطق استفاده کنید [ اگر از منطق استفاده نکنید استدلال شما پذیرفته نیست ] ،هرگاه از منطق استفاده کردید و فکر کردید تناقض اثبات شد ،باز هم اثبات شما باطل است چون تناقض میگوید منطق اعتباری ندارد !
3- بازم تکرار میکنم ،اینکه کسی فکر کند "تناقض وجود دارد" یا "احتمال دارد تناقض وجود داشته باشد" توهمی بیش نیست !
4- فکر میکنم جهان ازلی و ابدی است ( همه چیز از هیچ به وجود نیامده ! )
5- اینکه میگی عقل گرایی بدون حس و برعکس فلجه، میدونی مغز انسان چطور کار میکنه ؟ ببین عزیز من ، اطلاعات دنیای بیرون به وسیله حسگر های تعبیه شده در بدن ما ،به سیگنال ها الکتریکی تبدیل شده و راهی مغز میشوند ،مغز ماشین پردازشی است که دقیقا برای پردازش سیگنالها متخصص شده (بیشتر توضیح نمیدم تا بحث طولانی نشه) ،اینو چرا گفتم،مغز هر استدلالی  بدست میاره حاصل تفکر بر روی احساسات و تجربه هاست ،پس اصلا عقل گرایی محض یا حس گرای محض وجود نداره ،اینا که میگی صده هاست که منسوخ شده.
6- انقدر فکر نکن ،میدزدنتا ! ،قبل از اینکه اعتقاد دانشمندان رو بدونم به این مکتب گرویسته بودم. همین دیگه ،اگه قرار باشه آدم هرچی به ذهنش برسه مطرح کنه تمام سرورهای سیاره هم نمیتونن این حجم اطلاعات رو ذخیره کنن، مهم اینه که حرف آدم با استدلال باشه وگرنه هرکسی میتونه حرف ... بزنه ،شما منو متهم به تقلید کورکورانه از دانشمندان میکنی و دلیلتم اینه که من از آمار و ارقام دانشمندان حرف زدم ،آدم میمونه به این حرفت بخنده یا گریه کنه ، آخه آدم هوشمند ،آدم عاقل ،آتئیسم میگه هیچ چیزی رو بی استدلال قبول نکن بعد منی که به این اعتقاد دارم اومدم کورکورانه از بعضی دیگه تقلید کردم ؟
7- خرد گرایی ،حس گرایی و ... همشون جزءی از یک سیستم هستند ! محض هیجکدام وجود ندارد.
8- اختیارم دسته منه !

باشه هرچی تو میگی درسته، خوش بحالت
فرزند طبیعت  , life_meaning
فرزند طبیعت - 01:20 1391/01/22
466
نقل قول از : حسین یکتا
.........................
1- برادر من دوست عزیز به هر اتفاقی نمیتوان یک احتمال قائل شد ،چون اتفاق افتادن هرچیزی ممکن نیست ،به عنوان مثال شما نمیتونی بگی "احتمال دارد ما وجود نداشته باشیم" یا "احتمالا جهان وجود ندارد" ،شما نمیتونی برای تناقض احتمال در نظر بگیری .
2- جناب عالی اگر بخواهید روزی تناقض (مفهومی که با منطق در تضاد است ) رو اثبات کنید ،باید از منطق استفاده کنید [ اگر از منطق استفاده نکنید استدلال شما پذیرفته نیست ] ،هرگاه از منطق استفاده کردید و فکر کردید تناقض اثبات شد ،باز هم اثبات شما باطل است چون تناقض میگوید منطق اعتباری ندارد !
3- بازم تکرار میکنم ،اینکه کسی فکر کند "تناقض وجود دارد" یا "احتمال دارد تناقض وجود داشته باشد" توهمی بیش نیست !
4- فکر میکنم جهان ازلی و ابدی است ( همه چیز از هیچ به وجود نیامده ! )
5- اینکه میگی عقل گرایی بدون حس و برعکس فلجه، میدونی مغز انسان چطور کار میکنه ؟ ببین عزیز من ، اطلاعات دنیای بیرون به وسیله حسگر های تعبیه شده در بدن ما ،به سیگنال ها الکتریکی تبدیل شده و راهی مغز میشوند ،مغز ماشین پردازشی است که دقیقا برای پردازش سیگنالها متخصص شده (بیشتر توضیح نمیدم تا بحث طولانی نشه) ،اینو چرا گفتم،مغز هر استدلالی  بدست میاره حاصل تفکر بر روی احساسات و تجربه هاست ،پس اصلا عقل گرایی محض یا حس گرای محض وجود نداره ،اینا که میگی صده هاست که منسوخ شده.
6- انقدر فکر نکن ،میدزدنتا ! ،قبل از اینکه اعتقاد دانشمندان رو بدونم به این مکتب گرویسته بودم. همین دیگه ،اگه قرار باشه آدم هرچی به ذهنش برسه مطرح کنه تمام سرورهای سیاره هم نمیتونن این حجم اطلاعات رو ذخیره کنن، مهم اینه که حرف آدم با استدلال باشه وگرنه هرکسی میتونه حرف ... بزنه ،شما منو متهم به تقلید کورکورانه از دانشمندان میکنی و دلیلتم اینه که من از آمار و ارقام دانشمندان حرف زدم ،آدم میمونه به این حرفت بخنده یا گریه کنه ، آخه آدم هوشمند ،آدم عاقل ،آتئیسم میگه هیچ چیزی رو بی استدلال قبول نکن بعد منی که به این اعتقاد دارم اومدم کورکورانه از بعضی دیگه تقلید کردم ؟
7- خرد گرایی ،حس گرایی و ... همشون جزءی از یک سیستم هستند ! محض هیجکدام وجود ندارد.
8- اختیارم دسته منه !

حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 01:17 1391/01/21
465
نقل قول از : فرزند طبیعت

واسه من متاسفی چون احتمال میدم تناقض باشه؟ کاملا معلومه چقد احتمالات رو لحاظ کردی، وقتی خودت از فیزیک کوانتوم حرف میزنی و میگی در ابعاد ریز خیلی متفاوت عمل میکنه، نه در همه ی موارد، من هم گفتم تناقض به احتمال زیاد هست و نه در همه ی موارد، خوب اگه اعتقاد داری همه چیز یه زمانی هیچ چیز نبوده، پس چی بوده؟، اصلا میتونی هیچ چیز رو تصور کنی؟ من گفتم هر چیزی قابل اثبات نیست، نه همه چیز، بهرحال عقل گرایی بدون حسگرایی فلجه و حسگرایی بدون عقلگرایی، هردوتاشون محضشون فک نکنم صحیح باشن، یه نکته ی دیگه بگم، علمی که در زندگی بکار نیاد و شناخت آدمو نسبت بخودش بیشتر نکنه و آدم پس از یادگیریش همونی باشه که قبل از یادگیری بود، چه فایده ای داره، حتی ممکنه مضر هم باشه، تو برو تموم کراتو بگرد، اصلا به سرعت نور حرکت کن، خوب وقتی همون انسان قبل باشی یا حتی پست تر چه فایده، وقتی تو نیازهای اولیت مونده باشی، تو برو تموم کتابای دنیارو حفظ کن، بهر حال تکنولوژِی که دستاورد علمه خیلی هم مفید نبوده، تو فقط تونستی جهان خارج رو بیشتر بشناسی، بنظر من که انسان رو از طبیعتش دورتر و دورتر کرده و کاملا عیانه........................
فک کنم تو دوست داری اته ایست باشه چون فلان دانشمند و فلان نخبه بوده، چون چن جا وقتی از اته ایست حرف زدی، آمار و ارقام دانشمندارو نشون دادی، بهرحال من وجود یا عدم وجود خدا چندان فرقی برام نداره، اما برای شناخت خود، خدا، طبیعت یا هرچیزی بنظر من باید آدم مجهز به خردگرایی، حسگرایی، عملگرایی، تجربه گرایی و شک گرایی باشه، حداقل اینا از همه مهمترن، نه عقلگرایی محض.............................................

و اینکه بحث درمورد جبر و اختیار بود، معلومه که تو اختیارتو دادی دست نخبگان و دانشمندان، خوب یکیم هست میده دست پیامبرا و ائمه، یکیم میده دست تخیل، چندان فرقی نمیکنه، همه مثل همن....................................

فرزند طبیعت  , life_meaning
فرزند طبیعت - 00:49 1391/01/21
464
نقل قول از : حسین یکتا

نقل قول از : فرزند طبیعت

چند تا چیز


1- مطمئنی هر چیزی قابل اثبات نیست ؟؟ اگه بخوای از این روش پیش بری چون نمیدونی اصلا مفهوم مورد نظرت قابل اثبات هست یا نه ،همیشه در شک میمونی و شایدم به بعضی احساسات غلطت تکیه کنی و بگی این را قبول میکنم و اثبات هم ندارد و درنهایت گمراه شی (چیزی که از ابتدا نمیخواستی بهش برسی)! برعکس ما آتئیست ها همیشه بر این تاکید میکنیم که "تا زمانی که برای وجودی به اندازه کافی مدرک ارائه نشده باشد وجودش پذیرفته نیست"
آتئیسم روش زندگی بیش از 90% دانشمنداس ،بنده اعتقاد دارم اگر هرکس به اندازه کافی عمر کند در نهایت آتئیست خواهد شد ،شخصی در 15 سالگی این روش زندگی را انتخاب میکند ،فرد دیگر در 85 سالگی و برای فرد دیگر شاید 300 سال زمان نیاز باشد { بحث را برای اثبات چراییه این مطلب طولانی نمیکنم }
2-اینکه گفتم رفتار طبیعت بر پایه قوانین فیزیک هست به نظرت معنیش چیه ؟ اینکه گفتی فیزیک بیشتر بر اساس احتمالاته ،فکر کنم نمیدونی فیزیک دقیقا چیه ، فیزیک : دانشی که سعی در کشف ساختار جهان دارد ،فیزیک اغلب رفتار طبیعت رو با معادله های ریاضی توضیح میدهد و بجز در بعضی استثنائ ها رفتار طبیعت را با دقت 99.99999999999% پیش یبنی میکند ،فکر کنم به اندازه کافی جمله رو صحیح به کار بردم که جهان بر اساس قوانینی مشخص عمل میکند ،این قوانین مشخص رو دانش فیزیک کشف میکنه ،ساخت قطعات با اندازه نانومتری تا اندازه کیلومتری همش با استفاده از قوانین فیزیه ،اینکه میگی "بیشتر احتمالاته" یکم زیادی اغراق آمیزه.
باید بدونید اگه زندگی بشر رو بدون دانش فیزیک در نظر بگیریم یعنی حذف تمام فناوری ها ،در حدی که زندگیمون با زندگی یونان چند قرن قبل از مسیحیت قابل مقایست.البته فیزیک نظری به نسبت زیادی با فلسفه ترکیب شده و در مورد مفاهیم پایه بحث میکنه و خیلی قابل آزمون نیست و تبعا میتونه درآینده عوض بشه ،در مورد اینکه گفتی فیزیک تو شناخته کامل طبیعت مونده باهات موافقم و معتقدم این مطلب در مورد همه علومی که بشر روشون کار میکنه صادقه ، دانشمدان فیزیک این مطلب رو قبول دارن ولی روحانیون برای فرار از این حقیقت ،این بحث را مطرح میکنند که نباید عمیقا وارد مسائل دینی شد ،اتفاقا این روش برای قانع کردن مردم عادی خیلی هم کاربردی است. ضمنا من هم نگفتم با فیزیک میشود خدا را اثبات یا رد کرد ،اما از فیزیک ( و دیگر علوم ) میتوان در جهت فهم مفاهیم استفاده کرد.
اینکه گفتی تناقض در فیزیک اثبات شد ،ما بالاخره نفهمیدیم فیزیک و قبول داری یا نه ! همونطور که گفتم فیزیک کوانتومی میگه جهان در ابعاد بسیار ریز خیلی متفاوت عمل میکنه ، نمیتونن دقیقا بگن الان الکترون کجاست ،هیچوقت نمیگن یک چیزی هم هست هم نیست !!! میگن ما نمیدونم ذره a در مکان x هست یا نه ،حتی میگن بعضی وقتا یک ذره ممکنه در دو مکان باشه اما هیجوقت نگفتن هم هست هم نیست !! اینکه گفتن ماهیت یک پدیده بستگی به مشاهده داره ،منظور اینه که در مورد ماهیت اون پدیده شک  دارن ،آزمایشهای متفاوت نتیجه های متفاوت دادن و باعث شدن مساله در ابهام قرار بگیره ،یه نظریه دیگه تو فیزیک نظری مطرحه که میگه جهان بی نهایت بعد [نه بعد مکان زمان ] داره ، یعنی به تعداد تعداد حالت های ممکن جهان ،ولی هیجوقت تناقضی قبول نشده .
اگه شما واقعا اعتقاد دارید تنقاقض قابل اتفاق میباشد ،واقعا متاسفم برات .این اعتقاد یعنی واقعا هیچی به هیچی .
تناقض فقط مفهوم انتزاعی از وقتیست که یک سری فروض به حکمی رسیده میشود که با منطق محض در تضاد باشد و تنیجه گیری میشود که فروض غلط بوده اند.
3-چه چیزی از هیچ به وجود آمده ؟؟ واقعا شما چیزی رو تجربه کردید که از هیچ آمده یا از احساس اینرا نتیجه گرفتی؟
4-مطمئنی من احتمالات رو اصلا لحاظ نکردم ؟؟! یه بار دیگه برگرد بخون ببین من گفتم 100% یا گفتم احتمال زیاد ؟؟  من محتاطانه صحبت کردم.در ضمن منم به وحدت وجود اعتقاد دارم و این منطقیه که همه چیز بخشی از یک کله ،که اون رو خدا ،طبیعت ، جهان یا هر چیز دیگه میتونیم اسم بزاریم
5-شما مطئنی من (اصولا همه)به یه خدایی اعتقاد دارن ؟ اصلا تعریفت از خدا چیه؟ ضمنا من اسممو گذاشتم فرزند طبیعت چون عقیده دارم اجزاء تشکیل دهنده ما قسمتی از طبیعته و طراح ما هم خود طبیعته (البته این صحبتا واسه فهم بهتره وگرنه طبیعت هم اختیاری نداره) 
6-منم قبول دارم بعضی از عقیده های غیر واقعی بیشتر سودمند است تا مضر ،از جمله اعتقاد به خدا (به صورتی که عوام اعتقاد دارند )
7- اگر اعتقاد به تناقض داشته باشی دیگه هیچ حرفی نمیتونی بزنی ،یعنی منطق کشک ،اصلا هیچ ضمانتی نیست جمله ای نوشتی یا نه ،داری الان اینو میخونی یا نه ،وجود داری یا نه ،حتی نمیتونی بگی جهانی وجود داره یا نه .
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 01:03 1391/01/19
463
نقل قول از : فرزند طبیعت

چند تا چیز

اول اینکه هرچیزی قابل اثبات نیست، دوم اینکه رفتار طبیعت بر پایه قوانین فیزیک نیست، فیزیک یه علمه برای شناخت طبیعت، برای بیشتر شناختن، توی همین شناخت طبیعت مونده چه برسه به فراطبیعت و اینکه فیزیک برای اثبات خدا کافی نیست، فیزیک خیلی جاها قوانین خودشو نقض کرده و میکنه و بیشتر بر اساس احتمالاته، همین بحث نسبیت و کوانتوم و اینجور چیزا، ممکنه صد ساله دیگه کاملا زیر و رو شه و همه ی این فرضیه ها و اثبات ها غلط از آب دربیان، بفرض هم که صحیح باشن و تا ابد هم جواب بدن باز هم با فیزیک نمیشه خدارو اثبات کرد، خیلیا مثل خود انیشتین با فیزیک و ریاضیات میخواستن خدا رو اثبات کنن ولی دست آخر به هیچ جا نرسیدن، شناخت خدا نیاز به شناخت همه چیز داره، یعنی حتی تناقض رو هم شامل میشه، داخل پرانتز اینم بگم، جدیدا تقریبا فک کنم پارسال بود سا شایدم قبلتر(من پارسال مقالشو خوندم)، تناقض با فیزیک کشف شد، یعنی اثبات شد، یعنی یه چیزی هم باشه هم نباشه، یا یه اتمی شکل و ماهیتش بستگی به مشاهده ی فرد داشه باشه، فیزیک میتونه تلاششو بکنه ولی بازم میگم کافی نیست

سوم اینکه منطق زبان فلسفه و تنها وسیله اثبات خدا نیست، چون زندگی کاملا بی منطق و بی هدفه، وقتی چیزی از هیچ بوجود میاد، یعنی نقض تمام قوانین، پس نمیشه تنها به یه علم اکتفا کرد و همونو بسنده دونست

بوداییها و اکثر فرق هندوستان به وحدت وجود اعتقاد دارن، تو تنها یه تصویر از خدا داری، با اینکه از فیزیک حرف میزنی ولی احتمالات رو اصلا لحاظ نکردی در گفته هات،من خودم وحدت وجود رو محتملتر میدونم، چیزی که خودتونم گفتین و حتی اسمتونو گذاشتین فرزند طبیعت، یعنی خدا از ما مجزا نیست، مثل همون سلول و انسانه که انسان بدون سلول معنایی نداره و سلول بدون واحد مجزایی بنام انسان، این چرخه از ریزترین ریزترین تا بزرگترین بزرگترین ادامه داره، احتمالا اینجوری صحیحترین باشه، یعنی خدا رو مجزا ندونستن، خوب تو خودتم به خدا اعتقاد داری، تو خدات یا ذهن برترت طبیعته، تفاوت فقط در کلماته، حتی کسایی که بت پرست بودن اونا هم بخدا اعتقاد داشتن.......

علاقه ی تو به کشف و دونستن حقیقت قابل تحسینه اما من قبلا هم گفتم طرفدار پراگماتیسم هم هستم، یه موقع هست وجود یه خدای فرضی خیلی میتونه به آدم کمک کنه، یعنی حداقل سودش خیلی بیشتر از ضررشه، شاید اصلا ضرری هم نداشته باشه، بنظر من اکثر ادیان هدفشون تخطی نکردن از قوانین طبیعت بوده، و مهم بیشتر نتیجه و اثریه که میذارن نه حقیقت و کذبشون، مثلا یکی از فضایل اعتقاد به خدا، حتی اگر خدایی هم نباشه، آرامش و توجه بیشتر به خوده و سعی در ضایع نکردن خود و دیگران و خیلی فضایل دیگر، مسئله اینکه ما همیشه به ظواهر دین گیر میدیم، درحالیکه باطن دین پر از فلسفه و دلیله.............................

در نهایت شناخت جبر و اختیار نیاز ضروری به شناخت خدا داره، تا خدا شناخته نشه، بحث درمورد جبر و اختیار بیفایدس، باید روشن شه آیا خود خدا هم جبر و اختیار براش وجود داره یا نه، آیا اراده آدم در طول اراده ی خداس یا نه اصلا اراده ای نداره؟ آیا خدا از ما مجزاست یا نه در ماست؟ و آیا اصلا خدایی هست؟

فرزند طبیعت  , life_meaning
فرزند طبیعت - 22:40 1391/01/17
462
سلام دوستان
من هم به جبر کل اعتقاد دارم اما من همیشه اعتقاداتمو با اثبات مطرح میکنم ،چون اونا را با اثبات بدست آوردم .
_اثبات_ 
فروض:
1- رفتار طبیعت بر پایه قوانین فیزیک است
2- موجودات زنده هم سامانه ای متشکل از اتم ها میباشند

حکم : با استدلال استنتاجی از 1 و 2 این نتیجه حاصل میشود که عملکرد موجودات زنده هم بر پایه قوانین فیزیک است و بر تبع آن بدون اختیار .

حال انتقادی که دوستان مذهبی بر این اثبات وارد میکنند این است که ما روح داریم و تنها یک سامانه بیولوژیک نیستیم ( آنها انسان را چیزی جز یک ماشین میپندارند )

جواب من : اینکه اختیار انسان در تناقض با وجود خداست رو یکبار در کلوبی دیگر مطرح کردم اما جبر منو وادار کرد اینجا هم یک نسخشو کپی پیست کنم 

* وجود خدا و اختیار انسان (به طور همزمان) باهم در تناقض اند ! 
الف. خدا تمام زندگی انسان از ابتدای تولد تا زمان مرگ را لحظه به لحظه میداند این یعنی تمام زندگی شما از ابتدا تا انتها مشخص است !
ب.چیزی که مشخص است ثابت است و قابل تغییر نیست !

حال اگر الف. و ب. را قبول دارید باید این نتیجه را هم قبول داشته باشید که دارای آینده ای ثابت و غیر قابل تغییر هستید ( جبر )

خب تا اینجا عده زیادی که با منطق مشکل ندارن باید جوابشونو گرفته باشن ،حالا میمونه جوابه بوداییها ، بوداییها اعتقاد به این ایدئولوژِی دارن که جسم انسان از طبیعت اومده و به اون باز میگرده اما انسان یک روح هم داره که قبل از اینکه تو جسم من باشه تو جسم موجودی (انسان ،حیوان ،گیاه ) دیگر بوده و بعد از من هم قراره وارد جسم موجودی دیگه بشه ، اونا روح رو پدیده ای غیر مادی میدونن و هم زمان به خدا هم اعتقادی ندارن ،پس نمیتونم از اثبات شماره 2 استفاده کنم ،با این حساب چیزی حدود یک میلیارد نفر هنوز جوابشونو نگرفتن !

جواب من : به اعتقاد من چیزی که اونا میگن به احتمال غریب به یقین اشتباهه و ناشی از کمبود اطلاعات و نیاز بشر به پاسخ به سوالاتشه که به قرنها پیش برمیگرده ، ولی اثبات 100% براش ندارم ،در درجه اول باید بگم تا الان ( پنجشنبه هفدهم فروردین 91 ) هیچ مدرکی دال بر وجود پدیده ای که جسم ما رو کنترل کنه وجود نداشته ،در حقیقت نظریه های روانشناسی و زیست شناسی به اندازه کافی تونستن رفتار بشر رو توضیح بدن و هیچ کمبودی از به میان آوردن مفهوم جدیدی به نام روح احساس نمیشه!
انسانها اغلب به این خاطر به روح اعتقاد دارن که نمیتونن از بین رفتن یک انسان دیگه رو درک کنن ،یعنی نمیتونن نیستی رو درک کنن ،در حقیقت دلیل این است که نیستی اصلا وجود ندارد که بخواهد درک هم شود (( بحث وجود نداشتن "نیستی" فوق العاده سنگین است به خاطر همین از باز کردن این بحث خودداری میکنم {البته اگه کسی مایله راجبش باهاش بحث میکنم و قانعش میکنم } ))  یه انتقاد دیگه که به بودایی ها وارده اینه که اونا هیچ تعریف دقیقی از نظریشون ندارن ،برای مثال تعریف مشخصی از روح ندارن و اغلب از روی احساسات شخصی ناشی از اعتقاد به مکتبشون پاسخ میدن ،اما بدونید تا چند وقت دیگه که ربات ها با ضریب هوشی برابر یا بیشتر از انسان ساخته شدن و به زندگی با انسانها پرداختن دیگه فاتحه روح خواندس !! به اجرا رسیدن ایده ای که گفتم تموم کننده اثبات مکتب بودا خواهد بود.

شاید از خوندن مطلب احساس خستگی کرده باشد اما بهتره که همیشه یاد بگیرید همه چیز باید با اثبات قبول بشه وگرنه حرفش به میان نیاد بهتره ،
حالا داریم به علمی ترین جواب که کاملا جبر رو زیر سوال میبره نزدیک میشیم "اصل عدم قطعیت"
در فیزیک کوانتومی اعتقاد دانشمندان بر اینه که جهان در ابعاد بسیار کوچک ،خیلی متفاوت با جهانی که میبینیم عمل میکنه ،تعریف اصل عدم قطعیت اینجوریه :"اگر شما اطلاعات کامل ویژگی های فیزیکی یک ذره را بدانید باز هم نخواهید توانست پیشبینی کنید که در چند لحظه بعد ذرات چه رفتاری خواهند نمود" دانشندان فیزیک کوانتومی میگن در جهان کوانتومی همه چیز بر پایه احتمالاته ، اونجا حتی قوانین علت و معلول هم در ابهامه ،اونجا آشفتگی فضا زمان بیداد میکنه ،اگه در یک جمله کوتاه بخوام بگم اونجا قانون ،قانون احتمالاته و چیزی رو نمیشه دقیق پیشبینی کرد ،آزمایشها کاملا با این نظریه سازگارن ، نمونش اینکه همین الان شما دارید از فناوری که ناشی از این نظریست استفاده میکنید،شما برای مشاهده این صفحه وب دارید از یه گجت استفاده میکنید که از لحاظ سخت افزاری متشکل از گیت های منطقیه ،تمام مدارات الکترونیکی استفاده شده در گجت شما با استفاده از قوانین فیزیک کوانتومیه !!!
اما با اینهمه ممکنه بگید دیگه کار جبر تمومه   ،خب با همه مزایایی که مکانیک کوانتومی داره ،کسی نمیتونه بگه 100% درسته یکی از مشکلات این نظریه اینه که فقط تو ابعاد زیر اتمی کاربرد داره ،معادله های مکانیک کوانتومی در ابعاد های بزرگتر با نسبیت عام انیشتین در تناقضه ،وقتی معادله های مکانیک کوانومی رو بخواید در ابعاد کهشکانی به کار ببرید جوابای مبهم میدن ،یکی از چالش های فیزیک نوین همخوان نبودن نسبیت عام با فیزیک کوانتومیه ،نسبیت عام انیشتین دقیقا به اندازه مکانیک کوانتومی معتبره ،نسبیت میتونه پیشبینی های بسیار دقیقی ار رفتار طبیعت در سطح کلان بده ،از بخش هم ارزی جرم و انرژی نسبیت هم میشه کلی محاسبات بدرد بخور در فناوری هسته ای انجام داد ،هم اکنون دانشمندان به دنبال نظریه ای واحد هستن که بتونن این دو نظریه رو متحد کنن ،نتیجه اینکه مکانیک کوانتومی 100% درست نیست ،پس رفتار غیر قابل پیشبینی جهان در ابعاد بسیار ریز میتونه ناشی از پدیده ای باشه که هنوز برای ما ناشناختس ،به نظر بنده همیشه قوانین علت و معلول باید رعایت بشه و اگه ما از علت برخی واکنش ها در ابعاد زیر اتمی خبر نداریم حتما کنش ها از بخشی از جهانه که در آزمایش ها نشانه هاش مشاهده نشده و در آینده احتمالا در معادله های جدید ظاهر بشه .

یه جورایی جواب همه رو دادم ،باز اگه سوالی بود درخدمتم.
پرویز عزیزی , parviz240
پرویز عزیزی - 10:39 1391/01/17
461
با سلام
انسان نیز گونه ای از انواع حیوانات است ولی متکاملتر  .ایا حیوانات غیر از انسان ،قدرت تفکر  و نو اوری ندارند  ؟ بی شک دارند  با در نظر گرفتن زندگی زنبورها دیده شده که شیوه بر خورد زنبورها با دشمن در مناطق مختلف  جهان با هم فرق دارد  برای مثال در جدید ترین مطالعه در مورد گونه ای از زنبورهای عسل در ژاپن دیده شده که این زنبورها در برخورد با زنبورهای وحشی که به کندوی انها تجاوز کرده به تعداد زیاد دور انها راگرفته و با ا یجاد حرارت ناشی از حرکت مکانیکی ماهیچه های متصل به بالهایشان حرارت زیادی ایجاد کرده و باعث
سوزاندن زنبور مهاجم میگردند در صورتی که زنبورهای بومی امریکا از استفاده از این روش بی خبرند . اگر اعمال انها فقط بر اثر غریزه بود  نمی بایست  همگی به یک شکل عمل میکردند؟
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 02:37 1391/01/8
460
نقل قول از : دانته دیمون

اینجا باید یه كم با دید دقیق تری به مسائل نگاه كنیم. یه كم موضوعاتو جدا كنیم. من خیلی توضیح نمیدم اما اگه كسی خواست بگه تا قسمتی رو براش بیشتر توضیح بدم.

جهان هستی قبل از بوجود آمدن حیات : كاملا جبری و تحت سلطه ی فرمولهای فیزیكی جهان.

پس از بوجود آمدن گیاه : گیاه 1 نوع روح دارد. روح حیات یا روح نباتی كه وظیفه ی حیات بخشیدن به گیاه را دارد. این روح اختیاری از خود ندارد و تحت نظر قوانین حیات اداره میشود. پس گیاهان نیز كاملا جبری عمل میكنند.

پس از بوجود آمدن حیوان : حیوان 2 نوع روح دارد. 1- روح حیات كه گیاه نیز آنرا داراست و وظیفه ی رشد و نمو دارد و كاملا جبری است. 2- روح غریزه كه به حیوان اختیارات خیلی كمی مانند راه رفتن و غذا خوردن و خوابیدن و ... میدهد. پس حیوان مقدار كمی اختیار داره. مثلا میتونه تصمیم بگیره كه وقتی در حال خوردن یه غذاست كی از خوردن دست بكشه، یا میتونه تصمیم بگیره چقدر راه بره یا كی از راه رفتن متوقف بشه و ....
پس حیوان اختیار داره، اما اختیارش از غریزه تجاوز نمیكنه.

اما انسان رو دقت كنید : انسان 3 نوع روح دارد.
1- روح حیات یا گیاهی كه كاملا جبری است. مثلا حیات و بدنیا آمدن ما دست خودمان نیست. یا نمیتوانیم تصمیم بگیریم كه كی قبلمان از حركت بایستد و "انا الیه راجعون ..."

2- روح غریزه : توضیح داده شد كه كمی اختیار دارد. مثلا اگر شما احساس گرسنگی كنید به دنبال غذا میگردید. حال میتوانید انتخاب كنید كه غذایتان چه باشد ؟ یا میتوانید به دنبال نیاز دیگری بروید، گرچه این فقط در حیوانات دیده میشود كه در برابر نیازهای خود اراده ندارند و اگر گرسنه شوند مستقیما به دنبال غذا میگردند.

3- اما روح سوم كه انساس را از تمام چیزها متمایز میكند، روح والای انسانی : همان روحی كه فرشتگان بر آن سجده كردند. این روح باعث میشود كه اگر مثلا در حال انجام یك تحقیق علمی هستید و به سختی گرسنه شده اید، به خود بگویید : تحقیق واجب تر است، بعدا غذا میخورم. در حالی كه حیوان كنترلی از خود ندارد و سریع به دنبال غذا میرود. البته این یك نمونه ی ساده است، روح انسانی امكانات بسیار پیشرفته تری داره كه مهمترین آنها اختیار و تفكر است.
پس انسان در حد زیادی اختیار دارد و اگر انسان اختیار نداشت، مجازات و پاداش دادن به او در عالم آخرت بی معنی بود. مثل این كه شما عروسكی را وادار به تكه تكه كردن یك عروسك دیگر كنید، سپس آن عروسك را به دلیل تكه تكه كردن عروسك دوم مجازات كنید. شما باید خود را مجازات كنید كه عروسك را كنترل كرده اید. اما كنترل انسان نیز دست خودش است و یكی دیگر از عوامل اثبات معاد نیز همین است.


ببین دوست من اینا بعد از خلقته و بعد از خلقت و به جبر اومدن و به جبر از دنیا رفتن، یعنی بین دو جبر، یکی رو انخاب کردن، اختیار نیست، تو میگی مجازات، میگی عالم آخرت، مگه نمیگی آدم اختیار داره؟ خوب من میخوام آخرتی نداشته باشم، میخوام نباشم؟

سطحی جوابت دادم، چون سطحی نظر دادی، اما اعتقاد من اینکه ما هستیم، چون هستیم، من اصلا به جبر و اختیار اعتقاد ندارم، جهان واحد رو محتملتر میدونم، یعنی اینکه همه ی ما عضو یک بدنیم به اسم خدا، خدا بدون ما معنایی نداره و ما بدون خدا هیچ معنایی، شاید خود خدام، عضویه از خدایی بالاتر، خوب همونجوری که خدا هست، ما هم هستیم، همونجوری که خدا از هیچ و از نیستی و از عدم بوجود اومد ما هم بوجود اومدیم، البته این یه فرضیه س، اما بنظر من این احتمالش بیشتره، اصلا نه اختیاری در کار هست، نه جبری، فقط هست که هست، ما هستیم چون هستیم، بهمین سادگی..............................

دانته دیمون , devilhunterdante
دانته دیمون - 01:13 1391/01/8
459
اینجا باید یه كم با دید دقیق تری به مسائل نگاه كنیم. یه كم موضوعاتو جدا كنیم. من خیلی توضیح نمیدم اما اگه كسی خواست بگه تا قسمتی رو براش بیشتر توضیح بدم.

جهان هستی قبل از بوجود آمدن حیات : كاملا جبری و تحت سلطه ی فرمولهای فیزیكی جهان.

پس از بوجود آمدن گیاه : گیاه 1 نوع روح دارد. روح حیات یا روح نباتی كه وظیفه ی حیات بخشیدن به گیاه را دارد. این روح اختیاری از خود ندارد و تحت نظر قوانین حیات اداره میشود. پس گیاهان نیز كاملا جبری عمل میكنند.

پس از بوجود آمدن حیوان : حیوان 2 نوع روح دارد. 1- روح حیات كه گیاه نیز آنرا داراست و وظیفه ی رشد و نمو دارد و كاملا جبری است. 2- روح غریزه كه به حیوان اختیارات خیلی كمی مانند راه رفتن و غذا خوردن و خوابیدن و ... میدهد. پس حیوان مقدار كمی اختیار داره. مثلا میتونه تصمیم بگیره كه وقتی در حال خوردن یه غذاست كی از خوردن دست بكشه، یا میتونه تصمیم بگیره چقدر راه بره یا كی از راه رفتن متوقف بشه و ....
پس حیوان اختیار داره، اما اختیارش از غریزه تجاوز نمیكنه.

اما انسان رو دقت كنید : انسان 3 نوع روح دارد.
1- روح حیات یا گیاهی كه كاملا جبری است. مثلا حیات و بدنیا آمدن ما دست خودمان نیست. یا نمیتوانیم تصمیم بگیریم كه كی قبلمان از حركت بایستد و "انا الیه راجعون ..."

2- روح غریزه : توضیح داده شد كه كمی اختیار دارد. مثلا اگر شما احساس گرسنگی كنید به دنبال غذا میگردید. حال میتوانید انتخاب كنید كه غذایتان چه باشد ؟ یا میتوانید به دنبال نیاز دیگری بروید، گرچه این فقط در حیوانات دیده میشود كه در برابر نیازهای خود اراده ندارند و اگر گرسنه شوند مستقیما به دنبال غذا میگردند.

3- اما روح سوم كه انساس را از تمام چیزها متمایز میكند، روح والای انسانی : همان روحی كه فرشتگان بر آن سجده كردند. این روح باعث میشود كه اگر مثلا در حال انجام یك تحقیق علمی هستید و به سختی گرسنه شده اید، به خود بگویید : تحقیق واجب تر است، بعدا غذا میخورم. در حالی كه حیوان كنترلی از خود ندارد و سریع به دنبال غذا میرود. البته این یك نمونه ی ساده است، روح انسانی امكانات بسیار پیشرفته تری داره كه مهمترین آنها اختیار و تفكر است.
پس انسان در حد زیادی اختیار دارد و اگر انسان اختیار نداشت، مجازات و پاداش دادن به او در عالم آخرت بی معنی بود. مثل این كه شما عروسكی را وادار به تكه تكه كردن یك عروسك دیگر كنید، سپس آن عروسك را به دلیل تكه تكه كردن عروسك دوم مجازات كنید. شما باید خود را مجازات كنید كه عروسك را كنترل كرده اید. اما كنترل انسان نیز دست خودش است و یكی دیگر از عوامل اثبات معاد نیز همین است.
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 02:53 1390/11/11
458
نقل قول از : فرزانه ای از یک خانه شرقی
درودی دوباره!

ظاهرا یک جای بحث ما می لنگد، لطفا جبر را تعریف کنید. اون وقت راحت تر میشه صحبت کرد.

گفتم که تو جبر تعریف شده رو میگی و ازون حرف میزنی، جبر و اختیاری که خودمون برحسب نیاز و بر اساس یه سری قراردادها تعریف کردیم.....................

جبر واقعی اینکه ما هستیم، بدون اینکه خودمون خواسته باشیم، اصلا من به اختیار  خودم اومدم و خدا ذاتش خلقته، باز هم با همه ی اینا یه جبری بر کل دنیا حاکمه، جبر یعنی ناخواسته خواستن و خواستن ناخواسته.....................

فرزانه ای از یک خانه شرقی  , hernan_cortes
457
نقل قول از : حسین یکتا



آخه این داستانی که تو میگی بعد از ماجرای اصلیه و زمانیه که جبر و اختیار تبدیل شدن به یه چیزه تعریف شده، یعنی یه جورایی محدود شدن و مجبور به پذیرفته شدن، اما واقعیت یه چیزه دیگه س، خودتون گفتین رندوم، همون رندوم از کجا اومده؟ اصلا آیا جبر برای همین رندوم هم نیست.......................

این داستان یه جور جبر و اختیار ذهنی رو بیان میکنه، مثل همون دو دو تا چهار تا که خودمون خلق کردیم و حالا مجبوریم به پذیرشش، هرجا بریم باید قبول کنیم دو دو تا چهار تاس، در حالی که قبلا هم گفتم نه دویی وجود داره و نه چهاری، بلکه خودمون خلقشون کردیم و برای راحتی کارمون پذیرفتیمشون.....................


درودی دوباره!

ظاهرا یک جای بحث ما می لنگد، لطفا جبر را تعریف کنید. اون وقت راحت تر میشه صحبت کرد.
حسین یکتا , hamedxtc
حسین یکتا - 03:06 1390/11/10
456
نقل قول از : فرزانه ای از یک خانه شرقی
درودی دوباره!

در آن باره کاملا حق با شماست،ما هیچ وقت شانس انتخاب مکان تولد و .... نداشتیم. به نظر من این بصورت رندوم در طبیعت است،اما جبر نیست. جبر،به نظر من یعنی محدویت در حدود توانایی ما. یک داستان قدیمی نقل می کنم شاید جالب باشه. روزی یک نفر به باغ اناری می رود و بدون اجازه صاحب انار می خورد و کمی می دزدد. وقتی ان را میگیرند،او می گوید زندگی یک جبر است و این دست من نیست،خود به خود انجام می شود.در پاسخ او را به درختی می بنند و با چوب می زنند.می پرسد چرا می زنید؟  میگوید این جبر است،دست من نیست. 


آخه این داستانی که تو میگی بعد از ماجرای اصلیه و زمانیه که جبر و اختیار تبدیل شدن به یه چیزه تعریف شده، یعنی یه جورایی محدود شدن و مجبور به پذیرفته شدن، اما واقعیت یه چیزه دیگه س، خودتون گفتین رندوم، همون رندوم از کجا اومده؟ اصلا آیا جبر برای همین رندوم هم نیست.......................

این داستان یه جور جبر و اختیار ذهنی رو بیان میکنه، مثل همون دو دو تا چهار تا که خودمون خلق کردیم و حالا مجبوریم به پذیرشش، هرجا بریم باید قبول کنیم دو دو تا چهار تاس، در حالی که قبلا هم گفتم نه دویی وجود داره و نه چهاری، بلکه خودمون خلقشون کردیم و برای راحتی کارمون پذیرفتیمشون.....................

فرزانه ای از یک خانه شرقی  , hernan_cortes
455
نقل قول از : حسین یکتا



تو اصلا فک کن یه تک سلولی هستی و یه ماشینی، باز هم جبر است، جبر واقعیتیه که برای همه هست، حتی برای خدا، حتی برای نیستی که برتر از هستی است، نیازی نیس تو بدونی یا ندونی، جبر ازدواج با اون جبر فرق داره، از کجا معلوم ما این زندگی، زندگی اولیمون باشه، یا اینکه مرگ رو خودمون توی زندگیهای قبلیمون انتخاب نکرده باشیم، در هر صورت اگر بفرض هم همه ی زندگیهاتو به احتیار خودت انتخاب کرده باشی، باز هم در مبدا یه جبر همگانی بر کل عوالم حاکمه و نمیشه انکارش کرد......................

درودی دوباره!

در آن باره کاملا حق با شماست،ما هیچ وقت شانس انتخاب مکان تولد و .... نداشتیم. به نظر من این بصورت رندوم در طبیعت است،اما جبر نیست. جبر،به نظر من یعنی محدویت در حدود توانایی ما. یک داستان قدیمی نقل می کنم شاید جالب باشه. روزی یک نفر به باغ اناری می رود و بدون اجازه صاحب انار می خورد و کمی می دزدد. وقتی ان را میگیرند،او می گوید زندگی یک جبر است و این دست من نیست،خود به خود انجام می شود.در پاسخ او را به درختی می بنند و با چوب می زنند.می پرسد چرا می زنید؟  میگوید این جبر است،دست من نیست. 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.