| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
826
|
86/12/11 (20:56)
|
|
||
|
|
277
|
2503
|
91/2/15 (20:38)
|
|
||
|
|
1431
|
6728
|
91/3/12 (23:09)
|
|
||
|
|
653
|
4500
|
91/3/11 (02:18)
|
|
||
|
|
170
|
1435
|
91/3/8 (21:37)
|
|
||
|
|
645
|
3153
|
91/3/3 (09:27)
|
|
||
|
|
469
|
2744
|
91/2/26 (12:00)
|
|
||
|
|
15
|
91
|
91/2/26 (11:57)
|
|
||
|
|
347
|
1578
|
91/2/12 (10:05)
|
|
||
|
|
38
|
191
|
91/2/8 (00:43)
|
|
||
|
|
71
|
671
|
91/2/4 (23:37)
|
|
||
|
|
47
|
304
|
91/1/24 (17:34)
|
|
||
|
|
575
|
2843
|
91/1/23 (02:32)
|
|
||
|
|
13
|
78
|
91/1/20 (22:20)
|
|
||
|
|
426
|
2810
|
91/1/20 (21:15)
|
|
||
|
|
28
|
86
|
91/1/19 (16:03)
|
|
||
|
|
16
|
127
|
91/1/8 (02:22)
|
|
||
|
|
195
|
952
|
90/12/25 (12:21)
|
|
||
|
|
11
|
121
|
90/11/25 (01:40)
|
|
||
|
|
3
|
24
|
90/11/11 (23:38)
|
|




واسه من متاسفی چون احتمال میدم تناقض باشه؟ کاملا معلومه چقد احتمالات رو لحاظ کردی، وقتی خودت از فیزیک کوانتوم حرف میزنی و میگی در ابعاد ریز خیلی متفاوت عمل میکنه، نه در همه ی موارد، من هم گفتم تناقض به احتمال زیاد هست و نه در همه ی موارد، خوب اگه اعتقاد داری همه چیز یه زمانی هیچ چیز نبوده، پس چی بوده؟، اصلا میتونی هیچ چیز رو تصور کنی؟ من گفتم هر چیزی قابل اثبات نیست، نه همه چیز، بهرحال عقل گرایی بدون حسگرایی فلجه و حسگرایی بدون عقلگرایی، هردوتاشون محضشون فک نکنم صحیح باشن، یه نکته ی دیگه بگم، علمی که در زندگی بکار نیاد و شناخت آدمو نسبت بخودش بیشتر نکنه و آدم پس از یادگیریش همونی باشه که قبل از یادگیری بود، چه فایده ای داره، حتی ممکنه مضر هم باشه، تو برو تموم کراتو بگرد، اصلا به سرعت نور حرکت کن، خوب وقتی همون انسان قبل باشی یا حتی پست تر چه فایده، وقتی تو نیازهای اولیت مونده باشی، تو برو تموم کتابای دنیارو حفظ کن، بهر حال تکنولوژِی که دستاورد علمه خیلی هم مفید نبوده، تو فقط تونستی جهان خارج رو بیشتر بشناسی، بنظر من که انسان رو از طبیعتش دورتر و دورتر کرده و کاملا عیانه........................
فک کنم تو دوست داری اته ایست باشه چون فلان دانشمند و فلان نخبه بوده، چون چن جا وقتی از اته ایست حرف زدی، آمار و ارقام دانشمندارو نشون دادی، بهرحال من وجود یا عدم وجود خدا چندان فرقی برام نداره، اما برای شناخت خود، خدا، طبیعت یا هرچیزی بنظر من باید آدم مجهز به خردگرایی، حسگرایی، عملگرایی، تجربه گرایی و شک گرایی باشه، حداقل اینا از همه مهمترن، نه عقلگرایی محض.............................................
و اینکه بحث درمورد جبر و اختیار بود، معلومه که تو اختیارتو دادی دست نخبگان و دانشمندان، خوب یکیم هست میده دست پیامبرا و ائمه، یکیم میده دست تخیل، چندان فرقی نمیکنه، همه مثل همن....................................
اول اینکه هرچیزی قابل اثبات نیست، دوم اینکه رفتار طبیعت بر پایه قوانین فیزیک نیست، فیزیک یه علمه برای شناخت طبیعت، برای بیشتر شناختن، توی همین شناخت طبیعت مونده چه برسه به فراطبیعت و اینکه فیزیک برای اثبات خدا کافی نیست، فیزیک خیلی جاها قوانین خودشو نقض کرده و میکنه و بیشتر بر اساس احتمالاته، همین بحث نسبیت و کوانتوم و اینجور چیزا، ممکنه صد ساله دیگه کاملا زیر و رو شه و همه ی این فرضیه ها و اثبات ها غلط از آب دربیان، بفرض هم که صحیح باشن و تا ابد هم جواب بدن باز هم با فیزیک نمیشه خدارو اثبات کرد، خیلیا مثل خود انیشتین با فیزیک و ریاضیات میخواستن خدا رو اثبات کنن ولی دست آخر به هیچ جا نرسیدن، شناخت خدا نیاز به شناخت همه چیز داره، یعنی حتی تناقض رو هم شامل میشه، داخل پرانتز اینم بگم، جدیدا تقریبا فک کنم پارسال بود سا شایدم قبلتر(من پارسال مقالشو خوندم)، تناقض با فیزیک کشف شد، یعنی اثبات شد، یعنی یه چیزی هم باشه هم نباشه، یا یه اتمی شکل و ماهیتش بستگی به مشاهده ی فرد داشه باشه، فیزیک میتونه تلاششو بکنه ولی بازم میگم کافی نیست
سوم اینکه منطق زبان فلسفه و تنها وسیله اثبات خدا نیست، چون زندگی کاملا بی منطق و بی هدفه، وقتی چیزی از هیچ بوجود میاد، یعنی نقض تمام قوانین، پس نمیشه تنها به یه علم اکتفا کرد و همونو بسنده دونست
بوداییها و اکثر فرق هندوستان به وحدت وجود اعتقاد دارن، تو تنها یه تصویر از خدا داری، با اینکه از فیزیک حرف میزنی ولی احتمالات رو اصلا لحاظ نکردی در گفته هات،من خودم وحدت وجود رو محتملتر میدونم، چیزی که خودتونم گفتین و حتی اسمتونو گذاشتین فرزند طبیعت، یعنی خدا از ما مجزا نیست، مثل همون سلول و انسانه که انسان بدون سلول معنایی نداره و سلول بدون واحد مجزایی بنام انسان، این چرخه از ریزترین ریزترین تا بزرگترین بزرگترین ادامه داره، احتمالا اینجوری صحیحترین باشه، یعنی خدا رو مجزا ندونستن، خوب تو خودتم به خدا اعتقاد داری، تو خدات یا ذهن برترت طبیعته، تفاوت فقط در کلماته، حتی کسایی که بت پرست بودن اونا هم بخدا اعتقاد داشتن.......
علاقه ی تو به کشف و دونستن حقیقت قابل تحسینه اما من قبلا هم گفتم طرفدار پراگماتیسم هم هستم، یه موقع هست وجود یه خدای فرضی خیلی میتونه به آدم کمک کنه، یعنی حداقل سودش خیلی بیشتر از ضررشه، شاید اصلا ضرری هم نداشته باشه، بنظر من اکثر ادیان هدفشون تخطی نکردن از قوانین طبیعت بوده، و مهم بیشتر نتیجه و اثریه که میذارن نه حقیقت و کذبشون، مثلا یکی از فضایل اعتقاد به خدا، حتی اگر خدایی هم نباشه، آرامش و توجه بیشتر به خوده و سعی در ضایع نکردن خود و دیگران و خیلی فضایل دیگر، مسئله اینکه ما همیشه به ظواهر دین گیر میدیم، درحالیکه باطن دین پر از فلسفه و دلیله.............................
در نهایت شناخت جبر و اختیار نیاز ضروری به شناخت خدا داره، تا خدا شناخته نشه، بحث درمورد جبر و اختیار بیفایدس، باید روشن شه آیا خود خدا هم جبر و اختیار براش وجود داره یا نه، آیا اراده آدم در طول اراده ی خداس یا نه اصلا اراده ای نداره؟ آیا خدا از ما مجزاست یا نه در ماست؟ و آیا اصلا خدایی هست؟
،خب با همه مزایایی که مکانیک کوانتومی داره ،کسی نمیتونه بگه 100% درسته یکی از مشکلات این نظریه اینه که فقط تو ابعاد زیر اتمی کاربرد داره ،معادله های مکانیک کوانتومی در ابعاد های بزرگتر با نسبیت عام انیشتین در تناقضه ،وقتی معادله های مکانیک کوانومی رو بخواید در ابعاد کهشکانی به کار ببرید جوابای مبهم میدن ،یکی از چالش های فیزیک نوین همخوان نبودن نسبیت عام با فیزیک کوانتومیه ،نسبیت عام انیشتین دقیقا به اندازه مکانیک کوانتومی معتبره ،نسبیت میتونه پیشبینی های بسیار دقیقی ار رفتار طبیعت در سطح کلان بده ،از بخش هم ارزی جرم و انرژی نسبیت هم میشه کلی محاسبات بدرد بخور در فناوری هسته ای انجام داد ،هم اکنون دانشمندان به دنبال نظریه ای واحد هستن که بتونن این دو نظریه رو متحد کنن ،نتیجه اینکه مکانیک کوانتومی 100% درست نیست ،پس رفتار غیر قابل پیشبینی جهان در ابعاد بسیار ریز میتونه ناشی از پدیده ای باشه که هنوز برای ما ناشناختس ،به نظر بنده همیشه قوانین علت و معلول باید رعایت بشه و اگه ما از علت برخی واکنش ها در ابعاد زیر اتمی خبر نداریم حتما کنش ها از بخشی از جهانه که در آزمایش ها نشانه هاش مشاهده نشده و در آینده احتمالا در معادله های جدید ظاهر بشه .
ببین دوست من اینا بعد از خلقته و بعد از خلقت و به جبر اومدن و به جبر از دنیا رفتن، یعنی بین دو جبر، یکی رو انخاب کردن، اختیار نیست، تو میگی مجازات، میگی عالم آخرت، مگه نمیگی آدم اختیار داره؟ خوب من میخوام آخرتی نداشته باشم، میخوام نباشم؟
سطحی جوابت دادم، چون سطحی نظر دادی، اما اعتقاد من اینکه ما هستیم، چون هستیم، من اصلا به جبر و اختیار اعتقاد ندارم، جهان واحد رو محتملتر میدونم، یعنی اینکه همه ی ما عضو یک بدنیم به اسم خدا، خدا بدون ما معنایی نداره و ما بدون خدا هیچ معنایی، شاید خود خدام، عضویه از خدایی بالاتر، خوب همونجوری که خدا هست، ما هم هستیم، همونجوری که خدا از هیچ و از نیستی و از عدم بوجود اومد ما هم بوجود اومدیم، البته این یه فرضیه س، اما بنظر من این احتمالش بیشتره، اصلا نه اختیاری در کار هست، نه جبری، فقط هست که هست، ما هستیم چون هستیم، بهمین سادگی..............................

جبر واقعی اینکه ما هستیم، بدون اینکه خودمون خواسته باشیم، اصلا من به اختیار خودم اومدم و خدا ذاتش خلقته، باز هم با همه ی اینا یه جبری بر کل دنیا حاکمه، جبر یعنی ناخواسته خواستن و خواستن ناخواسته.....................
آخه این داستانی که تو میگی بعد از ماجرای اصلیه و زمانیه که جبر و اختیار تبدیل شدن به یه چیزه تعریف شده، یعنی یه جورایی محدود شدن و مجبور به پذیرفته شدن، اما واقعیت یه چیزه دیگه س، خودتون گفتین رندوم، همون رندوم از کجا اومده؟ اصلا آیا جبر برای همین رندوم هم نیست.......................
این داستان یه جور جبر و اختیار ذهنی رو بیان میکنه، مثل همون دو دو تا چهار تا که خودمون خلق کردیم و حالا مجبوریم به پذیرشش، هرجا بریم باید قبول کنیم دو دو تا چهار تاس، در حالی که قبلا هم گفتم نه دویی وجود داره و نه چهاری، بلکه خودمون خلقشون کردیم و برای راحتی کارمون پذیرفتیمشون.....................
آخه این داستانی که تو میگی بعد از ماجرای اصلیه و زمانیه که جبر و اختیار تبدیل شدن به یه چیزه تعریف شده، یعنی یه جورایی محدود شدن و مجبور به پذیرفته شدن، اما واقعیت یه چیزه دیگه س، خودتون گفتین رندوم، همون رندوم از کجا اومده؟ اصلا آیا جبر برای همین رندوم هم نیست.......................
این داستان یه جور جبر و اختیار ذهنی رو بیان میکنه، مثل همون دو دو تا چهار تا که خودمون خلق کردیم و حالا مجبوریم به پذیرشش، هرجا بریم باید قبول کنیم دو دو تا چهار تاس، در حالی که قبلا هم گفتم نه دویی وجود داره و نه چهاری، بلکه خودمون خلقشون کردیم و برای راحتی کارمون پذیرفتیمشون.....................