userinfo close

  ,

فلسفی بیندیشیم


philosophical_thinking

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: م رستمی - معاونان
(لطفا برای نوشتن مطالب به هر زبانی از الفبای همان زبان استفاده نمایید)
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
21
715
88/10/22 (17:14)
60
815
89/11/18 (01:52)
1
9
89/11/18 (01:46)
7
84
89/11/18 (01:44)
6
26
89/11/18 (01:38)
2
20
88/9/18 (22:25)
10
199
88/7/10 (13:28)
16
156
87/12/16 (17:58)
6
119
87/11/14 (15:03)
8
125
86/6/26 (12:55)
1
19
86/5/17 (09:39)
9
166
86/1/30 (01:42)
1
79
86/1/21 (05:26)
10
190
86/1/15 (04:07)
2
88
85/12/26 (10:36)
56
527
85/12/11 (10:21)
0
19
85/11/29 (01:25)
4
72
85/11/23 (13:52)
7
80
85/10/6 (21:59)
39
403
85/9/21 (23:47)

عنوان بحث

م رستمی , versus
م رستمی - 00:21 1385/08/2

در جسجوی چه چیزی هستیم؟

 

سلام

ما انسانها در پی چه چیزی هستیم؟

علت تمام کوششهای انسان ها چیست؟

تا بعد...

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ارحام ع , erham
ارحام ع - 23:47 1385/09/21
39

سلام جناب رستمی

با دو پاراگراف اول پست اخیر شما کاملاً موافقم. در بحث «خوبی و بدی» که مشترکات زیادی با این بحث دارد، دیگر نظرات شخصی ام را عنوان خواهم کرد.

م رستمی , versus
م رستمی - 05:19 1385/09/16
38

 

سلام

برخی از دوستان بر محوریت داشتن لذتجوئی و رنج گریزی انسان متمرکز شده اند. قبلا هم عرض کردم انچه که باعث می شود از اراده صرف لذت  گذر کنیم و به چیزی از ان فراتر برسیم هدفمند بودن لذتجوئی ست  .

انسان طی مکانیسمی پیچیده لذتها را انتخاب می کند و از برخی برای رسیدن به برخی دیگر چشم پوشی می نماید و برای رسیدن به برخی متحمل رنج نیز می گردد. انسان در پی دائمی نمودن لذتجوئی ست و همواره در حال برنامه ریزی برای روندی لذتمند و متداوم می باشد.

می توان به روشنی دریافت که در ورای خواست لذت چیز دیگری نهفته است. نکته ریز این مبحث به عقیده من در جمله زیر نهفته است:

لذت ارامش بخس نیست بلکه ارامش لذتمند است.

منظور از ارامش مفهوم در هم تنیده یی از نهایت رضایتمندی انسان است که دارای ویژه گی تداوم و وسعت می باشد.

تا بعد...

ارحام ع , erham
ارحام ع - 19:28 1385/09/2
37

سلام

دوستان دارید خیلی تند پیش میرید. این یه بحث متافیزیکیه نه یه بحث در مورد فلان فیلمی که چند روز پیش از تلویزیون دیدیم! اینگونه بحث ها دقت بسیار زیادی می طلبه. من تو بعضی از نوشته های شما جهش های خیلی بزرگی دیدم بدون اینکه توضیحات کافی داده شده باشه که چرا مجاز به چنین جهش استدلالی بزرگی هستیم.

به عقیده من ما هنوز باید به میزان زیادی در مورد ماهیت لذت و کارکرد و هدفش در موجودات از جمله انسان به گفتگو بنشینیم.

ورگ کاسپی , varg_hashish
ورگ کاسپی - 19:17 1385/09/2
36

اجازه بدید جمع‌بندی از حرف مصطفا و فردریش و زینب به دست بیارم.

گویا «آرامش» هدفی والاتر از سایر چیزهای بیان‌شده در نظر گرفته شده. و در تعریف آرامش هم گویا باید تلفیقی از احساس جاودانه‌گی و بی‌نهایتی رو داشت. و از طرفی، این «آرامش» رو «می‌توان» در «ابدیت» یافت.

خوب، من فکر می‌کنم که اگر بخواهیم این گزاره اخیر رو قبول کنیم، باز به همون مفهوم دوپاره «لذت-رنج» می‌رسیم.

انسان، از ابتدای زندگی، وقتی که از نیستی به هستی وارد می‌شه، دچار درد جاوادنه‌گی و دغدغه نهایت هست. این‌که «آخرش چی می‌شه» و این «هست» کی تموم می‌شه؟ چرا تموم می‌شه؟ اصلن تموم می‌شه یا از حالتی به حالتی دیگر تغییر می‌کنه؟

انسان دچار رنجی عظیم، خیلی والاتر و بالاتر از رنج‌های روزمره است و اون رنج «حرکت به سوی نیستی دوم (مرگ) و از دست دادن فرصت حیات»ه.

انسان در محیط اطرافش این فروپاشی رو بارها و بارها تجربه می‌کنه و چنین نیستی رو در انتظار خودش هم می‌بینه. خوب، برای رهایی از این رنج بزرگ، چه لذتی بزرگ‌تر از «ابدیت» و «جاودانه‌گی»؟

یا ابدیتی وجود داره و یا باید ابدیتی «ساخته» بشه. چه در ذهن و چه در عالم واقع. به هر حال برای رهایی از رنج فروپاشی و نیستی باید به لذت ابدیت و بی‌نهایتی پناه برد.

خوب،

می‌بینیم که همین آرامش منتج از بی‌نهایتی و جاودانه‌گی هم زیرمجموعه‌ای از گذار انسان از «رنج» به سوی «لذت»ه. من فکر می‌کنم جامع‌ترین تعریف ممکن برای هدف‌مندی حرکت انسان (و البته نه هدف‌مندی حیات انسان) همون حرکت به سوی لذت برای رهایی از رنج باشه.

فردریش ! , frank66
فردریش ! - 21:05 1385/08/29
35

سلام دوستان

    اگر مفهوم آن آرامشی را که مد نظر شماست درست دریافته باشم، می توانم بگویم که این آرامش را تنها باید در ابدیت یافت. در واقع بدون ابدیت و جاودانگی، آرامش مطلق معنی ندارد. یعنی ما ابتدا جاودانگی را برای وجود خود خواستاریم و سپس آرامش را در آن(جاودانگی) می جوییم و «جاودانگی خواهی» و «اراده جاودانه شدن» تقدم دارد بر «اراده  آرامش»، هر چند که ما این جاودانگی را برای آرامش می خواهیم نه برای خود جاودانگی.

    اشتباه می کنم؟ 

م رستمی , versus
م رستمی - 19:29 1385/08/29
34

 

سلام

بله من هم موافقم.

به عقیده من مفهوم ارامش و مراتب ان باید تعریف گردد تا ذهن دچار اشتباه نگردد.

جناب امین شما دقیقا به نکته ظریفی اشاره نمودید و ان زده گی از ارامش و تمایل به  درد بود. به عقیده من این میل را باید در سرشت و طبع انسانی جستجو نمود.  ( به عقیده من این فرایند اسبابی ست برای کسب ارامش راستین )

در یکی از پستهای گذشته به این نکته اشاره شده که ارامش منظور این بحث تلفیقی از احساس بی نهایتی و جاودانگی  است. و مواردی را که شما بدان اشاره نمودید در واقع لایه ها و پوششهایی هستند که به علل متفاوت و زیاد بر روی این حقیقت قرار گرفته اند.

قصد بنده از ایجاد این بحث ( و کلا مباحث این کلوب در اینده ) همانا گذر از پوششها و کوششها تا رسیدن به سرای کششهاست.

فرمایشات جنابعالی کاملا صحیح و متین است ولی در ورای تمام این کنشها و واکنشها همان اراده ارامش ( ارامش به عنوان انتهای تصور لذتمند نوع بشر ) نهفته است.

تا بعد...

زینب     , zizibell
زینب - 08:06 1385/08/29
33

 اقای امین عزیز

با شما موافقم بله ارامش نسبی هم کسل کننده میگردد و حتی گاهی به کار های عجیبی دست میزنیم تا از دست همین ارامش نسبی رها شویم اما:

منظور از ارامش بی مشکلی و کم شدن هیجانات زندگی نیست یا شاید بهتر بگویم منظور من این نیست بلکه  احساس رهایی از بسیاری تعلقات و وابستگی ها  و ... اینکه بتوانی به راحتی از کنار بسیاری مسائل عبور کنی و  هر چیزی هر قدر هم بزرگ نتواند خشمگینت سازد و....

نمیدانم حس میکنم کلمات فقیرند و نمیتوانند منظور من را بیان کنند و این فقط یک حس است در درون من که در جستجویش هستم و شاید رسیدن به حق وحقیقت تنها راه رسیدن به این احساس باشد پس در جستجو ی حقیقت هستم و شاید رسیدن به بینهایت و.... احساسی ماوراء حس هایی که هر روز تجربه میکنیم.

لذت هیجان و... هر کدام تاریخ مصرفی دارند وحتی ارامش نسبی اما گمان میکنم ارامش مطلق تاریخ مصرف نداشته باشد.

ورگ کاسپی , varg_hashish
ورگ کاسپی - 06:49 1385/08/29
32

موافق نیستم رفقا.

آیا به «پس از آرامش» اندیشیده‌اید؟

هر چیزی در زندگی انسان، در اثر و تداوم بیش از حد ملال‌آور می‌شود. آرامش چگونه وضعیتی است و چطور می‌خواهد از ایجاد ملال اجتناب کند؟

آرامش خود نوعی لذت‌جویی است. من فکر نمی‌کنم کسی این‌جا باشد که در برخی از لحظات زندگی‌اش آرزوی ناآرامی و تلاطم نکرده باشد. همیشه آرامش خواستنی نیست. گاهی هم ناآرامی خواستنی است.

گاهی انسان به دنبال خودآزاری (مازوخیسم) یا دگرآزاری (سادیسم) می‌رود برای برهم زدن تعادل یا رسیدن به تعادل.

گاهی انسان به دنبال درد می‌گردد، نه آرامش. چون لذت و رها شدن از رنج را در رنج می‌بیند!

«مرد را دردی اگر باشد خوش است   درد بی‌دردی علاجش آتش است!»

درد بی‌دردی، ملال است و رنج. پس برای گذار از آن به سوی لذت، نیاز به دردی است.

زینب     , zizibell
زینب - 05:07 1385/08/29
31

 برداشت من پس از صحبت شما اشتباه بود.

در مورد عرفان هم حق باشماست مثال هایی زده میشه که مسلما  تشخیص صحیح یا نا صحیح بودنش  از عهده ی هر کسی ساخته نیست . البته این فقط احساس من بود و دوست داشتم اگر کسی از دوستان  اطلاعاتی با سند و دقیق تر  دارد بیان کند.

ارحام ع , erham
ارحام ع - 04:09 1385/08/29
30

سلام

موافقم که با ارضای غرایز متداول آرامش کامل بدست نمی یاد. ولی من هم چنین ادعائی نداشتم. در مورد مسئله عرفان هم به دلیل نداشتن معلومات کافی در این زمینه ترجیح می دهم سکوت اختیار کنم. اما معتقدم به شنیده ها نمیشه خیلی اعتماد کرد. انسان امروزه حتی پذیرفتن کامل گزاره های ساده ای همچون «x به توان 2 بعلاوه 1 همیشه مثبت است» را نیازمند اثبات های تخصصی می بیند.

زینب     , zizibell
زینب - 01:57 1385/08/29
29

انسان به صورت ذاتی دارای تمایلاتی است. به وضعیت و حالتی که پس از ارضای این تمایلات به انسان دست می دهد آرامش گفته می شود.

 

من  خیلی موافق نیستم چرا که  در بسیاری موارد و بسیاری افراد تمایلات غریزیشون ارضا میشه اما خبری از احساس ارامش ان هم ارامش مطلق نیست و در مواردی که در تاریخ عرفان و... داریم افرادی زیسته اند که شاید انچه من و شما به عنوان غریزه میشناسیم در وجودشان  به صورت کامل ارضا نشده باشد اما این ارامش را در یافته باشند . راجع به پله ای بودن و مرحله به مرحله بودن هم گمان میکنم اینگونه نباشد. یک احساس مطلق . شاید هم مرحله به مرحله باشد و مطلق شدن همان مرحله ی اخر باشد .

ارحام ع , erham
ارحام ع - 07:22 1385/08/28
28

سلام

آیا منظور شما از آرامش چنین است؟ :

انسان به صورت ذاتی دارای تمایلاتی است. به وضعیت و حالتی که پس از ارضای این تمایلات به انسان دست می دهد آرامش گفته می شود.

اگر منظور شما این باشد، خواهم گفت که با توجه به این تعریف انسان در پی آرامش است (البته به نظر بنده). ولی آیا دست یابی به آرامش لذت بخش نیست؟ آیا آرامش همچون لذت مراتبی ندارد؟ [همینجا می خواستم نتیجه گیری کنم که آرامش همان لذت است اما با کمی دقت بیشتر متوجه شدم که خیر! آرامش مرحله بعد از لذت است و لذت راه را نشان می دهد. گویا مقصد همان آرامش است.]

درود!



پیام در تاریخ 85/8/27 ویرایش شده است.
م رستمی , versus
م رستمی - 05:29 1385/08/28
27

 

سلام

جناب فومنی  دوست گرامی

شما بهتر از هر کسی دیگر می دانید که به بند واژه کشیدن مفاهیمی اینچنینی ( انتزاعی ) بسیار مشکل و گاه نشدنی ست. اما ارامش را می توان تا حدودی رام لغات نمود.

اینکه شما فرموده اید من ارام هستم. در واقع نیستید. در وجود شما نیرویی در حال جستجوست ( همان اراده  لذتی که جنابعالی فرمودید ) در حال بررسی و طرح ریزی برای کسب چیزها یی ست که لذت بخش هستند .

در لذت چه چیزی مستور است که در نبود ان نیست؟

لذت به تنهایی هدف نیست ( توضیح اجمالی ان پیش تر بیان گردید ) در قدرت  لذت نهفته است و در لذت ارامش و در ارامش چیزی نیست. که ارامش همه چیز هاست.

در واقع ارامش را میتوان بالاترین حد رضایتمندی طبع انسان در نظر گرفت. مفهومی که در ان سکون محض حاکم ست.

به عقیده بنده ( انچه را که با نظر و نظاره یافتم ) در ورای تمام خواسته های رنگارنگ نوع بشر همانا اراده ارامش نهفته است.

لازم بذکر است که نکته یی در این رابطه روشن گردد و ان اینکه مفاهیمی مانند:  لذت - قدرت - بی نهایت شدن  و  میل به جاودانگی هرکدام به تنهایی نیز تا حدودی واجد این ویژه گی ها هستند . ولی هرکدام از انها در واقع سطحی پائین تر از مفهوم ارامش هستند.

شاید بتوان ارامش را مجموعه یی از لذت  و جاودانگی و قدرت  نام نهاد. مرز جدایی ها بسیار باریک و ظریف است.

(( واما اینکه ارامش راستین ( شاید بتوان نام حقیقت بر ان نهاد ) را چگونه می توان یافت خود بحثی ست با هزاران پرسش ))

مرز در عقل و جنون باریک است

کفر و ایمان چه به هم نردیک است.

تا بعد...

ارحام ع , erham
ارحام ع - 18:07 1385/08/25
26

سلام

مفهوم آرامش برام روشن نیست. لطفاً بیشتر توضیح بدید. من که همین طوریش هم آرامش دارم!

م رستمی , versus
م رستمی - 06:57 1385/08/25
25

 

سلام

من با نظر خانم محمدی موافقم.

به نظر من تمام تلاش انسانها برای رسیدن به ارامش می باشد. در ورای تمام خواسته های نوع بشر همین اراده ارامش است. لذت بخش ترین چیز ارامش است.

در ورای تمام خواستها خواسته و نیازی دیگر قابل تصور است ولی ارامش انتهای نیاز ذات نوع بشر است.

شیوه های دستیابی به ان بدلایل زیادی متفاوت است. که گاه این  هدف واحد در لابلای شیوه های متفاوت گم شده.

تا بعد... 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.