userinfo close

  ,

فلسفی بیندیشیم


philosophical_thinking

تاسیس: 30 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: م رستمی - معاونان
(لطفا برای نوشتن مطالب به هر زبانی از الفبای همان زبان استفاده نمایید)
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
21
715
88/10/22 (17:14)
60
815
89/11/18 (01:52)
1
9
89/11/18 (01:46)
7
84
89/11/18 (01:44)
6
26
89/11/18 (01:38)
2
20
88/9/18 (22:25)
10
199
88/7/10 (13:28)
16
156
87/12/16 (17:58)
6
119
87/11/14 (15:03)
8
125
86/6/26 (12:55)
1
19
86/5/17 (09:39)
9
166
86/1/30 (01:42)
1
79
86/1/21 (05:26)
10
190
86/1/15 (04:07)
2
88
85/12/26 (10:36)
56
527
85/12/11 (10:21)
0
19
85/11/29 (01:25)
4
72
85/11/23 (13:52)
7
80
85/10/6 (21:59)
39
403
85/9/21 (23:47)

عنوان بحث

ورگ کاسپی , varg_hashish
ورگ کاسپی - 11:14 1386/06/16

تمثیل

این یادداشتی‌یه که امروز توی وبلاگ شخصی‌ام گذاشتم. گفتم بد نیست این‌جا هم بذارم و نظر شما رو بدونم. دوست دارم درباره‌ی این چشم‌انداز به فلسفه با هم بحث کنیم:

   شما از دری وارد می‌شوید؛ می‌بینید که پای در یک میدان فوتبال گذاشته‌اید. (خیال کنید اتاق‌تان دری به یک میدان فوتبال داشته باشد) در همین لحظه توپی به پیش پای‌تان قِل می‌خورد.

   بازیکنی با لباسی هم‌رنگ لباس شما (شما تازه متوجه رنگ لباس خود شده‌اید)، فریاد می‌زند: پاس بده. زود باش، پاس بده!

   شما پاس می‌دهید و به فرمان بازیکن دیگری که او هم لباسی هم‌رنگ شما به تن دارد، از کناره‌ی راست زمین به طرف دروازه‌ی حریف حرکت می‌کنید.

   تماشاگران پرشمار گردِ میدان با لباس‌هایی به دو رنگ گونه‌گون، غوغا می‌کنند و هر دسته، تیم هم‌رنگ خویش را تشویق و ناسزا نثار تیم دیگر می‌کنند. در گوشه‌ای از زمین، عده‌ای تماشاگر مشغول زد و خوردند.

   شما با آخرین نفس‌هاتان به سمت زمین حریف می‌دوید و یاران‌تان قصد دارند توپ را به شما برسانند تا گل بزنید. در یک دم، شما از دویدن بازمی‌ایستید و فکر می‌کنید که:

   «من چرا وارد این بازی شدم؟ چه‌طور از اتاق خوابم به این میدان راه یافتم؟ کی یارکشی شد و چرا جزو این تیم هستم؟ این‌ها چرا مرا تشویق می‌کنند؟ آن‌ها چرا دعوا می‌گیرند؟ چرا اگر توپ را با دست وارد دروازه کنم خطاست؟ اصلن چرا باید مشغول توپ شد؟ بعد از این همه تلاش و به ثمر رسانیدن گل، چه خواهد شد؟ چرا توپ باید از آن چارچوب عبور کند تا گل محسوب شود؟ من چرا می‌دوم؟ چرا توی میدانم؟ بعد از پایان بازی چه خواهد شد؟ چرا بازی می‌کنم؟ آیا کاری غیر از بازی نمی‌توانستم انجام دهم؟»

خوب؛

درست در همین لحظه، فلسفه زاده می‌شود و شما مشغول فلسفیدن‌اید و همین امر گند زده است به بازی. دوباره به نگاه‌های خشمگین هم‌تیمی‌هاتان نگاه کنید.

منبع:
گرگ و حشیش
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ورگ کاسپی , varg_hashish
ورگ کاسپی - 00:05 1386/06/21
6

نمی‌دانم چرا. اما می‌دانم که آن «سلامت روانی» مرا هرگز راضی نکرده است. شاید بیمار باشم که خودخواهانه به سمت «جنون» میل دارم.

و فکر می‌کنم بیشتر کسانی که به فلسفه علاقه دارند، مثل خیلی از اعضای همین کلوب، آن جنون را بر این سلامت روانی، نه که ترجیح دهند یا ندهند، بلکه اصلن نمی‌توانند ترجیح دهند.

نکته‌ی دیگر، که نکته‌ی غم‌انگیزی هم هست، سرانجام بازیکنی است که به بازی گند می‌زند!

فکر نمی‌کنم نیازی به توضیح اضافه باشد.

-------

درباره‌ی نیم‌فاصله، به طور کلی بد نیست این‌جا را مطالعه کنی:

http://www.khabgard.com/?id=1564547662

اطلاعات خوبی درباره‌ی فارسی‌نویسی در اینترنت به دست می‌دهد.

م رستمی , versus
م رستمی - 21:15 1386/06/19
5

مدت ها بر این بودیم که چگونه در مورد هر چیزی تردید کنیم. انگار که توانایی اقامه ی ایراد چیزی مانند پاسخ برای پرسش است.

می شود در هر عقیده یی رخنه نمود و می شود پاشنه ی اشیل هر دیدگاهی را به زعم خویش پیدا نمود.اما...

 

تمثیل جناب امین نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگر بازی ست پس ایراد گرفتن بر این بازی خود نوعی بازی ست. و این قصه ی بازی های تو در و ادامه دارد...

 

در اتاق من دری هست که رو به برهوت است. وقتی از بگذری دیگر دری نخواهی دید و چیزی جز سراب هایی واهی در برابرت چیزی نخواهند بود. بی امان می روم ...

که گویا در رفتن ( شدن ) راهی برای در رفتن ( فرار کردن ) هست.

یاد جمله ای از رضا مارمولک از فیلم مارمولک افتادم که به ان جوانک گفت :

تو دنبال راه نجاتی و من بدنبال در رو

 

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 11:30 1386/06/19
4

سلام

متن زیبایی بود. بنظرم همه این بازیکنان و تشویق کنندگان هر کدام یک یا چند بار این پرسش به ذهنشان رسیده.

ولی از آنجایی که سخت ترین کارها در این دنیا همین فکر کردنه ، مصلحت دیدن دنبال بازی باشن تا فلسفه بازی.

ولی گرچه ظاهرا یک هیچ به نفع اونایی هست که فکر نمیکنن، ولی در عمل کسی که فکر میکنه هر وقت از قوانین تخلف کرد راحت با موضوع کنار میاد، تا کسی که چشم و گوش بسته داره بازی میکنه. در ضمن کی گفته یه ادم متفکر نمیتونه از جزئیات لذت ببره. اتفاقا ادم متفکر دو نوع لذت رو تجربه میکنه.

1-لذتی که بقیه میبرن

2-لذت فکر کردن در مورد موضوع

منتهی یک شرط اساسی هست. رعایت عدم افراط و تفریط

حالا که قرار است "این نیز بگذرد" پس نباید زیاد سخت گرفت.

یاحق

ارحام ع , erham
ارحام ع - 14:51 1386/06/16
3

تمثیل زیبایی است که آدم را به یاد نوشته های وهم آلود کافکا می اندازد. مخصوصاً این قسمت خیلی متأثرم کرد: «... همین امر گند زده است به بازی». زندگی بازی ای بیش نیست؛ تنها کسی از آن لذت می برد که غرق هیجان بازی شده باشد و افسار خود را در اختیار غرایزش بگذارد. آنکه بکوشد راه عقل در پیش بگیرد و قبل از هر گزاره ای «چرا» بیافزاید، شاید به ناچار به بیماری وخیم و دردناکی گرفتار شود که فیلسوف مادی بزرگ ایران، خیام، راه علاجش را چنین دانسته است:

 

چون نیست ز هرچه هست جز باد بدست / چون هست بهرچه هست نقصان و شکست

انگار که هرچه هست در عالم نیست / پندار که هرچه نیست در عالم هست

 

در یک تعریف از سلامت روانی (فکر می کنم از انجمن روانپزشکی کانادا بوده باشد) آمده بود که لذت بردن از خوشی های ساده هم جزء نشانه های سلامتی روان است. دختران و پسران زیادی را می شناسیم که جز خوردن و خوابیدن و از آنچه آن را انسانیت می دانیم، بویی نبردن و جز تجارت عشق و به تعبیر خودمانی تر، عشق و حال کردن کار دیگری بلد نیستند؛ اما افراد دیگری چون نیچه را هم می شناسیم که پایبند اصول «عقل-ساخته» بوده اند و جز جنون به چیز دیگری دست نیافته اند. شاید بهتر باشد غرق در بازی شویم.

 

* به هنگام نوشتن این پست، خیلی خسته بودم. مهمتر از آن مدتی است که ناراحتم. شاید بهتر است چندان به آن اعتنا نکنید.

 


 

آقای امین! لطفاً یک چیز را به من یاد بده. همیشه برایم این سوال پیش می آید که چطور اینقدر راحت در تایپ، نیم فاصله ها را رعایت می کنی. البته اینکار را در MS Word با استفاده از Insert Symbol  بلدم، اما گویا شما از شیوه آسان تری استفاده می کنی. سوال را اینجا مطرح کردم، چون فکر می کنم تکنیک مفیدی است و خوب است هر فارسی زبانی بداند.

م رستمی , versus
م رستمی - 12:23 1386/06/16
2

 

محاکمه

فرانتس کافکا

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.