| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
11
|
90/5/3 (01:07)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
89/3/7 (14:55)
|
|
||
|
|
6
|
139
|
89/1/5 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
88/1/5 (13:47)
|
|
||
|
|
14
|
119
|
87/12/2 (19:54)
|
|
||
|
|
1
|
24
|
87/11/26 (18:30)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
87/9/28 (16:01)
|
|
||
|
|
2
|
28
|
87/4/18 (11:55)
|
|
||
|
|
7
|
47
|
87/4/11 (14:40)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
86/12/9 (11:35)
|
|
||
|
|
4
|
79
|
86/3/3 (22:45)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
86/2/24 (05:11)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
86/2/21 (21:09)
|
|
||
|
|
1
|
42
|
86/2/7 (06:30)
|
|
||
|
|
3
|
34
|
86/2/6 (23:02)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
85/7/25 (01:12)
|
|
دوستانی که با مشاعره موافق هستند با حرف آخر نفر قبلی بیت جدید و بنویسن.
قسمتی از آخرین شعر های من
روی تنها ترین درخت سپیدار نوشت
دو ساعت مانده بود به یك قرار نوشت
می آیی و نه جواب آخر توست
این را تو نه ولی انتظار نوشت.......
دیشب ستاره ام را به كهكشان سپرد
ماه گریست و آسمان جان سپرد
من فقط یك آرزو سه نقطه مگر چه بود
آه او را به فصل زمستان سپرد......
مرزی برای عبور/از بوسه های باران/وقتی چشمهای تو دانه دانه فرشته می شوند/نیست/تنهای محجوب/عطر سرسبز ترین نگاهت را كه/به نگاه آبی آسمان پیوند می زنی / عاشق می شوم/........
دلم را كه به زبان می آورم زبانم میگیرد/از تو كه حرف می زنم دلم می گیرد/ نگاهت درون قابهای عكس كودكی مرا به دیوار گریه هایم مصلوب می كند/.....
آن كسی كه تنهائیم را مرور كرده است
رفته رفته از نگاهم عبور كرده است
به هیچ كسی نگفت چرا بدون دلیل
رفته و نیامده یا دور كرده است...
تو رویایی ترین رویای من باش
تمام هستی و دنیای من باش
من ان موجم كه بی تو هیچ هیچم
بیا عمرم كمی دریای من باش....
هر كی دوست داره بگه تا سایت شعرامو بهش بدم
من پس از مدتها
فرصتی یافته ام
تا کمی گریه کنم
و به تنهایی خود فکر کنم
همه تنها هستیم
هر چه با همدیگر,تنهاتر
گرد هم جمع شدیم
تا به تنهایی خود عمق دهیم
جمع ما تنهایان
جمع ما تنهایی هاست
وچه وحشتناک است
من پس از مدت ها
نشسته بر دل غبار غم
زان كه من در دیار غم
گشته ام غم گسار غم
امید اهل وفا تویی
رفته راه خطا تویی
آفت جان ما تویی
بردی از یادم
دادی بر بادم
با یادت شادم
دل به تو دادم
در دام افتادم
از غم آزادم
دستی افشان تا ز سر انگشتانت
صد قطره چکد
هر قطره شود خورشیدی ، خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور
شب ما را بکند روزن روزن

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

تو رو خواستن تا همیشه..... گریه و اشک شبانه
تو می دونی تا همیشه..... من به یاد تو می مونم
هرچی که ترانه دارم ..واسه ی چشات می خونم
واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس
دیدن صورت ماهت....... ...یه خیال عاشقانه اس
بی تو من هیچی ندارم.. پیش چشمات کم می یارم
اگه تو بخوای می میرم جون به دستات می سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم........ دل سردمونشون کن
تو مثه اب و نفس باش.... واسه این عاشق مجنون
رو تن این خاک تشنه........ تو ببار همیشه بارون
سخنم بی جا نیست
فصل در من گم شد
عاشقی پیدا نیست
صبح آرام رسیده ست
آفتاب اینجا نیست
من نسیمی خواهم
وزشش اینجا نیست
آسمانم همه جایش ابریست
نم نمی زیبا نیست
كوه من منتظر رنگ سپیدست
جز سیاهی در اینجا چیزی پیدا نیست .......
تو ای همزادِ همخونه ! چی می شه عاشقم باشی...
دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما
دو همنفس ، دو همزبون ، دو همسفر ، دو همصدا...
تو ای پایان تنهایی! پناه آخر من باش
تُو این شب مرگی پاییز بهارِ باور من باش
بذار از مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه
می خوام آیینه خونه با چشمات همنشین باشه...
دلم گرفت ای هم نفس...
پَرم شكست تُو این قفس...
تُو این غبار ، تُو این سكوت
چه بیصدا نفس نفس ...
تا با غم عشق تو مرا کار اُفتاد
بیچاره دلم در غم بسیار اُفتاد
بسیار فُتاده بود، هم در غم عشق
اما نه چنین زار که این بار اُفتاد
هر روز دلم در غم تو زارتر است
و ز من، دل بی رحم تو بیزارتر است
بگذاشتی اما غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادارتر است