userinfo close

  ,

شعر پارسی


persianpoem

تاسیس: 12 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد جواد نجفی - معاونان
 

عنوان بحث

محمد رضا  جعفری , mohammadrezajafary
محمد رضا جعفری - 21:24 1386/10/27

یك نفر دنبال خدا می‌گشت.......

یك نفر دنبال خدا می‌گشت.......
یك نفر دنبال خدا می‌گشت، شنیده بود كه خدا آن بالاست و عمری دیده بود كه دست‌ها رو به

آسمان قد می‌كشد. پس هر شب از پله‌های آسمان بالا می‌رفت، ابرها را كنار می‌زد، چادرشب

آسمان را می‌تكاند، ماه را بو می‌كرد و ستاره‌ها را زیر و رو .

او می‌گفت: ( خدا حتماً یك جایی همین جاهاست) و دنبال تخت بزرگی می‌گشت به نام

عرش، كه كسی بر آن تكیه زده باشد. او همه آسمان را گشت اما نه تختی بود و نه كسب.

نه ردپایی روی ماه بود و نه شانه‌ای لای ستاره‌ها

از آسمان دست كشید، از جست و جوی آن آبی بزرگ هم. آن وقت نگاهش به زمین زیر

پایش افتاد. زمین پهناور بود و عمیق. پس جا داشت كه خدا را در خود پنهان كند.

زمین را كند، ذره‌ ذره و لایه لایه و هر روز فروتر رفت و فروتر.

خاك سرد بود و تاریك و نهایت آن جز یك سیاهی بزرگ چیز دیگری نبود. نه پایین و

نه بالا نه زمین و نه آسمان. خدا را پیدا نكرد. اما هنوز كوه‌ها مانده بود. دریاها و

دشت‌ها هم. پس گشت و گشت و گشت.

پشت كوه‌ها و قعر دریا را، وجب به وجب دشت را. زیر تك تك همه ریگ‌ها را .

لای همه قلوه سنگ‌ها و قطره قطره آب‌ها را .اما خبری نبود، از خدا خبری نبود.

نا امید شد از هرچه گشتن بود و هرچه جست و جو. آن وقت نسیمی وزیدن گرفت.

شاید نسیم فرشته‌ بود كه می‌گفت خسته نباش كه خستگی مرگ است.هنوز مانده است ،

وسیع‌ترین و زیباترین و عجیب‌ترین سرزمین هنوز مانده است. سرزمین گمشده‌ای كه

نشانی‌اش روی هیچ نقشه‌ای نیست.

نسیم دور او گشت و گفت: این جا مانده است این جا كه نامش تویی.

و تازه او خودش را دید، سرزمین گمشده را دید. نسیم دریچه كوچكی را گشود.

راه ورود تنها همین بود و او پا بر دلش گذاشت و وارد شد. خدا آن‌جا بود.

بر عرش تكیه زده بود و او تازه دانست عرشی كه در پی‌اش بوده همین جاست.

سال‌ها بعد وقتی كه او به چشم‌های خود برگشت، خدا همه‌جا بود، هم در آسمان و

هم در زمین. هم زیر ریگ‌های دشت و هم پشت قلوه‌سنگ‌های كوه،

هم لای ستاره‌ها و هم روی ماه
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رضا فر , reza_far
رضا فر - 16:01 1387/09/28
1

رباعیات پشیمانى

(1)

یا رب ز كرم درى به رویم بگشا *** راهى كه در او نجات باشد بنما

مستغنیم از هر دو جهان كن به كرم *** جز یاد تو هرچه هست بر از دل ما

(2)

یا رب ز كرم حال دعا بخش مرا *** از حال دعا جرم و خطا بخش مرا

تا امشب اگر مرا نیامرزیدى *** امشب به على مرتضى بخش مرا

(3)

یا رب مددى كه بى پناهیم همه *** اى بحر كرم غرق گناهیم همه

اى باعث روسفیدى روسیه ان *** بر ما نظرى كه روسیاهیم همه

(4)

یا رب تو به فضل خویش دلشادم كن *** گشتم ز گنه خراب آبادم كن

بگریختم از درگه تو یك چندى *** بد كردم و بازگشتم آزادم كن

(5)

یا رب مكن اندر صف محشر خجلم *** من كرده گناه و پیش خود منفعلم

اندر دو جهان ببخش و رحمى بنما *** چون غیر تو امّید نباشد به دلم

(6)

عصیان خلایق از چه صحرا صحراست *** در پیش عنایت تو یك برگ گیاست

هرچند گناه ما كشتى كشتى است *** غم نیست كه رحمت تو دریا دریاست

ابوسعید ابوالخیر

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.