userinfo close

  ,

ادبیات فارسی


persianlitretur

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
با درود بر سروران گرامی. با توجه به این که، این انجمن پیرامون میراث گرانبهای نیاکان، یعنی زبان ادامه »
با درود بر سروران گرامی.


با توجه به این که، این انجمن پیرامون میراث گرانبهای نیاکان، یعنی زبان و ادبیات فارسی سخن می گوید، بایسته است از به كار بردن واژه های نادرخور، باز کردن جستارهای سیاسی و بی ربط و همچنین توهین به اندیشه و باورهای مذهبی دیگران پرهیز کنیم.

بدیهی است در صورت تخلف از این موارد ، بدون توجه به این که شما چه کسی هستید ، مسدود و از ادامه فعالیت شما در این انجمن ، برای مدت معینی جلوگیری خواهد شد.

با سپاس.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
214
1700
90/9/28 (23:05)
109
1265
90/12/12 (13:38)
740
3275
91/3/3 (01:15)
0
1
91/2/29 (23:24)
1
0
91/2/5 (13:36)
1692
12045
90/12/21 (16:16)
0
1
90/11/27 (10:59)
6
11
90/11/18 (19:05)
6
7
90/11/18 (19:03)
27
12
90/10/17 (00:09)
2
10
90/10/14 (15:37)
2
13
90/10/13 (23:55)
0
10
90/10/12 (10:46)
0
2
90/9/30 (15:02)
0
5
90/9/30 (01:45)
1
22
90/9/30 (00:58)
10
144
90/9/29 (10:26)
0
8
90/9/28 (23:52)
1
3
90/9/28 (23:47)
2
6
90/9/28 (23:40)

عنوان بحث

شهرزاد  , shahrzad_ne
شهرزاد - 00:23 1390/09/30

خاطره ها ... مرا ببوس برای آخرین بار !!

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرین بار، تو را خدانگهدار که می روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت . . .

سال ها در بازار تهران (سرای بلورفروش ها) کسب و کار مختصری داشت. قدی بلند و مویی سفید. آرام و شمرده صحبت می کرد، حتی با مشتری های سمجی که برای بلور خریدن هم چانه می زدند چنان آرام سخن می گفت، که گویی می ترسد بلورها تاب قال و مقال را نیآورده و از روی رف ها سقوط کنند.

مغازه اش دربازار سنتی تهران نه بزرگ بود و نه کوچک.

تحمل آنهایی را که یادش بودند و به دیدارش می آمدند

بیشتر داشت تا مشتری ها را.

حسن گل نراقی خواننده ای غیر حرفه ای اما اهل ذوق بود.

در سال های پس از کودتای 28 مرداد که بسیاری دور هم به

غم خواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند، ترانه ای را

که حیدر رقابی سروده بود خواند. با همین ترانه نامش در لیست خوانندگان ایران قرار گرفت. خودش می گفت: «به

تشویق دوستان ترانه دیگری هم خواندم، اما خیلی زود

 

تصمیم گرفتم کنار بکشم. صدای من با مراببوس باید در

 

خاطرها می ماند. از بچگی عشق کوزه گری و بلور سازی

داشتم. رسیدم به سرای بلورفروش ها. هیچکس در این سرای

بی کسی نمی داند من کیستم و مراببوس چیست!»

در سال های بعد از کودتای 28 مرداد، بسیاری از شنوندگان ترانه غمگین و درعین حال شورانگیز مرا ببوس، بر این تصور بودند که شعر این ترانه را سرهنگ ژاندارمرى عزت الله سیامک از رهبران سازمان نظامی حزب توده ایران، پیش از اعدام در27 مهر ماه 1333 در زندان و در وصف سرنوشت غم انگیز افسرانی که اعدام می شدند، سروده است. عده ای دیگر هم فکر می کردند این ترانه را سرهنگ دوم توپخانه محمدعلى مبشری عضو دیگر رهبری این سازمان در وصف سیامک سروده است. به دنبال این شایعه بود که سرانجام مطبوعات به اشاره ساواک نوشتند، سراینده ترانه عاشقانه مراببوس شاعری به نام حیدررقابی است نه سرهنگان حزب توده. همین افشاگری باعث شد،گذر شاعر و خواننده این ترانه به زندان تیمور بختیار و سازمان ساواک کشیده شود. شاعر ترانه مرا ببوس «حیدر رقابی» از دوستداران مصدق بود که بعد از کودتای 1332 این ترانه را سرود. عده ای بر این اعتقاد هستند که انگیزه حقیقی سرودن این ترانه «گروه افسران» بود که همگی بعد از کودتای سیاه 32 تیرباران شدند و آهنگساز این ترانه نیز «مجید وفادر» است.

درسال های پس از کودتا؛ گل نراقی نیز چند بار به ساواک

احضار شد تا بگوید با چه انگیزه ای مراببوس را خوانده

است:« هر بار توانستم بازجوها را قانع کنم که این ترانه را

فقط به دلیل زیبایی عاشقانه آن خوانده و اساسا خواننده

حرفه ای نیستم. یک بار خواندم و دیگر هم نمی خوانم.»

همین بازجویی ها را حیدر رقابی هم پس داد. انکار او دشوار

تر از گل نراقی بود، زیرا پس از کودتا مدتی زندانی بود و

پرونده سیاسی داشت.

حیدر رقابى با تخلص «هاله» نخستین بار شعر مرا ببوس را در مجموعه «آسمان اشك» در سال 1329 به چاپ رساند.

عبدالرحیم جعفرى، مدیر وقت انتشارات امیركبیر و ناشر

كتاب فوق مى گوید: «اوایل سال 1329

در كوران مبارزات

مردم و دولت و احزاب چپ و راست با جوان پرشورى آشنا

شدم به نام حیدرعلى رقابى متخلص به «هاله»، از خویشان

بیژن ترقى مدیر كتاب فروشى خیام بود. ملى گرایى بود

شوریده و شیفته دكتر محمد مصدق. جوانى بود فروتن و

مومن و معتقد و در مبارزات ملى سخت فعال.

دفتر شعرى داشت كه آن را در هزار نسخه به نام «آسمان

اشك» چاپ كردم. در این دفتر قطعه شعرى بود با عنوان

«مرا ببوس» كه بعد ها مجید وفادار، ویولنیست معروف براى

این شعر آهنگى ساخت و پرویز یاحقى با ویولن و حسن گل

نراقى با صداى مخملى خود در رادیو ایران آن را اجرا

كردند كه اقبال عام یافت و برحسب خواهش شنوندگان به

دفعات از رادیو ایران پخش شد.»

اما حقیقت این است که ماجرای ساخت این ترانه به هیچ

وجه به کودتا ربطی نداشته است، شاید شاعر آن را تحت تاثیر

وقایع سیاسی روز سروده باشد اما آهنگ این ترانه برای

موسیقی متن یک فیلم سینمایی ساخته شد . مجید وفادار

آهنگساز این ترانه، ماجرا را در مصاحبه‌ای در شماره 1418 هفته‌نامه تهران مصور مورخ 11 آذر ماه 1349 چنین شرح

می‌دهد: «... در این دوره من گاه گاهی برای فیلم‌ها هم

آهنگ می‌ساختم. یادم می‌آید یكی از این فیلم‌ها «اتهام» نام

داشت. تهیه‌كنندگان فیلم از من یك آهنگ نو خواستند و

من برای این فیلم آهنگی ساختم كه بعدها به نام «مرا ببوس»

معروف شد ... به یاد می‌آورم روزهایی را كه این آهنگ سر

زبان‌ها افتاده بود و داستان‌هایی را كه برای آن ساخته بودند.

این آهنگ شاید نقطه عطف موسیقی جاز ایران بود. چرا كه

بعد از آن خواننده‌های دیگری به رادیو آمدند و موسیقی

جاز نضج پیدا كرد... شعر این آهنگ از حیدر رقابی (هاله)

بود كه متاسفانه در ایران نماند و برای همیشه بار سفر بست و به

آمریكا رفت...»

ترانه«مرا ببوس» برای فیلم «اتهام» ساخته شاپور یاسمی كه در

اردیبهشت ماه سال1335 روی پرده رفت، ساخته شد و در

یكی از صحنه‌های فیلم توسط خواننده نه چندان معروفی به

نام «پروانه» (ترانه شب های تهران هم از اوست و به اشتباه به

خاطره پروانه نسبت داده می شود) و با لب‌خوانی ژاله علو

خوانده شد.

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شهرزاد  , shahrzad_ne
شهرزاد - 00:58 1390/09/30
1

متن کامل این ترانه به این شرح است:

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در میان توفان هم پیمان با قایقران ها

گذشته از جان باید بگذشت از توفان ها

به نیمه شب ها دارم با یارم پیمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنم

نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من میفکن

دختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می مانم، تا سر بگذاری بر سر من

دختر زیبا از برق نگاه تو، اشگ بی گناه تو، روشن گردد یک

امشب من

ستاره مرد سپیده دم، به رسم یک اشاره، نهاده دیده برهم،

میان پرنیان غنوده بود.

در آخرین نگاهش نگاه بی گناهش، سرود واپسین سروده بود.

بین که من از این پس دل در راه دیگر دارم.

به راه دیگر شوری دیگر در سر دارم

به صبح روشن باید از آن دل بردارم، که عهد خونین با صبحی

روشن تر دارم... ها

مراببوس

این بوسه وداع

بوی خون می دهد .....

---------------------------

http://www.csiarts.com

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.